1 00:00:00,430 --> 00:00:03,430 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,430 --> 00:00:08,429 بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها 3 00:00:08,429 --> 00:00:13,429 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد 4 00:00:13,429 --> 00:00:15,429 انجمن مواضع 5 00:00:15,429 --> 00:00:17,429 پیشبرد 6 00:00:17,429 --> 00:00:21,500 تصاویری از زندگی فالوورها 7 00:00:21,500 --> 00:00:25,910 نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا 8 00:00:25,910 --> 00:00:27,910 خدا رحمتش کند 9 00:00:27,910 --> 00:00:33,020 سیله بن عشایام العدوی 10 00:00:33,020 --> 00:00:35,020 خدا رحمتش کند 11 00:00:41,310 --> 00:00:46,579 سیله بن عشایام العدوی 12 00:00:46,579 --> 00:00:48,579 نمازگزار شب 13 00:00:48,579 --> 00:00:51,579 و شوالیه روز 14 00:00:51,579 --> 00:00:55,869 زمانی بود که تاریکی پرده خود را بر کائنات گشود 15 00:00:55,869 --> 00:00:58,869 و جنوب به بستر آن تحویل شد 16 00:00:58,869 --> 00:01:00,869 برخاست و وضو گرفت 17 00:01:00,869 --> 00:01:04,870 سپس در محراب خود به صف شد و نماز خود را آغاز کرد 18 00:01:04,870 --> 00:01:06,870 او به شدت نگران پروردگارش بود 19 00:01:06,870 --> 00:01:09,969 و عصری الهی در درون او می درخشد 20 00:01:09,969 --> 00:01:13,969 بصیرت او تمام هستی را روشن می کند 21 00:01:13,969 --> 00:01:16,969 نشانه های خدا را در افق به او نشان می دهد 22 00:01:16,969 --> 00:01:21,030 علاوه بر آن به تلاوت قرآن فجر علاقه داشت 23 00:01:21,030 --> 00:01:24,030 وقتی آخرین ساعت شب فرا می رسد 24 00:01:24,030 --> 00:01:28,030 او با مصلوب شدن خود بر اجزای قرآن خم شد 25 00:01:28,030 --> 00:01:31,030 شروع کرد به تلاوت آیات صریح خداوند 26 00:01:31,030 --> 00:01:35,030 با صدایی دلنشین و صدایی دلنشین 27 00:01:35,030 --> 00:01:38,060 گاهی در قرآن شیرینی می یابد 28 00:01:38,060 --> 00:01:40,060 دلش را بگیر 29 00:01:40,060 --> 00:01:44,060 ترس از خدا بر هسته او غالب می شود 30 00:01:44,060 --> 00:01:47,060 و دیگری قرآن را حس می کند 31 00:01:47,060 --> 00:01:50,219 فروتنی قلبش را شکست 32 00:01:50,219 --> 00:01:52,219 او نسبتی با ابن عشیام نداشت 33 00:01:52,219 --> 00:01:55,379 او هرگز این عبادت خود را ترک نمی کند 34 00:01:55,379 --> 00:01:57,379 هیچ تفاوتی در راه حل آن وجود ندارد 35 00:01:57,379 --> 00:02:00,379 و سفر، کار و اوقات فراغتش 36 00:02:00,379 --> 00:02:03,609 جعفر بن زید روایت کرده که گفت: 37 00:02:03,609 --> 00:02:06,609 با لشکری از لشکریان مسلمان بیرون رفتیم 38 00:02:06,609 --> 00:02:09,610 در مهاجمان به شهر کابل 39 00:02:09,610 --> 00:02:12,610 خواهش می کنم خدا آن را برای ما باز کند 40 00:02:12,610 --> 00:02:15,610 سیله بن عشایام در لشکر بود 41 00:02:15,610 --> 00:02:18,669 وقتی شب فرا رسید، 42 00:02:18,669 --> 00:02:20,669 ما به نوعی هستیم 43 00:02:20,669 --> 00:02:22,669 سربازها رفتند 44 00:02:22,669 --> 00:02:24,669 مقداری از غذا را گرفتند 45 00:02:24,669 --> 00:02:27,669 شام آخر را انجام دادند 46 00:02:27,669 --> 00:02:30,669 سپس برای جستجو به اردوگاه های خود رفتند 47 00:02:30,669 --> 00:02:32,669 بعد کمی استراحت کن 48 00:02:32,669 --> 00:02:34,669 ارتباط ابن عشيام را ديدم 49 00:02:34,669 --> 00:02:37,669 همانطور که آنها رفتند به سفر می رود 50 00:02:37,669 --> 00:02:40,669 و اجازه دهید پهلویش دراز بکشد همانطور که آنها کردند 51 00:02:40,669 --> 00:02:42,669 پس با خودم گفتم 52 00:02:42,669 --> 00:02:45,669 نماز مرد را کجا می بینند؟ 53 00:02:45,669 --> 00:02:47,669 و او را پرستش کنید 54 00:02:47,669 --> 00:02:49,669 و از قیامت بر او عزادارند 55 00:02:49,669 --> 00:02:51,669 تا زمانی که پاها ورم کنند 56 00:02:51,669 --> 00:02:53,830 به خدا قسم امشب به او نگاه خواهم کرد 57 00:02:53,830 --> 00:02:57,060 بنابراین می توانم ببینم آن چیست 58 00:02:57,060 --> 00:03:00,060 به محض اینکه سربازها به خواب رفتند 59 00:03:00,060 --> 00:03:03,060 تا اینکه دیدم از خواب بیدار شد 60 00:03:03,060 --> 00:03:05,060 او در کنار ارتش است 61 00:03:05,060 --> 00:03:07,060 پوشیده در تاریکی 62 00:03:07,060 --> 00:03:09,060 او وارد جنگل وفاداری می شود 63 00:03:09,060 --> 00:03:11,060 آبیاری درختان 64 00:03:11,060 --> 00:03:13,060 بی رحمی علف های هرز 65 00:03:13,060 --> 00:03:17,060 گویی مدت زیادی است که دو پا روی آن نگذاشته است 66 00:03:17,060 --> 00:03:20,060 بنابراین من او را دنبال کردم 67 00:03:20,060 --> 00:03:23,060 وقتی به جایی دور رسید، 68 00:03:23,060 --> 00:03:26,060 قبله را جستجو کن و با آن رو به رو شو 69 00:03:26,060 --> 00:03:28,060 و برای دعا بزرگ شو 70 00:03:28,060 --> 00:03:30,060 و در آن غوطه ور شد 71 00:03:30,060 --> 00:03:32,060 از دور بهش نگاه کردم 72 00:03:32,060 --> 00:03:34,060 دیدم صورتش می درخشد 73 00:03:34,060 --> 00:03:36,060 اعضای مقیم 74 00:03:36,060 --> 00:03:38,060 روح آرام 75 00:03:38,060 --> 00:03:40,060 گویی در تنهایی می یابد که فراموش می کند 76 00:03:40,060 --> 00:03:42,060 و در دوردست، نزدیک 77 00:03:42,060 --> 00:03:45,060 و در تاریکی نوری درخشان است 78 00:03:45,060 --> 00:03:47,060 و همانطور که هست 79 00:03:47,060 --> 00:03:51,060 یک شیر از سمت شرقی جنگل به ما ظاهر شد 80 00:03:52,060 --> 00:03:56,060 به محض اینکه تاییدش کردم قلبم از این موضوع ترسید 81 00:03:56,060 --> 00:03:58,060 من یک درخت را آیش درست کردم 82 00:03:58,060 --> 00:04:00,060 بخاطر شرارتش 83 00:04:00,060 --> 00:04:04,060 اسد همچنان به ارتباط ابن عشم نزدیک می شود 84 00:04:04,060 --> 00:04:06,060 غرق در نمازش است 85 00:04:06,060 --> 00:04:10,060 تا اینکه فقط چند قدم از او فاصله داشت 86 00:04:10,060 --> 00:04:13,060 به خدا سوگند به او روی آورد و به او اهمیتی نداد 87 00:04:13,060 --> 00:04:15,060 وقتی سجده کرد 88 00:04:15,060 --> 00:04:17,060 گفتم حالا طعمه می کند 89 00:04:17,060 --> 00:04:20,060 وقتی از سجده برخاست و نشست 90 00:04:20,060 --> 00:04:24,060 شیر در کنارش ایستاده بود، انگار که به او فکر می کرد 91 00:04:24,060 --> 00:04:26,060 وقتی سلام کرد 92 00:04:26,060 --> 00:04:28,060 بی صدا به شیر نگاه کرد 93 00:04:28,060 --> 00:04:32,060 لب هایش را با کلماتی که من نشنیده بودم حرکت داد 94 00:04:32,060 --> 00:04:35,060 سپس شیر او را به آرامی ترک کرد 95 00:04:35,060 --> 00:04:37,060 و به جایی که از آنجا آمده برمی گردد 96 00:04:37,060 --> 00:04:40,750 و وقتی سحر شد 97 00:04:40,750 --> 00:04:43,750 برخاست و آنچه را نوشته بود اجرا کرد 98 00:04:43,750 --> 00:04:46,750 سپس شروع به شکرگزاری از خداوند متعال کرد 99 00:04:46,750 --> 00:04:49,750 تا حالا همچین چیزی نشنیده بودم 100 00:04:49,750 --> 00:04:51,819 سپس گفت 101 00:04:51,819 --> 00:04:55,819 خدایا از تو می خواهم که مرا از جهنم حفظ کنی 102 00:04:55,819 --> 00:04:58,819 آیا بنده گناهکاری مثل من جرات می کند؟ 103 00:04:58,819 --> 00:05:00,819 برای رفتن به بهشت 104 00:05:00,819 --> 00:05:04,819 مدام تکرار می کرد تا اینکه گریه کرد و مرا به گریه انداخت 105 00:05:04,819 --> 00:05:08,879 سپس بدون اینکه کسی متوجه شود به ارتش بازگشت 106 00:05:08,879 --> 00:05:13,879 در چشم مردم به نظر می رسید که او روی تشک ها خوابیده است 107 00:05:13,879 --> 00:05:15,879 بعدش قول دادم 108 00:05:15,879 --> 00:05:19,879 من از شب های بی خوابی، بدن بی حال و ترس از شیر رنج می برم 109 00:05:19,879 --> 00:05:24,220 آنچه خدا بهتر می داند 110 00:05:24,220 --> 00:05:27,220 ابن عاشم رابط همه اینها بود 111 00:05:27,220 --> 00:05:32,220 جایی برای پند و تذکر باقی نمی گذارد 112 00:05:32,220 --> 00:05:34,220 اما آن را تصرف کنید 113 00:05:34,220 --> 00:05:36,220 سبک او بود 114 00:05:36,220 --> 00:05:38,220 دعوت به راه پروردگارش 115 00:05:38,220 --> 00:05:41,220 با حکمت و نصیحت خوب 116 00:05:41,220 --> 00:05:43,220 او به ارواح دفعی متوسل می شود 117 00:05:43,220 --> 00:05:46,220 دل های سخت را نرم می کند 118 00:05:46,220 --> 00:05:50,220 از این رو، او به بیابان می رفت 119 00:05:50,220 --> 00:05:53,220 در پدیده بصره خلوت و عبادت 120 00:05:53,220 --> 00:05:57,220 گروهی از مردان جوان در این قرارها حضور داشتند 121 00:05:57,220 --> 00:05:59,220 او به جوانان آزادی عمل داد 122 00:05:59,220 --> 00:06:03,220 او سرگرم می شود، بازی می کند، لذت می برد و سرگرم می شود 123 00:06:03,220 --> 00:06:05,220 با ادب به آنها سلام کرد 124 00:06:05,220 --> 00:06:09,220 آنها را به آرامی خطاب می کند و به آنها می گوید 125 00:06:09,220 --> 00:06:14,220 درباره مردمی که برای امری بزرگ عازم سفر شده اند چه می گویید؟ 126 00:06:14,220 --> 00:06:20,220 اما در طول روز برای تفریح و بازی از جاده دور می شدند 127 00:06:20,220 --> 00:06:23,220 شب ها برای استراحت می مانند 128 00:06:23,220 --> 00:06:26,220 چه زمانی آنها را در حال تکمیل سفر خود می بینید؟ 129 00:06:26,220 --> 00:06:28,220 و به هدف خود می رسند 130 00:06:28,220 --> 00:06:32,220 مدام می گفت زمان دوباره می رسد 131 00:06:32,220 --> 00:06:35,319 او یک بار آنها را ملاقات کرد 132 00:06:35,319 --> 00:06:37,319 او مقاله خود را به آنها گفت 133 00:06:37,319 --> 00:06:40,480 مرد جوانی در میان آنها برخاست و گفت 134 00:06:41,480 --> 00:06:45,480 به خدا قسم این به هیچ کس جز ما نیست 135 00:06:45,480 --> 00:06:49,480 روزها تفریح می کنیم و شب ها می خوابیم 136 00:06:49,480 --> 00:06:52,579 سپس آن جوان در کنار یارانش قرار گرفت 137 00:06:52,579 --> 00:06:56,579 از آن روز به بعد پیوند ابن عشیمه را دنبال کرد 138 00:06:56,579 --> 00:07:00,579 او تا زمانی که یقین به او رسید در جمع او ماند 139 00:07:00,579 --> 00:07:02,699 آن هم همین است 140 00:07:02,699 --> 00:07:08,699 او یک روز را با گروهی از دوستانش به مقصدی می گذراند 141 00:07:08,699 --> 00:07:13,699 سپس جوان شگفت انگیزی به نام رایان الصبا از کنار آنها گذشت 142 00:07:13,699 --> 00:07:19,699 جامه‌اش را دراز کرد تا آن‌جا که مثل اسب شروع به کشیدن آن روی زمین کرد 143 00:07:19,699 --> 00:07:21,699 دوستانش جوان را درک کردند 144 00:07:21,699 --> 00:07:26,699 می خواستند او را به شدت با زبان و دست بگیرند 145 00:07:26,699 --> 00:07:28,699 گفت وصل کن 146 00:07:28,699 --> 00:07:31,740 اجازه دهید آن را برای شما متوقف کنم 147 00:07:31,740 --> 00:07:33,740 سپس به مرد جوان نزدیک می شوم 148 00:07:33,740 --> 00:07:36,740 با مهربانی به ابوشفیق گفت 149 00:07:36,740 --> 00:07:38,740 و لحن یک دوست صمیمی 150 00:07:38,740 --> 00:07:40,740 برادرزاده ام 151 00:07:40,740 --> 00:07:42,769 من به تو نیاز دارم 152 00:07:42,769 --> 00:07:44,769 بنابراین fatta متوقف شد 153 00:07:44,769 --> 00:07:46,769 گفت: این چیه عمو؟ 154 00:07:46,769 --> 00:07:49,769 گفت لباست را بلند کن 155 00:07:49,769 --> 00:07:52,769 این باعث می شود لباس شما سبک تر شود 156 00:07:52,769 --> 00:07:54,769 و من به درگاه پروردگارت دعا می کنم 157 00:07:54,769 --> 00:07:56,769 و به سنت پیامبرت نزدیکتر 158 00:07:56,769 --> 00:07:58,769 الفت با شرم گفت 159 00:07:58,769 --> 00:08:01,769 بله، و یک نعمت در ذهن است 160 00:08:01,769 --> 00:08:05,060 سپس سریع لباسش را بلند کرد 161 00:08:05,060 --> 00:08:07,060 فرمود: سیله به یارانش 162 00:08:07,060 --> 00:08:10,060 این بهتر از چیزی است که شما می خواستید 163 00:08:10,060 --> 00:08:14,060 حتی اگر او را کتک زدی و توهین کردی 164 00:08:14,060 --> 00:08:16,060 کتک زدنت و توهین کردن 165 00:08:16,060 --> 00:08:21,779 لباسش را باز گذاشت و با آن زمین را پاک کرد 166 00:08:21,779 --> 00:08:25,779 روزی جوانی از بصره نزد او آمد 167 00:08:25,779 --> 00:08:26,779 و او گفت 168 00:08:26,779 --> 00:08:30,779 به من پدرم، مو قرمز را از آنچه خدا به تو آموخته است، بیاموز 169 00:08:30,779 --> 00:08:32,779 فهش با بیش ارتباط دارد 170 00:08:32,779 --> 00:08:34,779 و او گفت 171 00:08:34,779 --> 00:08:38,779 تو ای برادرزاده ام گذشته ای را به یاد من انداختی که هرگز فراموش نمی کنم 172 00:08:38,779 --> 00:08:41,779 جایی که من آن موقع جوانی مثل شما بودم 173 00:08:41,779 --> 00:08:47,879 پس نزد بقیه اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتم 174 00:08:47,879 --> 00:08:48,879 و من به آنها گفتم 175 00:08:48,879 --> 00:08:51,879 آنچه را خدا به تو آموخت به من بیاموز 176 00:08:51,879 --> 00:08:53,879 به من گفتند 177 00:08:53,879 --> 00:08:57,879 قرآن را حافظ جان و چشمه دلت قرار ده 178 00:08:57,879 --> 00:09:01,879 او را نصیحت می کنم و مسلمانان را درباره او نصیحت می کنم 179 00:09:01,879 --> 00:09:05,879 و تا می توانید از خداوند متعال دعا کنید 180 00:09:05,879 --> 00:09:08,070 فتا به او گفت 181 00:09:08,070 --> 00:09:10,070 برام دعا کن ثواب خوبی نصیبت بشه 182 00:09:10,070 --> 00:09:12,070 و او گفت 183 00:09:12,070 --> 00:09:15,070 خداوند متعال آنچه را که باقی می ماند برای شما می خواهد 184 00:09:15,070 --> 00:09:18,070 و پرهیز شما از آنچه هلاک می شود 185 00:09:18,070 --> 00:09:22,070 او به شما اطمینان داد که روحها در آن آرامش پیدا می کنند 186 00:09:22,070 --> 00:09:26,740 در دین به او تکیه شده است 187 00:09:26,740 --> 00:09:29,740 مربوط به سیله بن عشم بود 188 00:09:29,740 --> 00:09:32,740 پسر عموی به نام معاذ العدویه 189 00:09:32,740 --> 00:09:35,740 او نیز مانند او پیرو بود 190 00:09:35,740 --> 00:09:40,740 آنجا که با مادر مؤمنین عایشه رضی الله عنها ملاقات کردم 191 00:09:40,740 --> 00:09:42,740 و من آن را از او گرفتم 192 00:09:42,740 --> 00:09:44,740 سپس حسن البصری با او ملاقات کرد 193 00:09:44,740 --> 00:09:46,740 خداوند روحش را قرین رحمت کند 194 00:09:46,740 --> 00:09:47,740 و از او شنید 195 00:09:47,740 --> 00:09:52,740 او پاک و پارسا و زاهد بود 196 00:09:52,740 --> 00:09:57,740 عادتش بود وقتی شب فرا می رسید می گفت: 197 00:09:57,740 --> 00:10:00,740 شاید این آخرین شب من باشد 198 00:10:00,740 --> 00:10:03,740 تا صبح نخوابید 199 00:10:03,740 --> 00:10:06,740 و وقتی روشن شد، او باید بگوید: 200 00:10:06,740 --> 00:10:09,740 شاید این آخرین روز من باشد 201 00:10:09,740 --> 00:10:13,740 هیچ کس نمی تواند تا عصر با او در آرامش باشد 202 00:10:13,740 --> 00:10:17,740 او در زمستان لباس های نازک می پوشید 203 00:10:17,740 --> 00:10:21,740 تا زمانی که سرما مانع از خوابیدن او شود 204 00:10:21,740 --> 00:10:23,740 و دست از عبادت بردارد 205 00:10:23,740 --> 00:10:27,740 شب را به دعا و خواندن گذراند 206 00:10:27,740 --> 00:10:29,740 اگر خوابش برد 207 00:10:29,740 --> 00:10:32,740 بلند شد و در خانه قدم زد و گفت: 208 00:10:32,740 --> 00:10:36,740 پیش تو ای جان، خوابی طولانی است 209 00:10:36,740 --> 00:10:39,740 فردا برای مدت طولانی در قبر دراز می کشی 210 00:10:39,740 --> 00:10:43,740 یا از روی حسرت یا از روی شادی 211 00:10:43,740 --> 00:10:46,740 پس امروز خودت را انتخاب کن، معاذ 212 00:10:46,740 --> 00:10:50,740 چیزی که دوست داری فردا باشی 213 00:10:52,110 --> 00:10:58,110 ابن عاشم با وجود شدت عبادت و زهد شدید هیچ ارتباطی نداشت 214 00:10:58,110 --> 00:11:03,110 رو گردانی از سنت پیامبرش صلی الله علیه و آله 215 00:11:03,110 --> 00:11:06,110 پس خود از پسر عمویش معاذه خواستگاری کرد 216 00:11:06,110 --> 00:11:10,240 وقتی روزی بود که به او داده شد 217 00:11:10,240 --> 00:11:12,240 برادرزاده اش او را بزرگ کرد 218 00:11:12,240 --> 00:11:15,240 پس او را به دستشویی برد 219 00:11:15,240 --> 00:11:18,240 سپس او را به خانه ای زیبا نزد او آورد 220 00:11:18,240 --> 00:11:20,240 وقتی با هم شدند 221 00:11:20,240 --> 00:11:24,240 برخاست و دو رکعت سنت را خواند 222 00:11:24,240 --> 00:11:27,240 پس نماز او را خواند و از او تقلید کرد 223 00:11:27,240 --> 00:11:30,399 سپس سحر و جادو نماز آنها را جذب کرد 224 00:11:30,399 --> 00:11:34,399 پس تا سپیده دم با هم به نماز ادامه دادند 225 00:11:34,399 --> 00:11:36,460 وقتی ناهار بود 226 00:11:36,460 --> 00:11:39,460 برادرزاده اش نزد او آمد و گفت 227 00:11:39,460 --> 00:11:42,460 عمو دختر عمویت را به تو دادم 228 00:11:42,460 --> 00:11:46,460 پس تمام شب را خواند و ترک کرد 229 00:11:46,460 --> 00:11:49,460 گفت: برادرزاده ام. 230 00:11:49,460 --> 00:11:54,460 دیروز مرا به خانه ای آوردی که مرا یاد جهنم انداخت 231 00:11:54,460 --> 00:11:56,460 بعد یکی دیگه گرفتم 232 00:11:56,460 --> 00:11:58,460 مرا به یاد بهشت انداخت 233 00:11:58,460 --> 00:12:02,460 تا الان هنوز به آنها فکر می کردم 234 00:12:02,460 --> 00:12:04,720 الفت گفت 235 00:12:04,720 --> 00:12:06,720 تو چی هستی عمو 236 00:12:06,720 --> 00:12:07,720 و او گفت 237 00:12:07,720 --> 00:12:09,720 تو منو بردی تو حموم 238 00:12:09,720 --> 00:12:12,720 پس آزادی جهنم را به من یادآوری کن 239 00:12:12,720 --> 00:12:15,720 سپس مرا به خانه ارس آورد 240 00:12:15,720 --> 00:12:18,720 پس مرا به نیکی او یاد کن، نیکی بهشت 241 00:12:18,720 --> 00:12:24,190 وصلت ابن عاشیمه، عواحه و عوابه نبود 242 00:12:24,190 --> 00:12:27,190 فقط یک عابد زاهد 243 00:12:27,190 --> 00:12:31,190 علاوه بر این، او یک شوالیه جنگجو بود 244 00:12:31,190 --> 00:12:33,190 و یک جنگجوی قهرمان 245 00:12:33,190 --> 00:12:38,190 من به ندرت میدان های جنگی قدرتمندتر از این را می شناسم 246 00:12:38,190 --> 00:12:41,190 یا یک نفس قوی تر یا یک شمشیر تیزتر 247 00:12:41,190 --> 00:12:47,190 تا اینکه سران مسلمانان برای جذب او به سوی خود به رقابت پرداختند 248 00:12:47,190 --> 00:12:51,190 هر کدام از آنها می خواهند به ارتش خود بپیوندند 249 00:12:51,190 --> 00:12:56,320 او به لطف شجاعت خود به پیروزی بزرگی که آرزوی آن را دارد می رسد 250 00:12:56,320 --> 00:12:58,320 جعفر بن زید روایت کرده که گفت 251 00:12:58,320 --> 00:13:02,320 ما به لشکرکشی رفتیم و سیله بن عشم را با خود آوردیم 252 00:13:02,320 --> 00:13:04,320 و هشام بن عامر 253 00:13:04,320 --> 00:13:06,320 وقتی با دشمن روبرو شدیم 254 00:13:06,320 --> 00:13:10,320 عنبری سیله و همراهش از صفوف مسلمانان بودند 255 00:13:10,320 --> 00:13:15,320 با نیزه و شمشیر به انبوه دشمنان حمله کرد 256 00:13:15,320 --> 00:13:20,320 حتی تاثیر آن در جبهه ارتش قابل توجه بود 257 00:13:20,320 --> 00:13:23,320 برخی از سران دشمن به یکدیگر گفتند 258 00:13:23,320 --> 00:13:28,320 دو مرد از سربازان مسلمان همه اینها را به ما تحمیل کردند 259 00:13:28,320 --> 00:13:31,320 پس اگر با همه ما جنگیدند چه؟ 260 00:13:31,320 --> 00:13:36,320 تحت حاکمیت مسلمانان قرار گرفتند و اطاعت از آنان را مدیون بودند 261 00:13:36,320 --> 00:13:40,700 در سال شصت و هفتاد هجری قمری 262 00:13:40,700 --> 00:13:45,700 سیله بن عشم در غزوات خود با سپاهیان مسلمان بیرون رفت 263 00:13:45,700 --> 00:13:48,700 عازم ماوراءالنهر 264 00:13:48,700 --> 00:13:51,700 او توسط پسر خدا همراه بود 265 00:13:51,700 --> 00:13:53,759 زمانی که این دو گروه به هم رسیدند 266 00:13:53,759 --> 00:13:55,759 گرمای جنگ بیداد کرد 267 00:13:55,759 --> 00:13:57,759 سیله به پسرش گفت 268 00:13:57,759 --> 00:13:59,759 یعنی قهوه ای 269 00:13:59,759 --> 00:14:01,759 پیش بروید و با دشمنان خدا بجنگید 270 00:14:01,759 --> 00:14:06,759 پس من تو را از کسانی می شمارم که سپرده ها نزد او از بین نمی رود 271 00:14:06,759 --> 00:14:09,950 الفتا به جنگ با دشمن رفت 272 00:14:09,950 --> 00:14:12,950 تیر نیز از کمان رها می شود 273 00:14:12,950 --> 00:14:18,019 او به مبارزه ادامه داد تا اینکه به شهادت رسید 274 00:14:18,019 --> 00:14:22,019 فقط پدرش بود که او را دنبال کرد 275 00:14:22,019 --> 00:14:26,019 به مبارزه ادامه داد تا اینکه در کنارش به شهادت رسید 276 00:14:26,019 --> 00:14:29,080 وقتی عزاداریشان به بصره رسید 277 00:14:29,080 --> 00:14:34,080 زنان برای دلجویی از او به سوی دشمن روی آوردند 278 00:14:34,080 --> 00:14:36,080 او به آنها گفت 279 00:14:36,080 --> 00:14:39,080 اگه اومدی بهم تبریک بگی 280 00:14:39,080 --> 00:14:41,080 خوش آمدید 281 00:14:41,080 --> 00:14:45,080 اما اگر برای چیز دیگری آمده اید 282 00:14:45,080 --> 00:14:48,080 پس آنها بازگشتند و من به آنها پاداش خوبی دادم 283 00:14:48,080 --> 00:14:53,580 خداوند این چهره های بزرگوار و سخاوتمند را رحمت کند 284 00:14:53,580 --> 00:14:57,580 از طرف اسلام و مسلمین به او پاداش نیک داد 285 00:14:57,580 --> 00:15:03,580 هیچ چیز در تاریخ بشریت بیشتر از این وارسته یا پاک شناخته نشده است 286 00:15:03,580 --> 00:15:10,720 وصلت ابن عشم را از صحابه بزرگ دریافت کرد 287 00:15:10,720 --> 00:15:13,720 و از طریق آنها نقل قول کنید 288 00:15:13,720 --> 00:15:16,940 و با اخلاق آنها ایجاد شده است 289 00:15:16,940 --> 00:15:19,490 الاصبهانی 290 00:15:19,490 --> 00:15:24,289 بهترین گوسفند یک نمونه است 291 00:15:24,289 --> 00:15:29,289 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد 292 00:15:29,289 --> 00:15:34,289 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند 293 00:15:34,289 --> 00:15:40,289 ما نمی توانیم آنها را در تعالی ذکر کنیم 294 00:15:40,289 --> 00:15:45,289 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 295 00:15:45,289 --> 00:15:50,289 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 296 00:15:50,289 --> 00:15:55,289 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 297 00:15:55,289 --> 00:15:59,289 و جهان نفس برای آنها آشکار شده است