1 00:00:00,000 --> 00:00:03,399 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,399 --> 00:00:06,889 گنجینه های زندگی نامه 3 00:00:06,889 --> 00:00:12,699 دلها به سوی خدا می چرخد 4 00:00:12,699 --> 00:00:19,059 امام بخاری رحمه الله در صحیح خود آورده است 5 00:00:19,059 --> 00:00:22,859 از سهل بن سعدان السعدی رضی الله عنه 6 00:00:22,859 --> 00:00:25,859 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 7 00:00:25,859 --> 00:00:29,059 او و مشرکان ملاقات کردند و از او پیشی گرفتند 8 00:00:29,059 --> 00:00:32,859 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تمایل داشت 9 00:00:33,859 --> 00:00:36,859 بقیه به سربازان خود رسیدگی می کردند 10 00:00:36,859 --> 00:00:40,859 و از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 11 00:00:40,859 --> 00:00:44,859 مردی که آنها را همجنسگرا یا بداخلاقی نمی خواند 12 00:00:44,859 --> 00:00:47,859 مگر اینکه او را دنبال کند و با شمشیر او را بزند 13 00:00:47,859 --> 00:00:51,859 گفته شد امروز هیچکدام از ما کافی نیستیم 14 00:00:51,859 --> 00:00:53,929 همانطور که فلانی کرد 15 00:00:53,929 --> 00:00:57,929 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 16 00:00:57,929 --> 00:01:01,020 اما او از اهل جهنم است 17 00:01:01,020 --> 00:01:05,019 مردی از مردم گفت: من دوست او هستم. 18 00:01:05,019 --> 00:01:09,019 پس با او بیرون رفت و هرگاه توقف می کرد، نزد او می ماند 19 00:01:09,019 --> 00:01:12,090 اگر شتاب بگیرد با او شتاب می گیرد 20 00:01:12,090 --> 00:01:16,090 زیرا با یقین می داند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 21 00:01:16,090 --> 00:01:19,150 از روی اشتیاق حرف نمی زند 22 00:01:19,150 --> 00:01:23,150 این مرد به شدت مجروح شد و به سرعت جان باخت 23 00:01:23,150 --> 00:01:27,150 پس شمشیر خود را بر زمین گذاشت و مگس خود را بین سینه هایش گذاشت 24 00:01:27,150 --> 00:01:31,150 سپس به شمشیر خود حمله کرد و خود را کشت 25 00:01:31,150 --> 00:01:36,219 پس مردی که از او پیروی کرد، نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفت 26 00:01:36,219 --> 00:01:40,219 گفت: شهادت می دهم که تو رسول خدا هستی. 27 00:01:40,219 --> 00:01:42,219 گفت: آن چیست؟ 28 00:01:42,219 --> 00:01:48,219 مردی که در بالا ذکر کردم گفت که او از اهل جهنم است 29 00:01:48,219 --> 00:01:50,219 بنابراین مردم آن را بزرگ می کنند 30 00:01:50,219 --> 00:01:52,219 پس من به شما گفتم که این کار را با شما انجام خواهم داد 31 00:01:52,219 --> 00:01:54,219 پس به دنبال او رفتم 32 00:01:54,219 --> 00:01:58,219 سپس به شدت مجروح شد و به سرعت درگذشت 33 00:01:58,219 --> 00:02:03,219 تیغه شمشیرش را در زمین گذاشت و مگس را بین سینه هایش گذاشت 34 00:02:03,219 --> 00:02:06,219 سپس به او حمله کرد و خود را کشت 35 00:02:06,219 --> 00:02:11,340 رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن جا فرمود 36 00:02:11,340 --> 00:02:16,340 ممکن است مردی کار اهل بهشت را آن گونه که برای مردم ظاهر می شود انجام دهد 37 00:02:16,340 --> 00:02:18,340 او از اهل جهنم است 38 00:02:18,340 --> 00:02:23,340 و مرد کار اهل جهنم را چنان که برای مردم ظاهر می شود انجام می دهد 39 00:02:23,340 --> 00:02:25,340 او از اهل بهشت است 40 00:02:25,340 --> 00:02:28,340 و از جهاتی این حدیث 41 00:02:28,340 --> 00:02:31,340 این ماجرا در خیبر اتفاق افتاد 42 00:02:31,340 --> 00:02:35,539 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 43 00:02:35,539 --> 00:02:37,539 ما شاهد خیبر بودیم 44 00:02:37,539 --> 00:02:40,539 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 45 00:02:40,539 --> 00:02:44,539 برای مردی در میان همراهانش که مدعی اسلام است 46 00:02:44,539 --> 00:02:46,539 این یکی از اهل جهنم است 47 00:02:46,539 --> 00:02:48,539 وقتی جنگ فرا رسید 48 00:02:48,539 --> 00:02:51,539 مرد سخت جنگید 49 00:02:51,539 --> 00:02:54,539 تا اینکه زخم ها زیاد شد 50 00:02:54,539 --> 00:02:57,539 بعضی ها تقریبا مشکوک بودند 51 00:02:57,539 --> 00:02:59,539 مرد درد زخم ها را پیدا کرد 52 00:02:59,539 --> 00:03:02,539 پس او را به سمت کتک خود برد 53 00:03:02,539 --> 00:03:05,539 پس از آن سهام استخراج کرد 54 00:03:05,539 --> 00:03:07,539 پس با آن خودکشی کرد 55 00:03:07,539 --> 00:03:10,629 سپس برخی از مردان مسلمان قوی تر شدند و گفتند: 56 00:03:10,629 --> 00:03:12,629 ای رسول خدا 57 00:03:12,629 --> 00:03:14,629 خداوند حقیقت را به شما بگوید 58 00:03:14,629 --> 00:03:16,629 فلانی خودکشی کرد 59 00:03:16,629 --> 00:03:18,629 خودش را کشت 60 00:03:18,629 --> 00:03:20,629 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 61 00:03:21,629 --> 00:03:23,629 فلانی برخیز 62 00:03:23,629 --> 00:03:26,629 پس اعلام کرد که وارد بهشت نمی شود 63 00:03:26,629 --> 00:03:28,629 جز مؤمن 64 00:03:28,629 --> 00:03:30,629 خداوند از دین حمایت می کند 65 00:03:30,629 --> 00:03:32,919 با مرد بد اخلاق 66 00:03:32,919 --> 00:03:33,919 روی انسان 67 00:03:33,919 --> 00:03:36,919 نه اینکه مردم را از روی ظاهرشان قضاوت کنیم 68 00:03:36,919 --> 00:03:38,919 امام بخاری آن را طبقه بندی کرد 69 00:03:38,919 --> 00:03:40,919 بابا درست میگه 70 00:03:40,919 --> 00:03:43,919 نمی گویند فلانی شهید است 71 00:03:43,919 --> 00:03:46,919 چون این شخص به ظاهر شهید است 72 00:03:46,919 --> 00:03:48,919 با این حال به آنها گفتم 73 00:03:48,919 --> 00:03:50,919 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 74 00:03:50,919 --> 00:03:53,979 فضای داخلی آن با نمای بیرونی آن متفاوت است 75 00:03:53,979 --> 00:03:56,979 او راه‌هایی برای صحبت کردن پیدا کرد 76 00:03:56,979 --> 00:03:57,979 که به او گفته شد 77 00:03:57,979 --> 00:03:59,979 جنگیدم و کردم 78 00:03:59,979 --> 00:04:01,979 او گفت 79 00:04:01,979 --> 00:04:04,979 من برای دفاع از مردمم جنگیدم 80 00:04:04,979 --> 00:04:06,979 او به شخص خاصی شهادت نمی دهد 81 00:04:06,979 --> 00:04:09,979 او در بهشت یا جهنم است 82 00:04:09,979 --> 00:04:12,979 یا اینکه شهید بوده یا چیز دیگری 83 00:04:12,979 --> 00:04:16,980 بلکه می گوید همانطور که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 84 00:04:16,980 --> 00:04:20,980 کدام یک از شما ناگزیر برادرش را ستایش می کند؟ 85 00:04:20,980 --> 00:04:23,980 بگذار بگوید: من فکر می کنم فلانی 86 00:04:23,980 --> 00:04:25,980 خداوند قاضی اوست 87 00:04:25,980 --> 00:04:28,980 من در پیشگاه خدا کسی را ستایش نمی کنم 88 00:04:41,500 --> 00:04:43,500 و در این تهاجم 89 00:04:43,500 --> 00:04:46,500 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 90 00:04:46,500 --> 00:04:49,500 پسر عمویش جعفر بن ابی طالب 91 00:04:49,500 --> 00:04:53,500 همسرش اسماء بنت عمیس و یارانش 92 00:04:53,500 --> 00:04:55,500 و با آنها اشاعره هستند 93 00:04:55,500 --> 00:04:57,500 عبدالله بن قیس 94 00:04:57,500 --> 00:04:59,750 ابوموسی و یارانش 95 00:04:59,750 --> 00:05:01,750 ابوموسی گفت 96 00:05:01,750 --> 00:05:04,750 به خروجی پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدیم 97 00:05:04,750 --> 00:05:06,750 ما در یمن هستیم 98 00:05:06,750 --> 00:05:08,750 بنابراین ما به عنوان مهاجر رفتیم 99 00:05:08,750 --> 00:05:10,750 من و دو برادرم 100 00:05:10,750 --> 00:05:12,750 من جوان ترین هستم 101 00:05:12,750 --> 00:05:14,750 یکی از آنها پدرشان است 102 00:05:14,750 --> 00:05:16,750 دیگری ابوبرده است 103 00:05:16,750 --> 00:05:19,750 در چند پنجاه مرد از مردم من 104 00:05:19,750 --> 00:05:21,750 پس سوار کشتی شدیم 105 00:05:21,750 --> 00:05:23,750 کشتی ما را رها کرد 106 00:05:23,750 --> 00:05:25,750 به Negus در حبشه 107 00:05:25,750 --> 00:05:28,779 پس جعفر بن ابی طالب با ما موافقت کرد 108 00:05:28,779 --> 00:05:30,779 و یارانش با او هستند 109 00:05:30,779 --> 00:05:32,779 جعفر گفت 110 00:05:32,779 --> 00:05:35,779 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 111 00:05:35,779 --> 00:05:38,779 ما را فرستادند و دستور ماندن دادند 112 00:05:38,779 --> 00:05:40,779 پس با ما همراه باشید 113 00:05:40,779 --> 00:05:42,779 پس با او ماندیم 114 00:05:42,779 --> 00:05:44,779 بنابراین همه ما ارسال کردیم 115 00:05:44,779 --> 00:05:47,779 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با ما موافقت کرد 116 00:05:47,779 --> 00:05:49,779 هنگامی که خیبر فتح شد 117 00:05:49,779 --> 00:05:51,779 برای ما به اشتراک بگذارید 118 00:05:51,779 --> 00:05:53,779 و به هیچکس قسم نخورد که غیبت کند 119 00:05:53,779 --> 00:05:55,779 خیبر چیزی باز کرد 120 00:05:55,779 --> 00:05:57,779 به جز صاحبان کشتی ما 121 00:05:57,779 --> 00:06:00,779 و مردم به ما می گفتند 122 00:06:00,779 --> 00:06:02,779 ما در هجرت بر شما پیشی گرفتیم 123 00:06:02,779 --> 00:06:04,850 او گفت 124 00:06:04,850 --> 00:06:06,850 اسماء بنت عمیس وارد شد 125 00:06:06,850 --> 00:06:08,850 خداوند از او راضی باشد 126 00:06:08,850 --> 00:06:10,850 بر حفصه مادر مؤمنان 127 00:06:10,850 --> 00:06:12,850 خداوند از او راضی باشد 128 00:06:12,850 --> 00:06:14,850 درباره او چیزی گفت پس گفت 129 00:06:14,850 --> 00:06:16,850 این کیه حفصه؟ 130 00:06:16,850 --> 00:06:18,850 او گفت 131 00:06:18,850 --> 00:06:20,850 اینها اسامی هستند 132 00:06:20,850 --> 00:06:22,850 گفت: یک موضوع. 133 00:06:22,850 --> 00:06:24,850 ما در هجرت بر شما پیشی گرفتیم 134 00:06:24,850 --> 00:06:27,850 ما به رسول خدا صلی الله علیه و آله سزاوارتریم 135 00:06:27,850 --> 00:06:29,850 از شما 136 00:06:29,850 --> 00:06:31,850 او عصبانی شد و گفت: اوه مهم! 137 00:06:31,850 --> 00:06:33,850 نه، قسم می خورم 138 00:06:33,850 --> 00:06:37,850 تو با رسول خدا صلی الله علیه و آله بودی 139 00:06:37,850 --> 00:06:39,850 به گرسنگان خود غذا دهید 140 00:06:39,850 --> 00:06:41,850 و نادان تو محفوظ خواهد ماند 141 00:06:41,850 --> 00:06:44,850 نه در سرزمین خصومت و نفرت 142 00:06:44,850 --> 00:06:47,850 این در خدا و رسول اوست 143 00:06:47,850 --> 00:06:49,850 و به خدا سوگند 144 00:06:49,850 --> 00:06:52,850 من نه غذا می خورم و نه چیزی می نوشم 145 00:06:52,850 --> 00:06:57,850 تا اینکه آنچه را که به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرض کردم ذکر می کنم 146 00:06:57,850 --> 00:06:58,850 او گفت 147 00:06:58,850 --> 00:07:01,850 ما آسیب دیدیم و ترسیدیم 148 00:07:01,850 --> 00:07:05,850 این را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر می کنم 149 00:07:05,850 --> 00:07:09,850 به خدا بیش از این دروغ نمی گویم و نمی گویم 150 00:07:09,850 --> 00:07:13,850 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 151 00:07:13,850 --> 00:07:15,850 گفت یا رسول الله 152 00:07:15,850 --> 00:07:18,850 عمر چنین و چنان گفت 153 00:07:18,850 --> 00:07:19,850 او گفت 154 00:07:19,850 --> 00:07:21,850 چیزی که بهش گفتم 155 00:07:21,850 --> 00:07:22,850 او گفت 156 00:07:22,850 --> 00:07:24,850 فلان را به او گفتم 157 00:07:24,850 --> 00:07:27,850 ایشان رضی الله عنه فرمودند 158 00:07:27,850 --> 00:07:30,850 من حقی بیشتر از تو ندارم 159 00:07:30,850 --> 00:07:33,850 او و یارانش یک هجرت داشتند 160 00:07:33,850 --> 00:07:37,850 شما اهل کشتی دو هجرت دارید 161 00:07:37,850 --> 00:07:40,939 ابوموسی و صاحبان کشتی بودند 162 00:07:40,939 --> 00:07:44,939 رسولان می آیند از این حدیث سؤال می کنند 163 00:07:44,939 --> 00:07:47,939 هیچ چیز در دنیا وجود ندارد که آنها بیشتر از آن خوشحال باشند 164 00:07:47,939 --> 00:07:49,939 هیچ چیز بزرگتر در خودشان وجود ندارند 165 00:07:49,939 --> 00:07:55,069 از آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود 166 00:07:55,069 --> 00:08:01,069 هنگامی که جعفر بن ابی طالب نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 167 00:08:01,069 --> 00:08:04,069 آن را دریافت کرد و پیشانی او را بوسید 168 00:08:04,069 --> 00:08:05,069 و او گفت 169 00:08:05,069 --> 00:08:08,069 قسم می خورم که نمی دانم از کدام یک راضی تر هستم 170 00:08:08,069 --> 00:08:12,779 با فتح خیبر یا با آمدن جعفر؟ 171 00:08:12,779 --> 00:08:18,110 گنجینه های بیوگرافی 172 00:08:18,110 --> 00:08:26,189 تلاش برای کشتن پیامبر صلی الله علیه و آله 173 00:08:26,189 --> 00:08:31,189 در این جنگ پیامبر صلی الله علیه و آله مسموم شد 174 00:08:31,189 --> 00:08:36,190 زیرا زینب بنت الحارث یهودی به او هدیه داده شد 175 00:08:36,190 --> 00:08:39,190 او همسر سلام بن مشکام است 176 00:08:39,190 --> 00:08:42,190 باچاتای کبابی، شما نام ببرید 177 00:08:42,190 --> 00:08:48,190 پرسیدم کدام گوشت نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله محبوبتر است؟ 178 00:08:48,190 --> 00:08:50,190 گفتند بازو 179 00:08:50,190 --> 00:08:53,190 باعث افزایش سم در بازو شد 180 00:08:53,190 --> 00:08:57,289 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله ناراحت شد 181 00:08:57,289 --> 00:09:00,289 بازو به او گفت که مسموم شده است 182 00:09:00,289 --> 00:09:02,289 بنابراین کلمه "غذا". 183 00:09:02,289 --> 00:09:03,289 سپس گفت 184 00:09:03,289 --> 00:09:07,289 آنها را برای من در اینجا از یهودیان جمع کنید 185 00:09:07,289 --> 00:09:08,289 پس برای او جمع شدند 186 00:09:08,289 --> 00:09:09,289 به آنها گفت 187 00:09:09,289 --> 00:09:12,289 من در مورد چیزی از شما می پرسم 188 00:09:12,289 --> 00:09:15,289 آیا در مورد آن صادق هستید؟ 189 00:09:15,289 --> 00:09:17,289 گفتند بله ابوالقاسم 190 00:09:17,289 --> 00:09:21,289 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود 191 00:09:21,289 --> 00:09:23,289 از پدرت 192 00:09:23,289 --> 00:09:26,289 گفتند: پدر ما فلان است 193 00:09:26,289 --> 00:09:28,289 گفت دروغ گفتی 194 00:09:28,289 --> 00:09:30,289 پدرت فلانی است 195 00:09:30,289 --> 00:09:32,289 گفتند حق با شماست 196 00:09:32,289 --> 00:09:33,289 او گفت 197 00:09:33,289 --> 00:09:37,289 اگر در مورد چیزی از شما بپرسم آیا در مورد آن حقیقت را می گویید؟ 198 00:09:37,289 --> 00:09:40,289 گفتند بله ابوالقاسم 199 00:09:40,289 --> 00:09:45,289 و اگر به تو دروغ بگوییم، دروغ ما را همانگونه که درباره پدرمان می دانستی، خواهی دانست 200 00:09:45,289 --> 00:09:48,379 ایشان رضی الله عنه فرمودند 201 00:09:48,379 --> 00:09:50,379 از اهل جهنم 202 00:09:50,379 --> 00:09:51,379 گفتند 203 00:09:51,379 --> 00:09:55,379 مدتی آنجا خواهیم بود، بعد ما را رها می کنی 204 00:09:55,379 --> 00:09:58,379 ایشان رضی الله عنه فرمودند 205 00:09:58,379 --> 00:10:00,379 در مورد آن متواضع باشید 206 00:10:00,379 --> 00:10:03,379 به خدا سوگند ما هرگز شما را در این امر رها نمی کنیم 207 00:10:03,379 --> 00:10:05,419 سپس گفت 208 00:10:05,419 --> 00:10:09,419 اگر در مورد چیزی از شما بپرسم آیا در مورد آن حقیقت را می گویید؟ 209 00:10:09,419 --> 00:10:11,419 گفتند بله 210 00:10:11,419 --> 00:10:12,419 او گفت 211 00:10:12,419 --> 00:10:15,419 شما این چت زهر را ساخته اید 212 00:10:15,419 --> 00:10:17,419 گفتند بله 213 00:10:17,419 --> 00:10:18,419 او گفت 214 00:10:18,419 --> 00:10:20,419 چه چیزی باعث شد که این کار را انجام دهید؟ 215 00:10:20,419 --> 00:10:22,419 گفتند 216 00:10:22,419 --> 00:10:26,419 ما می خواستیم اگر دروغگو بودی از تو آسوده خاطر شویم 217 00:10:26,419 --> 00:10:29,419 و اگر پیامبر باشی به تو ضرری نمی رساند 218 00:10:29,419 --> 00:10:34,639 آن زن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردند 219 00:10:34,639 --> 00:10:36,639 او گفت می خواهم تو را بکشم 220 00:10:36,639 --> 00:10:40,639 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 221 00:10:40,639 --> 00:10:43,639 خدا به شما قدرتی بر من نمی داد 222 00:10:43,639 --> 00:10:46,639 گفتند او را نکش 223 00:10:46,639 --> 00:10:48,639 گفت نه 224 00:10:48,639 --> 00:10:52,929 رسول خدا صلی الله علیه و آله در معرض آن قرار نگرفت 225 00:10:52,929 --> 00:10:58,990 در برخی روایات پیامبر صلی الله علیه و آله او را کشت 226 00:10:58,990 --> 00:11:06,990 زیرا با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بشربن الباری غذا خورد و بر اثر زهر از دنیا رفت. 227 00:11:06,990 --> 00:11:14,179 در صحيح آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در هنگام بيمارى فرمود كه از دنيا رفت. 228 00:11:14,179 --> 00:11:23,179 من هنوز درد غذایی را که در خیبر خوردم احساس می کنم، بنابراین این زمان برای بخش آئورت من از آن سم است. 229 00:11:23,179 --> 00:11:29,220 زهری گفت: سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به شهادت رسید. 230 00:11:41,840 --> 00:11:48,730 پس از آن که پیامبر صلی الله علیه و آله با یهودیان در خیبر پایان یافت 231 00:11:48,730 --> 00:11:53,730 او رضی الله عنه شنید که برخی از قبایل عرب ملاقات کرده اند 232 00:11:53,730 --> 00:12:01,730 از جمله قبیله عنمار، بنی ثعلبه و بنی محارب که همگی از غطافان هستند. 233 00:12:01,730 --> 00:12:10,730 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با چهارصد نفر از یارانش به سوی آنان بیرون رفت. 234 00:12:10,730 --> 00:12:14,730 این غزوه ذات الرقه نام دارد 235 00:12:14,730 --> 00:12:19,730 اکثر علما این نبرد را در سال چهارم ذکر می کنند 236 00:12:19,730 --> 00:12:24,730 آنچه ظاهر می شود و خداوند داناتر است این است که در سال هفتم است 237 00:12:24,730 --> 00:12:32,730 زیرا ابوموسی اشعری رضی الله عنه ذکر کرده که در این جنگ حضور داشته است. 238 00:12:32,730 --> 00:12:36,730 او تا زمان خیبر با اشاعره نیامد 239 00:12:36,730 --> 00:12:40,889 همین امر در مورد ابوهریره نیز صدق می کند 240 00:12:40,889 --> 00:12:44,889 از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید 241 00:12:44,889 --> 00:12:48,889 با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتیم 242 00:12:48,889 --> 00:12:50,889 ما شش نفریم 243 00:12:50,889 --> 00:12:52,889 در میان ما شتری است که در حال تعقیبش هستیم 244 00:12:52,889 --> 00:12:54,889 بنابراین پاهای ما کنده شد 245 00:12:54,889 --> 00:12:58,889 پاهایم افتاد و ناخن هایم افتاد 246 00:12:58,889 --> 00:13:01,889 پارچه هایی دور پاهایمان می پیچیدیم 247 00:13:01,889 --> 00:13:03,889 پس آن را ذات الرقاع نامیدند. 248 00:13:03,889 --> 00:13:07,889 وقتی به پاهایمان پارچه می‌بستیم 249 00:13:07,889 --> 00:13:11,559 گنجینه های بیوگرافی 250 00:13:11,559 --> 00:13:16,960 خداوند حفظ کند 251 00:13:16,960 --> 00:13:22,009 از جابر رضی الله عنه می فرماید: 252 00:13:22,009 --> 00:13:25,009 با پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم 253 00:13:25,009 --> 00:13:27,009 با همین پچ ها 254 00:13:27,009 --> 00:13:30,009 پس به درخت سرگردانی رسیدیم 255 00:13:30,009 --> 00:13:34,009 به پیامبر صلی الله علیه و آله واگذار کردیم 256 00:13:34,009 --> 00:13:38,009 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد 257 00:13:38,009 --> 00:13:42,009 مردم در میان درختان پراکنده شدند و به دنبال سایه از درختان بودند 258 00:13:42,009 --> 00:13:46,009 رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد 259 00:13:46,009 --> 00:13:47,009 زیر یک درخت 260 00:13:47,009 --> 00:13:49,009 شمشیری در آن گیر کرده بود 261 00:13:49,009 --> 00:13:51,009 جابر گفت 262 00:13:51,009 --> 00:13:53,009 پس خوابش برد 263 00:13:53,009 --> 00:13:55,009 سپس مردی از مشرکان آمد 264 00:13:55,009 --> 00:13:59,009 پس شمشیر رسول خدا صلی الله علیه و آله کشیده شد 265 00:13:59,009 --> 00:14:01,009 سپس گفت 266 00:14:01,009 --> 00:14:03,009 از من می ترسی؟ 267 00:14:03,009 --> 00:14:05,009 ایشان رضی الله عنه فرمودند 268 00:14:05,009 --> 00:14:09,009 اوست که سخنان خداوند متعال را شنید 269 00:14:09,009 --> 00:14:12,009 خداوند شما را از شر مردم حفظ کند 270 00:14:12,009 --> 00:14:13,009 خیر 271 00:14:13,009 --> 00:14:16,009 گفت: چه کسی تو را از من باز می دارد؟ 272 00:14:16,009 --> 00:14:18,009 خدا گفت 273 00:14:18,009 --> 00:14:20,009 جابر گفت 274 00:14:20,009 --> 00:14:25,009 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را صدا زد 275 00:14:25,009 --> 00:14:29,009 پس آمدیم و یک بادیه نشین را دیدیم که با او نشسته بود 276 00:14:29,009 --> 00:14:32,009 ایشان رضی الله عنه فرمودند 277 00:14:32,009 --> 00:14:35,009 به همین دلیل شمشیر خود را در حالی که خواب بودم انتخاب کردم 278 00:14:35,009 --> 00:14:39,009 پس با در دست داشتن او از خواب بیدار شد و نماز خواند 279 00:14:39,009 --> 00:14:40,009 و او گفت 280 00:14:40,009 --> 00:14:42,009 چه کسی تو را از من باز می دارد؟ 281 00:14:42,009 --> 00:14:43,009 گفتم 282 00:14:43,009 --> 00:14:44,009 خدایا 283 00:14:44,009 --> 00:14:46,009 و اینک او نشسته بود 284 00:14:46,009 --> 00:14:50,259 بعد رضی الله عنه او را ملامت نکرد 285 00:14:50,259 --> 00:14:53,259 و در روایت دیگری از ابوعوانه آمده است 286 00:14:53,259 --> 00:14:58,259 که پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 287 00:14:58,259 --> 00:15:00,259 خدا مرا از شر تو حفظ کند 288 00:15:00,259 --> 00:15:03,259 شمشیر از دست بادیه نشین افتاد 289 00:15:03,259 --> 00:15:08,259 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را گرفت و به او فرمود 290 00:15:08,259 --> 00:15:10,259 چه کسی تو را از من باز می دارد؟ 291 00:15:10,259 --> 00:15:12,259 بادیه نشینان گفتند 292 00:15:12,259 --> 00:15:14,259 گیرنده خوبی باشید 293 00:15:14,259 --> 00:15:17,259 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 294 00:15:17,259 --> 00:15:20,259 گواه باش که معبودی جز خدا نیست 295 00:15:20,259 --> 00:15:22,259 و من رسول خدا هستم 296 00:15:22,259 --> 00:15:24,259 بادیه نشین گفت 297 00:15:24,259 --> 00:15:27,259 قول میدم باهات دعوا نکنم 298 00:15:27,259 --> 00:15:30,259 و من با کسانی که با شما می جنگند نخواهم بود 299 00:15:30,259 --> 00:15:31,259 او گفت 300 00:15:31,259 --> 00:15:33,259 پس بذار بره 301 00:15:33,259 --> 00:15:36,259 پس بادیه نشین نزد قوم خود آمد 302 00:15:36,259 --> 00:15:37,259 و او گفت 303 00:15:37,259 --> 00:15:40,259 من از بهترین مردم نزد شما آمده ام 304 00:15:40,259 --> 00:15:44,299 در اینکه او بهترین مردم است شکی نیست 305 00:15:44,299 --> 00:15:48,299 ایمان به خدا و توکل و توکل 306 00:15:48,299 --> 00:15:50,299 و سپس همه اینها 307 00:15:50,299 --> 00:15:53,330 در صورت امکان بخشش 308 00:15:53,330 --> 00:15:55,330 این یک بادیه نشین است 309 00:15:55,330 --> 00:15:58,330 نام او غریث بن الحارث است 310 00:15:58,330 --> 00:16:01,360 گنجینه های بیوگرافی