WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.399
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.399 --> 00:00:06.889
گنجینه های زندگی نامه

00:00:06.889 --> 00:00:12.699
دلها به سوی خدا می چرخد

00:00:12.699 --> 00:00:19.059
امام بخاری رحمه الله در صحیح خود آورده است

00:00:19.059 --> 00:00:22.859
از سهل بن سعدان السعدی رضی الله عنه

00:00:22.859 --> 00:00:25.859
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:25.859 --> 00:00:29.059
او و مشرکان ملاقات کردند و از او پیشی گرفتند

00:00:29.059 --> 00:00:32.859
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تمایل داشت

00:00:33.859 --> 00:00:36.859
بقیه به سربازان خود رسیدگی می کردند

00:00:36.859 --> 00:00:40.859
و از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:40.859 --> 00:00:44.859
مردی که آنها را همجنسگرا یا بداخلاقی نمی خواند

00:00:44.859 --> 00:00:47.859
مگر اینکه او را دنبال کند و با شمشیر او را بزند

00:00:47.859 --> 00:00:51.859
گفته شد امروز هیچکدام از ما کافی نیستیم

00:00:51.859 --> 00:00:53.929
همانطور که فلانی کرد

00:00:53.929 --> 00:00:57.929
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:00:57.929 --> 00:01:01.020
اما او از اهل جهنم است

00:01:01.020 --> 00:01:05.019
مردی از مردم گفت: من دوست او هستم.

00:01:05.019 --> 00:01:09.019
پس با او بیرون رفت و هرگاه توقف می کرد، نزد او می ماند

00:01:09.019 --> 00:01:12.090
اگر شتاب بگیرد با او شتاب می گیرد

00:01:12.090 --> 00:01:16.090
زیرا با یقین می داند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:16.090 --> 00:01:19.150
از روی اشتیاق حرف نمی زند

00:01:19.150 --> 00:01:23.150
این مرد به شدت مجروح شد و به سرعت جان باخت

00:01:23.150 --> 00:01:27.150
پس شمشیر خود را بر زمین گذاشت و مگس خود را بین سینه هایش گذاشت

00:01:27.150 --> 00:01:31.150
سپس به شمشیر خود حمله کرد و خود را کشت

00:01:31.150 --> 00:01:36.219
پس مردی که از او پیروی کرد، نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفت

00:01:36.219 --> 00:01:40.219
گفت: شهادت می دهم که تو رسول خدا هستی.

00:01:40.219 --> 00:01:42.219
گفت: آن چیست؟

00:01:42.219 --> 00:01:48.219
مردی که در بالا ذکر کردم گفت که او از اهل جهنم است

00:01:48.219 --> 00:01:50.219
بنابراین مردم آن را بزرگ می کنند

00:01:50.219 --> 00:01:52.219
پس من به شما گفتم که این کار را با شما انجام خواهم داد

00:01:52.219 --> 00:01:54.219
پس به دنبال او رفتم

00:01:54.219 --> 00:01:58.219
سپس به شدت مجروح شد و به سرعت درگذشت

00:01:58.219 --> 00:02:03.219
تیغه شمشیرش را در زمین گذاشت و مگس را بین سینه هایش گذاشت

00:02:03.219 --> 00:02:06.219
سپس به او حمله کرد و خود را کشت

00:02:06.219 --> 00:02:11.340
رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن جا فرمود

00:02:11.340 --> 00:02:16.340
ممکن است مردی کار اهل بهشت را آن گونه که برای مردم ظاهر می شود انجام دهد

00:02:16.340 --> 00:02:18.340
او از اهل جهنم است

00:02:18.340 --> 00:02:23.340
و مرد کار اهل جهنم را چنان که برای مردم ظاهر می شود انجام می دهد

00:02:23.340 --> 00:02:25.340
او از اهل بهشت است

00:02:25.340 --> 00:02:28.340
و از جهاتی این حدیث

00:02:28.340 --> 00:02:31.340
این ماجرا در خیبر اتفاق افتاد

00:02:31.340 --> 00:02:35.539
از ابوهریره رضی الله عنه گفت

00:02:35.539 --> 00:02:37.539
ما شاهد خیبر بودیم

00:02:37.539 --> 00:02:40.539
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:40.539 --> 00:02:44.539
برای مردی در میان همراهانش که مدعی اسلام است

00:02:44.539 --> 00:02:46.539
این یکی از اهل جهنم است

00:02:46.539 --> 00:02:48.539
وقتی جنگ فرا رسید

00:02:48.539 --> 00:02:51.539
مرد سخت جنگید

00:02:51.539 --> 00:02:54.539
تا اینکه زخم ها زیاد شد

00:02:54.539 --> 00:02:57.539
بعضی ها تقریبا مشکوک بودند

00:02:57.539 --> 00:02:59.539
مرد درد زخم ها را پیدا کرد

00:02:59.539 --> 00:03:02.539
پس او را به سمت کتک خود برد

00:03:02.539 --> 00:03:05.539
پس از آن سهام استخراج کرد

00:03:05.539 --> 00:03:07.539
پس با آن خودکشی کرد

00:03:07.539 --> 00:03:10.629
سپس برخی از مردان مسلمان قوی تر شدند و گفتند:

00:03:10.629 --> 00:03:12.629
ای رسول خدا

00:03:12.629 --> 00:03:14.629
خداوند حقیقت را به شما بگوید

00:03:14.629 --> 00:03:16.629
فلانی خودکشی کرد

00:03:16.629 --> 00:03:18.629
خودش را کشت

00:03:18.629 --> 00:03:20.629
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:21.629 --> 00:03:23.629
فلانی برخیز

00:03:23.629 --> 00:03:26.629
پس اعلام کرد که وارد بهشت نمی شود

00:03:26.629 --> 00:03:28.629
جز مؤمن

00:03:28.629 --> 00:03:30.629
خداوند از دین حمایت می کند

00:03:30.629 --> 00:03:32.919
با مرد بد اخلاق

00:03:32.919 --> 00:03:33.919
روی انسان

00:03:33.919 --> 00:03:36.919
نه اینکه مردم را از روی ظاهرشان قضاوت کنیم

00:03:36.919 --> 00:03:38.919
امام بخاری آن را طبقه بندی کرد

00:03:38.919 --> 00:03:40.919
بابا درست میگه

00:03:40.919 --> 00:03:43.919
نمی گویند فلانی شهید است

00:03:43.919 --> 00:03:46.919
چون این شخص به ظاهر شهید است

00:03:46.919 --> 00:03:48.919
با این حال به آنها گفتم

00:03:48.919 --> 00:03:50.919
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:03:50.919 --> 00:03:53.979
فضای داخلی آن با نمای بیرونی آن متفاوت است

00:03:53.979 --> 00:03:56.979
او راه‌هایی برای صحبت کردن پیدا کرد

00:03:56.979 --> 00:03:57.979
که به او گفته شد

00:03:57.979 --> 00:03:59.979
جنگیدم و کردم

00:03:59.979 --> 00:04:01.979
او گفت

00:04:01.979 --> 00:04:04.979
من برای دفاع از مردمم جنگیدم

00:04:04.979 --> 00:04:06.979
او به شخص خاصی شهادت نمی دهد

00:04:06.979 --> 00:04:09.979
او در بهشت یا جهنم است

00:04:09.979 --> 00:04:12.979
یا اینکه شهید بوده یا چیز دیگری

00:04:12.979 --> 00:04:16.980
بلکه می گوید همانطور که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:16.980 --> 00:04:20.980
کدام یک از شما ناگزیر برادرش را ستایش می کند؟

00:04:20.980 --> 00:04:23.980
بگذار بگوید: من فکر می کنم فلانی

00:04:23.980 --> 00:04:25.980
خداوند قاضی اوست

00:04:25.980 --> 00:04:28.980
من در پیشگاه خدا کسی را ستایش نمی کنم

00:04:41.500 --> 00:04:43.500
و در این تهاجم

00:04:43.500 --> 00:04:46.500
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:04:46.500 --> 00:04:49.500
پسر عمویش جعفر بن ابی طالب

00:04:49.500 --> 00:04:53.500
همسرش اسماء بنت عمیس و یارانش

00:04:53.500 --> 00:04:55.500
و با آنها اشاعره هستند

00:04:55.500 --> 00:04:57.500
عبدالله بن قیس

00:04:57.500 --> 00:04:59.750
ابوموسی و یارانش

00:04:59.750 --> 00:05:01.750
ابوموسی گفت

00:05:01.750 --> 00:05:04.750
به خروجی پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدیم

00:05:04.750 --> 00:05:06.750
ما در یمن هستیم

00:05:06.750 --> 00:05:08.750
بنابراین ما به عنوان مهاجر رفتیم

00:05:08.750 --> 00:05:10.750
من و دو برادرم

00:05:10.750 --> 00:05:12.750
من جوان ترین هستم

00:05:12.750 --> 00:05:14.750
یکی از آنها پدرشان است

00:05:14.750 --> 00:05:16.750
دیگری ابوبرده است

00:05:16.750 --> 00:05:19.750
در چند پنجاه مرد از مردم من

00:05:19.750 --> 00:05:21.750
پس سوار کشتی شدیم

00:05:21.750 --> 00:05:23.750
کشتی ما را رها کرد

00:05:23.750 --> 00:05:25.750
به Negus در حبشه

00:05:25.750 --> 00:05:28.779
پس جعفر بن ابی طالب با ما موافقت کرد

00:05:28.779 --> 00:05:30.779
و یارانش با او هستند

00:05:30.779 --> 00:05:32.779
جعفر گفت

00:05:32.779 --> 00:05:35.779
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:35.779 --> 00:05:38.779
ما را فرستادند و دستور ماندن دادند

00:05:38.779 --> 00:05:40.779
پس با ما همراه باشید

00:05:40.779 --> 00:05:42.779
پس با او ماندیم

00:05:42.779 --> 00:05:44.779
بنابراین همه ما ارسال کردیم

00:05:44.779 --> 00:05:47.779
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با ما موافقت کرد

00:05:47.779 --> 00:05:49.779
هنگامی که خیبر فتح شد

00:05:49.779 --> 00:05:51.779
برای ما به اشتراک بگذارید

00:05:51.779 --> 00:05:53.779
و به هیچکس قسم نخورد که غیبت کند

00:05:53.779 --> 00:05:55.779
خیبر چیزی باز کرد

00:05:55.779 --> 00:05:57.779
به جز صاحبان کشتی ما

00:05:57.779 --> 00:06:00.779
و مردم به ما می گفتند

00:06:00.779 --> 00:06:02.779
ما در هجرت بر شما پیشی گرفتیم

00:06:02.779 --> 00:06:04.850
او گفت

00:06:04.850 --> 00:06:06.850
اسماء بنت عمیس وارد شد

00:06:06.850 --> 00:06:08.850
خداوند از او راضی باشد

00:06:08.850 --> 00:06:10.850
بر حفصه مادر مؤمنان

00:06:10.850 --> 00:06:12.850
خداوند از او راضی باشد

00:06:12.850 --> 00:06:14.850
درباره او چیزی گفت پس گفت

00:06:14.850 --> 00:06:16.850
این کیه حفصه؟

00:06:16.850 --> 00:06:18.850
او گفت

00:06:18.850 --> 00:06:20.850
اینها اسامی هستند

00:06:20.850 --> 00:06:22.850
گفت: یک موضوع.

00:06:22.850 --> 00:06:24.850
ما در هجرت بر شما پیشی گرفتیم

00:06:24.850 --> 00:06:27.850
ما به رسول خدا صلی الله علیه و آله سزاوارتریم

00:06:27.850 --> 00:06:29.850
از شما

00:06:29.850 --> 00:06:31.850
او عصبانی شد و گفت: اوه مهم!

00:06:31.850 --> 00:06:33.850
نه، قسم می خورم

00:06:33.850 --> 00:06:37.850
تو با رسول خدا صلی الله علیه و آله بودی

00:06:37.850 --> 00:06:39.850
به گرسنگان خود غذا دهید

00:06:39.850 --> 00:06:41.850
و نادان تو محفوظ خواهد ماند

00:06:41.850 --> 00:06:44.850
نه در سرزمین خصومت و نفرت

00:06:44.850 --> 00:06:47.850
این در خدا و رسول اوست

00:06:47.850 --> 00:06:49.850
و به خدا سوگند

00:06:49.850 --> 00:06:52.850
من نه غذا می خورم و نه چیزی می نوشم

00:06:52.850 --> 00:06:57.850
تا اینکه آنچه را که به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرض کردم ذکر می کنم

00:06:57.850 --> 00:06:58.850
او گفت

00:06:58.850 --> 00:07:01.850
ما آسیب دیدیم و ترسیدیم

00:07:01.850 --> 00:07:05.850
این را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر می کنم

00:07:05.850 --> 00:07:09.850
به خدا بیش از این دروغ نمی گویم و نمی گویم

00:07:09.850 --> 00:07:13.850
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:07:13.850 --> 00:07:15.850
گفت یا رسول الله

00:07:15.850 --> 00:07:18.850
عمر چنین و چنان گفت

00:07:18.850 --> 00:07:19.850
او گفت

00:07:19.850 --> 00:07:21.850
چیزی که بهش گفتم

00:07:21.850 --> 00:07:22.850
او گفت

00:07:22.850 --> 00:07:24.850
فلان را به او گفتم

00:07:24.850 --> 00:07:27.850
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:07:27.850 --> 00:07:30.850
من حقی بیشتر از تو ندارم

00:07:30.850 --> 00:07:33.850
او و یارانش یک هجرت داشتند

00:07:33.850 --> 00:07:37.850
شما اهل کشتی دو هجرت دارید

00:07:37.850 --> 00:07:40.939
ابوموسی و صاحبان کشتی بودند

00:07:40.939 --> 00:07:44.939
رسولان می آیند از این حدیث سؤال می کنند

00:07:44.939 --> 00:07:47.939
هیچ چیز در دنیا وجود ندارد که آنها بیشتر از آن خوشحال باشند

00:07:47.939 --> 00:07:49.939
هیچ چیز بزرگتر در خودشان وجود ندارند

00:07:49.939 --> 00:07:55.069
از آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود

00:07:55.069 --> 00:08:01.069
هنگامی که جعفر بن ابی طالب نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:08:01.069 --> 00:08:04.069
آن را دریافت کرد و پیشانی او را بوسید

00:08:04.069 --> 00:08:05.069
و او گفت

00:08:05.069 --> 00:08:08.069
قسم می خورم که نمی دانم از کدام یک راضی تر هستم

00:08:08.069 --> 00:08:12.779
با فتح خیبر یا با آمدن جعفر؟

00:08:12.779 --> 00:08:18.110
گنجینه های بیوگرافی

00:08:18.110 --> 00:08:26.189
تلاش برای کشتن پیامبر صلی الله علیه و آله

00:08:26.189 --> 00:08:31.189
در این جنگ پیامبر صلی الله علیه و آله مسموم شد

00:08:31.189 --> 00:08:36.190
زیرا زینب بنت الحارث یهودی به او هدیه داده شد

00:08:36.190 --> 00:08:39.190
او همسر سلام بن مشکام است

00:08:39.190 --> 00:08:42.190
باچاتای کبابی، شما نام ببرید

00:08:42.190 --> 00:08:48.190
پرسیدم کدام گوشت نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله محبوبتر است؟

00:08:48.190 --> 00:08:50.190
گفتند بازو

00:08:50.190 --> 00:08:53.190
باعث افزایش سم در بازو شد

00:08:53.190 --> 00:08:57.289
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله ناراحت شد

00:08:57.289 --> 00:09:00.289
بازو به او گفت که مسموم شده است

00:09:00.289 --> 00:09:02.289
بنابراین کلمه "غذا".

00:09:02.289 --> 00:09:03.289
سپس گفت

00:09:03.289 --> 00:09:07.289
آنها را برای من در اینجا از یهودیان جمع کنید

00:09:07.289 --> 00:09:08.289
پس برای او جمع شدند

00:09:08.289 --> 00:09:09.289
به آنها گفت

00:09:09.289 --> 00:09:12.289
من در مورد چیزی از شما می پرسم

00:09:12.289 --> 00:09:15.289
آیا در مورد آن صادق هستید؟

00:09:15.289 --> 00:09:17.289
گفتند بله ابوالقاسم

00:09:17.289 --> 00:09:21.289
رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود

00:09:21.289 --> 00:09:23.289
از پدرت

00:09:23.289 --> 00:09:26.289
گفتند: پدر ما فلان است

00:09:26.289 --> 00:09:28.289
گفت دروغ گفتی

00:09:28.289 --> 00:09:30.289
پدرت فلانی است

00:09:30.289 --> 00:09:32.289
گفتند حق با شماست

00:09:32.289 --> 00:09:33.289
او گفت

00:09:33.289 --> 00:09:37.289
اگر در مورد چیزی از شما بپرسم آیا در مورد آن حقیقت را می گویید؟

00:09:37.289 --> 00:09:40.289
گفتند بله ابوالقاسم

00:09:40.289 --> 00:09:45.289
و اگر به تو دروغ بگوییم، دروغ ما را همانگونه که درباره پدرمان می دانستی، خواهی دانست

00:09:45.289 --> 00:09:48.379
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:09:48.379 --> 00:09:50.379
از اهل جهنم

00:09:50.379 --> 00:09:51.379
گفتند

00:09:51.379 --> 00:09:55.379
مدتی آنجا خواهیم بود، بعد ما را رها می کنی

00:09:55.379 --> 00:09:58.379
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:09:58.379 --> 00:10:00.379
در مورد آن متواضع باشید

00:10:00.379 --> 00:10:03.379
به خدا سوگند ما هرگز شما را در این امر رها نمی کنیم

00:10:03.379 --> 00:10:05.419
سپس گفت

00:10:05.419 --> 00:10:09.419
اگر در مورد چیزی از شما بپرسم آیا در مورد آن حقیقت را می گویید؟

00:10:09.419 --> 00:10:11.419
گفتند بله

00:10:11.419 --> 00:10:12.419
او گفت

00:10:12.419 --> 00:10:15.419
شما این چت زهر را ساخته اید

00:10:15.419 --> 00:10:17.419
گفتند بله

00:10:17.419 --> 00:10:18.419
او گفت

00:10:18.419 --> 00:10:20.419
چه چیزی باعث شد که این کار را انجام دهید؟

00:10:20.419 --> 00:10:22.419
گفتند

00:10:22.419 --> 00:10:26.419
ما می خواستیم اگر دروغگو بودی از تو آسوده خاطر شویم

00:10:26.419 --> 00:10:29.419
و اگر پیامبر باشی به تو ضرری نمی رساند

00:10:29.419 --> 00:10:34.639
آن زن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردند

00:10:34.639 --> 00:10:36.639
او گفت می خواهم تو را بکشم

00:10:36.639 --> 00:10:40.639
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:10:40.639 --> 00:10:43.639
خدا به شما قدرتی بر من نمی داد

00:10:43.639 --> 00:10:46.639
گفتند او را نکش

00:10:46.639 --> 00:10:48.639
گفت نه

00:10:48.639 --> 00:10:52.929
رسول خدا صلی الله علیه و آله در معرض آن قرار نگرفت

00:10:52.929 --> 00:10:58.990
در برخی روایات پیامبر صلی الله علیه و آله او را کشت

00:10:58.990 --> 00:11:06.990
زیرا با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بشربن الباری غذا خورد و بر اثر زهر از دنیا رفت.

00:11:06.990 --> 00:11:14.179
در صحيح آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در هنگام بيمارى فرمود كه از دنيا رفت.

00:11:14.179 --> 00:11:23.179
من هنوز درد غذایی را که در خیبر خوردم احساس می کنم، بنابراین این زمان برای بخش آئورت من از آن سم است.

00:11:23.179 --> 00:11:29.220
زهری گفت: سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به شهادت رسید.

00:11:41.840 --> 00:11:48.730
پس از آن که پیامبر صلی الله علیه و آله با یهودیان در خیبر پایان یافت

00:11:48.730 --> 00:11:53.730
او رضی الله عنه شنید که برخی از قبایل عرب ملاقات کرده اند

00:11:53.730 --> 00:12:01.730
از جمله قبیله عنمار، بنی ثعلبه و بنی محارب که همگی از غطافان هستند.

00:12:01.730 --> 00:12:10.730
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با چهارصد نفر از یارانش به سوی آنان بیرون رفت.

00:12:10.730 --> 00:12:14.730
این غزوه ذات الرقه نام دارد

00:12:14.730 --> 00:12:19.730
اکثر علما این نبرد را در سال چهارم ذکر می کنند

00:12:19.730 --> 00:12:24.730
آنچه ظاهر می شود و خداوند داناتر است این است که در سال هفتم است

00:12:24.730 --> 00:12:32.730
زیرا ابوموسی اشعری رضی الله عنه ذکر کرده که در این جنگ حضور داشته است.

00:12:32.730 --> 00:12:36.730
او تا زمان خیبر با اشاعره نیامد

00:12:36.730 --> 00:12:40.889
همین امر در مورد ابوهریره نیز صدق می کند

00:12:40.889 --> 00:12:44.889
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید

00:12:44.889 --> 00:12:48.889
با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفتیم

00:12:48.889 --> 00:12:50.889
ما شش نفریم

00:12:50.889 --> 00:12:52.889
در میان ما شتری است که در حال تعقیبش هستیم

00:12:52.889 --> 00:12:54.889
بنابراین پاهای ما کنده شد

00:12:54.889 --> 00:12:58.889
پاهایم افتاد و ناخن هایم افتاد

00:12:58.889 --> 00:13:01.889
پارچه هایی دور پاهایمان می پیچیدیم

00:13:01.889 --> 00:13:03.889
پس آن را ذات الرقاع نامیدند.

00:13:03.889 --> 00:13:07.889
وقتی به پاهایمان پارچه می‌بستیم

00:13:07.889 --> 00:13:11.559
گنجینه های بیوگرافی

00:13:11.559 --> 00:13:16.960
خداوند حفظ کند

00:13:16.960 --> 00:13:22.009
از جابر رضی الله عنه می فرماید:

00:13:22.009 --> 00:13:25.009
با پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم

00:13:25.009 --> 00:13:27.009
با همین پچ ها

00:13:27.009 --> 00:13:30.009
پس به درخت سرگردانی رسیدیم

00:13:30.009 --> 00:13:34.009
به پیامبر صلی الله علیه و آله واگذار کردیم

00:13:34.009 --> 00:13:38.009
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد

00:13:38.009 --> 00:13:42.009
مردم در میان درختان پراکنده شدند و به دنبال سایه از درختان بودند

00:13:42.009 --> 00:13:46.009
رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد

00:13:46.009 --> 00:13:47.009
زیر یک درخت

00:13:47.009 --> 00:13:49.009
شمشیری در آن گیر کرده بود

00:13:49.009 --> 00:13:51.009
جابر گفت

00:13:51.009 --> 00:13:53.009
پس خوابش برد

00:13:53.009 --> 00:13:55.009
سپس مردی از مشرکان آمد

00:13:55.009 --> 00:13:59.009
پس شمشیر رسول خدا صلی الله علیه و آله کشیده شد

00:13:59.009 --> 00:14:01.009
سپس گفت

00:14:01.009 --> 00:14:03.009
از من می ترسی؟

00:14:03.009 --> 00:14:05.009
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:14:05.009 --> 00:14:09.009
اوست که سخنان خداوند متعال را شنید

00:14:09.009 --> 00:14:12.009
خداوند شما را از شر مردم حفظ کند

00:14:12.009 --> 00:14:13.009
خیر

00:14:13.009 --> 00:14:16.009
گفت: چه کسی تو را از من باز می دارد؟

00:14:16.009 --> 00:14:18.009
خدا گفت

00:14:18.009 --> 00:14:20.009
جابر گفت

00:14:20.009 --> 00:14:25.009
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را صدا زد

00:14:25.009 --> 00:14:29.009
پس آمدیم و یک بادیه نشین را دیدیم که با او نشسته بود

00:14:29.009 --> 00:14:32.009
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:14:32.009 --> 00:14:35.009
به همین دلیل شمشیر خود را در حالی که خواب بودم انتخاب کردم

00:14:35.009 --> 00:14:39.009
پس با در دست داشتن او از خواب بیدار شد و نماز خواند

00:14:39.009 --> 00:14:40.009
و او گفت

00:14:40.009 --> 00:14:42.009
چه کسی تو را از من باز می دارد؟

00:14:42.009 --> 00:14:43.009
گفتم

00:14:43.009 --> 00:14:44.009
خدایا

00:14:44.009 --> 00:14:46.009
و اینک او نشسته بود

00:14:46.009 --> 00:14:50.259
بعد رضی الله عنه او را ملامت نکرد

00:14:50.259 --> 00:14:53.259
و در روایت دیگری از ابوعوانه آمده است

00:14:53.259 --> 00:14:58.259
که پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود

00:14:58.259 --> 00:15:00.259
خدا مرا از شر تو حفظ کند

00:15:00.259 --> 00:15:03.259
شمشیر از دست بادیه نشین افتاد

00:15:03.259 --> 00:15:08.259
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را گرفت و به او فرمود

00:15:08.259 --> 00:15:10.259
چه کسی تو را از من باز می دارد؟

00:15:10.259 --> 00:15:12.259
بادیه نشینان گفتند

00:15:12.259 --> 00:15:14.259
گیرنده خوبی باشید

00:15:14.259 --> 00:15:17.259
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:15:17.259 --> 00:15:20.259
گواه باش که معبودی جز خدا نیست

00:15:20.259 --> 00:15:22.259
و من رسول خدا هستم

00:15:22.259 --> 00:15:24.259
بادیه نشین گفت

00:15:24.259 --> 00:15:27.259
قول میدم باهات دعوا نکنم

00:15:27.259 --> 00:15:30.259
و من با کسانی که با شما می جنگند نخواهم بود

00:15:30.259 --> 00:15:31.259
او گفت

00:15:31.259 --> 00:15:33.259
پس بذار بره

00:15:33.259 --> 00:15:36.259
پس بادیه نشین نزد قوم خود آمد

00:15:36.259 --> 00:15:37.259
و او گفت

00:15:37.259 --> 00:15:40.259
من از بهترین مردم نزد شما آمده ام

00:15:40.259 --> 00:15:44.299
در اینکه او بهترین مردم است شکی نیست

00:15:44.299 --> 00:15:48.299
ایمان به خدا و توکل و توکل

00:15:48.299 --> 00:15:50.299
و سپس همه اینها

00:15:50.299 --> 00:15:53.330
در صورت امکان بخشش

00:15:53.330 --> 00:15:55.330
این یک بادیه نشین است

00:15:55.330 --> 00:15:58.330
نام او غریث بن الحارث است

00:15:58.330 --> 00:16:01.360
گنجینه های بیوگرافی
