1 00:00:00,000 --> 00:00:03,200 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,970 --> 00:00:06,570 گنجینه های بیوگرافی 3 00:00:06,969 --> 00:00:11,960 تهاجم احزاب 4 00:00:11,960 --> 00:00:14,880 در سال چهارم هجری 5 00:00:16,519 --> 00:00:19,300 اواخر سال چهارم بود 6 00:00:19,300 --> 00:00:22,399 در آغاز سال پنجم گفته شد 7 00:00:22,460 --> 00:00:25,519 علت هجوم این بود که بیست نفر رفتند 8 00:00:25,519 --> 00:00:27,559 مردی از بنی قریده 9 00:00:27,559 --> 00:00:30,199 و با آنان کسانى از بنى نضير بودند 10 00:00:30,199 --> 00:00:31,480 به مکه 11 00:00:31,719 --> 00:00:34,240 شروع کردند به تحریک مردم مکه 12 00:00:34,240 --> 00:00:37,520 در جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 13 00:00:37,520 --> 00:00:40,479 می گویند ما با شما هستیم 14 00:00:40,479 --> 00:00:43,679 ما از درون و بیرون از شما حمایت می کنیم 15 00:00:43,799 --> 00:00:45,920 به قطافان رفتند 16 00:00:45,920 --> 00:00:49,799 گفتند: قریش را بر محمد یاری کن. 17 00:00:49,920 --> 00:00:53,079 برای تحریک آنها نزد قبایل عرب رفتند 18 00:00:53,079 --> 00:00:56,679 در جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 19 00:00:57,060 --> 00:00:59,579 پس قریش و کنانا رفتند 20 00:00:59,619 --> 00:01:02,140 غطفان و یهودیان رفتند 21 00:01:02,140 --> 00:01:06,260 در اطراف شهر رسول الله صلی الله علیه وسلم جمع شدند 22 00:01:06,260 --> 00:01:07,980 در ده هزار 23 00:01:07,980 --> 00:01:12,980 آنها حاضر شدند با رسول خدا صلی الله علیه و آله بجنگند 24 00:01:12,980 --> 00:01:16,579 و هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دانست 25 00:01:16,579 --> 00:01:18,900 آن قریش با غطافان است 26 00:01:18,900 --> 00:01:20,739 کنانا و یهودیان 27 00:01:20,739 --> 00:01:22,340 علیه او متحد شدند 28 00:01:22,340 --> 00:01:24,340 با دوستانش مشورت کرد 29 00:01:24,340 --> 00:01:28,099 پس سلمان فارسی رضی الله عنه او را نصیحت کرد 30 00:01:28,180 --> 00:01:30,180 برای حفر سنگر 31 00:01:30,180 --> 00:01:31,459 و او گفت 32 00:01:31,459 --> 00:01:35,260 این کاری است که پارسی ها در هنگام ناراحتی کردند 33 00:01:35,260 --> 00:01:37,900 پس پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد 34 00:01:37,900 --> 00:01:41,939 حفر سنگر در اطراف شهر از شمال 35 00:01:41,939 --> 00:01:46,019 چون همه طرف ها را کوه ها احاطه کرده اند 36 00:01:46,019 --> 00:01:49,379 هیچ کس نمی تواند از آن بیاید 37 00:01:49,379 --> 00:01:52,579 آنها با جدیت و فعالانه شروع به حفاری کردند 38 00:01:52,579 --> 00:01:56,909 رسول خدا صلی الله علیه و آله با آنها شرکت می کند 39 00:01:56,950 --> 00:02:00,069 سهل بن سعد رضی الله عنه گفت 40 00:02:00,069 --> 00:02:03,390 ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم 41 00:02:03,390 --> 00:02:05,709 در سنگر دارند حفر می کنند 42 00:02:05,709 --> 00:02:09,110 خاک را روی پشت خود جابجا می کنیم 43 00:02:09,110 --> 00:02:12,669 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 44 00:02:12,669 --> 00:02:16,270 خدایا زندگی جز آخرت نیست 45 00:02:16,270 --> 00:02:19,590 پس مهاجران و انصار را ببخش 46 00:02:19,590 --> 00:02:21,150 و در یک رمان 47 00:02:21,150 --> 00:02:24,439 انصار و مهاجرین را گرامی داشت 48 00:02:24,479 --> 00:02:27,599 از انس رضی الله عنه می فرماید: 49 00:02:27,599 --> 00:02:30,680 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 50 00:02:30,680 --> 00:02:32,159 به سنگر 51 00:02:32,159 --> 00:02:34,240 پس مهاجران و انصار 52 00:02:34,240 --> 00:02:37,080 آنها در یک صبح سرد حفاری می کنند 53 00:02:37,080 --> 00:02:41,039 آنها هیچ برده ای نداشتند که این کار را برای آنها انجام دهد 54 00:02:41,039 --> 00:02:44,479 وقتی خستگی و گرسنگی آنها را دید 55 00:02:44,479 --> 00:02:47,319 ایشان رضی الله عنه فرمودند 56 00:02:47,319 --> 00:02:50,639 خدایا این زندگی زندگی آخرت است 57 00:02:50,639 --> 00:02:53,759 پس انصار و مهاجران را ببخش 58 00:02:53,800 --> 00:02:55,479 و به او گفتند 59 00:02:55,479 --> 00:02:58,680 ما هستیم که با محمد بیعت کردیم 60 00:02:58,680 --> 00:03:02,319 ما هرگز در جهاد نمی مانیم 61 00:03:02,319 --> 00:03:06,439 محبت متقابل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 62 00:03:06,439 --> 00:03:07,990 و دوستانش 63 00:03:07,990 --> 00:03:10,310 وی در مورد البراء گفت: 64 00:03:10,310 --> 00:03:13,030 پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم 65 00:03:13,030 --> 00:03:15,310 از خاک سنگر نقل مکان کرد 66 00:03:15,310 --> 00:03:18,990 تا اینکه غبار روی شکمش را دید 67 00:03:18,990 --> 00:03:23,430 صدای لرزش او از سخنان عبدالله بن رواحه را شنیدم 68 00:03:23,469 --> 00:03:24,830 و هست 69 00:03:24,830 --> 00:03:28,270 خدایا اگر تو نبودی ما هدایت می شویم 70 00:03:28,270 --> 00:03:31,669 و ما و آنچه را که خوانده ایم باور نکن 71 00:03:31,669 --> 00:03:34,550 پس سکینه را بر ما نازل کردند 72 00:03:34,550 --> 00:03:38,030 و پاهایت را جز برای مدتی ثابت نگه دار 73 00:03:38,030 --> 00:03:40,870 اولی ها بر ما تجاوز کرده اند 74 00:03:40,870 --> 00:03:44,270 حتی اگر می خواستند پدر ما را اغوا کنند 75 00:03:44,270 --> 00:03:45,830 و آن را برمی گرداند 76 00:03:45,830 --> 00:03:48,669 اولی ها بر ما تجاوز کرده اند 77 00:03:48,669 --> 00:03:52,300 حتی اگر می خواستند پدر ما را اغوا کنند 78 00:03:52,340 --> 00:03:55,139 ابوطلحه رضی الله عنه گفت 79 00:03:55,139 --> 00:03:58,819 به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کردیم 80 00:03:58,819 --> 00:04:00,219 از گرسنگی 81 00:04:00,219 --> 00:04:02,219 و شدت شکایت 82 00:04:02,219 --> 00:04:04,900 پیراهن را از روی شکممان برداشتیم 83 00:04:04,900 --> 00:04:07,539 پیامبر صلی الله علیه و آله را ببینید 84 00:04:07,539 --> 00:04:10,419 به شکممان سنگ می بندیم 85 00:04:10,419 --> 00:04:12,379 از گرسنگی شدید 86 00:04:12,379 --> 00:04:15,139 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله قیام کرد 87 00:04:15,139 --> 00:04:16,339 در مورد شکمش 88 00:04:16,339 --> 00:04:19,600 و اینک دو سنگ را به هم بست 89 00:04:19,600 --> 00:04:21,560 بنابراین، مردم اطمینان پیدا می کنند 90 00:04:21,600 --> 00:04:26,519 اگر رهبرشان مانند پیامبر صلی الله علیه و آله بود 91 00:04:26,519 --> 00:04:28,600 احساسات آنها را احساس کنید 92 00:04:28,600 --> 00:04:30,839 همانطور که آنها گرسنگی می کشند او گرسنه می ماند 93 00:04:30,839 --> 00:04:33,240 و او تشنه است همانطور که آنها تشنه هستند 94 00:04:33,240 --> 00:04:35,600 و مانند آنها کار می کند 95 00:04:35,600 --> 00:04:38,439 و او همانطور که آنها اهمیت می دهند اهمیت می دهد 96 00:04:38,439 --> 00:04:42,720 در برج عاج دور از مردم نباشید 97 00:04:42,720 --> 00:04:46,000 بلکه با آنها شریک می شود و با آنها در می آمیزد 98 00:04:46,000 --> 00:04:47,759 اگر آنها آن را ببینند 99 00:04:47,800 --> 00:04:51,720 آنها فهمیدند که آنها تنها کسانی نیستند که کار می کنند 100 00:04:51,720 --> 00:04:55,120 این رهبر آنها با آنهاست و با آنها شریک می شود 101 00:04:55,120 --> 00:04:58,959 بلکه او از آنان رضی الله عنه بیشتر است 102 00:04:59,959 --> 00:05:05,769 گنجینه های بیوگرافی 103 00:05:05,769 --> 00:05:10,240 یک آیه روشن 104 00:05:10,240 --> 00:05:11,959 جابر گفت 105 00:05:11,959 --> 00:05:14,480 روز سنگر در حال کندن بودیم 106 00:05:14,480 --> 00:05:16,879 بنابراین او یک رستگاری شدید ارائه کرد 107 00:05:16,879 --> 00:05:19,279 ما نتوانستیم آن را بشکنیم 108 00:05:19,319 --> 00:05:23,040 پس به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدیم 109 00:05:23,040 --> 00:05:25,399 پس گفتیم یا رسول الله 110 00:05:25,399 --> 00:05:28,399 این به عنوان دیه در خندق عرضه شد 111 00:05:28,399 --> 00:05:30,680 آنچه ما می توانیم در آن 112 00:05:30,680 --> 00:05:34,279 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 113 00:05:34,279 --> 00:05:36,079 دارم میام پایین 114 00:05:36,079 --> 00:05:39,480 سپس در حالی که شکمش را به سنگ بسته بود، بلند شد 115 00:05:39,480 --> 00:05:44,600 سه روز بود که طعم غذا را نچشیده بودیم 116 00:05:44,600 --> 00:05:48,560 پس پیامبر صلی الله علیه و آله کلنگ را گرفت 117 00:05:48,560 --> 00:05:53,000 او را زد و مانند کوهی ستبر و ضعیف شد 118 00:05:53,000 --> 00:05:54,759 البراء گفت 119 00:05:54,759 --> 00:05:57,040 وقتی روز خندق بود 120 00:05:57,040 --> 00:06:00,160 او سنگی را در گودالی به ما نشان داد 121 00:06:00,160 --> 00:06:02,600 از آنها بیل نگیرید 122 00:06:02,600 --> 00:06:07,519 از این بابت به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کردیم 123 00:06:07,519 --> 00:06:09,839 بعد آمد و کلنگ را گرفت 124 00:06:09,839 --> 00:06:12,560 گفت: به نام خدا. 125 00:06:12,560 --> 00:06:14,480 سپس به آن ضربه زد 126 00:06:14,480 --> 00:06:17,600 سپس گفت: خدا بزرگ است. 127 00:06:17,600 --> 00:06:20,240 کلید دمشق را به من دادند 128 00:06:20,240 --> 00:06:24,759 به خدا فعلا به قصرهای سرخش نگاه می کنم 129 00:06:24,759 --> 00:06:26,839 سپس دومی را بزنید 130 00:06:26,839 --> 00:06:29,639 سنگ را برید و گفت 131 00:06:29,639 --> 00:06:31,439 خدا بزرگ است 132 00:06:31,439 --> 00:06:33,240 به من یک شوالیه دادند 133 00:06:33,240 --> 00:06:38,439 به خدا قصر سفید مدائن را الان می بینم 134 00:06:38,439 --> 00:06:41,199 سپس بار سوم را زد و گفت: 135 00:06:41,199 --> 00:06:42,680 به نام خدا 136 00:06:42,680 --> 00:06:44,959 بقیه سنگ را برید 137 00:06:44,959 --> 00:06:46,279 و او گفت 138 00:06:46,279 --> 00:06:48,000 خدا بزرگ است 139 00:06:48,000 --> 00:06:50,519 کلید یمن را به من دادند 140 00:06:50,519 --> 00:06:55,199 به خدا سوگند از جایی که هستم دروازه های صنعا را می بینم 141 00:06:55,199 --> 00:06:58,240 صحابه رضی الله عنهم شاد شدند 142 00:06:58,240 --> 00:07:03,360 زیرا می دانند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم راست می گوید 143 00:07:03,360 --> 00:07:11,279 این اولین بار نیست که نشانه اخلاص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را می بینند. 144 00:07:12,279 --> 00:07:17,980 گنجینه های بیوگرافی 145 00:07:17,980 --> 00:07:22,540 محاصره شهر 146 00:07:22,540 --> 00:07:26,660 وقتی قریش با سپاه و یارانش آمدند 147 00:07:26,660 --> 00:07:31,459 شهر رسول خدا صلی الله علیه و آله را محاصره کردند 148 00:07:31,459 --> 00:07:33,500 مؤمنان آنها را دیدند 149 00:07:33,500 --> 00:07:38,060 گفتند همان گونه که خداوند تبارک و تعالی در مورد ایشان ذکر فرمود 150 00:07:38,060 --> 00:07:46,139 وقتی مؤمنان طرفین را دیدند گفتند: این همان چیزی است که خدا و رسولش به ما وعده داده بودند. 151 00:07:46,139 --> 00:07:49,300 و خدا و رسولش راست گفتند 152 00:07:49,300 --> 00:07:56,620 فقط ایمان و تسلیم آنها را افزایش داد 153 00:07:56,620 --> 00:07:59,870 و اما منافقین داخل شهر 154 00:07:59,870 --> 00:08:02,870 بر خلاف گفته مؤمنان گفتند 155 00:08:02,870 --> 00:08:13,939 و هنگامى كه منافقان و كسانى كه در دلهايشان شك بود گفتند: خدا و رسولش جز فرار وعده ندادند. 156 00:08:13,939 --> 00:08:15,939 این دو مقام است 157 00:08:15,939 --> 00:08:17,939 مقام مؤمنان 158 00:08:18,259 --> 00:08:20,259 و خدا و رسولش راست گفتند 159 00:08:20,259 --> 00:08:25,259 جایگاه منافقان و کسانی که در دلهایشان بیماری است 160 00:08:25,259 --> 00:08:29,259 خدا و رسولش جز فریب وعده ندادند 161 00:08:29,259 --> 00:08:31,259 در چنین مواقعی 162 00:08:31,259 --> 00:08:33,259 گرسنگی شدید است 163 00:08:33,259 --> 00:08:34,259 محاصره 164 00:08:34,259 --> 00:08:36,259 ده هزار 165 00:08:36,259 --> 00:08:37,259 تعداد کمی 166 00:08:37,259 --> 00:08:39,259 داخل شهر 167 00:08:39,259 --> 00:08:41,259 در اینجا معاد ظاهر می شود 168 00:08:41,259 --> 00:08:45,259 مؤمن ظاهر می شود و منافق ظاهر می شود 169 00:08:45,259 --> 00:08:47,259 سپس درگیری شروع شد 170 00:08:47,580 --> 00:08:49,580 و شروع به تراموا کردند 171 00:08:49,580 --> 00:08:51,580 مشرکان روزنه ای پیدا کردند 172 00:08:51,580 --> 00:08:54,580 می خواستند وارد آن شوند 173 00:08:54,580 --> 00:08:59,580 گروهی از مسلمانان به رهبری علی بن ابی طالب به سوی آنان رفتند 174 00:08:59,580 --> 00:09:02,580 راه را برایشان بستند 175 00:09:02,580 --> 00:09:04,580 بنابراین آنها خواستار دوئل شدند 176 00:09:04,580 --> 00:09:06,580 پس عمر بن واد برخاست 177 00:09:06,580 --> 00:09:08,580 یا ابن عبد واد 178 00:09:08,580 --> 00:09:10,580 بر خلاف اسمش 179 00:09:10,580 --> 00:09:12,580 او یکی از شجاعان بود 180 00:09:12,580 --> 00:09:14,580 گفت: چه کسی با من دوئل خواهد کرد؟ 181 00:09:14,580 --> 00:09:18,580 او بیش از صد سال سن داشت 182 00:09:18,580 --> 00:09:22,580 سپس علی بن ابیطالب رضی الله عنه به سوی او بیرون رفت 183 00:09:22,580 --> 00:09:23,580 و به او گفت 184 00:09:23,580 --> 00:09:25,580 ای عمر 185 00:09:25,580 --> 00:09:27,580 تو با خدا عهد بسته ای 186 00:09:27,580 --> 00:09:31,580 آیا مردی از قریش شما را به یکی از دو جلسه دعوت نمی کند؟ 187 00:09:31,580 --> 00:09:33,580 جز اینکه از او گرفتم 188 00:09:33,580 --> 00:09:35,580 گفت بله 189 00:09:35,580 --> 00:09:36,580 علی گفت 190 00:09:36,580 --> 00:09:41,580 شما را به خدا و رسولش و اسلام دعوت می کنم 191 00:09:41,580 --> 00:09:42,580 او گفت 192 00:09:42,580 --> 00:09:44,580 من به آن نیاز ندارم 193 00:09:44,580 --> 00:09:45,580 او گفت 194 00:09:45,580 --> 00:09:48,580 من شما را به مبارزه دعوت می کنم 195 00:09:48,580 --> 00:09:49,580 و او گفت 196 00:09:49,580 --> 00:09:51,580 برادرزاده ام 197 00:09:51,580 --> 00:09:54,580 به خدا من دوست ندارم تو را بکشم 198 00:09:54,580 --> 00:09:55,580 علی گفت 199 00:09:55,580 --> 00:09:58,580 اما قسم می خورم که دوست دارم تو را بکشم 200 00:09:58,580 --> 00:10:00,580 زغال عمر 201 00:10:00,580 --> 00:10:03,580 از اسب پیاده شد و تسلیم شد 202 00:10:03,580 --> 00:10:05,580 پس علی او را کشت 203 00:10:05,580 --> 00:10:07,580 عمر گفته بود 204 00:10:07,580 --> 00:10:10,580 من دنبال تماس گشتم تا آنها را جمع کنم 205 00:10:10,580 --> 00:10:12,580 آیا شما یک دوئست هستید؟ 206 00:10:12,580 --> 00:10:17,580 و وقتی هوادار را آوردیم، در جایگاه قرنی ایستادم که انجام شد 207 00:10:17,580 --> 00:10:22,580 از این رو، عجله نکردم پیش هزاهزی 208 00:10:22,580 --> 00:10:28,580 شجاعت در ایمان و سخاوت از بهترین غرایز است 209 00:10:28,580 --> 00:10:30,580 علی پاسخ داد 210 00:10:30,580 --> 00:10:35,580 عجله نکن که جواب صدایت بدون درماندگی به تو رسیده است 211 00:10:36,580 --> 00:10:41,580 در ایمان، بصیرت و صداقت همه برندگان من بودند 212 00:10:41,580 --> 00:10:46,580 امیدوارم یک عزاداری به شما بدهم 213 00:10:46,580 --> 00:10:52,580 از ضربه النجله هنوز هزاهزی ذکر می کند 214 00:10:52,580 --> 00:10:56,639 سپس بین مسلمانان و مشرکان اختلافاتی پیش آمد 215 00:10:56,639 --> 00:11:00,639 زیرا آنها نمی توانند از خندق فراتر بروند 216 00:11:00,639 --> 00:11:04,639 و سعد بن معاذ رضی الله عنه سنگ را پرتاب کرد 217 00:11:04,639 --> 00:11:06,639 مچ پایش آسیب دیده بود 218 00:11:06,639 --> 00:11:08,639 بعد از جنگ گفت 219 00:11:08,639 --> 00:11:14,639 خدایا، تو می دانی که کسی نیست که دوست داشته باشم به خاطر تو با او مبارزه کنم 220 00:11:14,639 --> 00:11:18,639 از قومی که پیامبرت را تکذیب کردند و او را بیرون کردند 221 00:11:18,639 --> 00:11:22,639 در اینجا کینه او نسبت به قریش بیشتر از دیگران نمایان می شود 222 00:11:22,639 --> 00:11:27,639 زیرا به رسول خدا صلی الله علیه و آله آسیب رساندند و او را بیرون کردند 223 00:11:27,639 --> 00:11:31,639 آنها سعی کردند او را بکشند و مردم را علیه او برانگیختند 224 00:11:31,639 --> 00:11:36,639 او اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم را دوست می داشت و از آن متنفر بود 225 00:11:36,639 --> 00:11:40,639 مربوط به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 226 00:11:40,639 --> 00:11:43,639 به نام خداوند تبارک و تعالی 227 00:11:43,639 --> 00:11:49,669 بنابراین، یک مسلمان باید عشق و نفرت خود را نسبت به خدا داشته باشد 228 00:11:49,669 --> 00:11:50,669 سپس گفت 229 00:11:50,669 --> 00:11:56,669 خدایا من فکر می کنم تو بین ما و آنها جنگ ایجاد کرده ای 230 00:11:56,669 --> 00:11:59,669 اگر چیزی از جنگ قریش باقی مانده است 231 00:11:59,669 --> 00:12:02,669 پس مرا به خاطر آنها در امان بدار تا برای تو با آنها مبارزه کنم 232 00:12:02,669 --> 00:12:07,669 و اگر جنگی را آغاز کردی، آن را آغاز کن و مرگ مرا در آن بساز 233 00:12:07,669 --> 00:12:09,669 سپس گفت 234 00:12:09,669 --> 00:12:14,669 امّا نگذار بمیرم تا اینکه مرا بر بنی قریده بزنی 235 00:12:14,669 --> 00:12:19,669 زیرا به خدا خیانت کردند و به رسول او صلی الله علیه و آله خیانت کردند 236 00:12:19,669 --> 00:12:23,669 آنها سومین گروه یهودیان هستند 237 00:12:32,899 --> 00:12:38,820 مردی از ابن النضیر نزد کعب بن اسد آمد 238 00:12:38,820 --> 00:12:40,820 سید بنی گریده 239 00:12:40,820 --> 00:12:41,820 و به او گفت 240 00:12:41,820 --> 00:12:44,820 حي بن اخطب در را خطاب كرد 241 00:12:44,820 --> 00:12:46,820 کعب گفت 242 00:12:46,820 --> 00:12:49,820 بدون او می بندم، نمی خواهم او را ببینم 243 00:12:49,820 --> 00:12:53,820 به صحبت با او ادامه داد تا اینکه به او اجازه داد 244 00:12:53,820 --> 00:12:55,820 در را برایش باز کرد 245 00:12:55,820 --> 00:12:56,820 گفت محله من 246 00:12:56,820 --> 00:13:02,820 ای کعب در شکوه زمان و دریای کدورت به سوی تو آمده ام 247 00:13:02,820 --> 00:13:06,820 من با قریش و رهبران و اربابان آن نزد شما آمدم 248 00:13:06,820 --> 00:13:10,820 تا اینکه آنها را در حوض نهرهای رومه پایین آوردم 249 00:13:10,820 --> 00:13:14,820 و با دو پوشش بر سر و بالش آن 250 00:13:14,820 --> 00:13:19,820 تا اینکه آنها را به خاطر گناه انتقام گرفتن از طرف کسی پایین آوردم 251 00:13:19,820 --> 00:13:23,820 آنها به من قول دادند و به من قول دادند که نخواهند رفت 252 00:13:23,820 --> 00:13:26,820 تا اینکه محمد و همراهانش را ریشه کن کنیم 253 00:13:26,820 --> 00:13:28,820 کعب به او گفت 254 00:13:28,820 --> 00:13:31,820 تو به من آمدی و خداوند به من ابدیت داد 255 00:13:31,820 --> 00:13:34,820 و با اندوه آب او ریخته شد 256 00:13:34,820 --> 00:13:38,820 یعنی با چهره ای که زندگی ندارد به سراغ من آمده ای 257 00:13:38,820 --> 00:13:39,820 سپس گفت 258 00:13:39,820 --> 00:13:41,820 وای بر تو عزیزم 259 00:13:41,820 --> 00:13:44,820 پس مرا و آنچه هستم را تنها بگذار 260 00:13:44,820 --> 00:13:48,820 من جز صداقت و وفاداری از محمد ندیدم 261 00:13:48,820 --> 00:13:50,820 گفت محله من 262 00:13:50,820 --> 00:13:52,820 وای بر شانس ما 263 00:13:52,820 --> 00:13:55,820 او هنوز با او بود تا اینکه به او گفت 264 00:13:55,820 --> 00:13:59,820 بله من از درون نزد محمد می آیم 265 00:13:59,820 --> 00:14:02,820 با اجازه به خیانت راضی شد 266 00:14:02,820 --> 00:14:05,820 وارد جنگ با مسلمانان شد 267 00:14:05,820 --> 00:14:09,820 زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله احساس کرد به او خیانت شده است 268 00:14:09,820 --> 00:14:13,820 یکی از دوستانش را فرستاد تا بررسی کند 269 00:14:13,820 --> 00:14:15,820 زیرا تأیید لازم است 270 00:14:15,820 --> 00:14:18,820 خبر ممکن است دروغ باشد 271 00:14:18,820 --> 00:14:21,820 پس پیامبر صلی الله علیه و آله را فرستاد 272 00:14:21,820 --> 00:14:23,820 سعد بن معاذ 273 00:14:23,820 --> 00:14:25,820 و سعد بن عباده 274 00:14:25,820 --> 00:14:27,820 و عبدالله بن رواحه 275 00:14:27,820 --> 00:14:29,820 و خواهران ابن جبیر 276 00:14:29,820 --> 00:14:32,820 گفت: برو ببین. 277 00:14:32,820 --> 00:14:36,820 آیا آنچه در مورد این افراد گزارش داده ایم صحت دارد یا خیر؟ 278 00:14:36,820 --> 00:14:38,820 اگر درست باشد 279 00:14:38,820 --> 00:14:41,820 بنابراین آنها مشتاق ملودی من بودند که می شناختم 280 00:14:41,820 --> 00:14:43,820 حتی اگر وفادار باشند 281 00:14:43,820 --> 00:14:46,820 پس با صدای بلند برای مردم صحبت کنید 282 00:14:46,820 --> 00:14:50,820 زیرا ممکن است افراد نوعی سرخوردگی و ناامیدی را تجربه کنند 283 00:14:50,820 --> 00:14:52,820 محاصره از بیرون 284 00:14:52,820 --> 00:14:54,820 و از درون خائن 285 00:14:54,820 --> 00:14:57,820 و این مسائل ذهن آنها را برانگیخت 286 00:14:57,820 --> 00:14:59,820 حتی اگر در عهد باشند 287 00:14:59,820 --> 00:15:01,820 آنها آن را فریاد زدند 288 00:15:01,820 --> 00:15:04,820 پس بگو: ای رسول خدا آنها در عهد هستند. 289 00:15:04,820 --> 00:15:06,820 تا مردم خیالشان راحت شود 290 00:15:06,820 --> 00:15:08,820 وقتی به آنها نزدیک شدند 291 00:15:08,820 --> 00:15:11,820 آنها آنها را بدترین دیدند 292 00:15:11,820 --> 00:15:16,820 بر رسول صلی الله علیه و آله و یارانش لعن می کنند 293 00:15:16,820 --> 00:15:20,820 و گفتند: این رسول خدا کیست؟ 294 00:15:20,820 --> 00:15:23,820 بین ما و محمد عهدی نیست 295 00:15:23,820 --> 00:15:26,820 با صدای بلند بین خود صحبت می کنند 296 00:15:26,820 --> 00:15:28,820 مردم را می شنوند 297 00:15:28,820 --> 00:15:32,820 سپس این اصحاب رضی الله عنه رفتند 298 00:15:32,820 --> 00:15:37,820 وقتی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند 299 00:15:37,820 --> 00:15:39,820 گفتند یا رسول الله 300 00:15:39,820 --> 00:15:41,820 عضله و قدرت 301 00:15:41,820 --> 00:15:45,820 پیامبر صلی الله علیه و آله فهمید 302 00:15:45,820 --> 00:15:48,820 می خواهند به ارتجاع خیانت کنند 303 00:15:48,820 --> 00:15:52,820 پیامبر صلی الله علیه و آله به این موضوع علاقه داشت 304 00:15:52,820 --> 00:15:55,820 وضعیت بدون شک بحرانی بود 305 00:15:55,820 --> 00:15:58,820 همانطور که خداوند متعال فرموده است 306 00:15:58,820 --> 00:16:05,860 هنگامی که از بالا و پایین به سوی تو آمدند 307 00:16:05,860 --> 00:16:11,860 و آنگاه که چشم ها وحشی شد و دل ها به حلق رسید 308 00:16:11,860 --> 00:16:14,860 و شما فکر می کنید که خدا ثروتمند است 309 00:16:14,860 --> 00:16:17,860 اینجاست تا مؤمنان مرا بیازمایند 310 00:16:17,860 --> 00:16:21,860 زلزله شدیدی ایجاد کردند 311 00:16:21,860 --> 00:16:24,860 برخی از منافقین کفر خود را نشان دادند 312 00:16:24,860 --> 00:16:27,860 همانطور که خداوند متعال فرموده است 313 00:16:27,860 --> 00:16:31,860 و آنها را در لحن گفتار تشخیص خواهید داد 314 00:16:31,860 --> 00:16:33,860 به هم گفتند 315 00:16:33,860 --> 00:16:37,860 محمد به ما وعده گنجینه های سزار و قیصر را می دهد 316 00:16:37,860 --> 00:16:42,860 هیچ یک از ما وقتی به توالت می رویم احساس امنیت نمی کنیم 317 00:16:42,860 --> 00:16:47,860 برخی از آنان نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند 318 00:16:47,860 --> 00:16:48,860 و او گفت 319 00:16:48,860 --> 00:16:49,860 ای رسول خدا 320 00:16:49,860 --> 00:16:51,860 خانه های ما خراب است 321 00:16:51,860 --> 00:16:53,860 یعنی خارج از شهر 322 00:16:53,860 --> 00:16:56,860 و ما می خواهیم به سمت آن برویم 323 00:16:56,860 --> 00:16:57,860 خدا گفت 324 00:16:57,860 --> 00:17:01,860 گروهی از آنان از پیامبر اجازه خواستند 325 00:17:01,860 --> 00:17:05,859 می گویند خانه های ما خراب است 326 00:17:05,859 --> 00:17:10,859 اگر فقط بخواهند فرار کنند، ناهمواری نیست 327 00:17:10,859 --> 00:17:14,859 و اما رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 328 00:17:14,859 --> 00:17:17,859 او مدتی به لباس خود راضی خواهد بود 329 00:17:17,859 --> 00:17:20,859 بعد سرش را بلند کرد و گفت 330 00:17:20,859 --> 00:17:22,859 خدا بزرگ است 331 00:17:22,859 --> 00:17:26,859 ای امت مسلمین به فتح و نصرت الهی شاد باشید 332 00:17:26,859 --> 00:17:31,859 سپس ایشان رضی الله عنه برخاست و از مردم حمایت کرد 333 00:17:31,859 --> 00:17:35,339 گنجینه های بیوگرافی