بسم الله الرحمن الرحیم با قلم های حسرت و جوهر عشق ما ثروتی گرانبهاتر از طلا خلق می کنیم در وصف استاد خلقت خدا رحمتش کند و درود فرستد شمایل محمد باب آنچه در بستر رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر شد ملافه آن چیزی است که انسان اگر بخواهد بنشیند یا بخوابد زیر آن پخش می کند هر چه برای شخص راحت تر باشد علت خواب طولانی مدت، بی تحرکی زیاد و تنبلی بود در حالی که اگر غیر از این باشد انسان فقط به آنچه نیاز دارد می خوابد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او وسایل مجلل نداشت بلکه شنل پشمی برای خوابیدن داشت و خوابش رضی الله عنه خواب نیاز به استراحت بدن است به اندازه نیاز بدنش به رختخواب می رود و چیزی بیشتر از این زیرا او در زندگی رسالت بزرگی دارد او رسول پروردگار جهانیان است الگویی برای همه بندگان خدا قال عایشه رضی الله عنها بالین رسول خدا صلی الله علیه و آله بود اونی که از آدم میخوابه پر از فیبره در این حدیث مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها را توصیف می کند بستر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همانی که در خانه اش خوابیده بود که او از آدم است آدم جمع آدم است پوست برنزه است و او گفت که پر از فیبر است یعنی پر شده و داخل آن از الیاف نخل درست شده است از تنه خرما استخراج می شود النووی رحمه الله گفت بردن تشک و بالش جایز است و روی آن بخوابید و حق ارتفاق با آن وجود ندارد و پاسپورت پر شده گرفتن آن از چرم جایز است او همان انسان است ابن قیم رحمه الله گفت خدا رحمتش کند و درود فرستد گاهی روی تخت می خوابد و گاه بر اطاعت ناتا فرشی است از چرم گاهی روی تشک می خوابد و گاهی روی زمین گاهی روی تخت، در میان شن هایش گاهی با لباس مشکی باب آنچه در مورد تواضع رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شد. فروتنی سمت نرم است بال را کم کرد و با او مهربانانه رفتار کرد و از اغماض نسبت به مردم بپرهیزید و به آنها نگاه کن پیامبر صلی الله علیه و آله متواضع بود در اخلاقش مشخص است و در برخورد با مردم انشاالله هم توضیح داده میشه عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند مرا ستایش مکن همانطور که مسیحیان عیسی بن مریم را ستودند اما من یک برده هستم پس بگو عبدالله و رسولش چاپلوسی فراتر از حد در مدح و ستایش است مسیحیان در مورد فرزند مریم سلام الله علیها غلو کردند برخی از آنها او را خدا کردند برخی از آنها او را فرزند خدا قرار دادند خداوند از آن بالاتر است و گفت: من فقط یک برده هستم. یعنی بنده کامل خداوند متعال هستم من حق الوهیت ندارم و نه در آنچه مربوط به خداوند متعال است و گفت: بگو عبدالله و رسولش. یعنی چیزی بگو که در شرع در مورد من متصف به آن شکی نیست و بیشتر به آن اضافه نکنید این دو وصف صادق ترین و شریف ترین وصف رسول خدا صلی الله علیه و آله است. بنده عبادت نمی شود و هیچ یک از ویژگی های پروردگار به او داده نمی شود مهم نیست که چقدر مقامش بالاست پیامبر حق اطاعت و پیروی از او را دارد و راه او را ادامه دهد و راه او را ادامه دهد این دو وصف، بنده را از جهات غلو و قساوت دور می کند او به اعتدال می رسد بدون افراط و تفریط از انس بن ملکر رضی الله عنه زنی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد به او گفت: من به تو نیاز دارم. گفت: هر طور می خواهی در شهر بنشین، من با تو خواهم نشست. در این حدیث زنی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد در رمان چیزی در ذهن او بود هر گونه کمبود گفت یا رسول الله من به تو نیاز دارم یعنی می خواست چیزی را به او یادآوری کند که هیچ کس از آن خبر نداشته باشد به او گفت خدا رحمتش کند در هر جاده شهری که می خواهید بنشینید یعنی در هر قسمتی از مسیرش من با تو می نشینم تا حاجتت را برآورده کنم النووی رحمه الله گفت یعنی با او در مسیری پیموده شده توقف کرد تا حاجت او را برطرف کند در خلوت به او فتوا می دهد این از تنها بودن با یک زن خارجی نبود این در راهروی مردم بود و او و او را زیر نظر داشتند اما حرف هایشان را نمی شنوند از انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله مریض را عیادت می کرد او در تشییع جنازه شرکت می کند و سوار الاغ می شود او به تماس خادم پاسخ می دهد او در روز بنی قریده سوار بر الاغی بود که با طناب الیافی بسته شده بود بر این اساس، یک فیبر به او پاداش داده می شود در این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله به عیادت بیماران می رفت هر بیمار آزاد یا برده بود شریف یا حقیر حتی یک پسر یهودی که به او خدمت می کرد برگشت عمویش برگشت و او مشرک بود عیادت از بیمار او را سرگرم می کند و دلش را شاد می کند و دعوت او به خداوند متعال خدا رحمتش کند و شاهد تشییع جنازه باشد او را بیاورند تا بر او نماز بخوانند و دفن کنند خواه شرافتمند باشد یا حقیر خدا رحمتش کند، او هم سوار الاغ می شد در آن زمان الاغ کم اهمیت ترین وسیله حمل و نقل محسوب می شد درود خدا بر او باد، سوار شدن بر الاغ نشانه خضوع اوست درود خدا بر او ندای بنده را اجابت می کرد يعنى اگر غلامى او را براى حاجت صدا مى كرد، جواب مى داد نزدیک یا دور یا اگر خادم او را به خانه خود دعوت کرد، دعوت او را اجابت کرد با چنین اخلاق نیکو و آداب والا تسخیر دلها، رحمت الله علیه در صحیح البخاری آمده است اگر کنیز از کنیزان اهل مدینه باشد برای گرفتن دست رسول خدا صلی الله علیه و آله او را هر کجا که بخواهد می برد و گفت: در روز بنی قریده سوار بر الاغی بود که به ریسمان الیاف بسته شده بود. یعنی افساری که الاغ را با آن هدایت می کردند از الیاف ساخته شده بود فیبر قسمتی از درخت خرما است که در مجاورت شاخه ها قرار دارد و گفت: و باید ثواب فیبر بدهد. عكاف البرده است آن چیزی است که بر پشت الاغ گذاشته می شود مسافر روی آن می نشیند مثل زین اسب است و سفر به شتر از انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید: او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود به نان جو و حلال سونخه می گویند و او پاسخ می دهد او با یک یهودی سپر داشت او چیزی برای بازگرداندن آن پیدا نکرد تا اینکه مرد این حدیث بر کمال تواضع او رضی الله عنه دلالت دارد اگر آن غذایی بود که به آن دعوت شده بود یکی از ارزان ترین و راحت ترین غذاها او پاسخ می دهد و مسح هر مرهمی است که اگر باشد و سوکت که کمی تغییر در طعم و بوی داشت به دلیل اقامت طولانی و او گفت او با یک یهودی سپر داشت او چیزی برای بازگرداندن آن پیدا نکرد تا اینکه مرد یعنی سپر او رضی الله عنه در رهن یک یهودی بود در سی صاع جو او هیچ پولی برای استفاده از زره پیدا نکرد تا اینکه رضی الله عنه از دنیا رفت سپس ابوبکر رضی الله عنه آن را کشت از انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله بر روی کوله پشتی کهنه و فرسوده به حج پرداختند. و یک پاره مخمل چهار درهم نمی ارزد و او گفت خدایا آن را حج بی ریا و آبرو قرار ده در این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمده است حج در سال دهم هجری در یک سواری کهنه زین کیسه ای است که بر پشت شتر می گذارند تا مسافر روی آن بنشیند کهنه فرسوده و پیر است و گفت: «و مخمل بر اوست» یعنی خرقه او را بالاتر از عشایر قرار دهید چهار درهم جواز نمی ارزد این گواه بر آن است که او رضی الله عنه به کمال خشوع دست یافت و گفت، گفت خدایا آن را حج بی ریا و آبرو قرار ده یعنی دعوت به این دعوت بزرگ کرد وقتی از میقات می رسد توفیق اخلاص و دوری از شرک و نفاق و آبرو را از خداوند خواستن است. که متأثر از امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه. او می گفت خدایا کارم را صالح گردان و آن را کاملاً مال خودت کنید و به کسی اجازه ندهید کاری در این مورد انجام دهد از انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید: هیچ کس نزد آنان محبوبتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود او گفت و اگر او را می دیدند، نمی ایستادند چون می دانند که از آن متنفر است در این حدیث شرح مقام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در قلوب صحابه رضی الله عنه. او نزد آنها از خودشان و پولشان و همه مردم محبوبتر بود با این حال و اگر او را می دیدند برای او قیام نمی کردند چون می دانند که از آن متنفر است هر کدوم از تنفرش بهش میرسه با تواضع در برابر پروردگارش و برخلاف عرف متکبران و متکبران معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنه می فرماید: از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود هر که مردان را دوست دارد ایستاده بر او ظاهر شود برای نشستن در جهنم از انس بن ملکر رضی الله عنه می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند اگر هدیه ای به من می دادند قبول می کردم اگر از من دعا می شد مستجاب می کردم الکراء آن چیزی است که زیر زانوی پای شاه است گوشت کم اگر کسی آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله داده بود تا از او بپذیرد حتی اگر کسی او را به خانه اش دعوت کند و به عنوان چوپان معرفی کند جواب داد و از او پذیرفت این کمال تواضع او رضی الله عنه است از جابر رضی الله عنه می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من آمد او نه قاطر سوار است و نه بهشت در این حدیث که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد جابر رضی الله عنه آمد تا او را برگرداند وقتی مریض بود و او گفت او نه قاطر سوار است و نه بهشت یعنی او رضی الله عنه اگر بخواهد به دیدار کسی برود او بهترین سواری را نمی خواهد بلکه آنطور که شما بخواهید پیش می رود در غیر این صورت هیچ چیز از بین نمی رود قاطر فرزند مادیان از الاغ است باردون نوعی اسب ترکی است از یوسف بن عبدالله بن سلام رضی الله عنهم گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا یوسف نامید مجبورم کرد تو اتاقش بشینم و سرم را پاک کرد یوسف بن عبدالله بن سلام ابویعقوب الاسرائیل المدنی متحد انصار او در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله به دنیا آمد پس آن را نزد او آورد پس او را یوسف نامید به نام پیامبر خدا یوسف علیه السلام چون اسرائیلی است و او را در بغلش نشاند سرش را پاک کرد این شامل مهربانی و معاشرت با کوچولو می شود این از تواضع او رضی الله عنه است جایی که کوچولوها را نوازش می کند و روی بغل می نشاند از انس بن مالک رضی الله عنه مردی که خیاط بود به نام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پس فرنی با خرس برایش آورد پس رضی الله عنه خرس می گرفت او خرس را دوست داشت ثابت گفت پس شنیدم که انسا می گفت هیچ غذایی برای من ساخته نشده است که من توانایی درست کردن آن را برای خرس داشته باشم جز ساخته شده در این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله دعوت خیاط را اجابت کرد و مقداری از غذایش را خورد این نشان دهنده تواضع او رضی الله عنه است هر که او را صدا می زد، هر که بود، جواب می داد این حدیث را در فصل قبل مورد بحث قرار دادیم و در مورد عمره گفت به عایشه رضی الله عنها گفته شد رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه خود چه می کرد؟ او گفت او یک انسان بود یک لباس بگذار او عاشق چت خود است و به خودش خدمت می کند از مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها سؤال شد درباره کار پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه اش و او گفت او یک انسان بود یعنی به هیچ وجه خود را از انسان ها متمایز نمی کرد بعد جدا شد و گفت لباسی پوشیده بود یعنی آن را جست و جو می کند تا هر خار یا امثال آن را که در آن گیر کرده است، جدا کند او عاشق چت خود است یعنی با دست شریفش شیر دوشیدن شاه را شروع می کند و به خودش خدمت می کند یعنی بر اساس خدمت به خود است اگر به چیزی نیاز دارد برخاست و او را سرزنش کرد بدون اینکه دستور بدهم کسی او را بیاورد اینها همه از کمال خشوع او رضی الله عنه است بهره مند شوند قاضی ایاد رحمه الله گفت و اما تواضع او رضی الله عنه بر مقام والای او و مقام عالی متواضع ترین فرد بود او آنها را در بزرگسالی اعدام کرد برای تو کافی است که بین نبی و پادشاه بودن مختار باشد یا پیامبر غلام پس انتخاب کرد که بنده پیامبر باشد گفت: من فقط یک برده هستم. من می خورم همانطور که یک غلام می خورد و بنشین که بنده می نشیند سوار الاغ بود و پشت سرش تعقیب می کند با فقرا می نشیند او به تماس خادم پاسخ می دهد در میان دوستانش می نشیند و با آنها در می آمیزد جایی که شورا به پایان می رسد زمین برایش باز شد در آن حج صد شتر وقف کرد و هنگامی که مکه فتح شد با سپاهیان مسلمان وارد آن شد سرش را تکان داد تا اینکه تقریباً به مقصد رسید تواضع در برابر خداوند متعال در حرفه خانواده اش در خانه بود لباسش را در می آورد و گوسفندانش را می دوشید و لباسش را وصله می کند کف پایش را می پوشاند و به خودش خدمت می کند خانه را تمیز می کند یعنی جارو می کشد و شتر می فهمد و علوفه اش را تغذیه می کند و با خادم غذا می خورد بقیه صحبت ها انشاالله و خدا داناتر است خداوند رحمت و آرامش عطا فرماید بر پیامبر ما محمد و بر همه خانواده و یارانش