1 00:00:00,000 --> 00:00:03,200 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,200 --> 00:00:06,019 انجمن مواضع 3 00:00:06,019 --> 00:00:07,219 پیشبرد 4 00:00:07,219 --> 00:00:10,939 آن ده وعده بهشت را دادند 5 00:00:10,939 --> 00:00:15,330 الزبیر بن العوام 6 00:00:15,330 --> 00:00:17,820 خداوند از او راضی باشد 7 00:00:17,820 --> 00:00:22,219 عشق اصحاب و خویشاوندی سال تن 8 00:00:22,219 --> 00:00:27,530 پروردگارم گاهی آن را تحویل می دهد 9 00:00:27,530 --> 00:00:30,910 عشق به صحابه و خویشاوندی 10 00:00:30,910 --> 00:00:35,310 مسلمانان الگوی شجاعت و جسارت بودند 11 00:00:35,310 --> 00:00:38,710 از زبیر بن عوام رضی الله عنه 12 00:00:38,710 --> 00:00:43,140 می گویند او از زبیر بن العوام مادیان تر است 13 00:00:43,140 --> 00:00:44,539 جای تعجب نیست 14 00:00:44,539 --> 00:00:48,740 زبیر رضی الله عنه شوالیه ای شجاع بود 15 00:00:48,740 --> 00:00:50,740 و یک قهرمان شجاع 16 00:00:50,740 --> 00:00:57,340 او یک صحنه با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را از دست نداد 17 00:00:57,340 --> 00:01:02,539 او را در هر تهاجم و در هر نبرد در خط مقدم ارتش می بینید 18 00:01:02,539 --> 00:01:04,980 و در ردیف های مهم 19 00:01:04,980 --> 00:01:09,579 از ویژگی های او شجاعت فوق العاده و قهرمانی نادر بود 20 00:01:09,579 --> 00:01:12,579 و فداکاری برای حمایت از این دین 21 00:01:12,579 --> 00:01:19,719 در ادامه تصاویر و موقعیت هایی را مشاهده می کنید که نشان دهنده شجاعت یک مرد درجه یک است 22 00:01:19,719 --> 00:01:21,319 در روز بدر 23 00:01:21,319 --> 00:01:25,120 مسلمانان تنها با دو شوالیه همراه خود رفتند 24 00:01:25,120 --> 00:01:26,719 مادیان برای زبیر 25 00:01:26,719 --> 00:01:30,519 اسبی از مقداد که خدا از آن دو راضی باشد 26 00:01:30,519 --> 00:01:33,319 و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 27 00:01:33,319 --> 00:01:36,920 به فرماندهی سمت راست، زبیر بن العوام بود 28 00:01:36,920 --> 00:01:39,950 در سمت چپ مقداد بن عمر است 29 00:01:39,950 --> 00:01:42,349 الزبیر رضی الله عنه بود 30 00:01:42,349 --> 00:01:45,750 عمامه زردی دور سرش پیچیده بود 31 00:01:45,750 --> 00:01:49,349 پس فرشتگان بر صورت زبیر نازل شدند 32 00:01:49,349 --> 00:01:50,750 یعنی با توجه به شخصیتش 33 00:01:50,750 --> 00:01:53,250 جنگ با مسلمانان 34 00:01:53,250 --> 00:01:55,250 و در طول نبرد 35 00:01:55,250 --> 00:01:57,849 با عمویش نوفل بن خویلد ملاقات کرد 36 00:01:57,849 --> 00:02:02,650 او و مسلمانان بدترین عذاب را در مکه چشیدند 37 00:02:02,650 --> 00:02:05,250 پس به او نزدیک شد و او را کشت 38 00:02:05,250 --> 00:02:08,650 الصائب بن ابی الصائب نیز کشته شد 39 00:02:08,650 --> 00:02:12,050 سپس با عبیده بن سعید بن العاص آشنا شد 40 00:02:12,050 --> 00:02:15,250 او را ابوظبی با شکم لقب دادند 41 00:02:15,250 --> 00:02:17,449 به دلیل شدت و قدرت آن 42 00:02:17,449 --> 00:02:20,449 او به شدت مسلح به زره و سلاح بود 43 00:02:20,449 --> 00:02:23,050 فقط چشمانش می توانند او را ببینند 44 00:02:23,050 --> 00:02:25,849 مسلمانان از او می ترسیدند 45 00:02:25,849 --> 00:02:29,250 وقتی الزبیر را دید با کنایه گفت 46 00:02:29,250 --> 00:02:31,849 من پدر شکم هستم 47 00:02:31,849 --> 00:02:36,050 زبیر رضی الله عنه بدون اینکه به او اهمیت دهد با او جنگید 48 00:02:36,050 --> 00:02:38,650 سپس با بز به چشم او زد 49 00:02:38,650 --> 00:02:41,250 تنها راه خروجی آن است 50 00:02:41,250 --> 00:02:43,650 بز چوبی است 51 00:02:43,650 --> 00:02:45,449 کوتاهتر از نیزه 52 00:02:45,449 --> 00:02:48,449 دارای یک آهن تیز در نوک آن است 53 00:02:48,449 --> 00:02:50,250 پس ابوذات الکرش درگذشت 54 00:02:50,250 --> 00:02:54,050 با این ضربه زبیر رضی الله عنه 55 00:02:54,050 --> 00:02:56,650 مسلمانان از این بابت خوشحال بودند 56 00:02:56,650 --> 00:02:59,250 زبیر می خواست بز را بگیرد 57 00:02:59,250 --> 00:03:01,250 از جایگاهش در مرد 58 00:03:01,250 --> 00:03:03,050 اما او نتوانست 59 00:03:03,050 --> 00:03:06,280 با توجه به قدرت و عمق ضربه 60 00:03:06,280 --> 00:03:08,080 پس پایش را روی آن گذاشت 61 00:03:08,080 --> 00:03:09,879 او را محکم کشید 62 00:03:09,879 --> 00:03:13,479 بنابراین او آن را در حالی که دو انتهای آن خم شده بود بیرون کشید 63 00:03:13,479 --> 00:03:17,879 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله از او در این باره سؤال کرد 64 00:03:17,879 --> 00:03:19,680 پس آن را به او داد 65 00:03:19,680 --> 00:03:24,379 پس نزد او ماندم تا آن حضرت درود خدا بر او باد 66 00:03:24,379 --> 00:03:26,979 سپس ابوبکر در این باره از او پرسید 67 00:03:26,979 --> 00:03:28,180 بعد عمر 68 00:03:28,180 --> 00:03:29,580 سپس عثمان 69 00:03:29,580 --> 00:03:32,379 سپس علی رضی الله عنهم از آنان راضی باشد 70 00:03:32,379 --> 00:03:35,580 الزبیر آن را به آنها می داد 71 00:03:35,580 --> 00:03:38,580 هنگامی که زبیر از دنیا رفت، خدا از او راضی باشد 72 00:03:38,580 --> 00:03:41,180 پسرش عبدالله از علی درخواست کرد 73 00:03:41,180 --> 00:03:42,780 آن را به او برگرداند 74 00:03:42,780 --> 00:03:45,979 من با او ماندم تا زمانی که او مرد 75 00:03:45,979 --> 00:03:48,180 زبیر رضی الله عنه مجروح شد 76 00:03:48,979 --> 00:03:50,580 در جنگ بدر 77 00:03:50,580 --> 00:03:52,780 یکی از آنها روی شانه اوست 78 00:03:52,780 --> 00:03:55,780 پسرش عروة رضی الله عنه می گوید 79 00:03:55,780 --> 00:03:58,780 انگشتانم را در آن فرو می کردم و بازی می کردم 80 00:03:58,780 --> 00:04:02,110 این ضربه ها چقدر بزرگ هستند؟ 81 00:04:02,110 --> 00:04:03,909 و در جنگ احد 82 00:04:03,909 --> 00:04:06,110 پس از خروج مشرکان 83 00:04:06,110 --> 00:04:09,310 پیامبر صلی الله علیه و آله حق داشت 84 00:04:09,310 --> 00:04:12,110 و یارانش چه بر سرشان آمد 85 00:04:12,110 --> 00:04:14,310 منصوب شد، درود خدا بر او باد 86 00:04:14,310 --> 00:04:16,709 ابوبکر و زبیر بن العوام 87 00:04:16,709 --> 00:04:18,709 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 88 00:04:18,709 --> 00:04:20,910 و با آنها هفتاد مرد بودند 89 00:04:20,910 --> 00:04:23,310 بیرون رفتن در رکاب مردم 90 00:04:23,310 --> 00:04:27,310 آنها می دانند که مسلمانان هنوز قدرت دارند 91 00:04:27,310 --> 00:04:31,709 به فکر بازگشت و حذف مسلمانان نباشید 92 00:04:31,709 --> 00:04:36,110 پس اصحاب بزرگوار در تعقیب مشرکان بیرون رفتند 93 00:04:36,110 --> 00:04:39,139 و چند عمل جراحی دارند 94 00:04:39,139 --> 00:04:41,740 وقتی مشرکان از آنها شنیدند 95 00:04:41,740 --> 00:04:43,740 ترسیدند و رفتند 96 00:04:43,740 --> 00:04:47,379 و خداوند متعال سخنان صحابه را نازل فرمود 97 00:04:47,379 --> 00:04:48,980 و بعد از جنگ 98 00:04:48,980 --> 00:04:50,779 ام الزبیر آمد 99 00:04:50,779 --> 00:04:54,379 صفیه بنت عبدالمطلب رضی الله عنه 100 00:04:54,379 --> 00:04:56,980 به برادرش حمزه نگاه کند 101 00:04:56,980 --> 00:04:59,579 مشرکان از او تقلید کردند 102 00:04:59,579 --> 00:05:02,579 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 103 00:05:02,579 --> 00:05:04,180 به فرزندش الزبیر 104 00:05:04,180 --> 00:05:06,180 پرتاب کن و برگردان 105 00:05:06,180 --> 00:05:08,579 او نمی بیند که چه بلایی سر برادرش آمده است 106 00:05:08,579 --> 00:05:11,180 زبیر نزد او آمد و به او گفت 107 00:05:11,180 --> 00:05:12,379 ای ملت 108 00:05:12,379 --> 00:05:15,379 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 109 00:05:15,379 --> 00:05:17,579 او به شما دستور می دهد که برگردید 110 00:05:17,579 --> 00:05:18,980 گفت چرا؟ 111 00:05:18,980 --> 00:05:22,180 به من خبر داده اند که برادرم مثله شده است 112 00:05:22,180 --> 00:05:23,980 و این در خداست 113 00:05:23,980 --> 00:05:27,779 ان شاء الله نترسید و صبور باشید 114 00:05:27,779 --> 00:05:30,779 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 115 00:05:30,779 --> 00:05:31,980 برای زبیر 116 00:05:31,980 --> 00:05:34,069 بذار بره 117 00:05:34,069 --> 00:05:36,269 به سمت او آمد و به او نگاه کرد 118 00:05:36,269 --> 00:05:38,670 براش دعا کردم و برگشتم 119 00:05:38,670 --> 00:05:40,670 و از او طلب بخشش کردم 120 00:05:40,670 --> 00:05:43,470 دو تا لباسی که همراهش بود بیرون آورد 121 00:05:43,470 --> 00:05:45,470 به پسرش گفت 122 00:05:45,470 --> 00:05:47,069 این ثوبن است 123 00:05:47,069 --> 00:05:49,470 آنها را نزد برادرم حمزه آوردم 124 00:05:49,470 --> 00:05:51,670 پس او را در خود کفن کردند 125 00:05:51,670 --> 00:05:54,269 زبیر رضی الله عنه نگاه کرد 126 00:05:54,269 --> 00:05:56,269 پس در کنار حمزه بود 127 00:05:56,269 --> 00:05:58,870 مرد انصار کشته شد 128 00:05:58,870 --> 00:06:01,870 همان کاری را که با حمزه کرد با او کرد 129 00:06:01,870 --> 00:06:03,269 و او گفت 130 00:06:03,269 --> 00:06:05,470 ما او را خجالتی و خجالتی یافتیم 131 00:06:05,470 --> 00:06:07,870 كفن كردن حمزه در دو جامه 132 00:06:07,870 --> 00:06:10,470 الانصاری کفن ندارد 133 00:06:10,470 --> 00:06:11,670 پس گفتیم 134 00:06:11,670 --> 00:06:13,069 حمزه توبه 135 00:06:13,069 --> 00:06:15,069 و الانصاری لباس دارد 136 00:06:15,069 --> 00:06:16,670 ما از آنها قدردانی کردیم 137 00:06:16,670 --> 00:06:19,670 یکی از آنها بزرگتر از دیگری بود 138 00:06:19,670 --> 00:06:21,870 بنابراین ما بین آنها قرعه انداختیم 139 00:06:21,870 --> 00:06:23,870 بسه همه 140 00:06:23,870 --> 00:06:27,639 از آنها در جامه ای که او شد 141 00:06:27,639 --> 00:06:29,639 و در نبرد خندق 142 00:06:29,639 --> 00:06:32,639 پس از انتشار اخبار تایید نشده 143 00:06:32,639 --> 00:06:35,439 درباره عهدشکنی یهودیان بنی قریده 144 00:06:35,439 --> 00:06:37,839 در آن شرایط سخت 145 00:06:37,839 --> 00:06:40,839 پس پیامبر صلی الله علیه و آله خواست 146 00:06:40,839 --> 00:06:43,639 برای تایید این خبر 147 00:06:43,639 --> 00:06:44,839 و او گفت 148 00:06:44,839 --> 00:06:47,839 چه کسی می تواند از بنی قریده برای ما خبر بیاورد؟ 149 00:06:47,839 --> 00:06:49,439 الزبیر گفت 150 00:06:49,439 --> 00:06:51,439 من هستم ای رسول خدا 151 00:06:51,439 --> 00:06:53,240 پس به تریس رفت 152 00:06:53,240 --> 00:06:55,240 پس با خبر آنها آمد 153 00:06:55,240 --> 00:06:59,439 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دوباره فرمود 154 00:06:59,439 --> 00:07:02,439 چه کسی می تواند از بنی قریده برای ما خبر بیاورد؟ 155 00:07:02,439 --> 00:07:04,040 الزبیر گفت 156 00:07:04,040 --> 00:07:06,040 من هستم ای رسول خدا 157 00:07:06,040 --> 00:07:08,439 پس رفت و خبر آورد 158 00:07:08,439 --> 00:07:10,639 سپس در سومی نیز 159 00:07:10,639 --> 00:07:18,639 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: هر پیامبری شاگردی دارد و شاگرد من زبیر است. 160 00:07:18,639 --> 00:07:23,639 سپس پدر و مادرش را فدیه داد 161 00:07:23,639 --> 00:07:32,639 عرض کرد: صلوات الله علیه و آله و سلم پدر و مادرم فدای تو باد و من در آن از نقاب زبیر رضی الله عنه بزرگترم. 162 00:07:32,639 --> 00:07:42,699 هنگامی که مسلمانان وارد مکه شدند، الزبیر یکی از سه پرچم مهاجران در فتح مکه را در دست داشت. 163 00:07:42,699 --> 00:07:48,699 جایی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خرید بن ولید را در سمت راست قرار داد. 164 00:07:48,699 --> 00:07:58,459 زبیر ابن العوام را در جناح چپ و ابوعبیده را بر بیاضقه یعنی پیاده نظام قرار داد. 165 00:07:58,459 --> 00:08:02,459 پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 166 00:08:02,459 --> 00:08:07,459 زبیر رضی الله عنه به عهد خود با خلفای پس از خود ادامه داد. 167 00:08:07,459 --> 00:08:10,459 او از حمایت از اسلام منصرف نشد 168 00:08:10,459 --> 00:08:15,459 وی از فرماندهان لشکریان در زمان خلافت ابوبکر رضی الله عنه بود. 169 00:08:15,459 --> 00:08:19,459 او در نبرد یرموک علیه رومیان شرکت کرد 170 00:08:19,459 --> 00:08:22,459 او یکی از شوالیه ها و شجاع ترین افراد بود 171 00:08:22,459 --> 00:08:26,459 آن روز گروهی از قهرمانان نزد او جمع شدند 172 00:08:26,459 --> 00:08:30,459 گفتند: حملش نکن تا ما با تو حمل کنیم. 173 00:08:30,459 --> 00:08:33,460 گفت ثابت نمی کنی 174 00:08:33,460 --> 00:08:37,460 گفتند: آری، پس او حمل و حمل کرد. 175 00:08:37,460 --> 00:08:41,460 وقتی با صفوف روم روبرو شد، تردید کرد و پیش رفت 176 00:08:41,460 --> 00:08:48,460 او در صفوف روم نفوذ کرد تا اینکه از آن سوی بیرون آمد و به سوی یاران خود بازگشت 177 00:08:48,460 --> 00:08:51,460 سپس دوباره نزد او آمدند 178 00:08:51,460 --> 00:08:54,460 بنابراین او مانند بار اول انجام داد 179 00:08:54,460 --> 00:08:58,460 آن روز بین دو کتفش زخم عمیقی خورد 180 00:08:58,460 --> 00:09:03,200 زمانی که عمر بن العاصی برای فتح آن به مصر رفت 181 00:09:03,200 --> 00:09:08,200 او با خود نیرویی متشکل از سه هزار و پانصد نفر داشت 182 00:09:08,200 --> 00:09:13,200 پس به عمر بن خطاب رضی الله عنه نوشت و از او حمایت خواست 183 00:09:13,200 --> 00:09:17,200 عمر نگران اندک بودن نیروهای عمر بود 184 00:09:17,200 --> 00:09:20,200 پس چهار هزار مرد نزد او فرستاد 185 00:09:20,200 --> 00:09:23,200 آنها همراهان بزرگی هستند 186 00:09:23,200 --> 00:09:26,200 الزبیر بن العوام و مقداد بن الاسود 187 00:09:26,200 --> 00:09:32,200 عبادة بن الصامط و مصلمة بن مخلد رضی الله عنهم 188 00:09:32,200 --> 00:09:36,200 به او نوشت: «چهار هزار به تو می‌دهم». 189 00:09:36,200 --> 00:09:40,200 برای هر هزار نفر از آنها یک مرد در مقام هزار وجود دارد 190 00:09:40,200 --> 00:09:44,200 الزبیر رئیس این مردان بود 191 00:09:44,200 --> 00:09:47,200 او هزار مرد بود 192 00:09:47,200 --> 00:09:52,200 هنگامی که زبیر نزد عمر آمد، او را در حال محاصره قلعه بابل یافت 193 00:09:52,200 --> 00:09:58,200 زبیر به سرعت سوار بر اسب شد و خندق اطراف قلعه را دور زد 194 00:09:58,200 --> 00:10:01,200 سپس مردان در اطراف سنگر ازدحام کردند 195 00:10:01,200 --> 00:10:05,200 به الزبیر گفته شد که او مبتلا به طاعون است 196 00:10:05,200 --> 00:10:09,200 گفت: ما فقط برای چاقو زدن و طاعون آمده ایم. 197 00:10:09,200 --> 00:10:14,230 این محاصره هفت ماه طول کشید 198 00:10:14,230 --> 00:10:17,230 فتح برای عمر بن العاص به تأخیر افتاد 199 00:10:17,230 --> 00:10:21,230 زبیر گفت: خود را به خدا می سپارم. 200 00:10:21,230 --> 00:10:25,230 امیدوارم خداوند این را به روی مسلمانان باز کند 201 00:10:25,230 --> 00:10:29,230 پس نردبانی گذاشت و به کنار قلعه تکیه داد 202 00:10:29,230 --> 00:10:35,230 سپس برخاست و به آنان دستور داد که چون تکبیر او را شنیدند، همه با هم جواب او را بدهند 203 00:10:35,230 --> 00:10:41,230 چیزی جز زبیر که در بالای قلعه گفت الله اکبر و شمشیر در دست داشت احساس نمی کردند. 204 00:10:41,230 --> 00:10:45,230 مردم از پذیرش صلح اکراه داشتند تا اینکه عمر آنها را منع کرد 205 00:10:45,230 --> 00:10:47,230 از ترس شکستن آن 206 00:10:48,230 --> 00:10:53,230 وقتی رومیان دیدند که اعراب در صورت عقب نشینی به قلعه حمله می کنند 207 00:10:53,230 --> 00:10:58,230 بدین ترتیب قلعه بابل درهای خود را به روی مسلمانان گشود 208 00:10:58,230 --> 00:11:02,230 با نبرد سرنوشت ساز برای فتح مصر به پایان رسید 209 00:11:02,230 --> 00:11:05,230 شجاعت زبیر نادر بود 210 00:11:05,230 --> 00:11:10,000 دلیل مستقیم پیروزی مسلمانان 211 00:11:10,000 --> 00:11:14,000 زبیر بن عوام رضی الله عنه احساس کرد که مرگش نزدیک است. 212 00:11:14,000 --> 00:11:19,000 پس از عمری طولانی به عنوان حامی اسلام و مسلمین زندگی کرد 213 00:11:19,000 --> 00:11:22,000 پس جنگ شتر را ترک کرد 214 00:11:22,000 --> 00:11:26,000 پس از گزیده شدن او توسط اوری بن ابی طالب رضی الله عنه 215 00:11:26,000 --> 00:11:30,000 عبدالله دینی را که مدیون او بود به او نسبت داد 216 00:11:30,000 --> 00:11:33,000 او آن را ترک کرد و نزاع را پشت سر گذاشت 217 00:11:33,000 --> 00:11:36,000 عمر بن جرموز به دنبال او رفت 218 00:11:36,000 --> 00:11:39,000 تا اینکه در وادی السبعه به او رسید 219 00:11:39,000 --> 00:11:42,000 در آنجا با خیانت و خیانت کشته شد 220 00:11:42,000 --> 00:11:44,000 سپس شمشیر خود را گرفت 221 00:11:44,000 --> 00:11:49,000 او به سرعت برگشت تا علی رضی الله عنه را از مرگش خبر دهد 222 00:11:49,000 --> 00:11:52,000 علی به او اجازه ورود نداد 223 00:11:52,000 --> 00:11:54,000 جمله معروفش را گفت 224 00:11:54,000 --> 00:11:57,000 قاتل ابن صفیه را به آتش دوزخ مژده دادند 225 00:11:57,000 --> 00:12:01,029 مرد روی زمین دراز کشیده بود و روی صورتش سرگردان بود 226 00:12:01,029 --> 00:12:04,029 شمشیر زبیر را پشت سر گذاشت 227 00:12:04,029 --> 00:12:08,100 وقتی علی رضی الله عنه شمشیر زبیر را دید 228 00:12:08,100 --> 00:12:11,100 آن را گرفت و بوسید و گفت 229 00:12:11,100 --> 00:12:15,100 این شمشیر همیشه اندوه را از بین می برد 230 00:12:15,100 --> 00:12:19,100 در چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 231 00:12:19,100 --> 00:12:22,320 او کشته شد که خدا از او راضی باشد 232 00:12:22,320 --> 00:12:25,320 در سال سی و شش هجری 233 00:12:25,320 --> 00:12:29,320 او در آن زمان شصت و هفت سال داشت 234 00:12:29,320 --> 00:12:33,120 یکی از پیروان می گوید 235 00:12:33,120 --> 00:12:36,120 با زبیر بن عوام رضی الله عنه همراه شدم 236 00:12:36,120 --> 00:12:38,120 در برخی از سفرهایش 237 00:12:38,120 --> 00:12:40,120 پس ردای خود را انداخت 238 00:12:40,120 --> 00:12:43,120 او را دیدم که با شمشیر پوشیده شده بود 239 00:12:43,120 --> 00:12:46,120 گفتم: به خدا من آثاری از تو دیده ام. 240 00:12:46,120 --> 00:12:49,120 من هرگز او را با کسی ندیده ام 241 00:12:49,120 --> 00:12:52,120 زبیر گفت: او را دیدم. 242 00:12:52,120 --> 00:12:55,120 گفتم بله و او گفت 243 00:12:55,120 --> 00:12:58,120 به خدا هیچ جراحی در کار نیست 244 00:12:58,120 --> 00:13:01,120 مگر با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 245 00:13:01,120 --> 00:13:04,120 و به خاطر خدا 246 00:13:04,120 --> 00:13:07,120 ضربات روی بدنش بود 247 00:13:08,120 --> 00:13:11,120 مثل چشم های چاقو و پرتاب 248 00:13:11,120 --> 00:13:14,120 الشعبی گفت 249 00:13:14,120 --> 00:13:17,120 متوجه شدم 500 یا بیشتر از همراهان می گویند 250 00:13:17,120 --> 00:13:20,120 علی، عثمان و طلحه 251 00:13:20,120 --> 00:13:23,120 و زبیر در بهشت است 252 00:13:39,909 --> 00:13:42,909 لب 253 00:13:42,909 --> 00:13:45,909 یک فرصت را بویید 254 00:13:45,909 --> 00:13:48,909 بالکن 255 00:13:48,909 --> 00:13:51,909 بالکن 256 00:13:51,909 --> 00:13:54,909 بالکن 257 00:13:54,909 --> 00:13:57,909 طلحه هستند 258 00:13:57,909 --> 00:14:00,909 و ابن عوف 259 00:14:00,909 --> 00:14:03,909 ابن عوف و الزبیر 260 00:14:03,909 --> 00:14:06,909 به