WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.359
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.359 --> 00:00:12.970
محمد رسول خداست

00:00:12.970 --> 00:00:20.230
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:20.230 --> 00:00:28.980
اهانت قریش به پیامبر صلی الله علیه و آله پس از مرگ عمویش ابوطالب شدت گرفت.

00:00:29.059 --> 00:00:30.899
ابن اسحاق گفت

00:00:30.899 --> 00:00:33.060
وقتی ابوطالب درگذشت

00:00:33.060 --> 00:00:38.179
قریش از رسول خدا صلی الله علیه و آله آسیب دیدند

00:00:38.179 --> 00:00:42.179
آنچه در زندگی ابوطالب طمع نداشتی

00:00:42.179 --> 00:00:44.659
حکیم در المستدرک گفت

00:00:44.659 --> 00:00:51.740
اخباری منتشر شد که وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عمویش ابوطالب درگذشت.

00:00:51.740 --> 00:00:56.560
او و مسلمانان پس از مرگش از سوی مشرکان آسیب دیدند

00:00:56.560 --> 00:00:58.880
حافظ بن کثیر گفت

00:00:58.880 --> 00:01:07.159
به نظر من بیشتر آنچه در مورد پرتاب آنها نقل شده این بود که پیامبر صلی الله علیه و آله در حال نماز بین دوش او آویزان بود.

00:01:07.159 --> 00:01:12.719
و نیز آنچه عبدالله بن عمر بن العاص رضی الله عنه به او گفت

00:01:12.719 --> 00:01:18.200
هر که رسول خدا صلی الله علیه و آله را سخت خفه کرد

00:01:18.200 --> 00:01:22.879
تا اینکه ابوبکر صدیق رضی الله عنه مانع او شد

00:01:22.879 --> 00:01:26.480
همینطور عزم ابوجهل لعنتش کند

00:01:26.480 --> 00:01:31.719
مشروط بر اینکه در حال نماز قدم بر گردنش بگذارد، رضی الله عنه

00:01:31.719 --> 00:01:36.319
بنابراین چیزی شبیه به او و آن وجود داشت

00:01:36.319 --> 00:01:40.840
بعد از مرگ ابوطالب بود و خدا داناتر است

00:01:40.840 --> 00:01:44.359
حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است

00:01:44.359 --> 00:01:47.640
قال عایشه رضی الله عنها

00:01:47.640 --> 00:01:50.560
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:01:50.560 --> 00:01:55.959
قریش تا زمان مرگ ابوطالب تسلیم ماندند

00:01:56.000 --> 00:02:00.400
ابن اسحاق در شرح حال با سند مرسلی معتبر روایت کرده است

00:02:00.400 --> 00:02:02.959
عروة بن الزبیر فرمود:

00:02:02.959 --> 00:02:05.920
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:02:05.920 --> 00:02:09.240
قریش با من کاری نکرده اند که من از آن متنفر باشم

00:02:09.240 --> 00:02:11.960
تا اینکه ابوطالب از دنیا رفت

00:02:11.960 --> 00:02:14.599
امام احمد در مسند خود روایت کرده است

00:02:14.599 --> 00:02:17.960
الحکیم در المستدرک با سند حسنه

00:02:17.960 --> 00:02:21.520
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت

00:02:21.520 --> 00:02:25.800
فاطمه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد

00:02:25.800 --> 00:02:27.400
و او گریه می کند

00:02:27.400 --> 00:02:31.159
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:31.159 --> 00:02:34.439
پسر، چه چیزی تو را به گریه می اندازد؟

00:02:34.439 --> 00:02:38.240
او گفت: پدر، چرا گریه نمی کنم؟

00:02:38.240 --> 00:02:41.599
این رهبران قریش در الحجر هستند

00:02:41.599 --> 00:02:46.680
آنها با اللات، الازه و منات سوم دیگر قرارداد می بندند

00:02:46.680 --> 00:02:50.680
اگر تو را می دیدند، نزد تو می آمدند و تو را می کشتند

00:02:50.680 --> 00:02:55.810
در میان آنها مردی نیست که سهم خود را از خون شما نداند

00:02:55.810 --> 00:02:59.370
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:59.370 --> 00:03:02.919
پسرم وضو بگیر

00:03:02.919 --> 00:03:06.800
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله وضو گرفت

00:03:06.800 --> 00:03:09.159
سپس به مسجد رفت

00:03:09.159 --> 00:03:12.680
چون او را دیدند، گفتند: اینجاست.

00:03:12.680 --> 00:03:14.680
سرشان را پایین انداختند

00:03:14.680 --> 00:03:17.800
چانه هایشان بین سینه هایشان افتاد

00:03:17.800 --> 00:03:20.569
چشم هایشان را بلند نکردند

00:03:20.569 --> 00:03:24.009
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله خورد

00:03:24.009 --> 00:03:26.009
یک مشت خاک

00:03:26.009 --> 00:03:28.569
پس آن را به آنها گفت و گفت

00:03:28.569 --> 00:03:30.569
چهره ها به بالا نگاه کردند

00:03:30.569 --> 00:03:34.530
هیچ یک از سنگریزه های او به هیچ یک از مردان برخورد نکرد

00:03:34.530 --> 00:03:38.090
جز اینکه در روز بدر به عنوان کافر کشته شد

00:03:38.090 --> 00:03:40.370
حکیم در المستدرک روایت کرده است

00:03:40.370 --> 00:03:44.729
امام احمد در فضایل صحابه با سند صحیح

00:03:44.729 --> 00:03:47.569
قال عن انس رضی الله عنه

00:03:47.610 --> 00:03:51.330
رسول خدا صلی الله علیه و آله را زدند

00:03:51.330 --> 00:03:53.569
تا اینکه بیهوش شد

00:03:53.569 --> 00:03:56.530
سپس ابوبکر رضی الله عنه برخاست

00:03:56.530 --> 00:03:59.009
پس شروع کرد به زنگ زدن و گفتن

00:03:59.009 --> 00:04:00.289
خوش آمدید

00:04:00.289 --> 00:04:04.169
آیا مردی را می کشی که بگوید: پروردگار من خداست؟

00:04:04.169 --> 00:04:06.090
گفتند این کیست؟

00:04:06.090 --> 00:04:07.210
گفتند

00:04:07.210 --> 00:04:10.449
این دیوانه پسر ابی قحافه است

00:04:10.449 --> 00:04:13.689
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است

00:04:13.689 --> 00:04:16.250
عروة بن الزبیر فرمود:

00:04:16.290 --> 00:04:18.649
از ابن عمر بن العاص پرسیدم

00:04:18.649 --> 00:04:21.889
به من بگو بدترین کاری که مشرکان انجام داده اند

00:04:21.889 --> 00:04:25.170
سوگند به پیامبر صلی الله علیه و آله

00:04:25.170 --> 00:04:26.329
او گفت

00:04:26.329 --> 00:04:29.209
در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:29.209 --> 00:04:31.730
در حجر کعبه نماز می خواند

00:04:31.730 --> 00:04:34.610
وقتی عقبه بن ابی معیت نزدیک شد

00:04:34.610 --> 00:04:36.930
لباسش را دور گردنش انداخت

00:04:36.930 --> 00:04:39.810
او را به شدت خفه کرد

00:04:39.810 --> 00:04:42.569
پس ابوبکر رضی الله عنه آمد

00:04:42.569 --> 00:04:45.089
تا اینکه شانه اش را گرفت و هلش داد

00:04:45.089 --> 00:04:48.329
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:48.329 --> 00:04:49.490
و او گفت

00:04:49.490 --> 00:04:51.290
آیا شما یک مرد را میکشید؟

00:04:51.290 --> 00:04:54.149
گفتن: «پروردگارا، خدایا».

00:04:54.149 --> 00:04:56.589
و ابن حبان در صحیح خود روایت کرده است

00:04:56.589 --> 00:05:00.149
و ابویالا در مسند خود با سند حسنه

00:05:00.149 --> 00:05:03.629
از عمر بن العاص رضی الله عنه گفت

00:05:03.629 --> 00:05:09.269
من هرگز ندیده ام که قریش بخواهند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را بکشند

00:05:09.269 --> 00:05:10.949
به جز یک روز

00:05:10.949 --> 00:05:14.389
دیدم زیر سایه کعبه نشسته اند

00:05:14.430 --> 00:05:17.230
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:17.230 --> 00:05:19.709
در حرم نماز می خواند

00:05:19.709 --> 00:05:22.829
سپس عقبه بن ابی معیت به سوی او قیام کرد

00:05:22.829 --> 00:05:26.509
عبایش را دور گردنش انداخت و بعد او را به او نزدیک کرد

00:05:26.509 --> 00:05:30.790
تا اینکه زانویش رضی الله عنه واجب شد

00:05:30.790 --> 00:05:32.550
و مردم فریاد می زنند

00:05:32.550 --> 00:05:35.230
فکر می کردند او کشته شده است

00:05:35.230 --> 00:05:36.310
او گفت

00:05:36.310 --> 00:05:40.029
ابوبکر رضی الله عنه نزدیک شد و نیرومندتر شد

00:05:40.029 --> 00:05:44.350
تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله را کفتار گرفت

00:05:44.350 --> 00:05:45.589
پشت سرش

00:05:45.589 --> 00:05:47.189
و او می گوید

00:05:47.189 --> 00:05:51.310
آیا مردی را می کشی که بگوید: پروردگار من خداست؟

00:05:51.310 --> 00:05:55.819
سپس از پیامبر صلی الله علیه و آله روی گردانیدند

00:05:55.819 --> 00:05:58.500
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند

00:05:58.500 --> 00:06:00.379
تلفظ برای مسلمان است

00:06:00.379 --> 00:06:04.379
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت

00:06:04.379 --> 00:06:09.939
در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه مشغول نماز بود

00:06:09.939 --> 00:06:13.660
ابوجهل و یارانش در آنجا نشسته بودند

00:06:13.699 --> 00:06:16.660
جزور دیروز ذبح شد

00:06:16.660 --> 00:06:18.339
ابوجهل گفت

00:06:18.339 --> 00:06:22.300
کدام یک از شما به سلا، قبیله قبیله فلانی می رود؟

00:06:22.300 --> 00:06:27.370
آن را می گیرد و هنگام سجده بر دوش محمد می گذارد

00:06:27.370 --> 00:06:30.370
پس سرسخت ترین مردم فرستاد و او را گرفتند

00:06:30.370 --> 00:06:34.129
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به سجده رفت

00:06:34.129 --> 00:06:36.529
آن را بین شانه های او قرار دهید

00:06:36.529 --> 00:06:37.649
او گفت

00:06:37.649 --> 00:06:41.810
خندید و آنها را به هم تکیه داد

00:06:41.850 --> 00:06:44.209
و من می ایستم و تماشا می کنم

00:06:44.209 --> 00:06:46.129
اگر فقط محافظت داشتم

00:06:46.129 --> 00:06:50.930
آن را از پشت رسول خدا صلی الله علیه و آله برداشتم

00:06:50.930 --> 00:06:56.129
پیغمبر صلی الله علیه و آله تا زمانی که سرش را بلند می کرد به سجده می رفت

00:06:56.129 --> 00:06:59.730
تا اینکه شخصی رفت و به فاطمه گفت

00:06:59.730 --> 00:07:03.970
سپس جویریه آمد و آن را از او دور انداخت

00:07:03.970 --> 00:07:06.850
سپس نزد آنها آمد و به آنها توهین کرد

00:07:06.850 --> 00:07:11.250
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خود را تمام کرد

00:07:11.250 --> 00:07:14.649
صدایش را بلند کرد و بعد آنها را صدا زد

00:07:14.649 --> 00:07:18.050
هر وقت زنگ می زد، سه مرتبه نماز می خواند

00:07:18.050 --> 00:07:21.329
اگر بپرسد سه بار می پرسد

00:07:21.329 --> 00:07:24.410
سپس حضرت رضی الله عنه فرمودند

00:07:24.410 --> 00:07:27.170
خدایا بر قریش رحمت کن

00:07:27.170 --> 00:07:29.009
سه بار

00:07:29.009 --> 00:07:30.930
وقتی صدایش را شنیدند

00:07:30.930 --> 00:07:32.689
خنده شان را از دست دادند

00:07:32.689 --> 00:07:34.769
از دعوت او می ترسیدند

00:07:34.769 --> 00:07:37.889
سپس حضرت رضی الله عنه فرمودند

00:07:37.930 --> 00:07:41.410
خدایا بر ابوجهل بن هشام رحمت کن

00:07:41.410 --> 00:07:43.370
و عثبه بن ربیعه

00:07:43.370 --> 00:07:45.490
شیبه بن ربیعه

00:07:45.490 --> 00:07:47.410
و الولید بن عقبه

00:07:47.410 --> 00:07:49.370
و امیه بن خلف

00:07:49.370 --> 00:07:52.000
عقبه بن ابی معیت

00:07:52.000 --> 00:07:55.519
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت

00:07:55.519 --> 00:08:00.629
سوگند به کسی که محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به حق فرستاد

00:08:00.629 --> 00:08:05.509
کسانی را دیدم که در روز بدر خود را به بیماری صرع مسموم کردند

00:08:05.509 --> 00:08:08.029
امام احمد در مسند خود روایت کرده است

00:08:08.029 --> 00:08:10.550
و ابن ماجه با سند معتبر

00:08:10.550 --> 00:08:14.230
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت

00:08:14.230 --> 00:08:19.310
جبرئیل روزی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:08:19.310 --> 00:08:21.589
غمگین نشسته است

00:08:21.589 --> 00:08:23.709
آغشته به خون بود

00:08:23.709 --> 00:08:26.389
عده ای از مردم مکه او را زدند

00:08:26.389 --> 00:08:29.060
مالک به او گفت

00:08:29.060 --> 00:08:32.740
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:08:32.740 --> 00:08:35.820
این افراد این کار را با من کردند و کردند

00:08:35.860 --> 00:08:38.860
جبرئیل علیه السلام به او فرمود

00:08:38.860 --> 00:08:41.460
دوست داری یه آیه بهت نشون بدم؟

00:08:41.460 --> 00:08:44.980
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:08:44.980 --> 00:08:46.429
بله

00:08:46.429 --> 00:08:49.909
از آن سوی دره به درختی نگاه کرد

00:08:49.909 --> 00:08:51.110
و او گفت

00:08:51.110 --> 00:08:53.309
من برای آن درخت دعا می کنم

00:08:53.309 --> 00:08:54.710
پس او را صدا زد

00:08:54.710 --> 00:08:58.629
سپس راه افتاد تا اینکه او در مقابل او ایستاد

00:08:58.629 --> 00:08:59.870
و او گفت

00:08:59.870 --> 00:09:02.070
بهش بگو برگرد

00:09:02.070 --> 00:09:05.470
پس دستور داد به جای خود بازگردد

00:09:05.470 --> 00:09:09.230
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:09:09.230 --> 00:09:10.830
برای من کافی است

00:09:10.830 --> 00:09:13.509
شیخ علی الطنطاوی گفت

00:09:13.509 --> 00:09:18.750
به راه افتادند تا او را آزار دهند و او را تهدید کنند

00:09:18.750 --> 00:09:23.190
شاید ارعاب کاری را انجام دهد که اغوا نمی کند

00:09:23.190 --> 00:09:26.629
در حالی که راه می رفت خار به راهش انداختند

00:09:26.629 --> 00:09:30.549
در حال سجده، احشاء شتر را به سوی او انداختند

00:09:30.549 --> 00:09:34.710
در طائف بر او سنگ انداختند و خونش را ریختند

00:09:34.750 --> 00:09:38.750
آنها او را مسخره کردند و با احمقان خود به او حمله کردند

00:09:38.750 --> 00:09:43.909
همه اینها خشم او را برنمی انگیخت

00:09:43.909 --> 00:09:46.309
اما ترحم او را برانگیخت

00:09:46.309 --> 00:09:49.789
شفقت بزرگ برای کودکان مضر

00:09:49.789 --> 00:09:52.549
و عاقل بر دیوانه

00:09:52.549 --> 00:09:56.350
جواب او رضی الله عنه

00:09:56.350 --> 00:10:01.100
خدایا قوم مرا هدایت کن که نمی دانند

00:10:01.139 --> 00:10:05.620
قریش کفر و مخالفت و لجاجت خود را عمیق تر کردند

00:10:05.620 --> 00:10:10.340
اما آیا قریش می توانند نور خدا را خاموش کنند؟

00:10:11.820 --> 00:10:17.149
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:10:17.149 --> 00:10:21.980
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:10:21.980 --> 00:10:28.850
ارائه شده توسط انجمن مواضع در پادشاهی بحرین

00:10:29.090 --> 00:10:35.649
دنیاها برای مدت طولانی در حسرت یکدیگر بودند

00:10:35.649 --> 00:10:42.700
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد

00:10:42.700 --> 00:10:49.299
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد

00:10:49.299 --> 00:10:57.279
و حرکت شما با بقیه لب است
