WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
توقف کنید

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.460 --> 00:00:22.539
من از اصحاب برجسته هستم

00:00:22.539 --> 00:00:27.539
وی از عموهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از مهاجران بود

00:00:27.539 --> 00:00:30.539
من از اساتید مکه هستم

00:00:30.539 --> 00:00:33.539
من آنجا با برادرزاده ام بزرگ شدم

00:00:33.539 --> 00:00:38.729
و برادر شیرده ام محمد صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:38.729 --> 00:00:41.729
او به شجاعت و سخاوتش معروف بود

00:00:41.729 --> 00:00:44.729
من یکی از سرسخت ترین پسران قریش بودم

00:00:44.729 --> 00:00:46.729
عزیزترین آنها شکیما است

00:00:46.729 --> 00:00:50.729
من عاشق ماهیگیری و گذراندن وقتم در آنجا بودم

00:00:50.729 --> 00:00:55.530
یک بار با کمان آمدم

00:00:55.530 --> 00:00:57.530
برگشت از ماهیگیری

00:00:57.530 --> 00:01:01.530
پس از كنار خدمت عبدالله بن جدان گذشتم

00:01:01.530 --> 00:01:04.530
او به من گفت: ابو عماره

00:01:04.530 --> 00:01:08.530
اگر دیدی برادرزاده ات از ابوجهل چه گرفت

00:01:08.530 --> 00:01:11.530
او را در اینجا یافت، پس او را آزار داد و او را نفرین کرد

00:01:11.530 --> 00:01:14.530
و به چیزی که ازش متنفر بود رسید

00:01:14.530 --> 00:01:18.530
سپس رفت و محمد با او صحبت نکرد

00:01:18.530 --> 00:01:20.530
وقتی اینو شنیدم

00:01:20.530 --> 00:01:23.530
برای برادرزاده ام رژیم گرفتم

00:01:23.530 --> 00:01:25.530
و عصبانیت مرا خسته کرد

00:01:25.530 --> 00:01:30.530
سریع رفتم و مثل قبل کنار کسی ایستادم

00:01:30.530 --> 00:01:33.530
وقتی وارد خانه سمینار شدم

00:01:33.530 --> 00:01:36.530
به ابوجهل که در میان مردم نشسته بود نگاه کردم

00:01:36.530 --> 00:01:38.530
پس به او نزدیک شدم

00:01:38.530 --> 00:01:41.530
حتی اگر بالای سرش باشی

00:01:41.530 --> 00:01:44.530
کمان را بالا آوردم و با آن ضربه ای به او زدم

00:01:44.530 --> 00:01:47.530
پس استدلال او مذموم است

00:01:47.530 --> 00:01:49.530
بعد به او گفتم

00:01:49.530 --> 00:01:51.530
من به او توهین می کنم در حالی که از دین او پیروی می کنم

00:01:51.530 --> 00:01:53.530
من همان چیزی را می گویم که او می گوید

00:01:53.530 --> 00:01:56.530
اگه میشه جوابمو بدین

00:01:56.530 --> 00:01:59.530
مردانی از بنی مخزوم نزد من آمدند

00:01:59.530 --> 00:02:01.530
ابوجهل گفت

00:02:01.530 --> 00:02:03.530
ابو عماره را صدا کن

00:02:03.530 --> 00:02:08.530
به خدا قسم برادرزاده اش را لعنت زشتی قرار دادم

00:02:08.530 --> 00:02:10.560
بنابراین آنها را ترک کردم

00:02:10.560 --> 00:02:14.560
خداوند عشق اسلام را در قلب من انداخته است

00:02:14.560 --> 00:02:16.560
پس در آن زمان اسلام آوردم

00:02:16.560 --> 00:02:20.560
و قوت مسلمانان را با اسلامم تقویت کردم

00:02:20.560 --> 00:02:24.639
او به شهر مهاجرت کرد

00:02:24.639 --> 00:02:28.639
من با پیامبر صلی الله علیه و آله بدر را شاهد بودم

00:02:28.639 --> 00:02:33.639
او اولین مرد مشرک را در آن حمله کشت

00:02:33.639 --> 00:02:38.639
این زمانی بود که اسود پسر عبدالاسد مخزومی بیرون آمد.

00:02:38.639 --> 00:02:43.639
خدا وعده داد که از آب انبار ما بنوشند یا آن را خراب کنند

00:02:43.639 --> 00:02:45.639
یا بدون او خواهند مرد

00:02:45.639 --> 00:02:47.639
بنابراین من به سمت او رفتم

00:02:47.639 --> 00:02:49.639
وقتی با هم آشنا شدیم

00:02:49.639 --> 00:02:51.639
با شمشیر به او زدم

00:02:51.639 --> 00:02:53.639
سپس عشق به حوضه

00:02:53.639 --> 00:02:56.639
او می خواهد به سوگند خود عمل کند

00:02:56.639 --> 00:03:01.639
سپس زن دیگری او را زد تا اینکه او را در نزدیکی حوض کشت

00:03:01.639 --> 00:03:06.639
سپس سه نفر از شوالیه های آنها بیرون آمدند و خواستار دوئل شدند

00:03:06.639 --> 00:03:12.750
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من دستور داد

00:03:12.750 --> 00:03:17.780
من و عبیده بن الحارث و علی بن ابی طالب

00:03:17.780 --> 00:03:19.780
با بیرون رفتن پیش آنها

00:03:19.780 --> 00:03:23.780
پس با آنها جنگیدیم و همه را کشتیم

00:03:23.780 --> 00:03:26.780
این اولین دوئل در اسلام بود

00:03:26.780 --> 00:03:29.780
و قول خداوند متعال بر ما نازل شد

00:03:29.780 --> 00:03:33.780
این دو مخالفی هستند که درباره پروردگارشان مجادله کردند

00:03:33.780 --> 00:03:35.780
آیات

00:03:35.780 --> 00:03:37.780
سپس درگیری عمومی آغاز شد

00:03:37.780 --> 00:03:40.780
بنابراین یک پر شترمرغ را روی سینه ام گذاشتم

00:03:40.780 --> 00:03:43.780
و من جنگیدم و کشتم و کشتم

00:03:43.780 --> 00:03:46.780
بنابراین یک پر شترمرغ را روی سینه ام گذاشتم

00:03:46.780 --> 00:03:48.780
و با مشرکان جنگیدم

00:03:48.780 --> 00:03:50.780
بنابراین قلاب های آنها پیچ خورده بود

00:03:50.780 --> 00:03:53.780
و من آنها را از جای خود حذف کردم

00:03:53.780 --> 00:03:55.780
تا اینکه خداوند آنها را شکست داد

00:03:55.780 --> 00:03:58.849
امیه بن خلف پس از جنگ گفت

00:03:58.849 --> 00:04:00.849
او در اسارت است

00:04:00.849 --> 00:04:04.849
که پر شترمرغ بر سینه دارد

00:04:04.849 --> 00:04:07.849
اونی که به ما بدی کرد

00:04:07.849 --> 00:04:10.939
مسلمانان مرا شیر خدا نامیدند

00:04:10.939 --> 00:04:14.939
و شیر رسولش صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:14.939 --> 00:04:17.040
من کی هستم؟

00:04:17.040 --> 00:04:22.579
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:04:22.579 --> 00:04:26.829
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:26.829 --> 00:04:29.829
وقتی قسمت بعدی میاد

00:04:29.829 --> 00:04:31.829
انشاالله

00:04:31.829 --> 00:04:36.899
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها

00:04:36.899 --> 00:04:41.899
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:04:41.899 --> 00:04:46.899
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:04:46.899 --> 00:04:51.899
وقتی ملاقات می کنیم، یادشان بلند می شود

00:04:51.899 --> 00:04:56.899
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:04:56.899 --> 00:05:01.899
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:05:01.899 --> 00:05:06.899
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:05:06.899 --> 00:05:11.899
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد
