1 00:00:01,360 --> 00:00:12,140 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 2 00:00:12,140 --> 00:00:16,140 یک چالش جدید از طرف من 3 00:00:16,140 --> 00:00:26,699 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از پارسیان سرزمین اسبهان هستم. 4 00:00:26,699 --> 00:00:32,700 او قبل از اسلام با مجوس، مسیحیت و یهودیت زندگی می کرد 5 00:00:32,700 --> 00:00:39,700 وقتی اسلام آوردم، فرزند اسلام شدم و بر ایرانیان پیشی گرفتم که وارد آن شوند 6 00:00:39,700 --> 00:00:42,700 من به عنوان جوینده حقیقت شناخته شدم 7 00:00:42,700 --> 00:00:50,820 من در محیطی مجلل زندگی می کردم که به آیین زرتشتی اعتقاد داشت و آتش را می پرستید 8 00:00:50,820 --> 00:00:55,820 پدرم دهکده بود و من را خیلی دوست داشت 9 00:00:55,820 --> 00:00:59,820 پس بنده خدای آنها که آتش است بودم 10 00:00:59,820 --> 00:01:03,820 برایش می ایستم و نمی گذارم لحظه ای محو شود 11 00:01:03,820 --> 00:01:06,819 پدرم به من دریغ نکرد 12 00:01:06,819 --> 00:01:13,180 روزی پدرم مرا برای حاجتی به باغمان فرستاد 13 00:01:13,180 --> 00:01:17,209 پس از کنار راهبی که در حجره اش مشغول عبادت بود گذشتم 14 00:01:17,209 --> 00:01:19,209 عبادتش را دوست داشتم 15 00:01:19,209 --> 00:01:22,209 پس با او نشستم و به آنچه می گفت گوش دادم 16 00:01:22,209 --> 00:01:28,209 تا اینکه دیر به عیادت پدرم رسیدم و در باغ او را راحت نکردم 17 00:01:28,209 --> 00:01:30,209 او برای من خیلی می ترسید 18 00:01:30,209 --> 00:01:35,209 وقتی اومدم پیشش گفتم چرا دیر اومدم 19 00:01:35,209 --> 00:01:40,209 به او گفتم که دین راهب از دین ما بهتر است 20 00:01:40,209 --> 00:01:45,239 با من قهر کرد و مرا در خانه حبس کرد و بستم 21 00:01:45,239 --> 00:01:47,239 بنابراین توانستم گره خودم را باز کنم 22 00:01:47,239 --> 00:01:52,239 من با کاروانی از مسیحیان به خانه هایشان رفتم 23 00:01:52,239 --> 00:01:55,239 بنابراین با کشیش ارشد در میان آنها آشنا شدم 24 00:01:55,239 --> 00:01:57,239 پس او را موظف کردم 25 00:01:57,239 --> 00:02:03,239 پس از مرگ، او را نزد کشیش دیگری در کشوری دیگر فرستادند 26 00:02:03,239 --> 00:02:05,239 به سمتش رفتم 27 00:02:05,239 --> 00:02:11,240 بنابراین، هرگاه راهبی از دنیا می رفت، به راهب دیگری نقل مکان می کرد 28 00:02:11,240 --> 00:02:15,240 تا اینکه آخرین نفر به من گفت: پسرم. 29 00:02:15,240 --> 00:02:20,240 هیچ مرد خوبی در میان مسیحیان باقی نمانده است که من شما را به او توصیه کنم 30 00:02:20,240 --> 00:02:26,240 اما زمان ظهور پیامبری در سرزمین عرب بر شما سایه افکنده است 31 00:02:26,240 --> 00:02:29,240 وصف او چنین و چنان است 32 00:02:29,240 --> 00:02:33,240 اگر می توانید به او برسید، این کار را انجام دهید 33 00:02:33,240 --> 00:02:38,270 پس منتظر ماندم تا عده ای از اعراب بنی کلب از کنار ما گذشتند 34 00:02:38,270 --> 00:02:43,270 بنابراین پیشنهاد کردم که من را با آنها به خانه هایشان ببرم 35 00:02:43,270 --> 00:02:47,270 در ازای اینکه هر چه دارم به آنها بدهم 36 00:02:47,270 --> 00:02:50,270 آنها موافقت کردند و من با آنها سفر کردم 37 00:02:50,270 --> 00:02:53,270 در راه به من خیانت کردند 38 00:02:53,270 --> 00:02:55,270 پس همه پولم را گرفتند 39 00:02:55,270 --> 00:02:59,270 مرا به یهودی اهل وادی القری فروختند 40 00:02:59,270 --> 00:03:04,270 سپس یهودی دیگری مرا از یثرب از بنی قریظه خرید 41 00:03:04,270 --> 00:03:08,719 مرا نزد قومش در مدینه برد 42 00:03:08,719 --> 00:03:12,719 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه هجرت کرد 43 00:03:12,719 --> 00:03:16,719 من در مورد آن شنیدم و به سمت آن دویدم 44 00:03:16,719 --> 00:03:21,719 شروع کردم به بررسی علائمی که دوستم به من گفت 45 00:03:21,719 --> 00:03:25,719 وقتی فهمیدم او همان پیامبری است که به دنبالش بودم 46 00:03:25,719 --> 00:03:29,719 اگر او را در آغوش بگیرم، او را می بوسم و گریه می کنم 47 00:03:29,719 --> 00:03:31,719 در دستانش تسلیم شدم 48 00:03:31,719 --> 00:03:35,719 داستانم را با تمام جزئیاتش به او گفتم 49 00:03:35,719 --> 00:03:40,520 او رضی الله عنه تحت تأثیر او قرار گرفت 50 00:03:40,520 --> 00:03:47,870 من به خاطر بندگی بدر و کسی را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ندیدم. 51 00:03:47,870 --> 00:03:52,870 پیامبر صلی الله علیه و آله به من دستور داد که برای استادم نامه بنویسم 52 00:03:52,870 --> 00:03:54,870 پس من آن را نوشتم 53 00:03:54,870 --> 00:04:01,000 پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحابش مرا در اجرای نامه یاری کردند 54 00:04:01,000 --> 00:04:06,000 سپس شاهد جنگ خندق با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 55 00:04:06,000 --> 00:04:09,000 به عنوان اولین چیزی که در اسلام مشاهده کردم 56 00:04:09,000 --> 00:04:14,030 من بودم که به آنها گفتم در اطراف شهر سنگر بزنند 57 00:04:14,030 --> 00:04:17,100 برای محافظت از او در برابر دشمنان 58 00:04:17,100 --> 00:04:20,100 وقتی طرفین آمدند و خندق را دیدند 59 00:04:20,100 --> 00:04:25,100 گفتند این حیله ای است که اعراب آن را نمی دانند 60 00:04:25,100 --> 00:04:29,100 خداوند توطئه آنها را بر ضد آنها برگرداند 61 00:04:29,100 --> 00:04:34,959 روزی در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم 62 00:04:34,959 --> 00:04:38,990 دستش را به رانم زد و گفت 63 00:04:38,990 --> 00:04:41,990 سوگند به کسی که جان من در دست اوست 64 00:04:41,990 --> 00:04:44,990 اگر ایمان در Pleiades بود 65 00:04:44,990 --> 00:04:48,990 برای خوردن چنین مردانی 66 00:04:48,990 --> 00:04:51,730 من کی هستم؟