WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:03.359
توقف کنید

00:00:03.359 --> 00:00:12.140
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:21.379
من یکی از شوالیه های مسلمان هستم

00:00:21.379 --> 00:00:23.379
و رمضان های معروف عرب

00:00:23.379 --> 00:00:26.379
و مردم سریعتر آلوده می شوند

00:00:26.379 --> 00:00:28.379
من حتی متوجه دروغ هستم

00:00:28.379 --> 00:00:30.379
و بر اسبها سبقت گیرد

00:00:30.379 --> 00:00:34.509
من یکی از مشوق ترین افرادی هستم که وقتی ملاقات می کنم

00:00:34.509 --> 00:00:40.509
با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سه بار بیعت کردم که زیر درخت بمیرم.

00:00:40.509 --> 00:00:43.509
آنچه به بیعت رضوان معروف است

00:00:43.509 --> 00:00:49.530
یک روز به شهر رفتم

00:00:49.530 --> 00:00:52.530
مادیانی از لقالها رضی الله عنه

00:00:52.530 --> 00:00:58.530
عبدالرحمن بن عیینه به شتران پیامبر صلی الله علیه و آله حمله کرد

00:00:58.530 --> 00:01:00.530
چوپانش کشته شد

00:01:00.530 --> 00:01:04.530
شتر و چند نفر را سوار بر اسب با خود برد

00:01:04.530 --> 00:01:06.530
پس به هر کسی که با من بود گفتم

00:01:06.530 --> 00:01:08.530
این اسب را بردار

00:01:08.530 --> 00:01:10.530
طلحه به دنبال او رفت

00:01:10.530 --> 00:01:14.530
رسول خدا صلی الله علیه و آله داناتر بود

00:01:14.530 --> 00:01:18.530
سپس به دنبال افرادی رفتم که زیر پای من بودند

00:01:18.530 --> 00:01:21.530
بنابراین شروع کردم به تیراندازی به آنها و زدن برخی از آنها

00:01:21.530 --> 00:01:24.530
اگر یکی از آنها به فارس برگردد

00:01:24.530 --> 00:01:26.530
من برای او در ریشه یک درخت نشستم

00:01:26.530 --> 00:01:29.530
سپس آن را دور می اندازم و می گویم

00:01:29.530 --> 00:01:31.530
من پسر العکوه هستم

00:01:31.530 --> 00:01:33.530
امروز روز کودک است

00:01:33.530 --> 00:01:36.659
و اگر چین ها شما را آزار می دهند

00:01:36.659 --> 00:01:38.659
از کوه بالا رفتم

00:01:38.659 --> 00:01:40.659
بنابراین من به آنها سنگ پرتاب می کنم

00:01:40.659 --> 00:01:43.659
این هنوز کار من و آنهاست

00:01:43.659 --> 00:01:48.659
تا اینکه از شترهای پیامبر صلی الله علیه و آله چیزی باقی نماند

00:01:48.659 --> 00:01:50.659
جز اینکه من او را از دست آنها نجات دادم

00:01:50.659 --> 00:01:53.659
پشت سرم گذاشتمش

00:01:53.659 --> 00:01:55.659
سپس آنها را دور انداختم

00:01:55.659 --> 00:01:59.659
تا اینکه بیش از سی نیزه پرتاب کردند

00:01:59.659 --> 00:02:04.659
و بیش از سی پرده تخفیف دارد

00:02:04.659 --> 00:02:06.659
و چیزی پرتاب نمی کنند

00:02:06.659 --> 00:02:08.659
جز اینکه روی آن سنگ گذاشته بودند

00:02:08.659 --> 00:02:13.659
آن را در راه رسول خدا صلی الله علیه و آله جمع آوری کردم

00:02:13.659 --> 00:02:16.689
حتی اگر سحر طولانی شود

00:02:16.689 --> 00:02:18.689
مدد نزد آنها آمد

00:02:18.689 --> 00:02:20.689
پس از کوه بالا رفتم

00:02:20.689 --> 00:02:22.689
چهار نفر از آنها به سمت من رفتند

00:02:22.689 --> 00:02:24.689
بنابراین به آنها گفتم

00:02:24.689 --> 00:02:26.689
منو میشناسی؟

00:02:26.689 --> 00:02:28.689
گفتند تو کی هستی؟

00:02:28.689 --> 00:02:29.689
گفتم

00:02:29.689 --> 00:02:31.689
من پسر العکوه هستم

00:02:31.689 --> 00:02:35.689
و آن که چهره محمد صلی الله علیه و آله و سلم را گرامی داشت

00:02:35.689 --> 00:02:39.689
هیچ مردی در میان شما مرا نخواهد یافت و نخواهد یافت

00:02:39.689 --> 00:02:42.689
من آن را نمی خواهم و دلم برایش تنگ شده است

00:02:42.689 --> 00:02:44.750
بعد ادامه دادم

00:02:44.750 --> 00:02:49.750
تا اینکه به شوالیه های رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاه کردم

00:02:49.750 --> 00:02:51.750
آنها به درختان نفوذ می کنند

00:02:51.750 --> 00:02:53.750
مشرکین باقلا

00:02:53.750 --> 00:02:56.750
دشمنی به دنبال آنها آمد

00:02:56.750 --> 00:03:00.750
پس پیش از غروب آفتاب نزد قومی از هر دو فرود آمدند

00:03:00.750 --> 00:03:02.750
به او میمون می گویند

00:03:02.750 --> 00:03:05.750
دیدند که دنبالشان دویدم

00:03:05.750 --> 00:03:07.750
بنابراین آنها آب را ترک کردند

00:03:07.750 --> 00:03:09.750
و هیچ نوشیدنی از آن نچشیدند

00:03:09.750 --> 00:03:11.750
دو اسب را پشت سر گذاشتند

00:03:11.750 --> 00:03:16.750
پس آنها را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بردم

00:03:16.750 --> 00:03:19.750
روی آبی است که من آنها را از آنجا تخلیه کردم

00:03:19.750 --> 00:03:22.750
او جزو پانصد نفر از یارانش بود

00:03:22.750 --> 00:03:25.750
و بلال رضی الله عنه

00:03:25.750 --> 00:03:29.750
ما ممکن است ریشه های آنچه را پشت سر گذاشتم سلاخی کنیم

00:03:29.750 --> 00:03:33.750
برای رسول خدا صلی الله علیه و آله کباب می کند

00:03:33.750 --> 00:03:36.750
پس گفتم یا رسول الله

00:03:36.750 --> 00:03:39.750
بگذار صد نفر از یاران تو را انتخاب کنم

00:03:39.750 --> 00:03:41.750
پس به آنها بپیوندید

00:03:41.750 --> 00:03:44.750
من آنها را در جریان قرار نمی دهم

00:03:44.750 --> 00:03:47.750
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:03:47.750 --> 00:03:49.750
آیا شما این کار را کردید؟

00:03:49.750 --> 00:03:51.750
گفتم بله

00:03:51.750 --> 00:03:54.750
پیامبر صلی الله علیه و آله خندید

00:03:54.750 --> 00:03:58.750
تا اینکه پنجره هایش را زیر نور آتش دیدم

00:03:58.750 --> 00:04:00.750
وقتی شدیم

00:04:00.750 --> 00:04:04.750
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:04:04.750 --> 00:04:07.750
شما بهترین مردان ما هستید

00:04:07.750 --> 00:04:11.750
او هم سهم پیاده و هم شوالیه را به من داد

00:04:11.750 --> 00:04:14.750
سپس مرا پشت سر خود بر الذهبی فرستاد

00:04:14.750 --> 00:04:18.519
به شهر برگشتیم

00:04:18.519 --> 00:04:22.519
بین ما و شهر فاصله کمی بود

00:04:22.519 --> 00:04:25.519
در میان مردم مردی هست که مقدم نیست

00:04:25.519 --> 00:04:27.519
بنابراین او شروع به تماس کرد

00:04:27.519 --> 00:04:30.519
آیا مردی هست که به شهر مسابقه دهد؟

00:04:30.519 --> 00:04:32.519
این را بارها تکرار کرد

00:04:32.519 --> 00:04:35.519
و کسی جواب او را نمی دهد

00:04:35.519 --> 00:04:40.519
من به خاطر مقامی که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دارم سکوت می کنم

00:04:40.519 --> 00:04:43.519
پس چرا بیشتر در مورد ما

00:04:43.519 --> 00:04:44.519
به او گفتم

00:04:44.519 --> 00:04:48.519
آیا سخاوتمندان را گرامی نمی دارید و از بزرگواران نمی ترسید؟

00:04:48.519 --> 00:04:49.519
گفت نه

00:04:49.519 --> 00:04:53.519
مگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:53.519 --> 00:04:56.519
پس گفتم یا رسول الله

00:04:56.519 --> 00:04:58.519
پدر و مادرم فدای تو باد

00:04:58.519 --> 00:05:00.519
بذار مسابقه بدم

00:05:00.519 --> 00:05:02.620
گفت اگر بخواهی

00:05:02.620 --> 00:05:04.620
پس به آن مرد گفتم

00:05:04.620 --> 00:05:05.620
برو جلو

00:05:05.620 --> 00:05:09.620
با او صبور بودم تا اینکه دیگر او را ندیدم

00:05:09.620 --> 00:05:13.709
سپس به دنبالش دویدم تا به او رسیدم

00:05:13.709 --> 00:05:16.709
بنابراین در حالی که دستم بین شانه هایم بود مکث کردم

00:05:16.709 --> 00:05:17.709
و من گفتم

00:05:17.709 --> 00:05:19.709
من تو را زدم، قسم می خورم

00:05:19.709 --> 00:05:21.709
مرد خندید

00:05:21.709 --> 00:05:23.870
من کی هستم؟

00:05:23.870 --> 00:05:31.839
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:05:31.839 --> 00:05:36.100
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:05:36.100 --> 00:05:41.100
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
