توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید یک چالش جدید از طرف من من از کوچکترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم کنیه من ابوحفص است، دو سال قبل از هجرت در حبشه به دنیا آمدم من فرزند خوانده پیامبر صلی الله علیه و آله هستم من بعد از ازدواج مادرم بعد از فوت پدرم که خدا از او راضی باشد در اتاق او بزرگ شدم رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز عموی من است او و پدرم با هم برادر هستند رسول خدا صلی الله علیه و آله در روزی که مادرم بود، نزد ما آمد. وقتی غذا سرو شد، با او به صرف غذا نشستم چون سنم کم بود، آداب غذا خوردن نداشتم پس از همه جا از این طرف و آن طرف کاسه می خوردم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: معلم و مربی. ای پسر خدای متعال به تو برکت دهد و با دست راستت و هر چه به دنبالت می آید بخور این هنوز سلیقه من است پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و عبدالله بن الزبیر مرا روز خندق قرار داد. با زن و بچه در حسن بن ثابت رضی الله عنه پس من و ابن الزبیر به دیوار قلعه نزدیک می شدیم به مسلمانان و قهرمانی های آنان در میدان جنگ نگاه کنیم یک بار ابن الزبیر مرا بزرگ کرد یکبار آپلودش میکنم امیرالمؤمنین به عمر بن الخطاب رضی الله عنه داد پسرش عبدالله سه هزار دینار از بیت المال دریافت کرد چهار هزار به من داد پس پسرش عبدالله در این باره با او صحبت کرد عمر به او گفت: مادری مانند او به من بده. و اکنون علی بن ابی طالب رضی الله عنه زمام امور بحرین را بر عهده دارد برای مدتی پس از آن مرا احضار کرد تا او را به عراق همراهی کنم در استیضاح نامه آمده است در مورد بعد من النعمان بن عجلان الزرقی را به عنوان استاندار بحرین منصوب کردم من دست تو را بدون توهین یا توبیخ برداشتم شما وظیفه خود را به خوبی انجام داده اید و به اعتماد خود عمل کرده اید پس بدون شک و سرزنش می پذیرم نه متهم و نه مجرم من کی هستم؟