1 00:00:00,460 --> 00:00:03,459 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,459 --> 00:00:08,560 بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها 3 00:00:08,560 --> 00:00:13,560 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد 4 00:00:13,560 --> 00:00:15,560 انجمن مواضع 5 00:00:15,560 --> 00:00:17,559 پیشبرد 6 00:00:17,559 --> 00:00:21,620 تصاویری از زندگی فالوورها 7 00:00:21,620 --> 00:00:26,660 نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا 8 00:00:26,660 --> 00:00:31,120 خدا رحمتش کند 9 00:00:31,120 --> 00:00:33,119 ابومسلم الخولانی 10 00:00:33,119 --> 00:00:35,439 خدا رحمتش کند 11 00:00:44,530 --> 00:00:47,530 این خبر در سراسر شبه جزیره عربستان پخش شد 12 00:00:47,530 --> 00:00:50,530 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 13 00:00:50,530 --> 00:00:54,530 پس از بازگشت از حجة الوداع به شدت بیمار بود 14 00:00:54,530 --> 00:00:57,659 فرستاده شیطان برای شیرها 15 00:00:57,659 --> 00:01:00,659 بازگشت به کفر بعد از ایمان 16 00:01:00,659 --> 00:01:03,659 و بر خدا دروغ ببندد 17 00:01:03,659 --> 00:01:05,659 او برای مردمش در یمن مدعی است 18 00:01:05,659 --> 00:01:11,379 او پیامبری است که از جانب خداوند فرستاده شده است 19 00:01:11,379 --> 00:01:15,379 اسود الانسی زمانی مردی سرسخت بود 20 00:01:15,379 --> 00:01:18,379 هیکل قوی، روح سیاه 21 00:01:18,379 --> 00:01:20,379 پخش کننده شیطان 22 00:01:20,379 --> 00:01:23,379 او در زمان جاهلیت به فالگیری تسلط داشت 23 00:01:23,379 --> 00:01:26,379 و زیرکی مردم مایه ننگ مردم است 24 00:01:26,379 --> 00:01:29,379 در گفتار نیز فصیح بود 25 00:01:29,379 --> 00:01:31,379 بیانیه فوق العاده، باهوش قلب 26 00:01:31,379 --> 00:01:35,379 قادر به بازی با افکار عمومی با دروغ های خود است 27 00:01:35,379 --> 00:01:39,379 وفاداری خود را با هدایا و هدایای خود به دست آورد 28 00:01:39,379 --> 00:01:44,379 او فقط با نقاب سیاه در مقابل مردم ظاهر شد 29 00:01:44,379 --> 00:01:48,379 تا خود را با هاله ای از رمز و راز و اعتبار احاطه کند 30 00:01:48,379 --> 00:01:52,579 ندای اسود الانسی در یمن فراگیر شده است 31 00:01:52,579 --> 00:01:55,579 مانند آتش سوزی گسترده شود 32 00:01:55,579 --> 00:01:57,579 به او در انجام این کار کمک کرد 33 00:01:57,579 --> 00:02:01,579 پیروان قبیله او از مکتب فکری او 34 00:02:01,579 --> 00:02:05,579 در آن زمان یکی از قبایل متعدد یمن بود 35 00:02:05,579 --> 00:02:09,580 این تأثیرگذارترین و قدرتمندترین است 36 00:02:09,580 --> 00:02:11,580 همچنین به او در انجام این کار کمک کرد 37 00:02:11,580 --> 00:02:15,580 توانایی او در اختراع و جعل دروغ 38 00:02:15,580 --> 00:02:19,580 او برای این کار از افراد باهوش در میان پیروان خود کمک گرفت 39 00:02:19,580 --> 00:02:21,639 به مردم ادعا کرد 40 00:02:21,639 --> 00:02:25,639 که فرشته ای از آسمان با وحی بر او نازل شد 41 00:02:25,639 --> 00:02:27,639 و او را از غیب می گوید 42 00:02:27,639 --> 00:02:33,639 او راه های مختلفی را در پیش گرفت تا مردم را به صحت ادعای خود متقاعد کند 43 00:02:33,639 --> 00:02:36,639 چشمانش را به همه جا می دوخت 44 00:02:36,639 --> 00:02:40,639 در امور و غم و اندوه مردم در برابر او بایستند 45 00:02:40,639 --> 00:02:43,639 اسرار و اخبار خود را فاش می کنند 46 00:02:43,639 --> 00:02:49,639 در امیدها و دردهای نهفته در روحشان نفوذ می کنند 47 00:02:49,639 --> 00:02:52,740 و در همان زمان بودند 48 00:02:52,740 --> 00:02:55,740 این افراد مشتاق پناه بردن به او هستند 49 00:02:55,740 --> 00:02:57,740 و از او کمک خواست 50 00:02:57,740 --> 00:02:59,740 پس وقتی آمدند 51 00:02:59,740 --> 00:03:02,740 با همه کسانی که به او نیاز دارند روبرو شوید 52 00:03:02,740 --> 00:03:06,740 هر صاحب مشکلی با مشکل خودش شروع کرد 53 00:03:06,740 --> 00:03:10,740 او آنها را به این فکر انداخت که از اسرار پنهان آنها آگاه است 54 00:03:10,740 --> 00:03:14,740 ایستادن بر اسرار پنهان روحشان 55 00:03:14,740 --> 00:03:17,740 تعدادی از شگفتی ها و معجزات در برابر آنها ظاهر شد 56 00:03:17,740 --> 00:03:21,740 چیزی که ذهن آنها را متحیر می کند و ذهن آنها را آشفته می کند 57 00:03:21,740 --> 00:03:23,740 چیزی نگذشت که موضوع او عالی شد 58 00:03:23,740 --> 00:03:27,740 محبوبیت او افزایش یافت و پیروانش افزایش یافت 59 00:03:27,740 --> 00:03:29,740 پس با آنان به صنعا حمله کرد 60 00:03:29,740 --> 00:03:33,740 سپس از صنعا به مناطق دیگر پرید 61 00:03:33,740 --> 00:03:38,740 تا اینکه کشور بین حضرموت و طائف به او نزدیک شد 62 00:03:38,740 --> 00:03:41,740 هیچ قولی بین دو بحرین وجود ندارد 63 00:03:41,740 --> 00:03:46,110 و چون قضیه برای شیرها حل شد، آناسی 64 00:03:46,110 --> 00:03:49,110 کشور و مردم او را محکوم کردند 65 00:03:49,110 --> 00:03:52,110 او در ردیابی حریفان خود فعال است 66 00:03:52,110 --> 00:03:57,110 از جمله کسانی که خداوند به دین استوار خود ایمان راسخ داده است 67 00:03:57,110 --> 00:04:02,110 و یقین راسخ به پیامبر بزرگوارش صلی الله علیه و آله 68 00:04:02,110 --> 00:04:06,110 و وفاداری خالصانه به خدا و رسولش 69 00:04:06,110 --> 00:04:10,110 سخن گفتن با حق و مقابله با باطل 70 00:04:10,110 --> 00:04:13,110 بنابراین او شروع به خشونت وحشیانه آنها کرد 71 00:04:13,110 --> 00:04:16,110 سخت ترین عذاب را به آنان می رساند 72 00:04:16,110 --> 00:04:21,110 در رأس آنها عبدالله بن ثوب بود 73 00:04:21,110 --> 00:04:26,230 او را ابومسلم الخولانی می نامند 74 00:04:26,230 --> 00:04:30,230 ابومسلم الخولانی مردی استوار در دین بود 75 00:04:30,230 --> 00:04:35,230 در ایمانش قوی و در بیان حقیقت سرسخت 76 00:04:35,230 --> 00:04:37,230 او خود را نزد خدا نجات داده است 77 00:04:37,230 --> 00:04:40,230 پس از دنیا و زینت های آن روی گردان 78 00:04:40,230 --> 00:04:44,230 از زندگی و لذت آن پرهیز کرد 79 00:04:44,230 --> 00:04:48,230 او زندگی خود را نذر کرد که خدا را اطاعت کند و به سوی او بخواند 80 00:04:48,230 --> 00:04:52,230 او آنچه را که از دست رفته بود به عنوان فروش فیض فروخت 81 00:04:52,230 --> 00:04:56,230 مردم به او منزلت والایی در روح خود دادند 82 00:04:56,230 --> 00:05:00,230 در او مردی با روح و روان پاک دیدند 83 00:05:00,230 --> 00:05:03,230 ندای خدا مستجاب می شود 84 00:05:03,230 --> 00:05:09,360 اسود الانسی می خواست وحشیانه به ابومسلم حمله کند 85 00:05:09,360 --> 00:05:15,360 وحشت و تشویش را در جان کسانی که در پنهان و آشکار با دعوت او مخالفت می کنند، می پراکند 86 00:05:15,360 --> 00:05:17,360 و آنها را به طرز وحشیانه ای سرکوب کنید 87 00:05:17,360 --> 00:05:22,360 او دستور داد هیزم ها را در یکی از میدان های صنعا روی هم بگذارند 88 00:05:22,360 --> 00:05:24,360 و آن را آتش زد 89 00:05:24,360 --> 00:05:29,360 وی از مردم خواست تا شاهد توبه فقیه و عابد یمن باشند 90 00:05:29,360 --> 00:05:34,360 ابومسلم الخولانی و تصدیق نبوتش 91 00:05:34,360 --> 00:05:36,360 و به موقع 92 00:05:36,360 --> 00:05:42,360 الاسود الانسی وارد میدان شد که مملو از جمعیت بود 93 00:05:42,360 --> 00:05:46,360 او توسط ظالمان و پیروان ارشدش احاطه شده بود 94 00:05:46,360 --> 00:05:49,360 او توسط نگهبانان و رهبران ارتش محاصره شده است 95 00:05:49,360 --> 00:05:55,360 پس روی صندلی بزرگی که برایش گذاشته بودند رو به آتش نشست 96 00:05:55,360 --> 00:06:01,360 ابومسلم الخولانی در ملاء عام و در گوشه گوش به شهادت او ضبط شد 97 00:06:01,360 --> 00:06:07,360 هنگامی که در برابر او قرار گرفت، ظالم دروغگو با هیبت به او نگاه کرد 98 00:06:07,360 --> 00:06:12,360 سپس به آتشی که در مقابلش به شدت می سوخت نگاه کرد 99 00:06:12,360 --> 00:06:15,360 سپس رو به او کرد و گفت 100 00:06:15,360 --> 00:06:18,360 آیا شهادت می دهید که محمد رسول خداست؟ 101 00:06:18,360 --> 00:06:23,360 گفت: آری، شهادت می دهم که او بنده خدا و رسول اوست 102 00:06:23,360 --> 00:06:26,360 او سرور رسولان است 103 00:06:26,360 --> 00:06:29,360 او همچنین خاتم انبیاء است 104 00:06:29,360 --> 00:06:32,360 موهای سیاه اخم کرد 105 00:06:32,360 --> 00:06:34,360 ابروهایش را در هم کشید و گفت 106 00:06:34,360 --> 00:06:37,360 و تو گواه باش که من رسول خدا هستم 107 00:06:37,360 --> 00:06:41,360 گفت گوش هایم ناشنوایی است 108 00:06:41,360 --> 00:06:43,360 من نمیشنوم چی میگی 109 00:06:43,360 --> 00:06:48,420 سپس شیرها گفتند: «پس تو را در این آتش خواهم انداخت.» 110 00:06:48,420 --> 00:06:50,490 ابومسلم گفت 111 00:06:50,490 --> 00:06:51,490 اگر انجام دهید 112 00:06:51,490 --> 00:06:55,490 من با این آتش که سوخت آن از چوب بود محافظت شدم 113 00:06:55,490 --> 00:06:59,490 آتشی که هیزم آن انسان و سنگ است 114 00:06:59,490 --> 00:07:02,490 بر فراز آن فرشتگان خشن هستند 115 00:07:02,490 --> 00:07:07,490 در آنچه خدا به آنها امر می کند نافرمانی نمی کنند و آنچه را که به آنها امر شده است انجام می دهند 116 00:07:07,490 --> 00:07:09,519 سیاه گفت 117 00:07:09,519 --> 00:07:11,519 من شما را عجله نمی کنم 118 00:07:12,519 --> 00:07:16,579 من به شما این فرصت را می دهم که تصمیم خود را بگیرید 119 00:07:16,579 --> 00:07:19,579 سپس سؤال را تکرار کرد و گفت: 120 00:07:19,579 --> 00:07:22,579 آیا شهادت می دهید که محمد رسول خداست؟ 121 00:07:22,579 --> 00:07:24,579 و او گفت بله 122 00:07:24,579 --> 00:07:27,579 شهادت می دهم که او بنده خدا و رسول اوست 123 00:07:27,579 --> 00:07:31,579 و او را با دین هدایت و حق فرستاد 124 00:07:31,579 --> 00:07:34,579 او رساله خود را به پایان رساند 125 00:07:34,579 --> 00:07:37,579 شیرها عصبانی تر شدند و گفتند 126 00:07:37,579 --> 00:07:40,579 و تو گواه باش که من رسول خدا هستم 127 00:07:40,579 --> 00:07:42,579 ابومسلم گفت 128 00:07:42,579 --> 00:07:45,579 مگه بهت نگفتم که در گوشم ناشنوایی دارم؟ 129 00:07:45,579 --> 00:07:48,579 من مقاله شما را نمی شنوم 130 00:07:48,579 --> 00:07:53,649 اسود الانسی از شدت پاسخ او عصبانی شد 131 00:07:53,649 --> 00:07:56,649 و آرامش خودش و آرامش اطرافش 132 00:07:56,649 --> 00:08:00,649 آنها گمان کردند که دستور داده می شود او را در آتش بیندازند 133 00:08:00,649 --> 00:08:04,649 سپس ظالم اعظمش جلو آمد 134 00:08:04,649 --> 00:08:07,649 و در گوشش زمزمه کرد و گفت 135 00:08:07,649 --> 00:08:09,649 مردی که من او را می شناختم 136 00:08:09,649 --> 00:08:12,649 روحش پاک است و دعوت را اجابت می کند 137 00:08:12,649 --> 00:08:15,649 خداوند مؤمن را ناامید نمی کند 138 00:08:15,649 --> 00:08:19,649 در یک ساعت پریشانی او را ناامید نکرد 139 00:08:19,649 --> 00:08:22,649 و اگر او را در آتش بیندازید 140 00:08:22,649 --> 00:08:24,649 و خداوند او را از آن نجات داد 141 00:08:24,649 --> 00:08:28,649 هرچه ساختم را در یک لحظه خراب کردم 142 00:08:28,649 --> 00:08:32,649 و مردم را واداشتی که به نبوت خود کافر شوند 143 00:08:32,649 --> 00:08:34,649 حتی اگر آتش او را بسوزاند 144 00:08:34,649 --> 00:08:38,649 مردم تحسین و احترام خود را نسبت به او افزایش دادند 145 00:08:38,649 --> 00:08:41,649 او را به درجه شهدا رساندند 146 00:08:41,649 --> 00:08:46,710 چه کسی موظف است او را آزاد کند و از کشور تبعید کند؟ 147 00:08:46,710 --> 00:08:48,710 و از او استراحت کن و استراحت کن 148 00:08:48,710 --> 00:08:51,779 پس شیرها نصیحت ظالم او را پذیرفتند 149 00:08:51,779 --> 00:08:57,379 دستور داد فوراً کشور را ترک کند 150 00:08:57,379 --> 00:09:02,379 ابومسلم الخولانی روی خود را به سمت شهر برگرداند 151 00:09:02,379 --> 00:09:07,379 آرزوی دیدار با رسول خدا صلی الله علیه و آله را داشت 152 00:09:07,379 --> 00:09:12,379 قبل از اینکه چشمانش با دیدش تاریک شود به آن ایمان آورد 153 00:09:12,379 --> 00:09:15,379 او از همراهی خود خوشحال می شود 154 00:09:15,379 --> 00:09:19,379 اما او به سختی به یثرب رسیده بود 155 00:09:19,379 --> 00:09:24,379 تا اینکه رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله را شنید 156 00:09:24,379 --> 00:09:29,379 و ظهور ابوبکر صدیق به حکومت مسلمانان پس از او 157 00:09:29,379 --> 00:09:34,379 از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم غمگین شد 158 00:09:34,379 --> 00:09:37,379 غم دلش را پر کرد 159 00:09:37,379 --> 00:09:41,909 ابومسلم به مدینه رسید 160 00:09:41,909 --> 00:09:45,909 به مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 161 00:09:45,909 --> 00:09:51,909 وقتی به مسجد نزدیک شد، شترش به در آن نزدیک شد 162 00:09:51,909 --> 00:09:54,909 وارد مسجد پیامبر اعظم شد 163 00:09:54,909 --> 00:09:59,909 درود و سلام بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 164 00:09:59,909 --> 00:10:02,909 سپس بر تیری از دیوارهای مسجد ایستاد 165 00:10:02,909 --> 00:10:04,909 و شروع به دعا کرد 166 00:10:04,909 --> 00:10:06,909 وقتی نمازش تمام شد 167 00:10:06,909 --> 00:10:09,909 عمر بن خطاب به سمت او رفت 168 00:10:09,909 --> 00:10:12,909 تا اینکه اومد جلوش و بهش گفت 169 00:10:12,909 --> 00:10:14,909 از مرد 170 00:10:14,909 --> 00:10:16,909 از یمن گفت 171 00:10:16,909 --> 00:10:18,909 و او گفت 172 00:10:18,909 --> 00:10:20,909 کاری که خدا با دوست ما کرد 173 00:10:20,909 --> 00:10:23,909 که دشمن خدا برای او آتش آورد 174 00:10:23,909 --> 00:10:26,909 پس خداوند او را از آن نجات داد 175 00:10:26,909 --> 00:10:27,909 و او گفت 176 00:10:27,909 --> 00:10:30,909 به خدا و لطف او خوب است 177 00:10:30,909 --> 00:10:32,909 عمر گفت 178 00:10:32,909 --> 00:10:33,909 من تو را به خدا دعوت کردم 179 00:10:33,909 --> 00:10:35,909 شما نیستید؟ 180 00:10:35,909 --> 00:10:36,909 گفت بله 181 00:10:36,909 --> 00:10:40,909 عمر آنچه را که بین چشمانش بود بوسید و گفت 182 00:10:40,909 --> 00:10:44,909 آیا می دانی خداوند با دشمن خدا و دشمن تو چه کرد؟ 183 00:10:44,909 --> 00:10:46,909 گفت نه 184 00:10:46,909 --> 00:10:50,909 از زمانی که یمن را ترک کردم از او خبری نداشتم 185 00:10:50,909 --> 00:10:52,909 و او گفت 186 00:10:52,909 --> 00:10:55,909 خداوند او را به دست باقیمانده ها کشت 187 00:10:55,909 --> 00:10:58,909 از مؤمنان واقعی 188 00:10:58,909 --> 00:11:00,909 او حالت خود را بازگرداند 189 00:11:00,909 --> 00:11:03,909 او پیروان خود را به دین خدا بازگرداند 190 00:11:03,909 --> 00:11:04,909 و او گفت 191 00:11:04,909 --> 00:11:08,909 ستایش خدایی را که مرا از دنیا نبرد 192 00:11:08,909 --> 00:11:11,909 تا اینکه مرگش را دیدم 193 00:11:11,909 --> 00:11:14,909 و مردم فریب خورده یمن بازگشتند 194 00:11:14,909 --> 00:11:16,909 به گوشه و کنار اسلام 195 00:11:16,909 --> 00:11:18,909 عمر به او گفت 196 00:11:18,909 --> 00:11:22,909 خدا را شکر می کنم که مرا در امت محمدی نشان داد 197 00:11:22,909 --> 00:11:26,909 هر که با او کرد همان کاری که با خلیل الرحمن کرد 198 00:11:26,909 --> 00:11:29,909 پدر ما ابراهیم علیه السلام 199 00:11:29,909 --> 00:11:31,909 سپس آن را از دستش گرفت 200 00:11:31,909 --> 00:11:34,909 او را نزد ابوبکر برد 201 00:11:34,909 --> 00:11:36,909 وقتی بر او وارد شد 202 00:11:36,909 --> 00:11:39,909 با خلافت به او سلام کرد و با او بیعت کرد 203 00:11:39,909 --> 00:11:43,909 پس آن دوست او را میان خود و عمر قرار داد 204 00:11:43,909 --> 00:11:46,909 آن دو شیخ با ابومسلم شروع به بازگشت کردند 205 00:11:46,909 --> 00:11:51,639 تجربه با اسود الانسی 206 00:11:51,639 --> 00:11:53,639 ابومسلم الخولانی اقامت داشت 207 00:11:53,639 --> 00:11:56,639 زمان در مدینه 208 00:11:56,639 --> 00:12:01,639 که طی آن در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اقامت گزید 209 00:12:01,639 --> 00:12:06,639 تا زمانی که خدا می خواست در باغ مطهرش نماز بخواند 210 00:12:06,639 --> 00:12:10,639 هر چه در توان داشت از صحابه بزرگ گرفت 211 00:12:10,639 --> 00:12:13,639 مانند ابوعبیده بن الجراح 212 00:12:13,639 --> 00:12:15,639 و ابوذرن الغفاری 213 00:12:15,639 --> 00:12:17,639 و عباده بن السامیت 214 00:12:17,639 --> 00:12:19,639 و معاذ بن جبل 215 00:12:19,639 --> 00:12:24,639 عوف بن مالک اشجعی رضی الله عنهم 216 00:12:24,639 --> 00:12:28,639 سپس به نظر ابومسلم آمد که به شام عزیمت کند 217 00:12:28,639 --> 00:12:31,639 و آن را جای خود بگیرد 218 00:12:31,639 --> 00:12:33,639 این هدف او بود 219 00:12:33,639 --> 00:12:37,639 نزدیک بودن به مرزهای شام 220 00:12:37,639 --> 00:12:40,639 برای شرکت با سپاهیان مسلمان در تهاجم رومیان 221 00:12:40,639 --> 00:12:44,639 ثواب استقرار در راه خدا را می برد 222 00:12:44,639 --> 00:12:47,700 وقتی خلافت به امیرالمؤمنین(ع) رسید 223 00:12:47,700 --> 00:12:51,700 معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنه 224 00:12:51,700 --> 00:12:54,700 ابومسلم بیشتر در آن رفت و آمد داشت 225 00:12:54,700 --> 00:12:56,700 و شاهدان جلسات او 226 00:12:56,700 --> 00:13:00,740 مناصب معروفی نزد خود داشت 227 00:13:00,740 --> 00:13:03,740 گویای مقام والای این دو مرد است 228 00:13:03,740 --> 00:13:08,740 شخصیت شریف آنها را آشکار می کند 229 00:13:08,740 --> 00:13:14,740 از این جا ابومسلم بر معاویه رضی الله عنه وارد شد 230 00:13:14,740 --> 00:13:18,740 او را دید که یکی از مجالس شلوغش را رهبری می کند 231 00:13:18,740 --> 00:13:21,740 او توسط دولتمردانش احاطه شده بود 232 00:13:21,740 --> 00:13:24,740 و رهبران لشکر او و چهره های قومش 233 00:13:24,740 --> 00:13:28,740 مردم را در تسبیح و تکریم غلو می دید 234 00:13:28,740 --> 00:13:32,740 من بیشتر از این می ترسیدم 235 00:13:32,740 --> 00:13:34,740 و شروع کرد به گفتن 236 00:13:34,740 --> 00:13:38,740 سلام بر تو ای یاور مؤمنان 237 00:13:38,740 --> 00:13:40,740 مردم رو به او کردند و گفتند: 238 00:13:40,740 --> 00:13:44,740 امیرالمؤمنین یا ابومسلم 239 00:13:44,740 --> 00:13:46,769 به آنها اهمیت نداد و گفت 240 00:13:46,769 --> 00:13:50,769 سلام بر تو ای یاور مؤمنان 241 00:13:50,769 --> 00:13:52,769 و مردم گفتند 242 00:13:52,769 --> 00:13:55,769 امیرالمؤمنین یا ابومسلم 243 00:13:55,769 --> 00:13:57,769 او به آنها گوش نداد 244 00:13:57,769 --> 00:14:00,769 حتی یک نگاه هم به آنها نکرد 245 00:14:00,769 --> 00:14:01,769 و او گفت 246 00:14:01,769 --> 00:14:06,769 گفت: سلام بر تو ای یاور مؤمنان. 247 00:14:06,769 --> 00:14:09,769 وقتی مردم زحمت بررسی آن را به خود دادند 248 00:14:09,769 --> 00:14:12,769 معاویه رو به آنها کرد و گفت 249 00:14:12,769 --> 00:14:14,769 ابومسلم را صدا کن 250 00:14:14,769 --> 00:14:17,830 او بهتر می داند که چه می گوید 251 00:14:17,830 --> 00:14:21,830 سپس ابومسلم نزد معاویه رفت و به او گفت 252 00:14:21,830 --> 00:14:25,830 نمونه شما تنها پس از آن است که خداوند شما را به امر مردم گمارد 253 00:14:25,830 --> 00:14:28,830 مثل کسی که کارگری را استخدام کرده است 254 00:14:28,830 --> 00:14:30,830 اداره گوسفندانش به او سپرده شد 255 00:14:30,830 --> 00:14:33,830 و به خاطر خوب گله زنی آن پاداش گرفت 256 00:14:33,830 --> 00:14:36,830 و بدنشان را حفظ کنند 257 00:14:36,830 --> 00:14:39,960 پشم و شیر خود را تامین می کند 258 00:14:39,960 --> 00:14:42,960 اگر آنچه را که به او سپرده شده بود انجام داد 259 00:14:42,960 --> 00:14:45,960 تا کوچولوها رشد کنند و لاغرها چاق شوند 260 00:14:45,960 --> 00:14:48,960 مریض درست میگه 261 00:14:48,960 --> 00:14:51,960 حقوقش را داد و زیاد کرد 262 00:14:51,960 --> 00:14:54,960 حتی اگر آن را خوب نچراند و از آن غافل شد 263 00:14:54,960 --> 00:14:57,960 تا اینکه لاغرهایش از بین رفتند و چاقانش لاغر شدند 264 00:14:57,960 --> 00:15:00,960 پشم و شیرش از بین رفت 265 00:15:00,960 --> 00:15:02,960 دستمزد از او دریغ می کند 266 00:15:02,960 --> 00:15:05,960 بر او عصبانی شد و او را مجازات کرد 267 00:15:05,960 --> 00:15:08,960 پس آنچه را که به نفع شماست برای خود انتخاب کنید و به شما پاداش دهید 268 00:15:08,960 --> 00:15:12,250 معاویه سرش را بلند کرد 269 00:15:12,250 --> 00:15:14,250 او را به زمین کوبیدند 270 00:15:14,250 --> 00:15:17,250 گفت: خداوند از جانب ما به تو اجر دهد. 271 00:15:17,250 --> 00:15:20,250 و نیکو برای اهل بیت ابومسلم 272 00:15:20,250 --> 00:15:23,250 ما فقط به تو یاد دادیم که خدا را نصیحت کنی 273 00:15:23,250 --> 00:15:26,250 و به رسولش و همه مسلمانان 274 00:15:26,250 --> 00:15:30,909 ابومسلم شاهد نماز جمعه بود 275 00:15:30,909 --> 00:15:33,909 در مسجد دمشق 276 00:15:33,909 --> 00:15:36,909 امیرالمؤمنین معاویه مردم را خطاب می کرد 277 00:15:36,909 --> 00:15:39,909 او به آنها می گوید که چه چیزی به او دستور داده شده است 278 00:15:39,909 --> 00:15:42,909 از نهر رودخانه بردا 279 00:15:42,909 --> 00:15:45,909 تا احساسات خود را برای آنها توصیف کند 280 00:15:45,909 --> 00:15:48,909 ابومسلم از میان جمعیت او را صدا زد 281 00:15:48,909 --> 00:15:51,909 گفت: معاویه را یاد کن. 282 00:15:51,909 --> 00:15:54,909 اینکه امروز یا فردا مهم هستی 283 00:15:55,909 --> 00:15:58,909 اگه چیزی براش بیاری 284 00:15:58,909 --> 00:16:01,909 تو یه چیزی توش بود 285 00:16:01,909 --> 00:16:04,909 حتی اگر دست خالی بیایی 286 00:16:04,909 --> 00:16:07,909 من آن را در پایین ردیف پیدا کردم 287 00:16:07,909 --> 00:16:10,909 و به خدا پناه می برم ای معاویه 288 00:16:10,909 --> 00:16:13,909 تصور اینکه خلافت مانند نهر است 289 00:16:13,909 --> 00:16:16,909 و پول جمع کن 290 00:16:16,909 --> 00:16:19,909 بلکه خلافت یک عمل حق است 291 00:16:19,909 --> 00:16:22,909 و اصلاح شده را بگویید 292 00:16:24,009 --> 00:16:27,009 ای معاویه 293 00:16:27,009 --> 00:16:30,009 ما به کدورت رودخانه ها اهمیت نمی دهیم 294 00:16:30,009 --> 00:16:33,009 اگر بالای چشم ما را پاک کنی 295 00:16:33,009 --> 00:16:36,009 و تو سر چشم ما هستی 296 00:16:36,009 --> 00:16:39,009 پس برای پاک ماندن تلاش کن 297 00:16:39,009 --> 00:16:42,009 ای معاویه 298 00:16:42,009 --> 00:16:45,009 اگر به یک مرد حسادت می کنید 299 00:16:45,009 --> 00:16:48,009 ظلم شما با عدالت شما برطرف خواهد شد 300 00:16:48,009 --> 00:16:51,259 مراقب بی عدالتی باشید 301 00:16:51,259 --> 00:16:54,259 ابومسلم از سخنان او این را دید 302 00:16:54,259 --> 00:16:57,259 معاویه از منبر بر او فرود آمد 303 00:16:57,259 --> 00:17:00,259 به او نزدیک شد و گفت 304 00:17:00,259 --> 00:17:03,259 خداوند تو را رحمت کند ابومسلم 305 00:17:03,259 --> 00:17:08,119 ما به شما بهترین پاداش را خواهیم داد 306 00:17:08,119 --> 00:17:11,119 و یک بار دیگر 307 00:17:11,119 --> 00:17:14,119 معاویه بر منبر رفت و خطبه خود را آغاز کرد 308 00:17:14,119 --> 00:17:17,119 او دو ماه از هدایای مردم خودداری کرده بود 309 00:17:17,119 --> 00:17:20,119 ابومسلم او را صدا زد و گفت 310 00:17:20,119 --> 00:17:22,119 ای معاویه 311 00:17:22,119 --> 00:17:25,119 این پول مال شما نیست 312 00:17:25,119 --> 00:17:28,119 نه پول پدر و مادرت 313 00:17:28,119 --> 00:17:31,119 پس چه حقی را از مردم دریغ می کنید؟ 314 00:17:31,119 --> 00:17:34,119 چهره معاویه نشان از خشم داشت 315 00:17:34,119 --> 00:17:37,119 و مردم را منتظر آنچه ممکن است بیفتد 316 00:17:37,119 --> 00:17:40,119 از او بودن پس از او چه بود 317 00:17:40,119 --> 00:17:43,119 با این حال به مردم گفت که بمانند 318 00:17:43,119 --> 00:17:46,119 در مکان های خود و آنها را ترک نکنید 319 00:17:46,119 --> 00:17:49,119 سپس از منبر پایین آمد و وضو گرفت 320 00:17:49,119 --> 00:17:52,119 مقداری آب روی خودش ریخت 321 00:17:52,119 --> 00:17:55,119 سپس بر منبر رفت و خداوند متعال را حمد کرد 322 00:17:55,119 --> 00:17:58,119 او را به خاطر آنچه سزاوارش بود ستایش کرد 323 00:17:58,119 --> 00:18:01,150 گفت ابو مسلمان است 324 00:18:01,150 --> 00:18:04,150 گفت این پول مال من نیست 325 00:18:04,150 --> 00:18:07,150 نه پول پدر و مادرم 326 00:18:07,150 --> 00:18:10,150 حق با ابومسلم بود 327 00:18:10,150 --> 00:18:13,150 و از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم 328 00:18:13,150 --> 00:18:16,150 می گوید خشم از شیطان است 329 00:18:16,150 --> 00:18:19,150 و شیطان اهل جهنم است 330 00:18:19,150 --> 00:18:22,150 آب آتش را خاموش می کند 331 00:18:22,150 --> 00:18:25,150 اگر یکی از شما عصبانی شد، بگذارید خودش را بشوید 332 00:18:25,150 --> 00:18:28,150 مردم 333 00:18:28,150 --> 00:18:31,150 هدایای شما به برکت خداوند متعال ثواب باد 334 00:18:31,150 --> 00:18:35,589 خداوند اجر ابومسلم را بدهد 335 00:18:35,589 --> 00:18:38,589 الخولانی بهترین پاداش است 336 00:18:38,589 --> 00:18:41,589 این یک نمونه منحصر به فرد از شکاف بود 337 00:18:41,589 --> 00:18:44,750 با کلام حق و رضایت خداوند 338 00:18:44,750 --> 00:18:47,750 ابن ابی سفیان راضی ترین 339 00:18:47,750 --> 00:18:50,750 او یک مدل فوق العاده بود 340 00:18:50,750 --> 00:18:54,099 در اطاعت از کلام حق 341 00:18:54,099 --> 00:18:57,099 سخنران چه جمله خوبی گفت 342 00:18:57,099 --> 00:19:00,099 به آنها بگویید: "هیچ سیبی مال پدر شما نیست." 343 00:19:00,099 --> 00:19:03,099 از سرزنش یا مسدود کردن جایی که مسدود کردند 344 00:19:03,099 --> 00:19:10,069 ابومسلم به عبادت اختصاص داشت 345 00:19:10,069 --> 00:19:13,549 تا اینکه شروع به ایستادن کرد 346 00:19:13,549 --> 00:19:16,549 اگر بهشت را با چشمان خودم دیدم 347 00:19:16,549 --> 00:19:19,710 من چیزی برای خوردن نداشتم 348 00:19:19,710 --> 00:19:23,799 عثمان بن ابی عطاک 349 00:19:45,890 --> 00:19:47,890 رفتند و به وجدان افتادند 350 00:19:47,890 --> 00:19:49,890 یه سوال 351 00:19:49,890 --> 00:19:54,890 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 352 00:19:54,890 --> 00:19:57,890 زندگی را پر از غرور کردند 353 00:19:57,890 --> 00:20:00,890 با اعمالشان 354 00:20:00,890 --> 00:20:03,980 و جهان نفس برای آنها آشکار شده است