WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.459 --> 00:00:08.560
بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها

00:00:08.560 --> 00:00:13.560
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:00:13.560 --> 00:00:15.560
انجمن مواضع

00:00:15.560 --> 00:00:17.559
پیشبرد

00:00:17.559 --> 00:00:21.620
تصاویری از زندگی فالوورها

00:00:21.620 --> 00:00:26.660
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا

00:00:26.660 --> 00:00:31.120
خدا رحمتش کند

00:00:31.120 --> 00:00:33.119
ابومسلم الخولانی

00:00:33.119 --> 00:00:35.439
خدا رحمتش کند

00:00:44.530 --> 00:00:47.530
این خبر در سراسر شبه جزیره عربستان پخش شد

00:00:47.530 --> 00:00:50.530
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:50.530 --> 00:00:54.530
پس از بازگشت از حجة الوداع به شدت بیمار بود

00:00:54.530 --> 00:00:57.659
فرستاده شیطان برای شیرها

00:00:57.659 --> 00:01:00.659
بازگشت به کفر بعد از ایمان

00:01:00.659 --> 00:01:03.659
و بر خدا دروغ ببندد

00:01:03.659 --> 00:01:05.659
او برای مردمش در یمن مدعی است

00:01:05.659 --> 00:01:11.379
او پیامبری است که از جانب خداوند فرستاده شده است

00:01:11.379 --> 00:01:15.379
اسود الانسی زمانی مردی سرسخت بود

00:01:15.379 --> 00:01:18.379
هیکل قوی، روح سیاه

00:01:18.379 --> 00:01:20.379
پخش کننده شیطان

00:01:20.379 --> 00:01:23.379
او در زمان جاهلیت به فالگیری تسلط داشت

00:01:23.379 --> 00:01:26.379
و زیرکی مردم مایه ننگ مردم است

00:01:26.379 --> 00:01:29.379
در گفتار نیز فصیح بود

00:01:29.379 --> 00:01:31.379
بیانیه فوق العاده، باهوش قلب

00:01:31.379 --> 00:01:35.379
قادر به بازی با افکار عمومی با دروغ های خود است

00:01:35.379 --> 00:01:39.379
وفاداری خود را با هدایا و هدایای خود به دست آورد

00:01:39.379 --> 00:01:44.379
او فقط با نقاب سیاه در مقابل مردم ظاهر شد

00:01:44.379 --> 00:01:48.379
تا خود را با هاله ای از رمز و راز و اعتبار احاطه کند

00:01:48.379 --> 00:01:52.579
ندای اسود الانسی در یمن فراگیر شده است

00:01:52.579 --> 00:01:55.579
مانند آتش سوزی گسترده شود

00:01:55.579 --> 00:01:57.579
به او در انجام این کار کمک کرد

00:01:57.579 --> 00:02:01.579
پیروان قبیله او از مکتب فکری او

00:02:01.579 --> 00:02:05.579
در آن زمان یکی از قبایل متعدد یمن بود

00:02:05.579 --> 00:02:09.580
این تأثیرگذارترین و قدرتمندترین است

00:02:09.580 --> 00:02:11.580
همچنین به او در انجام این کار کمک کرد

00:02:11.580 --> 00:02:15.580
توانایی او در اختراع و جعل دروغ

00:02:15.580 --> 00:02:19.580
او برای این کار از افراد باهوش در میان پیروان خود کمک گرفت

00:02:19.580 --> 00:02:21.639
به مردم ادعا کرد

00:02:21.639 --> 00:02:25.639
که فرشته ای از آسمان با وحی بر او نازل شد

00:02:25.639 --> 00:02:27.639
و او را از غیب می گوید

00:02:27.639 --> 00:02:33.639
او راه های مختلفی را در پیش گرفت تا مردم را به صحت ادعای خود متقاعد کند

00:02:33.639 --> 00:02:36.639
چشمانش را به همه جا می دوخت

00:02:36.639 --> 00:02:40.639
در امور و غم و اندوه مردم در برابر او بایستند

00:02:40.639 --> 00:02:43.639
اسرار و اخبار خود را فاش می کنند

00:02:43.639 --> 00:02:49.639
در امیدها و دردهای نهفته در روحشان نفوذ می کنند

00:02:49.639 --> 00:02:52.740
و در همان زمان بودند

00:02:52.740 --> 00:02:55.740
این افراد مشتاق پناه بردن به او هستند

00:02:55.740 --> 00:02:57.740
و از او کمک خواست

00:02:57.740 --> 00:02:59.740
پس وقتی آمدند

00:02:59.740 --> 00:03:02.740
با همه کسانی که به او نیاز دارند روبرو شوید

00:03:02.740 --> 00:03:06.740
هر صاحب مشکلی با مشکل خودش شروع کرد

00:03:06.740 --> 00:03:10.740
او آنها را به این فکر انداخت که از اسرار پنهان آنها آگاه است

00:03:10.740 --> 00:03:14.740
ایستادن بر اسرار پنهان روحشان

00:03:14.740 --> 00:03:17.740
تعدادی از شگفتی ها و معجزات در برابر آنها ظاهر شد

00:03:17.740 --> 00:03:21.740
چیزی که ذهن آنها را متحیر می کند و ذهن آنها را آشفته می کند

00:03:21.740 --> 00:03:23.740
چیزی نگذشت که موضوع او عالی شد

00:03:23.740 --> 00:03:27.740
محبوبیت او افزایش یافت و پیروانش افزایش یافت

00:03:27.740 --> 00:03:29.740
پس با آنان به صنعا حمله کرد

00:03:29.740 --> 00:03:33.740
سپس از صنعا به مناطق دیگر پرید

00:03:33.740 --> 00:03:38.740
تا اینکه کشور بین حضرموت و طائف به او نزدیک شد

00:03:38.740 --> 00:03:41.740
هیچ قولی بین دو بحرین وجود ندارد

00:03:41.740 --> 00:03:46.110
و چون قضیه برای شیرها حل شد، آناسی

00:03:46.110 --> 00:03:49.110
کشور و مردم او را محکوم کردند

00:03:49.110 --> 00:03:52.110
او در ردیابی حریفان خود فعال است

00:03:52.110 --> 00:03:57.110
از جمله کسانی که خداوند به دین استوار خود ایمان راسخ داده است

00:03:57.110 --> 00:04:02.110
و یقین راسخ به پیامبر بزرگوارش صلی الله علیه و آله

00:04:02.110 --> 00:04:06.110
و وفاداری خالصانه به خدا و رسولش

00:04:06.110 --> 00:04:10.110
سخن گفتن با حق و مقابله با باطل

00:04:10.110 --> 00:04:13.110
بنابراین او شروع به خشونت وحشیانه آنها کرد

00:04:13.110 --> 00:04:16.110
سخت ترین عذاب را به آنان می رساند

00:04:16.110 --> 00:04:21.110
در رأس آنها عبدالله بن ثوب بود

00:04:21.110 --> 00:04:26.230
او را ابومسلم الخولانی می نامند

00:04:26.230 --> 00:04:30.230
ابومسلم الخولانی مردی استوار در دین بود

00:04:30.230 --> 00:04:35.230
در ایمانش قوی و در بیان حقیقت سرسخت

00:04:35.230 --> 00:04:37.230
او خود را نزد خدا نجات داده است

00:04:37.230 --> 00:04:40.230
پس از دنیا و زینت های آن روی گردان

00:04:40.230 --> 00:04:44.230
از زندگی و لذت آن پرهیز کرد

00:04:44.230 --> 00:04:48.230
او زندگی خود را نذر کرد که خدا را اطاعت کند و به سوی او بخواند

00:04:48.230 --> 00:04:52.230
او آنچه را که از دست رفته بود به عنوان فروش فیض فروخت

00:04:52.230 --> 00:04:56.230
مردم به او منزلت والایی در روح خود دادند

00:04:56.230 --> 00:05:00.230
در او مردی با روح و روان پاک دیدند

00:05:00.230 --> 00:05:03.230
ندای خدا مستجاب می شود

00:05:03.230 --> 00:05:09.360
اسود الانسی می خواست وحشیانه به ابومسلم حمله کند

00:05:09.360 --> 00:05:15.360
وحشت و تشویش را در جان کسانی که در پنهان و آشکار با دعوت او مخالفت می کنند، می پراکند

00:05:15.360 --> 00:05:17.360
و آنها را به طرز وحشیانه ای سرکوب کنید

00:05:17.360 --> 00:05:22.360
او دستور داد هیزم ها را در یکی از میدان های صنعا روی هم بگذارند

00:05:22.360 --> 00:05:24.360
و آن را آتش زد

00:05:24.360 --> 00:05:29.360
وی از مردم خواست تا شاهد توبه فقیه و عابد یمن باشند

00:05:29.360 --> 00:05:34.360
ابومسلم الخولانی و تصدیق نبوتش

00:05:34.360 --> 00:05:36.360
و به موقع

00:05:36.360 --> 00:05:42.360
الاسود الانسی وارد میدان شد که مملو از جمعیت بود

00:05:42.360 --> 00:05:46.360
او توسط ظالمان و پیروان ارشدش احاطه شده بود

00:05:46.360 --> 00:05:49.360
او توسط نگهبانان و رهبران ارتش محاصره شده است

00:05:49.360 --> 00:05:55.360
پس روی صندلی بزرگی که برایش گذاشته بودند رو به آتش نشست

00:05:55.360 --> 00:06:01.360
ابومسلم الخولانی در ملاء عام و در گوشه گوش به شهادت او ضبط شد

00:06:01.360 --> 00:06:07.360
هنگامی که در برابر او قرار گرفت، ظالم دروغگو با هیبت به او نگاه کرد

00:06:07.360 --> 00:06:12.360
سپس به آتشی که در مقابلش به شدت می سوخت نگاه کرد

00:06:12.360 --> 00:06:15.360
سپس رو به او کرد و گفت

00:06:15.360 --> 00:06:18.360
آیا شهادت می دهید که محمد رسول خداست؟

00:06:18.360 --> 00:06:23.360
گفت: آری، شهادت می دهم که او بنده خدا و رسول اوست

00:06:23.360 --> 00:06:26.360
او سرور رسولان است

00:06:26.360 --> 00:06:29.360
او همچنین خاتم انبیاء است

00:06:29.360 --> 00:06:32.360
موهای سیاه اخم کرد

00:06:32.360 --> 00:06:34.360
ابروهایش را در هم کشید و گفت

00:06:34.360 --> 00:06:37.360
و تو گواه باش که من رسول خدا هستم

00:06:37.360 --> 00:06:41.360
گفت گوش هایم ناشنوایی است

00:06:41.360 --> 00:06:43.360
من نمیشنوم چی میگی

00:06:43.360 --> 00:06:48.420
سپس شیرها گفتند: «پس تو را در این آتش خواهم انداخت.»

00:06:48.420 --> 00:06:50.490
ابومسلم گفت

00:06:50.490 --> 00:06:51.490
اگر انجام دهید

00:06:51.490 --> 00:06:55.490
من با این آتش که سوخت آن از چوب بود محافظت شدم

00:06:55.490 --> 00:06:59.490
آتشی که هیزم آن انسان و سنگ است

00:06:59.490 --> 00:07:02.490
بر فراز آن فرشتگان خشن هستند

00:07:02.490 --> 00:07:07.490
در آنچه خدا به آنها امر می کند نافرمانی نمی کنند و آنچه را که به آنها امر شده است انجام می دهند

00:07:07.490 --> 00:07:09.519
سیاه گفت

00:07:09.519 --> 00:07:11.519
من شما را عجله نمی کنم

00:07:12.519 --> 00:07:16.579
من به شما این فرصت را می دهم که تصمیم خود را بگیرید

00:07:16.579 --> 00:07:19.579
سپس سؤال را تکرار کرد و گفت:

00:07:19.579 --> 00:07:22.579
آیا شهادت می دهید که محمد رسول خداست؟

00:07:22.579 --> 00:07:24.579
و او گفت بله

00:07:24.579 --> 00:07:27.579
شهادت می دهم که او بنده خدا و رسول اوست

00:07:27.579 --> 00:07:31.579
و او را با دین هدایت و حق فرستاد

00:07:31.579 --> 00:07:34.579
او رساله خود را به پایان رساند

00:07:34.579 --> 00:07:37.579
شیرها عصبانی تر شدند و گفتند

00:07:37.579 --> 00:07:40.579
و تو گواه باش که من رسول خدا هستم

00:07:40.579 --> 00:07:42.579
ابومسلم گفت

00:07:42.579 --> 00:07:45.579
مگه بهت نگفتم که در گوشم ناشنوایی دارم؟

00:07:45.579 --> 00:07:48.579
من مقاله شما را نمی شنوم

00:07:48.579 --> 00:07:53.649
اسود الانسی از شدت پاسخ او عصبانی شد

00:07:53.649 --> 00:07:56.649
و آرامش خودش و آرامش اطرافش

00:07:56.649 --> 00:08:00.649
آنها گمان کردند که دستور داده می شود او را در آتش بیندازند

00:08:00.649 --> 00:08:04.649
سپس ظالم اعظمش جلو آمد

00:08:04.649 --> 00:08:07.649
و در گوشش زمزمه کرد و گفت

00:08:07.649 --> 00:08:09.649
مردی که من او را می شناختم

00:08:09.649 --> 00:08:12.649
روحش پاک است و دعوت را اجابت می کند

00:08:12.649 --> 00:08:15.649
خداوند مؤمن را ناامید نمی کند

00:08:15.649 --> 00:08:19.649
در یک ساعت پریشانی او را ناامید نکرد

00:08:19.649 --> 00:08:22.649
و اگر او را در آتش بیندازید

00:08:22.649 --> 00:08:24.649
و خداوند او را از آن نجات داد

00:08:24.649 --> 00:08:28.649
هرچه ساختم را در یک لحظه خراب کردم

00:08:28.649 --> 00:08:32.649
و مردم را واداشتی که به نبوت خود کافر شوند

00:08:32.649 --> 00:08:34.649
حتی اگر آتش او را بسوزاند

00:08:34.649 --> 00:08:38.649
مردم تحسین و احترام خود را نسبت به او افزایش دادند

00:08:38.649 --> 00:08:41.649
او را به درجه شهدا رساندند

00:08:41.649 --> 00:08:46.710
چه کسی موظف است او را آزاد کند و از کشور تبعید کند؟

00:08:46.710 --> 00:08:48.710
و از او استراحت کن و استراحت کن

00:08:48.710 --> 00:08:51.779
پس شیرها نصیحت ظالم او را پذیرفتند

00:08:51.779 --> 00:08:57.379
دستور داد فوراً کشور را ترک کند

00:08:57.379 --> 00:09:02.379
ابومسلم الخولانی روی خود را به سمت شهر برگرداند

00:09:02.379 --> 00:09:07.379
آرزوی دیدار با رسول خدا صلی الله علیه و آله را داشت

00:09:07.379 --> 00:09:12.379
قبل از اینکه چشمانش با دیدش تاریک شود به آن ایمان آورد

00:09:12.379 --> 00:09:15.379
او از همراهی خود خوشحال می شود

00:09:15.379 --> 00:09:19.379
اما او به سختی به یثرب رسیده بود

00:09:19.379 --> 00:09:24.379
تا اینکه رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله را شنید

00:09:24.379 --> 00:09:29.379
و ظهور ابوبکر صدیق به حکومت مسلمانان پس از او

00:09:29.379 --> 00:09:34.379
از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم غمگین شد

00:09:34.379 --> 00:09:37.379
غم دلش را پر کرد

00:09:37.379 --> 00:09:41.909
ابومسلم به مدینه رسید

00:09:41.909 --> 00:09:45.909
به مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:09:45.909 --> 00:09:51.909
وقتی به مسجد نزدیک شد، شترش به در آن نزدیک شد

00:09:51.909 --> 00:09:54.909
وارد مسجد پیامبر اعظم شد

00:09:54.909 --> 00:09:59.909
درود و سلام بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:59.909 --> 00:10:02.909
سپس بر تیری از دیوارهای مسجد ایستاد

00:10:02.909 --> 00:10:04.909
و شروع به دعا کرد

00:10:04.909 --> 00:10:06.909
وقتی نمازش تمام شد

00:10:06.909 --> 00:10:09.909
عمر بن خطاب به سمت او رفت

00:10:09.909 --> 00:10:12.909
تا اینکه اومد جلوش و بهش گفت

00:10:12.909 --> 00:10:14.909
از مرد

00:10:14.909 --> 00:10:16.909
از یمن گفت

00:10:16.909 --> 00:10:18.909
و او گفت

00:10:18.909 --> 00:10:20.909
کاری که خدا با دوست ما کرد

00:10:20.909 --> 00:10:23.909
که دشمن خدا برای او آتش آورد

00:10:23.909 --> 00:10:26.909
پس خداوند او را از آن نجات داد

00:10:26.909 --> 00:10:27.909
و او گفت

00:10:27.909 --> 00:10:30.909
به خدا و لطف او خوب است

00:10:30.909 --> 00:10:32.909
عمر گفت

00:10:32.909 --> 00:10:33.909
من تو را به خدا دعوت کردم

00:10:33.909 --> 00:10:35.909
شما نیستید؟

00:10:35.909 --> 00:10:36.909
گفت بله

00:10:36.909 --> 00:10:40.909
عمر آنچه را که بین چشمانش بود بوسید و گفت

00:10:40.909 --> 00:10:44.909
آیا می دانی خداوند با دشمن خدا و دشمن تو چه کرد؟

00:10:44.909 --> 00:10:46.909
گفت نه

00:10:46.909 --> 00:10:50.909
از زمانی که یمن را ترک کردم از او خبری نداشتم

00:10:50.909 --> 00:10:52.909
و او گفت

00:10:52.909 --> 00:10:55.909
خداوند او را به دست باقیمانده ها کشت

00:10:55.909 --> 00:10:58.909
از مؤمنان واقعی

00:10:58.909 --> 00:11:00.909
او حالت خود را بازگرداند

00:11:00.909 --> 00:11:03.909
او پیروان خود را به دین خدا بازگرداند

00:11:03.909 --> 00:11:04.909
و او گفت

00:11:04.909 --> 00:11:08.909
ستایش خدایی را که مرا از دنیا نبرد

00:11:08.909 --> 00:11:11.909
تا اینکه مرگش را دیدم

00:11:11.909 --> 00:11:14.909
و مردم فریب خورده یمن بازگشتند

00:11:14.909 --> 00:11:16.909
به گوشه و کنار اسلام

00:11:16.909 --> 00:11:18.909
عمر به او گفت

00:11:18.909 --> 00:11:22.909
خدا را شکر می کنم که مرا در امت محمدی نشان داد

00:11:22.909 --> 00:11:26.909
هر که با او کرد همان کاری که با خلیل الرحمن کرد

00:11:26.909 --> 00:11:29.909
پدر ما ابراهیم علیه السلام

00:11:29.909 --> 00:11:31.909
سپس آن را از دستش گرفت

00:11:31.909 --> 00:11:34.909
او را نزد ابوبکر برد

00:11:34.909 --> 00:11:36.909
وقتی بر او وارد شد

00:11:36.909 --> 00:11:39.909
با خلافت به او سلام کرد و با او بیعت کرد

00:11:39.909 --> 00:11:43.909
پس آن دوست او را میان خود و عمر قرار داد

00:11:43.909 --> 00:11:46.909
آن دو شیخ با ابومسلم شروع به بازگشت کردند

00:11:46.909 --> 00:11:51.639
تجربه با اسود الانسی

00:11:51.639 --> 00:11:53.639
ابومسلم الخولانی اقامت داشت

00:11:53.639 --> 00:11:56.639
زمان در مدینه

00:11:56.639 --> 00:12:01.639
که طی آن در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اقامت گزید

00:12:01.639 --> 00:12:06.639
تا زمانی که خدا می خواست در باغ مطهرش نماز بخواند

00:12:06.639 --> 00:12:10.639
هر چه در توان داشت از صحابه بزرگ گرفت

00:12:10.639 --> 00:12:13.639
مانند ابوعبیده بن الجراح

00:12:13.639 --> 00:12:15.639
و ابوذرن الغفاری

00:12:15.639 --> 00:12:17.639
و عباده بن السامیت

00:12:17.639 --> 00:12:19.639
و معاذ بن جبل

00:12:19.639 --> 00:12:24.639
عوف بن مالک اشجعی رضی الله عنهم

00:12:24.639 --> 00:12:28.639
سپس به نظر ابومسلم آمد که به شام عزیمت کند

00:12:28.639 --> 00:12:31.639
و آن را جای خود بگیرد

00:12:31.639 --> 00:12:33.639
این هدف او بود

00:12:33.639 --> 00:12:37.639
نزدیک بودن به مرزهای شام

00:12:37.639 --> 00:12:40.639
برای شرکت با سپاهیان مسلمان در تهاجم رومیان

00:12:40.639 --> 00:12:44.639
ثواب استقرار در راه خدا را می برد

00:12:44.639 --> 00:12:47.700
وقتی خلافت به امیرالمؤمنین(ع) رسید

00:12:47.700 --> 00:12:51.700
معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنه

00:12:51.700 --> 00:12:54.700
ابومسلم بیشتر در آن رفت و آمد داشت

00:12:54.700 --> 00:12:56.700
و شاهدان جلسات او

00:12:56.700 --> 00:13:00.740
مناصب معروفی نزد خود داشت

00:13:00.740 --> 00:13:03.740
گویای مقام والای این دو مرد است

00:13:03.740 --> 00:13:08.740
شخصیت شریف آنها را آشکار می کند

00:13:08.740 --> 00:13:14.740
از این جا ابومسلم بر معاویه رضی الله عنه وارد شد

00:13:14.740 --> 00:13:18.740
او را دید که یکی از مجالس شلوغش را رهبری می کند

00:13:18.740 --> 00:13:21.740
او توسط دولتمردانش احاطه شده بود

00:13:21.740 --> 00:13:24.740
و رهبران لشکر او و چهره های قومش

00:13:24.740 --> 00:13:28.740
مردم را در تسبیح و تکریم غلو می دید

00:13:28.740 --> 00:13:32.740
من بیشتر از این می ترسیدم

00:13:32.740 --> 00:13:34.740
و شروع کرد به گفتن

00:13:34.740 --> 00:13:38.740
سلام بر تو ای یاور مؤمنان

00:13:38.740 --> 00:13:40.740
مردم رو به او کردند و گفتند:

00:13:40.740 --> 00:13:44.740
امیرالمؤمنین یا ابومسلم

00:13:44.740 --> 00:13:46.769
به آنها اهمیت نداد و گفت

00:13:46.769 --> 00:13:50.769
سلام بر تو ای یاور مؤمنان

00:13:50.769 --> 00:13:52.769
و مردم گفتند

00:13:52.769 --> 00:13:55.769
امیرالمؤمنین یا ابومسلم

00:13:55.769 --> 00:13:57.769
او به آنها گوش نداد

00:13:57.769 --> 00:14:00.769
حتی یک نگاه هم به آنها نکرد

00:14:00.769 --> 00:14:01.769
و او گفت

00:14:01.769 --> 00:14:06.769
گفت: سلام بر تو ای یاور مؤمنان.

00:14:06.769 --> 00:14:09.769
وقتی مردم زحمت بررسی آن را به خود دادند

00:14:09.769 --> 00:14:12.769
معاویه رو به آنها کرد و گفت

00:14:12.769 --> 00:14:14.769
ابومسلم را صدا کن

00:14:14.769 --> 00:14:17.830
او بهتر می داند که چه می گوید

00:14:17.830 --> 00:14:21.830
سپس ابومسلم نزد معاویه رفت و به او گفت

00:14:21.830 --> 00:14:25.830
نمونه شما تنها پس از آن است که خداوند شما را به امر مردم گمارد

00:14:25.830 --> 00:14:28.830
مثل کسی که کارگری را استخدام کرده است

00:14:28.830 --> 00:14:30.830
اداره گوسفندانش به او سپرده شد

00:14:30.830 --> 00:14:33.830
و به خاطر خوب گله زنی آن پاداش گرفت

00:14:33.830 --> 00:14:36.830
و بدنشان را حفظ کنند

00:14:36.830 --> 00:14:39.960
پشم و شیر خود را تامین می کند

00:14:39.960 --> 00:14:42.960
اگر آنچه را که به او سپرده شده بود انجام داد

00:14:42.960 --> 00:14:45.960
تا کوچولوها رشد کنند و لاغرها چاق شوند

00:14:45.960 --> 00:14:48.960
مریض درست میگه

00:14:48.960 --> 00:14:51.960
حقوقش را داد و زیاد کرد

00:14:51.960 --> 00:14:54.960
حتی اگر آن را خوب نچراند و از آن غافل شد

00:14:54.960 --> 00:14:57.960
تا اینکه لاغرهایش از بین رفتند و چاقانش لاغر شدند

00:14:57.960 --> 00:15:00.960
پشم و شیرش از بین رفت

00:15:00.960 --> 00:15:02.960
دستمزد از او دریغ می کند

00:15:02.960 --> 00:15:05.960
بر او عصبانی شد و او را مجازات کرد

00:15:05.960 --> 00:15:08.960
پس آنچه را که به نفع شماست برای خود انتخاب کنید و به شما پاداش دهید

00:15:08.960 --> 00:15:12.250
معاویه سرش را بلند کرد

00:15:12.250 --> 00:15:14.250
او را به زمین کوبیدند

00:15:14.250 --> 00:15:17.250
گفت: خداوند از جانب ما به تو اجر دهد.

00:15:17.250 --> 00:15:20.250
و نیکو برای اهل بیت ابومسلم

00:15:20.250 --> 00:15:23.250
ما فقط به تو یاد دادیم که خدا را نصیحت کنی

00:15:23.250 --> 00:15:26.250
و به رسولش و همه مسلمانان

00:15:26.250 --> 00:15:30.909
ابومسلم شاهد نماز جمعه بود

00:15:30.909 --> 00:15:33.909
در مسجد دمشق

00:15:33.909 --> 00:15:36.909
امیرالمؤمنین معاویه مردم را خطاب می کرد

00:15:36.909 --> 00:15:39.909
او به آنها می گوید که چه چیزی به او دستور داده شده است

00:15:39.909 --> 00:15:42.909
از نهر رودخانه بردا

00:15:42.909 --> 00:15:45.909
تا احساسات خود را برای آنها توصیف کند

00:15:45.909 --> 00:15:48.909
ابومسلم از میان جمعیت او را صدا زد

00:15:48.909 --> 00:15:51.909
گفت: معاویه را یاد کن.

00:15:51.909 --> 00:15:54.909
اینکه امروز یا فردا مهم هستی

00:15:55.909 --> 00:15:58.909
اگه چیزی براش بیاری

00:15:58.909 --> 00:16:01.909
تو یه چیزی توش بود

00:16:01.909 --> 00:16:04.909
حتی اگر دست خالی بیایی

00:16:04.909 --> 00:16:07.909
من آن را در پایین ردیف پیدا کردم

00:16:07.909 --> 00:16:10.909
و به خدا پناه می برم ای معاویه

00:16:10.909 --> 00:16:13.909
تصور اینکه خلافت مانند نهر است

00:16:13.909 --> 00:16:16.909
و پول جمع کن

00:16:16.909 --> 00:16:19.909
بلکه خلافت یک عمل حق است

00:16:19.909 --> 00:16:22.909
و اصلاح شده را بگویید

00:16:24.009 --> 00:16:27.009
ای معاویه

00:16:27.009 --> 00:16:30.009
ما به کدورت رودخانه ها اهمیت نمی دهیم

00:16:30.009 --> 00:16:33.009
اگر بالای چشم ما را پاک کنی

00:16:33.009 --> 00:16:36.009
و تو سر چشم ما هستی

00:16:36.009 --> 00:16:39.009
پس برای پاک ماندن تلاش کن

00:16:39.009 --> 00:16:42.009
ای معاویه

00:16:42.009 --> 00:16:45.009
اگر به یک مرد حسادت می کنید

00:16:45.009 --> 00:16:48.009
ظلم شما با عدالت شما برطرف خواهد شد

00:16:48.009 --> 00:16:51.259
مراقب بی عدالتی باشید

00:16:51.259 --> 00:16:54.259
ابومسلم از سخنان او این را دید

00:16:54.259 --> 00:16:57.259
معاویه از منبر بر او فرود آمد

00:16:57.259 --> 00:17:00.259
به او نزدیک شد و گفت

00:17:00.259 --> 00:17:03.259
خداوند تو را رحمت کند ابومسلم

00:17:03.259 --> 00:17:08.119
ما به شما بهترین پاداش را خواهیم داد

00:17:08.119 --> 00:17:11.119
و یک بار دیگر

00:17:11.119 --> 00:17:14.119
معاویه بر منبر رفت و خطبه خود را آغاز کرد

00:17:14.119 --> 00:17:17.119
او دو ماه از هدایای مردم خودداری کرده بود

00:17:17.119 --> 00:17:20.119
ابومسلم او را صدا زد و گفت

00:17:20.119 --> 00:17:22.119
ای معاویه

00:17:22.119 --> 00:17:25.119
این پول مال شما نیست

00:17:25.119 --> 00:17:28.119
نه پول پدر و مادرت

00:17:28.119 --> 00:17:31.119
پس چه حقی را از مردم دریغ می کنید؟

00:17:31.119 --> 00:17:34.119
چهره معاویه نشان از خشم داشت

00:17:34.119 --> 00:17:37.119
و مردم را منتظر آنچه ممکن است بیفتد

00:17:37.119 --> 00:17:40.119
از او بودن پس از او چه بود

00:17:40.119 --> 00:17:43.119
با این حال به مردم گفت که بمانند

00:17:43.119 --> 00:17:46.119
در مکان های خود و آنها را ترک نکنید

00:17:46.119 --> 00:17:49.119
سپس از منبر پایین آمد و وضو گرفت

00:17:49.119 --> 00:17:52.119
مقداری آب روی خودش ریخت

00:17:52.119 --> 00:17:55.119
سپس بر منبر رفت و خداوند متعال را حمد کرد

00:17:55.119 --> 00:17:58.119
او را به خاطر آنچه سزاوارش بود ستایش کرد

00:17:58.119 --> 00:18:01.150
گفت ابو مسلمان است

00:18:01.150 --> 00:18:04.150
گفت این پول مال من نیست

00:18:04.150 --> 00:18:07.150
نه پول پدر و مادرم

00:18:07.150 --> 00:18:10.150
حق با ابومسلم بود

00:18:10.150 --> 00:18:13.150
و از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم

00:18:13.150 --> 00:18:16.150
می گوید خشم از شیطان است

00:18:16.150 --> 00:18:19.150
و شیطان اهل جهنم است

00:18:19.150 --> 00:18:22.150
آب آتش را خاموش می کند

00:18:22.150 --> 00:18:25.150
اگر یکی از شما عصبانی شد، بگذارید خودش را بشوید

00:18:25.150 --> 00:18:28.150
مردم

00:18:28.150 --> 00:18:31.150
هدایای شما به برکت خداوند متعال ثواب باد

00:18:31.150 --> 00:18:35.589
خداوند اجر ابومسلم را بدهد

00:18:35.589 --> 00:18:38.589
الخولانی بهترین پاداش است

00:18:38.589 --> 00:18:41.589
این یک نمونه منحصر به فرد از شکاف بود

00:18:41.589 --> 00:18:44.750
با کلام حق و رضایت خداوند

00:18:44.750 --> 00:18:47.750
ابن ابی سفیان راضی ترین

00:18:47.750 --> 00:18:50.750
او یک مدل فوق العاده بود

00:18:50.750 --> 00:18:54.099
در اطاعت از کلام حق

00:18:54.099 --> 00:18:57.099
سخنران چه جمله خوبی گفت

00:18:57.099 --> 00:19:00.099
به آنها بگویید: "هیچ سیبی مال پدر شما نیست."

00:19:00.099 --> 00:19:03.099
از سرزنش یا مسدود کردن جایی که مسدود کردند

00:19:03.099 --> 00:19:10.069
ابومسلم به عبادت اختصاص داشت

00:19:10.069 --> 00:19:13.549
تا اینکه شروع به ایستادن کرد

00:19:13.549 --> 00:19:16.549
اگر بهشت را با چشمان خودم دیدم

00:19:16.549 --> 00:19:19.710
من چیزی برای خوردن نداشتم

00:19:19.710 --> 00:19:23.799
عثمان بن ابی عطاک

00:19:45.890 --> 00:19:47.890
رفتند و به وجدان افتادند

00:19:47.890 --> 00:19:49.890
یه سوال

00:19:49.890 --> 00:19:54.890
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:19:54.890 --> 00:19:57.890
زندگی را پر از غرور کردند

00:19:57.890 --> 00:20:00.890
با اعمالشان

00:20:00.890 --> 00:20:03.980
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است
