WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:03.359
توقف کنید

00:00:03.359 --> 00:00:12.140
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:19.940
من یکی از اصحاب هستم

00:00:19.940 --> 00:00:23.940
مؤذن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:23.940 --> 00:00:26.059
از بنی جمعه

00:00:26.059 --> 00:00:29.059
برادرم انیس در روز بدر به عنوان کافر کشته شد

00:00:29.059 --> 00:00:32.060
من در آن زمان دانشمند جوانی بودم

00:00:32.060 --> 00:00:35.130
من در روز فتح مکه اسلام آوردم

00:00:35.130 --> 00:00:37.130
من شانزده ساله هستم

00:00:37.130 --> 00:00:41.219
من یکی از مهربان ترین مردم بودم و مهربان ترین صدا را داشتم

00:00:41.219 --> 00:00:44.219
پس پیامبر صلی الله علیه و آله به من دستور داد

00:00:44.219 --> 00:00:47.219
با اقامه اذان در مکه

00:00:47.219 --> 00:00:51.259
من اولین مؤذن در مسجد جامع بودم

00:00:51.259 --> 00:00:53.259
تا مرگ من

00:00:53.259 --> 00:00:56.259
برای پسرم و پسرم و پسرم اذان ماند

00:00:56.259 --> 00:00:58.259
چندین سال

00:00:58.259 --> 00:01:03.090
پس از فتح مکه با گروهی از قریش بیرون رفتم

00:01:03.090 --> 00:01:06.090
حتی اگر به نوعی باشیم

00:01:06.090 --> 00:01:08.090
لشکر مسلمانان را دیدیم

00:01:08.090 --> 00:01:11.090
از حنین برگشتند

00:01:11.090 --> 00:01:16.090
صدای مؤذن رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنیدیم

00:01:16.090 --> 00:01:18.090
او اذان می کند

00:01:18.090 --> 00:01:20.090
بنابراین ما آنها را مسخره کردیم

00:01:20.090 --> 00:01:25.090
با صدای بلند اذان می کردم و مؤذنشان را مسخره می کردم

00:01:25.090 --> 00:01:28.090
مسلمانان صدای مرا شنیدند

00:01:28.090 --> 00:01:31.090
رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد

00:01:31.090 --> 00:01:33.090
با آوردن ما

00:01:33.090 --> 00:01:37.090
پس آمدیم و در برابر او ایستادیم

00:01:37.090 --> 00:01:43.090
گفت من صدای اذان را کدام یک از شما شنیدم؟

00:01:43.090 --> 00:01:46.090
پس همه مردم به من اشاره کردند

00:01:46.090 --> 00:01:47.090
و آنها آن را باور کردند

00:01:47.090 --> 00:01:50.090
بنابراین او همه آنها را فرستاد و مرا حبس کرد

00:01:50.090 --> 00:01:53.120
بنابراین من برای خودم ترسیدم

00:01:53.120 --> 00:01:57.120
به من گفت: برخیز و اذان کن.

00:01:57.120 --> 00:01:59.120
بنابراین من در دستان او ایستادم

00:01:59.120 --> 00:02:04.120
هیچ چیز نزد من منفورتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیست

00:02:04.120 --> 00:02:07.219
و نه آنچه او به من دستور می دهد

00:02:07.219 --> 00:02:12.219
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خود اذان داد

00:02:12.219 --> 00:02:16.310
جمله به جمله آن را به من یاد می دهد

00:02:16.310 --> 00:02:19.310
بعد که اذان تمام شد مرا صدا زد

00:02:19.310 --> 00:02:23.310
او یک بسته حاوی مقداری نقره به من داد

00:02:23.310 --> 00:02:26.310
سپس دستش را روی قفسه ی جلوی من گذاشت

00:02:26.310 --> 00:02:28.310
بعد به صورتم دستور داد

00:02:28.310 --> 00:02:30.310
بعد روی جگرم

00:02:30.310 --> 00:02:35.310
تا اینکه دست رسول خدا صلی الله علیه و آله به ناف من رسید

00:02:35.310 --> 00:02:37.310
سپس گفت

00:02:37.310 --> 00:02:41.310
خداوند شما را خیر و برکت دهد

00:02:41.310 --> 00:02:48.379
پس هر چه مال رسول خدا صلی الله علیه و آله بود در دل بغض من رفت.

00:02:48.379 --> 00:02:54.379
اینها همه از روی عشق به رسول خدا صلی الله علیه و آله بود

00:02:54.379 --> 00:02:57.379
پس گفتم یا رسول الله

00:02:57.379 --> 00:03:00.379
اذان مکه را بگو

00:03:00.379 --> 00:03:02.379
گفت انجام دادم

00:03:02.379 --> 00:03:06.379
پس نزد عطاب بن آسید رضی الله عنه آمدم

00:03:06.379 --> 00:03:08.379
او امیر مکه است

00:03:08.379 --> 00:03:13.379
وضعیتم را با رسول خدا صلی الله علیه و آله به او گفتم

00:03:13.379 --> 00:03:15.379
او جواب من را داد

00:03:15.379 --> 00:03:19.379
از آن به بعد مؤذن مسجد جامع شدم

00:03:19.379 --> 00:03:21.379
تا اینکه مرد

00:03:22.379 --> 00:03:24.379
من به شهر مهاجرت نکردم

00:03:24.379 --> 00:03:28.379
بخاطر تعهدم به اذان بیت الله الحرام

00:03:28.379 --> 00:03:32.379
و من هرگز موهایم را اصلاح نکردم

00:03:32.379 --> 00:03:39.210
زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را با دست پاک کرد

00:03:39.210 --> 00:03:44.210
امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه به مکه آمد.

00:03:44.210 --> 00:03:46.210
وقتی وقت نماز فرا رسید

00:03:46.210 --> 00:03:48.210
بلند شدم و اجازه دادم

00:03:48.210 --> 00:03:51.210
عمر چون شنید مرا آزار داد

00:03:51.210 --> 00:03:53.210
به من زنگ زد و گفت

00:03:53.210 --> 00:03:55.210
صدای شما چیست؟

00:03:55.210 --> 00:04:00.210
نمی ترسی از شدت صدای مچ پات شکافته بشه؟

00:04:00.210 --> 00:04:03.210
عرض کردم یا امیرالمؤمنین

00:04:03.210 --> 00:04:05.210
به ما ارائه شده است

00:04:05.210 --> 00:04:08.400
من عاشق شنیدن صدایت بودم

00:04:08.400 --> 00:04:14.370
من کی هستم؟

00:04:14.370 --> 00:04:18.620
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:04:18.620 --> 00:04:22.620
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:22.620 --> 00:04:24.620
وقتی قسمت بعدی میاد

00:04:24.620 --> 00:04:26.620
انشاالله
