WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.699 --> 00:00:17.699
انجمن مواضع خشنود است

00:00:17.699 --> 00:00:21.699
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:21.699 --> 00:00:25.769
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا

00:00:25.769 --> 00:00:30.170
خدا رحمتش کند

00:00:30.170 --> 00:00:35.170
عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه

00:00:48.740 --> 00:00:54.920
آن را برای رهبر قریش عبدالمطلب بن هاشم فرستاد

00:00:54.920 --> 00:00:57.920
اینکه زنی با مغز و زیبایی وجود دارد

00:00:57.920 --> 00:01:01.920
یکی از دختران پادشاهان رابعه نتیله نام دارد

00:01:01.920 --> 00:01:05.920
بنابراین او آن را جستجو کرد، آن را به خود پیشنهاد کرد و آن را ساخت

00:01:05.920 --> 00:01:09.920
او فرزندی زیبا و خوش تیپ به دنیا آورد

00:01:09.920 --> 00:01:11.920
این چیزی است که من شبیه آن هستم

00:01:11.920 --> 00:01:15.920
از او بسیار خوشحال شد، سپس عباس او را صدا زد

00:01:15.920 --> 00:01:21.140
تنها دو سال از خوشحالی شیخ مکه نگذشته بود

00:01:21.140 --> 00:01:25.140
تا دوباره خانه اش پر از شادی شود

00:01:25.140 --> 00:01:28.140
به پسرش عبدالله داده شد

00:01:28.140 --> 00:01:33.140
کودکی که در درخشندگی چهره و شکوه ظاهرش رقیب عباس است

00:01:33.140 --> 00:01:36.140
وقتی او را دید چشمانش پر از اشک شد

00:01:36.140 --> 00:01:39.140
کاش پدرش زنده بود

00:01:39.140 --> 00:01:44.140
برای اینکه در شادی او شریک شود، او را محمد نامید

00:01:44.140 --> 00:01:49.370
محمد و عباس زیر نظر عبدالمطلب بن هاشم بزرگ شدند

00:01:49.370 --> 00:01:52.370
آنها فقط می دانند که برادر هستند

00:01:52.370 --> 00:01:55.370
با هم ناهار می خورند و با هم می روند

00:01:55.370 --> 00:01:58.370
و از یک کاسه می خورند

00:01:58.370 --> 00:02:01.370
آنها در یک زمین بازی می کنند

00:02:01.370 --> 00:02:04.370
وقتی عباس ده ساله بود

00:02:04.370 --> 00:02:07.370
پدرش عبدالمطلب درگذشت

00:02:07.370 --> 00:02:09.370
تمام مکه از او غمگین شد

00:02:09.370 --> 00:02:12.370
مردم آن از او نگران بودند

00:02:12.370 --> 00:02:15.370
اما دو پسر، عباس و محمد

00:02:15.370 --> 00:02:18.370
مردم بیشتر نگران او بودند

00:02:18.370 --> 00:02:22.370
زیرا با از دست دادن او طعم یتیمی را چشیدند

00:02:22.370 --> 00:02:25.370
زمانی که سمت های تعیین شده تقسیم شد

00:02:25.370 --> 00:02:27.370
عبدالمطلب بر پسرانش

00:02:27.370 --> 00:02:30.370
قریش آن را به پسرش عباس دادند

00:02:30.370 --> 00:02:33.370
آب دادن به حج با وجود سن کم

00:02:33.370 --> 00:02:36.370
این همان چیزی بود که او را صدا می کردند

00:02:36.370 --> 00:02:38.370
رستگاری در آن نهفته است

00:02:38.370 --> 00:02:41.430
آنچه آنها انتظار دارند حاکمیتی است

00:02:41.430 --> 00:02:45.430
و پسران عباس بن عبدالمطلب بزرگ شدند

00:02:45.430 --> 00:02:48.430
و محمد بن عبدالله رشد می کند

00:02:48.430 --> 00:02:51.430
بنابراین، آنها دو مرد جوان، پر از جوانی هستند

00:02:51.430 --> 00:02:54.430
اگر اختلاف سنی بین آنها از بین برود

00:02:54.430 --> 00:02:59.430
حتی کسانی که به آنها نگاه می کردند فکر می کردند دوقلو هستند

00:02:59.430 --> 00:03:04.430
شخصی پس از اسلام آوردن عباس از او پرسید

00:03:04.430 --> 00:03:08.430
آیا تو بزرگترین مادر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستی؟

00:03:08.430 --> 00:03:11.430
گفت از من بزرگتر است

00:03:11.430 --> 00:03:15.430
اما من بیش از دو سال سن دارم

00:03:15.430 --> 00:03:18.620
و بالای چهل سال

00:03:18.620 --> 00:03:22.620
خداوند متعال محمد بن عبدالله را با این رسالت گرامی داشت

00:03:22.620 --> 00:03:25.620
و او را با دین هدایت و حق فرستاد

00:03:25.620 --> 00:03:29.620
به او دستور داد که به نزدیکترین خویشاوندان خود هشدار دهد

00:03:29.620 --> 00:03:32.620
و چه کسی از عباس به او نزدیکتر است؟

00:03:32.620 --> 00:03:35.620
او خاک مورد علاقه و دوست صمیمی اوست

00:03:35.620 --> 00:03:38.620
و عمویش برادر پدرش است

00:03:38.620 --> 00:03:42.620
اما عباس از پدرش حاکمیت بر قوم خود را به ارث برد

00:03:42.620 --> 00:03:45.620
تأمین آب زائر به او سپرده شد

00:03:45.620 --> 00:03:49.620
این موقعیتی است که رقبا برای آن رقابت می کنند

00:03:49.620 --> 00:03:52.620
او از اینکه خود را به عنوان قوم خود درآورد متنفر بود

00:03:52.620 --> 00:03:55.620
او مشتاق است که رهبری خود را بر آنها حفظ کند

00:03:55.620 --> 00:04:00.620
او به دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ نداد

00:04:00.620 --> 00:04:07.620
با این حال، محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به تنهایی پایین آورد

00:04:07.620 --> 00:04:09.620
مقام برادر نسبت به برادرش

00:04:09.620 --> 00:04:11.620
و صمیمی از صمیمی

00:04:11.620 --> 00:04:13.620
او را از آسیب محافظت می کند

00:04:13.620 --> 00:04:16.620
او باید بسیار مراقب باشد

00:04:16.620 --> 00:04:21.620
از همین جا وقتی رسول صلی الله علیه و آله و سلم را ملاقات کرد

00:04:21.620 --> 00:04:24.620
با نفوذ انصار در شب عقبه

00:04:24.620 --> 00:04:26.620
عمویش عباس هم همراهش بود

00:04:26.620 --> 00:04:28.620
او هنوز در شرک است

00:04:28.620 --> 00:04:32.620
عباس اولین کسی بود که صحبت کرد و گفت:

00:04:32.620 --> 00:04:34.620
ای اهل خزرج!

00:04:34.620 --> 00:04:37.620
محمد یکی از ماست، چنانکه آموختی

00:04:37.620 --> 00:04:39.620
ما آن را از مردم خود ممنوع کردیم

00:04:39.620 --> 00:04:42.620
چه کسی مانند نظر ما در مورد او است

00:04:42.620 --> 00:04:46.620
او به افتخار مردمش و در کشورش شکست ناپذیر است

00:04:46.620 --> 00:04:51.620
او از همراهی با شما و پیوستن به شما خودداری کرده است

00:04:51.620 --> 00:04:56.620
اگر فکر می کنید در حال انجام کاری هستید که او را به آن فرا خوانده اید

00:04:56.620 --> 00:04:58.620
تو و آنچه تحمل کردی

00:04:58.620 --> 00:05:04.620
حتی اگر ببینی که پس از بیرون آمدن نزد تو او را تسلیم کردی و او را رها کردی

00:05:04.620 --> 00:05:06.620
از این به بعد بهش زنگ بزن

00:05:06.620 --> 00:05:10.620
زیرا او در جلال و محافظت از مردم و کشور خود است

00:05:10.620 --> 00:05:12.620
انصار گفتند

00:05:12.620 --> 00:05:15.620
آنچه گفتی را شنیدیم یا ابوالفضل

00:05:15.620 --> 00:05:19.620
سپس رو به رسول الله صلی الله علیه وسلم کردند و گفتند

00:05:19.620 --> 00:05:21.620
ای رسول خدا

00:05:21.620 --> 00:05:25.620
برای خود و پروردگارت هر چه می خواهی بیعت بگیر

00:05:25.620 --> 00:05:27.620
و هنگامی که بیعت کامل شد

00:05:27.620 --> 00:05:34.660
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با عمویش عباس در پوشش تاریکی به مکه بازگشت.

00:05:34.660 --> 00:05:37.660
زمانی که قریش تصمیم گرفتند جنگ بدر را آغاز کنند

00:05:37.660 --> 00:05:41.660
عباس از پیوستن به او در جنگ با برادرزاده خود متنفر بود

00:05:41.660 --> 00:05:47.660
اما رهبری او در میان مردمش او را مجبور کرد که در این امر به عنوان یک بار شرکت کند

00:05:47.660 --> 00:05:50.660
و او را یکی از دوازده مرد قرار داد

00:05:50.660 --> 00:05:55.660
که در زمان هجوم به اطعام لشکر مشرکان پرداخت

00:05:55.660 --> 00:05:58.660
اما رسول صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:58.660 --> 00:06:03.660
او عمویش عباس را به خاطر حمایت ها و حمایت هایش فراموش نکرد

00:06:03.660 --> 00:06:05.660
به دوستانش گفت

00:06:05.660 --> 00:06:08.660
هر کس با هابیل باختری بن هشام ملاقات کند، او را نکشد

00:06:08.660 --> 00:06:12.660
هر کس عباس بن عبدالمطلب را ملاقات کند، او را نکشد

00:06:12.660 --> 00:06:15.660
تحت فشار رفتند

00:06:15.660 --> 00:06:20.819
و هنگامی که خداوند برای پیامبرش صلی الله علیه و آله نصرت در بدر را مقدر کرد

00:06:20.819 --> 00:06:23.819
و عده ای از مشرکان کشته شدند

00:06:23.819 --> 00:06:25.819
تعدادی از آنها اسیر شدند

00:06:25.819 --> 00:06:31.819
عباس بن عبدالمطلب از جمله اسیری بود که به دست مسلمانان افتاد

00:06:32.819 --> 00:06:37.819
کسی که او را اسیر کرد مردی کوچک با هیکل ضعیف بود

00:06:37.819 --> 00:06:39.819
او را ابواليسر مي گويند

00:06:39.819 --> 00:06:44.879
و اما عباس، بزرگ و بلند قد و مانند شتر پربرگ بود

00:06:44.879 --> 00:06:49.879
وقتی عباس به مکه بازگشت، فرزندانش از اسارت او در شگفت بودند

00:06:49.879 --> 00:06:51.879
پس از او بپرس و بگو:

00:06:51.879 --> 00:06:54.879
اى پدر ما، ابواليسر چگونه تو را اسير كرد؟

00:06:54.879 --> 00:06:58.879
و در صورت تمایل می توانید آن را در آستین پیراهن خود قرار دهید

00:06:58.879 --> 00:07:06.879
گفت: به خدا سوگند پسرم وقتی بر من پرید، در نظر من از فیل بزرگتر بود.

00:07:06.879 --> 00:07:10.879
و وقتی با کف دست کوچک و رگدارش بازویم را گرفت

00:07:10.879 --> 00:07:14.879
فکر می کردم خون از ناخن هایم می چکد

00:07:14.879 --> 00:07:18.879
بعد دستم رو پیچوند و پشتم گذاشت

00:07:18.879 --> 00:07:21.879
سپس دیگری را گرفت و به خواهرش ملحق کرد

00:07:21.879 --> 00:07:23.879
آنها را با طناب بست

00:07:23.879 --> 00:07:28.879
من محافظت می‌کنم و خود را از آن باز نمی‌دارم یا در برابر آن مقاومت نمی‌کنم

00:07:28.879 --> 00:07:34.069
العباس بن عبدالمطلب اولین شب خود را در اردوگاه اسیران گذراند

00:07:34.069 --> 00:07:38.069
نزدیک به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:07:38.069 --> 00:07:42.069
ناله عمیق و مداومی کشید

00:07:42.069 --> 00:07:48.100
وقتی ناله او به گوش پیامبر صلی الله علیه و آله رسید، بی قرار شد

00:07:48.100 --> 00:07:51.100
غم و اندوه در چهره اش نمایان شد

00:07:51.100 --> 00:07:53.100
یارانش به او گفتند

00:07:53.100 --> 00:07:57.100
و هر چه تو را غمگين كند، اي رسول خدا، ما آن را واقع كرديم

00:07:57.100 --> 00:08:01.100
سپس عباس بن عبدالمطلب ناله کرد

00:08:01.100 --> 00:08:05.100
وقتی مردی مسلمان در مقابل او ایستاد

00:08:05.100 --> 00:08:10.100
او متوجه شد که زنجیرهایش به شدت روی او سفت شده است

00:08:10.100 --> 00:08:13.139
پس به او استراحت داد و او ساکت ماند

00:08:13.139 --> 00:08:17.139
سکوت او باعث ترس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شد

00:08:17.139 --> 00:08:21.139
گفت: چه شده است که ناله عباس را نمی شنوم؟

00:08:21.139 --> 00:08:25.139
مرد گفت: زنجیر او را شل کردم

00:08:25.139 --> 00:08:28.139
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند

00:08:28.139 --> 00:08:31.389
با همه اسیران هم همین کار را کرد

00:08:31.389 --> 00:08:34.389
سپس رسول صلی الله علیه و آله و سلم

00:08:34.389 --> 00:08:37.389
از اسارت باج بگیرید

00:08:37.389 --> 00:08:39.389
وقتی عمویش را نزد او آوردند

00:08:39.389 --> 00:08:44.389
عباس را وادار کرد که از او عذرخواهی کند که پولی ندارد

00:08:44.389 --> 00:08:47.389
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند

00:08:47.389 --> 00:08:51.389
پولی که با همسرت ام الفضل گذاشتی کجاست؟

00:08:51.389 --> 00:08:55.389
من به او گفتم که اگر آن را درست فهمیدم، اعتبار را دریافت می کنم

00:08:55.389 --> 00:08:57.389
و عبدالله چنین و چنان است

00:08:57.389 --> 00:08:59.389
عبیدالله این گونه است

00:08:59.389 --> 00:09:06.460
عباس متحیر شد زیرا این چیزی بود که جز خدا ندیده بود

00:09:06.460 --> 00:09:08.460
و در یک روز یکشنبه

00:09:08.460 --> 00:09:11.460
عباس بن عبدالمطلب از بیرون رفتن با مشرکان خودداری کرد

00:09:11.460 --> 00:09:15.460
برای جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:15.460 --> 00:09:19.460
پیامی فرستاد و او را از قصد قریش برای بیرون رفتن نزد او خبر داد

00:09:19.460 --> 00:09:25.460
این امر در آمادگی پیامبر صلی الله علیه و آله و یارانش تأثیر بسزایی داشت.

00:09:25.460 --> 00:09:28.460
و برای رویارویی با دشمن آماده شوید

00:09:28.460 --> 00:09:34.519
بیست سال از دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گذرد

00:09:34.519 --> 00:09:37.519
و عمویش عباس هنوز مشرک است

00:09:37.519 --> 00:09:42.549
روزی عباس نزد همسرش ام الفضل نشست

00:09:42.549 --> 00:09:47.549
فضایل ارجمند رسول خدا صلی الله علیه و آله را برمی شمارند

00:09:47.549 --> 00:09:49.549
از صفات والای او یاد می کنند

00:09:49.549 --> 00:09:54.549
آنها داستان آگاهی او از پولی را که نزد او سپرده بود به یاد می آورند

00:09:54.549 --> 00:09:57.549
در نجات از دست همه مردم

00:09:57.549 --> 00:10:00.549
خیلی زود متوجه شد که به شوهرش می گوید:

00:10:00.549 --> 00:10:03.549
ام الفضل ما چه مشکلی داریم؟

00:10:03.549 --> 00:10:05.580
مال ما چیست که نمی شناسیم؟

00:10:05.580 --> 00:10:09.580
ام الفضل از سخنان او شگفت زده شد و به وجد آمد

00:10:09.580 --> 00:10:13.580
انگار منتظر بود که این حرف را بزند

00:10:13.580 --> 00:10:15.580
و در عرض چند ساعت

00:10:15.580 --> 00:10:20.580
عباس بن عبدالمطلب برای او و همسرش دو شتر آماده کرده بود

00:10:20.580 --> 00:10:23.580
به سمت شهر رفت

00:10:23.580 --> 00:10:28.649
مهاجرین به سوی خدا و رسولش صلی الله علیه و آله و سلم

00:10:28.649 --> 00:10:31.649
هنگامی که عباس و همسرش به الجحفه رسیدند

00:10:31.649 --> 00:10:35.649
از رسول خدا صلی الله علیه و آله تعجب کردند

00:10:35.649 --> 00:10:38.649
او لشکری بزرگ را برای فتح مکه رهبری می کند

00:10:38.649 --> 00:10:42.649
پیامبر صلی الله علیه و آله نیز از آنان تعجب کرد

00:10:42.649 --> 00:10:45.649
دیدار غیرمنتظره ای بود

00:10:45.649 --> 00:10:50.649
رسول خدا صلی الله علیه و آله به عمویش عجله کرد

00:10:50.649 --> 00:10:53.649
چی برات بیارم عمو

00:10:53.649 --> 00:10:56.649
فرمود: آرزوی خدا و رسولش

00:10:56.649 --> 00:11:00.649
او و همسرش حرف حق را اعلام کردند

00:11:00.649 --> 00:11:03.649
پس از مدتها اکراه وارد دین خدا شد

00:11:03.649 --> 00:11:07.809
همین که رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید

00:11:07.809 --> 00:11:10.809
عمویش شهادت می دهد که معبودی جز خدا نیست

00:11:10.809 --> 00:11:13.809
و اینکه محمد رسول خداست

00:11:13.809 --> 00:11:17.809
تا اینکه اشک شوق از چشمانش سرازیر شد و گفت

00:11:17.809 --> 00:11:20.809
تو را ترک کردم عمو آخرین هجرت

00:11:20.809 --> 00:11:23.809
همچنین نبوت من آخرین نبوت است

00:11:23.809 --> 00:11:28.000
از همان لحظه عباس بن عبدالمطلب مصمم شد

00:11:28.000 --> 00:11:32.000
برای جبران خیر و ثواب از دست رفته

00:11:32.000 --> 00:11:35.000
پس خود و آنچه را که داشت در طاعت خدا فروتن کرد

00:11:35.000 --> 00:11:39.000
و رضای رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:11:39.000 --> 00:11:43.000
در روز حنین مسلمانان شکست خوردند

00:11:43.000 --> 00:11:47.000
رسول خدا صلی الله علیه و آله را رها کردند

00:11:47.000 --> 00:11:50.000
با حالت شیری توانا در کنارش ایستاد

00:11:50.000 --> 00:11:53.000
با دست راستش شمشیر کشید

00:11:53.000 --> 00:11:58.000
افسار قاطر رسول خدا صلی الله علیه و آله را با دست چپ می گرفت.

00:11:58.000 --> 00:12:02.000
با تعداد اندکی از همراهانش به دفاع از آن ادامه داد

00:12:02.000 --> 00:12:06.000
تا اینکه خداوند نصرت را بر دستانشان نوشت

00:12:06.000 --> 00:12:10.029
و روزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله تصمیم گرفت

00:12:10.029 --> 00:12:15.029
برای تحمیل لشکر سختی، اصحاب خود را به داد و بخشش فرا خواند

00:12:15.029 --> 00:12:20.029
عباس نزد او آمد و پولی به دست او ریخت

00:12:20.029 --> 00:12:25.159
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به صحابی برتر پیوست

00:12:25.159 --> 00:12:30.159
کار به جانشینانش ابوبکر و عمر رضی الله عنهم رسید

00:12:30.159 --> 00:12:34.159
عباس بهترین مشاور و حامی آنها باقی ماند

00:12:34.159 --> 00:12:38.159
همچنان به احترام و تکریم او ادامه دادند

00:12:38.159 --> 00:12:44.159
به قدردانی از لطف و وفاداری ایشان به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.

00:12:44.159 --> 00:12:49.159
از این پس خشکسالی در سال رمضان برای مسلمانان شدید شد

00:12:49.159 --> 00:12:52.159
پستان خشک شد و دانه خشک شد

00:12:52.159 --> 00:12:56.159
آسمان چنان شد که گویی از مس ساخته شده است

00:12:56.159 --> 00:12:59.159
عمر بن خطاب با مسلمانان بیرون رفت

00:12:59.159 --> 00:13:02.159
پس برای آنها آب خواست، اما آب نگرفتند

00:13:02.159 --> 00:13:06.159
چندین بار این کار را تکرار کرد، اما پاسخی به آنها نداد

00:13:06.159 --> 00:13:08.159
به جمعی از دوستانش گفت

00:13:08.159 --> 00:13:13.159
فردا با هر که خدا بخواهد آب می کشیم

00:13:13.159 --> 00:13:18.220
چون صبح شد، مدیر العباس بن عبدالمطلب

00:13:18.220 --> 00:13:21.220
پیرمرد بزرگی شده بود و به او گفت

00:13:21.220 --> 00:13:27.419
عمو با ما بيا بيرون شايد خدا به دست تو به ما آب بدهد

00:13:27.419 --> 00:13:31.419
عباس بن عبدالمطلب در میان توده های مسلمان بیرون آمد

00:13:31.419 --> 00:13:34.419
متواضع، تسلیم و نافرمان خدا

00:13:34.419 --> 00:13:37.419
در مقابلش علی بن ابی طالب بود

00:13:37.419 --> 00:13:41.419
در سمت راست او حسن و سمت چپ او حسین است

00:13:41.419 --> 00:13:44.419
پشت سر او توده های مسلمان هستند

00:13:44.419 --> 00:13:46.419
دو رکعت نماز خواندند

00:13:46.419 --> 00:13:51.419
سپس عمر دست من عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله را گرفت

00:13:51.419 --> 00:13:54.419
اشک ریشش را خیس کرد و گفت

00:13:54.419 --> 00:13:59.419
ما را دعا کن عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:13:59.419 --> 00:14:02.419
عباس دستانش را به سوی آسمان بلند کرد

00:14:02.419 --> 00:14:05.419
چشمانش پر از ترس خدا شد

00:14:05.419 --> 00:14:10.419
او با دعای صالح و امید خالصانه شروع به فریاد زدن به درگاه خدا کرد

00:14:10.419 --> 00:14:15.419
و مردم با گریه و زاری پشت سر او دوان دوان آمدند

00:14:15.419 --> 00:14:18.539
دعای او به سختی تمام شد

00:14:18.539 --> 00:14:22.539
تا اینکه فضا با ابرهای تیره پوشیده شد

00:14:22.539 --> 00:14:26.539
آسمان باران فراوانی بر زمین فرستاد

00:14:26.539 --> 00:14:29.539
خداوند غم و اندوه را از مسلمانان دور کند

00:14:29.539 --> 00:14:31.539
و اندوه آنها آشکار شد

00:14:31.539 --> 00:14:34.539
به دست زائران آب به مردم داده می شد

00:14:34.539 --> 00:14:37.539
خداوند از او راضی و خشنود باشد

00:14:37.539 --> 00:14:43.500
این عباس بن عبدالمطلب است

00:14:43.500 --> 00:14:45.500
بهترین قریش به اندازه کافی

00:14:45.500 --> 00:14:48.500
و به او رحم کن

00:14:48.500 --> 00:14:51.299
محمد بن عبدالله

00:14:51.299 --> 00:14:53.299
با محمد و یارانش

00:14:53.299 --> 00:14:56.299
این عمارت توسط گوت ها ساخته شده است

00:14:56.299 --> 00:14:59.299
ای شیار بهتر کمکم کن

00:14:59.299 --> 00:15:02.389
در ستایش ایشان به من کمک کردند؟
