1 00:00:00,000 --> 00:00:07,139 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:07,139 --> 00:00:09,199 با قلم های چوف 3 00:00:09,199 --> 00:00:11,740 و جوهر عشق 4 00:00:11,740 --> 00:00:15,869 ما ثروتی گرانبهاتر از طلا خلق می کنیم 5 00:00:15,869 --> 00:00:17,870 در وصف استاد خلقت 6 00:00:17,870 --> 00:00:20,870 خدا رحمتش کند و درود فرستد 7 00:00:20,870 --> 00:00:30,820 شمایل محمدیه 8 00:00:30,820 --> 00:00:33,820 باب آنچه در مورد خاتم نبوت ذکر شد 9 00:00:33,820 --> 00:00:37,619 مهر نبوت 10 00:00:37,619 --> 00:00:42,619 از نشانه هایی است که بر بدن شریف ایشان رضی الله عنه بود 11 00:00:42,619 --> 00:00:45,619 شواهد نبوت او 12 00:00:45,619 --> 00:00:49,679 این علامت نزد اهل کتاب شناخته شده بود 13 00:00:49,679 --> 00:00:52,679 در کتابهایشان ذکر شده است 14 00:00:52,679 --> 00:00:56,679 عده ای از آن طریق با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آشنا شدند 15 00:00:56,679 --> 00:00:59,679 سلمان فارسی رضی الله عنه 16 00:00:59,679 --> 00:01:03,679 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاقات کرد 17 00:01:03,679 --> 00:01:05,680 اولین آشنایی با شهر 18 00:01:05,680 --> 00:01:07,680 پس به او ایمان داشته باشید 19 00:01:07,680 --> 00:01:10,900 حافظ بن رجب رحمه الله گفت 20 00:01:10,900 --> 00:01:13,900 خاتم نبوت از نشانه های نبوت اوست 21 00:01:13,900 --> 00:01:17,900 که اهل کتاب او را به آن می شناختند 22 00:01:17,900 --> 00:01:19,900 و از آن می پرسند 23 00:01:19,900 --> 00:01:22,900 و می خواهند روی آن بایستند 24 00:01:22,900 --> 00:01:28,060 از صائب بن یزید رضی الله عنه می فرماید: 25 00:01:28,060 --> 00:01:33,060 عمه ام مرا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برد 26 00:01:33,060 --> 00:01:35,060 و او گفت 27 00:01:35,060 --> 00:01:37,060 ای رسول خدا 28 00:01:37,060 --> 00:01:39,060 پسر خواهرم درد داره 29 00:01:39,060 --> 00:01:43,120 پس رضی الله عنه سرم را پاک کرد 30 00:01:43,120 --> 00:01:45,120 او برای من دعا کرد 31 00:01:45,120 --> 00:01:47,120 و وضو بگیر 32 00:01:47,120 --> 00:01:49,219 پس از وضوى او نوشيدم 33 00:01:49,219 --> 00:01:51,219 پشت سرش بلند شدم 34 00:01:51,219 --> 00:01:54,219 به حلقه بین شانه هایش نگاه کرد 35 00:01:54,219 --> 00:01:57,219 بنابراین مانند یک دکمه هاپسکاچ است 36 00:01:57,219 --> 00:02:00,849 در این حدیث 37 00:02:00,849 --> 00:02:03,849 الصائب رضی الله عنه ذکر می کند 38 00:02:03,849 --> 00:02:05,849 یک روز اتفاق افتاد 39 00:02:05,849 --> 00:02:08,849 در پایش احساس درد کرد 40 00:02:08,849 --> 00:02:13,849 پس عمه او را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد 41 00:02:13,849 --> 00:02:16,849 سرش را نوازش کرد و او را نوازش کرد 42 00:02:16,849 --> 00:02:18,849 برای برکتش دعا کرد 43 00:02:18,849 --> 00:02:22,939 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وضو گرفت 44 00:02:22,939 --> 00:02:25,939 آل صائب برخاست و به سمت آب وضو رفت 45 00:02:25,939 --> 00:02:27,939 پس از آن نوشید 46 00:02:27,939 --> 00:02:30,939 سپس پشت سرش ایستاد، رضی الله عنه 47 00:02:30,939 --> 00:02:33,939 حلقه را بین شانه هایش دید 48 00:02:33,939 --> 00:02:35,939 مثل یک دکمه هاپسکاچ 49 00:02:35,939 --> 00:02:39,939 مراد از کلمه «حجله» یک «حجّال» است. 50 00:02:39,939 --> 00:02:41,939 خانه ای است مانند گنبد 51 00:02:41,939 --> 00:02:44,939 دکمه های بالای آن ناهموار است 52 00:02:44,939 --> 00:02:45,939 و گفته شد 53 00:02:45,939 --> 00:02:48,939 هاپسکاچ پرنده ای شناخته شده است 54 00:02:48,939 --> 00:02:52,009 و تخمش 55 00:02:52,009 --> 00:02:55,009 در این حدیث فوایدی وجود دارد 56 00:02:55,009 --> 00:03:00,069 مشروعیت بردن مریض نزد کسی که او را رقیه می کند یا برایش دعا می کند. 57 00:03:00,069 --> 00:03:04,069 مشروعیت مسح سر بیمار و دعا برای او 58 00:03:04,069 --> 00:03:08,069 و شفقت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای یارانش 59 00:03:08,069 --> 00:03:11,069 برای برکت آنها دعا کرد 60 00:03:11,069 --> 00:03:17,139 و برکت دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای آل صائب رضی الله عنه. 61 00:03:17,139 --> 00:03:22,139 از الجید بن عبدالرحمن روایت شده که گفت: 62 00:03:22,139 --> 00:03:27,139 الصائب بن یزید را دیدم که نود و چهار سال داشت 63 00:03:27,139 --> 00:03:29,139 پوست روشن 64 00:03:29,139 --> 00:03:30,139 و او گفت 65 00:03:30,139 --> 00:03:34,139 آنچه را که از شنیدن و بینایی خود لذت برده ام آموخته ام 66 00:03:34,139 --> 00:03:40,860 مگر به دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 67 00:03:40,860 --> 00:03:44,860 از جابر بن سمره رضی الله عنه می فرماید: 68 00:03:44,860 --> 00:03:51,860 غده سرخی بین دو شانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دیدم 69 00:03:51,860 --> 00:03:56,659 مثل تخم کبوتر 70 00:03:56,659 --> 00:04:00,659 در این حدیث از جابر رضی الله عنه یاد شده است 71 00:04:00,659 --> 00:04:05,659 انگشتری را بین دو شانه رسول خدا صلی الله علیه و آله دید 72 00:04:05,659 --> 00:04:08,689 و گفت غده قرمز 73 00:04:08,689 --> 00:04:12,689 غده یک تکه گوشت برآمده است 74 00:04:12,689 --> 00:04:15,689 مقصود این است که شبیه آن است 75 00:04:15,689 --> 00:04:20,720 قرمز است، یعنی به رنگ قرمز متمایل است 76 00:04:20,720 --> 00:04:25,720 در روایتی در صحیح مسلم آمده است که شبیه بدن اوست 77 00:04:25,720 --> 00:04:31,720 یعنی رنگ انگشتر شبیه رنگ بقیه بدنش رضی الله عنه. 78 00:04:31,720 --> 00:04:34,750 رنگ پوستش عوض نشد 79 00:04:34,750 --> 00:04:37,750 و گفتار او مانند تخم کبوتر است 80 00:04:37,750 --> 00:04:40,750 یعنی از نظر اندازه گرد 81 00:04:40,750 --> 00:04:45,540 عاصم بن عمر بن قتاده 82 00:04:45,540 --> 00:04:49,540 از مادربزرگش رومیثه که خدا از او راضی باشد گفت 83 00:04:49,540 --> 00:04:53,540 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم 84 00:04:53,540 --> 00:05:00,540 اگر می خواستم حلقه بین شانه های او را از طرف یکی از نزدیکانش ببوسم، این کار را می کردم 85 00:05:00,540 --> 00:05:03,540 روزی که از دنیا رفت به سعد بن معاذ گفت 86 00:05:03,540 --> 00:05:07,540 عرش رحمان برایش لرزید 87 00:05:07,540 --> 00:05:13,730 در این حدیث عاصم بن عمر بن قتاده روایت می کند 88 00:05:13,730 --> 00:05:15,730 او یکی از پیروان معروف من است 89 00:05:15,730 --> 00:05:18,730 به اعتبار ننه بزرگش صحابی 90 00:05:18,730 --> 00:05:21,730 رومیثه بنت عمر بن حش از انصاریه 91 00:05:21,730 --> 00:05:27,730 او گفت که به پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک است 92 00:05:27,730 --> 00:05:33,730 به طوری که اگر می خواست حلقه بین شانه های او را ببوسد، این کار را می کرد 93 00:05:33,730 --> 00:05:36,730 به خاطر نزدیکی او به او 94 00:05:36,730 --> 00:05:39,730 من به این جمله ناپسند اشاره کردم 95 00:05:39,730 --> 00:05:42,730 برای رسیدن به شنیدن از او 96 00:05:42,730 --> 00:05:44,730 چون مطلب نقل شده عالی است 97 00:05:45,730 --> 00:05:52,730 این بیانگر سادگی و خاص بودن آن با رسول خدا صلی الله علیه و آله است. 98 00:05:52,730 --> 00:05:56,730 و عاقبت تواضع و حسن روابطش 99 00:05:56,730 --> 00:05:59,730 با ملتش مهربان بود 100 00:05:59,730 --> 00:06:02,730 نه از پیر و هم فقیر 101 00:06:02,730 --> 00:06:03,730 او گفت 102 00:06:03,730 --> 00:06:08,730 از او شنیدم که گفت روزی که سعد بن معاذ رضی الله عنه فوت کرد 103 00:06:08,730 --> 00:06:11,730 عرش رحمان برایش لرزید 104 00:06:11,730 --> 00:06:14,819 و سعد بن معاذ رضی الله عنه 105 00:06:14,819 --> 00:06:16,819 او سرور انصار است 106 00:06:16,819 --> 00:06:21,819 او در مدینه به دست مصعب بن عمیر رضی الله عنه اسلام آورد 107 00:06:21,819 --> 00:06:24,819 ابن عبد الاشل با مسلمان شدنش به اسلام گروید 108 00:06:24,819 --> 00:06:28,819 خانه آنها اولین خانه انصار بود که به اسلام گرویدند 109 00:06:28,819 --> 00:06:32,819 او در میان مردم خود مورد احترام و احترام بود 110 00:06:32,819 --> 00:06:33,819 شهد بدری 111 00:06:33,819 --> 00:06:38,819 در احد نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تأیید شد 112 00:06:38,819 --> 00:06:41,819 سنگ انداختن در روز خندق در مچ پاش 113 00:06:41,819 --> 00:06:45,819 خون قطع نشد تا اینکه یک ماه بعد مرد 114 00:06:45,819 --> 00:06:48,819 این در ذی القعده سال پنجم اتفاق افتاد 115 00:06:48,819 --> 00:06:51,819 او سی و هفت ساله است 116 00:06:51,819 --> 00:06:53,819 او با بقایای جنازه به خاک سپرده شد 117 00:06:53,819 --> 00:06:58,019 هفتاد هزار پادشاه در تشییع جنازه او شرکت کردند 118 00:06:58,019 --> 00:07:01,019 و گفت: عرش خدای رحمان برای او لرزید. 119 00:07:01,019 --> 00:07:05,019 یعنی از فرا رسیدن روح سعد از خوشحالی متاثر شد 120 00:07:05,019 --> 00:07:06,019 ابن رجب گفت 121 00:07:06,019 --> 00:07:10,019 حدیث تکان عرش از سعد بن معاذ آمده است 122 00:07:10,019 --> 00:07:14,019 حدود ده نفر یا بیشتر از همراهان 123 00:07:14,019 --> 00:07:16,019 در دو کتاب صحیح ثابت شده است 124 00:07:16,019 --> 00:07:18,019 انکار آن فایده ای ندارد 125 00:07:18,019 --> 00:07:22,079 عرش بزرگترین آفریده خداوند متعال است 126 00:07:22,079 --> 00:07:25,079 بزرگترین و جادارترین 127 00:07:25,079 --> 00:07:31,079 خداوند متعال در قرآن او را بزرگ و سخاوتمند و جلیل معرفی کرده است 128 00:07:31,079 --> 00:07:35,079 او سقف، بلندترین و بلندترین مخلوقات است 129 00:07:35,079 --> 00:07:41,079 به همین دلیل در حدیث آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 130 00:07:41,079 --> 00:07:45,079 اگر از خدا می خواهید بهشت را از او بخواهید 131 00:07:45,079 --> 00:07:49,079 وسط بهشت و بالاترین بهشت است 132 00:07:49,079 --> 00:07:52,079 بر فراز او عرش الرحمن است 133 00:07:52,079 --> 00:07:56,079 از آن نهرهای بهشت جاری است 134 00:07:56,079 --> 00:07:59,259 عن البا بن احمر 135 00:07:59,259 --> 00:08:04,259 از ابوزید عمر بن اخطب انصاری رضی الله عنه می فرماید. 136 00:08:04,259 --> 00:08:08,259 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود 137 00:08:08,259 --> 00:08:13,259 ای ابوزید به من نزدیک شو و پشتم را مسح کن 138 00:08:13,259 --> 00:08:18,259 پس پشتش را پاک کردم و انگشتانم روی حلقه افتاد 139 00:08:18,259 --> 00:08:21,259 گفتم حلقه چیست؟ 140 00:08:21,259 --> 00:08:25,259 گفت موهای ترکیب شده 141 00:08:25,259 --> 00:08:28,480 در این حدیث 142 00:08:28,480 --> 00:08:31,480 ممکن است پیامبر صلی الله علیه و آله باشد 143 00:08:32,480 --> 00:08:37,480 او فهمید که ابوزید می خواهد بداند چگونه انگشتر درست کند 144 00:08:37,480 --> 00:08:40,480 از او خواست که پشتش را پاک کند 145 00:08:40,480 --> 00:08:43,480 تا بداند در درون خودش چه می گذرد 146 00:08:43,480 --> 00:08:46,480 نوازش و مراقبت از او 147 00:08:46,480 --> 00:08:51,480 پس ابوزید رضی الله عنه پشت او را مسح کرد 148 00:08:51,480 --> 00:08:54,509 انگشتانش روی انگشتر افتاد 149 00:08:54,509 --> 00:08:58,509 پس پیرو از او درباره انگشتر پرسید که چیست؟ 150 00:08:59,509 --> 00:09:01,610 شعر اجتماعی 151 00:09:01,610 --> 00:09:04,610 شاید ابوزید رضی الله عنه 152 00:09:04,610 --> 00:09:07,610 بگو دستش به چی رسید 153 00:09:07,610 --> 00:09:10,639 موهایی که روی حلقه بود 154 00:09:10,639 --> 00:09:13,639 حدیث فوایدی دارد 155 00:09:13,639 --> 00:09:16,639 تواضع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 156 00:09:16,639 --> 00:09:19,639 و علاقه اش به دوستانش 157 00:09:19,639 --> 00:09:22,639 مسح پشت دیگران جایز است 158 00:09:22,639 --> 00:09:24,639 و دلیل بر خاتم نبوت 159 00:09:24,639 --> 00:09:27,639 و دارای موهایی است که روی هم جمع شده اند 160 00:09:27,639 --> 00:09:31,639 و فضیلت ابوزید الانصاری رضی الله عنه 161 00:09:31,639 --> 00:09:34,639 جایی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را منحصر کرد 162 00:09:34,639 --> 00:09:36,639 با این نعمت 163 00:09:36,639 --> 00:09:38,639 پشت شریفش را مالید 164 00:09:38,639 --> 00:09:40,639 و در مسند احمد 165 00:09:40,639 --> 00:09:43,639 که ابوزید رضی الله عنه گفت 166 00:09:43,639 --> 00:09:47,639 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود 167 00:09:47,639 --> 00:09:49,639 از من نزدیکتر 168 00:09:49,639 --> 00:09:50,639 او گفت 169 00:09:50,639 --> 00:09:54,639 دستش را روی سر و ریشش کشید 170 00:09:54,639 --> 00:09:55,639 او گفت 171 00:09:55,639 --> 00:09:56,639 سپس گفت 172 00:09:56,639 --> 00:09:58,639 خدایا یه جمله 173 00:09:58,639 --> 00:10:00,639 و زیبایی خود را ماندگار کرد 174 00:10:00,639 --> 00:10:01,700 او گفت 175 00:10:01,700 --> 00:10:04,700 او چند صد ساله بود 176 00:10:04,700 --> 00:10:07,700 و در سر و ریشش سفید است 177 00:10:07,700 --> 00:10:09,700 به جز یک طرد کوچک 178 00:10:09,700 --> 00:10:12,740 صورت صافی داشت 179 00:10:12,740 --> 00:10:15,740 صورتش تا زمان مرگ منقبض نشد 180 00:10:15,740 --> 00:10:19,740 یعنی چین و چروک نداشت 181 00:10:19,740 --> 00:10:21,740 که افراد مسن را تحت تاثیر قرار می دهد 182 00:10:21,740 --> 00:10:25,740 اما چهره او تا زمان مرگ زیبا ماند 183 00:10:25,740 --> 00:10:30,740 به برکت دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 184 00:10:30,740 --> 00:10:35,919 عن بریده رضی الله عنه گفت 185 00:10:35,919 --> 00:10:40,919 سلمان فارسی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 186 00:10:40,919 --> 00:10:44,919 هنگامی که با سفره ای که روی آن خرما بود به مدینه آمد 187 00:10:44,919 --> 00:10:50,919 پس آن را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرد 188 00:10:50,919 --> 00:10:51,919 و او گفت 189 00:10:51,919 --> 00:10:54,919 سلام سلمان این چیه؟ 190 00:10:54,919 --> 00:10:56,919 و او گفت 191 00:10:56,919 --> 00:10:59,919 خیریه برای شما و دوستانتان 192 00:10:59,919 --> 00:11:00,919 و او گفت 193 00:11:00,919 --> 00:11:04,919 بالا ببرید که ما صدقه نمی خوریم 194 00:11:04,919 --> 00:11:05,919 او گفت 195 00:11:05,919 --> 00:11:07,919 بنابراین او آن را مطرح کرد 196 00:11:07,919 --> 00:11:09,919 او روز بعد با چیزی مشابه آمد 197 00:11:09,919 --> 00:11:14,919 پس آن را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرد 198 00:11:14,919 --> 00:11:15,919 و او گفت 199 00:11:15,919 --> 00:11:18,919 این چیه سلمان؟ 200 00:11:18,919 --> 00:11:19,919 و او گفت 201 00:11:19,919 --> 00:11:21,919 هدیه ای برای شما 202 00:11:21,919 --> 00:11:25,980 رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود 203 00:11:25,980 --> 00:11:27,980 ساده کردن 204 00:11:27,980 --> 00:11:33,049 سپس به انگشتر پشت رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاه کرد. 205 00:11:33,049 --> 00:11:35,049 پس به او ایمان داشته باشید 206 00:11:35,049 --> 00:11:37,179 برای یهودیان بود 207 00:11:37,179 --> 00:11:43,179 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به فلان درهم خرید. 208 00:11:43,179 --> 00:11:45,179 برای کاشت درختان خرما 209 00:11:45,179 --> 00:11:49,179 سلمان روی آن کار می کند تا سیر شود 210 00:11:49,179 --> 00:11:50,179 او گفت 211 00:11:50,179 --> 00:11:54,179 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله نخل کاشت 212 00:11:54,179 --> 00:11:58,179 جز یک درخت خرما که عمر کاشت 213 00:11:58,179 --> 00:12:01,179 بنابراین او در طول سال خود درختان نخل داشت 214 00:12:01,179 --> 00:12:03,179 و نخل طاقت نیاورد 215 00:12:03,179 --> 00:12:07,179 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 216 00:12:07,179 --> 00:12:09,179 این چه مشکلی دارد؟ 217 00:12:09,179 --> 00:12:10,179 عمر گفت 218 00:12:10,179 --> 00:12:12,179 ای رسول خدا 219 00:12:12,179 --> 00:12:14,179 کاشتمش 220 00:12:14,179 --> 00:12:15,179 او گفت 221 00:12:15,179 --> 00:12:19,179 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را حذف کرد 222 00:12:19,179 --> 00:12:23,179 کاشت و در عرض یک سال حامله شد 223 00:12:23,179 --> 00:12:28,419 از اخبار سلمان الفارسی رضی الله عنه بود 224 00:12:28,419 --> 00:12:34,419 خبر نزدیک شدن بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله را شنید 225 00:12:34,419 --> 00:12:37,419 نشانه هایی از نبوت خود را شنید 226 00:12:37,419 --> 00:12:40,419 از جمله اینکه هدیه را می پذیرد 227 00:12:40,419 --> 00:12:42,419 صدقه نمی خورد 228 00:12:42,419 --> 00:12:45,419 و بین شانه های او حلقه است 229 00:12:45,419 --> 00:12:47,419 مشتاق دیدار او بود 230 00:12:47,419 --> 00:12:49,419 او مکان خود را بررسی می کند 231 00:12:49,419 --> 00:12:51,649 گفتنش 232 00:12:51,649 --> 00:12:55,649 سلمان فارسی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 233 00:12:55,649 --> 00:12:59,649 هنگامی که با سفره ای که روی آن خرما بود به مدینه آمد 234 00:12:59,649 --> 00:13:04,649 پس آن را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرد 235 00:13:04,649 --> 00:13:06,649 و او گفت 236 00:13:06,649 --> 00:13:08,649 سلام سلمان این چیه؟ 237 00:13:08,649 --> 00:13:12,649 سوال این نیست که با چه نوع غذایی آمده است 238 00:13:12,649 --> 00:13:16,649 سوال در مورد موضوع دیگری بود که سلمان فهمید 239 00:13:16,649 --> 00:13:18,649 و او گفت 240 00:13:18,649 --> 00:13:21,649 خیریه برای شما و دوستانتان 241 00:13:21,649 --> 00:13:23,649 گفت: بلندش کن. 242 00:13:23,649 --> 00:13:26,649 ما صدقه نمی خوریم 243 00:13:26,649 --> 00:13:28,649 در برخی از روایات روایات آمده است 244 00:13:28,649 --> 00:13:31,649 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 245 00:13:31,649 --> 00:13:33,649 به یارانش دستور داد غذا بخورند 246 00:13:33,649 --> 00:13:35,649 و آن را نگه دارید 247 00:13:35,649 --> 00:13:37,649 این اولین نشانه است 248 00:13:37,649 --> 00:13:40,649 او بر سلمان رضی الله عنه ظاهر شد 249 00:13:40,649 --> 00:13:42,649 او که درود خدا بر او باد 250 00:13:42,649 --> 00:13:44,649 صدقه نمی خورد 251 00:13:44,649 --> 00:13:46,840 و او گفت 252 00:13:46,840 --> 00:13:48,840 او روز بعد با چیزی مشابه آمد 253 00:13:48,840 --> 00:13:53,840 پس آن را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرد 254 00:13:53,840 --> 00:13:54,840 و او گفت 255 00:13:54,840 --> 00:13:56,840 این چیه سلمان؟ 256 00:13:56,840 --> 00:13:58,840 گفت: هدیه ای برای تو 257 00:13:58,840 --> 00:14:03,870 رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود 258 00:14:03,870 --> 00:14:04,870 ساده کردن 259 00:14:04,870 --> 00:14:06,870 یعنی دست هایت را دراز کن 260 00:14:06,870 --> 00:14:08,870 پس از آن خوردند 261 00:14:08,870 --> 00:14:12,870 و او رضی الله عنه با آنها غذا خورد 262 00:14:12,870 --> 00:14:17,870 این دومین نشانه ای است که بر سلمان رضی الله عنه ظاهر شد 263 00:14:17,870 --> 00:14:20,870 او هدیه را می پذیرد 264 00:14:20,870 --> 00:14:21,870 و او گفت 265 00:14:21,870 --> 00:14:26,870 سپس به انگشتر پشت رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاه کرد. 266 00:14:26,870 --> 00:14:28,870 پس به او ایمان داشته باشید 267 00:14:28,870 --> 00:14:31,870 این شواهد از حدیث است 268 00:14:31,870 --> 00:14:36,870 وقتی انگشتر پشت پیامبر صلی الله علیه و آله را دید 269 00:14:36,870 --> 00:14:39,870 بدون سستی و تأخیر به او ایمان بیاورید 270 00:14:39,870 --> 00:14:46,870 پس از آن که دید نشانه هایی که در شخص خود رضی الله عنه داشت یکی است. 271 00:14:46,870 --> 00:14:50,059 و آنچه او گفت برای یهودیان بود 272 00:14:50,059 --> 00:14:56,059 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به فلان درهم خرید. 273 00:14:56,059 --> 00:14:58,059 برای کاشت درختان خرما 274 00:14:58,059 --> 00:15:02,100 سلمان روی آن کار می کند تا سیر شود 275 00:15:02,100 --> 00:15:07,100 یعنی سلمان رضی الله عنه عبد یهود بود 276 00:15:07,100 --> 00:15:14,100 پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از یهودیان خواست که نامه ای به مقدار نقره برای او بنویسند. 277 00:15:14,100 --> 00:15:16,100 و برای آنها درخت خرما بکارم 278 00:15:16,100 --> 00:15:21,100 پیامبر صلی الله علیه و آله به یارانش دستور داد تا او را یاری کنند 279 00:15:21,100 --> 00:15:27,100 پیامبر صلی الله علیه و آله با دست خود این نهال ها را می کاشت 280 00:15:27,100 --> 00:15:31,100 به دلیل نگرانی برای رهایی سلمان رضی الله عنه 281 00:15:31,100 --> 00:15:36,100 سلمان روی آن کار می کرد تا اینکه میوه داد و مقداری از میوه های آن قابل خوردن بود 282 00:15:36,100 --> 00:15:41,289 و گفت: سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نخل کاشت. 283 00:15:41,289 --> 00:15:45,289 به جز یک نخل که به دستور کاشته شد 284 00:15:45,289 --> 00:15:50,289 او یک سال نخل داشت، اما نخل چنین نکرد 285 00:15:50,289 --> 00:15:55,289 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: این چه خبر است؟ 286 00:15:55,289 --> 00:16:00,289 گفت: یا رسول الله من آن را کاشتم 287 00:16:00,289 --> 00:16:06,289 گفت پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را برداشت و کاشت 288 00:16:06,289 --> 00:16:09,289 او در طول یک سال باردار شد 289 00:16:09,289 --> 00:16:15,379 شاید عاقلانه باشد که معجزه را با غذا دادن به همه درختان خرما نشان دهیم 290 00:16:15,379 --> 00:16:20,379 مگر آنچه را که با دست خود نساخته، رضی الله عنه 291 00:16:20,379 --> 00:16:25,379 معجزه دیگر این بود که دوباره آن نخل را کاشت 292 00:16:25,379 --> 00:16:28,379 و در طول یک سال به او غذا بدهید 293 00:16:28,379 --> 00:16:33,179 از ابونضره العوقی می‌گوید: 294 00:16:33,179 --> 00:16:41,179 از ابوسعید خدری رضی الله عنه درباره خاتم رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم. 295 00:16:41,179 --> 00:16:43,179 یعنی مهر نبوت 296 00:16:43,179 --> 00:16:48,179 او گفت که روی کمرش چند علامت بیرون زده است 297 00:16:48,179 --> 00:16:54,899 در این حدیث ابوسعید خدری رضی الله عنه می گوید 298 00:16:54,899 --> 00:16:57,899 وقتی از او درباره خاتم نبوت پرسیدند 299 00:16:57,899 --> 00:17:02,899 او گفت که روی کمرش چند علامت بیرون زده است 300 00:17:02,899 --> 00:17:05,900 یک تکه گوشت یک تکه گوشت است 301 00:17:05,900 --> 00:17:09,900 یک پرت، یعنی برجسته، مطرح می شود 302 00:17:09,900 --> 00:17:12,900 با بدن هم سطح نیست 303 00:17:12,900 --> 00:17:19,089 از عبدالله بن سرگیس رضی الله عنه گفت 304 00:17:19,089 --> 00:17:23,089 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم 305 00:17:23,089 --> 00:17:25,089 از اصحاب اوست 306 00:17:25,089 --> 00:17:28,089 از پشت سرش اینجوری چرخوندمش 307 00:17:28,089 --> 00:17:30,089 بنابراین او می دانست که من چه می خواهم 308 00:17:30,089 --> 00:17:33,089 عبا را از پشتش انداخت 309 00:17:33,089 --> 00:17:38,089 جای انگشتر را روی شانه هایش دیدم مثل جمع 310 00:17:38,089 --> 00:17:42,089 دور او دو اسب بودند که انگار زگیل بودند 311 00:17:42,089 --> 00:17:44,089 پس برگشتم و او را ملاقات کردم 312 00:17:44,089 --> 00:17:49,089 گفتم: خدا تو را ببخشد یا رسول الله. 313 00:17:49,089 --> 00:17:51,180 گفت: و به تو. 314 00:17:51,180 --> 00:17:53,180 و مردم گفتند 315 00:17:53,180 --> 00:17:57,180 از رسول خدا صلی الله علیه و آله طلب آمرزش می کنم 316 00:17:57,180 --> 00:18:00,180 گفت بله و به شما 317 00:18:00,180 --> 00:18:03,180 سپس این آیه را تلاوت کرد 318 00:18:03,180 --> 00:18:08,180 و برای گناه خود و برای مردان و زنان با ایمان آمرزش بخواه 319 00:18:08,180 --> 00:18:12,230 در این حدیث 320 00:18:12,230 --> 00:18:16,230 صحابی بزرگ عبدالله بن سرجس رضی الله عنه ماجرا را بیان می کند 321 00:18:16,230 --> 00:18:20,230 نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 322 00:18:20,230 --> 00:18:22,230 با دوستانش نشسته است 323 00:18:22,230 --> 00:18:27,230 برگشت تا از پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 324 00:18:27,230 --> 00:18:33,230 قصد او این بود که حلقه ای را که در مورد آن شنیده بود، ببیند 325 00:18:33,230 --> 00:18:37,259 پیامبر صلی الله علیه و آله می دانست چه می خواهد 326 00:18:37,259 --> 00:18:40,259 عبا را از پشتش انداخت 327 00:18:40,259 --> 00:18:45,259 عبا قسمتی است که روی بالاتنه قرار می گیرد 328 00:18:45,259 --> 00:18:48,259 از پشت به راحتی جداش کردم 329 00:18:48,259 --> 00:18:54,259 عبدالله بن سرگیس رضی الله عنه جای انگشتر را بر دوش خود دید 330 00:18:54,259 --> 00:18:56,259 مثل جمع 331 00:18:56,259 --> 00:19:00,259 جمع، جمع دست است که در حالت فشرده باشد 332 00:19:00,259 --> 00:19:03,619 در صحیح مسلم آمده است 333 00:19:03,619 --> 00:19:06,619 پس به خاتم نبوت در میان دوش او نگاه کردم 334 00:19:06,619 --> 00:19:10,619 وقتی شانه چپش را پایین می آورد، همه با هم 335 00:19:10,619 --> 00:19:14,619 بر او دو اسب مانند زگیل هستند 336 00:19:14,619 --> 00:19:19,619 مفصل شانه استخوان نازکی است که روی نوک آن بیرون زده است 337 00:19:19,619 --> 00:19:24,619 این نشان می دهد که خاتم نبوت بین دو دوش بوده است 338 00:19:24,619 --> 00:19:29,680 اما به شانه چپ نزدیکتر است 339 00:19:29,680 --> 00:19:33,680 و گفت: در اطراف آن دو اسب هستند که گویا زگیل هستند. 340 00:19:33,680 --> 00:19:36,680 دو اسب جمع خالی است 341 00:19:36,680 --> 00:19:39,680 این همان چیزی است که خال نامیده می شود 342 00:19:39,680 --> 00:19:43,680 این یک تکه کوچک رنگ سیاه است 343 00:19:43,680 --> 00:19:46,680 زگیل جمع زگیل است 344 00:19:46,680 --> 00:19:49,680 این قسمت کوچک و بیرون زده از بدن است 345 00:19:49,680 --> 00:19:52,680 محکم و منسجم باشید 346 00:19:52,680 --> 00:19:56,839 و گفت پس برگشتم تا او را ملاقات کردم 347 00:19:56,839 --> 00:20:00,839 یعنی بعد از دیدن انگشتر جلویش آمد 348 00:20:00,839 --> 00:20:04,839 گفت: خدا تو را ببخشد یا رسول الله 349 00:20:04,839 --> 00:20:08,839 گفت صلی الله علیه و آله و سلم 350 00:20:08,839 --> 00:20:15,940 پیامبر صلی الله علیه و آله با این دعوت بزرگ برای او دعای مغفرت کرد 351 00:20:15,940 --> 00:20:21,940 مردم گفتند: از رسول خدا صلی الله علیه و آله طلب آمرزش می کنم. 352 00:20:21,940 --> 00:20:24,940 یعنی من برنده این چیز بزرگ شدم 353 00:20:24,940 --> 00:20:29,940 جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای شما طلب آمرزش کرد 354 00:20:29,940 --> 00:20:32,940 گفت بله و به شما 355 00:20:32,940 --> 00:20:37,940 یعنی ایشان رضی الله عنه هم برای شما طلب مغفرت کردند 356 00:20:37,940 --> 00:20:40,940 به قول خداوند متعال استناد کردند 357 00:20:40,940 --> 00:20:45,940 و برای گناه خود و برای مردان و زنان با ایمان آمرزش بخواه 358 00:20:45,940 --> 00:20:49,250 خلاصه ای از این بخش 359 00:20:49,250 --> 00:20:55,250 اثبات خاتم نبوت بین دوش پیامبر صلی الله علیه و آله 360 00:20:55,250 --> 00:20:58,250 و به شانه چپ نزدیکتر است 361 00:20:58,250 --> 00:21:04,250 حلقه یک تکه کوچک گوشت قرمز است 362 00:21:04,250 --> 00:21:08,250 اگر در وصفش کوچک باشد، مانند تخم کبوتر است 363 00:21:08,250 --> 00:21:14,250 اگر آن را با جزئیات توصیف کنید، مانند یک مشت است 364 00:21:14,250 --> 00:21:19,250 در اطراف او خال های سیاه و خوشه های مو وجود دارد 365 00:21:19,250 --> 00:21:23,170 بهره مند شوند 366 00:21:23,170 --> 00:21:27,200 سوال الحافظ برهان الدین حلبی رحمه الله 367 00:21:27,200 --> 00:21:32,200 آیا خاتم نبوت از ویژگی های پیامبر صلی الله علیه و آله است؟ 368 00:21:32,200 --> 00:21:37,200 یا اینکه هر پیامبری به مهر نبوت مُهر شده است 369 00:21:37,200 --> 00:21:41,200 پاسخ داد: چیزی از آن به یاد ندارم 370 00:21:41,200 --> 00:21:47,200 اما آنچه به نظر می رسد این است که چندین معانی به او داده شده است 371 00:21:47,200 --> 00:21:52,200 از جمله این است که دلالت بر خاتم النبیین است 372 00:21:52,200 --> 00:21:54,200 و هیچ کس دیگری نیست 373 00:21:54,200 --> 00:22:00,200 زیرا باب نبوت با او مُهر شده و پس از او هرگز گشوده نخواهد شد 374 00:22:00,200 --> 00:22:05,089 بقیه صحبت ها انشاالله 375 00:22:05,089 --> 00:22:07,089 و خدا داناتر است 376 00:22:07,089 --> 00:22:10,089 صلوات و درود خدا بر پیامبر ما محمد 377 00:22:10,089 --> 00:22:14,089 و بر همه خانواده و یارانش