بسم الله الرحمن الرحیم با قلم های چوف و جوهر عشق ما ثروتی گرانبهاتر از طلا خلق می کنیم در وصف استاد خلقت خدا رحمتش کند و درود فرستد شمایل محمدیه باب آنچه در مورد خاتم نبوت ذکر شد مهر نبوت از نشانه هایی است که بر بدن شریف ایشان رضی الله عنه بود شواهد نبوت او این علامت نزد اهل کتاب شناخته شده بود در کتابهایشان ذکر شده است عده ای از آن طریق با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آشنا شدند سلمان فارسی رضی الله عنه وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاقات کرد اولین آشنایی با شهر پس به او ایمان داشته باشید حافظ بن رجب رحمه الله گفت خاتم نبوت از نشانه های نبوت اوست که اهل کتاب او را به آن می شناختند و از آن می پرسند و می خواهند روی آن بایستند از صائب بن یزید رضی الله عنه می فرماید عمه ام مرا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برد و او گفت ای رسول خدا پسر خواهرم درد داره پس رضی الله عنه سرم را پاک کرد او برای من دعا کرد و وضو بگیر پس از وضوى او نوشيدم پشت سرش بلند شدم به حلقه بین شانه هایش نگاه کرد بنابراین مانند یک دکمه هاپسکاچ است در این حدیث الصائب رضی الله عنه ذکر می کند یک روز اتفاق افتاد در پایش احساس درد کرد پس عمه او را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد سرش را نوازش کرد و او را نوازش کرد برای برکتش دعا کرد سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وضو گرفت آل صائب برخاست و به سمت آب وضو رفت پس از آن نوشید سپس پشت سرش ایستاد، رضی الله عنه حلقه را بین شانه هایش دید مثل یک دکمه هاپسکاچ مراد از کلمه «حجله» یک «حجّال» است. خانه ای است مانند گنبد دکمه های بالای آن ناهموار است و گفته شد هاپسکاچ پرنده ای شناخته شده است و تخمش در این حدیث فوایدی وجود دارد مشروعیت بردن مریض نزد کسی که او را رقیه می کند یا برایش دعا می کند. مشروعیت مسح سر بیمار و دعا برای او و شفقت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای یارانش برای برکت آنها دعا کرد و برکت دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای آل صائب رضی الله عنه. از الجید بن عبدالرحمن روایت شده که گفت: الصائب بن یزید را دیدم که نود و چهار سال داشت پوست روشن و او گفت آنچه را که از شنیدن و بینایی خود لذت برده ام آموخته ام مگر به دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از جابر بن سمره رضی الله عنه می فرماید: غده سرخی بین دو شانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دیدم مثل تخم کبوتر در این حدیث از جابر رضی الله عنه یاد شده است انگشتری را بین دو شانه رسول خدا صلی الله علیه و آله دید و گفت غده قرمز غده یک تکه گوشت برآمده است مقصود این است که شبیه آن است قرمز است، یعنی به رنگ قرمز متمایل است در روایتی در صحیح مسلم آمده است که شبیه بدن اوست یعنی رنگ انگشتر شبیه رنگ بقیه بدنش رضی الله عنه. رنگ پوستش عوض نشد و گفتار او مانند تخم کبوتر است یعنی از نظر اندازه گرد عاصم بن عمر بن قتاده از مادربزرگش رومیثه که خدا از او راضی باشد گفت از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم اگر می خواستم حلقه بین شانه های او را از طرف یکی از نزدیکانش ببوسم، این کار را می کردم روزی که از دنیا رفت به سعد بن معاذ گفت عرش رحمان برایش لرزید در این حدیث عاصم بن عمر بن قتاده روایت می کند او یکی از پیروان معروف من است به اعتبار ننه بزرگش صحابی رومیثه بنت عمر بن حش از انصاریه او گفت که به پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک است به طوری که اگر می خواست حلقه بین شانه های او را ببوسد، این کار را می کرد به خاطر نزدیکی او به او من به این جمله ناپسند اشاره کردم برای رسیدن به شنیدن از او چون مطلب نقل شده عالی است این بیانگر سادگی و خاص بودن آن با رسول خدا صلی الله علیه و آله است. و عاقبت تواضع و حسن روابطش با ملتش مهربان بود نه از پیر و هم فقیر او گفت از او شنیدم که گفت روزی که سعد بن معاذ رضی الله عنه فوت کرد عرش رحمان برایش لرزید و سعد بن معاذ رضی الله عنه او سرور انصار است او در مدینه به دست مصعب بن عمیر رضی الله عنه اسلام آورد ابن عبد الاشل با مسلمان شدنش به اسلام گروید خانه آنها اولین خانه انصار بود که به اسلام گرویدند او در میان مردم خود مورد احترام و احترام بود شهد بدری در احد نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تأیید شد سنگ انداختن در روز خندق در مچ پاش خون قطع نشد تا اینکه یک ماه بعد مرد این در ذی القعده سال پنجم اتفاق افتاد او سی و هفت ساله است او با بقایای جنازه به خاک سپرده شد هفتاد هزار پادشاه در تشییع جنازه او شرکت کردند و گفت: عرش خدای رحمان برای او لرزید. یعنی از فرا رسیدن روح سعد از خوشحالی متاثر شد ابن رجب گفت حدیث تکان عرش از سعد بن معاذ آمده است حدود ده نفر یا بیشتر از همراهان در دو کتاب صحیح ثابت شده است انکار آن فایده ای ندارد عرش بزرگترین آفریده خداوند متعال است بزرگترین و جادارترین خداوند متعال در قرآن او را بزرگ و سخاوتمند و جلیل معرفی کرده است او سقف، بلندترین و بلندترین مخلوقات است به همین دلیل در حدیث آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند اگر از خدا می خواهید بهشت را از او بخواهید وسط بهشت و بالاترین بهشت است بر فراز او عرش الرحمن است از آن نهرهای بهشت جاری است عن البا بن احمر از ابوزید عمر بن اخطب انصاری رضی الله عنه می فرماید. رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود ای ابوزید به من نزدیک شو و پشتم را مسح کن پس پشتش را پاک کردم و انگشتانم روی حلقه افتاد گفتم حلقه چیست؟ گفت موهای ترکیب شده در این حدیث ممکن است پیامبر صلی الله علیه و آله باشد او فهمید که ابوزید می خواهد بداند چگونه انگشتر درست کند از او خواست که پشتش را پاک کند تا بداند در درون خودش چه می گذرد نوازش و مراقبت از او پس ابوزید رضی الله عنه پشت او را مسح کرد انگشتانش روی انگشتر افتاد پس پیرو از او درباره انگشتر پرسید که چیست؟ شعر اجتماعی شاید ابوزید رضی الله عنه بگو دستش به چی رسید موهایی که روی حلقه بود حدیث فوایدی دارد تواضع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علاقه اش به دوستانش مسح پشت دیگران جایز است و دلیل بر خاتم نبوت و دارای موهایی است که روی هم جمع شده اند و فضیلت ابوزید الانصاری رضی الله عنه جایی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را منحصر کرد با این نعمت پشت شریفش را مالید و در مسند احمد که ابوزید رضی الله عنه گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود از من نزدیکتر او گفت دستش را روی سر و ریشش کشید او گفت سپس گفت خدایا یه جمله و زیبایی خود را ماندگار کرد او گفت او چند صد ساله بود و در سر و ریشش سفید است به جز طرد کوچکی صورت صافی داشت صورتش تا زمان مرگ منقبض نشد یعنی چین و چروک نداشت که افراد مسن را تحت تاثیر قرار می دهد اما چهره او تا زمان مرگ زیبا ماند به برکت دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عن بریده رضی الله عنه گفت سلمان فارسی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد هنگامی که با سفره ای که روی آن خرما بود به مدینه آمد پس آن را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرد و او گفت سلام سلمان این چیه؟ و او گفت خیریه برای شما و دوستانتان و او گفت بالا ببرید که ما صدقه نمی خوریم او گفت بنابراین او آن را مطرح کرد او روز بعد با چیزی مشابه آمد پس آن را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرد و او گفت این چیه سلمان؟ و او گفت هدیه ای برای شما رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود ساده کنید سپس به انگشتر پشت رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاه کرد. پس به او ایمان داشته باشید برای یهودیان بود پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به فلان درهم خرید. برای کاشت درختان خرما سلمان روی آن کار می کند تا سیر شود او گفت پس رسول خدا صلی الله علیه و آله نخل کاشت جز یک درخت خرما که عمر کاشته بود بنابراین او در طول سال خود درختان نخل داشت و نخل طاقت نیاورد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند این چه مشکلی دارد؟ عمر گفت ای رسول خدا کاشتمش او گفت پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را حذف کرد کاشت و در عرض یک سال حامله شد از اخبار سلمان الفارسی رضی الله عنه بود خبر نزدیک شدن بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله را شنید نشانه هایی از نبوت خود را شنید از جمله اینکه هدیه را می پذیرد صدقه نمی خورد و بین شانه های او حلقه است مشتاق دیدار او بود او مکان خود را بررسی می کند گفتنش سلمان فارسی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد هنگامی که با سفره ای که روی آن خرما بود به مدینه آمد پس آن را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرد و او گفت سلام سلمان این چیه؟ سوال این نیست که با چه نوع غذایی آمده است سوال در مورد موضوع دیگری بود که سلمان فهمید و او گفت خیریه برای شما و دوستانتان گفت: بلندش کن. ما صدقه نمی خوریم در برخی از روایات روایات آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به یارانش دستور داد غذا بخورند و آن را نگه دارید این اولین نشانه است او بر سلمان رضی الله عنه ظاهر شد او که درود خدا بر او باد صدقه نمی خورد و او گفت او روز بعد با چیزی مشابه آمد پس آن را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرد و او گفت این چیه سلمان؟ گفت: هدیه ای برای تو رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود ساده کنید یعنی دست هایت را دراز کن پس از آن خوردند و او رضی الله عنه با آنها غذا خورد این دومین نشانه ای است که بر سلمان رضی الله عنه ظاهر شد او هدیه را می پذیرد و او گفت سپس به انگشتر پشت رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاه کرد. پس به او ایمان داشته باشید این دلیل از حدیث است وقتی انگشتر پشت پیامبر صلی الله علیه و آله را دید بدون سستی و تأخیر به او ایمان بیاورید پس از آن که دید نشانه هایی که در شخص خود رضی الله عنه داشت یکی است. و آنچه او گفت برای یهودیان بود پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به فلان درهم خرید. برای کاشت درختان خرما سلمان روی آن کار می کند تا سیر شود یعنی سلمان رضی الله عنه عبد یهود بود پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از یهودیان خواست که نامه ای به مقدار نقره برای او بنویسند. و برای آنها درخت خرما بکارم پیامبر صلی الله علیه و آله به یارانش دستور داد تا او را یاری کنند پیامبر صلی الله علیه و آله با دست خود این نهال ها را می کاشت به دلیل نگرانی برای رهایی سلمان رضی الله عنه سلمان روی آن کار می کرد تا اینکه میوه داد و مقداری از میوه های آن قابل خوردن بود و گفت: سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نخل کاشت. به جز یک نخل که به دستور کاشته شد او یک سال نخل داشت، اما نخل چنین نکرد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: این چه خبر است؟ گفت: یا رسول الله من آن را کاشتم گفت پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را برداشت و کاشت او در طول یک سال باردار شد شاید عاقلانه باشد که معجزه را با غذا دادن به همه درختان خرما نشان دهیم مگر آنچه را که با دست خود نساخته، رضی الله عنه معجزه دیگر این بود که دوباره آن نخل را کاشت و در طول یک سال به او غذا بدهید از ابونضره العوقی می‌گوید: از ابوسعید خدری رضی الله عنه درباره خاتم رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم. یعنی مهر نبوت او گفت که روی کمرش چند علامت بیرون زده است در این حدیث ابوسعید خدری رضی الله عنه می گوید وقتی از او درباره خاتم نبوت پرسیدند او گفت که روی کمرش چند علامت بیرون زده است یک تکه گوشت یک تکه گوشت است یک پرت، یعنی برجسته، مطرح می شود با بدن هم سطح نیست از عبدالله بن سرگیس رضی الله عنه گفت نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم از اصحاب اوست از پشت سرش اینجوری چرخوندمش بنابراین او می دانست که من چه می خواهم عبا را از پشتش انداخت جای انگشتر را روی شانه هایش دیدم مثل جمع دور او دو اسب بودند که انگار زگیل بودند پس برگشتم و او را ملاقات کردم گفتم: خدا تو را ببخشد یا رسول الله. گفت: و به تو. و مردم گفتند از رسول خدا صلی الله علیه و آله طلب آمرزش می کنم گفت بله و به شما سپس این آیه را تلاوت کرد و برای گناه خود و برای مردان و زنان با ایمان آمرزش بخواه در این حدیث صحابی بزرگ عبدالله بن سرجس رضی الله عنه ماجرا را بیان می کند نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد با دوستانش نشسته است برگشت تا از پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله آمد قصد او این بود که حلقه ای را که در مورد آن شنیده بود، ببیند پیامبر صلی الله علیه و آله می دانست چه می خواهد عبا را از پشتش انداخت عبا قسمتی است که روی بالاتنه قرار می گیرد به راحتی از پشت جداش کردم عبدالله بن سرگیس رضی الله عنه جای انگشتر را بر دوش خود دید مثل جمع جمع، جمع دست است که در حالت فشرده باشد در صحیح مسلم آمده است پس به خاتم نبوت در میان دوش او نگاه کردم وقتی شانه چپش را پایین می آورد، همه با هم بر او دو اسب مانند زگیل هستند مفصل شانه استخوان نازکی است که روی نوک آن بیرون زده است این نشان می دهد که خاتم نبوت بین دو دوش بوده است اما به شانه چپ نزدیکتر است و گفت: در اطراف آن دو اسب هستند که گویا زگیل هستند. دو اسب جمع خالی است این همان چیزی است که خال نامیده می شود این یک تکه کوچک رنگ سیاه است زگیل جمع زگیل است این قسمت کوچک و بیرون زده از بدن است محکم و منسجم باشید و گفت پس برگشتم تا او را ملاقات کردم یعنی بعد از دیدن انگشتر جلویش آمد گفت: خدا تو را ببخشد یا رسول الله گفت صلی الله علیه و آله و سلم پیامبر صلی الله علیه و آله با این دعوت بزرگ برای او دعای مغفرت کرد مردم گفتند: از رسول خدا صلی الله علیه و آله طلب آمرزش می کنم. یعنی من برنده این چیز بزرگ شدم جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای شما طلب آمرزش کرد گفت بله و به شما یعنی ایشان رضی الله عنه هم برای شما طلب مغفرت کردند به قول خداوند متعال استناد کردند و برای گناه خود و برای مردان و زنان با ایمان آمرزش بخواه خلاصه ای از این بخش اثبات خاتم نبوت بین دوش پیامبر صلی الله علیه و آله و به شانه چپ نزدیکتر است حلقه یک تکه کوچک گوشت قرمز است اگر در وصفش کوچک باشد، مانند تخم کبوتر است اگر آن را با جزئیات توصیف کنید، مانند یک مشت است در اطراف او خال های سیاه و خوشه های مو وجود دارد بهره مند شوند سوال الحافظ برهان الدین حلبی رحمه الله آیا خاتم نبوت از ویژگی های پیامبر صلی الله علیه و آله است؟ یا اینکه هر پیامبری به مهر نبوت مُهر شده است پاسخ داد: چیزی از آن به یاد ندارم اما آنچه به نظر می رسد این است که چندین معانی به او داده شده است از جمله این است که دلالت بر خاتم النبیین است و هیچ کس دیگری نیست زیرا باب نبوت با او مُهر شده و پس از او هرگز گشوده نخواهد شد بقیه صحبت ها انشاالله و خدا داناتر است صلوات و درود خدا بر پیامبر ما محمد و بر همه خانواده و یارانش