WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.139
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:07.139 --> 00:00:09.199
با قلم های چوف

00:00:09.199 --> 00:00:11.740
و جوهر عشق

00:00:11.740 --> 00:00:15.869
ما ثروتی گرانبهاتر از طلا خلق می کنیم

00:00:15.869 --> 00:00:17.870
در وصف استاد خلقت

00:00:17.870 --> 00:00:20.870
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:00:20.870 --> 00:00:30.820
شمایل محمدیه

00:00:30.820 --> 00:00:33.820
باب آنچه در مورد خاتم نبوت ذکر شد

00:00:33.820 --> 00:00:37.619
مهر نبوت

00:00:37.619 --> 00:00:42.619
از نشانه هایی است که بر بدن شریف ایشان رضی الله عنه بود

00:00:42.619 --> 00:00:45.619
شواهد نبوت او

00:00:45.619 --> 00:00:49.679
این علامت نزد اهل کتاب شناخته شده بود

00:00:49.679 --> 00:00:52.679
در کتابهایشان ذکر شده است

00:00:52.679 --> 00:00:56.679
عده ای از آن طریق با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آشنا شدند

00:00:56.679 --> 00:00:59.679
سلمان فارسی رضی الله عنه

00:00:59.679 --> 00:01:03.679
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاقات کرد

00:01:03.679 --> 00:01:05.680
اولین آشنایی با شهر

00:01:05.680 --> 00:01:07.680
پس به او ایمان داشته باشید

00:01:07.680 --> 00:01:10.900
حافظ بن رجب رحمه الله گفت

00:01:10.900 --> 00:01:13.900
خاتم نبوت از نشانه های نبوت اوست

00:01:13.900 --> 00:01:17.900
که اهل کتاب او را به آن می شناختند

00:01:17.900 --> 00:01:19.900
و از آن می پرسند

00:01:19.900 --> 00:01:22.900
و می خواهند روی آن بایستند

00:01:22.900 --> 00:01:28.060
از صائب بن یزید رضی الله عنه می فرماید:

00:01:28.060 --> 00:01:33.060
عمه ام مرا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برد

00:01:33.060 --> 00:01:35.060
و او گفت

00:01:35.060 --> 00:01:37.060
ای رسول خدا

00:01:37.060 --> 00:01:39.060
پسر خواهرم درد داره

00:01:39.060 --> 00:01:43.120
پس رضی الله عنه سرم را پاک کرد

00:01:43.120 --> 00:01:45.120
او برای من دعا کرد

00:01:45.120 --> 00:01:47.120
و وضو بگیر

00:01:47.120 --> 00:01:49.219
پس از وضوى او نوشيدم

00:01:49.219 --> 00:01:51.219
پشت سرش بلند شدم

00:01:51.219 --> 00:01:54.219
به حلقه بین شانه هایش نگاه کرد

00:01:54.219 --> 00:01:57.219
بنابراین مانند یک دکمه هاپسکاچ است

00:01:57.219 --> 00:02:00.849
در این حدیث

00:02:00.849 --> 00:02:03.849
الصائب رضی الله عنه ذکر می کند

00:02:03.849 --> 00:02:05.849
یک روز اتفاق افتاد

00:02:05.849 --> 00:02:08.849
در پایش احساس درد کرد

00:02:08.849 --> 00:02:13.849
پس عمه او را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد

00:02:13.849 --> 00:02:16.849
سرش را نوازش کرد و او را نوازش کرد

00:02:16.849 --> 00:02:18.849
برای برکتش دعا کرد

00:02:18.849 --> 00:02:22.939
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وضو گرفت

00:02:22.939 --> 00:02:25.939
آل صائب برخاست و به سمت آب وضو رفت

00:02:25.939 --> 00:02:27.939
پس از آن نوشید

00:02:27.939 --> 00:02:30.939
سپس پشت سرش ایستاد، رضی الله عنه

00:02:30.939 --> 00:02:33.939
حلقه را بین شانه هایش دید

00:02:33.939 --> 00:02:35.939
مثل یک دکمه هاپسکاچ

00:02:35.939 --> 00:02:39.939
مراد از کلمه «حجله» یک «حجّال» است.

00:02:39.939 --> 00:02:41.939
خانه ای است مانند گنبد

00:02:41.939 --> 00:02:44.939
دکمه های بالای آن ناهموار است

00:02:44.939 --> 00:02:45.939
و گفته شد

00:02:45.939 --> 00:02:48.939
هاپسکاچ پرنده ای شناخته شده است

00:02:48.939 --> 00:02:52.009
و تخمش

00:02:52.009 --> 00:02:55.009
در این حدیث فوایدی وجود دارد

00:02:55.009 --> 00:03:00.069
مشروعیت بردن مریض نزد کسی که او را رقیه می کند یا برایش دعا می کند.

00:03:00.069 --> 00:03:04.069
مشروعیت مسح سر بیمار و دعا برای او

00:03:04.069 --> 00:03:08.069
و شفقت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای یارانش

00:03:08.069 --> 00:03:11.069
برای برکت آنها دعا کرد

00:03:11.069 --> 00:03:17.139
و برکت دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای آل صائب رضی الله عنه.

00:03:17.139 --> 00:03:22.139
از الجید بن عبدالرحمن روایت شده که گفت:

00:03:22.139 --> 00:03:27.139
الصائب بن یزید را دیدم که نود و چهار سال داشت

00:03:27.139 --> 00:03:29.139
پوست روشن

00:03:29.139 --> 00:03:30.139
و او گفت

00:03:30.139 --> 00:03:34.139
آنچه را که از شنیدن و بینایی خود لذت برده ام آموخته ام

00:03:34.139 --> 00:03:40.860
مگر به دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:03:40.860 --> 00:03:44.860
از جابر بن سمره رضی الله عنه می فرماید:

00:03:44.860 --> 00:03:51.860
غده سرخی بین دو شانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دیدم

00:03:51.860 --> 00:03:56.659
مثل تخم کبوتر

00:03:56.659 --> 00:04:00.659
در این حدیث از جابر رضی الله عنه یاد شده است

00:04:00.659 --> 00:04:05.659
انگشتری را بین دو شانه رسول خدا صلی الله علیه و آله دید

00:04:05.659 --> 00:04:08.689
و گفت غده قرمز

00:04:08.689 --> 00:04:12.689
غده یک تکه گوشت برآمده است

00:04:12.689 --> 00:04:15.689
مقصود این است که شبیه آن است

00:04:15.689 --> 00:04:20.720
قرمز است، یعنی به رنگ قرمز متمایل است

00:04:20.720 --> 00:04:25.720
در روایتی در صحیح مسلم آمده است که شبیه بدن اوست

00:04:25.720 --> 00:04:31.720
یعنی رنگ انگشتر شبیه رنگ بقیه بدنش رضی الله عنه.

00:04:31.720 --> 00:04:34.750
رنگ پوستش عوض نشد

00:04:34.750 --> 00:04:37.750
و گفتار او مانند تخم کبوتر است

00:04:37.750 --> 00:04:40.750
یعنی از نظر اندازه گرد

00:04:40.750 --> 00:04:45.540
عاصم بن عمر بن قتاده

00:04:45.540 --> 00:04:49.540
از مادربزرگش رومیثه که خدا از او راضی باشد گفت

00:04:49.540 --> 00:04:53.540
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم

00:04:53.540 --> 00:05:00.540
اگر می خواستم حلقه بین شانه های او را از طرف یکی از نزدیکانش ببوسم، این کار را می کردم

00:05:00.540 --> 00:05:03.540
روزی که از دنیا رفت به سعد بن معاذ گفت

00:05:03.540 --> 00:05:07.540
عرش رحمان برایش لرزید

00:05:07.540 --> 00:05:13.730
در این حدیث عاصم بن عمر بن قتاده روایت می کند

00:05:13.730 --> 00:05:15.730
او یکی از پیروان معروف من است

00:05:15.730 --> 00:05:18.730
به اعتبار ننه بزرگش صحابی

00:05:18.730 --> 00:05:21.730
رومیثه بنت عمر بن حش از انصاریه

00:05:21.730 --> 00:05:27.730
او گفت که به پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک است

00:05:27.730 --> 00:05:33.730
به طوری که اگر می خواست حلقه بین شانه های او را ببوسد، این کار را می کرد

00:05:33.730 --> 00:05:36.730
به خاطر نزدیکی او به او

00:05:36.730 --> 00:05:39.730
من به این جمله ناپسند اشاره کردم

00:05:39.730 --> 00:05:42.730
برای رسیدن به شنیدن از او

00:05:42.730 --> 00:05:44.730
چون مطلب نقل شده عالی است

00:05:45.730 --> 00:05:52.730
این بیانگر سادگی و خاص بودن آن با رسول خدا صلی الله علیه و آله است.

00:05:52.730 --> 00:05:56.730
و عاقبت تواضع و حسن روابطش

00:05:56.730 --> 00:05:59.730
با ملتش مهربان بود

00:05:59.730 --> 00:06:02.730
نه از پیر و هم فقیر

00:06:02.730 --> 00:06:03.730
او گفت

00:06:03.730 --> 00:06:08.730
از او شنیدم که گفت روزی که سعد بن معاذ رضی الله عنه فوت کرد

00:06:08.730 --> 00:06:11.730
عرش رحمان برایش لرزید

00:06:11.730 --> 00:06:14.819
و سعد بن معاذ رضی الله عنه

00:06:14.819 --> 00:06:16.819
او سرور انصار است

00:06:16.819 --> 00:06:21.819
او در مدینه به دست مصعب بن عمیر رضی الله عنه اسلام آورد

00:06:21.819 --> 00:06:24.819
ابن عبد الاشل با مسلمان شدنش به اسلام گروید

00:06:24.819 --> 00:06:28.819
خانه آنها اولین خانه انصار بود که به اسلام گرویدند

00:06:28.819 --> 00:06:32.819
او در میان مردم خود مورد احترام و احترام بود

00:06:32.819 --> 00:06:33.819
شهد بدری

00:06:33.819 --> 00:06:38.819
در احد نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تأیید شد

00:06:38.819 --> 00:06:41.819
سنگ انداختن در روز خندق در مچ پاش

00:06:41.819 --> 00:06:45.819
خون قطع نشد تا اینکه یک ماه بعد مرد

00:06:45.819 --> 00:06:48.819
این در ذی القعده سال پنجم اتفاق افتاد

00:06:48.819 --> 00:06:51.819
او سی و هفت ساله است

00:06:51.819 --> 00:06:53.819
او با بقایای جنازه به خاک سپرده شد

00:06:53.819 --> 00:06:58.019
هفتاد هزار پادشاه در تشییع جنازه او شرکت کردند

00:06:58.019 --> 00:07:01.019
و گفت: عرش خدای رحمان برای او لرزید.

00:07:01.019 --> 00:07:05.019
یعنی از فرا رسیدن روح سعد از خوشحالی متاثر شد

00:07:05.019 --> 00:07:06.019
ابن رجب گفت

00:07:06.019 --> 00:07:10.019
حدیث تکان عرش از سعد بن معاذ آمده است

00:07:10.019 --> 00:07:14.019
حدود ده نفر یا بیشتر از همراهان

00:07:14.019 --> 00:07:16.019
در دو کتاب صحیح ثابت شده است

00:07:16.019 --> 00:07:18.019
انکار آن فایده ای ندارد

00:07:18.019 --> 00:07:22.079
عرش بزرگترین آفریده خداوند متعال است

00:07:22.079 --> 00:07:25.079
بزرگترین و جادارترین

00:07:25.079 --> 00:07:31.079
خداوند متعال در قرآن او را بزرگ و سخاوتمند و جلیل معرفی کرده است

00:07:31.079 --> 00:07:35.079
او سقف، بلندترین و بلندترین مخلوقات است

00:07:35.079 --> 00:07:41.079
به همین دلیل در حدیث آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:07:41.079 --> 00:07:45.079
اگر از خدا می خواهید بهشت را از او بخواهید

00:07:45.079 --> 00:07:49.079
وسط بهشت و بالاترین بهشت است

00:07:49.079 --> 00:07:52.079
بر فراز او عرش الرحمن است

00:07:52.079 --> 00:07:56.079
از آن نهرهای بهشت جاری است

00:07:56.079 --> 00:07:59.259
عن البا بن احمر

00:07:59.259 --> 00:08:04.259
از ابوزید عمر بن اخطب انصاری رضی الله عنه می فرماید.

00:08:04.259 --> 00:08:08.259
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:08:08.259 --> 00:08:13.259
ای ابوزید به من نزدیک شو و پشتم را مسح کن

00:08:13.259 --> 00:08:18.259
پس پشتش را پاک کردم و انگشتانم روی حلقه افتاد

00:08:18.259 --> 00:08:21.259
گفتم حلقه چیست؟

00:08:21.259 --> 00:08:25.259
گفت موهای ترکیب شده

00:08:25.259 --> 00:08:28.480
در این حدیث

00:08:28.480 --> 00:08:31.480
ممکن است پیامبر صلی الله علیه و آله باشد

00:08:32.480 --> 00:08:37.480
او فهمید که ابوزید می خواهد بداند چگونه انگشتر درست کند

00:08:37.480 --> 00:08:40.480
از او خواست که پشتش را پاک کند

00:08:40.480 --> 00:08:43.480
تا بداند در درون خودش چه می گذرد

00:08:43.480 --> 00:08:46.480
نوازش و مراقبت از او

00:08:46.480 --> 00:08:51.480
پس ابوزید رضی الله عنه پشت او را مسح کرد

00:08:51.480 --> 00:08:54.509
انگشتانش روی انگشتر افتاد

00:08:54.509 --> 00:08:58.509
پس پیرو از او درباره انگشتر پرسید که چیست؟

00:08:59.509 --> 00:09:01.610
شعر اجتماعی

00:09:01.610 --> 00:09:04.610
شاید ابوزید رضی الله عنه

00:09:04.610 --> 00:09:07.610
بگو دستش به چی رسید

00:09:07.610 --> 00:09:10.639
موهایی که روی حلقه بود

00:09:10.639 --> 00:09:13.639
حدیث فوایدی دارد

00:09:13.639 --> 00:09:16.639
تواضع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:16.639 --> 00:09:19.639
و علاقه اش به دوستانش

00:09:19.639 --> 00:09:22.639
مسح پشت دیگران جایز است

00:09:22.639 --> 00:09:24.639
و دلیل بر خاتم نبوت

00:09:24.639 --> 00:09:27.639
و دارای موهایی است که روی هم جمع شده اند

00:09:27.639 --> 00:09:31.639
و فضیلت ابوزید الانصاری رضی الله عنه

00:09:31.639 --> 00:09:34.639
جایی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را منحصر کرد

00:09:34.639 --> 00:09:36.639
با این نعمت

00:09:36.639 --> 00:09:38.639
پشت شریفش را مالید

00:09:38.639 --> 00:09:40.639
و در مسند احمد

00:09:40.639 --> 00:09:43.639
که ابوزید رضی الله عنه گفت

00:09:43.639 --> 00:09:47.639
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:09:47.639 --> 00:09:49.639
از من نزدیکتر

00:09:49.639 --> 00:09:50.639
او گفت

00:09:50.639 --> 00:09:54.639
دستش را روی سر و ریشش کشید

00:09:54.639 --> 00:09:55.639
او گفت

00:09:55.639 --> 00:09:56.639
سپس گفت

00:09:56.639 --> 00:09:58.639
خدایا یه جمله

00:09:58.639 --> 00:10:00.639
و زیبایی خود را ماندگار کرد

00:10:00.639 --> 00:10:01.700
او گفت

00:10:01.700 --> 00:10:04.700
او چند صد ساله بود

00:10:04.700 --> 00:10:07.700
و در سر و ریشش سفید است

00:10:07.700 --> 00:10:09.700
به جز یک طرد کوچک

00:10:09.700 --> 00:10:12.740
صورت صافی داشت

00:10:12.740 --> 00:10:15.740
صورتش تا زمان مرگ منقبض نشد

00:10:15.740 --> 00:10:19.740
یعنی چین و چروک نداشت

00:10:19.740 --> 00:10:21.740
که افراد مسن را تحت تاثیر قرار می دهد

00:10:21.740 --> 00:10:25.740
اما چهره او تا زمان مرگ زیبا ماند

00:10:25.740 --> 00:10:30.740
به برکت دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:10:30.740 --> 00:10:35.919
عن بریده رضی الله عنه گفت

00:10:35.919 --> 00:10:40.919
سلمان فارسی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:10:40.919 --> 00:10:44.919
هنگامی که با سفره ای که روی آن خرما بود به مدینه آمد

00:10:44.919 --> 00:10:50.919
پس آن را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرد

00:10:50.919 --> 00:10:51.919
و او گفت

00:10:51.919 --> 00:10:54.919
سلام سلمان این چیه؟

00:10:54.919 --> 00:10:56.919
و او گفت

00:10:56.919 --> 00:10:59.919
خیریه برای شما و دوستانتان

00:10:59.919 --> 00:11:00.919
و او گفت

00:11:00.919 --> 00:11:04.919
بالا ببرید که ما صدقه نمی خوریم

00:11:04.919 --> 00:11:05.919
او گفت

00:11:05.919 --> 00:11:07.919
بنابراین او آن را مطرح کرد

00:11:07.919 --> 00:11:09.919
او روز بعد با چیزی مشابه آمد

00:11:09.919 --> 00:11:14.919
پس آن را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرد

00:11:14.919 --> 00:11:15.919
و او گفت

00:11:15.919 --> 00:11:18.919
این چیه سلمان؟

00:11:18.919 --> 00:11:19.919
و او گفت

00:11:19.919 --> 00:11:21.919
هدیه ای برای شما

00:11:21.919 --> 00:11:25.980
رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود

00:11:25.980 --> 00:11:27.980
ساده کردن

00:11:27.980 --> 00:11:33.049
سپس به انگشتر پشت رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاه کرد.

00:11:33.049 --> 00:11:35.049
پس به او ایمان داشته باشید

00:11:35.049 --> 00:11:37.179
برای یهودیان بود

00:11:37.179 --> 00:11:43.179
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به فلان درهم خرید.

00:11:43.179 --> 00:11:45.179
برای کاشت درختان خرما

00:11:45.179 --> 00:11:49.179
سلمان روی آن کار می کند تا سیر شود

00:11:49.179 --> 00:11:50.179
او گفت

00:11:50.179 --> 00:11:54.179
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله نخل کاشت

00:11:54.179 --> 00:11:58.179
جز یک درخت خرما که عمر کاشت

00:11:58.179 --> 00:12:01.179
بنابراین او در طول سال خود درختان نخل داشت

00:12:01.179 --> 00:12:03.179
و نخل طاقت نیاورد

00:12:03.179 --> 00:12:07.179
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:12:07.179 --> 00:12:09.179
این چه مشکلی دارد؟

00:12:09.179 --> 00:12:10.179
عمر گفت

00:12:10.179 --> 00:12:12.179
ای رسول خدا

00:12:12.179 --> 00:12:14.179
کاشتمش

00:12:14.179 --> 00:12:15.179
او گفت

00:12:15.179 --> 00:12:19.179
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را حذف کرد

00:12:19.179 --> 00:12:23.179
کاشت و در عرض یک سال حامله شد

00:12:23.179 --> 00:12:28.419
از اخبار سلمان الفارسی رضی الله عنه بود

00:12:28.419 --> 00:12:34.419
خبر نزدیک شدن بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله را شنید

00:12:34.419 --> 00:12:37.419
نشانه هایی از نبوت خود را شنید

00:12:37.419 --> 00:12:40.419
از جمله اینکه هدیه را می پذیرد

00:12:40.419 --> 00:12:42.419
صدقه نمی خورد

00:12:42.419 --> 00:12:45.419
و بین شانه های او حلقه است

00:12:45.419 --> 00:12:47.419
مشتاق دیدار او بود

00:12:47.419 --> 00:12:49.419
او مکان خود را بررسی می کند

00:12:49.419 --> 00:12:51.649
گفتنش

00:12:51.649 --> 00:12:55.649
سلمان فارسی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:12:55.649 --> 00:12:59.649
هنگامی که با سفره ای که روی آن خرما بود به مدینه آمد

00:12:59.649 --> 00:13:04.649
پس آن را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرد

00:13:04.649 --> 00:13:06.649
و او گفت

00:13:06.649 --> 00:13:08.649
سلام سلمان این چیه؟

00:13:08.649 --> 00:13:12.649
سوال این نیست که با چه نوع غذایی آمده است

00:13:12.649 --> 00:13:16.649
سوال در مورد موضوع دیگری بود که سلمان فهمید

00:13:16.649 --> 00:13:18.649
و او گفت

00:13:18.649 --> 00:13:21.649
خیریه برای شما و دوستانتان

00:13:21.649 --> 00:13:23.649
گفت: بلندش کن.

00:13:23.649 --> 00:13:26.649
ما صدقه نمی خوریم

00:13:26.649 --> 00:13:28.649
در برخی از روایات روایات آمده است

00:13:28.649 --> 00:13:31.649
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:13:31.649 --> 00:13:33.649
به یارانش دستور داد غذا بخورند

00:13:33.649 --> 00:13:35.649
و آن را نگه دارید

00:13:35.649 --> 00:13:37.649
این اولین نشانه است

00:13:37.649 --> 00:13:40.649
او بر سلمان رضی الله عنه ظاهر شد

00:13:40.649 --> 00:13:42.649
او که درود خدا بر او باد

00:13:42.649 --> 00:13:44.649
صدقه نمی خورد

00:13:44.649 --> 00:13:46.840
و او گفت

00:13:46.840 --> 00:13:48.840
او روز بعد با چیزی مشابه آمد

00:13:48.840 --> 00:13:53.840
پس آن را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله سپرد

00:13:53.840 --> 00:13:54.840
و او گفت

00:13:54.840 --> 00:13:56.840
این چیه سلمان؟

00:13:56.840 --> 00:13:58.840
گفت: هدیه ای برای تو

00:13:58.840 --> 00:14:03.870
رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود

00:14:03.870 --> 00:14:04.870
ساده کردن

00:14:04.870 --> 00:14:06.870
یعنی دست هایت را دراز کن

00:14:06.870 --> 00:14:08.870
پس از آن خوردند

00:14:08.870 --> 00:14:12.870
و او رضی الله عنه با آنها غذا خورد

00:14:12.870 --> 00:14:17.870
این دومین نشانه ای است که بر سلمان رضی الله عنه ظاهر شد

00:14:17.870 --> 00:14:20.870
او هدیه را می پذیرد

00:14:20.870 --> 00:14:21.870
و او گفت

00:14:21.870 --> 00:14:26.870
سپس به انگشتر پشت رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاه کرد.

00:14:26.870 --> 00:14:28.870
پس به او ایمان داشته باشید

00:14:28.870 --> 00:14:31.870
این شواهد از حدیث است

00:14:31.870 --> 00:14:36.870
وقتی انگشتر پشت پیامبر صلی الله علیه و آله را دید

00:14:36.870 --> 00:14:39.870
بدون سستی و تأخیر به او ایمان بیاورید

00:14:39.870 --> 00:14:46.870
پس از آن که دید نشانه هایی که در شخص خود رضی الله عنه داشت یکی است.

00:14:46.870 --> 00:14:50.059
و آنچه او گفت برای یهودیان بود

00:14:50.059 --> 00:14:56.059
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به فلان درهم خرید.

00:14:56.059 --> 00:14:58.059
برای کاشت درختان خرما

00:14:58.059 --> 00:15:02.100
سلمان روی آن کار می کند تا سیر شود

00:15:02.100 --> 00:15:07.100
یعنی سلمان رضی الله عنه عبد یهود بود

00:15:07.100 --> 00:15:14.100
پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از یهودیان خواست که نامه ای به مقدار نقره برای او بنویسند.

00:15:14.100 --> 00:15:16.100
و برای آنها درخت خرما بکارم

00:15:16.100 --> 00:15:21.100
پیامبر صلی الله علیه و آله به یارانش دستور داد تا او را یاری کنند

00:15:21.100 --> 00:15:27.100
پیامبر صلی الله علیه و آله با دست خود این نهال ها را می کاشت

00:15:27.100 --> 00:15:31.100
به دلیل نگرانی برای رهایی سلمان رضی الله عنه

00:15:31.100 --> 00:15:36.100
سلمان روی آن کار می کرد تا اینکه میوه داد و مقداری از میوه های آن قابل خوردن بود

00:15:36.100 --> 00:15:41.289
و گفت: سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نخل کاشت.

00:15:41.289 --> 00:15:45.289
به جز یک نخل که به دستور کاشته شد

00:15:45.289 --> 00:15:50.289
او یک سال نخل داشت، اما نخل چنین نکرد

00:15:50.289 --> 00:15:55.289
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: این چه خبر است؟

00:15:55.289 --> 00:16:00.289
گفت: یا رسول الله من آن را کاشتم

00:16:00.289 --> 00:16:06.289
گفت پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را برداشت و کاشت

00:16:06.289 --> 00:16:09.289
او در طول یک سال باردار شد

00:16:09.289 --> 00:16:15.379
شاید عاقلانه باشد که معجزه را با غذا دادن به همه درختان خرما نشان دهیم

00:16:15.379 --> 00:16:20.379
مگر آنچه را که با دست خود نساخته، رضی الله عنه

00:16:20.379 --> 00:16:25.379
معجزه دیگر این بود که دوباره آن نخل را کاشت

00:16:25.379 --> 00:16:28.379
و در طول یک سال به او غذا بدهید

00:16:28.379 --> 00:16:33.179
از ابونضره العوقی می‌گوید:

00:16:33.179 --> 00:16:41.179
از ابوسعید خدری رضی الله عنه درباره خاتم رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم.

00:16:41.179 --> 00:16:43.179
یعنی مهر نبوت

00:16:43.179 --> 00:16:48.179
او گفت که روی کمرش چند علامت بیرون زده است

00:16:48.179 --> 00:16:54.899
در این حدیث ابوسعید خدری رضی الله عنه می گوید

00:16:54.899 --> 00:16:57.899
وقتی از او درباره خاتم نبوت پرسیدند

00:16:57.899 --> 00:17:02.899
او گفت که روی کمرش چند علامت بیرون زده است

00:17:02.899 --> 00:17:05.900
یک تکه گوشت یک تکه گوشت است

00:17:05.900 --> 00:17:09.900
یک پرت، یعنی برجسته، مطرح می شود

00:17:09.900 --> 00:17:12.900
با بدن هم سطح نیست

00:17:12.900 --> 00:17:19.089
از عبدالله بن سرگیس رضی الله عنه گفت

00:17:19.089 --> 00:17:23.089
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:17:23.089 --> 00:17:25.089
از اصحاب اوست

00:17:25.089 --> 00:17:28.089
از پشت سرش اینجوری چرخوندمش

00:17:28.089 --> 00:17:30.089
بنابراین او می دانست که من چه می خواهم

00:17:30.089 --> 00:17:33.089
عبا را از پشتش انداخت

00:17:33.089 --> 00:17:38.089
جای انگشتر را روی شانه هایش دیدم مثل جمع

00:17:38.089 --> 00:17:42.089
دور او دو اسب بودند که انگار زگیل بودند

00:17:42.089 --> 00:17:44.089
پس برگشتم و او را ملاقات کردم

00:17:44.089 --> 00:17:49.089
گفتم: خدا تو را ببخشد یا رسول الله.

00:17:49.089 --> 00:17:51.180
گفت: و به تو.

00:17:51.180 --> 00:17:53.180
و مردم گفتند

00:17:53.180 --> 00:17:57.180
از رسول خدا صلی الله علیه و آله طلب آمرزش می کنم

00:17:57.180 --> 00:18:00.180
گفت بله و به شما

00:18:00.180 --> 00:18:03.180
سپس این آیه را تلاوت کرد

00:18:03.180 --> 00:18:08.180
و برای گناه خود و برای مردان و زنان با ایمان آمرزش بخواه

00:18:08.180 --> 00:18:12.230
در این حدیث

00:18:12.230 --> 00:18:16.230
صحابی بزرگ عبدالله بن سرجس رضی الله عنه ماجرا را بیان می کند

00:18:16.230 --> 00:18:20.230
نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:18:20.230 --> 00:18:22.230
با دوستانش نشسته است

00:18:22.230 --> 00:18:27.230
برگشت تا از پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:18:27.230 --> 00:18:33.230
قصد او این بود که حلقه ای را که در مورد آن شنیده بود، ببیند

00:18:33.230 --> 00:18:37.259
پیامبر صلی الله علیه و آله می دانست چه می خواهد

00:18:37.259 --> 00:18:40.259
عبا را از پشتش انداخت

00:18:40.259 --> 00:18:45.259
عبا قسمتی است که روی بالاتنه قرار می گیرد

00:18:45.259 --> 00:18:48.259
از پشت به راحتی جداش کردم

00:18:48.259 --> 00:18:54.259
عبدالله بن سرگیس رضی الله عنه جای انگشتر را بر دوش خود دید

00:18:54.259 --> 00:18:56.259
مثل جمع

00:18:56.259 --> 00:19:00.259
جمع، جمع دست است که در حالت فشرده باشد

00:19:00.259 --> 00:19:03.619
در صحیح مسلم آمده است

00:19:03.619 --> 00:19:06.619
پس به خاتم نبوت در میان دوش او نگاه کردم

00:19:06.619 --> 00:19:10.619
وقتی شانه چپش را پایین می آورد، همه با هم

00:19:10.619 --> 00:19:14.619
بر او دو اسب مانند زگیل هستند

00:19:14.619 --> 00:19:19.619
مفصل شانه استخوان نازکی است که روی نوک آن بیرون زده است

00:19:19.619 --> 00:19:24.619
این نشان می دهد که خاتم نبوت بین دو دوش بوده است

00:19:24.619 --> 00:19:29.680
اما به شانه چپ نزدیکتر است

00:19:29.680 --> 00:19:33.680
و گفت: در اطراف آن دو اسب هستند که گویا زگیل هستند.

00:19:33.680 --> 00:19:36.680
دو اسب جمع خالی است

00:19:36.680 --> 00:19:39.680
این همان چیزی است که خال نامیده می شود

00:19:39.680 --> 00:19:43.680
این یک تکه کوچک رنگ سیاه است

00:19:43.680 --> 00:19:46.680
زگیل جمع زگیل است

00:19:46.680 --> 00:19:49.680
این قسمت کوچک و بیرون زده از بدن است

00:19:49.680 --> 00:19:52.680
محکم و منسجم باشید

00:19:52.680 --> 00:19:56.839
و گفت پس برگشتم تا او را ملاقات کردم

00:19:56.839 --> 00:20:00.839
یعنی بعد از دیدن انگشتر جلویش آمد

00:20:00.839 --> 00:20:04.839
گفت: خدا تو را ببخشد یا رسول الله

00:20:04.839 --> 00:20:08.839
گفت صلی الله علیه و آله و سلم

00:20:08.839 --> 00:20:15.940
پیامبر صلی الله علیه و آله با این دعوت بزرگ برای او دعای مغفرت کرد

00:20:15.940 --> 00:20:21.940
مردم گفتند: از رسول خدا صلی الله علیه و آله طلب آمرزش می کنم.

00:20:21.940 --> 00:20:24.940
یعنی من برنده این چیز بزرگ شدم

00:20:24.940 --> 00:20:29.940
جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای شما طلب آمرزش کرد

00:20:29.940 --> 00:20:32.940
گفت بله و به شما

00:20:32.940 --> 00:20:37.940
یعنی ایشان رضی الله عنه هم برای شما طلب مغفرت کردند

00:20:37.940 --> 00:20:40.940
به قول خداوند متعال استناد کردند

00:20:40.940 --> 00:20:45.940
و برای گناه خود و برای مردان و زنان با ایمان آمرزش بخواه

00:20:45.940 --> 00:20:49.250
خلاصه ای از این بخش

00:20:49.250 --> 00:20:55.250
اثبات خاتم نبوت بین دوش پیامبر صلی الله علیه و آله

00:20:55.250 --> 00:20:58.250
و به شانه چپ نزدیکتر است

00:20:58.250 --> 00:21:04.250
حلقه یک تکه کوچک گوشت قرمز است

00:21:04.250 --> 00:21:08.250
اگر در وصفش کوچک باشد، مانند تخم کبوتر است

00:21:08.250 --> 00:21:14.250
اگر آن را با جزئیات توصیف کنید، مانند یک مشت است

00:21:14.250 --> 00:21:19.250
در اطراف او خال های سیاه و خوشه های مو وجود دارد

00:21:19.250 --> 00:21:23.170
بهره مند شوند

00:21:23.170 --> 00:21:27.200
سوال الحافظ برهان الدین حلبی رحمه الله

00:21:27.200 --> 00:21:32.200
آیا خاتم نبوت از ویژگی های پیامبر صلی الله علیه و آله است؟

00:21:32.200 --> 00:21:37.200
یا اینکه هر پیامبری به مهر نبوت مُهر شده است

00:21:37.200 --> 00:21:41.200
پاسخ داد: چیزی از آن به یاد ندارم

00:21:41.200 --> 00:21:47.200
اما آنچه به نظر می رسد این است که چندین معانی به او داده شده است

00:21:47.200 --> 00:21:52.200
از جمله این است که دلالت بر خاتم النبیین است

00:21:52.200 --> 00:21:54.200
و هیچ کس دیگری نیست

00:21:54.200 --> 00:22:00.200
زیرا باب نبوت با او مُهر شده و پس از او هرگز گشوده نخواهد شد

00:22:00.200 --> 00:22:05.089
بقیه صحبت ها انشاالله

00:22:05.089 --> 00:22:07.089
و خدا داناتر است

00:22:07.089 --> 00:22:10.089
صلوات و درود خدا بر پیامبر ما محمد

00:22:10.089 --> 00:22:14.089
و بر همه خانواده و یارانش
