WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
توقف کنید

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.460 --> 00:00:26.339
من از اصحاب انصار و از فرماندهان شب عقبه هستم

00:00:26.339 --> 00:00:29.600
من به خاطر یک زن مسلمان شدم

00:00:29.600 --> 00:00:34.600
او پس از مرگ همسرش از ام سلیم خواستگاری کرد

00:00:34.600 --> 00:00:38.600
گفت کسی مثل تو طرد نمی شود

00:00:38.600 --> 00:00:41.630
اما تو مرد کافری

00:00:41.630 --> 00:00:44.630
اگر اسلام بیاورم تو را به عنوان شوهر می پذیرم

00:00:44.630 --> 00:00:47.630
اسلامت را برای من مهریه کردی

00:00:47.630 --> 00:00:51.630
من مسلمان شدم و سپس با او ازدواج کردم

00:00:51.630 --> 00:00:54.630
مسلمانان می گفتند:

00:00:54.630 --> 00:00:56.630
ما تا به حال در مورد مهریه نشنیده ایم

00:00:56.630 --> 00:00:59.630
سخاوتمندتر از مهریه ام سلیم بود

00:00:59.630 --> 00:01:02.630
اسلام را مهریه خود قرار داد

00:01:02.630 --> 00:01:05.500
و در روز خودم

00:01:05.500 --> 00:01:07.500
پسرمون مریض شد

00:01:07.500 --> 00:01:09.500
بنابراین برای نیازی بیرون رفتم

00:01:09.500 --> 00:01:11.500
و پسر دستگیر شد

00:01:11.500 --> 00:01:13.560
وقتی برگشتم

00:01:13.560 --> 00:01:15.560
گفتم پسر چه کرد

00:01:15.560 --> 00:01:18.560
همسرم ام سلیم گفت

00:01:18.560 --> 00:01:21.560
او ساکت تر از آنچه بود است

00:01:21.560 --> 00:01:23.560
به شام نزدیک شدم

00:01:23.560 --> 00:01:25.560
پس خوردم

00:01:25.560 --> 00:01:27.560
بعد من به آن مبتلا شدم

00:01:27.560 --> 00:01:29.560
وقتی تمام کردم

00:01:29.560 --> 00:01:32.560
گفت: آیا خانواده فلانی را دیده ای؟

00:01:32.560 --> 00:01:35.560
این یک نام مستعار است

00:01:35.560 --> 00:01:37.560
از خانواده فلانی

00:01:37.560 --> 00:01:39.560
وقتی برهنه را خواستند

00:01:39.560 --> 00:01:41.560
از پس دادن آن خودداری کردند

00:01:41.560 --> 00:01:44.560
به آنها گفتم چه خبر است

00:01:44.560 --> 00:01:47.560
گفت: پسر توست.

00:01:47.560 --> 00:01:50.560
از خدای متعال برهنه بود

00:01:50.560 --> 00:01:52.560
هر وقت خواستی ازش لذت ببر

00:01:53.560 --> 00:01:55.560
و اگر می خواست آن را می گرفت

00:01:55.560 --> 00:01:58.689
این مرا بزرگ کرد

00:01:58.689 --> 00:02:00.689
پس وقتی شدم

00:02:00.689 --> 00:02:03.689
نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم

00:02:03.689 --> 00:02:07.689
پس به او گفتم همسرم ام سلیم چه کرده است

00:02:07.689 --> 00:02:10.689
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:02:10.689 --> 00:02:12.689
امشب ازدواج کردی

00:02:12.689 --> 00:02:14.689
گفتم بله

00:02:14.689 --> 00:02:16.689
گفت: شاید خدا.

00:02:16.689 --> 00:02:18.689
خداوند هر دوی شما را برکت دهد

00:02:18.689 --> 00:02:20.689
در شب تو

00:02:20.689 --> 00:02:23.750
خداوند نه فرزند به من عطا کرد

00:02:23.750 --> 00:02:26.750
همه آنها قرآن خوانده اند

00:02:26.750 --> 00:02:30.460
روزی به ام سلیم گفتم

00:02:30.460 --> 00:02:35.460
صدای رسول خدا صلی الله علیه و آله را ضعیف شنیدم

00:02:35.460 --> 00:02:38.460
من گرسنگی را می شناسم

00:02:38.460 --> 00:02:40.460
چیزی داری؟

00:02:40.460 --> 00:02:42.460
او گفت بله

00:02:42.460 --> 00:02:45.460
بنابراین او قرص های جو را بیرون آورد

00:02:45.460 --> 00:02:47.460
و نان درست کردم

00:02:47.460 --> 00:02:51.460
سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتم

00:02:51.460 --> 00:02:55.460
او را در مسجد با مردم پیدا کردم

00:02:55.460 --> 00:02:58.460
پس به او گفتم یا رسول الله

00:02:58.460 --> 00:03:00.460
برات غذا درست کردم

00:03:00.460 --> 00:03:05.460
رسول خدا صلی الله علیه و آله به همراهانش فرمود

00:03:05.460 --> 00:03:06.460
بلند شو

00:03:06.460 --> 00:03:09.460
پس راه افتاد و به دست آنها رفت

00:03:09.460 --> 00:03:12.460
تا اینکه نزد ام سلیم آمدم

00:03:12.460 --> 00:03:13.460
پس بهش گفتم

00:03:13.460 --> 00:03:18.460
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمدند

00:03:18.460 --> 00:03:21.460
ما چیزی نداریم که به آنها غذا بدهیم

00:03:21.460 --> 00:03:22.460
و او گفت

00:03:22.460 --> 00:03:25.460
خدا و رسولش بهتر می دانند

00:03:25.460 --> 00:03:29.490
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شد

00:03:29.490 --> 00:03:31.490
و او گفت

00:03:31.490 --> 00:03:34.490
ام سلیم آنچه داری بیاور

00:03:34.490 --> 00:03:37.490
آن نان را برایش آورد

00:03:37.490 --> 00:03:40.490
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:41.490 --> 00:03:45.490
بعد به من گفت

00:03:45.490 --> 00:03:48.490
اجازه ده تا وارد شوند

00:03:48.490 --> 00:03:50.490
بنابراین به آنها اجازه دادم

00:03:50.490 --> 00:03:54.490
خوردند تا سیر شدند و بعد رفتند

00:03:54.490 --> 00:03:55.490
سپس گفت

00:03:55.490 --> 00:03:58.490
ده تا دیگه بذار

00:03:58.490 --> 00:04:00.490
بنابراین به آنها اجازه دادم

00:04:00.490 --> 00:04:03.490
خوردند تا سیر شدند و بعد رفتند

00:04:03.490 --> 00:04:05.490
و غیره

00:04:05.490 --> 00:04:08.490
تا اینکه همه مردم خوردند

00:04:08.490 --> 00:04:12.490
مردم هفتاد هشتاد مرد بودند

00:04:12.490 --> 00:04:17.319
پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:17.319 --> 00:04:21.319
بیست سال روزه گرفتم

00:04:21.319 --> 00:04:26.319
روزه ام را افطار نمی کردم مگر در روز تعطیل یا زمانی که بیمار بودم

00:04:26.319 --> 00:04:29.420
تا اینکه آخرش به من رسید

00:04:29.420 --> 00:04:31.579
من کی هستم؟

00:04:41.529 --> 00:04:46.529
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله

00:04:46.529 --> 00:04:51.910
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها

00:04:51.910 --> 00:04:56.910
وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد

00:04:56.910 --> 00:05:01.910
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:05:01.910 --> 00:05:06.910
یاد آنها در ما بلند است

00:05:06.910 --> 00:05:11.910
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:05:11.910 --> 00:05:16.910
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:05:16.910 --> 00:05:21.910
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:05:21.910 --> 00:05:27.100
و دنیای عناد برایشان زیبا بود
