1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,509 --> 00:00:17,510 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:17,510 --> 00:00:19,510 به شما ارائه شود 4 00:00:19,510 --> 00:00:22,510 تصاویری از زندگی صحابه 5 00:00:22,510 --> 00:00:25,510 نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا 6 00:00:25,510 --> 00:00:30,329 خدا رحمتش کند 7 00:00:30,329 --> 00:00:34,329 سعید بن العاص رضی الله عنه 8 00:00:50,229 --> 00:00:53,229 سعید بن العاص العماوی القرشی 9 00:00:53,229 --> 00:00:56,229 یاران من غرق در شکوه و جلال هستند 10 00:00:56,229 --> 00:00:58,229 یک مرد باستانی 11 00:00:58,229 --> 00:01:00,229 او را خوشحال یافت 12 00:01:00,229 --> 00:01:02,229 او را داتاج می گفتند 13 00:01:02,229 --> 00:01:04,230 چون هوا تاریک بود 14 00:01:04,230 --> 00:01:06,230 هیچ کس از قریش کم نور نیست 15 00:01:06,230 --> 00:01:08,230 با عمامه ای همرنگ عمامه اش 16 00:01:08,230 --> 00:01:10,230 تا زمانی که آن را برمی دارد 17 00:01:10,230 --> 00:01:12,230 برای احترام و احترام به او 18 00:01:12,230 --> 00:01:13,299 به خاطر خودش 19 00:01:13,299 --> 00:01:15,299 پدرش العاص بن سعید است 20 00:01:15,299 --> 00:01:18,299 او از سران قریش بود 21 00:01:18,299 --> 00:01:20,299 و یکی از بزرگترین آنها 22 00:01:20,299 --> 00:01:22,299 با مشرکان جنگید 23 00:01:22,299 --> 00:01:23,299 جنگ بدر 24 00:01:23,299 --> 00:01:25,299 او و برادرش عتبه 25 00:01:25,299 --> 00:01:26,299 پس با هم کشته شدند 26 00:01:26,299 --> 00:01:28,299 مرگ العاص 27 00:01:28,299 --> 00:01:30,299 به دست علی بن ابی طالب 28 00:01:30,299 --> 00:01:31,299 خداوند از او راضی باشد 29 00:01:31,299 --> 00:01:33,489 روزی که کشته شد خوشحال بود 30 00:01:33,489 --> 00:01:35,489 پدر و عمویش در بدر هستند 31 00:01:35,489 --> 00:01:37,489 در دو سالگی 32 00:01:37,489 --> 00:01:39,489 عثمان بن عفان از او حمایت کرد 33 00:01:39,489 --> 00:01:41,489 خداوند از او راضی باشد 34 00:01:41,489 --> 00:01:43,489 اتفاقی که بین او و پسر افتاد 35 00:01:43,489 --> 00:01:45,489 کوچولو یکی از پیوندهای نسب است 36 00:01:45,489 --> 00:01:47,489 پس سعید بن العاص بزرگ شد 37 00:01:47,489 --> 00:01:49,489 در مراقبت از اسب خدمتکار 38 00:01:49,489 --> 00:01:51,489 فرش های نورین 39 00:01:51,489 --> 00:01:53,489 عثمان بن عفان 40 00:01:53,489 --> 00:01:55,489 به چشم همسرش آمد 41 00:01:55,489 --> 00:01:57,489 رقیه و ام کلگروم 42 00:01:57,489 --> 00:01:59,489 دختر سیدالرسول 43 00:01:59,489 --> 00:02:01,489 محمد بن عبدالله 44 00:02:01,489 --> 00:02:03,489 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 45 00:02:03,489 --> 00:02:05,489 چهارم شکوه کاپرا 46 00:02:05,489 --> 00:02:07,489 درباره کابر 47 00:02:07,489 --> 00:02:09,490 و برکات سخاوتمندانه شمایل 48 00:02:09,490 --> 00:02:11,490 و موجودات بزرگ 49 00:02:11,490 --> 00:02:13,490 یکی از شیرین ترین چشمه هایش 50 00:02:13,490 --> 00:02:15,490 و پاکش کرد 51 00:02:15,490 --> 00:02:17,490 و اسلام در میان پربارترین آنها قرار گرفت 52 00:02:17,490 --> 00:02:19,490 آب های آن قوی تر و قوی تر است 53 00:02:19,490 --> 00:02:21,490 بر هر دو گونه قرآن می خواند 54 00:02:21,490 --> 00:02:23,490 کتاب خدا عثمان بن عفان 55 00:02:23,490 --> 00:02:25,490 و تشنگی دریافت کرد 56 00:02:25,490 --> 00:02:27,490 تازه از دهان پیامبر 57 00:02:27,490 --> 00:02:29,490 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 58 00:02:29,490 --> 00:02:31,490 او بیشتر شبیه مردم بود 59 00:02:31,490 --> 00:02:33,490 لحن رسول خدا 60 00:02:33,490 --> 00:02:35,490 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 61 00:02:35,490 --> 00:02:37,490 در مجموع 12 نفر بودند 62 00:02:37,490 --> 00:02:39,490 مردی که نوشت 63 00:02:39,490 --> 00:02:41,490 قرآن در زمان سلطنت عثمان 64 00:02:41,490 --> 00:02:43,490 و مردم به او یاد دادند 65 00:02:43,490 --> 00:02:45,490 بر سعید بن العاص ظاهر شد 66 00:02:45,490 --> 00:02:47,490 نشانه های حاکمیت از آن زمان 67 00:02:47,490 --> 00:02:49,490 یک پسر جوان 68 00:02:49,490 --> 00:02:51,490 روایت شده که زنی نذر کرد 69 00:02:51,490 --> 00:02:53,490 برای دادن سرماخوردگی گرانبها 70 00:02:53,490 --> 00:02:55,490 او بخشنده ترین اعراب را داشت 71 00:02:55,490 --> 00:02:57,490 بده به این پسر 72 00:02:57,490 --> 00:02:59,490 سعید بن العاص را می خواهند 73 00:02:59,490 --> 00:03:01,490 پس لباس نامیده شد 74 00:03:01,490 --> 00:03:03,490 آن وقت لوکس 75 00:03:03,490 --> 00:03:05,490 در سعیدیه به نام او 76 00:03:05,490 --> 00:03:07,550 و این بود 77 00:03:07,550 --> 00:03:09,550 حق دارند 78 00:03:09,550 --> 00:03:11,550 وقتی برای سعید بن العاص نبوت کردند 79 00:03:11,550 --> 00:03:13,550 با آنچه از حاکمیت او پیش بینی می کردند 80 00:03:13,550 --> 00:03:15,550 و کیفیت 81 00:03:15,550 --> 00:03:17,550 سعید بن العاص به عنوان حاکم منصوب شد 82 00:03:17,550 --> 00:03:19,550 برای کشورهای مسلمان 83 00:03:19,550 --> 00:03:21,550 و سپاهیان را رهبری کرد 84 00:03:21,550 --> 00:03:23,550 و فتوحات را برای آنها گشود 85 00:03:23,550 --> 00:03:25,550 خداوند تبرستان و جرجان را بر دستان او باد 86 00:03:25,550 --> 00:03:27,550 و او ماند 87 00:03:27,550 --> 00:03:29,550 والی توسط عثمان 88 00:03:29,550 --> 00:03:31,550 بر شهر رسول 89 00:03:31,550 --> 00:03:33,550 درود خدا بر او باد 90 00:03:33,550 --> 00:03:35,550 تا اینکه خلیفه مظلوم به شهادت رسید 91 00:03:35,550 --> 00:03:37,550 خداوند از او راضی باشد 92 00:03:37,550 --> 00:03:39,550 اما صفتی که غالب شد 93 00:03:39,550 --> 00:03:41,550 علی سعید بن العاص 94 00:03:41,550 --> 00:03:43,550 راحت و با کیفیت است 95 00:03:43,550 --> 00:03:45,550 حتی معاویه بن ابی 96 00:03:45,550 --> 00:03:47,550 سفیان او را کریم لقب داد 97 00:03:47,550 --> 00:03:49,550 قریش 98 00:03:49,550 --> 00:03:51,550 خداوند بر سعید بن العاص صلوات بخشید 99 00:03:51,550 --> 00:03:53,550 بدون شمارش 100 00:03:53,550 --> 00:03:55,550 پس سعید آن را به بندگان خدا عرضه کرد 101 00:03:55,550 --> 00:03:57,550 بدون حساب هم 102 00:03:57,550 --> 00:03:59,740 به او گفتم 103 00:03:59,740 --> 00:04:01,740 این خبر عالی است 104 00:04:01,740 --> 00:04:03,740 بسیاری 105 00:04:03,740 --> 00:04:05,740 داستان های شگفت انگیزی درباره او تعریف کردم 106 00:04:05,740 --> 00:04:07,740 صفحات هیجان انگیز پر شد 107 00:04:07,740 --> 00:04:09,740 تاریخ ستایش و نور است 108 00:04:09,740 --> 00:04:11,740 از آن 109 00:04:11,740 --> 00:04:13,740 سعید بن العاص اصرار می کرد 110 00:04:13,740 --> 00:04:15,740 ارسال پول هر جمعه 111 00:04:15,740 --> 00:04:17,740 و در دستانش می گذارد 112 00:04:17,740 --> 00:04:19,740 نمازگزاران با نیاز 113 00:04:19,740 --> 00:04:21,740 حتی اگر نمازشان را قطع کنند 114 00:04:21,740 --> 00:04:23,740 با خوشحالی برداشت کردند 115 00:04:23,740 --> 00:04:25,740 با آن بدون مشکل 116 00:04:25,740 --> 00:04:27,839 اهل مطالعه بود 117 00:04:27,839 --> 00:04:29,839 او در یک جلسه شرکت می کند 118 00:04:29,839 --> 00:04:31,839 کتاب خدا را از او می گیرد 119 00:04:31,839 --> 00:04:33,839 فقیر شد و فقر او را گرفت 120 00:04:33,839 --> 00:04:35,839 شدید 121 00:04:35,839 --> 00:04:37,839 همسرش به او گفت 122 00:04:37,839 --> 00:04:39,839 شاهزاده ما سعید بن العاص 123 00:04:39,839 --> 00:04:41,839 او را خوب توصیف می کنند 124 00:04:41,839 --> 00:04:43,839 اگر وضعیت خود را برای او ذکر کردید 125 00:04:43,839 --> 00:04:45,839 شاید او به شما اجازه انجام کاری را می دهد 126 00:04:45,839 --> 00:04:47,839 گفت: وای بر تو! 127 00:04:47,839 --> 00:04:49,839 آیا می خواهید پوست صورت را پاک کنید؟ 128 00:04:49,839 --> 00:04:51,839 قسم می خورم که ندارم 129 00:04:51,839 --> 00:04:53,939 هنوز داره قوی تر میشه 130 00:04:53,939 --> 00:04:55,939 او مورد نیاز و فوری است 131 00:04:55,939 --> 00:04:57,939 او همسرش را در طلب دارد 132 00:04:57,939 --> 00:04:59,939 تا اینکه شورای سعید آمد 133 00:04:59,939 --> 00:05:01,939 ابن العاص چنانکه بود 134 00:05:01,939 --> 00:05:03,939 او هر بار می آید 135 00:05:03,939 --> 00:05:05,939 وقتی مردم رفتند 136 00:05:05,939 --> 00:05:07,939 مرد در جای خود نشسته ماند 137 00:05:07,939 --> 00:05:09,939 پس سعید به او نزدیک شد 138 00:05:09,939 --> 00:05:11,939 گفت: فکر کنم نشسته ای. 139 00:05:11,939 --> 00:05:13,939 برای یک نیاز 140 00:05:13,939 --> 00:05:15,939 مرد ساکت ماند 141 00:05:15,939 --> 00:05:17,939 برای پسرانش خوشحال است 142 00:05:17,939 --> 00:05:19,939 آنها رفتند 143 00:05:19,939 --> 00:05:21,939 وقتی رفتند به او گفت 144 00:05:21,939 --> 00:05:23,939 چیزی جز من و تو باقی نمانده است 145 00:05:23,939 --> 00:05:25,939 بنابراین نیاز خود را ذکر کنید 146 00:05:25,939 --> 00:05:27,939 مرد ساکت ماند 147 00:05:27,939 --> 00:05:29,939 پس چراغ را خاموش کرد و به او گفت 148 00:05:29,939 --> 00:05:31,939 خداوند شما را بیامرزد 149 00:05:31,939 --> 00:05:33,939 تو صورت من را نمی بینی 150 00:05:33,939 --> 00:05:35,939 بنابراین نیاز خود را ذکر کنید 151 00:05:35,939 --> 00:05:37,939 گفت: خدا شاهزاده را رحمت کند. 152 00:05:37,939 --> 00:05:39,939 فقر زده بودیم 153 00:05:39,939 --> 00:05:41,939 می خواستم به شما اشاره کنم 154 00:05:41,939 --> 00:05:43,939 پس شرمنده شدم 155 00:05:43,939 --> 00:05:45,939 بر عهده شماست 156 00:05:45,939 --> 00:05:47,939 و اگر مأمور فلق شدی، فلانی 157 00:05:47,939 --> 00:05:49,970 و وقتی صبح شد 158 00:05:49,970 --> 00:05:51,970 مرد یک مامور پیدا کرد 159 00:05:51,970 --> 00:05:53,970 سعید بن العاص 160 00:05:53,970 --> 00:05:55,970 او به او گفت که شاهزاده 161 00:05:55,970 --> 00:05:57,970 من ممکن است چیزی برای شما سفارش دهم 162 00:05:57,970 --> 00:05:59,970 کسی را بیاور که آن را با خود حمل کند 163 00:05:59,970 --> 00:06:01,970 گفت: کسی را ندارم که آن را حمل کند. 164 00:06:01,970 --> 00:06:03,970 بعد رفت به 165 00:06:03,970 --> 00:06:05,970 همسرش او را سرزنش کرد و گفت 166 00:06:05,970 --> 00:06:07,970 او مرا مجبور به انجام آن کرد 167 00:06:07,970 --> 00:06:09,970 صورتم به سعید بن العاص 168 00:06:09,970 --> 00:06:11,970 بنابراین او به من چیزی دستور داد 169 00:06:11,970 --> 00:06:13,970 چرا به کسی نیاز داشت که او را حمل کند؟ 170 00:06:13,970 --> 00:06:15,970 آنچه می بینم فرمان من است 171 00:06:15,970 --> 00:06:17,970 مگر با آرد یا غذا 172 00:06:17,970 --> 00:06:19,970 حتی اگر پول بود 173 00:06:19,970 --> 00:06:21,970 چرا به کسی نیاز داشت که او را حمل کند؟ 174 00:06:21,970 --> 00:06:24,000 و با دستم به من می دادم 175 00:06:24,000 --> 00:06:26,000 زن گفت 176 00:06:26,000 --> 00:06:28,000 هر چه او به شما بدهد، ما می دهیم 177 00:06:28,000 --> 00:06:30,060 به آن ران نیاز دارد 178 00:06:30,060 --> 00:06:32,060 پس مرد نزد مامور بازگشت 179 00:06:32,060 --> 00:06:34,060 عامل گفت 180 00:06:34,060 --> 00:06:36,060 به شاهزاده گفتم که ... 181 00:06:36,060 --> 00:06:38,060 تو کسی رو نداری که حمل کنی 182 00:06:38,060 --> 00:06:40,060 به تو دادم 183 00:06:40,060 --> 00:06:42,060 شما این سه پسر را دارید 184 00:06:42,060 --> 00:06:44,100 تا با خودت حمل کنی 185 00:06:44,100 --> 00:06:46,100 پس مرد جلوتر از آنها رفت 186 00:06:46,100 --> 00:06:48,100 وقتی به خانه رسیدند 187 00:06:48,100 --> 00:06:50,100 اگر بالای هر کدام 188 00:06:50,100 --> 00:06:52,100 از آنها ده هزار درهم 189 00:06:52,100 --> 00:06:54,100 به پسرها گفت 190 00:06:54,100 --> 00:06:56,100 با تو فقیر شدند و رفتند 191 00:06:56,100 --> 00:06:58,100 و گفتند 192 00:06:58,100 --> 00:07:00,100 شاهزاده ما را به شما داده است 193 00:07:00,100 --> 00:07:02,100 زیرا او را با پسری نفرستادند 194 00:07:02,100 --> 00:07:04,100 هدیه به کسی 195 00:07:04,100 --> 00:07:06,100 جز اینکه پسر در یک جمله بود 196 00:07:06,100 --> 00:07:08,189 هدیه 197 00:07:08,189 --> 00:07:10,189 بادیه نشین سعید بن العاص گفت 198 00:07:10,189 --> 00:07:12,189 پس به او پانصد نفر دستور داد 199 00:07:12,189 --> 00:07:14,189 نماینده اش به او گفت 200 00:07:14,189 --> 00:07:16,189 پانصد درهم 201 00:07:16,189 --> 00:07:18,189 ام دینار 202 00:07:18,189 --> 00:07:20,189 گفت: به تو دستور دادم 203 00:07:20,189 --> 00:07:22,189 پانصد درهم 204 00:07:22,189 --> 00:07:24,189 اما در ذهن شماست 205 00:07:24,189 --> 00:07:26,189 دینار است 206 00:07:26,189 --> 00:07:28,189 پس پانصد دینار به او بپرداز 207 00:07:28,189 --> 00:07:30,189 وقتی گرفتش 208 00:07:30,189 --> 00:07:32,189 بادیه نشین نشسته گریه می کرد 209 00:07:32,189 --> 00:07:34,189 سعید به او گفت 210 00:07:34,189 --> 00:07:36,189 چرا گرفتار نشدی؟ 211 00:07:36,189 --> 00:07:38,189 و او گفت 212 00:07:38,189 --> 00:07:40,189 نه، قسم می خورم 213 00:07:40,189 --> 00:07:42,189 اما من روی زمین گریه می کنم 214 00:07:42,189 --> 00:07:44,420 چطور میتونی مثل خودت پنهان بشی؟ 215 00:07:44,420 --> 00:07:46,420 سعید به پسرش عمر می گفت 216 00:07:46,420 --> 00:07:48,420 پسرم 217 00:07:48,420 --> 00:07:50,420 اول لطف کن 218 00:07:50,420 --> 00:07:52,420 بدون مشکل 219 00:07:52,420 --> 00:07:54,420 اما اگر مرد پیش شما بیاید 220 00:07:54,420 --> 00:07:56,420 تقریباً می توانید خون او را روی صورتش ببینید 221 00:07:56,420 --> 00:07:58,420 از زندگی 222 00:07:58,420 --> 00:08:00,420 یا در خطر به سراغ شما آمده است 223 00:08:00,420 --> 00:08:02,420 او نمی داند که آن را به او بدهد یا از او دریغ کند 224 00:08:02,420 --> 00:08:04,420 به خدا اگر به سراغش رفتم 225 00:08:04,420 --> 00:08:06,540 او نیز به او پاداش داد 226 00:08:06,540 --> 00:08:08,540 هنگامی که سعید بن العاص در مرگ او حاضر شد 227 00:08:08,540 --> 00:08:10,540 مجموعه سازه 228 00:08:10,540 --> 00:08:12,540 و به آنها گفت 229 00:08:12,540 --> 00:08:14,540 پسر، ضرر نکن 230 00:08:14,540 --> 00:08:16,540 دوستان من با مرگم چهره ام عوض شد 231 00:08:16,540 --> 00:08:18,540 همانطور که هستید با آنها رفتار کنید 232 00:08:18,540 --> 00:08:20,540 من آنها را به آن سوق خواهم داد و به آنها پاداش خواهم داد 233 00:08:20,540 --> 00:08:22,540 کاری که باهاشون میکردم 234 00:08:22,540 --> 00:08:24,540 و برای غذا کافی هستند 235 00:08:24,540 --> 00:08:26,540 مرد را مطالبه کن 236 00:08:26,540 --> 00:08:28,540 در صورت نیاز 237 00:08:28,540 --> 00:08:30,540 اندامش به هم ریخته بود 238 00:08:30,540 --> 00:08:32,539 اندامش از ترس میلرزید 239 00:08:33,539 --> 00:08:35,539 به خدا سوگند او مردی است بی قرار 240 00:08:35,539 --> 00:08:37,539 روی تختش 241 00:08:37,539 --> 00:08:39,539 او شما را شایسته تسکین خود می بیند 242 00:08:39,539 --> 00:08:41,539 بزرگتر از او 243 00:08:41,539 --> 00:08:43,539 شما آنچه را که می دهید دارید 244 00:08:43,539 --> 00:08:45,669 وقتی فوت کرد 245 00:08:45,669 --> 00:08:47,669 او پسرش عمر بن سعید را معرفی کرد 246 00:08:47,669 --> 00:08:49,669 معروف به الاشدک 247 00:08:49,669 --> 00:08:51,669 بر معاویه بن ابی سفیان 248 00:08:51,669 --> 00:08:53,669 در دمشق به او می گوید 249 00:08:53,669 --> 00:08:55,669 با خواسته های پدرش 250 00:08:55,669 --> 00:08:57,669 پس معاویه گریست و اندوهگین شد 251 00:08:57,669 --> 00:08:59,669 او گفت؟ 252 00:08:59,669 --> 00:09:01,669 پدرت دین را ترک کرد 253 00:09:01,669 --> 00:09:03,669 و او گفت بله 254 00:09:03,669 --> 00:09:05,669 گفت چقدر است 255 00:09:05,669 --> 00:09:07,669 گفت سیصد هزار درهم 256 00:09:07,669 --> 00:09:09,669 معاویه گفت 257 00:09:09,669 --> 00:09:11,700 او علی است 258 00:09:11,700 --> 00:09:13,700 گفت به من توصیه کرده است 259 00:09:13,700 --> 00:09:15,700 من جز بهای بدهی او را نمی پردازم 260 00:09:15,700 --> 00:09:17,700 زمین های او 261 00:09:17,700 --> 00:09:19,700 پس معاویه از او زمین خرید 262 00:09:19,700 --> 00:09:21,830 به میزان بدهی 263 00:09:21,830 --> 00:09:23,830 عمر بن سعید برگشت 264 00:09:23,830 --> 00:09:25,830 به شهر 265 00:09:25,830 --> 00:09:27,830 به منادی دستور داد تا مردم را صدا کند 266 00:09:27,830 --> 00:09:29,830 که هر که دین دارد 267 00:09:29,830 --> 00:09:31,830 بگذار پسرش عمر بیاید و او را دستگیر کند 268 00:09:31,830 --> 00:09:33,929 سپس مرد جوانی نزد او آمد 269 00:09:33,929 --> 00:09:35,929 او یک تکه خون با خود دارد 270 00:09:35,929 --> 00:09:37,929 او در این مورد برای او نوشت 271 00:09:37,929 --> 00:09:39,929 بیست هزار 272 00:09:39,929 --> 00:09:41,929 عمر گفت: چگونه سزاوار آن هستم؟ 273 00:09:41,929 --> 00:09:43,929 این پول بر عهده پدرم است 274 00:09:43,929 --> 00:09:45,929 مرد جوان گفت 275 00:09:45,929 --> 00:09:47,929 پدرت داشت خانه را ترک می کرد 276 00:09:47,929 --> 00:09:49,929 امارت از کارش برکنار شد 277 00:09:49,929 --> 00:09:51,929 بنابراین من او را دنبال کردم و با او قدم زدم 278 00:09:51,929 --> 00:09:53,929 وقتی مرا دید گفت: 279 00:09:53,929 --> 00:09:55,929 آیا به چیزی نیاز دارید؟ 280 00:09:55,929 --> 00:09:57,929 من جواب دادم نه 281 00:09:57,929 --> 00:09:59,929 اما من با تو بودن را دوست داشتم 282 00:09:59,929 --> 00:10:01,929 در این ساعت 283 00:10:01,929 --> 00:10:03,929 و او گفت 284 00:10:03,929 --> 00:10:05,929 خدا با تو بود 285 00:10:05,929 --> 00:10:07,929 سپس گفت: پسر برادرم. 286 00:10:07,929 --> 00:10:09,929 از من ابزار و پوست بخواهید 287 00:10:09,929 --> 00:10:11,929 پس برایش پول آورد 288 00:10:11,929 --> 00:10:13,929 پس بیست هزار به من نوشت 289 00:10:13,929 --> 00:10:15,929 و او گفت 290 00:10:15,929 --> 00:10:17,929 برادرم اگر بیاید 291 00:10:17,929 --> 00:10:19,929 ما برای آن هزینه کردیم 292 00:10:19,929 --> 00:10:21,929 پس عمر به او پرداخت 293 00:10:21,929 --> 00:10:23,929 پول و بیشتر 294 00:10:23,929 --> 00:10:25,929 هیچ چیز زیادی 295 00:10:26,929 --> 00:10:28,929 که مانند عمر بن سعید رفت 296 00:10:28,929 --> 00:10:30,929 او نمرده 297 00:10:30,929 --> 00:10:32,929 خداوند از السخی الجواد راضی باشد 298 00:10:32,929 --> 00:10:34,929 حافظ کتاب خدا 299 00:10:34,929 --> 00:10:36,929 سعید بن العاص 300 00:10:36,929 --> 00:10:38,929 و چراغی برای او در قبرش 301 00:10:38,929 --> 00:10:44,190 او سعید بن العاص بود 302 00:10:44,190 --> 00:10:46,190 من شبیه مردم هستم 303 00:10:46,190 --> 00:10:48,190 لحن رسول خدا 304 00:10:48,190 --> 00:10:50,190 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 305 00:10:59,190 --> 00:11:01,190 بگذارید بیشتر بیایند