خلاصه مفاهیم اهل سنت تعریف کفر بی اعتقادی به زبان پوشاندن و پوشاندن گفته می شود کفر الزریر السید او را با خاک پوشاند و کفر فضل او آن را تکذیب کرد و سرپوش گذاشت و کافر تلاش برای نعمت های خداوند متعال و کافر شب تاریک با تاریکی اش همه چیز را می پوشاند و بی اعتقادی به قانون پوشش ایمان او یک فرد ناسپاس است یا بیشتر از ارکان ایمان به عنوان نفی یگانگی خداوند متعال یا فرشتگان خود را تکذیب کرد یا کتاب هایش یا چیز دیگری حتی یک آیه یا فرستادگان خود را تکذیب کرد و آنها را تکذیب کنید یا روز قیامت را انکار کنید یا سرنوشت یا هر یک از قوانین خدا را انکار می کند یا تشریفات مجتمع روی او کفر نقطه مقابل ایمان است با دل و زبان است و اقدامات این هم نوعی کفر است غیر از کفر منکر و منکر غرور و تکبر و کفر مباح و کفر تمسخر بزرگترین نفاق کفر است و کفر اعراب و کفر شک بزرگترین ناباوری و کفر کوچکتر بزرگترین ناباوری اوست که از دین خارج می شود مانند انواع ذکر شده در مفهوم قبلی با اصل ایمان منافات دارد پس خدا او را نمی بخشد مگر با توبه و همنشین او جاودانه است در جهنم در روز قیامت اگر از آن توبه نکند و کفر کوچکتر به آن کفر گفته می شود مثل آوردن مقداری اعمال کفر که ایمان را کم می کند و آن را نشکنید مثل کفر فیض و مبارزه با مسلمان و عزاداری برای اموات و دودمان چالش برانگیز نفاق آسان است و سوگند به غیر خدا و همه این اقدامات در شرع آمده است که به آن کفر گفته می شود اما شواهد شرعی دیگر نشان می دهد قرار نیست که باشد از دین اما مالک آن محسوب می شود مرتکب گناه کبیره شد و اگر داخل آتش شود به خاطر او، او برای همیشه در آنجا زندگی نخواهد کرد و اگر اخراج شود کلمه کفر اساساً از بین می رود در کمال ناباوری که همه کارها را ناامید می کند و صاحب آن برای همیشه در جهنم می ماند اگر روی آن بمیرد از آن توبه نکرد مگر اینکه شواهد نشان دهد کفاره کفاره او قاضی است به علی متهم به کفر می شود خواه توهین اصلی باشد مانند یهودی و مسیحی یا مسلمان بود از اسلام مرتد شد با افتادن در مكفر از کفاره کفاره حق است به درگاه خداوند متعال ربطی به میل شخصی ندارد یا شهوت و اشتیاق و فقط اتفاق می افتد با احراز شرایط آن و عدم وجود موانع او مانند اجبار یا خطا یا جهل یا سوء تعبیر اهل سنت در وسط قرار دارند درباره کفاره در میان خوارج کسانی که به همه چیز کافرند گناه و بدون ملاحظه شرایط و موارد منع مصرف و به تعویق افتاد کسانی که این عمل را کفر می دانند اما کافر نمی شوند موضوع خاص مگر اینکه ناسپاسی خود را اعلام کند و جایز بودن آن کفر و تکبر ندارند هتک حرمت تمسخر هم نیست برای آنها کافی است برای تلفظ شهادت تا اینکه مسلمان شود حتی اگر کار نداشت قلب و سخنانش حتی اگر نوع کار را نداشته باشد همه اش اهل سنت و جامعه به هر گناهی کافر نمی شوند فقط کافر می شوند برای گناهی که نصوص برای آن آمده است که کفر است مثل ترک نماز اصلا و حکم به غیر از آنچه خداوند نازل کرده است به رسول خدا ناسزا گفت خدا رحمتش کند و درود فرستد به دینش توهین کرد و غیره و یاور را کافر نمی‌کنند مگر اینکه شرایط کفاره او فراهم باشد موانع از بین رفته بودند و آن را محدود نمی کنند در ناسپاسی و حلال زیرا کفر در میان اهل سنت است به خیلی چیزها کافرند از جمله باور به عنوان اعتقاد به اینکه خداوند همتای دارد و شریک در الوهیت او یا الوهیت او یا اسماء و صفات او از جمله حلال حرام پس حلال گناهان خودباوری حتی اگر ناممکن این کار را انجام ندهد هیچ اشتقاقی وجود ندارد شرط کفر مگر در گناهانی که بدون کفر و شرک مثل سجده بر بت به رسول خدا صلی الله علیه و آله ناسزا گفت الزامی نیست انجام آن جایز است کسی که این کار را انجام می دهد را کافر بدانند بلکه چنین توصیف شده است یک بار انجامش دادی حتی اگر غیرممکن نباشد تا زمانی که شرایط فراهم باشد بررسی شده و موارد منع مصرف ناپدید شده است کفر با زبان است خدا و رسولش به دست آوردند و شرک را ستایش کن و طنزی از انبیا و فرشتگان و تمسخر شرع و این کفر است توسط کار مانند کسی که با انبیا می جنگد کافران بر مسلمانان چیره می شوند به قرآن توهین می کند ذبح می کند یا سجده می کند برای غیر خدا یا آنچه او تشریع می کند بدون خدا خاستگاه کفاره بحث کفاره است مشخص شده یا نه مسئله جدی شما دو طرف دارید اولین کفاره کسی که لیاقتش را ندارد کفاره یک بار سوء ظن ایجاد نمی شود با کفاره او قطع شود دوم هرچند کفاره نیست در دسترس بودن و در دسترس بودن شرایط موانعی که با آن می شکند با کفاره دادن او و معامله با او احکام اسلام و برای یاور جبران کند ریشه ها باید مهمترین آنها اولا قاضی باید تعیین شود با علم و عدالت حکم همین است چه کافر باشد چه نباشد صادر شده توسط علم مشروع با احکام کفاره و کنترل های آن و شرایط آن آگاهی واقعی از وضعیت فرد قضاوت شود و برای تأیید همه اینها و نبودن بر اساس شبهات و توهمات و قاضی بودن عادلانه و با تقوا، از آرزوها برحذر باشید و حفظ نفس خداوند متعال فرمود و برای چیزی که مال تو نیست ایستادگی نکن او دانش دارد شنوایی، بینایی و قلب همه اونها او مسئول او بود و حق تعالی فرمود ای شما که باور کن و قوی باش خدا برای عدالت شهدا دارد و شما را متهم نکنید مردم چه مشکلی دارند؟ منصف نباش عادل باش که به تقوا نزدیکتر است و از خدا بترسید خداوند آگاه است چه کار می کنی؟ دوما مرجع باید در تعریف باشد ایمان، کفر و... آنها به بیان خداوند نیاز دارند خداوند متعال در کتابش و بیان رسولش خداوند او را در سنتش درود فرستد و با درک صحابه خداوند از ایشان راضی باشد این اصل است شاخه ای از یکی قبل از آن فرو رفتن در مسائل جایز نیست ایمان و کفر مگر با دانش محکم با معنی و حدود آنها با درک پیشینیان صالح در غیر این صورت به مصیبت می افتد آموزه های بدعت آمیز در تعریف هر دو ایمان و کفر مانند خوارج و به تعویق افتاد ثالثاً ثابت شده است بیرون بردن او از آن جایز نیست جز با قطعیت این شامل می شود تحت قاعده فقهی بزرگ یقین با شک از بین نمی رود با قطعیت ثابت نشده است او پاسخ داد او بر اساس آن حکومت می کند شکی نیست که این پاسخ او بود او با آن قضاوت نمی شود چهارم قضاوت در این دنیا بر اساس آنچه ظاهر است است و خداوند از اسرار مراقبت می کند او در جستجوی درون مردم نیست جایی که خدا امید نداشت با آن هر که به ظاهر اسلام باشد قضاوت برای او هر کس مخالف ایمان ظاهر شود به آن محکوم شد و درس از آن آخرین چیزی که بود اختصاص داده شده است او پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود او با مردم رفتار می کند با توجه به ظاهرشان اسلام ظاهری منافقین را قبول دارد هر چند کافر باشند در باطن مگر اینکه این منافق ظاهر شود به گفتار یا عمل کافر است سپس او چنین قضاوت می شود پنجم حکومت مطلقه با کفاره گفتن یا انجام دادن او ملزم به قضاوت در مورد شخص منصوب شده توسط خود نیست بلکه گفته می شود این بیانیه یا عمل توهین به مقدسات پوشیدن آن برای همه ضروری نیست تا احراز شرایط کفاره موانع ناپدید می شوند این یک حکم مهم است در کفاره و خلاقیت و شیطنت VI او شخص منصوب را قضاوت نمی کند با عواقب گفتار یا اعمال او بدون نیاز به پلاسما گفتن یا انجام دادن مگر اینکه این نتایج را به او پیشنهاد دهید و لوازم او آن را پذیرفت و به آن پایبند بود اما اگر انکار کند وقتی به او ارائه شد نباید او را به عنوان کافر قضاوت کرد موانع کفاره موارد منع مصرف وجود دارد تاوان دادن اگر یکی از آنها را پیدا کردید یا پیدا کردید در شخص تعیین شده در زمان اجرای آن برای کافر او را به عنوان کافر قضاوت نمی کنند تا زمانی که از شر آن خلاص شوید سپس بر آنچه هست پافشاری می کند روی آن مهمترین این موانع است مراحل و تفسیر اجبار و جهل و جزئیات آن در مفاهیم زیر قدم های بازدارنده تاوان دادن گام در برابر آنچه درست است و نکته آن یکی در کفر می افتد بدون اینکه قصد داشته باشد چه می گوید راه می رفت یا او انجام می دهد زبان مطمئن شد که ردپاها بیرون می‌آیند در صورت وحشت شدید شادی یا غم بارزترین مصداق آن است آنچه در حدیث در مورد شادی خداوند متعال آمده است با توبه بنده اش و آن را نمایندگی کند با شادی من هر که حیوانش را پیدا کند بعد از اینکه در بیابان گم شد اشتباه فاحشی مرتکب شد خوشحال شد و گفت خدایا تو بنده من هستی من پروردگار شما هستم و او می خواهد برعکس چنین خطاهایی فراوان است مخصوصاً در میان غیر عرب ها کسانی که معانی را نمی دانند کلمات عربی دقیق نمونه ای از خطا در اعمال چه کسی به قرآن توهین کرد؟ فکر می کنم کتاب دیگری است به عنوان کتاب جغرافیا مثلا یا دیکشنری یک غیر عرب، همین است او به دلیل عدم آگاهی از اشتباه خود معذور است قرآن است در حالی که هر که به قرآن توهین کرد می داند که قرآن است اما او گفت من این را نمی دانستم توهین به او کفر است هیچ بهانه ای وجود ندارد زیرا توهین عمدی به او جهل به حکم آن برای او سودی ندارد و درست تر من شواهدی را اعلام می کنم که اینطور نیست سرزنش شدن برای یک اشتباه آن زمان بود که مسلمانان تمکین کردند به قول خداوند متعال حتی اگر آنچه را در درون خود دارید ببینید یا آن را پنهان می کنید، او شما را مسئول خواهد کرد به خدا قسم هر که را بخواهد می بخشد و هر که را بخواهد عذاب می دهد به خدا قسم همه چیز قدرتمند است و گفتند شنیدیم و اطاعت کردیم خداوند شما را ببخشد سرنوشت اینجاست از خداوند متعال کپی کنید این حکم بدین صورت است که: خداوند بر روحی تکلیف نمی کند به جز ظرفیتش او آنچه را که به دست آورده است می گیرد و مدیون آن است به دست آورده است پروردگارا ما را عذاب مکن اگر فراموش کنیم یا اشتباه کنیم پروردگارا بر ما تکلیف مکن همانطور که او را حمل کردم اصرار کنید توسط ما پروردگارا بر ما تکلیف مکن چیزی که ما توان پرداخت آن را نداریم بوسیله او و ما را ببخش و ما را ببخش و به ما رحم کن و علی النبی صلی الله علیه و آله و سلم آن خداوند متعال بعد از اینکه گفت پروردگارا ما را عذاب مکن اگر فراموش کنیم یا اشتباه کنیم گفت بله مسلم در حدیثی نقل کرده است طولانی تفسیر پیشگیرانه کفاره و مراد از آن چیست تفسیر در فهم متون دو وحی با فهمی که با فهم منافات دارد سلف و احکام شرعی چنین چیزی معذور است بنابراین او می تواند به او نشان دهد سوء تفاهم شده است بعد از آن هم معذور نیست اگر به تفسیر اشتباه خود ادامه دهد گویی کلام الله مجید را تفسیر کرده است نه روی کی ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند بال آنچه آنها چشیدند سپس بترسید و باور کنید و کارهای نیک انجام دادند سپس بترسید و باور کنید سپس بترسید و نیکی کنید و خداوند نیکوکاران را دوست دارد آن که ایمان دارد و می ترسد و کارهای نیک انجام دهید و بهتر ایرادی ندارد که مشروب بخورد چنین شخصی کافر نیست با حلال بودن آن برای شراب به خاطر تفسیر فاسدش اما این یک اشتباه را به او نشان می دهد این تعبیر مفسده است او کفاره تفسیر نادرست خود را نخواهد داد بعد از توضیح دادن به او بعد از آن امکان پذیر نیست و تعبیری که هست جلوگیری از کافر اعلام شدن شخص تا اینکه شک او برطرف شود تعبیری است که مساعد نیست برای برهم زدن شریعت یا در دام آشکاری بیفتید یا شامل می شود تکذیب حرفش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یا منشأ منکر شود دین بدون آن نمی تواند وجود داشته باشد گیلات باطنی بدعت گذاران و فیلسوفان که شامل بی خدایی می شود و کفر به روز قیامت و بر هم زدن احکام شرعی و کاهش هزینه ها و جایز بودن تابوها اجباری که مانع کفاره می شود اجبار او به زور بار دیگران را بر دوش می کشد انجام دادن یا گفتن چیزی با رضایت و انتخاب او در تضاد است و او را مجبور به انجام کاری که نمی خواهد معتبر محسوب می شود قضاوت با توافق اهل معرفت حتی اگر در اشکال آن متفاوت باشند و قانون هر عکس و شرایط اجبار در نظر گرفته شده است مبنای این امر، قول خداوند متعال است هر که به خدا کافر شود بعد از ایمانش به جز اونایی که ازشون متنفرم و دلش آرام است با ایمان اما هر کس توضیح دهد کفر است سینه روی آنها از طرف خدا و برای آنان عذابی بزرگ است علما آن را قرار داده اند شرایط اجبار مالک معذور است اول مهمترین ها پروانه باید توانمند باشد تا به قولش عمل کند دوما برای پروانه پروانه باید ناتوان باشد به هر طریقی خرج خودش را بدهد سوم به احتمال زیاد فکر کردن وقوع تهدید دشوار است اگر کاری را که از او خواسته شده انجام ندهد چهارم آسیب بعدی باشد مجبور شدن به کفر خیلی بزرگه برای تحمل مانند قتل یا شکنجه یا حبس طولانی پنجم فرد اجباری نباید امام باشد به دنبال ملت در این صورت باید صبور باشد تا مردم گمراه نشوند جهل نرسیدن به گفتمان مشروع کسانی که مانع کفاره می شوند جهل در قالب های مختلفی ظاهر می شود از او خود خالی از دانش در اینجا منظور همین است و باور به چیزی متفاوت آنچه هست هر که گرفتار نهی و تخلف شود خواه کفر باشد یا بدعت یا فسق؟ به دلیل عدم بلوغ گفتمان حقوقی او و بی اطلاعی او از آن او آن را دریافت نمی کند تهدید در این دنیاست نه در این دنیا آخرت موعود مرتکب تخلف او با آن قضاوت نمی شود تا آن علم به او برسد شما برای آن استدلال کنید این در جمله است در مورد جزئیات آن ابن قیم رحمه الله در این باره می گوید و این در است مقررات پاداش و مجازات و اما روزی های دنیا ادامه دارد ظاهر می شود فرزندان کفار و دیوانگان آنها کفار در رزق و روزی دنیا آنها حکومت اولیای خود را دارند حرفش را تمام کرد و مثل این که در دام آشکاری می افتد مثل سجده بر بت یا ذبح و نذر برای غیر خدا قادر متعال خواهد بود مشرک در احکام دنیا و مجازات ها زمینی و اخروی شما فقط آن را دریافت می کنید پس از از بین رفتن جهل و حجت ثابت می شود و ما نبودیم حتی شکنجه شده ما یک پیام رسان می فرستیم و رنج ارزشش را دارد به دو دلیل از بحث روی گردانند و در مورد اراده یا عمل او با آن و امواجش دومی لجاجت است مشاجره و امتناع از کار پس از دانستن آن و ایستادن او روی سرسخت اولی کفر است علائم و دوم بی وفایی، لجاجت و تکبر در مورد کفر افتادن به دلیل جهل و عدم انجام آن استدلال یا نه تسلط بر این که خدا را از صاحبش انکار کرد شکنجه کن تا بلند شوی برهان رسولان اقامه برهان بحث متفاوت است بسته به زمان و مکان و مردم ممکن است استدلال بر کفار باشد در زمانی بدون زمان یا در نقطه ای بدون نقطه همانطور که انجام می دهد روی یک شخص بدون شخص یا به خاطر نداشتن هوش و بصیرت مثل جوان و دیوانه یا چون متوجه نمی شود مثل یک خارجی که این کار را نمی کند سخنرانی را می فهمد مترجمی نیست که برایش ترجمه کند این یک وضعیت است ناشنواهایی که نمی شنوند چیزی که او نمی تواند بفهمد و نادانی که انسان معذور است که قابل حذف نیست او قادر به بلند کردن آن نیست در غیر این صورت، در صورت امکان دانستن حقیقت پس از آن کوتاه آمد یا از آن روی گردانید سپس او در معرض گناه غفلت و غفلت است حالات مختلف جهل برای جهل با احکام و مسائل قانونی موارد می توان آن را به صورت زیر خلاصه کرد اولا آیا جهل به حرمت چیزی است؟ بریده از حرمت او همانطور که از یک حدیث بر می آید با اسلام یا هر که هست در یک بیابان دورافتاده درباره دانش و افراد آن چنین چیزی معذور نیست حلال این امر حرام تا اینکه برایش روشن کند و ثابت شود او مدرک دارد و می داند من او را نهی می کنم و معذورم حداقل مجازات از او برداشته می شود و آخرت حرام است حکم کفر اولاً تا حرمت آن را بداند استدلال علیه او مطرح می شود اگر بعد از آن اصرار کرد بر حلال بودن حرام سپس محکوم شد با ناباوری او دوما نسبت به مسائل بی اطلاع بودن باورها و اصول پنهان ایمانی که نمی داند مگر با طلب علم در مورد آن بی اطلاعی از آن نیز بهانه ای برای صاحب آن نسبت به احکام دنیا و آخرت برهان رساله بر آن استوار است و او آن را درک می کند نامرئی و وضوح در مسائل نسبی است از کشوری به کشور دیگر متفاوت است از زمان به زمان سوم که موضوع کفرآمیز است یکی از مسائل آشکار آنچه از دین معلوم است لزوما ممنوع اما شاید نداند هر که مرتکب آن شود کافر است یا او چنین ادعا می کند و علم او به حرمت آن خداوند متعال پیروز شد یا رسولش صلی الله علیه و آله یا تمسخر سوگند به آنها و به کتاب خدا و مثل تظاهرات کفار مسلمانان و کمک به آنها روی آنها این او را به دلیل نادانی نمی توان معذور کرد و بر اساس کفرش مورد قضاوت قرار می گیرد خداوند متعال فرمود و اگر از آنها بپرسی خواهند گفت اما ما بودیم بیرون می رویم و بازی می کنیم بگو: پدر من خدا و آیات اوست و تو فرستاده او بودی مسخره میکنی عذرخواهی نکن که کافر شدی بعد از ایمانت پلیس قضاوت های کفرآمیز را انجام می دهد وجود دارد همبستگی و ارتباط بین موانع فوق الذکر برای کفاره و شرط انجام آن و هستند اولا عدم وجود موانع را بررسی کنید سابقه یا هر یک از آنها دوما وقوع را تأیید کنید عمل و هدف آن قضاوت بر اساس سوء ظن نیست و توهمات الحاد حد یعنی پول حد در دین خدا هر پولی از طرف او و عدالت و فلانی حقیقت را تغییر دهید و آنچه را که جزء آن نیست در آن بگنجانید و هیچ کس در حرم نیست آن را حلال کرد و آن را نقض کرد الحاد به نام خداوند متعال آن را لغو کنید از آنچه هست چه با غیرفعال کردن آن یا تحریف آن در مورد معنای آن یا غیر خدا صدا زدن بت دارد و خدایان قدرتمند خداوند متعال فرمود و خداوند دارای اسماء است بهترین، پس برایش دعا کنید و کسانی را که بی خدا هستند رها کنید به نام او و الحاد در آیات الله اکبر گرایش آن از حقیقت لجاجت و انکار و تکبر و از آن قول خداوند متعال است کسانی که بی خدا هستند در آیات ما آنها از ما پنهان نمی کنند در زمان ما معمول است استفاده از کلمه آتئیست دور شدن از حقیقت با انکار وجود خداوند متعال ریاکاری ریاکاری کلمه نفاق از نظر زبانی از نفقه گرفته شده است جربوآ این یک کرم موش مانند است در طبیعت زندگی کنید حفره ای با دو در می گیرد یک در قابل مشاهده داخل و خارج می شود و یک در پنهان یک پوسته خاک روی آن است وقتی از او فرار کنید او نمی تواند از در خارج شود اصل ظاهری شباهت بین منافق و جربیل اون منافق دو مورد وجود دارد شرایطی که نشان می دهد از اعلامیه اسلام و دیگران را پنهان می کند کفر است نفاق دو نوع است نفاق دو نوع است نفاق بزرگتر و ریاکاری کوچکتر بزرگترین نفاق ریاکاری اعتقادی نیز نامیده می شود صاحبش را بیرون می آورد و آن را در آخرت بساز در پایین ترین عمق آتش اگر برای آن مرد و حقیقتش اینکه انسان ایمان به خدا نشان دهد و فرشتگان و کتابهایش و فرستادگان او و روز بازپسین و سرنوشت حاوی چیزی است که با همه اینها در تضاد است یا مقداری از آن این همان ریاکاری است که در آن دوره وجود داشت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و قرآن نازل شد از او بپرهیز و خانواده اش را تحقیر کند و آنها را کافر می کند خداوند متعال در مورد آنها فرموده است دلیلش این است که ایمان آوردند سپس کافر شدند و شکسته شد بر درک دلشان آنها نمی فهمند کافرتر و دشمن ترند از کافران آشکار همانطور که خداوند متعال در مورد آنها فرموده است آنها دشمنند، پس از آنها برحذر باش مهم ترین است عکسهایی از بزرگترین ریاکاری و دستور پخت اول خانواده اش دشمنی با مؤمنان مانند آیه قبل و از پیروزی آنها متنفر باشید بر کفار دوم، نفرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و آنچه او آورده است و از او روی برگردان و ضرر، شرم یا رسوایی او سوم، شادی و شادی در شکست دادن مسلمانان و زوال دینشان چهارم، طعنه از مؤمنان برای ایمان و اطاعتشان پنجم رعایت قوانین اسلامی او آن را چنین توصیف کرد ظالمانه و متناقض با بشریت مناسب زمان ما نیست VI کفار را به دست بگیرید و عشق به تشریع آنها بر خلاف قانون خدا هفتم دوست داشتن پیروزی کفار بر مسلمانان این ویژگی ها چقدر واضح است؟ در نفاق روزگار ما در زمان ما از سیاستمداران و چهره های رسانه ای و سکولارها و لیبرال ها آنها ادعا می کنند که کشورشان را دوست دارند و در واقع هستند دشمنان میهن و منافع آن با وفاداری آنها به دشمنانش و دشمنی آنها با شریعت خدا و کسانی که از او حمایت می کنند و با گسترش فساد و فحاشی در مردم ملت و با فساد دینشان روح و روان آنها و پول و آبروی آنها و بزرگترین نفاق اگر او آن را نشان ندهد صاحبش فقط در ملودی است گفتن اما اگر تناقضات قبلی را نشان دهد او را صدا زد در آن هنگام مرتد خواهد بود احکام مرتد در مورد او جاری است و کوچکترین نفاق همچنین نامیده می شود نفاق عملی روی شخص ظاهر می شود برخی از خصوصیات منافقان و آثارشان به پیامبر هشدار داده شد خدا رحمتش کند و درود فرستد خطرناک ترین این ویژگی ها با گفتن علامت منافق سه است اگر این اتفاق افتاد، او دروغ گفت اگر قول داده بود، آن را شکست و اگر از خیانت کننده باشد موافقت کرد ایشان رضی الله عنه فرمودند همچنین چهار نفر که در آن بودند منافق خالص و هر که یکی از آنها را در خود دارد رگه ای از نفاق در او موج می زد تا زمانی که او را ترک کند اگر از خان می آید اگر این اتفاق افتاد، او دروغ گفت و اگر عهد می بست به او خیانت می کرد و اگر نزاع کند روزه خود را افطار می کند موافقت کرد و او این ویژگی ها را دارد در آثار او مشابه است اینها منافق هستند حتی اگر در باطن کافر نباشد چون نفاق را جمع کرده است کار با مبدأ ایمان اما اگر کنترل کنید این ویژگی ها کامل است ممکن است صاحب آن برهنه شود درباره اسلام کاملا و او منافق محض است و نکته آخر این کوچکترین ریاکاری است همه چیز به تفاوت برمی گردد سری به جای علنی سایر نشانه های نفاق عملی نشانه های دیگر غیر از آنچه ذکر شد یکی از مهمترین آنها اولین بار بودن ایشان رضی الله عنه فرمودند شر مردم دو طرفه کی میاد اینا در مقابل اینها به صورت توافقی از جمله آنها رنگارنگ هستند در گفتار و کردار او عشق و محبت را نشان می دهد و در دل او شر است و نفرت یا ظاهر می شود اندوه و اندوه بر مجروح مسلمانان و قلب او شادی و شادی را نشان می دهد دوما عدم ذکر خدا یا بیزاری از او و تنبلی در مورد اطاعت از خدا سوم، طعنه کاری که داوطلبان انجام می دهند از پروژه های خیریه آنها را به نفاق متهم می کند او مدعی شد که خداوند بس است کمک های آنها کم است همانطور که خداوند متعال فرموده است که لمس می کند داوطلبان مؤمن هستند در امور خیریه و اینها آنها فقط بهترین تلاش خود را پیدا می کنند آنها را مسخره می کنند خدا آنها را مسخره کرد و برای آنان عذابی دردناک است چهارم لذت در امان بودن از بلا به خاطر خدا دعا کنید این عاقلانه باشد و ذهن و تسلیم ایمنی خود و پول در مورد امنیت دین پنجم، تلاش برای جلب رضایت عموم یا حاکمان هر فتوا که بخواهند موقعیت هایی که قانون خدا را نقض می کند دفاع از کفار منافقین و ستایش روی آنها و صف آرایی کنید با آنها علیه نماز اصلاح طلبان غیر انتزاعی چه بر سر مسلمانان می آید؟ بدبختی ها تلاش برای تمایز بین مسلمانان و آزار و اذیت بین آنها نفاق اهل پول و بانک ها کسانی که مردم را فریب می دهند معاملات آنها مشروع است و دارای تاییدیه کمیته های شرعی و فریب آنها با ادعایشان برای اخاذی از پول مردم یه مقدار ریاکاری وب سایت های رسانه ای که ادعای اسلامی بودن دارد در حالی که شبیه است مساجد دیرار اسلام را با آنچه پخش می کنید نابود می کنید و حق را با باطل بپوشان شاید آنها آن را ساخته اند آنها بلندگوی ستمگران هستند و ظالمان آنها اقدامات خود را بهبود می بخشند و آنها را ستایش می کنند قضاوت منافقان حکومت منافقین بزرگترین نفاق آنها در آخرت هستند در پایین ترین عمق آتش با ابدیت در آنجا مانند کفار اگر برای نفاق خود بمیرند چون کافر هستند در حقیقت آنها در مورد قضاوت آنها در این دنیا بنابراین سازنده خواهد بود روی صورتشان از نظر اسلام برای آنها حکم می کند به شرطی که نشان دهند با آنها مطابق احکام اسلام رفتار می شود مراقب آنها باشید اگر کفر خود را نشان دهند با گفتن یا انجام کاری که با ایمان منافات دارد تبدیل می شوند پس بدعت به آنها احکام مرتد نگرش منافقین وظیفه در قبال آنها مراقب باشید و به آنها هشدار دهید و آنها را رسوا و افشا کند توطئه ها و توطئه های آنها و ابزار پنهان آنها در جنگ دین و مردم آن حتی اگر نشانه های نفاق در آنها ظاهر شود بزرگتر کمیلهام است به کفار و تمسخر آنها با دین و مردمش وظیفه آنهاست آنها را سرزنش و تحقیر کرد و استقرار حکومت خدا با این تفاوت که او رویایی از کشتن آنها داشت اسپویلر بزرگتر سپس او این کار را متوقف می کند تا زمانی که این فساد از بین برود همانطور که او رفت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عبدالله بن ابی بن سلول کشته شد رئیس منافقین حتی در شهر اجازه ندهید نزاع ایجاد شود گفته نشده که محمد دوستانش را می کشد با اینکه به رسول خدا صلی الله علیه و آله ناسزا گفت و او پرتاب کرد مؤمنان عایشه خداوند از او راضی باشد و نکته آخر در این مورد که باید در نظر گرفته شود فقه بودجه و قواعد وزن دهی بین علایق و فسادها خلاصه مفاهیم افراد مسن