WEBVTT

00:00:00.050 --> 00:00:03.770
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.770 --> 00:00:13.080
محمد رسول خداست

00:00:13.080 --> 00:00:17.800
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.800 --> 00:00:23.149
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:00:23.149 --> 00:00:25.149
خدا حفظش کنه

00:00:25.149 --> 00:00:33.219
پیام عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه

00:00:33.219 --> 00:00:38.740
به رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:00:38.740 --> 00:00:42.740
او عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه بود

00:00:42.740 --> 00:00:46.740
او تحرکات قریش و آمادگی نظامی آنها را زیر نظر دارد

00:00:46.740 --> 00:00:49.770
وقتی این ارتش حرکت کرد

00:00:49.770 --> 00:00:57.770
عباس رضی الله عنه به رسول خدا صلی الله علیه و آله پیام عاجل فرستاد.

00:00:57.770 --> 00:01:00.770
شامل تمام جزئیات ارتش است

00:01:00.770 --> 00:01:02.899
حافظ بن عبدالبر گفت

00:01:02.899 --> 00:01:05.930
عباس رضی الله عنه بود

00:01:05.930 --> 00:01:11.930
با اخبار مشرکین به رسول خدا صلی الله علیه و آله می نویسد

00:01:11.930 --> 00:01:15.930
مسلمانان در مکه خود را با آن تقویت می کردند

00:01:15.930 --> 00:01:17.959
امام ذهبی فرمودند

00:01:17.959 --> 00:01:24.959
عباس رضی الله عنه همچنان بر پیامبر صلی الله علیه و آله دلسوزی کرد.

00:01:24.959 --> 00:01:25.959
دوست داشتن او

00:01:25.959 --> 00:01:27.959
در برابر آسیب صبور باشید

00:01:27.959 --> 00:01:29.959
و زمانی که او هنوز تحویل می دهد

00:01:29.959 --> 00:01:32.959
پس شب عقبه است

00:01:32.959 --> 00:01:35.959
دانست و شب با برادرزاده اش بلند شد

00:01:35.959 --> 00:01:38.959
مستند بود که او هفتاد ساله بود

00:01:38.959 --> 00:01:42.959
سپس با قومش به اجبار به سوی بدر رفت

00:01:42.959 --> 00:01:43.959
پس اسیر شد

00:01:43.959 --> 00:01:46.959
به آنها وحی کرد که مسلمان است

00:01:46.959 --> 00:01:48.959
سپس به مکه بازگشت

00:01:48.959 --> 00:01:51.959
نمی دانم چرا آنجا ماند

00:01:51.959 --> 00:01:56.959
سپس در روز یکشنبه یا روز خندق از او خبری نیست

00:01:56.959 --> 00:01:58.959
با ابوسفیان بیرون نرفت

00:01:58.959 --> 00:02:03.959
قریش تا آنجا که می دانستند در این باره به او چیزی نگفتند

00:02:03.959 --> 00:02:07.959
سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:02:07.959 --> 00:02:10.960
قبل از فتح مکه هجرت کرد

00:02:10.960 --> 00:02:13.960
آمدنش ما را آزاد نکرد

00:02:13.960 --> 00:02:22.360
رسول خدا صلی الله علیه و آله با اصحاب خود مشورت کرد

00:02:22.360 --> 00:02:28.969
پس از آنکه رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر قریش را تأیید کرد

00:02:28.969 --> 00:02:31.969
دوستانش را جمع کرد و با آنها مشورت کرد

00:02:31.969 --> 00:02:35.969
آیا باید پیش آنها برود یا در شهر بماند؟

00:02:35.969 --> 00:02:39.969
این نظر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود

00:02:39.969 --> 00:02:42.969
نه اینکه شهر را ترک کنم

00:02:42.969 --> 00:02:44.969
و برای محافظت از آنها

00:02:44.969 --> 00:02:48.000
اگر مشرکان وارد آن شوند

00:02:48.000 --> 00:02:52.000
مسلمانان در دهانه کوچه ها با آنها جنگیدند

00:02:52.000 --> 00:02:54.000
و زنان از بالای خانه ها

00:02:54.000 --> 00:02:58.000
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها گفت

00:02:58.000 --> 00:03:01.000
با رؤیایی که در خواب دید

00:03:01.000 --> 00:03:05.099
امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است

00:03:05.099 --> 00:03:09.099
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت

00:03:09.099 --> 00:03:13.099
رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:03:13.099 --> 00:03:16.099
شمشیر او در روز بدر ذوالفقار بود

00:03:16.099 --> 00:03:20.099
او کسی بود که رؤیای روز یکشنبه را در او دید

00:03:20.099 --> 00:03:21.099
و او گفت

00:03:21.099 --> 00:03:25.099
ذوالفقار را در شمشیر خود دیدم اما نشد

00:03:25.099 --> 00:03:27.099
هر بریدگی در آن

00:03:27.099 --> 00:03:30.099
اگر آن را تفسیر کنید در میان شما نخواهد بود

00:03:30.099 --> 00:03:33.099
و دیدم که من قوچ قوچ هستم

00:03:33.099 --> 00:03:36.099
بنابراین من آن را قوچ گردان کردم

00:03:36.099 --> 00:03:40.099
دیدم که در زره قوی هستم

00:03:40.099 --> 00:03:42.099
پس آن را به شهر دادم

00:03:42.099 --> 00:03:45.099
دیدم گاوها را ذبح می کنند

00:03:45.099 --> 00:03:48.099
پس به خدا گاوها خوبند

00:03:48.099 --> 00:03:51.099
پس به خدا گاوها خوبند

00:03:51.099 --> 00:03:56.099
امام نسایی در سنن کبری با سند صحیح روایت کرده است.

00:03:56.099 --> 00:04:00.099
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت

00:04:00.099 --> 00:04:04.099
با رسول خدا صلی الله علیه و آله مشورت کرد

00:04:04.099 --> 00:04:06.099
مردم در روز یکشنبه

00:04:06.099 --> 00:04:08.099
و او گفت

00:04:08.099 --> 00:04:11.099
من دیدم که خوابیده چه می بیند

00:04:11.099 --> 00:04:14.099
انگار در سپر محکمی پیچیده شده بودم

00:04:14.099 --> 00:04:17.100
انگار گاو را ذبح می کنند و می فروشند

00:04:17.100 --> 00:04:20.100
پس سپر شهر را تفسیر کرد

00:04:20.100 --> 00:04:23.100
و گاوها دسته دسته اند و خدا خوب است

00:04:23.100 --> 00:04:26.100
اگر در راه آهن با آنها مبارزه کنید

00:04:26.100 --> 00:04:30.100
زنان آنها را روی دیوارها انداختند

00:04:30.100 --> 00:04:34.290
و در روایت امام احمد با سند معتبر

00:04:34.290 --> 00:04:37.290
عن جابر رضی الله عنه گفت

00:04:37.290 --> 00:04:41.290
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:41.290 --> 00:04:44.290
اگر در شهر مانده بودیم

00:04:44.290 --> 00:04:48.290
اگر در آنجا بر ما وارد شوند، با آنها می جنگیم

00:04:48.290 --> 00:04:54.850
نظر کسانی که بدر را ندیده اند

00:04:54.850 --> 00:04:59.850
پس گروهی از صحابه با فضیلت، رضی الله عنهم پیشقدم شدند

00:04:59.850 --> 00:05:02.850
هر که روز بدر بیرون رفتن تنگ شد

00:05:02.850 --> 00:05:05.850
به آنها علامت بدهد که بیرون بروند

00:05:05.850 --> 00:05:10.850
در این باره بر رسول خدا صلی الله علیه و آله اصرار کردند

00:05:10.850 --> 00:05:13.850
گفتند یا رسول الله

00:05:13.850 --> 00:05:17.850
به خدا ما در دوران جاهلیت کاری به آن نداشتیم

00:05:17.850 --> 00:05:21.879
چگونه در اسلام وارد آن شویم؟

00:05:21.879 --> 00:05:25.879
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:05:25.879 --> 00:05:27.879
پس کسب و کار شما

00:05:27.879 --> 00:05:32.879
و در روایت النسایی در السنن الکبری با سند صحیح.

00:05:32.879 --> 00:05:36.879
گفتند: بر ما وارد شهر خواهند شد.

00:05:36.879 --> 00:05:38.879
او هرگز وارد ما نشد

00:05:38.879 --> 00:05:42.009
اما ما به سمت آنها می رویم

00:05:42.009 --> 00:05:46.009
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:05:46.009 --> 00:05:48.009
پس به شما بستگی دارد

00:05:48.009 --> 00:05:51.259
حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است

00:05:51.259 --> 00:05:55.259
از ابن عباس رضی الله عنهم گفت

00:05:55.259 --> 00:05:59.259
رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:05:59.259 --> 00:06:01.259
شمشیر او در روز بدر ذوالفقار بود

00:06:01.259 --> 00:06:05.259
او کسی بود که رؤیای روز یکشنبه را در او دید

00:06:05.259 --> 00:06:09.259
دلیلش این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:06:09.259 --> 00:06:13.259
هنگامی که مشرکان در روز احد نزد او آمدند

00:06:13.259 --> 00:06:17.259
نظر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود

00:06:17.259 --> 00:06:21.259
برای زندگی در شهر و مبارزه با آنها در آنجا

00:06:21.259 --> 00:06:25.259
مردمی که بدر را ندیده بودند به او گفتند

00:06:25.259 --> 00:06:30.259
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ما را نزد آنها می برد

00:06:30.259 --> 00:06:32.259
با هرکسی باهاشون میجنگیم

00:06:32.259 --> 00:06:37.259
امید داشتند به همان فضیلتی که بر اهل بدر رسیده بود دست یابند

00:06:37.259 --> 00:06:40.259
حافظ بن کثیر گفت

00:06:40.259 --> 00:06:44.259
بسیاری از مردم از بیرون رفتن برای پیوستن به دشمن خودداری کردند

00:06:44.259 --> 00:06:50.259
به سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و نظر ایشان توجه نکردند.

00:06:50.259 --> 00:06:54.259
اگر از كسى كه به آنها امر كرده راضى مى‏شدند

00:06:54.259 --> 00:06:57.259
اما سرنوشت و سرنوشت پیروز شد

00:06:57.259 --> 00:07:00.259
و به طور کلی کسانی که به او اشاره کردند که ترک کند

00:07:00.259 --> 00:07:03.259
مردانی که شاهد بدر نبودند

00:07:03.259 --> 00:07:07.259
آنها می دانستند که اصحاب بدر در باب فضیلت چه مقدماتی داشتند

00:07:07.259 --> 00:07:12.740
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:07:12.740 --> 00:07:18.740
اگر جهانیان برای مدت طولانی به یکدیگر علاقه دارند

00:07:18.740 --> 00:07:25.839
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد

00:07:25.839 --> 00:07:32.449
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد

00:07:32.449 --> 00:07:41.730
و حرکت شما با بقیه لب است
