WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:04.360
توقف کنید

00:00:04.360 --> 00:00:12.140
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:22.929
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:22.929 --> 00:00:27.929
از متحدان انصار و از شوالیه های اسلام

00:00:27.929 --> 00:00:30.929
من از کسانی بودم که در کار خیر شتاب می کردم

00:00:30.929 --> 00:00:33.929
و رقبا در کارهای خیر باقی مانده

00:00:33.929 --> 00:00:39.020
و کسانی که خود و مال خود را در راه خدا فدا می کنند

00:00:39.020 --> 00:00:44.020
وقتی مصعب بن عمیر رضی الله عنه به مدینه آمد مسلمان شدم

00:00:44.020 --> 00:00:49.979
روزی با پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بودیم

00:00:49.979 --> 00:00:52.979
بعد مردی آمد و گفت

00:00:52.979 --> 00:00:56.979
ای رسول خدا فلانی درخت خرما دارد

00:00:56.979 --> 00:00:59.979
و من می خواهم باغبان را حصار بکشم

00:00:59.979 --> 00:01:02.979
سپس دیوار به درخت نخل او می رسد

00:01:02.979 --> 00:01:05.980
پس از او خواست که یک درخت خرما به من بدهد

00:01:05.980 --> 00:01:08.980
تا اینکه در آنجا حصار باغی درست کردم

00:01:08.980 --> 00:01:15.269
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مردی که درخت خرما داشت می فرماید

00:01:15.269 --> 00:01:17.269
به او بده

00:01:17.269 --> 00:01:20.340
و در بهشت درخت خرمایی خواهید داشت

00:01:20.340 --> 00:01:24.430
مرد نپذیرفت، سپس برخاست و رفت

00:01:24.430 --> 00:01:27.430
پس پشت سرش ایستادم و به او گفتم

00:01:27.430 --> 00:01:30.430
درخت نخلت را در تمام باغ من به من بفروش

00:01:30.430 --> 00:01:32.459
من یک باغ بزرگ داشتم

00:01:32.459 --> 00:01:35.459
شامل ششصد درخت نخل است

00:01:35.459 --> 00:01:37.459
مرد موافقت کرد

00:01:37.459 --> 00:01:41.459
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و عرض کردم

00:01:41.459 --> 00:01:43.459
ای رسول خدا

00:01:43.459 --> 00:01:46.459
من درخت خرما را با باغبانم خریدم

00:01:46.459 --> 00:01:48.459
پس برایش درست کن

00:01:48.459 --> 00:01:52.560
پیامبر صلی الله علیه و آله توضیح داد

00:01:52.560 --> 00:01:56.620
و مرا به میوه ای تازه در بهشت مژده ده

00:01:56.620 --> 00:02:00.620
ساقه شاخه ای از درخت خرما است

00:02:00.620 --> 00:02:03.620
بار آن به دلیل فراوانی میوه سنگین است

00:02:03.620 --> 00:02:06.780
پس وقتی همسرم در باغ بود نزد همسرم آمدم

00:02:06.780 --> 00:02:08.780
پس بهش گفتم

00:02:08.780 --> 00:02:12.780
از باغ برو بیرون و پسرها را بیرون کن

00:02:12.780 --> 00:02:15.780
او را به درخت خرمایی در بهشت فروختم

00:02:15.780 --> 00:02:17.819
و او گفت

00:02:17.819 --> 00:02:19.819
او برنده فروش شد

00:02:19.819 --> 00:02:24.879
بعد اومد پیش بچه های ما و خرما رو از دهنشون در آورد

00:02:24.879 --> 00:02:27.879
و آنچه در آستین آنهاست را تکان دهید

00:02:29.520 --> 00:02:34.520
من شاهد جنگ احد با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:02:34.520 --> 00:02:37.520
زمانی که مسلمانان شکست خوردند

00:02:37.520 --> 00:02:42.520
شایع شد که پیامبر صلی الله علیه و آله کشته شده است

00:02:42.520 --> 00:02:45.520
باعث شد با صدای بلند جیغ بزنم

00:02:45.520 --> 00:02:47.520
ای اهل انصار

00:02:47.520 --> 00:02:50.520
اگر محمد کشته می شد

00:02:50.520 --> 00:02:53.520
زیرا خداوند زنده است و نمی میرد

00:02:53.520 --> 00:02:55.520
پس برای دین خود بجنگید

00:02:55.520 --> 00:02:59.520
خداوند پشتیبان و پشتیبان شماست

00:02:59.520 --> 00:03:02.520
سپس گروهی از انصار به سوی من قیام کردند

00:03:02.520 --> 00:03:04.520
پس به مشرکان حمله کردیم

00:03:04.520 --> 00:03:07.520
سپس گردان خشنه به سمت ما ایستاد

00:03:07.520 --> 00:03:10.520
بنابراین او ما را مجبور به جنگ با آنها کرد

00:03:10.520 --> 00:03:15.680
تا اینکه مجروح شدم و مجروح در میدان جنگ افتادم

00:03:15.680 --> 00:03:17.680
سپس از زخم هایم شفا یافتم

00:03:17.680 --> 00:03:20.680
پس از حدیبیه درگذشت

00:03:20.680 --> 00:03:24.680
برای پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کرد

00:03:24.680 --> 00:03:27.680
سپس اسبی آوردند و او سوار شد

00:03:27.680 --> 00:03:29.680
تشییع جنازه من دنبال شد

00:03:29.680 --> 00:03:32.780
اصحاب او را تعقیب می کردند

00:03:32.780 --> 00:03:35.810
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:03:35.810 --> 00:03:40.189
در بهشت چند دسته ساقه برای او نوازش می شود؟

00:03:40.189 --> 00:03:46.189
من کی هستم؟
