WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.609 --> 00:00:17.609
انجمن مواضع خشنود است

00:00:17.609 --> 00:00:22.609
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:22.609 --> 00:00:25.640
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.640 --> 00:00:30.140
خدا رحمتش کند

00:00:30.140 --> 00:00:34.200
المثنب بن حارثه الشیبانی

00:00:34.200 --> 00:00:36.200
خداوند از او راضی باشد

00:00:51.369 --> 00:00:54.369
رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:00:54.369 --> 00:00:56.369
به بازارهای مکه

00:00:56.369 --> 00:01:00.369
خود را به بازدیدکنندگان از سراسر جزیره نشان می دهد

00:01:00.369 --> 00:01:02.369
ابوبکر صدیق با او بود

00:01:02.369 --> 00:01:04.370
و علی بن ابی طالب

00:01:04.370 --> 00:01:08.370
شیوخ را با جبر و بدن دیدند

00:01:08.370 --> 00:01:12.370
ابوبکر به آنها نزدیک شد و سلام کرد و گفت

00:01:12.370 --> 00:01:14.370
چه کسی در بین مردم؟

00:01:14.370 --> 00:01:17.370
گفتند: از بنی شیبان بن ثعلب

00:01:17.370 --> 00:01:22.590
پس به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله خم شد و گفت

00:01:22.590 --> 00:01:24.590
پدر و مادرم فدای تو باد

00:01:24.590 --> 00:01:28.590
در میان قومشان ارجمندتر از اینها نیست

00:01:28.590 --> 00:01:31.590
در میان مردم، المثنب بن حارثه شیبانی بود

00:01:31.590 --> 00:01:33.590
و مفروق بن عمر

00:01:33.590 --> 00:01:35.590
وهان بن قبیسه

00:01:35.590 --> 00:01:38.659
ابوبکر رو به آنها کرد و گفت

00:01:38.659 --> 00:01:43.659
اگر خبر رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنیده اید

00:01:43.659 --> 00:01:45.659
پس اینجاست

00:01:45.659 --> 00:01:48.659
به پیامبر صلی الله علیه و آله اشاره کرد

00:01:48.659 --> 00:01:50.659
و گفتند بله

00:01:50.659 --> 00:01:54.659
سپس رو به رسول خدا صلی الله علیه و آله کردند

00:01:54.659 --> 00:01:56.659
آنها می خواهند با او صحبت کنند

00:01:56.659 --> 00:01:59.659
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشست

00:01:59.659 --> 00:02:03.659
ابوبکر پشت سر او ایستاد و با جامه او را راهنمایی کرد

00:02:03.659 --> 00:02:05.659
مفروق بن عمر به او گفت

00:02:05.659 --> 00:02:08.659
نزدیک ترین فرد به او شورایی بود

00:02:08.659 --> 00:02:11.659
ای برادر قریش چه می خوانی؟

00:02:11.659 --> 00:02:14.659
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:02:14.659 --> 00:02:18.659
شما را به شهادت دعوت می کنم که معبودی جز خدا نیست

00:02:18.659 --> 00:02:20.659
او تنهاست و شریکی ندارد

00:02:20.659 --> 00:02:22.659
و من رسول خدا هستم

00:02:22.659 --> 00:02:24.659
و اینکه تو به من پناه بدهی و از من حمایت کنی

00:02:24.659 --> 00:02:27.659
تا آن‌چه از جانب خدا به من امر فرموده است انجام دهم

00:02:28.659 --> 00:02:30.659
مفروق گفت

00:02:30.659 --> 00:02:33.659
ای برادر قریش دیگر چه می خوانی؟

00:02:33.659 --> 00:02:36.659
رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:36.659 --> 00:02:38.659
خداوند متعال فرمود

00:02:38.659 --> 00:02:41.659
ای برادر قریش دیگر چه می خوانی؟

00:02:41.659 --> 00:02:44.659
به خدا اینها حرف اهل زمین نیست

00:02:44.659 --> 00:02:47.689
اگر حرف آنها بود، ما آن را می دانستیم

00:02:47.689 --> 00:02:50.689
رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:50.689 --> 00:02:52.689
خداوند متعال فرمود

00:02:52.689 --> 00:02:56.689
خداوند به عدالت فرمان می دهد

00:02:56.689 --> 00:03:01.689
و مهربانی و نزدیکی

00:03:01.689 --> 00:03:05.689
از فحشا نهی می کند

00:03:05.689 --> 00:03:08.689
و منکر و زناکار

00:03:08.689 --> 00:03:13.780
او از شما محافظت می کند تا یادتان باشد

00:03:13.780 --> 00:03:17.159
و به او گفت

00:03:17.159 --> 00:03:19.159
خدا رحمت کند برادر قریش

00:03:19.159 --> 00:03:21.419
به اخلاق حسنه

00:03:21.419 --> 00:03:24.419
سپس مفروق رو به المثنب بن حارثه کرد

00:03:24.419 --> 00:03:27.419
انگار می خواست او را وارد گفتگو کند

00:03:27.419 --> 00:03:30.419
گفت این المثنب بن حارثه است

00:03:30.419 --> 00:03:33.419
شیخ ما و فرمانده جنگ ما

00:03:33.419 --> 00:03:35.419
المثنی گفت

00:03:35.419 --> 00:03:37.419
شنیدم چی گفتی

00:03:37.419 --> 00:03:39.419
من از سخنان شما قدردانی کردم

00:03:39.419 --> 00:03:41.419
اما چیزی شبیه این

00:03:41.419 --> 00:03:44.419
ما باید آن را به مردم خود برگردانیم

00:03:44.419 --> 00:03:48.419
سپس بر روی آبی مشرف به سرزمین فارس فرود آمدیم

00:03:48.419 --> 00:03:51.419
خسرو با ما عهد گرفت

00:03:51.419 --> 00:03:53.419
آیا ما یک رویداد نمی سازیم؟

00:03:53.419 --> 00:03:55.419
و ما نباید به یک مبتکر پناه دهیم

00:03:55.419 --> 00:03:58.419
شاید این چیزی است که شما ما را به آن فرا می خوانید

00:03:58.419 --> 00:04:00.419
که خسرو و قومش از آن متنفر بودند

00:04:00.419 --> 00:04:02.419
ما آنها را قبول نداریم

00:04:02.419 --> 00:04:05.419
ما قدرت مبارزه با آنها را نداریم

00:04:05.419 --> 00:04:07.449
و زمانی که قصد رفتن داشتند

00:04:07.449 --> 00:04:10.449
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رو به آنان کرد

00:04:10.449 --> 00:04:12.449
و او گفت

00:04:12.449 --> 00:04:15.449
دیدی که فقط مدت کوتاهی ماندی؟

00:04:15.449 --> 00:04:18.449
تا زمانی که خدا به شما پارسی بدهد

00:04:18.449 --> 00:04:20.449
و پول آنها و زنانشان

00:04:20.449 --> 00:04:22.449
آیا خدا را ستایش می کنید و او را تقدیس می کنید؟

00:04:22.449 --> 00:04:24.449
و گفتند

00:04:24.449 --> 00:04:26.449
اوه خدا، بله

00:04:26.449 --> 00:04:29.449
ای برادر قریش این برای توست؟

00:04:29.449 --> 00:04:31.540
و او گفت بله

00:04:31.540 --> 00:04:33.540
قفل المثنی ابن حارثه شیبانی

00:04:33.540 --> 00:04:35.540
بازگشت به خانه های مردمش

00:04:35.540 --> 00:04:38.540
و تصویر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:38.540 --> 00:04:40.540
هرگز ذهن او را ترک نکنید

00:04:40.540 --> 00:04:44.540
صدای زنگ کلماتش از گوشم بیرون نمی رود

00:04:44.540 --> 00:04:46.540
او همچنان اخبار خود را دنبال می کرد

00:04:46.540 --> 00:04:48.540
و حرف هایش را به خاطر می آورد

00:04:48.540 --> 00:04:51.540
دیدی که فقط مدت کوتاهی ماندی؟

00:04:51.540 --> 00:04:54.540
تا زمانی که خدا به شما پارسی بدهد

00:04:54.540 --> 00:04:56.540
و پول آنها و زنانشان

00:04:56.540 --> 00:04:58.540
بعد با خودش می گوید

00:04:58.540 --> 00:05:00.540
چه چیزی باعث شد مشتم را گره کنم؟

00:05:00.540 --> 00:05:02.540
درباره بیعت با محمد

00:05:02.540 --> 00:05:04.540
من به صداقت او متقاعد شدم

00:05:04.540 --> 00:05:06.699
و صحت دعوت او

00:05:06.699 --> 00:05:08.699
در سال نهم هجری

00:05:08.699 --> 00:05:12.699
خداوند به المثنی بن حارثه شیبانی اذن دهد

00:05:12.699 --> 00:05:14.699
باعث افتخار خواهد بود که بپیوندید

00:05:14.699 --> 00:05:16.699
به تیپ های ایمان

00:05:16.699 --> 00:05:20.699
هیئتی را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد

00:05:20.699 --> 00:05:23.699
در جمع کثیری از بنی شیبان

00:05:23.699 --> 00:05:26.699
او قبل از خود اسلام آوردن خود را اعلام کرد

00:05:26.699 --> 00:05:29.899
او بیعت کرد که گوش کند و اطاعت کند

00:05:29.899 --> 00:05:31.899
اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:31.899 --> 00:05:33.899
فقط کمی طول کشید

00:05:33.899 --> 00:05:36.899
تا اینکه به رفیق برتر رسید

00:05:36.899 --> 00:05:40.930
اعراب دسته دسته شروع به ترک دین خدا کردند

00:05:40.930 --> 00:05:43.930
آنها هم دسته دسته وارد آن شدند

00:05:43.930 --> 00:05:46.930
دوست رضی الله عنه با آنها مقابله کرد

00:05:46.930 --> 00:05:50.930
آنها را به سوی کسانی که با او ماندند و به دینش پایبند بودند پرتاب کرد

00:05:50.930 --> 00:05:54.930
المثنی ابن حارثه شیبانی و قومش بود

00:05:54.930 --> 00:05:57.930
یکی از خشن ترین افراد در برابر مرتدان

00:05:57.930 --> 00:06:02.930
آنها بیشترین تأثیر را در از بین بردن این فتنه کور و ویرانگر دارند

00:06:02.930 --> 00:06:08.120
المثنی ابن حارثه از جنگ های ارتداد پیروز بیرون آمد

00:06:08.120 --> 00:06:12.120
او هشت هزار جنگجو را تحت فرمان خود پیدا کرد

00:06:12.120 --> 00:06:14.120
از فرمان او سرپیچی نمی کنند

00:06:14.120 --> 00:06:18.120
کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:06:18.120 --> 00:06:21.120
درباره تسلط مسلمانان بر ایران

00:06:21.120 --> 00:06:24.120
هنوز در گوشش زنگ می زند

00:06:24.120 --> 00:06:26.120
با خودش گفت

00:06:26.120 --> 00:06:29.120
چرا به این ارتش قدرتمند پارسیان حمله نکنم؟

00:06:29.120 --> 00:06:32.120
و سیاهی عراق را از دست آنها نجات خواهم داد

00:06:32.120 --> 00:06:35.120
آیا او به ما وعده صدیق و امانت نداده است؟

00:06:35.120 --> 00:06:40.120
که خداوند خانه ها، زنان و پولشان را به ما خواهد داد

00:06:40.120 --> 00:06:43.120
آیا شما صاحب خانه هستید و پول در می آورید؟

00:06:43.120 --> 00:06:47.220
جز با نوک نیزه و تیغه شمشیر

00:06:47.220 --> 00:06:51.220
او تصمیم گرفت مردمش را به عمق عراق ببرد

00:06:51.220 --> 00:06:56.220
بدون اینکه از خلیفه اجازه بخواهد تا او را شرمنده نکند

00:06:56.220 --> 00:07:00.220
اگر پیروز شد، نصرتش نصیب همه مسلمانان خواهد شد

00:07:00.220 --> 00:07:04.470
اگر بشکند، تنها برای او می شکند

00:07:04.470 --> 00:07:07.470
المثنی بن حارثه به سواد عراق حمله کرد

00:07:07.470 --> 00:07:12.470
باعث شد شهرها و روستاهایش زیر نیزه های اسب هایش بیفتند

00:07:12.470 --> 00:07:16.470
برگها نیز در پاییز می ریزند

00:07:16.470 --> 00:07:22.470
اخبار پیروزی های او در سراسر شبه جزیره عربستان پخش شد

00:07:22.470 --> 00:07:26.470
دوست رضی الله عنه به اطرافیانش گفت

00:07:26.470 --> 00:07:29.470
خبر پیروزی های او را از چه کسی می گیریم؟

00:07:29.470 --> 00:07:32.470
بدون اینکه ما از او چیزی بدانیم

00:07:32.470 --> 00:07:35.470
پاسخ این سوال بود

00:07:35.470 --> 00:07:37.470
و همین مورد

00:07:37.470 --> 00:07:39.470
با عجله به شهر رفت

00:07:39.470 --> 00:07:44.470
او با دوست ملاقات کرد و از حملات خود به عراق گفت

00:07:44.470 --> 00:07:49.470
او شهرها، روستاها و قلعه هایی را که از دست ایرانیان آزاد کرد، فهرست کرد

00:07:49.470 --> 00:07:52.470
و آن را به دولت اسلامی ضمیمه کرد

00:07:52.470 --> 00:07:54.470
او زیبایی های آن کشور را برای او تعریف کرد

00:07:54.470 --> 00:07:58.470
و فراوانی منابع آن و فراوانی محصولات آن

00:07:58.470 --> 00:08:01.470
او را از وضعیت اسب آگاه کرد

00:08:01.470 --> 00:08:04.470
او مجبور به رسیدگی به امور آنها شد و حکومت آنها مختل شد

00:08:04.470 --> 00:08:08.470
او این کار را ادامه داد تا اینکه وسوسه شد که ایران را فتح کند

00:08:08.470 --> 00:08:11.470
پس دوست در آن موضوع بزرگ فعال بود

00:08:11.470 --> 00:08:13.470
و ارتشی با ارتش

00:08:13.470 --> 00:08:16.470
المثنی بن حارثه شیبانی را ساخت

00:08:16.470 --> 00:08:20.470
یکی از فرماندهان ارشد او در این جنگ ها

00:08:20.470 --> 00:08:25.569
المثنی بن حارثه چندین جنگ با سپاهیان ایرانی انجام داد

00:08:25.569 --> 00:08:28.569
بزرگترین آنها نبرد معروف بابل بود

00:08:28.569 --> 00:08:31.569
او خبر این جنگ بود

00:08:31.569 --> 00:08:34.570
ماه دان متعلق به پارسیان است

00:08:34.570 --> 00:08:38.570
قبل از جنگ نامه ای به فرمانده سپاه مسلمانان فرستاد

00:08:38.570 --> 00:08:41.570
المثنی بن حارثه در این باره می گوید

00:08:41.570 --> 00:08:45.570
من گله داران مرغ و خوک را بر ضد شما قرار دادم

00:08:45.570 --> 00:08:47.570
و قلوه سنگ های دیگر

00:08:47.570 --> 00:08:50.570
من جز با آنها با شما نمی جنگم

00:08:50.570 --> 00:08:53.820
پس برای آنهایی که از بالای سرشان با خانواده هستند چه هستید؟

00:08:53.820 --> 00:08:57.820
المثنی با نامه ای به او پاسخ داد که در آن فرمود:

00:08:57.820 --> 00:09:00.820
از المثنی بن حارثه شیبانی

00:09:01.820 --> 00:09:03.820
تا ماه ذان

00:09:03.820 --> 00:09:05.820
در مورد بعد

00:09:05.820 --> 00:09:09.820
خدا را می ستاییم که مکر تو را به خشم تو برگرداند

00:09:09.820 --> 00:09:12.820
من به شما نیاز دارم که مراقب مرغ و خوک باشید

00:09:12.820 --> 00:09:15.820
برای دفاع از خود

00:09:15.820 --> 00:09:18.820
و فردا که این دو گروه به هم برسند

00:09:18.820 --> 00:09:23.080
ستمگران خواهند دانست که با کدام یک مخالفت کنند

00:09:23.080 --> 00:09:25.080
و هنگامی که دو گروه با هم ملاقات کردند

00:09:25.080 --> 00:09:28.080
هرمز فرمانده سپاه پارس از راه رسید

00:09:28.080 --> 00:09:31.080
در راس هزاران سربازش

00:09:31.080 --> 00:09:34.080
فیل بزرگ از آنها پیشی می گیرد

00:09:34.080 --> 00:09:38.080
که برای نبردهای بزرگ نگه داشتند

00:09:38.080 --> 00:09:41.080
سپس آن حیوان وحشتناک و آموزش دیده شروع به دویدن کرد

00:09:41.080 --> 00:09:47.080
او با شلنگ بلند و ضخیم خود به چپ و راست به سربازان مسلمان ضربه می زند

00:09:47.080 --> 00:09:49.080
دلهایشان از او متحیر شد

00:09:49.080 --> 00:09:52.080
اسب هایشان با دیدن او به خود لرزیدند

00:09:52.080 --> 00:09:55.080
سیستم آنها به دلیل آن سقوط کرد

00:09:55.080 --> 00:09:59.080
المثنب بن حارثه دریافت که پیروزی برای او غیر ممکن است

00:09:59.080 --> 00:10:05.080
تا زمانی که این حیوان توانا سربازانش را ویران کند

00:10:05.080 --> 00:10:09.110
پس با گروهی از مردان قوی خود برای او برهنه شد

00:10:09.110 --> 00:10:13.110
او لشکرکشی صادقانه را علیه سربازان اطرافش به راه انداخت

00:10:13.110 --> 00:10:16.110
پاهایشان را تکان دادم و در معرض دید او قرار دادم

00:10:16.110 --> 00:10:20.110
سپس نجلا با نیزه او را خنجر زد

00:10:20.110 --> 00:10:22.110
من به دست او کشته شدم

00:10:22.110 --> 00:10:26.110
او آن را با ضربات چاقو کشنده دیگری دنبال کرد

00:10:26.110 --> 00:10:31.110
به زودی فیل به زمین افتاد و در خون خود غسل کرد

00:10:31.110 --> 00:10:34.110
مسلمانان باید خدا را تسبیح و تسبیح گویند

00:10:34.110 --> 00:10:38.110
آنها به صورت سیل آسا به میدان جنگ ریختند

00:10:38.110 --> 00:10:42.110
نیزه و شمشیر خود را در گلوی دشمن فرو می کنند

00:10:42.110 --> 00:10:44.110
و فقط تعداد کمی است

00:10:44.110 --> 00:10:48.110
نه حتی چوپان مرغ و خوک

00:10:48.110 --> 00:10:51.110
و سرانشان اجازه فرار هرمز را ندادند

00:10:51.110 --> 00:10:55.110
المثنی بن حارثه شیبانی بابل را اشغال کرد

00:10:55.110 --> 00:10:58.110
پس به آنچه از غنایم داشت دست یافت

00:10:58.110 --> 00:11:01.110
و به زنانی که او را تحسین می کرد توهین کرد

00:11:01.110 --> 00:11:04.110
پس شروع به حمد و ثنای خداوند متعال کرد و گفت

00:11:04.110 --> 00:11:08.110
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راست گفت

00:11:08.110 --> 00:11:12.110
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله راست گفت

00:11:12.110 --> 00:11:14.110
ما صاحب زمین بودیم

00:11:14.110 --> 00:11:18.110
پول ها را گرفتیم و زنان را اسیر کردیم

00:11:18.110 --> 00:11:24.120
محمد و یارانش

00:11:24.120 --> 00:11:27.120
من عمارت ساخته شده را شسته ام

00:11:27.120 --> 00:11:29.120
ای شیار مرا بیشتر بخند

00:11:29.120 --> 00:11:33.120
آیا در مدح آنها بیشتر است؟
