1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,220 --> 00:00:18,219 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:18,219 --> 00:00:22,219 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,219 --> 00:00:25,219 اید الرحمن رفاه الپاشا 5 00:00:25,219 --> 00:00:27,260 خدا رحمتش کند 6 00:00:27,260 --> 00:00:32,469 عمیر بن وهب، خدا از تو راضی باشد 7 00:00:45,539 --> 00:00:47,539 عمیر بن وهاب الجمهی بازگشت 8 00:00:47,539 --> 00:00:49,539 از بدر به تنهایی زنده ماند 9 00:00:49,539 --> 00:00:52,539 اما پسرش وهبه را پشت سر گذاشت 10 00:00:52,539 --> 00:00:54,539 زندانی در دست مسلمانان 11 00:00:54,539 --> 00:00:56,539 عمیر ترسید 12 00:00:56,539 --> 00:00:58,539 که مسلمانان پسر را بگیرند 13 00:00:58,539 --> 00:01:00,539 به خاطر جنایت پدرش 14 00:01:00,539 --> 00:01:02,539 و او را در معرض عذابی هولناک قرار دهند 15 00:01:02,539 --> 00:01:04,540 مجازاتی که اعمال می شد 16 00:01:04,540 --> 00:01:06,540 سوگند به رسول خدا صلی الله علیه و آله 17 00:01:06,540 --> 00:01:08,540 از آسیب 18 00:01:08,540 --> 00:01:10,540 و برای ملاقات با آنچه اتفاق می افتاد 19 00:01:10,540 --> 00:01:12,540 با همراهانش از ناکل 20 00:01:12,540 --> 00:01:14,540 و در همان صبح 21 00:01:14,540 --> 00:01:16,540 عمیر به سمت مسجد حرکت کرد 22 00:01:16,540 --> 00:01:18,540 طواف کعبه 23 00:01:18,540 --> 00:01:20,569 و طلب برکت از بتهایش 24 00:01:20,569 --> 00:01:22,569 صفوان بن امیه را پیدا کرد 25 00:01:22,569 --> 00:01:24,569 کنار سنگ نشسته 26 00:01:24,569 --> 00:01:26,569 پس به او نزدیک شد و گفت 27 00:01:26,569 --> 00:01:28,569 صبح بخیر آقای قریش 28 00:01:28,569 --> 00:01:30,569 صفوان گفت 29 00:01:30,569 --> 00:01:32,569 صبح بخیر ابووهب 30 00:01:32,569 --> 00:01:34,569 بشین حرف بزن 31 00:01:34,569 --> 00:01:36,569 یک ساعت 32 00:01:36,569 --> 00:01:38,569 او با حرف زدن زمان را می کشد 33 00:01:38,569 --> 00:01:40,569 عمیر آرام نشست 34 00:01:40,569 --> 00:01:42,569 صفوان بن امیه 35 00:01:42,569 --> 00:01:44,569 دو مرد شروع به بحث کردند 36 00:01:44,569 --> 00:01:46,569 بدری و مصیبت او 37 00:01:46,569 --> 00:01:48,569 بزرگان و بسیاری 38 00:01:48,569 --> 00:01:50,569 خانواده هایی که به دست 39 00:01:50,569 --> 00:01:52,569 محمد و یارانش 40 00:01:52,569 --> 00:01:54,569 برای رهبران قریش عزاداری می کنند 41 00:01:54,569 --> 00:01:56,569 از اونایی که شما کشتید 42 00:01:56,569 --> 00:01:58,569 و دل آنها را در اعماق خود پنهان کرد 43 00:01:58,569 --> 00:02:00,569 صفوان بن امیه آهی کشید 44 00:02:00,569 --> 00:02:02,569 و او گفت 45 00:02:02,569 --> 00:02:04,569 نه به خدا در زندگی کردن 46 00:02:04,569 --> 00:02:06,569 خوبه بعدشون 47 00:02:06,569 --> 00:02:08,569 عمیر گفت 48 00:02:08,569 --> 00:02:10,569 حق با شماست، قسم می خورم 49 00:02:10,569 --> 00:02:12,569 سپس مدتی سکوت کرد 50 00:02:12,569 --> 00:02:14,569 گفت: سوگند به پروردگار کعبه. 51 00:02:14,569 --> 00:02:16,569 اگر بدهی هایم نبود، نمی کردم 52 00:02:16,569 --> 00:02:18,569 چیزی برای خرج کردن دارم 53 00:02:18,569 --> 00:02:20,569 و من برای فرزندانم می ترسم 54 00:02:20,569 --> 00:02:22,569 بعد از من گم شد 55 00:02:22,569 --> 00:02:24,569 من پیش محمد می رفتم و او را می کشتم 56 00:02:24,569 --> 00:02:26,569 و موضوع او قطعی شد 57 00:02:26,569 --> 00:02:28,569 و شر او را مهار کردی 58 00:02:28,569 --> 00:02:30,569 سپس با صدای آهسته به گفتن ادامه داد 59 00:02:30,569 --> 00:02:32,569 و در حضور پسرم به آنها داده شد 60 00:02:32,569 --> 00:02:34,569 چه چیزی باعث رفتن من می شود 61 00:02:34,569 --> 00:02:36,569 به یثرب چیزی که شبهه ایجاد نمی کند 62 00:02:36,569 --> 00:02:38,569 از صفوان بن امیتک بهره ببرید 63 00:02:38,569 --> 00:02:40,569 سخنان عمیر بن وهب 64 00:02:40,569 --> 00:02:42,569 او نمی خواست آن را از دست بدهد 65 00:02:42,569 --> 00:02:44,569 این فرصت 66 00:02:44,569 --> 00:02:46,569 رو به او کرد و گفت 67 00:02:46,569 --> 00:02:48,569 ای امیر 68 00:02:48,569 --> 00:02:50,569 تمام دینت را به من بسپار 69 00:02:50,569 --> 00:02:52,569 هر چقدر هم که باشد من آن را برای شما می پردازم 70 00:02:52,569 --> 00:02:54,569 در مورد فرزندان شما 71 00:02:54,569 --> 00:02:56,569 من آنها را در خانواده خود قرار خواهم داد 72 00:02:56,569 --> 00:02:58,569 چه چیزی بین من و آنها طولانی شد 73 00:02:58,569 --> 00:03:00,569 و من پول زیادی دارم 74 00:03:00,569 --> 00:03:02,569 تا آنجا که همه آنها می توانند 75 00:03:02,569 --> 00:03:04,569 زندگی راحت برای آنها تضمین شده است 76 00:03:04,569 --> 00:03:06,569 عمیر گفت 77 00:03:06,569 --> 00:03:08,569 پس این گفتگو را ادامه دهید 78 00:03:08,569 --> 00:03:10,569 به کسی نشان نده 79 00:03:10,569 --> 00:03:12,569 صفوان گفت 80 00:03:12,569 --> 00:03:14,569 بنابراین 81 00:03:14,569 --> 00:03:16,569 عمیر از مسجد برخاست 82 00:03:16,569 --> 00:03:18,569 آتش نفرت شعله ور است 83 00:03:18,569 --> 00:03:20,569 دلش برای محمد است 84 00:03:20,569 --> 00:03:22,569 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 85 00:03:22,569 --> 00:03:24,569 او شروع به تهیه کیت کرد 86 00:03:24,569 --> 00:03:26,569 تا آنچه را که تصمیم گرفته است اجرا کند 87 00:03:26,569 --> 00:03:28,569 او نمی ترسید 88 00:03:28,569 --> 00:03:30,569 یک نفر در سفر خسته است 89 00:03:30,569 --> 00:03:32,569 زیرا خانواده های اسیران از قریش هستند 90 00:03:32,569 --> 00:03:34,569 مردد بودند 91 00:03:34,569 --> 00:03:36,569 در یثرب در تعقیب 92 00:03:36,569 --> 00:03:38,569 پس از باج دادن به اسیرانشان 93 00:03:38,569 --> 00:03:40,569 عمیر بن وهب به شمشیر خود فرمان داد 94 00:03:40,569 --> 00:03:42,569 پس زهر را تیز کرد و آبیاری کرد 95 00:03:42,569 --> 00:03:44,569 او کوه خود را صدا زد 96 00:03:44,569 --> 00:03:46,569 پس تهیه کردم و به او تقدیم کردم 97 00:03:46,569 --> 00:03:48,569 بنابراین سوار آن شد 98 00:03:48,569 --> 00:03:50,569 سپس او را به سمت شهر هدایت کرد 99 00:03:50,569 --> 00:03:52,569 و پاپیروسش را پر از کینه 100 00:03:52,569 --> 00:03:54,729 و شر 101 00:03:54,729 --> 00:03:56,729 امیر به شهر رسید 102 00:03:56,729 --> 00:03:58,729 هر طور که خواست به سمت مسجد رفت 103 00:03:58,729 --> 00:04:00,729 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 104 00:04:00,729 --> 00:04:02,729 بعد فردا 105 00:04:02,729 --> 00:04:04,729 نزدیک درب او 106 00:04:04,729 --> 00:04:06,729 بر شترش تکیه داد و از آن پیاده شد 107 00:04:06,729 --> 00:04:08,729 عمر بن الخطاب بود 108 00:04:08,729 --> 00:04:10,729 پس خدا از او راضی باشد 109 00:04:10,729 --> 00:04:12,729 نشستن با چند نفر از همراهان 110 00:04:12,729 --> 00:04:14,729 نزدیک درب مسجد 111 00:04:14,729 --> 00:04:16,730 به یاد بدر هستند 112 00:04:16,730 --> 00:04:18,730 آن را یکی از اسیران قریش دید 113 00:04:18,730 --> 00:04:20,730 و آنها را کشتند 114 00:04:20,730 --> 00:04:22,730 آنها تصاویر قهرمانی مسلمانان را بازیابی می کنند 115 00:04:22,730 --> 00:04:24,730 از مهاجرین و انصار 116 00:04:24,730 --> 00:04:26,730 و به یاد می آورند که چه چیزی آنها را گرامی داشت 117 00:04:26,730 --> 00:04:28,730 خداوند به او پیروز گرداند 118 00:04:28,730 --> 00:04:30,730 و آنچه در دشمن آنها می بینم 119 00:04:30,730 --> 00:04:32,730 از کینه و خیانت 120 00:04:32,730 --> 00:04:34,730 او از یک عمر غفلت آمده است 121 00:04:34,730 --> 00:04:36,730 عمیر بن وهب را دید که فرود آمد 122 00:04:36,730 --> 00:04:38,730 در مورد رفتنش 123 00:04:38,730 --> 00:04:40,730 با روسری به سمت مسجد می رود 124 00:04:40,730 --> 00:04:42,730 شمشیر او از وحشت بلند شد 125 00:04:42,730 --> 00:04:44,730 گفت این سگ دشمن است 126 00:04:44,730 --> 00:04:46,730 عمیر بن وهب 127 00:04:46,730 --> 00:04:48,730 به خدا قسم او فقط برای شر آمده است 128 00:04:48,730 --> 00:04:50,730 مشرکان ما را شکست دادند 129 00:04:50,730 --> 00:04:52,730 در مکه بود 130 00:04:52,730 --> 00:04:54,730 ما قبل از بدر به ما چشم دوختیم 131 00:04:54,730 --> 00:04:56,730 سپس به یارانش گفت 132 00:04:56,730 --> 00:04:58,730 نزد رسول خدا برو 133 00:04:58,730 --> 00:05:00,730 و در کنار او باشید 134 00:05:00,730 --> 00:05:02,730 آنها هشدار دادند که این شخص شرور او را فریب نمی دهد 135 00:05:02,730 --> 00:05:04,730 سپس حیله گر ابتکار عمل را به دست گرفت 136 00:05:04,730 --> 00:05:06,730 عمر به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 137 00:05:06,730 --> 00:05:08,730 گفت یا رسول الله 138 00:05:08,730 --> 00:05:10,730 این دشمن خدا امیر است 139 00:05:10,730 --> 00:05:12,730 بن وهب آمده است 140 00:05:12,730 --> 00:05:14,730 و غلاف شمشیر خود را بیرون آورد 141 00:05:14,730 --> 00:05:16,730 من فکر نمی کنم او شر نمی خواهد 142 00:05:16,730 --> 00:05:18,730 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم 143 00:05:18,730 --> 00:05:20,730 آن را روی من وارد کنید 144 00:05:20,730 --> 00:05:22,730 فاروق به عمیر نزدیک شد 145 00:05:22,730 --> 00:05:24,730 بن وهاب 146 00:05:24,730 --> 00:05:26,730 و یقه اش را گرفت 147 00:05:26,730 --> 00:05:28,730 شمشیرش را دور گردنش حلقه کرد 148 00:05:28,730 --> 00:05:30,730 او را به سوی رسول خدا برد 149 00:05:30,730 --> 00:05:32,790 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 150 00:05:32,790 --> 00:05:34,790 وقتی پیامبر او را دید 151 00:05:34,790 --> 00:05:36,790 در این شرایط درود بر شما باد 152 00:05:36,790 --> 00:05:38,790 به عمر گفت 153 00:05:38,790 --> 00:05:40,790 او را آزاد کن عمر 154 00:05:40,790 --> 00:05:42,790 سپس به او گفت 155 00:05:42,790 --> 00:05:44,790 او دیر آمد 156 00:05:44,790 --> 00:05:46,790 پس دیر کرد 157 00:05:46,790 --> 00:05:48,790 سپس نزد عمیر بن وهب رفت 158 00:05:48,790 --> 00:05:50,790 سپس فرمود: ای امیر 159 00:05:50,790 --> 00:05:52,790 اومد بالا و گفت 160 00:05:52,790 --> 00:05:54,790 صبح بخیر 161 00:05:54,790 --> 00:05:56,790 سلام اعراب در دوران جاهليت است 162 00:05:56,790 --> 00:05:58,790 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 163 00:05:58,790 --> 00:06:00,790 و درود خدا بر او باد 164 00:06:00,790 --> 00:06:02,790 خداوند ما را با درود گرامی داشته است 165 00:06:02,790 --> 00:06:04,790 بهتر از درود تو، عمیر 166 00:06:04,790 --> 00:06:06,790 خداوند به ما عزت داده است 167 00:06:06,790 --> 00:06:08,790 با آرامش و او 168 00:06:08,790 --> 00:06:10,790 درود بر اهل بهشت 169 00:06:10,790 --> 00:06:12,790 عمیر گفت 170 00:06:12,790 --> 00:06:14,790 به خدا سوگند از سلام ما دور نیستی 171 00:06:14,790 --> 00:06:16,790 و شما برای عهد و پیمانی در آن هستید 172 00:06:16,790 --> 00:06:18,790 و به او گفت 173 00:06:18,790 --> 00:06:20,790 رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 174 00:06:20,790 --> 00:06:22,790 و چه چیزی شما را به ارمغان آورد؟ 175 00:06:22,790 --> 00:06:24,790 ای امیر 176 00:06:24,790 --> 00:06:26,790 گفت: اومدم لطفا. 177 00:06:26,790 --> 00:06:28,790 این زندانی را که در دستان شماست آزاد کنید 178 00:06:28,790 --> 00:06:30,790 بنابراین آنها با من مهربانانه رفتار کردند 179 00:06:30,790 --> 00:06:32,790 او گفت 180 00:06:32,790 --> 00:06:34,790 شمشیر دور گردنت چطور؟ 181 00:06:34,790 --> 00:06:36,790 او گفت 182 00:06:36,790 --> 00:06:38,790 او خدای شمشیرهاست 183 00:06:38,790 --> 00:06:40,790 آیا در روز بدر برای ما سودی نداشت؟ 184 00:06:40,790 --> 00:06:42,790 او گفت 185 00:06:42,790 --> 00:06:44,790 باور کن 186 00:06:44,790 --> 00:06:46,790 برای چه آمده ای عمیر؟ 187 00:06:46,790 --> 00:06:48,790 گفت: من فقط برای همین آمدم 188 00:06:48,790 --> 00:06:50,790 او گفت 189 00:06:50,790 --> 00:06:52,790 بلکه تو و صفوان بن امیه نشستید 190 00:06:52,790 --> 00:06:54,790 روی سنگ 191 00:06:54,790 --> 00:06:56,790 پس در مورد اهل دل بحث کردی 192 00:06:56,790 --> 00:06:58,790 چه کسی قریش را کشت؟ 193 00:06:58,790 --> 00:07:00,790 بعد گفتم اگر بدهی من نبود 194 00:07:00,790 --> 00:07:02,790 و من بچه دارم 195 00:07:02,790 --> 00:07:04,790 من برای کشتن محمد بیرون می رفتم 196 00:07:04,790 --> 00:07:06,790 پس صفوان بن امیه آن را برای شما حمل می کند 197 00:07:06,790 --> 00:07:08,790 دین شما و فرزندانتان 198 00:07:08,790 --> 00:07:10,790 برای کشتن من 199 00:07:10,790 --> 00:07:12,790 خداوند حائلی است بین من و تو 200 00:07:12,790 --> 00:07:14,790 این باعث تعجب عمیر شد 201 00:07:14,790 --> 00:07:16,790 یک لحظه و بعد دیگر هیچ 202 00:07:16,790 --> 00:07:18,790 که گفت: شهادت می دهم. 203 00:07:18,790 --> 00:07:20,790 تو رسول خدا هستی 204 00:07:20,790 --> 00:07:22,790 بعد جواب می دهم و او می گوید بله 205 00:07:22,790 --> 00:07:24,790 ای رسول خدا تو را تکذیب می کنیم 206 00:07:24,790 --> 00:07:26,790 چیزی که برای ما می آوردی 207 00:07:26,790 --> 00:07:28,790 از اخبار بهشت و چه 208 00:07:28,790 --> 00:07:30,790 وحی بر تو نازل می شود 209 00:07:30,790 --> 00:07:32,790 اما خبر من با صفوان بن امیه است 210 00:07:32,790 --> 00:07:34,790 هیچ کس از آن خبر نداشت 211 00:07:34,790 --> 00:07:36,790 جز من و او 212 00:07:36,790 --> 00:07:38,790 به خدا من مطمئن بودم که اینطور است 213 00:07:38,790 --> 00:07:40,790 هیچکس جز خدا آن را برای شما نیاورده است 214 00:07:40,790 --> 00:07:42,790 الحمدلله که 215 00:07:42,790 --> 00:07:44,790 مرا به بازاری ببر 216 00:07:44,790 --> 00:07:46,819 تا مرا به اسلام راهنمایی کند 217 00:07:46,819 --> 00:07:48,819 سپس شهادت داد که خدایی نیست 218 00:07:48,819 --> 00:07:50,819 جز خدا و آن 219 00:07:50,819 --> 00:07:52,819 محمد رسول خداست 220 00:07:52,819 --> 00:07:54,819 و اسلام آورد 221 00:07:54,819 --> 00:07:56,819 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم 222 00:07:56,819 --> 00:07:58,819 نزد یارانش فقیه بودند 223 00:07:58,819 --> 00:08:00,819 برادرت در دینش و به او بیاموز 224 00:08:00,819 --> 00:08:02,819 قرآن و منتشر شد 225 00:08:02,819 --> 00:08:04,819 زندانی شادی 226 00:08:04,819 --> 00:08:06,819 مسلمانان از اسلام عمیر بن پیروی می کنند 227 00:08:06,819 --> 00:08:08,819 او بزرگترین شادی را بخشید 228 00:08:08,819 --> 00:08:10,819 حتی عمر بن الخطاب رضی الله عنه 229 00:08:10,819 --> 00:08:12,819 درباره او به خوک گفت 230 00:08:12,819 --> 00:08:14,819 او نزد من از عمیر محبوبتر بود 231 00:08:14,819 --> 00:08:16,819 بن وهب وقتی به هوش آمد 232 00:08:16,819 --> 00:08:18,819 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 233 00:08:18,819 --> 00:08:20,819 و امروز هست 234 00:08:20,819 --> 00:08:22,819 او برای من از برخی از فرزندانم محبوب تر است 235 00:08:22,819 --> 00:08:24,819 در حالی که عمیر بود 236 00:08:24,819 --> 00:08:26,819 او با تعالیم خود را پاک می کند 237 00:08:26,819 --> 00:08:28,819 اسلام شکوفا می شود 238 00:08:28,819 --> 00:08:30,819 او را با نور قرآن هدایت کرد 239 00:08:30,819 --> 00:08:32,820 و شگفت انگیزترین روزها را زندگی کنید 240 00:08:32,820 --> 00:08:34,820 زندگی او و ثروتمندترین آن 241 00:08:34,820 --> 00:08:36,820 که باعث می شود مکه را فراموش کنم 242 00:08:36,820 --> 00:08:38,820 و چه کسی در مکه است 243 00:08:38,820 --> 00:08:40,820 صفان بن امیه یمنی بود 244 00:08:40,820 --> 00:08:42,820 همان ایمنی و پاس 245 00:08:42,820 --> 00:08:44,820 شنیدم که قریش می گفت 246 00:08:44,820 --> 00:08:46,820 خبرهای عالی بیاور 247 00:08:46,820 --> 00:08:48,820 به زودی 248 00:08:48,820 --> 00:08:51,019 او جنگ بدر را فراموش می کند 249 00:08:51,019 --> 00:08:53,019 بعد خیلی طول کشید 250 00:08:53,019 --> 00:08:55,019 در انتظار صفوان بن امیه 251 00:08:55,019 --> 00:08:57,019 اضطراب شروع به نفوذ کرد 252 00:08:57,019 --> 00:08:59,019 کم کم همینطور 253 00:08:59,019 --> 00:09:01,019 تا فردا نوسان دارد 254 00:09:01,019 --> 00:09:03,019 روی داغ ترین اخگرها 255 00:09:03,019 --> 00:09:05,019 شروع به پرسیدن از مسافران کرد 256 00:09:05,019 --> 00:09:07,019 از عمیر بن وهب 257 00:09:07,019 --> 00:09:09,019 هیچ کس جوابی ندارد 258 00:09:09,019 --> 00:09:11,019 او را شفا داد تا آمد 259 00:09:11,019 --> 00:09:13,019 یک مسافر این را گفت 260 00:09:13,019 --> 00:09:15,019 عمیر به اسلام گرویده است 261 00:09:15,019 --> 00:09:17,019 سپس خبر به او رسید 262 00:09:17,019 --> 00:09:19,019 صاعقه اگر بود 263 00:09:19,019 --> 00:09:21,019 او فکر می کند که عمیر بن وهب اسلام نخواهد آورد 264 00:09:21,019 --> 00:09:23,019 حتی اگر همه مسلمان شوند 265 00:09:23,019 --> 00:09:25,139 روی سطح زمین 266 00:09:25,139 --> 00:09:27,139 عمیر بن وهب 267 00:09:27,139 --> 00:09:29,139 او به سختی با دین خود موافق بود 268 00:09:29,139 --> 00:09:31,139 و آنچه را که برایش آسان است حفظ می کند 269 00:09:31,139 --> 00:09:33,139 از قول پروردگارش 270 00:09:33,139 --> 00:09:35,139 تا اینکه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 271 00:09:35,139 --> 00:09:37,139 و سلام گفت 272 00:09:37,139 --> 00:09:39,139 ای رسول خدا 273 00:09:39,139 --> 00:09:41,139 خیلی وقته که اومده 274 00:09:41,139 --> 00:09:43,139 مدام در حال خاموش کردن هستم 275 00:09:43,139 --> 00:09:45,139 نور خدا بسیار مضر است 276 00:09:45,139 --> 00:09:47,139 برای پیروان دین مبین اسلام 277 00:09:47,139 --> 00:09:49,139 خیلی دوست دارم منو ببخشی 278 00:09:49,139 --> 00:09:51,139 برای رفتن به مکه 279 00:09:51,139 --> 00:09:53,139 برای دعوت قریش به سوی خدا 280 00:09:53,139 --> 00:09:55,139 اگر مرا قبول کنند 281 00:09:55,139 --> 00:09:57,139 پس بله، کاری که آنها انجام دادند 282 00:09:57,139 --> 00:09:59,139 حتی اگر از من روی برگردانند 283 00:09:59,139 --> 00:10:01,139 من آنها را در دینشان آزار دادم 284 00:10:01,139 --> 00:10:03,139 اصحاب رسول خدا آسیب دیدند 285 00:10:03,139 --> 00:10:05,139 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 286 00:10:05,139 --> 00:10:07,139 پس رسول به او اجازه داد 287 00:10:07,139 --> 00:10:09,139 دعا و آرامش 288 00:10:09,139 --> 00:10:11,139 سپس به مکه رسید 289 00:10:11,139 --> 00:10:13,139 به خانه صفوان بن امیه آمد 290 00:10:13,139 --> 00:10:15,139 گفت: صفوان 291 00:10:15,139 --> 00:10:17,139 شما از اساتید مکه هستید 292 00:10:17,139 --> 00:10:19,139 و داناترین خردمندان 293 00:10:19,139 --> 00:10:21,139 قریش 294 00:10:21,139 --> 00:10:23,139 من می بینم که شما این هستید 295 00:10:23,139 --> 00:10:25,139 از پرستش سنگ و ذبح آنها 296 00:10:25,139 --> 00:10:27,139 در ذهن درست است 297 00:10:27,139 --> 00:10:29,240 دین بودن 298 00:10:29,240 --> 00:10:31,240 همانطور که برای من 299 00:10:31,240 --> 00:10:33,240 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 300 00:10:33,240 --> 00:10:35,240 و اینکه محمد رسول خداست 301 00:10:35,240 --> 00:10:37,240 سپس خاموش شد 302 00:10:37,240 --> 00:10:39,240 عمیر خدا را می خواند 303 00:10:39,240 --> 00:10:41,240 در مکه تا زمانی که اسلام آورد 304 00:10:41,240 --> 00:10:43,240 او خلاقیت های زیادی در دستان خود دارد 305 00:10:43,240 --> 00:10:45,240 خداوند به شما اجر بدهد 306 00:10:45,240 --> 00:10:47,240 مثوبه عمیر بن وهب 307 00:10:47,240 --> 00:10:49,240 و چراغی برای او در قبرش 308 00:10:49,240 --> 00:10:52,200 عمیر بن وهب فردا آمد 309 00:10:52,200 --> 00:10:54,360 او برای من از برخی از فرزندانم محبوب تر است 310 00:10:54,360 --> 00:10:56,620 عمر بن الخطاب