WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.220 --> 00:00:18.219
انجمن مواضع خشنود است

00:00:18.219 --> 00:00:22.219
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:22.219 --> 00:00:25.219
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.219 --> 00:00:27.260
خدا رحمتش کند

00:00:27.260 --> 00:00:32.469
عمیر بن وهب، خدا از تو راضی باشد

00:00:45.539 --> 00:00:47.539
عمیر بن وهاب الجمهی بازگشت

00:00:47.539 --> 00:00:49.539
از بدر به تنهایی زنده ماند

00:00:49.539 --> 00:00:52.539
اما پسرش وهبه را پشت سر گذاشت

00:00:52.539 --> 00:00:54.539
زندانی در دست مسلمانان

00:00:54.539 --> 00:00:56.539
عمیر ترسید

00:00:56.539 --> 00:00:58.539
که مسلمانان پسر را بگیرند

00:00:58.539 --> 00:01:00.539
به خاطر جنایت پدرش

00:01:00.539 --> 00:01:02.539
و او را در معرض عذابی هولناک قرار دهند

00:01:02.539 --> 00:01:04.540
مجازاتی که اعمال می شد

00:01:04.540 --> 00:01:06.540
سوگند به رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:01:06.540 --> 00:01:08.540
از آسیب

00:01:08.540 --> 00:01:10.540
و برای ملاقات با آنچه اتفاق می افتاد

00:01:10.540 --> 00:01:12.540
با همراهانش از ناکل

00:01:12.540 --> 00:01:14.540
و در همان صبح

00:01:14.540 --> 00:01:16.540
عمیر به سمت مسجد حرکت کرد

00:01:16.540 --> 00:01:18.540
طواف کعبه

00:01:18.540 --> 00:01:20.569
و طلب برکت از بتهایش

00:01:20.569 --> 00:01:22.569
صفوان بن امیه را پیدا کرد

00:01:22.569 --> 00:01:24.569
کنار سنگ نشسته

00:01:24.569 --> 00:01:26.569
پس به او نزدیک شد و گفت

00:01:26.569 --> 00:01:28.569
صبح بخیر آقای قریش

00:01:28.569 --> 00:01:30.569
صفوان گفت

00:01:30.569 --> 00:01:32.569
صبح بخیر ابووهب

00:01:32.569 --> 00:01:34.569
بشین حرف بزن

00:01:34.569 --> 00:01:36.569
یک ساعت

00:01:36.569 --> 00:01:38.569
او با حرف زدن زمان را می کشد

00:01:38.569 --> 00:01:40.569
عمیر آرام نشست

00:01:40.569 --> 00:01:42.569
صفوان بن امیه

00:01:42.569 --> 00:01:44.569
دو مرد شروع به بحث کردند

00:01:44.569 --> 00:01:46.569
بدری و مصیبت او

00:01:46.569 --> 00:01:48.569
بزرگان و بسیاری

00:01:48.569 --> 00:01:50.569
خانواده هایی که به دست

00:01:50.569 --> 00:01:52.569
محمد و یارانش

00:01:52.569 --> 00:01:54.569
برای رهبران قریش عزاداری می کنند

00:01:54.569 --> 00:01:56.569
از اونایی که شما کشتید

00:01:56.569 --> 00:01:58.569
و دل آنها را در اعماق خود پنهان کرد

00:01:58.569 --> 00:02:00.569
صفوان بن امیه آهی کشید

00:02:00.569 --> 00:02:02.569
و او گفت

00:02:02.569 --> 00:02:04.569
نه به خدا در زندگی کردن

00:02:04.569 --> 00:02:06.569
خوبه بعدشون

00:02:06.569 --> 00:02:08.569
عمیر گفت

00:02:08.569 --> 00:02:10.569
حق با شماست، قسم می خورم

00:02:10.569 --> 00:02:12.569
سپس مدتی سکوت کرد

00:02:12.569 --> 00:02:14.569
گفت: سوگند به پروردگار کعبه.

00:02:14.569 --> 00:02:16.569
اگر بدهی هایم نبود، نمی کردم

00:02:16.569 --> 00:02:18.569
چیزی برای خرج کردن دارم

00:02:18.569 --> 00:02:20.569
و من برای فرزندانم می ترسم

00:02:20.569 --> 00:02:22.569
بعد از من گم شد

00:02:22.569 --> 00:02:24.569
من پیش محمد می رفتم و او را می کشتم

00:02:24.569 --> 00:02:26.569
و موضوع او قطعی شد

00:02:26.569 --> 00:02:28.569
و شر او را مهار کردی

00:02:28.569 --> 00:02:30.569
سپس با صدای آهسته به گفتن ادامه داد

00:02:30.569 --> 00:02:32.569
و در حضور پسرم به آنها داده شد

00:02:32.569 --> 00:02:34.569
چه چیزی باعث رفتن من می شود

00:02:34.569 --> 00:02:36.569
به یثرب چیزی که شبهه ایجاد نمی کند

00:02:36.569 --> 00:02:38.569
از صفوان بن امیتک بهره ببرید

00:02:38.569 --> 00:02:40.569
سخنان عمیر بن وهب

00:02:40.569 --> 00:02:42.569
او نمی خواست آن را از دست بدهد

00:02:42.569 --> 00:02:44.569
این فرصت

00:02:44.569 --> 00:02:46.569
رو به او کرد و گفت

00:02:46.569 --> 00:02:48.569
ای امیر

00:02:48.569 --> 00:02:50.569
تمام دینت را به من بسپار

00:02:50.569 --> 00:02:52.569
هر چقدر هم که باشد من آن را برای شما می پردازم

00:02:52.569 --> 00:02:54.569
در مورد فرزندان شما

00:02:54.569 --> 00:02:56.569
من آنها را در خانواده خود قرار خواهم داد

00:02:56.569 --> 00:02:58.569
چه چیزی بین من و آنها طولانی شد

00:02:58.569 --> 00:03:00.569
و من پول زیادی دارم

00:03:00.569 --> 00:03:02.569
تا آنجا که همه آنها می توانند

00:03:02.569 --> 00:03:04.569
زندگی راحت برای آنها تضمین شده است

00:03:04.569 --> 00:03:06.569
عمیر گفت

00:03:06.569 --> 00:03:08.569
پس این گفتگو را ادامه دهید

00:03:08.569 --> 00:03:10.569
به کسی نشان نده

00:03:10.569 --> 00:03:12.569
صفوان گفت

00:03:12.569 --> 00:03:14.569
بنابراین

00:03:14.569 --> 00:03:16.569
عمیر از مسجد برخاست

00:03:16.569 --> 00:03:18.569
آتش نفرت شعله ور است

00:03:18.569 --> 00:03:20.569
دلش برای محمد است

00:03:20.569 --> 00:03:22.569
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:03:22.569 --> 00:03:24.569
او شروع به تهیه کیت کرد

00:03:24.569 --> 00:03:26.569
تا آنچه را که تصمیم گرفته است اجرا کند

00:03:26.569 --> 00:03:28.569
او نمی ترسید

00:03:28.569 --> 00:03:30.569
یک نفر در سفر خسته است

00:03:30.569 --> 00:03:32.569
زیرا خانواده های اسیران از قریش هستند

00:03:32.569 --> 00:03:34.569
مردد بودند

00:03:34.569 --> 00:03:36.569
در یثرب در تعقیب

00:03:36.569 --> 00:03:38.569
پس از باج دادن به اسیرانشان

00:03:38.569 --> 00:03:40.569
عمیر بن وهب به شمشیر خود فرمان داد

00:03:40.569 --> 00:03:42.569
پس زهر را تیز کرد و آبیاری کرد

00:03:42.569 --> 00:03:44.569
او کوه خود را صدا زد

00:03:44.569 --> 00:03:46.569
پس تهیه کردم و به او تقدیم کردم

00:03:46.569 --> 00:03:48.569
بنابراین سوار آن شد

00:03:48.569 --> 00:03:50.569
سپس او را به سمت شهر هدایت کرد

00:03:50.569 --> 00:03:52.569
و پاپیروسش را پر از کینه

00:03:52.569 --> 00:03:54.729
و شر

00:03:54.729 --> 00:03:56.729
امیر به شهر رسید

00:03:56.729 --> 00:03:58.729
هر طور که خواست به سمت مسجد رفت

00:03:58.729 --> 00:04:00.729
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:00.729 --> 00:04:02.729
بعد فردا

00:04:02.729 --> 00:04:04.729
نزدیک درب او

00:04:04.729 --> 00:04:06.729
بر شترش تکیه داد و از آن پیاده شد

00:04:06.729 --> 00:04:08.729
عمر بن الخطاب بود

00:04:08.729 --> 00:04:10.729
پس خدا از او راضی باشد

00:04:10.729 --> 00:04:12.729
نشستن با چند نفر از همراهان

00:04:12.729 --> 00:04:14.729
نزدیک درب مسجد

00:04:14.729 --> 00:04:16.730
به یاد بدر هستند

00:04:16.730 --> 00:04:18.730
آن را یکی از اسیران قریش دید

00:04:18.730 --> 00:04:20.730
و آنها را کشتند

00:04:20.730 --> 00:04:22.730
آنها تصاویر قهرمانی مسلمانان را بازیابی می کنند

00:04:22.730 --> 00:04:24.730
از مهاجرین و انصار

00:04:24.730 --> 00:04:26.730
و به یاد می آورند که چه چیزی آنها را گرامی داشت

00:04:26.730 --> 00:04:28.730
خداوند به او پیروز گرداند

00:04:28.730 --> 00:04:30.730
و آنچه در دشمن آنها می بینم

00:04:30.730 --> 00:04:32.730
از کینه و خیانت

00:04:32.730 --> 00:04:34.730
او از یک عمر غفلت آمده است

00:04:34.730 --> 00:04:36.730
عمیر بن وهب را دید که فرود آمد

00:04:36.730 --> 00:04:38.730
در مورد رفتنش

00:04:38.730 --> 00:04:40.730
با روسری به سمت مسجد می رود

00:04:40.730 --> 00:04:42.730
شمشیر او از وحشت بلند شد

00:04:42.730 --> 00:04:44.730
گفت این سگ دشمن است

00:04:44.730 --> 00:04:46.730
عمیر بن وهب

00:04:46.730 --> 00:04:48.730
به خدا قسم او فقط برای شر آمده است

00:04:48.730 --> 00:04:50.730
مشرکان ما را شکست دادند

00:04:50.730 --> 00:04:52.730
در مکه بود

00:04:52.730 --> 00:04:54.730
ما قبل از بدر به ما چشم دوختیم

00:04:54.730 --> 00:04:56.730
سپس به یارانش گفت

00:04:56.730 --> 00:04:58.730
نزد رسول خدا برو

00:04:58.730 --> 00:05:00.730
و در کنار او باشید

00:05:00.730 --> 00:05:02.730
آنها هشدار دادند که این شخص شرور او را فریب نمی دهد

00:05:02.730 --> 00:05:04.730
سپس حیله گر ابتکار عمل را به دست گرفت

00:05:04.730 --> 00:05:06.730
عمر به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:06.730 --> 00:05:08.730
گفت یا رسول الله

00:05:08.730 --> 00:05:10.730
این دشمن خدا امیر است

00:05:10.730 --> 00:05:12.730
بن وهب آمده است

00:05:12.730 --> 00:05:14.730
و غلاف شمشیر خود را بیرون آورد

00:05:14.730 --> 00:05:16.730
من فکر نمی کنم او شر نمی خواهد

00:05:16.730 --> 00:05:18.730
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:18.730 --> 00:05:20.730
آن را روی من وارد کنید

00:05:20.730 --> 00:05:22.730
فاروق به عمیر نزدیک شد

00:05:22.730 --> 00:05:24.730
بن وهاب

00:05:24.730 --> 00:05:26.730
و یقه اش را گرفت

00:05:26.730 --> 00:05:28.730
شمشیرش را دور گردنش حلقه کرد

00:05:28.730 --> 00:05:30.730
او را به سوی رسول خدا برد

00:05:30.730 --> 00:05:32.790
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:05:32.790 --> 00:05:34.790
وقتی پیامبر او را دید

00:05:34.790 --> 00:05:36.790
در این شرایط درود بر شما باد

00:05:36.790 --> 00:05:38.790
به عمر گفت

00:05:38.790 --> 00:05:40.790
او را آزاد کن عمر

00:05:40.790 --> 00:05:42.790
سپس به او گفت

00:05:42.790 --> 00:05:44.790
او دیر آمد

00:05:44.790 --> 00:05:46.790
پس دیر کرد

00:05:46.790 --> 00:05:48.790
سپس نزد عمیر بن وهب رفت

00:05:48.790 --> 00:05:50.790
سپس فرمود: ای امیر

00:05:50.790 --> 00:05:52.790
اومد بالا و گفت

00:05:52.790 --> 00:05:54.790
صبح بخیر

00:05:54.790 --> 00:05:56.790
سلام اعراب در دوران جاهليت است

00:05:56.790 --> 00:05:58.790
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:05:58.790 --> 00:06:00.790
و درود خدا بر او باد

00:06:00.790 --> 00:06:02.790
خداوند ما را با درود گرامی داشته است

00:06:02.790 --> 00:06:04.790
بهتر از درود تو، عمیر

00:06:04.790 --> 00:06:06.790
خداوند به ما عزت داده است

00:06:06.790 --> 00:06:08.790
با آرامش و او

00:06:08.790 --> 00:06:10.790
درود بر اهل بهشت

00:06:10.790 --> 00:06:12.790
عمیر گفت

00:06:12.790 --> 00:06:14.790
به خدا سوگند از سلام ما دور نیستی

00:06:14.790 --> 00:06:16.790
و شما برای عهد و پیمانی در آن هستید

00:06:16.790 --> 00:06:18.790
و به او گفت

00:06:18.790 --> 00:06:20.790
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:06:20.790 --> 00:06:22.790
و چه چیزی شما را به ارمغان آورد؟

00:06:22.790 --> 00:06:24.790
ای امیر

00:06:24.790 --> 00:06:26.790
گفت: اومدم لطفا.

00:06:26.790 --> 00:06:28.790
این زندانی را که در دستان شماست آزاد کنید

00:06:28.790 --> 00:06:30.790
بنابراین آنها با من مهربانانه رفتار کردند

00:06:30.790 --> 00:06:32.790
او گفت

00:06:32.790 --> 00:06:34.790
شمشیر دور گردنت چطور؟

00:06:34.790 --> 00:06:36.790
او گفت

00:06:36.790 --> 00:06:38.790
او خدای شمشیرهاست

00:06:38.790 --> 00:06:40.790
آیا در روز بدر برای ما سودی نداشت؟

00:06:40.790 --> 00:06:42.790
او گفت

00:06:42.790 --> 00:06:44.790
باور کن

00:06:44.790 --> 00:06:46.790
برای چه آمده ای عمیر؟

00:06:46.790 --> 00:06:48.790
گفت: من فقط برای همین آمدم

00:06:48.790 --> 00:06:50.790
او گفت

00:06:50.790 --> 00:06:52.790
بلکه تو و صفوان بن امیه نشستید

00:06:52.790 --> 00:06:54.790
روی سنگ

00:06:54.790 --> 00:06:56.790
پس در مورد اهل دل بحث کردی

00:06:56.790 --> 00:06:58.790
چه کسی قریش را کشت؟

00:06:58.790 --> 00:07:00.790
بعد گفتم اگر بدهی من نبود

00:07:00.790 --> 00:07:02.790
و من بچه دارم

00:07:02.790 --> 00:07:04.790
من برای کشتن محمد بیرون می رفتم

00:07:04.790 --> 00:07:06.790
پس صفوان بن امیه آن را برای شما حمل می کند

00:07:06.790 --> 00:07:08.790
دین شما و فرزندانتان

00:07:08.790 --> 00:07:10.790
برای کشتن من

00:07:10.790 --> 00:07:12.790
خداوند حائلی است بین من و تو

00:07:12.790 --> 00:07:14.790
این باعث تعجب عمیر شد

00:07:14.790 --> 00:07:16.790
یک لحظه و بعد دیگر هیچ

00:07:16.790 --> 00:07:18.790
که گفت: شهادت می دهم.

00:07:18.790 --> 00:07:20.790
تو رسول خدا هستی

00:07:20.790 --> 00:07:22.790
بعد جواب می دهم و او می گوید بله

00:07:22.790 --> 00:07:24.790
ای رسول خدا تو را تکذیب می کنیم

00:07:24.790 --> 00:07:26.790
چیزی که برای ما می آوردی

00:07:26.790 --> 00:07:28.790
از اخبار بهشت و چه

00:07:28.790 --> 00:07:30.790
وحی بر تو نازل می شود

00:07:30.790 --> 00:07:32.790
اما خبر من با صفوان بن امیه است

00:07:32.790 --> 00:07:34.790
هیچ کس از آن خبر نداشت

00:07:34.790 --> 00:07:36.790
جز من و او

00:07:36.790 --> 00:07:38.790
به خدا من مطمئن بودم که اینطور است

00:07:38.790 --> 00:07:40.790
هیچکس جز خدا آن را برای شما نیاورده است

00:07:40.790 --> 00:07:42.790
الحمدلله که

00:07:42.790 --> 00:07:44.790
مرا به بازاری ببر

00:07:44.790 --> 00:07:46.819
تا مرا به اسلام راهنمایی کند

00:07:46.819 --> 00:07:48.819
سپس شهادت داد که خدایی نیست

00:07:48.819 --> 00:07:50.819
جز خدا و آن

00:07:50.819 --> 00:07:52.819
محمد رسول خداست

00:07:52.819 --> 00:07:54.819
و اسلام آورد

00:07:54.819 --> 00:07:56.819
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم

00:07:56.819 --> 00:07:58.819
نزد یارانش فقیه بودند

00:07:58.819 --> 00:08:00.819
برادرت در دینش و به او بیاموز

00:08:00.819 --> 00:08:02.819
قرآن و منتشر شد

00:08:02.819 --> 00:08:04.819
زندانی شادی

00:08:04.819 --> 00:08:06.819
مسلمانان از اسلام عمیر بن پیروی می کنند

00:08:06.819 --> 00:08:08.819
او بزرگترین شادی را بخشید

00:08:08.819 --> 00:08:10.819
حتی عمر بن الخطاب رضی الله عنه

00:08:10.819 --> 00:08:12.819
درباره او به خوک گفت

00:08:12.819 --> 00:08:14.819
او نزد من از عمیر محبوبتر بود

00:08:14.819 --> 00:08:16.819
بن وهب وقتی به هوش آمد

00:08:16.819 --> 00:08:18.819
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:08:18.819 --> 00:08:20.819
و امروز هست

00:08:20.819 --> 00:08:22.819
او برای من از برخی از فرزندانم محبوب تر است

00:08:22.819 --> 00:08:24.819
در حالی که عمیر بود

00:08:24.819 --> 00:08:26.819
او با تعالیم خود را پاک می کند

00:08:26.819 --> 00:08:28.819
اسلام شکوفا می شود

00:08:28.819 --> 00:08:30.819
او را با نور قرآن هدایت کرد

00:08:30.819 --> 00:08:32.820
و شگفت انگیزترین روزها را زندگی کنید

00:08:32.820 --> 00:08:34.820
زندگی او و ثروتمندترین آن

00:08:34.820 --> 00:08:36.820
که باعث می شود مکه را فراموش کنم

00:08:36.820 --> 00:08:38.820
و چه کسی در مکه است

00:08:38.820 --> 00:08:40.820
صفان بن امیه یمنی بود

00:08:40.820 --> 00:08:42.820
همان ایمنی و پاس

00:08:42.820 --> 00:08:44.820
شنیدم که قریش می گفت

00:08:44.820 --> 00:08:46.820
خبرهای عالی بیاور

00:08:46.820 --> 00:08:48.820
به زودی

00:08:48.820 --> 00:08:51.019
او جنگ بدر را فراموش می کند

00:08:51.019 --> 00:08:53.019
بعد خیلی طول کشید

00:08:53.019 --> 00:08:55.019
در انتظار صفوان بن امیه

00:08:55.019 --> 00:08:57.019
اضطراب شروع به نفوذ کرد

00:08:57.019 --> 00:08:59.019
کم کم همینطور

00:08:59.019 --> 00:09:01.019
تا فردا نوسان دارد

00:09:01.019 --> 00:09:03.019
روی داغ ترین اخگرها

00:09:03.019 --> 00:09:05.019
شروع به پرسیدن از مسافران کرد

00:09:05.019 --> 00:09:07.019
از عمیر بن وهب

00:09:07.019 --> 00:09:09.019
هیچ کس جوابی ندارد

00:09:09.019 --> 00:09:11.019
او را شفا داد تا آمد

00:09:11.019 --> 00:09:13.019
یک مسافر این را گفت

00:09:13.019 --> 00:09:15.019
عمیر به اسلام گرویده است

00:09:15.019 --> 00:09:17.019
سپس خبر به او رسید

00:09:17.019 --> 00:09:19.019
صاعقه اگر بود

00:09:19.019 --> 00:09:21.019
او فکر می کند که عمیر بن وهب اسلام نخواهد آورد

00:09:21.019 --> 00:09:23.019
حتی اگر همه مسلمان شوند

00:09:23.019 --> 00:09:25.139
روی سطح زمین

00:09:25.139 --> 00:09:27.139
عمیر بن وهب

00:09:27.139 --> 00:09:29.139
او به سختی با دین خود موافق بود

00:09:29.139 --> 00:09:31.139
و آنچه را که برایش آسان است حفظ می کند

00:09:31.139 --> 00:09:33.139
از قول پروردگارش

00:09:33.139 --> 00:09:35.139
تا اینکه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:09:35.139 --> 00:09:37.139
و سلام گفت

00:09:37.139 --> 00:09:39.139
ای رسول خدا

00:09:39.139 --> 00:09:41.139
خیلی وقته که اومده

00:09:41.139 --> 00:09:43.139
مدام در حال خاموش کردن هستم

00:09:43.139 --> 00:09:45.139
نور خدا بسیار مضر است

00:09:45.139 --> 00:09:47.139
برای پیروان دین مبین اسلام

00:09:47.139 --> 00:09:49.139
خیلی دوست دارم منو ببخشی

00:09:49.139 --> 00:09:51.139
برای رفتن به مکه

00:09:51.139 --> 00:09:53.139
برای دعوت قریش به سوی خدا

00:09:53.139 --> 00:09:55.139
اگر مرا قبول کنند

00:09:55.139 --> 00:09:57.139
پس بله، کاری که آنها انجام دادند

00:09:57.139 --> 00:09:59.139
حتی اگر از من روی برگردانند

00:09:59.139 --> 00:10:01.139
من آنها را در دینشان آزار دادم

00:10:01.139 --> 00:10:03.139
اصحاب رسول خدا آسیب دیدند

00:10:03.139 --> 00:10:05.139
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:10:05.139 --> 00:10:07.139
پس رسول به او اجازه داد

00:10:07.139 --> 00:10:09.139
دعا و آرامش

00:10:09.139 --> 00:10:11.139
سپس به مکه رسید

00:10:11.139 --> 00:10:13.139
به خانه صفوان بن امیه آمد

00:10:13.139 --> 00:10:15.139
گفت: صفوان

00:10:15.139 --> 00:10:17.139
شما از اساتید مکه هستید

00:10:17.139 --> 00:10:19.139
و داناترین خردمندان

00:10:19.139 --> 00:10:21.139
قریش

00:10:21.139 --> 00:10:23.139
من می بینم که شما این هستید

00:10:23.139 --> 00:10:25.139
از پرستش سنگ و ذبح آنها

00:10:25.139 --> 00:10:27.139
در ذهن درست است

00:10:27.139 --> 00:10:29.240
دین بودن

00:10:29.240 --> 00:10:31.240
همانطور که برای من

00:10:31.240 --> 00:10:33.240
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:10:33.240 --> 00:10:35.240
و اینکه محمد رسول خداست

00:10:35.240 --> 00:10:37.240
سپس خاموش شد

00:10:37.240 --> 00:10:39.240
عمیر خدا را می خواند

00:10:39.240 --> 00:10:41.240
در مکه تا زمانی که اسلام آورد

00:10:41.240 --> 00:10:43.240
او خلاقیت های زیادی در دستان خود دارد

00:10:43.240 --> 00:10:45.240
خداوند به شما اجر بدهد

00:10:45.240 --> 00:10:47.240
مثوبه عمیر بن وهب

00:10:47.240 --> 00:10:49.240
و چراغی برای او در قبرش

00:10:49.240 --> 00:10:52.200
عمیر بن وهب فردا آمد

00:10:52.200 --> 00:10:54.360
او برای من از برخی از فرزندانم محبوب تر است

00:10:54.360 --> 00:10:56.620
عمر بن الخطاب
