1 00:00:01,139 --> 00:00:04,639 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:04,639 --> 00:00:14,019 محمد رسول خداست 3 00:00:14,019 --> 00:00:19,370 خلاصه ای از سیره پیامبر 4 00:00:19,370 --> 00:00:21,370 نوشته شیخ 5 00:00:21,370 --> 00:00:24,500 موسی بلرشید العظمی 6 00:00:24,500 --> 00:00:31,940 خدا حفظش کنه 7 00:00:31,940 --> 00:00:34,939 سال پنجم هجرت 8 00:00:34,939 --> 00:00:39,020 نبرد سنگر 9 00:00:39,020 --> 00:00:42,460 یا مهمانی ها 10 00:00:42,460 --> 00:00:44,460 در شوال رخ داد 11 00:00:44,460 --> 00:00:46,460 از سال پنجم هجری 12 00:00:46,460 --> 00:00:51,509 دلیل این تهاجم 13 00:00:51,509 --> 00:00:54,899 دلیل این تهاجم بود 14 00:00:54,899 --> 00:00:57,899 جمعی از اشراف یهود بن النظیر 15 00:00:57,899 --> 00:01:01,899 کسانی که توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله تخلیه شدند 16 00:01:01,899 --> 00:01:03,899 از شهر 17 00:01:03,899 --> 00:01:05,900 در خیبر ساکن شدند 18 00:01:05,900 --> 00:01:09,900 از جمله سلام بن ابی الحقیق نظری است 19 00:01:09,900 --> 00:01:11,900 وحی بن اخطب 20 00:01:11,900 --> 00:01:14,900 و کننا بن ابی الحقیق النظری 21 00:01:14,900 --> 00:01:16,900 و سلام بن مشكم 22 00:01:16,900 --> 00:01:18,900 و کننا بن الربیع 23 00:01:18,900 --> 00:01:20,900 عازم مکه شدند 24 00:01:20,900 --> 00:01:23,900 با بزرگان قریش دیدار کردند 25 00:01:23,900 --> 00:01:28,959 آنان را وادار به جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کردند 26 00:01:28,959 --> 00:01:32,959 آنها به آنها وعده پیروزی و کمک از خودشان دادند 27 00:01:32,959 --> 00:01:35,989 بر این اساس به آنها پاسخ دادند 28 00:01:35,989 --> 00:01:37,989 سپس به قطافان رفتند 29 00:01:37,989 --> 00:01:41,060 آنها نیز به آنها پاسخ دادند 30 00:01:41,060 --> 00:01:45,060 قریش با احابیش و پیروانشان بیرون رفتند 31 00:01:45,060 --> 00:01:49,060 ابن سلیم در زمان ظهران از دنیا رفت 32 00:01:49,060 --> 00:01:52,060 ابن اسد و فزاره بیرون آمدند 33 00:01:52,060 --> 00:01:54,060 و بن مارا را تشویق کنید 34 00:01:54,060 --> 00:02:00,010 تعداد ارتش احزاب و خروج آنها 35 00:02:00,010 --> 00:02:04,519 ده هزار حزب جمع شدند 36 00:02:04,519 --> 00:02:08,520 رهبر آنها ابوسفیان صخر بن حرب است 37 00:02:08,520 --> 00:02:13,520 بدون قراری به طرف شهر پیامبر اکرم (ص) حرکت کردند 38 00:02:13,520 --> 00:02:18,340 آنها متعهد شده بودند که این کار را انجام دهند 39 00:02:27,240 --> 00:02:31,240 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید 40 00:02:31,240 --> 00:02:33,240 در راه رفتن به شهر 41 00:02:33,240 --> 00:02:37,240 با اصحاب خود رضی الله عنه مشورت کرد 42 00:02:37,240 --> 00:02:40,240 سلمان فارسی رضی الله عنه اشاره کرد 43 00:02:40,240 --> 00:02:45,240 جنگ خندق اولین چیزی بود که خدا از او راضی باشد 44 00:02:45,240 --> 00:02:49,240 به رسول خدا صلی الله علیه و آله اشاره کرد 45 00:02:49,240 --> 00:02:51,240 حفر سنگر 46 00:02:51,240 --> 00:02:55,240 برای جلوگیری از ورود احزاب از مدینه پیامبر 47 00:02:55,240 --> 00:03:00,270 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 48 00:03:00,270 --> 00:03:03,270 پس مسلمانان به سوی او شتافتند 49 00:03:03,270 --> 00:03:06,270 کار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 50 00:03:06,270 --> 00:03:08,270 خودش در آن 51 00:03:08,270 --> 00:03:11,560 حافظ بن کثیر گفت 52 00:03:11,560 --> 00:03:16,560 در سوراخ او آیات مفصلی بود که شرح آن طولانی بود 53 00:03:16,560 --> 00:03:20,560 نشانه های نبوت که مکرر گزارش شده است 54 00:03:20,560 --> 00:03:24,659 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 55 00:03:24,659 --> 00:03:27,659 قال عن انس رضی الله عنه 56 00:03:27,659 --> 00:03:32,659 رسول خدا صلی الله علیه و آله به خندق بیرون رفت 57 00:03:32,659 --> 00:03:37,659 سپس در یک صبح سرد، مهاجران و انصار مشغول حفاری بودند 58 00:03:37,659 --> 00:03:41,659 آنها هیچ برده ای نداشتند که این کار را برای آنها انجام دهد 59 00:03:41,659 --> 00:03:46,750 وقتی خستگی و گرسنگی آنها را دید، گفت: 60 00:03:46,750 --> 00:03:50,750 خدایا این زندگی زندگی آخرت است 61 00:03:50,750 --> 00:03:53,750 پس انصار و مهاجران را ببخش 62 00:03:53,750 --> 00:03:56,879 گفتند در جواب او 63 00:03:56,879 --> 00:03:59,939 ما هستیم که با محمد بیعت کردیم 64 00:03:59,939 --> 00:04:03,939 ما هرگز در جهاد نمی مانیم 65 00:04:03,939 --> 00:04:07,169 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 66 00:04:07,169 --> 00:04:11,169 قال علی البراء بن عازب رضی الله عنه 67 00:04:11,169 --> 00:04:14,169 وقتی روز مهمانی ها بود 68 00:04:14,169 --> 00:04:18,170 و خندق رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 69 00:04:18,170 --> 00:04:22,170 او را دیدم که از گودال خاک می برد 70 00:04:22,170 --> 00:04:26,170 تا اینکه خاک روی شکمم را دید 71 00:04:26,170 --> 00:04:29,170 او بسیار پر مو بود 72 00:04:29,170 --> 00:04:33,259 صدای لرزیدن او از سخنان ابن روحه را شنیدم 73 00:04:33,259 --> 00:04:35,259 از خاک منتقل می شود 74 00:04:35,259 --> 00:04:37,389 او می گوید 75 00:04:37,389 --> 00:04:40,389 خدایا اگر تو نبودی ما هدایت می شویم 76 00:04:40,389 --> 00:04:44,389 ما را باور نکنید و دعا نکنید 77 00:04:44,389 --> 00:04:47,389 پس سکینه را بر ما نازل کردند 78 00:04:47,389 --> 00:04:51,389 و پاهایت را جز برای مدتی ثابت نگه دار 79 00:04:51,389 --> 00:04:54,389 اولی ها بر ما تجاوز کرده اند 80 00:04:54,389 --> 00:04:58,389 حتی اگر می خواستند پدر ما را اغوا کنند 81 00:04:58,389 --> 00:05:01,579 امام قرطبی فرمودند 82 00:05:01,579 --> 00:05:04,579 مسلمانان در سنگر با جدیت کار می کردند 83 00:05:04,579 --> 00:05:07,579 و منافقان تجاوز کردند 84 00:05:07,579 --> 00:05:10,579 و آنها شروع به فرار کردند 85 00:05:10,579 --> 00:05:13,579 پس آیاتی از قرآن درباره آنها نازل شد 86 00:05:13,579 --> 00:05:16,579 ابن اسحاق و دیگران آن را ذکر کرده اند 87 00:05:16,579 --> 00:05:19,579 او از مسلمانانی بود که سهم خود را تمام کرده بود 88 00:05:19,579 --> 00:05:22,579 نزد دیگران برگشت 89 00:05:22,579 --> 00:05:25,779 تا اینکه سنگر کامل شد 90 00:05:25,779 --> 00:05:28,779 و آیات روشن در آن بود 91 00:05:28,779 --> 00:05:33,920 و نشانه های پیشگویی 92 00:05:34,920 --> 00:05:38,339 اصحاب رضی الله عنه ادامه دادند 93 00:05:38,339 --> 00:05:41,339 حفر سنگر 94 00:05:41,339 --> 00:05:44,339 و در حین حفاری اندازه گیری می شدند 95 00:05:44,339 --> 00:05:47,339 خندق گرسنگی شدید است 96 00:05:47,339 --> 00:05:50,430 و تلاش افراطی 97 00:05:50,430 --> 00:05:53,430 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 98 00:05:53,430 --> 00:05:56,430 با زنجیره انتقال معتبر 99 00:05:56,430 --> 00:05:59,430 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 100 00:05:59,430 --> 00:06:02,430 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله حفاری کرد 101 00:06:02,430 --> 00:06:05,430 آنها به شدت خسته شده بودند 102 00:06:05,430 --> 00:06:08,430 تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله آن را بست 103 00:06:08,430 --> 00:06:11,430 از گرسنگی سنگی روی شکمش بود 104 00:06:11,430 --> 00:06:14,750 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 105 00:06:14,750 --> 00:06:17,750 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 106 00:06:17,750 --> 00:06:20,750 روز خندق حفر می کنیم 107 00:06:20,750 --> 00:06:23,819 بنابراین او یک رستگاری شدید ارائه کرد 108 00:06:23,819 --> 00:06:26,819 هر قطعه ضخیم و محکم 109 00:06:26,819 --> 00:06:29,819 تبر آنجا کار نمی کند 110 00:06:29,819 --> 00:06:32,819 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 111 00:06:32,819 --> 00:06:35,819 گفتند: این دیه است 112 00:06:35,819 --> 00:06:38,819 در سنگر نمایش داده می شود 113 00:06:38,819 --> 00:06:41,819 گفت: من پایین می آیم. 114 00:06:41,819 --> 00:06:44,819 سپس در حالی که شکمش را به سنگ بسته بود، بلند شد 115 00:06:44,819 --> 00:06:47,819 سه روز ماندیم 116 00:06:47,819 --> 00:06:50,819 ما طعم لذیذ را نمی پسندیم 117 00:06:50,819 --> 00:06:53,819 پس پیامبر صلی الله علیه و آله آن را گرفت 118 00:06:53,819 --> 00:06:56,819 کلنگ 119 00:06:56,819 --> 00:06:59,819 بنابراین او را در کیدیه کتک زدند 120 00:06:59,819 --> 00:07:02,819 سپس به عنوان یک تپه ضخیم، مناسب یا ضعیف بازگشت 121 00:07:02,819 --> 00:07:06,199 یعنی ماسه مایع 122 00:07:06,199 --> 00:07:09,199 امام بن جریر طبری روایت کرده است 123 00:07:09,199 --> 00:07:12,199 در تفسیر او با سلسله سند معتبر 124 00:07:12,199 --> 00:07:15,199 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت 125 00:07:15,199 --> 00:07:18,199 عمویم عثمان بن مادون مرا فرستاد 126 00:07:18,199 --> 00:07:21,199 شب سنگر 127 00:07:21,199 --> 00:07:24,199 در سرمای شدید و باد به سمت شهر 128 00:07:24,199 --> 00:07:27,199 گفت برایمان غذا و لحاف بیاور 129 00:07:27,199 --> 00:07:30,230 او گفت 130 00:07:30,230 --> 00:07:33,230 پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه خواستم 131 00:07:33,230 --> 00:07:40,259 پس به من اجازه داد 132 00:07:40,259 --> 00:07:43,259 حفر سنگر را به پایان برسانید 133 00:07:43,259 --> 00:07:47,449 صحابه رضی الله عنهم تمام کردند 134 00:07:47,449 --> 00:07:50,449 چه کسانی قبل از رسیدن طرفین سنگر را حفر کردند 135 00:07:50,449 --> 00:07:53,610 امام بن قیم گفت 136 00:07:53,610 --> 00:07:56,610 سنگر جلوی سیلا کنده شد 137 00:07:56,610 --> 00:07:59,610 و کوه سلاء پشت سر مسلمانان 138 00:07:59,610 --> 00:08:02,610 و خندق میان آنها و کفار است 139 00:08:02,610 --> 00:08:05,740 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 140 00:08:05,740 --> 00:08:08,740 در سه هزار 141 00:08:08,740 --> 00:08:11,740 از مسلمانان 142 00:08:11,740 --> 00:08:14,740 او به عنوان یک نیروی نظامی به آنجا ضربه زد 143 00:08:14,740 --> 00:08:17,740 در کوه پشت سرش محکم شد 144 00:08:17,740 --> 00:08:20,740 و در گودال روبرویش 145 00:08:20,740 --> 00:08:23,740 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 146 00:08:23,740 --> 00:08:26,740 بنابراین آنها را در خرابه های شهر قرار دادند 147 00:08:26,740 --> 00:08:29,740 منظورم ساختمان های بلندش است 148 00:08:29,740 --> 00:08:32,740 مثل قلعه ها 149 00:08:32,740 --> 00:08:35,740 شعار مسلمانان در آن زمان بود 150 00:08:35,740 --> 00:08:38,769 حامیم حمایت نمی کنند 151 00:08:38,769 --> 00:08:41,769 امام ترمذی و ابوداود روایت کردند 152 00:08:41,769 --> 00:08:44,769 با سند صحیح و نقل از ابوداود است 153 00:08:44,769 --> 00:08:47,769 از ابن ابی صفره 154 00:08:47,769 --> 00:08:50,860 گفت: به من بگو چه کسی پیامبر را شنید؟ 155 00:08:50,860 --> 00:08:53,860 او می گوید که خدا رحمتش کند 156 00:08:53,860 --> 00:08:56,860 اگر ماندی، بگذار شعارت همین باشد 157 00:08:56,860 --> 00:08:59,860 حامیم حمایت نمی کنند 158 00:08:59,860 --> 00:09:02,860 ابن اسحاق گفت 159 00:09:02,860 --> 00:09:05,860 شعار اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 160 00:09:05,860 --> 00:09:08,860 روز خندق و بنی قریظه 161 00:09:08,860 --> 00:09:11,860 حامیم حمایت نمی کنند 162 00:09:11,860 --> 00:09:17,100 ورود مهمانی ها 163 00:09:17,100 --> 00:09:20,100 از خندق شگفت زده شدند 164 00:09:21,649 --> 00:09:24,649 طرفین به حومه شهر نبوی رسیدند 165 00:09:24,649 --> 00:09:27,649 و چرا تعجب می کنند؟ 166 00:09:27,649 --> 00:09:30,649 در خندق، قریش فرود آمدند 167 00:09:30,649 --> 00:09:33,649 در مجتمع آسایال در رم 168 00:09:33,649 --> 00:09:36,649 بین صخره و زاغه و من نزدیک شدیم 169 00:09:36,649 --> 00:09:39,649 غواصی کردند تا با گناهی فرود آمدند 170 00:09:39,649 --> 00:09:42,649 با کسی بمون 171 00:09:42,649 --> 00:09:45,649 خداوند متعال فرمود 172 00:09:45,649 --> 00:09:48,649 و چون مؤمنان احزاب را دیدند 173 00:09:48,649 --> 00:09:51,649 این همان چیزی است که خدا و رسولش به ما وعده داده اند 174 00:09:51,649 --> 00:09:54,649 و خدا و رسولش راست گفتند 175 00:09:54,649 --> 00:09:57,649 و فقط آنها را افزایش داد 176 00:09:57,649 --> 00:10:00,649 در ایمان و تسلیم 177 00:10:00,649 --> 00:10:03,779 الحافظ گفت 178 00:10:03,779 --> 00:10:06,840 ابن کثیر 179 00:10:06,840 --> 00:10:09,840 این همان چیزی است که خدا و رسولش به ما وعده داده اند 180 00:10:09,840 --> 00:10:12,840 آزمایش، آزمایش و معاینه 181 00:10:12,840 --> 00:10:15,840 که به دنبال آن پیروزی نزدیک است 182 00:10:15,840 --> 00:10:18,840 این را گفت و خدا و رسولش راست گفتند 183 00:10:18,840 --> 00:10:24,049 بنی قریده عهدشکنی کردند 184 00:10:24,049 --> 00:10:28,070 آنها قلعه های بنی قریده بودند 185 00:10:28,070 --> 00:10:31,070 آنها فرقه ای از یهودیان هستند 186 00:10:31,070 --> 00:10:34,070 شرق شهر 187 00:10:34,070 --> 00:10:37,070 از رسول خدا صلی الله علیه و آله عهد دارند 188 00:10:37,070 --> 00:10:40,200 ادم 189 00:10:40,200 --> 00:10:43,200 آنها نزدیک به چهارصد رزمنده هستند 190 00:10:43,200 --> 00:10:46,230 گفته شد هفتصد 191 00:10:47,230 --> 00:10:50,620 هویی بن اخطب رسید 192 00:10:50,620 --> 00:10:53,620 به خانه های بنی قریده 193 00:10:53,620 --> 00:10:56,620 بر کعب بن اسد زد 194 00:10:56,620 --> 00:10:59,620 سید بنی گریده 195 00:10:59,620 --> 00:11:02,620 در زد 196 00:11:02,620 --> 00:11:05,620 او به او اجازه نداد و از ملاقات با او خودداری کرد 197 00:11:05,620 --> 00:11:08,710 پس حی او را صدا زد 198 00:11:08,710 --> 00:11:11,710 وای بر تو، پاشنه، برای من باز کن 199 00:11:11,710 --> 00:11:14,710 گفت: وای بر تو ای همسایه من 200 00:11:14,710 --> 00:11:17,710 و من با محمد عهد بسته ام 201 00:11:17,710 --> 00:11:20,710 من با آنچه بین من و اوست مخالف نیستم 202 00:11:20,710 --> 00:11:23,710 چیزی جز وفاداری و صداقت از او ندیدم 203 00:11:23,710 --> 00:11:26,809 محله من هنوز با او صحبت می کند 204 00:11:26,809 --> 00:11:29,809 تا اینکه کعب در را به روی او باز کرد 205 00:11:29,809 --> 00:11:32,809 گفت: هی، من پیش تو آمده ام. 206 00:11:32,809 --> 00:11:35,809 در شکوه ابدیت و دریای تامی 207 00:11:35,809 --> 00:11:38,809 من قریش و سرانشان را برای شما آوردم 208 00:11:38,809 --> 00:11:41,809 بالش او را تا زمانی که آنها را زمین گذاشت 209 00:11:41,809 --> 00:11:44,809 در جامعه آسایال از روما 210 00:11:44,809 --> 00:11:47,809 و سران و بالش آن را پوشاندند 211 00:11:47,809 --> 00:11:50,809 تا اینکه با گناه انتقام آنها را پایین آوردم 212 00:11:50,809 --> 00:11:53,809 به هر کسی 213 00:11:53,809 --> 00:11:56,809 به من قول دادند و قول دادند 214 00:11:56,809 --> 00:11:59,809 تا زمانی که ما آنها را ریشه کن نکنیم آنها را ترک نخواهند کرد 215 00:11:59,809 --> 00:12:02,809 محمد و کسانی که با او هستند 216 00:12:02,809 --> 00:12:05,809 کعب به او گفت: به خدا سوگند به سوی من آمدی. 217 00:12:05,809 --> 00:12:08,809 وقت و شجاعانه سپری کرد 218 00:12:08,809 --> 00:12:11,809 رعد و برق و رعد و برق است 219 00:12:11,809 --> 00:12:14,809 چیزی در آن نیست 220 00:12:14,809 --> 00:12:17,809 جهام ابری است که آب خود را خالی کرده است 221 00:12:17,809 --> 00:12:20,809 وای بر تو ای همسایه من، پس من و آنچه هستم را رها کن 222 00:12:20,809 --> 00:12:23,809 من محمد را ندیده ام 223 00:12:23,809 --> 00:12:26,809 جز صداقت و وفاداری 224 00:12:26,809 --> 00:12:29,809 مدام با کفش های پاشنه دار به من سلام می کرد 225 00:12:29,809 --> 00:12:32,809 در قله و غرب آن را می پیچد 226 00:12:32,809 --> 00:12:35,809 غربی جلوی دندان است 227 00:12:36,809 --> 00:12:39,809 می خواست هنوز او را فریب دهد 228 00:12:39,809 --> 00:12:42,809 او به اندازه کافی لطف کرد و به او پاسخ داد 229 00:12:42,809 --> 00:12:45,840 بنابراین او به او اجازه داد که آن را داشته باشد 230 00:12:45,840 --> 00:12:48,840 به او عهد و پیمانی از جانب خدا داد 231 00:12:48,840 --> 00:12:51,840 زیرا قریش و غطفان برگشتند 232 00:12:51,840 --> 00:12:54,840 شایسته نبود که محمد با تو وارد شود 233 00:12:54,840 --> 00:12:57,840 در دژ تو تا آنچه بر تو آمد به من برسد 234 00:12:57,840 --> 00:13:00,899 کعب بن اسد عهدشکنی کرد 235 00:13:00,899 --> 00:13:03,899 و از آنچه بین او و او رخ داده بی گناه بود 236 00:13:03,899 --> 00:13:06,899 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 237 00:13:06,899 --> 00:13:12,179 پیامبر صلی الله علیه و آله مبعوث شد 238 00:13:12,179 --> 00:13:15,179 الزبیر رضی الله عنه 239 00:13:15,179 --> 00:13:18,179 لوبنا گریدا 240 00:13:18,179 --> 00:13:21,850 او رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود 241 00:13:21,850 --> 00:13:24,850 او از حرکات بانو گریدا غافل بود 242 00:13:24,850 --> 00:13:27,850 پس زبیر بن العوام را فروختم 243 00:13:27,850 --> 00:13:30,850 خداوند از او راضی باشد 244 00:13:30,850 --> 00:13:33,909 برای تایید خبر بنی قریده 245 00:13:33,909 --> 00:13:37,070 دو شیخ آن را در صحیح خود تخمین زدند 246 00:13:37,070 --> 00:13:41,509 از عبدالله بن الزبیر رضی الله عنه می فرماید 247 00:13:41,509 --> 00:13:47,830 در روز جنگ، من و عمر بن ابی سلمه در میان زنان بودیم. 248 00:13:47,830 --> 00:13:51,509 پس نگاه كردم و زبير را بر اسبش ديدم 249 00:13:51,509 --> 00:13:56,070 دو سه بار نزد بنی قریظه رفت 250 00:13:56,070 --> 00:13:58,309 وقتی برگشتم گفتم: 251 00:13:59,269 --> 00:14:01,309 من تو را متفاوت دیدم 252 00:14:01,309 --> 00:14:02,429 او گفت 253 00:14:02,429 --> 00:14:06,509 یا مرا دیدی پسرش؟ گفتم بله. 254 00:14:06,509 --> 00:14:07,710 او گفت 255 00:14:07,710 --> 00:14:11,950 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 256 00:14:11,950 --> 00:14:16,230 هر که نزد بنی قریده بیاید و اخبار خود را برای من بیاورد؟ 257 00:14:16,230 --> 00:14:17,830 پس راه افتادم 258 00:14:17,830 --> 00:14:19,470 وقتی برگشتم 259 00:14:19,470 --> 00:14:23,990 رسول خدا صلی الله علیه و آله پدر و مادرش را برای من جمع کرد 260 00:14:23,990 --> 00:14:25,309 و او گفت 261 00:14:25,309 --> 00:14:28,059 مادر و پدرم اینجا هستند 262 00:14:28,100 --> 00:14:30,820 و به عبارت دیگر در دو کتاب صحیح 263 00:14:30,820 --> 00:14:35,059 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 264 00:14:35,059 --> 00:14:39,940 رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز احزاب فرمودند 265 00:14:39,940 --> 00:14:42,860 چه کسی اخبار مردم را برای ما می آورد؟ 266 00:14:42,860 --> 00:14:45,580 زبیر رضی الله عنه گفت 267 00:14:45,580 --> 00:14:46,820 من 268 00:14:46,820 --> 00:14:50,820 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 269 00:14:50,820 --> 00:14:53,740 چه کسی اخبار مردم را برای ما می آورد؟ 270 00:14:53,740 --> 00:14:56,340 زبیر رضی الله عنه گفت 271 00:14:56,340 --> 00:14:57,690 من 272 00:14:57,690 --> 00:15:01,029 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 273 00:15:01,649 --> 00:15:03,649 چه کسی اخبار مردم را برای ما می آورد؟ 274 00:15:04,570 --> 00:15:06,570 زبیر رضی الله عنه گفت 275 00:15:07,169 --> 00:15:07,669 من 276 00:15:08,450 --> 00:15:11,769 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 277 00:15:12,529 --> 00:15:15,169 هر پیامبری شاگردی دارد 278 00:15:15,710 --> 00:15:17,710 و شاگرد من الزبیر است 279 00:15:18,490 --> 00:15:19,289 و دیالوگ 280 00:15:19,850 --> 00:15:21,570 او از صاحبانش خاص است 281 00:15:22,519 --> 00:15:23,860 حافظ در الفتح گفته است 282 00:15:24,620 --> 00:15:26,779 داستان زبیر رضی الله عنه 283 00:15:27,419 --> 00:15:29,779 برای افشای خبر بنی قریده بود 284 00:15:30,340 --> 00:15:33,340 آیا آنها عهد خود را با مسلمانان شکستند؟ 285 00:15:33,740 --> 00:15:37,179 قریش پذیرفتند با مسلمانان بجنگند 286 00:15:40,259 --> 00:15:44,820 سعدین را نزد بنی قریده فرستاد 287 00:15:46,690 --> 00:15:49,929 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 288 00:15:49,929 --> 00:15:52,730 سعد بن معاذ و سعد بن عباده 289 00:15:53,250 --> 00:15:57,090 عبدالله بن رواحه و خوات بن جبیر همراه آنها بودند 290 00:15:57,490 --> 00:15:58,809 خداوند از ایشان راضی باشد 291 00:15:59,210 --> 00:16:00,529 به بانو گریدا 292 00:16:01,090 --> 00:16:03,850 تا پایبندی خود را به عهد تایید کنند 293 00:16:03,850 --> 00:16:06,809 با رسول خدا صلی الله علیه و آله 294 00:16:07,330 --> 00:16:09,049 یا عهدشکنی کردند؟ 295 00:16:09,850 --> 00:16:13,370 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود 296 00:16:14,009 --> 00:16:16,090 برو جلو و نگاه کن 297 00:16:16,529 --> 00:16:20,450 آیا آنچه در مورد این افراد گزارش داده ایم صحت دارد یا خیر؟ 298 00:16:21,090 --> 00:16:22,409 اگر درست باشد 299 00:16:22,850 --> 00:16:25,090 بنابراین برای من آهنگی ساختند که می دانستم 300 00:16:25,570 --> 00:16:28,210 و در بین مردم فتوا صادر نکنید 301 00:16:28,850 --> 00:16:32,570 حتی اگر به آنچه بین ما و آنهاست وفادار باشند 302 00:16:32,929 --> 00:16:34,970 پس با صدای بلند برای مردم صحبت کنید 303 00:16:35,649 --> 00:16:37,490 پس بیرون رفتند تا نزد آنان آمدند 304 00:16:38,009 --> 00:16:41,210 آنها را بدترین آنها از آنچه به آنها گزارش شده بود یافتند 305 00:16:41,769 --> 00:16:44,169 آنها آشکارا به آنها توهین و حمله کردند 306 00:16:44,730 --> 00:16:48,330 و از رسول خدا صلی الله علیه و آله دریافت کردند 307 00:16:48,809 --> 00:16:53,610 گفتند بین ما و محمد عهد و قراردادی نیست 308 00:16:54,330 --> 00:16:55,690 پس از آنان روی برگرداندند 309 00:16:56,250 --> 00:17:01,129 سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند 310 00:17:01,690 --> 00:17:03,049 عدال و قاره 311 00:17:03,649 --> 00:17:07,089 یعنی مثل خیانت عادل و اهل رجعت 312 00:17:07,769 --> 00:17:10,930 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 313 00:17:11,609 --> 00:17:12,809 خدا بزرگ است 314 00:17:13,329 --> 00:17:15,890 ای جماعت مسلمین شاد باشید 315 00:17:19,180 --> 00:17:22,500 ترس زیاد می شود و ریا نمایان می شود 316 00:17:23,690 --> 00:17:27,849 با وجود کتمان این حقیقت که بنی قریده عهدشکنی کردند 317 00:17:28,609 --> 00:17:30,930 این خبر در میان مردم پخش شد 318 00:17:31,609 --> 00:17:33,690 سخنرانی ها عالی شد و شرایط سخت شد 319 00:17:34,089 --> 00:17:35,130 ترس تشدید شد 320 00:17:35,809 --> 00:17:38,009 ترس برای کودکان و زنان 321 00:17:38,730 --> 00:17:45,369 هیچ چیزی بین مسلمانان و بنی قریده نبود که مانع حمله آنها شود 322 00:17:46,049 --> 00:17:49,250 و احزاب با ارتش عظیم خود در مقابلشان 323 00:17:49,849 --> 00:17:52,609 وضع آنها چنان شد که خداوند متعال فرمود 324 00:17:53,049 --> 00:18:01,650 و چون چشمها مخدوش شد و دلها به حلق رسید و به خدا گمانهای باطل کردی. 325 00:18:02,089 --> 00:18:08,250 در اینجا مؤمنان دچار زلزله شدیدی می شوند و به لرزه در می آیند 326 00:18:09,009 --> 00:18:14,210 امام احمد در مسند خود و ابن اسحاق در شرح حال خود با سند حسنه روایت کرده اند. 327 00:18:14,730 --> 00:18:18,089 قال حذیفه بن الیمان رضی الله عنه 328 00:18:18,690 --> 00:18:24,369 به خدا سوگند ما را با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سنگر دیدی. 329 00:18:25,049 --> 00:18:28,289 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 330 00:18:28,930 --> 00:18:33,890 مردی برمی‌خیزد و به کارهای مردم نگاه می‌کند و سپس برمی‌گردد 331 00:18:34,410 --> 00:18:38,650 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شرط کرد که برگردد 332 00:18:39,170 --> 00:18:42,369 از خدا می خواهم در بهشت همنشین من باشد 333 00:18:43,089 --> 00:18:49,130 از ترس شدید و گرسنگی شدید و باد شدید یکی از مردم بلند نشد 334 00:18:49,849 --> 00:18:52,170 و ستاره نفاق ظاهر شد 335 00:18:52,769 --> 00:18:57,170 و كسانى كه در دلهايشان بيمارى است از آنچه در جانشان است سخن مى گويند 336 00:18:57,809 --> 00:18:59,329 خداوند متعال فرمود 337 00:19:12,369 --> 00:19:19,569 می گویند در میان آنها پاکدامن هستند. ای اهل یثرب شما جایی ندارید پس برگردید 338 00:19:20,049 --> 00:19:26,849 گروهی از پیامبر اجازه خواستند و گفتند: خانه های ما برهنه است. 339 00:19:27,329 --> 00:19:32,319 اگر فقط بخواهند فرار کنند، ناهمواری نیست 340 00:19:33,160 --> 00:19:35,079 حافظ بن کثیر گفت 341 00:19:35,599 --> 00:19:38,480 و اما منافق، او ستاره نفاق اوست 342 00:19:39,000 --> 00:19:42,039 و کسی که در دلش شک یا تردید است 343 00:19:42,799 --> 00:19:44,839 جلال او ضعف حال اوست 344 00:19:45,359 --> 00:19:50,599 پس افکار وسواسی را که به دلیل ضعف ایمان در خود یافت احساس کرد 345 00:19:51,079 --> 00:19:56,509 و شدت پریشانی که در آن است 346 00:19:57,109 --> 00:20:04,460 پیامبر صلی الله علیه و آله در صدد مصالحه با غطافان برآمد 347 00:20:05,140 --> 00:20:08,019 هنگامی که مصیبت بر مسلمانان سخت شد 348 00:20:08,500 --> 00:20:10,460 این وضعیت برای آنها برای مدت طولانی ادامه داشت 349 00:20:10,500 --> 00:20:15,460 رسول خدا صلی الله علیه و آله به عیونه بن حصن پیام داد. 350 00:20:15,980 --> 00:20:18,299 و به الحارث بن عوفان المری 351 00:20:18,779 --> 00:20:20,900 آنها رهبران غطفان هستند 352 00:20:21,500 --> 00:20:24,619 او در مورد یک سوم میوه های شهر با آنها موافقت کرد 353 00:20:25,140 --> 00:20:28,980 مشروط بر اینکه با کسانی که با آنها هستند از طرف او و از طرف یارانش برگردد. 354 00:20:29,619 --> 00:20:32,700 پذیرفتند و بر سر آن مذاکره کردند 355 00:20:33,380 --> 00:20:37,819 ابهام زمانی است که شما یک مرد را کالایی توصیف می کنید که ندارید 356 00:20:38,569 --> 00:20:42,690 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با السعدین مشورت کرد 357 00:20:43,289 --> 00:20:48,210 سعد بن معاذ و سعد بن عباده رضی الله عنهم در این زمینه 358 00:20:49,089 --> 00:20:50,890 گفت یا رسول الله 359 00:20:51,569 --> 00:20:53,890 اگر خدا به شما دستور داد که این کار را انجام دهید 360 00:20:54,250 --> 00:20:55,609 پس گوش داد و از او اطاعت کرد 361 00:20:56,210 --> 00:20:58,609 حتی اگر چیزی باشد که شما برای ما می سازید 362 00:20:59,049 --> 00:21:00,690 ما به آن نیاز نداریم 363 00:21:01,410 --> 00:21:04,049 ما و این مردم بودیم 364 00:21:04,609 --> 00:21:07,450 در مورد شرک و پرستش بتها 365 00:21:07,970 --> 00:21:13,410 آنها آرزوی خوردن هیچ یک از میوه های آن را ندارند مگر اینکه برداشت یا فروخته شود 366 00:21:14,049 --> 00:21:17,769 خداوند ما را به اسلام عزت دهد و ما را به آن هدایت کند 367 00:21:18,250 --> 00:21:19,930 ما به شما و او افتخار می کنیم 368 00:21:20,410 --> 00:21:22,089 پولمان را به آنها می دهیم 369 00:21:22,769 --> 00:21:25,289 به خدا سوگند جز شمشیر به آنها نمی دهیم 370 00:21:25,849 --> 00:21:28,890 تا خدا بین ما و آنها قضاوت کند 371 00:21:29,609 --> 00:21:32,809 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 372 00:21:33,410 --> 00:21:34,490 تو و اون 373 00:21:35,089 --> 00:21:36,529 و این اتفاق نیفتاد 374 00:21:37,339 --> 00:21:38,980 حافظ بن کثیر گفت 375 00:21:39,700 --> 00:21:45,220 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نظر آنان را تایید کرد که خدا از هر دو راضی باشد. 376 00:21:45,779 --> 00:21:48,339 او هیچ کاری از این کار انجام نداد 377 00:21:50,960 --> 00:21:54,880 سعد بن معاذ رضی الله عنه مجروح شد 378 00:21:56,690 --> 00:22:00,569 درگیری بین مسلمانان و کفار ادامه یافت 379 00:22:01,250 --> 00:22:03,970 حبان بن الارقه با تیری به او شلیک کرد 380 00:22:04,450 --> 00:22:08,450 پس سعد بن معاذ رضی الله عنه مجروح شد 381 00:22:09,210 --> 00:22:12,049 سرمه سیاهرگی است در وسط بازو 382 00:22:12,900 --> 00:22:18,299 امام احمد در مسند خود و ابن حبان در صحیح خود به سند حسنه روایت کرده اند. 383 00:22:18,980 --> 00:22:21,779 قال عایشه رضی الله عنها 384 00:22:22,460 --> 00:22:26,099 روز خندق بیرون رفتم و مردم را دنبال کردم 385 00:22:26,660 --> 00:22:29,299 پس صدای زمین را پشت سرم شنیدم 386 00:22:29,740 --> 00:22:31,220 یعنی احساس زمین 387 00:22:31,779 --> 00:22:32,579 پس برگشت 388 00:22:33,140 --> 00:22:36,460 سپس سعد بن معاذ رضی الله عنه را دیدم 389 00:22:37,019 --> 00:22:39,539 با او برادرزاده اش حارث بن اوس بود 390 00:22:39,980 --> 00:22:41,299 او یک مگافون در دست دارد 391 00:22:41,859 --> 00:22:43,259 یعنی سپر حمل می کند 392 00:22:43,980 --> 00:22:44,539 او گفت 393 00:22:45,059 --> 00:22:46,380 پس روی زمین نشستم 394 00:22:47,140 --> 00:22:50,180 سعد با سپری آهنین از آنجا گذشت 395 00:22:50,740 --> 00:22:52,660 اندامش بیرون آمده است 396 00:22:53,259 --> 00:22:55,980 من از اندام سعد می ترسم 397 00:22:56,700 --> 00:22:59,420 او یکی از بزرگترین و بلندقدترین افراد بود 398 00:23:00,140 --> 00:23:01,779 گفت: خدا از او راضی باشد 399 00:23:02,579 --> 00:23:05,420 مردی از مشرکان سعد را تیرباران کرد 400 00:23:05,859 --> 00:23:07,539 او را ابن العرق می گویند 401 00:23:08,059 --> 00:23:09,539 با تیرش به او شلیک کرد 402 00:23:10,180 --> 00:23:10,940 و به او گفت 403 00:23:11,539 --> 00:23:13,299 آن را در نظر بگیرید که من یک پسر نژاد هستم 404 00:23:14,059 --> 00:23:16,259 مچ پایش را زخمی کرد و آن را قطع کرد 405 00:23:17,450 --> 00:23:22,849 امام احمد در مسند خود و ترمذی در جامع خود با سند صحیح نقل کرده اند. 406 00:23:23,490 --> 00:23:27,210 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 407 00:23:27,890 --> 00:23:31,849 سعد بن معاذ رضی الله عنه سنگ را در روز احزاب پرتاب کرد. 408 00:23:32,529 --> 00:23:33,809 مچ پایش را بریدند 409 00:23:34,680 --> 00:23:39,039 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را با آتش شکست داد 410 00:23:39,680 --> 00:23:42,200 یعنی او را با آتش سوزاند تا خونش را قطع کند 411 00:23:42,960 --> 00:23:44,119 دستش ورم کرد 412 00:23:44,640 --> 00:23:45,359 پس او را ترک کرد 413 00:23:45,799 --> 00:23:46,880 بنابراین او خونریزی کرد 414 00:23:47,720 --> 00:23:50,240 دوباره آن را گرفت و دستش ورم کرد 415 00:23:50,920 --> 00:23:52,160 وقتی او آن را دید 416 00:23:52,799 --> 00:23:54,240 گفت خدا از او راضی باشد 417 00:23:55,039 --> 00:23:57,039 خدایا من را رها نکن 418 00:23:57,519 --> 00:24:00,480 تا چشمانم به بنی قریده خشنود شود 419 00:24:01,200 --> 00:24:02,559 پس عرق او را نگه دارید 420 00:24:03,079 --> 00:24:08,000 قطره ای نیفتاد تا به حکم سعد بن معاذ فرود آمدند 421 00:24:08,819 --> 00:24:12,180 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 422 00:24:12,660 --> 00:24:16,579 تا سعد بن معاذ رضی الله عنه را به مسجد ببرند 423 00:24:16,940 --> 00:24:18,180 برای درمان آن 424 00:24:18,460 --> 00:24:20,299 انشالله زودتر برگرده 425 00:24:21,259 --> 00:24:23,779 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 426 00:24:24,299 --> 00:24:27,059 قال عایشه رضی الله عنها 427 00:24:27,740 --> 00:24:29,859 سعد روز خندق مجروح شد 428 00:24:30,460 --> 00:24:32,339 مردی از قریش او را انداخت 429 00:24:32,819 --> 00:24:35,180 او را هیبان بن العرق می نامند 430 00:24:35,700 --> 00:24:37,180 در الاخال انداخت 431 00:24:37,859 --> 00:24:42,099 پس پیامبر صلی الله علیه و آله خیمه ای در مسجد برپا کرد 432 00:24:42,579 --> 00:24:44,420 برای بازگشت به زودی 433 00:24:47,779 --> 00:24:49,700 درگیری ها ادامه دارد 434 00:24:50,339 --> 00:24:52,019 و غیبت نماز 435 00:24:53,519 --> 00:24:56,200 چرا مشرکان مدت زیادی ماندند؟ 436 00:24:56,759 --> 00:24:59,039 قول دادند از فردا شروع کنند 437 00:24:59,759 --> 00:25:02,559 یعنی قرار گذاشتند اول روز پیاده روی کنند 438 00:25:03,380 --> 00:25:05,660 پس شروع به بسیج یاران خود کردند 439 00:25:06,339 --> 00:25:10,099 گردان های خود را در هر طرف سنگر پراکنده کردند 440 00:25:10,700 --> 00:25:16,140 گردان بزرگی را به سمت گنبد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هدایت کردند 441 00:25:16,740 --> 00:25:18,700 شامل خالد بن الولید است 442 00:25:19,339 --> 00:25:22,460 صحابه رضی الله عنه با آنها مقابله کردند 443 00:25:23,019 --> 00:25:25,099 و در آن روز با آنها جنگیدند 444 00:25:25,420 --> 00:25:27,339 به رنگ شب 445 00:25:27,819 --> 00:25:29,980 یعنی مدت طولانی تا شب 446 00:25:30,619 --> 00:25:33,740 آنها نمی توانند از جای خود حرکت کنند 447 00:25:34,380 --> 00:25:37,900 رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز نماز نمی خواند 448 00:25:37,900 --> 00:25:40,299 اصحابش هم نماز عصر را نمی خوانند 449 00:25:40,980 --> 00:25:42,579 و در برخی از رمان ها 450 00:25:43,140 --> 00:25:46,460 نماز ظهر و عصر و مغرب به وقت 451 00:25:47,349 --> 00:25:50,990 سپس مشرکان به خانه ها و اردوگاه های خود رفتند 452 00:25:51,549 --> 00:25:54,509 بعد از آن روز دعوا نشد 453 00:25:54,710 --> 00:25:56,710 تا اینکه مشرکان رفتند 454 00:25:57,349 --> 00:26:00,990 اما شبانه به پیشتازان زنگ نزدند 455 00:26:01,309 --> 00:26:02,829 آنها می خواهند حمله کنند 456 00:26:03,740 --> 00:26:06,059 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 457 00:26:06,619 --> 00:26:10,220 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 458 00:26:10,900 --> 00:26:13,460 عمر بن الخطاب رضی الله عنه 459 00:26:14,059 --> 00:26:17,299 روز خندق پس از غروب خورشید فرا رسید 460 00:26:17,819 --> 00:26:20,140 پس شروع به دشنام دادن به کفار قریش کرد 461 00:26:20,700 --> 00:26:21,220 او گفت 462 00:26:21,700 --> 00:26:22,819 ای رسول خدا 463 00:26:23,380 --> 00:26:24,940 به سختی به بعد از ظهر رسیده بودم 464 00:26:25,420 --> 00:26:27,619 تا اینکه آفتاب نزدیک بود غروب کند 465 00:26:28,420 --> 00:26:31,579 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 466 00:26:32,099 --> 00:26:34,019 قسم می خورم که نمازش را نخواندم 467 00:26:34,660 --> 00:26:36,339 بنابراین به باتان رفتیم 468 00:26:36,900 --> 00:26:39,980 پس او برای نماز وضو گرفت و ما برای آن وضو گرفتیم 469 00:26:40,579 --> 00:26:43,500 فصل بعد از ظهر پس از غروب خورشید 470 00:26:43,940 --> 00:26:46,099 سپس نماز مغرب را خواند 471 00:26:47,019 --> 00:26:49,339 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 472 00:26:49,619 --> 00:26:50,859 تلفظ برای مسلمان است 473 00:26:51,420 --> 00:26:54,900 قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه 474 00:26:55,660 --> 00:26:59,819 رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز احزاب فرمودند 475 00:27:00,579 --> 00:27:02,980 ما را از نماز وسط منحرف کردند 476 00:27:03,299 --> 00:27:04,420 نماز عصر 477 00:27:04,900 --> 00:27:08,339 خداوند خانه ها و قبرهای آنان را پر از آتش کرد 478 00:27:08,859 --> 00:27:11,220 سپس بین دو نماز عصر آن را خواند 479 00:27:11,579 --> 00:27:13,500 بین مغرب و عشا 480 00:27:14,289 --> 00:27:19,529 امام احمد در مسند خود با سند صحیح به احوال مسلم روایت کرده است 481 00:27:20,089 --> 00:27:23,650 از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت 482 00:27:24,289 --> 00:27:26,809 روز خندق ما را از خواندن نماز باز داشتند 483 00:27:27,329 --> 00:27:30,769 تا بعد از غروب آفتاب تا اعماق شب بود 484 00:27:31,170 --> 00:27:32,490 تا زمانی که کافی باشیم 485 00:27:33,089 --> 00:27:35,250 این را خداوند متعال می فرماید 486 00:27:35,809 --> 00:27:38,490 خداوند مؤمنان را از جنگ بس است 487 00:27:38,930 --> 00:27:41,569 خداوند قوی و توانا بود 488 00:27:42,289 --> 00:27:42,809 او گفت 489 00:27:43,450 --> 00:27:47,450 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بلال را صدا زد 490 00:27:48,089 --> 00:27:49,730 نماز ظهر را خواند 491 00:27:50,049 --> 00:27:52,529 جداش کن و خوب دعا کن 492 00:27:53,009 --> 00:27:55,730 نمازش را هم سر وقت خواند 493 00:27:56,369 --> 00:27:58,569 سپس دستور داد نماز عصر را برپا دارد 494 00:27:59,210 --> 00:28:01,690 جداش کن و خوب دعا کن 495 00:28:02,210 --> 00:28:05,009 نمازش را هم سر وقت خواند 496 00:28:05,690 --> 00:28:08,009 سپس دستور داد نماز مغرب را بخواند 497 00:28:08,490 --> 00:28:10,089 آن را هم جدا کنید 498 00:28:10,769 --> 00:28:11,369 او گفت 499 00:28:11,809 --> 00:28:15,410 این قبل از نازل شدن خداوند در نماز ترس بود 500 00:28:15,930 --> 00:28:18,089 برای مردان یا سوارکاران 501 00:28:18,809 --> 00:28:20,410 امام نووی فرمودند 502 00:28:21,049 --> 00:28:25,009 معروف است که این حدیث در اینجا و بخاری اتفاق افتاده است 503 00:28:25,529 --> 00:28:28,569 نماز مغفول نماز ظهر بود 504 00:28:29,170 --> 00:28:31,849 به نظر می رسد که او چیز دیگری را از دست نداده است 505 00:28:32,609 --> 00:28:33,529 و در مردگان 506 00:28:34,049 --> 00:28:35,529 ظهر و بعدازظهر است 507 00:28:36,250 --> 00:28:37,089 و در دیگران 508 00:28:37,690 --> 00:28:39,690 چهار نماز آخر است 509 00:28:40,210 --> 00:28:41,410 ظهر و بعدازظهر 510 00:28:41,730 --> 00:28:43,210 و مراکش و شام 511 00:28:43,690 --> 00:28:46,170 تا اینکه رنگ شب از بین رفت 512 00:28:47,000 --> 00:28:49,720 و راه ترکیب این روایات 513 00:28:50,400 --> 00:28:53,200 نبرد خندق روزها ادامه داشت 514 00:28:53,920 --> 00:28:56,160 این چند روز بود 515 00:28:56,559 --> 00:28:58,319 این در برخی از آنها صادق است 516 00:29:05,549 --> 00:29:10,829 سپس خداوند متعال رسولش صلی الله علیه و آله را یاری کرد 517 00:29:10,829 --> 00:29:12,430 و بندگان مؤمنش 518 00:29:13,029 --> 00:29:15,430 با دعا و باد و فرشتگان 519 00:29:16,230 --> 00:29:17,390 و خداوند متعال فرمود 520 00:29:27,150 --> 00:29:35,230 هنگامی که سربازان نزد شما آمدند، باد و سربازانی را که شما آنها را نمی دیدید بر آنها فرستادیم 521 00:29:35,710 --> 00:29:39,630 و خداوند به آنچه انجام می دهید بیناست 522 00:29:40,430 --> 00:29:41,950 حافظ بن کثیر گفت 523 00:29:42,710 --> 00:29:48,109 سپس خداوند متعال باد شدید و شدیدی را بر طرفین فرستاد 524 00:29:48,710 --> 00:29:51,509 تا اینکه نه چادری برایشان نمانده بود و نه چیزی 525 00:29:52,069 --> 00:29:53,710 و برای آنها آتش روشن نکن 526 00:29:54,230 --> 00:29:56,069 هیچ تصمیمی به آنها داده نشد 527 00:29:56,509 --> 00:29:59,309 تا اینکه ناامید و باخت رفتند 528 00:29:59,990 --> 00:30:01,390 و حق تعالی فرمود 529 00:30:01,750 --> 00:30:03,509 و سربازانی که ندیدی 530 00:30:03,990 --> 00:30:05,269 آنها فرشته هستند 531 00:30:05,869 --> 00:30:09,349 آنها را تکان داد و وحشت و ترس را در دلهایشان انداخت 532 00:30:10,069 --> 00:30:12,750 رئیس هر قبیله گفت: 533 00:30:13,190 --> 00:30:15,430 ای پسر فلانی الیاس 534 00:30:15,950 --> 00:30:17,309 نزد او جمع می شوند 535 00:30:17,869 --> 00:30:18,670 و او می گوید 536 00:30:19,029 --> 00:30:20,589 زنده ماندن، زنده ماندن 537 00:30:21,230 --> 00:30:24,670 هنگامی که خداوند متعال رعب و وحشت را در دلهایشان افکند 538 00:30:25,670 --> 00:30:28,990 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 539 00:30:29,470 --> 00:30:32,150 قال عایشه رضی الله عنها 540 00:30:32,910 --> 00:30:36,269 و خداوند متعال باد را بر مشرکان فرستاد 541 00:30:36,950 --> 00:30:40,190 خداوند متعال مؤمنان را در قتال بسنده کرد 542 00:30:40,710 --> 00:30:43,390 خداوند قوی و توانا بود 543 00:30:44,450 --> 00:30:46,650 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 544 00:30:47,130 --> 00:30:50,130 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 545 00:30:50,809 --> 00:30:53,930 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 546 00:30:54,490 --> 00:30:55,930 نصرت در کودکی 547 00:30:56,450 --> 00:30:58,609 و عاد توسط زنبوری هلاک شد 548 00:30:59,430 --> 00:31:00,869 حافظ در الفتح گفته است 549 00:31:01,549 --> 00:31:05,710 این به معرفی مؤلف این حدیث در اینجا معروف است 550 00:31:06,269 --> 00:31:10,109 و خداوند پیغمبرش صلی الله علیه و آله را نصرت بخشید 551 00:31:10,109 --> 00:31:12,150 در نبرد سنگر با باد 552 00:31:12,789 --> 00:31:13,829 خداوند متعال فرمود 553 00:31:14,509 --> 00:31:18,509 پس بر آنها بادها و لشکرهایی فرستادیم که شما آنها را ندیدید 554 00:31:19,500 --> 00:31:21,700 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 555 00:31:22,259 --> 00:31:26,099 از عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنهم گفت 556 00:31:26,819 --> 00:31:29,819 رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد 557 00:31:29,819 --> 00:31:32,579 روز احزاب علیه مشرکین گفت 558 00:31:33,339 --> 00:31:35,380 خدایا خانه کتاب 559 00:31:35,819 --> 00:31:37,220 محاسبه سریع 560 00:31:37,660 --> 00:31:39,099 احزاب را شکست دهید 561 00:31:39,660 --> 00:31:42,180 خدایا شکستشان بده و تکانشان بده 562 00:31:43,099 --> 00:31:46,460 امام احمد در مسند خود با سند ضعیف نقل کرده است 563 00:31:46,980 --> 00:31:49,339 او شواهدی برای حمایت از او دارد 564 00:31:50,059 --> 00:31:53,460 از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت 565 00:31:54,059 --> 00:31:55,539 گفتیم روز خندق 566 00:31:56,059 --> 00:31:57,180 ای رسول خدا 567 00:31:57,700 --> 00:31:59,339 آیا چیزی هست که بتوانیم بگوییم؟ 568 00:31:59,819 --> 00:32:02,220 دلها به گلو رسیده است 569 00:32:03,049 --> 00:32:06,170 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 570 00:32:06,650 --> 00:32:07,170 بله 571 00:32:07,849 --> 00:32:11,650 خدایا عیب های ما را بپوشان و به زرق و برق ما فرمان بده 572 00:32:12,369 --> 00:32:12,849 او گفت 573 00:32:13,529 --> 00:32:17,329 سپس خداوند متعال به صورت دشمنانش باد زد 574 00:32:17,930 --> 00:32:20,730 پس خداوند متعال آنها را با باد شکست داد 575 00:32:23,910 --> 00:32:29,589 حذیفه بن الیمان رضی الله عنهم را برای طرفین فرستاد 576 00:32:31,049 --> 00:32:37,250 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله را به حذیفه بن الیمان رضی الله عنه فروختم. 577 00:32:37,730 --> 00:32:39,809 تا اخبار احزاب را برایش بیاورند 578 00:32:40,289 --> 00:32:42,250 بعد از اینکه باد آنها را وزید 579 00:32:43,309 --> 00:32:45,750 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 580 00:32:46,390 --> 00:32:49,869 قال حذیفه بن الیمان رضی الله عنهم 581 00:32:49,869 --> 00:33:03,970 ما را با رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب مهمانی دیدی و باد شدید و خشم ما را فرا گرفت، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: 582 00:33:03,970 --> 00:33:13,970 مگر مردی که برای من خبری از مردم می آورد، خداوند او را در قیامت با من قرار دهد، ولی ما سکوت کردیم و هیچ یک از ما جواب او را ندادیم. 583 00:33:13,970 --> 00:33:24,970 سپس فرمود: آیا مردی هست که اخبار مردم را برای ما بیاورد؟ خداوند او را در روز قیامت با من قرار دهد. ما ساکت شدیم و هیچ کدام جواب او را ندادیم 584 00:33:24,970 --> 00:33:35,970 سپس فرمود: آیا مردی هست که اخبار مردم را برای ما بیاورد؟ خداوند او را در روز قیامت با من قرار دهد. ما ساکت شدیم و هیچ کدام جواب او را ندادیم 585 00:33:35,970 --> 00:33:40,970 گفت: ای حذیفه برخیز و خبر مردم را برای ما بیاور. 586 00:33:40,970 --> 00:33:44,970 وقتی مرا به اسم صدا زد چاره ای جز بلند شدن نداشتم 587 00:33:44,970 --> 00:33:48,970 گفت: برو اخبار مردم را برای من بیاور. 588 00:33:48,970 --> 00:33:50,970 آنها را در مورد من وحشت نکنید 589 00:33:50,970 --> 00:33:58,099 وقتی او را ترک کردم، انگار در حمام راه می رفتم تا اینکه به آنها رسیدم 590 00:33:58,099 --> 00:34:02,099 ابوسفیان را دیدم که پشت آتش می خواند 591 00:34:03,099 --> 00:34:08,099 بنابراین من یک تیر در کمان گذاشتم و خواستم آن را پرتاب کنم 592 00:34:08,099 --> 00:34:12,099 پس به یاد سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله افتادم 593 00:34:12,099 --> 00:34:14,099 آنها را در مورد من وحشت نکنید 594 00:34:14,099 --> 00:34:17,099 اگر پرتاب می کردم حتما می زدمش 595 00:34:17,099 --> 00:34:21,260 پس برگشتم مثل حمام راه رفتم 596 00:34:21,260 --> 00:34:26,260 وقتی نزد او آمدم و اخبار مردم را به او گفتم و تمام کردم، تصمیم گرفتم 597 00:34:26,260 --> 00:34:28,260 یعنی سرما مرا لمس کرد 598 00:34:28,260 --> 00:34:36,320 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مازاد خرقه ای که می پوشید و در آن نماز می خواند مرا پوشاند. 599 00:34:36,320 --> 00:34:39,349 تا بیدار شدم در خواب ماندم 600 00:34:39,349 --> 00:34:46,590 وقتی از خواب بیدار شدم، گفت: بلند شو، بخواب. 601 00:34:46,590 --> 00:34:53,590 بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش به خانه هایشان 602 00:34:53,590 --> 00:35:00,199 رسول خدا صلی الله علیه و آله و یاران بزرگوارش به خانه های خود بازگشتند. 603 00:35:00,199 --> 00:35:04,199 این بعد از رفتن طرفین به خانه است 604 00:35:04,199 --> 00:35:07,199 و خدای سبحان راست گفت که گفت 605 00:35:07,199 --> 00:35:13,199 خداوند كسانى را كه كفر ورزيدند به خشم خود برگرداند و هيچ خيرى نصيبشان نشد 606 00:35:13,199 --> 00:35:16,199 خداوند مؤمنان را از جنگ بس است 607 00:35:16,199 --> 00:35:20,199 خداوند قوی و توانا بود 608 00:35:20,199 --> 00:35:23,360 حافظ بن کثیر گفت 609 00:35:23,360 --> 00:35:29,360 اگر خدا رسولش صلی الله علیه و آله را رحمت جهانیان قرار نمی داد 610 00:35:29,360 --> 00:35:34,360 این باد بر آنها بدتر از باد بی حاصل بر عاد بود 611 00:35:34,360 --> 00:35:37,360 اما خداوند متعال فرمود 612 00:35:37,360 --> 00:35:41,360 و تا تو در میان آنان بودی، خداوند آنان را عذاب نمی کرد 613 00:35:41,360 --> 00:35:45,360 هوای تفرقه را به آنها داد 614 00:35:45,360 --> 00:35:48,360 دلیل ملاقات آنها نیز از روی اشتیاق بود 615 00:35:48,360 --> 00:35:51,360 آنها از قبایل مختلف مخلوط شده اند 616 00:35:51,360 --> 00:35:54,360 احزاب و من می بینم 617 00:35:54,360 --> 00:35:58,360 مناسب بود هوایی که گروهشان را از هم جدا می کرد بر آنها فرستاد 618 00:35:58,360 --> 00:36:03,360 او آنها را ناامید، در حالی که در خشم و عصبانیت آنها شکست خورده بود، بازگرداند 619 00:36:03,360 --> 00:36:05,360 حالشان خوب نشد 620 00:36:05,360 --> 00:36:10,360 نه در این دنیا برای آنچه در جان خود از قیطان کردن و خراب کردن داشتند 621 00:36:10,360 --> 00:36:11,360 نه در آخرت 622 00:36:11,360 --> 00:36:19,360 به خاطر گناهانی که در دوئل کردن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با دشمنی انجام دادند. 623 00:36:19,360 --> 00:36:22,360 آنها می خواستند او را بکشند و لشکر او را از بین ببرند 624 00:36:22,360 --> 00:36:26,360 کسی که نگران چیزی است و دغدغه اش با انجام آن صادق است 625 00:36:26,360 --> 00:36:29,360 در واقع او مانند فاعل خود است 626 00:36:29,360 --> 00:36:32,360 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 627 00:36:32,360 --> 00:36:36,360 از سليمان بن صرد رضي الله عنه گفت 628 00:36:36,360 --> 00:36:42,360 از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه هنگامى كه احزاب را از او جدا كرد مى فرمود 629 00:36:42,360 --> 00:36:45,360 حالا ما به آنها حمله می کنیم و آنها به ما حمله نمی کنند 630 00:36:45,360 --> 00:36:48,360 به سمت آنها می رویم 631 00:36:48,360 --> 00:36:50,360 حافظ در الفتح گفته است 632 00:36:50,360 --> 00:36:54,360 در این حدیث علم از مرتبه بالاتر نبوت آمده است 633 00:36:54,360 --> 00:36:59,360 او رضی الله عنه در سال آینده عمره را به جا آورد 634 00:36:59,360 --> 00:37:02,360 پس قریش او را از خانه دور کردند 635 00:37:02,360 --> 00:37:06,360 بین آنها آتش بس امضا شد تا اینکه به آن پایان دادند 636 00:37:06,360 --> 00:37:09,360 این دلیل فتح مکه بود 637 00:37:09,360 --> 00:37:16,900 پس ماجرا چنان شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود 638 00:37:16,900 --> 00:37:21,110 جنگ بنی قریده 639 00:37:21,110 --> 00:37:23,110 روز چهارشنبه رخ داد 640 00:37:23,110 --> 00:37:28,110 در روز هفتم ذی القعده سال پنجم هجری 641 00:37:28,110 --> 00:37:31,300 ما در نبرد خندق به آن اشاره کردیم 642 00:37:31,300 --> 00:37:36,300 بنی قریده عهد خود را با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شکستند. 643 00:37:36,300 --> 00:37:40,300 و توطئه آنها با احزاب برای جنگ با مسلمانان 644 00:37:40,300 --> 00:37:45,300 سپس جبرئیل علیه السلام نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد. 645 00:37:45,300 --> 00:37:49,400 به او دستور داد تا با یهودیان بنی قریظه بجنگد 646 00:37:49,400 --> 00:37:51,400 حافظ بن کثیر گفت 647 00:37:51,400 --> 00:37:54,429 باب جنگ بنی قریده 648 00:37:54,429 --> 00:37:58,429 و چه عذاب بزرگی را خداوند متعال بر سر آنها قرار داده است 649 00:37:58,429 --> 00:38:03,429 با آنچه خداوند در آخرت عذاب دردناک برایشان آماده کرده است 650 00:38:03,429 --> 00:38:05,429 این به دلیل کفر آنهاست 651 00:38:05,429 --> 00:38:11,429 عهد و پیمانی را که بین آنها و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود شکستند. 652 00:38:11,429 --> 00:38:14,429 و احزاب آنها از او حمایت کردند 653 00:38:14,429 --> 00:38:17,429 من چنین چیزی در مورد آنها پیدا نمی کنم 654 00:38:17,429 --> 00:38:20,429 آنها مورد غضب خدا و رسولش قرار گرفتند 655 00:38:20,429 --> 00:38:24,429 این یک معامله در دنیا و آخرت ضرر است 656 00:38:24,429 --> 00:38:27,750 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 657 00:38:27,750 --> 00:38:30,750 قال عایشه رضی الله عنها 658 00:38:30,750 --> 00:38:35,750 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از خندق برگشت 659 00:38:35,750 --> 00:38:37,750 اسلحه را زمین گذاشت و دوش گرفت 660 00:38:37,750 --> 00:38:41,750 جبرئیل علیه السلام نزد او آمد و گفت: 661 00:38:41,750 --> 00:38:45,750 من اسلحه ها را زمین گذاشته ام اما به خدا قسم آنها را زمین نگذاشته ایم 662 00:38:45,750 --> 00:38:47,750 پس نزد آنها رفت 663 00:38:47,750 --> 00:38:50,750 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 664 00:38:50,750 --> 00:38:52,750 پس کجا؟ 665 00:38:52,750 --> 00:38:54,750 گفت اینجا 666 00:38:54,750 --> 00:38:56,750 به گریدا اشاره کرد 667 00:38:56,750 --> 00:39:00,780 پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به سوی آنان بیرون رفت 668 00:39:00,780 --> 00:39:05,980 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 669 00:39:05,980 --> 00:39:08,980 قال عایشه رضی الله عنها 670 00:39:08,980 --> 00:39:11,980 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 671 00:39:11,980 --> 00:39:14,980 وقتی مهمانی ها را تمام کرد 672 00:39:14,980 --> 00:39:17,980 حمام کننده وارد شد تا خود را بشوید 673 00:39:17,980 --> 00:39:20,980 سپس جبرئیل علیه السلام آمد و گفت 674 00:39:20,980 --> 00:39:23,980 یا اسلحه را زمین گذاشته اید 675 00:39:23,980 --> 00:39:26,980 ما هنوز سلاح هایمان را زمین نگذاشته ایم 676 00:39:26,980 --> 00:39:28,980 قیام به بنی جریده 677 00:39:28,980 --> 00:39:32,070 یعنی به بنی قریده برو 678 00:39:32,070 --> 00:39:35,070 عایشه رضی الله عنها گفت 679 00:39:35,070 --> 00:39:38,070 انگار به جبرئیل علیه السلام نگاه می کنم 680 00:39:38,070 --> 00:39:40,070 از طریق در 681 00:39:40,070 --> 00:39:43,360 سرش پر از خاک بود 682 00:39:43,360 --> 00:39:46,360 قره و الحکیم در المستدرک با سند خوب 683 00:39:46,360 --> 00:39:49,360 قال عایشه رضی الله عنها 684 00:39:49,360 --> 00:39:52,360 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 685 00:39:52,360 --> 00:39:54,360 او آن را داشت 686 00:39:54,360 --> 00:39:58,360 وقتی در خانه بودیم مردی به ما سلام کرد 687 00:39:58,360 --> 00:40:01,360 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست 688 00:40:01,360 --> 00:40:04,360 او ترسیده بود، بنابراین من او را دنبال کردم 689 00:40:04,360 --> 00:40:07,360 پس ضاحیه الکلبی 690 00:40:07,360 --> 00:40:10,360 گفت: این جبرئیل است 691 00:40:11,360 --> 00:40:16,219 رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 692 00:40:16,219 --> 00:40:19,219 به بانو گریدا 693 00:40:19,219 --> 00:40:22,820 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 694 00:40:22,820 --> 00:40:25,820 در سه هزار نفر از یارانش 695 00:40:25,820 --> 00:40:28,820 به سمت Beni Gereida حرکت می کنیم 696 00:40:28,820 --> 00:40:31,820 این بنر به علی بن ابی طالب داده شد 697 00:40:31,820 --> 00:40:34,820 خداوند از او راضی باشد 698 00:40:34,820 --> 00:40:37,820 بلال را فرستاد 699 00:40:37,820 --> 00:40:40,820 او مردم را صدا می کند 700 00:40:40,820 --> 00:40:43,820 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 701 00:40:43,820 --> 00:40:46,820 دستور می دهد که نماز عصر را نخوانید 702 00:40:46,820 --> 00:40:49,820 مگر در بنی قریده 703 00:40:49,820 --> 00:40:52,820 حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است 704 00:40:52,820 --> 00:40:55,820 قال عایشه رضی الله عنها 705 00:40:55,820 --> 00:40:58,820 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 706 00:40:58,820 --> 00:41:01,820 برای اصحابش برای شما تعیین کردم 707 00:41:01,820 --> 00:41:04,820 نماز عصر را نمی خوانی؟ 708 00:41:04,820 --> 00:41:07,980 تا اینکه به بنی قریده بیایی 709 00:41:08,980 --> 00:41:11,980 امام بخاری در صحیح خود 710 00:41:11,980 --> 00:41:14,980 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 711 00:41:14,980 --> 00:41:17,980 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 712 00:41:17,980 --> 00:41:20,980 برای ما وقتی از مهمانی ها برگشت 713 00:41:20,980 --> 00:41:23,980 نماز عصر را جز در بنی قریده نمی خوانند 714 00:41:23,980 --> 00:41:26,980 برخی از آنها در راه به بعد از ظهر رسیدند 715 00:41:26,980 --> 00:41:29,980 برخی از آنها گفتند 716 00:41:29,980 --> 00:41:32,980 ما تا به آن نرسیده ایم دعا نمی کنیم 717 00:41:32,980 --> 00:41:35,980 برخی از آنان گفتند: بلکه ما نماز می خوانیم. 718 00:41:35,980 --> 00:41:38,980 پس به پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر شد 719 00:41:38,980 --> 00:41:41,980 هیچ کدام را مجازات نکرد 720 00:41:41,980 --> 00:41:45,139 و در روایت حکیم در مستدرک او 721 00:41:45,139 --> 00:41:48,139 با زنجیره انتقال خوب 722 00:41:48,139 --> 00:41:51,139 عایشه رضی الله عنها گفت 723 00:41:51,139 --> 00:41:54,139 قبل از اینکه به آنها برسند خورشید غروب کرد 724 00:41:54,139 --> 00:41:57,139 گفت فرقه مسلمین 725 00:41:57,139 --> 00:42:00,139 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 726 00:42:00,139 --> 00:42:03,139 نمی خواست به نماز دعوت کند 727 00:42:03,139 --> 00:42:05,139 فرقه گفت 728 00:42:05,139 --> 00:42:09,139 ما در عزم پیامبر صلی الله علیه و آله هستیم 729 00:42:09,139 --> 00:42:12,139 و بر ما گناهی نیست 730 00:42:12,139 --> 00:42:15,139 گروهی از سر ایمان و امید جدا شدند 731 00:42:15,139 --> 00:42:18,139 او از روی ایمان و امید این فرقه را ترک کرد 732 00:42:18,139 --> 00:42:21,139 پیامبر صلی الله علیه و آله او را سرزنش نکرد 733 00:42:21,139 --> 00:42:24,139 یکی از دو تیم 734 00:42:24,139 --> 00:42:27,369 امام ابن حزم گفت 735 00:42:27,369 --> 00:42:30,369 خدای متعال می دانست که اگر آنجا بودیم 736 00:42:30,369 --> 00:42:33,369 آن روز نماز عصر را نخواندیم 737 00:42:33,369 --> 00:42:36,369 مگر در بنی قریده 738 00:42:36,369 --> 00:42:39,429 حتی بعد از چند روز 739 00:42:39,429 --> 00:42:42,429 حافظ بن کثیر گفت 740 00:42:42,429 --> 00:42:45,429 ما نشان دادیم کسانی که نماز عصر را در وقت آن می خواندند 741 00:42:45,429 --> 00:42:48,460 در همین موضوع به زدن راست نزدیکتر است 742 00:42:48,460 --> 00:42:51,460 هر چند بقیه هم معذورند 743 00:42:51,460 --> 00:42:54,460 بحث در اینجا در بهانه آنهاست 744 00:42:54,460 --> 00:42:57,460 در تأخیر نماز 745 00:42:57,460 --> 00:43:00,460 محاصره عهد شکنان از فرقه ملعون 746 00:43:00,460 --> 00:43:05,260 محاصره بنی گریدا 747 00:43:05,260 --> 00:43:08,670 و خداوند متعال او را فرستاد 748 00:43:08,670 --> 00:43:11,670 جبرئیل علیه السلام به بنی قریده 749 00:43:11,670 --> 00:43:14,670 برای تکان دادن آنها و انداختن در قلب آنها 750 00:43:14,670 --> 00:43:17,670 وحشت 751 00:43:17,670 --> 00:43:20,670 حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است 752 00:43:20,670 --> 00:43:23,699 قال عایشه رضی الله عنها 753 00:43:23,699 --> 00:43:26,699 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت 754 00:43:26,699 --> 00:43:29,699 پس بین او و قریظه ملاقات هایی صورت گرفت 755 00:43:29,699 --> 00:43:32,699 گفت: از کنارت گذشت؟ 756 00:43:32,699 --> 00:43:35,699 از یکی گفتند گذشت 757 00:43:35,699 --> 00:43:38,699 ما ضاحیه الکلبی را بر قاطر شهبا داریم 758 00:43:38,699 --> 00:43:41,699 زیر براد مخملی است 759 00:43:41,699 --> 00:43:44,800 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 760 00:43:44,800 --> 00:43:47,800 این شوخی نیست 761 00:43:47,800 --> 00:43:50,800 اما جبرئیل علیه السلام است 762 00:43:50,800 --> 00:43:53,800 او را نزد بنی قریده فرستادند تا آنها را تکان دهد 763 00:43:53,800 --> 00:43:56,960 رعب و وحشت در دل آنها می اندازد 764 00:43:56,960 --> 00:43:59,960 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 765 00:43:59,960 --> 00:44:02,960 عن انصار رضی الله عنه گفت 766 00:44:02,960 --> 00:44:05,960 انگار به غباری که می درخشد نگاه می کنم 767 00:44:05,960 --> 00:44:08,960 در کوچه موکب بنی غنم جبرئیل 768 00:44:08,960 --> 00:44:11,960 هنگامی که رسول خدا به سوی بنی قریده رفت 769 00:44:11,960 --> 00:44:15,150 رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد 770 00:44:15,150 --> 00:44:18,150 با حمایت و عنایت خداوند 771 00:44:18,150 --> 00:44:21,150 به خانه های بنی قریده 772 00:44:21,150 --> 00:44:24,150 چون او را دیدند با دژهای خود مستحکم شدند 773 00:44:24,150 --> 00:44:27,150 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را فرا خواند 774 00:44:27,150 --> 00:44:30,150 و او گفت 775 00:44:30,150 --> 00:44:33,219 برادران میمون و خوک 776 00:44:33,219 --> 00:44:36,219 سپس محاصره بر آنها تحمیل شد 777 00:44:36,219 --> 00:44:39,219 این محاصره بیست و پنج شب به طول انجامید 778 00:44:39,219 --> 00:44:42,219 تا اینکه اوضاع برایشان بدتر شد 779 00:44:42,219 --> 00:44:45,219 و خداوند رعب و وحشت را در دلهایشان افکند 780 00:44:45,219 --> 00:44:48,219 آنها ناراحت شدند و بر حکومت سعد بن معاذ فرود آمدند 781 00:44:48,219 --> 00:44:51,219 خدا از او راضی باشد و یاران او بودند 782 00:44:51,219 --> 00:44:54,219 و در روایت ابن اسحاق 783 00:44:54,219 --> 00:44:57,219 پس به حکم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرود آمدند 784 00:44:57,219 --> 00:45:00,219 پس اوس ثابت قدم شدند 785 00:45:00,219 --> 00:45:03,219 گفتند یا رسول الله 786 00:45:03,219 --> 00:45:06,219 آنها وفاداران ما هستند نه خزرج 787 00:45:06,219 --> 00:45:09,219 و من این کار را در وفاداری برادرانمان انجام دادم 788 00:45:09,219 --> 00:45:12,219 دیروز چیزی که یاد گرفتم 789 00:45:12,219 --> 00:45:15,219 منظور آنها یهودیان بنی قینوقع، متحدان خزرج است 790 00:45:15,219 --> 00:45:18,219 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 791 00:45:18,219 --> 00:45:21,219 قضاوت آنها در دست عبدالله است 792 00:45:21,219 --> 00:45:24,219 بن ابی بن سلول 793 00:45:24,219 --> 00:45:27,280 این در زمان جنگ بنی قینوقع بود 794 00:45:27,280 --> 00:45:30,280 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 795 00:45:30,280 --> 00:45:33,280 ای اهل اوس آیا راضی نیستید؟ 796 00:45:33,280 --> 00:45:36,280 بگذارید مردی در میان شما آنها را قضاوت کند 797 00:45:36,280 --> 00:45:39,280 گفتند بله 798 00:45:39,280 --> 00:45:42,280 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 799 00:45:43,280 --> 00:45:46,380 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 800 00:45:46,380 --> 00:45:49,380 و ابن حبان در صحیح خود با سند حسنه 801 00:45:49,380 --> 00:45:52,380 از عایشه رضی الله عنها 802 00:45:52,380 --> 00:45:55,380 او گفت زمانی که حبس آنها شدید شد 803 00:45:55,380 --> 00:45:58,380 به آنها گفته شد که مصیبت شدید شد 804 00:45:58,380 --> 00:46:01,380 به حکم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرود آمدند 805 00:46:01,380 --> 00:46:04,380 پس با ابالبابه مشورت کردند 806 00:46:04,380 --> 00:46:07,380 بن عبدالمنذر 807 00:46:07,380 --> 00:46:10,380 به آنها اشاره کرد که ذبح است 808 00:46:10,380 --> 00:46:13,380 به حکم سعد بن معاذ می رسیم 809 00:46:13,380 --> 00:46:17,380 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 810 00:46:17,380 --> 00:46:20,380 به حکم سعد بن معاذ فرود آمدند 811 00:46:20,380 --> 00:46:24,590 آمدن سعد بن معاذ 812 00:46:26,590 --> 00:46:30,739 و حکومت او در بنی قریده 813 00:46:30,739 --> 00:46:33,739 و رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 814 00:46:33,739 --> 00:46:36,739 به سعد بن معاذ 815 00:46:36,739 --> 00:46:39,739 او را سوار بر الاغ نزد او آوردند 816 00:46:39,739 --> 00:46:41,739 او هزینه ای از لو دارد 817 00:46:41,739 --> 00:46:43,739 کاف همان طناب است 818 00:46:43,739 --> 00:46:45,739 او متهم شده بود 819 00:46:45,739 --> 00:46:47,739 و قومش او را احاطه کردند 820 00:46:47,739 --> 00:46:49,739 گفتند ای ابوعمر 821 00:46:49,739 --> 00:46:51,739 متحدان و وفاداران شما 822 00:46:51,739 --> 00:46:53,739 و اهل کینه 823 00:46:53,739 --> 00:46:55,739 و چه کسانی را یاد گرفته ام 824 00:46:55,739 --> 00:46:57,739 یک کلمه به آنها برنگرد 825 00:46:57,739 --> 00:46:59,739 او به آنها توجه نمی کند 826 00:46:59,739 --> 00:47:01,739 حتی اگر نزدیک شد 827 00:47:01,739 --> 00:47:03,739 نوبت آنهاست 828 00:47:03,739 --> 00:47:05,739 رو به قومش کرد و گفت 829 00:47:05,739 --> 00:47:07,739 وقت سعد است 830 00:47:07,739 --> 00:47:09,739 این اتفاق نخواهد افتاد 831 00:47:09,739 --> 00:47:11,940 بدون هیچ رنجی در خدا 832 00:47:11,940 --> 00:47:13,940 در صورت سازگاری 833 00:47:13,940 --> 00:47:15,940 هنگامی که بر رسولی ظاهر شد 834 00:47:15,940 --> 00:47:17,940 خدا رحمتش کند و درود فرستد 835 00:47:17,940 --> 00:47:19,940 رسول خدا فرمود 836 00:47:19,940 --> 00:47:21,940 خدا رحمتش کند و درود فرستد 837 00:47:21,940 --> 00:47:23,940 برو پیش استادت 838 00:47:23,940 --> 00:47:26,000 پس او را پایین آوردند 839 00:47:26,000 --> 00:47:28,000 پس او را پایین آوردند 840 00:47:28,000 --> 00:47:30,000 رسول خدا فرمود 841 00:47:30,000 --> 00:47:32,030 خدا رحمتش کند و درود فرستد 842 00:47:32,030 --> 00:47:34,059 آنها را قضاوت کنید 843 00:47:34,059 --> 00:47:36,059 سعد رضی الله عنه گفت 844 00:47:36,059 --> 00:47:43,059 که جنگجویانشان کشته شوند، فرزندانشان اسیر شوند و مالشان تقسیم شود 845 00:47:43,059 --> 00:47:47,059 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 846 00:47:47,059 --> 00:47:52,099 آنها به حکم خدای متعال و حکومت رسولش داوری می شدند 847 00:47:52,099 --> 00:47:57,449 و در روایت امام احمد و ترمذی با سند صحیح. 848 00:47:57,449 --> 00:48:00,449 عن جابر رضی الله عنه گفت 849 00:48:00,449 --> 00:48:03,449 بنابراین تصمیم گرفته شد که افراد آنها کشته شوند 850 00:48:03,449 --> 00:48:09,449 زنان و فرزندانشان زنده می مانند تا مسلمانان از آنها کمک بگیرند 851 00:48:09,449 --> 00:48:13,480 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 852 00:48:13,480 --> 00:48:16,610 من به حکم خدا بر آنها رسیده ام 853 00:48:16,610 --> 00:48:19,610 و در روایت حکیم با سند حسنه 854 00:48:19,610 --> 00:48:23,639 از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه گفت 855 00:48:23,639 --> 00:48:27,639 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 856 00:48:27,639 --> 00:48:30,639 امروز خداوند آنها را قضاوت کرده است 857 00:48:30,639 --> 00:48:34,639 که از بالای هفت آسمان حکومت کرد 858 00:48:34,639 --> 00:48:38,639 و خدای سبحان وقتی گفت راست گفت 859 00:48:38,639 --> 00:48:45,639 و کسانی از اهل کتاب که از آنها حمایت کردند از محاصره آنها نازل شدند 860 00:48:45,639 --> 00:48:53,639 و در دلهایشان وحشت افکند. گروهی را کشتید و گروهی را اسیر کردید 861 00:48:53,639 --> 00:49:00,639 و زمین و خانه و پولشان و زمینی را که شما مالک آن نبودید برای شما وصیت خواهم کرد 862 00:49:00,639 --> 00:49:05,639 خداوند بر همه چیز تواناست 863 00:49:05,639 --> 00:49:11,559 اجرای حکم در بنی گریدا 864 00:49:11,559 --> 00:49:14,849 فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 865 00:49:14,849 --> 00:49:18,849 اجرای حکم سعد بن معاذ رضی الله عنه 866 00:49:18,849 --> 00:49:20,849 در میان یهودیان بنی قریده 867 00:49:20,849 --> 00:49:23,849 برای کشتن همه آنها 868 00:49:23,849 --> 00:49:26,849 و هر که آمبت نبود رفت 869 00:49:26,849 --> 00:49:31,849 آنها را در سنگرهایی که در بازار شهر کنده بودند، سر برید 870 00:49:31,849 --> 00:49:34,849 آنها چهارصد مرد بودند 871 00:49:34,849 --> 00:49:40,980 امام احمد در مسند خود، ترمذی و ابوداود به سند صحیح روایت کرده است. 872 00:49:40,980 --> 00:49:43,980 عطیه القرضی فرمود: 873 00:49:43,980 --> 00:49:48,980 آن را در روز جریده به پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه کردیم 874 00:49:48,980 --> 00:49:51,010 پس او کشته شد 875 00:49:52,010 --> 00:49:55,010 و هر که رشد نکند، بگذار برود 876 00:49:55,010 --> 00:50:00,099 من از جمله کسانی بودم که رشد نکردند، پس من را رها کنید 877 00:50:00,099 --> 00:50:04,170 و در روایت ابن حبان در صحیح خود با سند صحیح. 878 00:50:04,170 --> 00:50:07,170 عطیه القردی گفت 879 00:50:07,170 --> 00:50:10,170 من اولین کسی بودم که سعد بر من حکومت کرد 880 00:50:10,170 --> 00:50:14,170 پدرم آمد و فکر کردم می خواهد مرا بکشد 881 00:50:14,170 --> 00:50:16,170 موهای ناحیه تناسلی من را فاش کرد 882 00:50:16,170 --> 00:50:18,170 آنها متوجه شدند که من رشد نکرده ام 883 00:50:18,170 --> 00:50:20,170 پس مرا به اسارت بردند 884 00:50:20,170 --> 00:50:23,360 امام ترمذی در مسجد خود فرمود 885 00:50:23,360 --> 00:50:27,360 برخی از علما به این امر عمل می کنند 886 00:50:27,360 --> 00:50:30,360 جوانه زنی را بلوغ می دانند 887 00:50:30,360 --> 00:50:33,360 اگر رویای خیس خود را نمی داند یا سنش را نمی داند 888 00:50:33,360 --> 00:50:36,360 این سخن احمد و اسحاق است 889 00:50:36,360 --> 00:50:39,710 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 890 00:50:39,710 --> 00:50:42,710 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 891 00:50:42,710 --> 00:50:45,710 یهودیان ابن النظیر و قریده 892 00:50:45,710 --> 00:50:49,710 با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگیدند 893 00:50:49,710 --> 00:50:52,710 پس ابن النضیر فرستاده شد 894 00:50:52,710 --> 00:50:55,710 او قریده و کسانی را که در میان آنها بودند، تأیید کرد 895 00:50:55,710 --> 00:50:58,710 تا اینکه گریدا بعد از آن جنگید 896 00:50:58,710 --> 00:51:00,710 بنابراین مردان آنها کشته شدند 897 00:51:00,710 --> 00:51:04,710 زنان و فرزندانشان را بین مسلمانان تقسیم کرد 898 00:51:04,710 --> 00:51:11,110 هیچ زن از بنی قریده کشته نشد 899 00:51:11,110 --> 00:51:13,110 به جز یک زن 900 00:51:13,110 --> 00:51:16,340 هیچ زن یهودی از بنی قریده کشته نشد 901 00:51:16,340 --> 00:51:18,340 فقط یک زن 902 00:51:18,340 --> 00:51:21,460 از امام احمد و ابوداود روایت شده است 903 00:51:21,460 --> 00:51:24,460 و حاکم و تلفظ حاکم 904 00:51:24,460 --> 00:51:26,460 با زنجیره انتقال خوب 905 00:51:26,460 --> 00:51:29,460 قال عایشه رضی الله عنها 906 00:51:29,460 --> 00:51:33,460 رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته نشد 907 00:51:33,460 --> 00:51:35,460 زنی از بانو گریدا 908 00:51:35,460 --> 00:51:37,460 به جز یک زن 909 00:51:37,460 --> 00:51:41,460 به خدا قسم از پشت تا شکم من را می خنداند 910 00:51:41,460 --> 00:51:45,460 و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 911 00:51:45,460 --> 00:51:47,460 تا مردان خود را با شمشیر بکشند 912 00:51:47,460 --> 00:51:50,460 می گوید تلفن به نام او 913 00:51:50,460 --> 00:51:52,460 فلانی کجاست؟ 914 00:51:52,460 --> 00:51:55,500 گفت: به خدا سوگند. 915 00:51:55,500 --> 00:51:58,500 گفتم: وای بر تو! 916 00:51:58,500 --> 00:52:01,500 گفت: به خدا قسم 917 00:52:01,500 --> 00:52:03,500 پس گفتم چرا؟ 918 00:52:03,500 --> 00:52:06,500 او از اتفاقی که او به وجود آورد گفت 919 00:52:06,500 --> 00:52:09,500 ابن هشام در شرح حال خود گفته است 920 00:52:09,500 --> 00:52:14,500 اوست که آسیاب را بر خلاد بن سوید رضی الله عنه افکند 921 00:52:14,500 --> 00:52:15,500 پس او را کشت 922 00:52:15,500 --> 00:52:18,659 پس او را درآورد و به گردنش زد 923 00:52:18,659 --> 00:52:23,659 هرگز فراموش نمی کنم که چقدر از مهربانی و خنده های فراوان او شگفت زده شدم 924 00:52:23,659 --> 00:52:26,659 و می دانستم که می کشد 925 00:52:26,659 --> 00:52:31,829 استاد بزرگ درگذشت 926 00:52:31,829 --> 00:52:35,829 سعد بن معاذ رضی الله عنه 927 00:52:35,829 --> 00:52:40,219 خداوند متعال دعوت بنده صالح خود را اجابت کرد 928 00:52:40,219 --> 00:52:43,219 سعد بن معاذ رضی الله عنه 929 00:52:43,219 --> 00:52:48,219 چشمش را شفا داد و سینه اش را از یهودیان بنی قریده شفا داد 930 00:52:48,219 --> 00:52:54,340 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از کشتن مردان آنها به پایان رسید 931 00:52:54,340 --> 00:52:58,340 زخمش خوب شد و رضی الله عنه فوت کرد 932 00:52:58,340 --> 00:53:04,539 امام احمد در مسند خود و ترمذی در جامع خود با سند صحیح روایت کرده است. 933 00:53:04,539 --> 00:53:08,539 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 934 00:53:08,539 --> 00:53:11,539 وقتی کارش تمام شد، آنها را کشت 935 00:53:11,539 --> 00:53:14,539 رگش پاره شد و مرد 936 00:53:14,539 --> 00:53:17,570 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 937 00:53:17,570 --> 00:53:20,570 قال عایشه رضی الله عنها 938 00:53:20,570 --> 00:53:22,570 سعده گفت 939 00:53:22,570 --> 00:53:29,570 خدایا، تو می دانی که کسی نیست که دوست داشته باشم به خاطر تو با او مبارزه کنم 940 00:53:29,570 --> 00:53:34,570 از قومی که رسول شما صلی الله علیه و آله را تکذیب کردند و او را بیرون کردند 941 00:53:34,570 --> 00:53:40,570 خدایا من فکر می کنم تو بین ما و آنها جنگ ایجاد کرده ای 942 00:53:40,570 --> 00:53:47,570 اگر از جنگ قریش چیزی باقی مانده است مرا به خاطر آن بگذران تا با تو بجنگم 943 00:53:47,570 --> 00:53:53,570 و اگر جنگی را آغاز کردی، آن را آغاز کن و مرگ مرا در آن بساز 944 00:53:53,570 --> 00:53:57,570 از هسته اش، یعنی از گلویش منفجر شد 945 00:53:57,570 --> 00:54:02,570 او به آنها توجهی نداشت و خیمه ای از بنی غفار در مسجد بود 946 00:54:02,570 --> 00:54:05,570 جز اینکه خون به سمت آنها جریان می یابد 947 00:54:05,570 --> 00:54:07,570 گفتند: ای اهل خیمه! 948 00:54:07,570 --> 00:54:10,570 این چه چیزی است که از شما به ما می رسد؟ 949 00:54:10,570 --> 00:54:14,570 اگر خوشحال باشد، خون زخمش را سیر می کند 950 00:54:14,570 --> 00:54:17,570 از آن رضوان الله تعالی فوت کرد 951 00:54:17,570 --> 00:54:22,730 سپس سعد رضی الله عنه آن را پس از تمام شدن وسیله حمل کرد 952 00:54:22,730 --> 00:54:25,730 فرشتگان او را با مردم بردند 953 00:54:25,730 --> 00:54:30,730 تشییع جنازه او به دلیل فرشتگانی که او را حمل می کردند سبک بود 954 00:54:30,730 --> 00:54:34,730 امام ترمذی و حکیم با سند صحیح روایت کرده اند 955 00:54:34,730 --> 00:54:37,730 قال عن انس رضی الله عنه 956 00:54:37,730 --> 00:54:41,730 وقتی تشییع جنازه سعد بن معاذ رضی الله عنه را برگزار کردم 957 00:54:41,730 --> 00:54:43,730 منافقین گفتند 958 00:54:43,730 --> 00:54:45,730 تشییع جنازه اش چقدر پنهان است 959 00:54:45,730 --> 00:54:49,730 این تنها به دلیل حکومت او در بنی قریده بود 960 00:54:49,730 --> 00:54:54,789 این به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و فرمود 961 00:54:54,789 --> 00:54:55,789 خیر 962 00:54:55,789 --> 00:54:59,789 اما فرشتگان او را حمل می کردند 963 00:54:59,789 --> 00:55:02,019 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 964 00:55:02,019 --> 00:55:04,019 تلفظ آن بخاری است 965 00:55:04,019 --> 00:55:08,019 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 966 00:55:08,019 --> 00:55:12,019 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 967 00:55:12,019 --> 00:55:16,019 تاج و تخت با مرگ سعد بن معاذ متزلزل شد 968 00:55:16,019 --> 00:55:18,019 امام ذهبی فرمودند 969 00:55:18,019 --> 00:55:21,079 عرش برای خدا و بندگی آفریده شده است 970 00:55:21,079 --> 00:55:26,079 اگر بخواهد تکان بخورد، انشاءالله تکان می خورد 971 00:55:26,079 --> 00:55:30,079 او آن را به احساس عشق به سعد رضی الله عنه تبدیل کرد 972 00:55:30,079 --> 00:55:33,079 خداوند متعال در کوه احد نیز احساسی قرار داد 973 00:55:33,079 --> 00:55:36,079 با محبت او پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 974 00:55:36,079 --> 00:55:38,079 و حق تعالی فرمود 975 00:55:38,079 --> 00:55:41,079 ای کوههای اویبی با او 976 00:55:41,079 --> 00:55:42,079 و او گفت 977 00:55:42,079 --> 00:55:46,079 آسمان و زمین هفت گانه او را تسبیح می گویند 978 00:55:46,079 --> 00:55:48,079 بعد تعمیم داد و گفت 979 00:55:48,079 --> 00:55:52,079 و چیزی نیست که تسبیح او را ستایش نکند 980 00:55:52,079 --> 00:55:54,079 و این درست است 981 00:55:54,079 --> 00:55:56,269 و در صحیح البخاری 982 00:55:56,269 --> 00:55:59,269 گفتن ابن مسعود رضی الله عنه 983 00:55:59,269 --> 00:56:01,269 خداوند از او راضی باشد 984 00:56:01,269 --> 00:56:04,269 می توانستیم غذا خوردن را بشنویم 985 00:56:04,269 --> 00:56:08,269 این یک باب گسترده است که شامل ایمان است 986 00:56:08,269 --> 00:56:14,059 نزول سوره احزاب 987 00:56:14,059 --> 00:56:16,059 ابن اسحاق گفت 988 00:56:16,059 --> 00:56:19,059 و خداوند متعال امر خندق را نازل کرد 989 00:56:19,059 --> 00:56:22,059 و فرمان بنی قریده از قرآن 990 00:56:22,059 --> 00:56:24,059 سوره احزاب 991 00:56:24,059 --> 00:56:27,059 به مصیبتی که بر او وارد شد اشاره می کند 992 00:56:27,059 --> 00:56:29,059 و لطف او بر آنهاست 993 00:56:29,059 --> 00:56:33,059 برایشان کافی بود که این کار آنها را راحت کرد 994 00:56:33,059 --> 00:56:37,059 بعد از مقاله کسانی که می گفتند منافق است 995 00:56:37,059 --> 00:56:41,570 ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 996 00:56:41,570 --> 00:56:44,570 از زینب بنت جحش 997 00:56:44,570 --> 00:56:49,010 خداوند از او راضی باشد 998 00:56:49,010 --> 00:56:52,010 رسول خدا صلی الله علیه و آله ازدواج کرد 999 00:56:52,010 --> 00:56:55,010 زینب بنت جحش رضی الله عنه 1000 00:56:55,010 --> 00:56:59,010 صبح روز عروسی او حجاب را برداشتند 1001 00:56:59,010 --> 00:57:04,300 این در ذی القعده سال پنجم هجری بود 1002 00:57:04,300 --> 00:57:08,300 حکمت ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله 1003 00:57:08,300 --> 00:57:11,300 زینب بنت جحش رضی الله عنه 1004 00:57:11,300 --> 00:57:16,300 قهرمانان رسم گسترده فرزندخواندگی در آن زمان 1005 00:57:16,300 --> 00:57:18,300 همانطور که خداوند متعال فرموده است 1006 00:57:18,300 --> 00:57:23,300 تا مؤمنان در مورد همسران مدعیان خود مشکلی نداشته باشند 1007 00:57:23,300 --> 00:57:26,300 اگر آنها را بخورند و لطیف شوند 1008 00:57:26,300 --> 00:57:29,420 فرمان خدا مؤثر بود 1009 00:57:29,420 --> 00:57:31,420 حافظ بن کثیر گفت 1010 00:57:31,420 --> 00:57:35,420 یعنی ما فقط اجازه دادیم با او ازدواج کنی و این کار را کردیم 1011 00:57:35,420 --> 00:57:41,420 زیرا ازدواج با طلاق های ظاهری برای مؤمنان شرم ندارد 1012 00:57:41,420 --> 00:57:45,420 دلیلش این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 1013 00:57:45,420 --> 00:57:50,420 قبل از بعثت زید بن حارثه رضی الله عنه را به فرزندی پذیرفت 1014 00:57:50,420 --> 00:57:54,420 او را زید بن محمد می نامیدند 1015 00:57:54,420 --> 00:57:58,420 وقتی خداوند این درصد را قطع کرد، خداوند متعال فرمود: 1016 00:57:58,420 --> 00:58:04,420 خداوند انسان را دو دل در درونش قرار نداده است 1017 00:58:04,420 --> 00:58:12,420 و همسران شما را بیشتر از مادرانتان نیافرید 1018 00:58:12,420 --> 00:58:18,420 و چه چیزی باعث می شود ادعاهای شما فرزندان شما باشد 1019 00:58:18,420 --> 00:58:22,420 این چیزی است که شما با دهان خود می گویید 1020 00:58:22,420 --> 00:58:27,420 خداوند راست می گوید و راه را هدایت می کند 1021 00:58:27,420 --> 00:58:34,420 فراخواندن آنها توسط پدرانشان نزد خدا عادلانه تر است 1022 00:58:34,420 --> 00:58:37,460 سپس این وضوح و تأیید افزایش یافت 1023 00:58:37,460 --> 00:58:41,460 با وقوع ازدواج رسول خدا صلی الله علیه و آله 1024 00:58:41,460 --> 00:58:45,460 زینب بنت جحش رضی الله عنه 1025 00:58:45,460 --> 00:58:49,460 وقتی زید بن حارثه رضی الله عنه او را طلاق داد 1026 00:58:49,460 --> 00:58:52,619 برای همین در آیه نهی فرمود 1027 00:58:52,619 --> 00:58:57,619 و اولاد فرزندانت که از نسل تو باشند 1028 00:58:57,619 --> 00:59:00,619 از ابن الداعى برحذر بودن 1029 00:59:00,619 --> 00:59:03,619 این تعداد زیادی از آنها بود 1030 00:59:03,619 --> 00:59:11,860 نامزدی زینب بنت جحش رضی الله عنه 1031 00:59:11,860 --> 00:59:15,530 رسول خدا صلی الله علیه و آله به ایراد سخنرانی پرداخت 1032 00:59:15,530 --> 00:59:18,530 زینب بنت جحش رضی الله عنه 1033 00:59:18,530 --> 00:59:21,530 او گمان کرد که او رضی الله عنه است 1034 00:59:21,530 --> 00:59:23,530 برای خودش می خواهد 1035 00:59:23,530 --> 00:59:28,559 وقتی فهمیدم برای زید بن حارثه رضی الله عنه می خواهد 1036 00:59:28,559 --> 00:59:29,559 Abt 1037 00:59:29,559 --> 00:59:32,659 امام بن جریر طبری روایت کرده است 1038 00:59:32,659 --> 00:59:35,659 در تفسیر آن با زنجیره انتقال معتبر 1039 00:59:35,659 --> 00:59:39,659 در قتاده در قول خداوند متعال فرمود: 1040 00:59:39,659 --> 00:59:42,659 برای مؤمن مرد و زن نیست 1041 00:59:42,659 --> 00:59:45,659 اگر خدا و رسولش در موردی تصمیم گرفته باشند 1042 00:59:45,659 --> 00:59:48,659 که آنها باید بهترین امور خود را داشته باشند 1043 00:59:49,659 --> 00:59:50,659 او گفت 1044 00:59:50,659 --> 00:59:55,659 این آیه در مورد زینب بنت جحش رضی الله عنه نازل شده است 1045 00:59:55,659 --> 01:00:00,659 او پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 1046 01:00:00,659 --> 01:00:05,659 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله از او خواستگاری کرد و او پذیرفت 1047 01:00:05,659 --> 01:00:08,659 دید که داره ازش خواستگاری میکنه 1048 01:00:08,659 --> 01:00:13,690 وقتی فهمید که زید بن حارثه رضی الله عنه از او خواستگاری می کند 1049 01:00:13,690 --> 01:00:15,690 او نپذیرفت و انکار کرد 1050 01:00:15,690 --> 01:00:17,690 پس خداوند نازل کرد 1051 01:00:17,690 --> 01:00:20,690 برای مؤمن مرد و زن نیست 1052 01:00:20,690 --> 01:00:23,690 اگر خدا و رسولش در موردی تصمیم گرفته باشند 1053 01:00:23,690 --> 01:00:26,690 که آنها باید بهترین امور خود را داشته باشند 1054 01:00:26,690 --> 01:00:27,690 او گفت 1055 01:00:27,690 --> 01:00:31,690 پس بعد از آن به دنبال او رفتم و راضی بودم 1056 01:00:31,690 --> 01:00:38,690 زینب رضی الله عنه نزدیک به یک سال نزد زید بن حارثه رضی الله عنه ماند. 1057 01:00:38,690 --> 01:00:44,690 سپس آمد تا از آن به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کند 1058 01:00:44,690 --> 01:00:49,940 آن را امام بخاری و ترمذی روایت کرده اند و نقل آن ترمذی است. 1059 01:00:49,940 --> 01:00:52,940 قال عن انس رضی الله عنه 1060 01:00:52,940 --> 01:00:55,980 وقتی این آیه نازل شد 1061 01:00:55,980 --> 01:00:58,980 و آنچه را خدا آشکار می کند در خود پنهان می کنی 1062 01:00:58,980 --> 01:01:02,980 در مورد زینب بنت جهشر رضی الله عنه 1063 01:01:02,980 --> 01:01:06,980 زید رضی الله عنه با شکایت آمد 1064 01:01:06,980 --> 01:01:08,980 تصمیم گرفت از او طلاق بگیرد 1065 01:01:08,980 --> 01:01:11,980 پس از پیامبر صلی الله علیه و آله نصیحت خواست 1066 01:01:11,980 --> 01:01:14,980 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 1067 01:01:14,980 --> 01:01:18,980 شوهرت را نگهدار و از خدا بترس 1068 01:01:18,980 --> 01:01:21,099 حافظ در الفتح گفته است 1069 01:01:21,099 --> 01:01:26,099 اصل مطلب این است که آنچه را که پیامبر صلی الله علیه و آله پنهان کرده بود 1070 01:01:26,099 --> 01:01:31,099 خدا به او می گوید که همسرش می شود 1071 01:01:31,099 --> 01:01:34,099 که باعث شد او آن را پنهان کند 1072 01:01:34,099 --> 01:01:36,099 از ترس اینکه مردم چه خواهند گفت 1073 01:01:36,099 --> 01:01:39,099 با زن پسرش ازدواج کرد 1074 01:01:39,099 --> 01:01:43,099 خداوند می خواست آنچه را که مردم زمان جاهلیت بر آن بودند باطل کند 1075 01:01:43,099 --> 01:01:45,099 از مقررات فرزندخواندگی 1076 01:01:45,099 --> 01:01:48,099 چیزی که قابل رد نیست 1077 01:01:48,099 --> 01:01:52,099 او با زنی ازدواج کرد که او را پسرش می خواند 1078 01:01:52,099 --> 01:01:55,099 این از امام مسلمین اتفاق افتاد 1079 01:01:55,099 --> 01:01:58,579 تا احتمال بیشتری برای پذیرش آن وجود داشته باشد 1080 01:01:58,579 --> 01:02:01,579 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 1081 01:02:01,579 --> 01:02:04,579 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 1082 01:02:04,579 --> 01:02:07,679 زمانی که دوره انتظار زینب (س) تمام شد 1083 01:02:07,679 --> 01:02:11,679 رسول خدا صلی الله علیه و آله به زید فرمود 1084 01:02:11,679 --> 01:02:14,679 برو به من اشاره کن 1085 01:02:14,679 --> 01:02:19,679 گفت پس رفت تا نزد او آمد در حالی که خمیر خود را تخمیر می کرد 1086 01:02:19,679 --> 01:02:27,679 گفت وقتی دیدم آنقدر در سینه ام بزرگ شد که نمی توانستم به آن نگاه کنم 1087 01:02:27,679 --> 01:02:31,679 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن اشاره کرد 1088 01:02:31,679 --> 01:02:35,679 پشتم را به او کردم و روی پاشنه پا چرخیدم 1089 01:02:35,679 --> 01:02:39,679 پس گفتم زینب به من مژده بده 1090 01:02:39,679 --> 01:02:43,679 رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به یاد شما فرستاد 1091 01:02:43,679 --> 01:02:50,679 گفت: من کاری نمی کنم تا به پروردگارم فرمان دهم 1092 01:02:50,679 --> 01:02:54,679 پس در مسجد خود ایستاد و قرآن نازل شد 1093 01:02:54,679 --> 01:03:00,679 رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و بدون اجازه وارد او شد 1094 01:03:01,869 --> 01:03:06,869 امام بخاری در صحیح خود و ترمذی در جامع خود روایت کرده است. 1095 01:03:06,869 --> 01:03:08,869 تلفظ ترمذی است 1096 01:03:08,869 --> 01:03:12,869 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 1097 01:03:12,869 --> 01:03:17,869 وقتی این آیه در مورد زینب بنت جحش رضی الله عنه نازل شد 1098 01:03:17,869 --> 01:03:22,869 وقتی زید با او و تارا تمام شد، او را به عقد او درآوردیم 1099 01:03:22,869 --> 01:03:28,869 گفت: او به همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم افتخار می کرد 1100 01:03:28,869 --> 01:03:36,869 می‌گوید: مرا به خانواده‌ات درآور و از آسمان‌های هفت‌گانه به خدای متعال درآور. 1101 01:03:36,869 --> 01:03:46,860 جشن ازدواج پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با زینب رضی الله عنه 1102 01:03:46,860 --> 01:03:54,369 رسول خدا صلی الله علیه و آله در زمان زندگی ما عاشق زینب بنت جحش رضی الله عنه بود. 1103 01:03:54,369 --> 01:04:00,369 امام بخاری در صحیح خود از انس رضی الله عنه روایت کرده که فرمود: 1104 01:04:00,369 --> 01:04:08,369 زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله با زینب بنت جحش رضی الله عنه مأنوس بود. 1105 01:04:08,369 --> 01:04:11,369 پس مردم را با نان و گوشت راضی کرد 1106 01:04:11,369 --> 01:04:17,429 امام مسلم در صحیح خود از انس رضی الله عنه روایت کرده که فرمود 1107 01:04:17,429 --> 01:04:23,429 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هرگز بر یکی از همسران خود درد دل نکرد 1108 01:04:23,429 --> 01:04:27,429 بیشتر یا بهتر از آنچه به زینب داده شد 1109 01:04:27,429 --> 01:04:29,429 امام نووی فرمودند 1110 01:04:29,429 --> 01:04:34,429 ممکن است دلیل این امر شکرگزاری از لطف خداوند باشد 1111 01:04:34,429 --> 01:04:42,429 در این که خداوند متعال او را به وحی به ازدواج خود درآورد، نه ولی و یا شاهدی غیر از دیگران 1112 01:04:42,429 --> 01:04:46,429 آموزه صحیح ما در میان اصحاب ما مشهور است 1113 01:04:46,429 --> 01:04:51,429 صحت عقد او رضی الله عنه بدون ولی و شاهد 1114 01:04:51,429 --> 01:04:56,429 در مورد او صلی الله علیه و آله نیازی به آن نیست 1115 01:04:56,429 --> 01:04:59,429 این اختلاف در مورد دیگران غیر از زینب نیز صدق می کند 1116 01:04:59,429 --> 01:05:04,429 در مورد زینب، شرط شده است و خدا داناتر است 1117 01:05:04,429 --> 01:05:07,719 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 1118 01:05:07,719 --> 01:05:10,719 قال عن انس رضی الله عنه 1119 01:05:10,719 --> 01:05:17,719 بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله با زینب بنت جحش با نان و گوشت ساخته شد. 1120 01:05:17,719 --> 01:05:20,719 بنابراین من تماس گیرنده برای غذا فرستادم 1121 01:05:20,719 --> 01:05:24,719 بعد مردم می آیند، می خورند و می روند 1122 01:05:24,719 --> 01:05:28,719 بعد مردم می آیند، می خورند و می روند 1123 01:05:28,719 --> 01:05:32,719 پس دعا کردم تا جایی که کسی را نیافتم که برایش دعا کنم 1124 01:05:32,719 --> 01:05:38,119 نزول حجاب 1125 01:05:38,119 --> 01:05:46,119 هنگامی که مردم غذا خوردند، گروهی از آنان در خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به گفتگو نشستند. 1126 01:05:46,119 --> 01:05:49,150 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 1127 01:05:49,150 --> 01:05:52,150 عن انس رضی الله عنه 1128 01:05:52,150 --> 01:05:59,150 گروهی از آنان در خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله به گفتگو نشستند 1129 01:05:59,150 --> 01:06:03,150 رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود 1130 01:06:03,150 --> 01:06:07,150 همسرش صورتش را به دیوار چرخاند 1131 01:06:07,150 --> 01:06:11,150 بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سنگینی کردند 1132 01:06:11,150 --> 01:06:15,150 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 1133 01:06:15,150 --> 01:06:18,150 به همسرانش سلام کرد و سپس برگشت 1134 01:06:18,150 --> 01:06:22,869 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدند، برگشته بود 1135 01:06:22,869 --> 01:06:25,909 آنها فکر می کردند که بار او را سنگین کرده اند 1136 01:06:25,909 --> 01:06:27,269 و او گفت 1137 01:06:27,269 --> 01:06:30,550 پس به سوی در شتافتند و همه بیرون آمدند 1138 01:06:30,550 --> 01:06:35,989 رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد تا پرده باز شد 1139 01:06:35,989 --> 01:06:40,869 وارد شد و فقط مدت کوتاهی ماند تا بیرون آمد 1140 01:06:40,869 --> 01:06:43,190 این آیه نازل شد 1141 01:06:43,349 --> 01:06:49,110 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون آمد و آنها را برای مردم خواند 1142 01:06:49,110 --> 01:06:54,630 ای کسانی که ایمان آورده اید وارد خانه های پیامبر نشوید 1143 01:06:54,630 --> 01:07:03,989 مگر اینکه مجاز به خوردن غذا بدون نگاه کردن به منبع آن باشید 1144 01:07:03,989 --> 01:07:07,429 ولی اگه دعوت شدی بیا داخل 1145 01:07:07,429 --> 01:07:13,909 وقتی غذا می خورید، پهن کنید و هیچ مکالمه ای را تحقیر نکنید 1146 01:07:13,909 --> 01:07:21,110 این کار پیامبر را آزار می داد و از شما خجالت می کشید 1147 01:07:38,420 --> 01:07:42,420 پس مردم را به خوردن غذا بعد از تعطیلات دعوت کنید 1148 01:07:42,420 --> 01:07:46,179 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشست 1149 01:07:46,179 --> 01:07:50,099 پس از برخاستن مردم، چند مرد با او نشستند 1150 01:07:50,099 --> 01:07:54,099 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کرد 1151 01:07:54,099 --> 01:07:56,260 پس او راه می رفت و من هم با او راه می رفتم 1152 01:07:56,260 --> 01:08:00,260 تا اینکه به اتاق عایشه رضی الله عنها رسید 1153 01:08:00,260 --> 01:08:02,820 بعد فکر کرد که دارند می روند 1154 01:08:02,820 --> 01:08:05,219 پس او برگشت و من با او برگشتم 1155 01:08:05,619 --> 01:08:08,420 پس در جای خود نشسته بودند 1156 01:08:08,420 --> 01:08:11,059 پس برگشت و دومی برگشت 1157 01:08:11,059 --> 01:08:15,460 تا اینکه به درب اتاق عایشه رضی الله عنها رسید 1158 01:08:15,460 --> 01:08:17,779 پس او برگشت و من با او برگشتم 1159 01:08:17,779 --> 01:08:20,180 و بنابراین آنها برخاستند 1160 01:08:20,180 --> 01:08:23,060 بنابراین او بین من و او یک صفحه نمایش گذاشت 1161 01:08:23,060 --> 01:08:25,479 و حجاب را پایین بیاور 1162 01:08:25,479 --> 01:08:28,199 انس رضی الله عنه گفت 1163 01:08:28,199 --> 01:08:32,199 من جدیدترین کسی هستم که این آیات را می شناسم 1164 01:08:32,279 --> 01:08:36,840 همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم محجبه بودند 1165 01:08:36,840 --> 01:08:39,479 امام ابن قیم گفت 1166 01:08:39,479 --> 01:08:43,720 اینها همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند 1167 01:08:43,720 --> 01:08:48,199 آنها فقط در حرام و حرمت مادران مؤمنان هستند 1168 01:08:48,199 --> 01:08:50,279 نه در حرام 1169 01:08:50,279 --> 01:08:54,760 هیچ کس نباید با آنها تنها باشد یا به آنها نگاه کند 1170 01:08:54,760 --> 01:08:57,239 بلکه خداوند به آنها دستور داده که خود را بپوشانند 1171 01:08:57,239 --> 01:09:01,479 درباره کسانی که از ازدواج با آنها بدون رضایت آنها منع شده اند 1172 01:09:01,560 --> 01:09:04,680 از جمله آنها شیردهی است 1173 01:09:04,680 --> 01:09:06,520 و خداوند متعال فرمود 1174 01:09:06,520 --> 01:09:09,159 و اگر از آنها چیزی بخواهید 1175 01:09:09,159 --> 01:09:13,079 پس از پشت پرده از آنها بپرس 1176 01:09:13,079 --> 01:09:15,560 حافظ بن کثیر گفت 1177 01:09:15,560 --> 01:09:18,840 شایسته است در این عصر حجاب را برداریم 1178 01:09:18,840 --> 01:09:23,479 حفظ او و خواهرانش، مادران مؤمنان 1179 01:09:23,479 --> 01:09:28,970 این طبق نظر العمری است 1180 01:09:28,970 --> 01:09:32,840 سال ششم هجری 1181 01:09:32,840 --> 01:09:37,420 مرحله جدیدی از وکالت 1182 01:09:37,420 --> 01:09:41,819 می توانیم صحنه را بعد از نبرد سنگر بنامیم 1183 01:09:41,819 --> 01:09:44,710 مرحله توانمندی و تسخیر 1184 01:09:44,710 --> 01:09:48,630 رسول خدا صلی الله علیه و آله این را بیان کرد 1185 01:09:48,630 --> 01:09:51,750 به عبارت دقیق گفت 1186 01:09:51,750 --> 01:09:55,029 حالا ما به آنها حمله می کنیم و آنها به ما حمله نمی کنند 1187 01:09:55,029 --> 01:09:57,699 به سمت آنها می رویم 1188 01:09:57,699 --> 01:10:01,779 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد 1189 01:10:02,020 --> 01:10:05,539 آفرین بر احزاب و یهودیان بنی قریده 1190 01:10:05,539 --> 01:10:08,420 اوضاع مدینه النبی آرام شد 1191 01:10:08,420 --> 01:10:15,539 او شروع به هدایت کمپین های انضباطی علیه همه کسانی کرد که در حوادث قبلی به مسلمانان خیانت کردند 1192 01:10:15,539 --> 01:10:18,739 برای تقویت قدرت دولت اسلامی 1193 01:10:18,739 --> 01:10:24,630 اعتبار خود را به شبه جزیره عربستان تحمیل می کند 1194 01:10:24,630 --> 01:10:28,789 سریه عبدالله بن عتیکر رضی الله عنه 1195 01:10:28,789 --> 01:10:32,659 برای کشتن سلام بن ابوالحق 1196 01:10:33,619 --> 01:10:36,100 وقتی ماجرای سنگر تمام شد 1197 01:10:36,100 --> 01:10:38,100 و فرمان بنی قریده 1198 01:10:38,100 --> 01:10:40,739 او سلام بن ابوالحقیق بود 1199 01:10:40,739 --> 01:10:42,739 او ابو رافع است 1200 01:10:42,739 --> 01:10:47,859 حزب احزاب در برابر رسول خدا صلی الله علیه و آله کیست؟ 1201 01:10:47,859 --> 01:10:50,579 اوس قبل از احد بود 1202 01:10:50,579 --> 01:10:53,060 کعب بن الاشراف کشته شد 1203 01:10:53,060 --> 01:10:58,979 در دشمنی با رسول خدا صلی الله علیه و آله و تحریک آن حضرت علیه او. 1204 01:10:59,380 --> 01:11:03,939 خزرج از رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه خواست. 1205 01:11:03,939 --> 01:11:06,739 در قتل سلام بن ابوالحق 1206 01:11:06,739 --> 01:11:08,420 او در خیبر است 1207 01:11:08,420 --> 01:11:11,979 پس به آنها اجازه داد 1208 01:11:11,979 --> 01:11:13,979 داستان قتل او 1209 01:11:13,979 --> 01:11:17,500 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 1210 01:11:17,500 --> 01:11:21,579 عن البراء بن عازب رضی الله عنهم گفت 1211 01:11:21,579 --> 01:11:27,340 رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد ابو رافع یهودی فرستاد 1212 01:11:27,340 --> 01:11:29,340 مردانی از انصار 1213 01:11:29,850 --> 01:11:34,329 عبدالله بن عتیق رضی الله عنه به آنها دستور داد 1214 01:11:34,329 --> 01:11:40,890 ابورافع به رسول خدا صلی الله علیه و آله آسیب می رساند و او را یاری می کرد. 1215 01:11:40,890 --> 01:11:44,569 او در قلعه ای در سرزمین حجاز بود 1216 01:11:44,569 --> 01:11:47,850 وقتی به آن نزدیک شدند، خورشید غروب کرده بود 1217 01:11:47,850 --> 01:11:50,439 و مردم شروع به ترک کردند 1218 01:11:50,439 --> 01:11:53,079 عبدالله به دوستانش گفت 1219 01:11:53,079 --> 01:11:55,079 بنشینید 1220 01:11:55,079 --> 01:11:58,920 زیرا من می روم و با دربان مهربان هستم 1221 01:11:59,000 --> 01:12:01,000 شاید بتوانم وارد شوم 1222 01:12:01,000 --> 01:12:03,960 پس نزديك شد تا به در نزديك شد 1223 01:12:03,960 --> 01:12:08,039 سپس به لباس او راضی شد که گویی حاجتی را برآورده می کند 1224 01:12:08,039 --> 01:12:10,039 مردم وارد شدند 1225 01:12:10,039 --> 01:12:12,039 دربان او را تشویق کرد 1226 01:12:12,039 --> 01:12:14,039 ای عبدالله 1227 01:12:14,039 --> 01:12:16,840 اگر می خواهید وارد شوید وارد شوید 1228 01:12:16,840 --> 01:12:20,039 می خواهم در را ببندم 1229 01:12:20,039 --> 01:12:22,039 پس وارد شدم و کمین کردم 1230 01:12:22,039 --> 01:12:25,560 وقتی مردم وارد شدند، در را بست 1231 01:12:25,560 --> 01:12:28,840 سپس عقالیق بر واد نظر دادند 1232 01:12:28,840 --> 01:12:32,039 یعنی کلیدها را به گیره آویزان کنید 1233 01:12:32,039 --> 01:12:33,239 او گفت 1234 01:12:33,239 --> 01:12:36,039 پس من پای سنت ایستادم و آنها را گرفتم 1235 01:12:36,039 --> 01:12:37,800 بنابراین در را باز کردم 1236 01:12:37,800 --> 01:12:40,760 ابو رافع نزد او بود 1237 01:12:40,760 --> 01:12:43,579 او در اوج خود بود 1238 01:12:43,579 --> 01:12:46,460 هنگامی که اهل سمره او را ترک کردند 1239 01:12:46,460 --> 01:12:48,060 به سمتش رفتم 1240 01:12:48,060 --> 01:12:50,779 بنابراین هر بار که دری را باز می کردم درست می کردم 1241 01:12:50,779 --> 01:12:53,100 مرا از درون بسته کرد 1242 01:12:53,100 --> 01:12:54,300 گفتم 1243 01:12:54,300 --> 01:12:56,300 مردم با من نذر کردند 1244 01:12:56,460 --> 01:12:59,500 تا من نکشتم او را تمام نکردند 1245 01:12:59,500 --> 01:13:01,529 بنابراین من با او به پایان رسیدم 1246 01:13:01,529 --> 01:13:04,010 بنابراین او در خانه ای تاریک بود 1247 01:13:04,010 --> 01:13:05,369 و بهبودی او 1248 01:13:05,369 --> 01:13:07,850 نمی دانم اهل خانه کجاست 1249 01:13:07,850 --> 01:13:09,369 پس گفتم 1250 01:13:09,369 --> 01:13:10,890 ابا رفیع 1251 01:13:10,890 --> 01:13:12,090 او گفت 1252 01:13:12,090 --> 01:13:13,369 این کیه؟ 1253 01:13:13,369 --> 01:13:15,369 به سمت صدا افتادم 1254 01:13:15,369 --> 01:13:17,930 پس او را با شمشیر زدم 1255 01:13:17,930 --> 01:13:19,369 و من شگفت زده شدم 1256 01:13:19,369 --> 01:13:21,770 من چیزی نخواندم 1257 01:13:21,770 --> 01:13:23,130 او فریاد زد 1258 01:13:23,130 --> 01:13:24,890 بنابراین از خانه خارج شدم 1259 01:13:24,970 --> 01:13:26,970 بنابراین من خیلی دور نمی مانم 1260 01:13:26,970 --> 01:13:29,529 بعد رفتم سمتش و گفتم: 1261 01:13:29,529 --> 01:13:32,409 این چه صدایی است ابو رافع؟ 1262 01:13:32,409 --> 01:13:33,930 و در یک رمان 1263 01:13:33,930 --> 01:13:35,930 پس صدایم را عوض کردم 1264 01:13:35,930 --> 01:13:36,970 و او گفت 1265 01:13:36,970 --> 01:13:38,970 وای بر مادرت 1266 01:13:38,970 --> 01:13:42,810 مردی در خانه قبلا با شمشیر به من ضربه زد 1267 01:13:42,810 --> 01:13:43,930 او گفت 1268 01:13:43,930 --> 01:13:46,409 بنابراین من او را محکم زدم 1269 01:13:46,409 --> 01:13:47,930 من او را نکشتم 1270 01:13:47,930 --> 01:13:51,210 سپس تیغه شمشیر را در شکم او گذاشت 1271 01:13:51,210 --> 01:13:53,529 تا اینکه آن را در پشت خود گرفت 1272 01:13:53,609 --> 01:13:56,199 پس فهمیدم که او را کشتم 1273 01:13:56,199 --> 01:13:59,880 بنابراین شروع کردم به باز کردن درها، در به در 1274 01:13:59,880 --> 01:14:02,760 پس مدرکش را تمام کردم 1275 01:14:02,760 --> 01:14:07,800 پس پاهایم را گذاشتم و دیدم که روی زمین مانده ام 1276 01:14:07,800 --> 01:14:10,760 در یک شب مهتابی افتاد 1277 01:14:10,760 --> 01:14:12,600 پایم شکست 1278 01:14:12,600 --> 01:14:14,920 پس او را با عمامه بستم 1279 01:14:14,920 --> 01:14:18,279 بعد رفت تا دم در نشست 1280 01:14:18,279 --> 01:14:19,479 پس گفتم 1281 01:14:19,640 --> 01:14:23,939 من امشب بیرون نمی روم تا زمانی که بفهمم او را کشته ام 1282 01:14:23,939 --> 01:14:26,100 وقتی خروس بانگ زد 1283 01:14:26,100 --> 01:14:28,420 عزادار روی حصار ایستاد 1284 01:14:28,420 --> 01:14:29,859 و او گفت 1285 01:14:29,859 --> 01:14:31,859 من سوگوار ابورافع هستم 1286 01:14:31,859 --> 01:14:34,489 تاجر مردم حجاز 1287 01:14:34,489 --> 01:14:37,369 پس نزد یارانم رفتم و گفتم: 1288 01:14:37,369 --> 01:14:38,729 که زنده ماند 1289 01:14:38,729 --> 01:14:42,199 خداوند ابو رافع را کشت 1290 01:14:42,199 --> 01:14:45,560 پس به پیامبر صلی الله علیه و آله ختم شدم 1291 01:14:45,560 --> 01:14:47,079 بنابراین با او صحبت کردم 1292 01:14:47,079 --> 01:14:48,439 او به من گفت 1293 01:14:48,520 --> 01:14:50,199 پای خود را ساده کنید 1294 01:14:50,199 --> 01:14:53,159 پس پاهایم را باز کردم و او آنها را پاک کرد 1295 01:14:53,159 --> 01:14:56,760 انگار هیچ وقت از او شکایت نکردم 1296 01:14:56,760 --> 01:14:59,239 و در روایت ابن اسحاق 1297 01:14:59,239 --> 01:15:02,840 همه گروه وارد خانه ابورافع شدند 1298 01:15:02,840 --> 01:15:04,920 در کشتن او مشارکت داشتند 1299 01:15:04,920 --> 01:15:07,880 و آن که با شمشیر به او حمله کرد 1300 01:15:07,880 --> 01:15:11,159 عبدالله بن انیس رضی الله عنه 1301 01:15:11,159 --> 01:15:14,520 در آن یک شب او را کشتند 1302 01:15:14,520 --> 01:15:17,720 پای عبدالله بن عتیق شکست 1303 01:15:17,800 --> 01:15:19,000 او را حمل کردند 1304 01:15:19,000 --> 01:15:21,479 و با آب از چشمانشان آمدند 1305 01:15:21,479 --> 01:15:23,340 پس وارد آن شدند 1306 01:15:23,340 --> 01:15:26,539 فواره شکافی نافذ در قلعه است 1307 01:15:26,539 --> 01:15:28,699 آب وارد آن می شود 1308 01:15:28,699 --> 01:15:31,260 یهودیان آتش روشن کردند 1309 01:15:31,260 --> 01:15:33,739 آنها از هر نظر شدیدتر شدند 1310 01:15:33,739 --> 01:15:37,819 حتی اگر ناامید شوند به دوست خود باز می گردند 1311 01:15:37,819 --> 01:15:39,819 و وقتی برگشتند 1312 01:15:39,819 --> 01:15:43,579 با عبدالله بن عتیق رضی الله عنه مدارا کردند 1313 01:15:43,659 --> 01:15:48,380 تا اینکه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند 1314 01:15:58,060 --> 01:16:01,020 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 1315 01:16:01,020 --> 01:16:03,739 زید بن حارثه رضی الله عنه 1316 01:16:03,739 --> 01:16:06,300 صد و هفتاد مسافر 1317 01:16:06,300 --> 01:16:08,300 این در اولین جسم بی جان است 1318 01:16:08,300 --> 01:16:10,779 از سال ششم هجری 1319 01:16:10,779 --> 01:16:13,899 هدف رهگیری کاروانی از قریش است 1320 01:16:13,899 --> 01:16:15,899 من از شام آمده ام 1321 01:16:15,979 --> 01:16:19,819 رهبری آن بر عهده ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه است 1322 01:16:19,819 --> 01:16:24,140 شوهر زینب دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 1323 01:16:24,140 --> 01:16:26,810 او هنوز مشرک بود 1324 01:16:26,810 --> 01:16:30,250 سبقت گرفتند و آن را گرفتند و آنچه در آن بود 1325 01:16:30,250 --> 01:16:33,449 عده ای را که در کاروان بودند اسیر کردند 1326 01:16:33,449 --> 01:16:37,050 از جمله ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه است 1327 01:16:37,050 --> 01:16:39,899 آنها را به شهر آوردند 1328 01:16:39,899 --> 01:16:43,100 پس ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه فرستاد 1329 01:16:43,180 --> 01:16:47,020 به زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله 1330 01:16:47,020 --> 01:16:48,539 در شهر 1331 01:16:48,539 --> 01:16:51,100 او به شهر مهاجرت کرد 1332 01:16:51,100 --> 01:16:54,380 پس او را استخدام کرد و او او را استخدام کرد 1333 01:16:54,380 --> 01:16:56,220 حکیم روایت کرده است 1334 01:16:56,220 --> 01:16:59,180 الطحاوی مشکل آثار باستانی را توضیح می دهد 1335 01:16:59,180 --> 01:17:00,939 با زنجیره انتقال خوب 1336 01:17:00,939 --> 01:17:04,380 از ام سلمه رضی الله عنه گفت 1337 01:17:04,380 --> 01:17:08,619 زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله است 1338 01:17:08,619 --> 01:17:11,659 ابوالعاص بن الربیع نزد او فرستاد 1339 01:17:11,739 --> 01:17:14,939 برای من از پدرت امنیت بگیر 1340 01:17:14,939 --> 01:17:19,020 پس بیرون رفت و سرش را از در اتاقش بیرون آورد 1341 01:17:19,020 --> 01:17:22,220 و پیامبر صلی الله علیه و آله در صبح 1342 01:17:22,220 --> 01:17:24,380 با مردم نماز می خواند 1343 01:17:24,380 --> 01:17:25,579 و او گفت 1344 01:17:25,579 --> 01:17:27,260 مردم 1345 01:17:27,260 --> 01:17:31,899 من زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم 1346 01:17:31,899 --> 01:17:35,109 و به ابوالعاص ثواب دادم 1347 01:17:35,109 --> 01:17:39,590 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از نماز فارغ شد 1348 01:17:40,310 --> 01:17:41,989 مردم 1349 01:17:41,989 --> 01:17:45,989 من از این خبر نداشتم تا زمانی که شما آن را نشنیدید 1350 01:17:45,989 --> 01:17:50,390 همانا او با پست ترین مسلمانان پناه می برد 1351 01:17:50,390 --> 01:17:55,510 رسول خدا صلی الله علیه و آله از اهل راز پرسید 1352 01:17:55,510 --> 01:18:01,510 پولی را که از قافله ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه گرفته اند برگردانید. 1353 01:18:01,510 --> 01:18:03,909 بدون اینکه ازشون متنفر باشم 1354 01:18:03,909 --> 01:18:07,670 هر وقت او را از قافله می بردند به او پاسخ می دادند 1355 01:18:07,829 --> 01:18:10,789 مرد حتی سطل را هم آورد 1356 01:18:10,789 --> 01:18:13,510 همراه با سنّت و ایلادواه است 1357 01:18:13,510 --> 01:18:15,350 حتی سر بند 1358 01:18:15,350 --> 01:18:18,390 تا اینکه تمام اموالش را به او بازگرداندند 1359 01:18:18,390 --> 01:18:23,220 چیزی از آن گم نمی شود 1360 01:18:23,220 --> 01:18:29,430 بازگشت ابوالعاص رضی الله عنه به مکه و اسلام آوردن او. 1361 01:18:29,430 --> 01:18:34,229 سپس ابوالعاص بن الربیع رضی الله عنه به مکه بازگشت. 1362 01:18:34,229 --> 01:18:38,149 پس به هر یک از قوم قریش پول خود را داد 1363 01:18:38,149 --> 01:18:40,470 و هر که از او بهتر بود 1364 01:18:40,550 --> 01:18:41,989 سپس گفت 1365 01:18:41,989 --> 01:18:43,989 ای مردم قریش! 1366 01:18:43,989 --> 01:18:48,149 آیا کسی از شما پولی باقی مانده که نگرفته باشد؟ 1367 01:18:48,149 --> 01:18:49,510 گفتند نه 1368 01:18:49,510 --> 01:18:51,909 خداوند به شما جزای خیر بدهد 1369 01:18:51,909 --> 01:18:55,029 ما شما را سخاوتمند یافتیم 1370 01:18:55,029 --> 01:18:57,510 گفت خدا از او راضی باشد 1371 01:18:57,510 --> 01:19:00,789 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 1372 01:19:00,789 --> 01:19:03,909 و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست 1373 01:19:03,909 --> 01:19:07,109 به خدا چه چیزی مرا از اسلام آوردن با او باز داشت 1374 01:19:07,189 --> 01:19:12,949 نترس که فکر می کنی من فقط می خواستم پول تو را بخورم 1375 01:19:12,949 --> 01:19:16,789 وقتی خدا آن را به تو داد و تو تمامش کردی 1376 01:19:16,789 --> 01:19:18,310 من مسلمان شدم 1377 01:19:18,310 --> 01:19:20,550 سپس رفت، خدا از او راضی باشد 1378 01:19:20,550 --> 01:19:25,350 تا اینکه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 1379 01:19:25,350 --> 01:19:27,430 امام ذهبی فرمودند 1380 01:19:27,430 --> 01:19:33,619 پنج ماه قبل از حدیبیه مسلمان شد 1381 01:19:33,619 --> 01:19:37,140 آیا پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ داد؟ 1382 01:19:37,140 --> 01:19:41,880 زینب به ابوالاصب قرارداد جدید می دهد 1383 01:19:41,880 --> 01:19:47,399 رسول خدا صلی الله علیه و آله به زینب رضی الله عنه پاسخ داد. 1384 01:19:47,399 --> 01:19:50,520 از ابوالاصب بن الربیع رضی الله عنه 1385 01:19:50,520 --> 01:19:52,520 در ازدواج اول 1386 01:19:52,520 --> 01:19:55,960 شهادت و مهریه نبود 1387 01:19:55,960 --> 01:19:59,560 زیرا آیه زنان مسلمان را از کافر نهی می کند 1388 01:19:59,560 --> 01:20:02,420 آن موقع کاتار نبود 1389 01:20:02,420 --> 01:20:06,260 از امام ترمذی و ابوداود و ابن ماجه روایت شده است 1390 01:20:06,340 --> 01:20:08,020 با زنجیره انتقال خوب 1391 01:20:08,020 --> 01:20:11,539 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 1392 01:20:11,539 --> 01:20:15,380 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دخترش زینب پاسخ داد 1393 01:20:15,380 --> 01:20:19,060 علی ابی العصب بن الربیع رضی الله عنهم 1394 01:20:19,060 --> 01:20:22,260 شش سال بعد از ازدواج اول 1395 01:20:22,260 --> 01:20:24,939 ازدواجی در کار نبود 1396 01:20:24,939 --> 01:20:27,020 امام سندی فرمودند 1397 01:20:27,020 --> 01:20:28,380 اگر گفته شود 1398 01:20:28,380 --> 01:20:31,340 حدیثش این است که او رضی الله عنه 1399 01:20:31,340 --> 01:20:34,220 پس از شش سال به او پاسخ داد 1400 01:20:34,300 --> 01:20:38,220 دوره انتظار معمولاً به این مدت طولانی نمی شود 1401 01:20:38,220 --> 01:20:39,420 گفتیم 1402 01:20:39,420 --> 01:20:44,779 مسلمان شدن او و کافر ماندن او تأثیری در قطع ازدواج اول نداشت 1403 01:20:44,779 --> 01:20:48,140 مگر بعد از نزول آیه در امتحان 1404 01:20:48,140 --> 01:20:51,100 این بعد از عهدنامه حدیبیه بود 1405 01:20:51,100 --> 01:20:56,220 ازدواج او با تمام شدن مدت انتظار از زمان انزال منقضی می شود 1406 01:20:56,220 --> 01:20:58,460 ابوالعاص اسلام آورد 1407 01:20:58,460 --> 01:21:01,500 اندکی بعد از حدیبیه 1408 01:21:01,500 --> 01:21:06,060 بنابراین ممکن است در اکثر موارد مدت انتظار وی تمام نشده باشد 1409 01:21:06,060 --> 01:21:11,050 گویی پاسخ به همین دلیل ازدواج اول بود 1410 01:21:11,050 --> 01:21:13,369 امام بن قیم گفت 1411 01:21:13,369 --> 01:21:17,609 معلوم نیست در هیچ یک از احادیث، مدت انتظار در نظر گرفته شود 1412 01:21:17,609 --> 01:21:22,090 پیامبر صلی الله علیه و آله نیز از آن زن نخواست 1413 01:21:22,090 --> 01:21:24,810 آیا دوره انتظار او تمام شده است یا خیر؟ 1414 01:21:24,810 --> 01:21:29,050 شکی نیست که اسلام فقط یک فرقه بوده است 1415 01:21:29,050 --> 01:21:31,369 این یک گروه ارتجاعی نبود 1416 01:21:31,369 --> 01:21:32,970 بلکه واضح است 1417 01:21:32,970 --> 01:21:36,329 مدت انتظار تأثیری در ادامه ازدواج ندارد 1418 01:21:36,329 --> 01:21:40,250 بلکه اثرش این است که او را از ازدواج با دیگران باز می دارد 1419 01:21:40,250 --> 01:21:44,170 اگر اسلام تفرقه بین آنها را انجام داده بود 1420 01:21:44,170 --> 01:21:46,970 او سزاوارتر از دوره انتظارش نبود 1421 01:21:46,970 --> 01:21:51,770 اما آنچه حكم او رضی الله عنه بر آن دلالت داشت 1422 01:21:51,770 --> 01:21:54,090 ازدواج به حالت تعلیق درآمده است 1423 01:21:54,090 --> 01:21:58,329 اگر قبل از تمام شدن عده اسلام آورد، زن اوست 1424 01:21:58,329 --> 01:22:00,329 حتی اگر دوره انتظار او تمام شده باشد 1425 01:22:00,409 --> 01:22:03,130 او می تواند با هر کسی که می خواهد ازدواج کند 1426 01:22:03,130 --> 01:22:05,770 اگر دوست داشت صبر می کرد 1427 01:22:05,770 --> 01:22:11,689 اگر اسلام آورد، بدون نیاز به تجدید عقد، همسر اوست 1428 01:22:11,689 --> 01:22:16,569 ما کسی را سراغ نداریم که اصلاً ازدواج خود را مسلمان کرده باشد 1429 01:22:16,569 --> 01:22:19,289 بلکه واقعیت یکی از دو چیز بود 1430 01:22:19,289 --> 01:22:22,569 یا جدا می شوند و او با دیگری ازدواج می کند 1431 01:22:22,569 --> 01:22:24,649 یا روی آن می ماند 1432 01:22:24,649 --> 01:22:28,760 حتی اگر اسلام آوردن او یا اسلام آوردن او به تأخیر بیفتد 1433 01:22:28,760 --> 01:22:30,680 هشدار بولیمیا 1434 01:22:30,680 --> 01:22:32,760 موسی بن عقبه رفت 1435 01:22:32,760 --> 01:22:37,479 تا ماجرای ابو العاص بن الربیع رضی الله عنه. 1436 01:22:37,479 --> 01:22:40,439 بعد از آتش بس حدیبیه اتفاق افتاد 1437 01:22:40,439 --> 01:22:43,479 و کسانی که به کاروان او حمله کردند 1438 01:22:43,479 --> 01:22:47,199 آنها ابوبصیر، ابوجندل و یارانشان هستند 1439 01:22:47,199 --> 01:22:49,640 زمان آتش بس حدیبیه 1440 01:22:49,640 --> 01:22:54,520 این به دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود 1441 01:22:54,520 --> 01:22:58,600 چون با شمشیر دریا طرف او بودند 1442 01:22:58,640 --> 01:23:03,720 هیچ کاروانی از قریش نمی گذشت که آن را نبردند 1443 01:23:03,720 --> 01:23:05,880 این چیزی است که الزهری گفته است 1444 01:23:05,880 --> 01:23:08,760 برخلاف آنچه الواقدی گفته است 1445 01:23:08,760 --> 01:23:11,119 ابن سعد در کلاس های خود 1446 01:23:11,119 --> 01:23:14,119 و دیگر اصحاب مغازی 1447 01:23:14,119 --> 01:23:18,039 از راز زید بن حارثه رضی الله عنه 1448 01:23:18,039 --> 01:23:20,680 او بود که کاروان او را رهگیری کرد 1449 01:23:20,680 --> 01:23:24,100 امام بن قیم این را هدایت کرد 1450 01:23:24,100 --> 01:23:26,300 امام بن قیم گفت 1451 01:23:26,300 --> 01:23:29,260 قول موسی بن عقبه صحیح تر است 1452 01:23:29,260 --> 01:23:32,859 ابوالعاص در جریان آتش بس اسلام آورد 1453 01:23:32,859 --> 01:23:38,340 قریش تنها در زمان آتش بس نیروهای خود را به شام گسترش داد 1454 01:23:38,340 --> 01:23:40,779 زمینه الزهری برای داستان 1455 01:23:40,779 --> 01:23:44,939 به نظر می رسد که در زمان آتش بس بوده است 1456 01:23:51,979 --> 01:23:55,060 ضربه همان چیزی است که از برگ درخت افتاد 1457 01:23:55,060 --> 01:23:57,439 بکوبید و تکان دهید 1458 01:23:57,439 --> 01:24:00,039 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 1459 01:24:00,079 --> 01:24:01,880 تلفظ برای مسلمان است 1460 01:24:01,880 --> 01:24:06,039 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 1461 01:24:06,039 --> 01:24:09,800 ما رسول خدا صلی الله علیه و آله را فرستادیم 1462 01:24:09,800 --> 01:24:12,600 ابوعبیده به ما دستور داد 1463 01:24:12,600 --> 01:24:15,079 ما از قریش ادای احترام می کنیم 1464 01:24:15,079 --> 01:24:17,479 او یک مشت خرما در اختیار ما گذاشت 1465 01:24:17,479 --> 01:24:19,560 او هیچ کس دیگری را برای ما پیدا نکرد 1466 01:24:19,560 --> 01:24:23,560 ابوعبیده به ما یک خرما می داد 1467 01:24:23,560 --> 01:24:27,399 پس گفتم باهاش چیکار کردی؟ 1468 01:24:27,399 --> 01:24:31,159 گفت: مثل پسر مکش کن. 1469 01:24:31,159 --> 01:24:33,880 سپس روی آن آب می نوشیم 1470 01:24:33,880 --> 01:24:36,920 روز تا شب ما را بس است 1471 01:24:36,920 --> 01:24:39,960 با چوب می زدیم 1472 01:24:39,960 --> 01:24:43,180 سپس با آب رقیق می کنیم و می خوریم 1473 01:24:43,180 --> 01:24:45,899 در ساحل دریا به راه افتادیم 1474 01:24:45,899 --> 01:24:50,659 مثل تپه ای عظیم در ساحل دریا برای ما بلند شده بود 1475 01:24:50,659 --> 01:24:54,699 پس نزد او آمدیم و متوجه شدیم حیوانی به نام کهربا است 1476 01:24:54,739 --> 01:24:57,819 این یک ماهی بزرگ دریایی است 1477 01:24:57,819 --> 01:24:59,819 ابوعبیده گفت 1478 01:24:59,819 --> 01:25:01,260 مرده 1479 01:25:01,260 --> 01:25:03,699 بعد گفت نه 1480 01:25:03,699 --> 01:25:07,779 بلکه ما فرستادگان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستیم 1481 01:25:07,779 --> 01:25:09,539 و به خاطر خدا 1482 01:25:09,539 --> 01:25:11,180 و تو مجبور شدی 1483 01:25:11,180 --> 01:25:12,579 پس بخور 1484 01:25:12,579 --> 01:25:15,939 گفت: پس یک ماه آنجا ماندیم. 1485 01:25:15,939 --> 01:25:17,779 ما سیصد نفریم 1486 01:25:17,779 --> 01:25:19,859 تا اینکه چاق شدیم 1487 01:25:19,899 --> 01:25:25,060 و ما را دیدی که آنهایی را که از بالا به چشمانشان می نگریستند با کمی مرهم دوش می دهیم 1488 01:25:25,060 --> 01:25:28,100 و ضایعات را مانند گاو نر از آن جدا می کنیم 1489 01:25:28,100 --> 01:25:30,060 یا مثل سرنوشت یک گاو نر 1490 01:25:30,060 --> 01:25:34,579 ابوعبیده سیزده مرد را از ما گرفت 1491 01:25:34,579 --> 01:25:37,260 پس آنها را در همان سوراخ نشست 1492 01:25:37,260 --> 01:25:40,899 یکی از دنده هایش را گرفت و صاف کرد 1493 01:25:40,899 --> 01:25:43,859 سپس بزرگترین شتر ما رفت 1494 01:25:43,859 --> 01:25:46,060 پس از زیر آن گذشت 1495 01:25:46,060 --> 01:25:49,300 و تو به ما گوشت و خار می دهی 1496 01:25:49,300 --> 01:25:51,739 «واشیقه» جمع «واشیقه» است. 1497 01:25:51,739 --> 01:25:53,539 گرفتن گوشت است 1498 01:25:53,539 --> 01:25:56,140 کمی می جوشد و نمی پزد 1499 01:25:56,140 --> 01:25:58,510 در سفرها حمل می شود 1500 01:25:58,510 --> 01:26:00,630 وقتی به شهر آمدیم 1501 01:26:00,630 --> 01:26:04,430 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدیم 1502 01:26:04,430 --> 01:26:06,710 بنابراین ما به او اشاره کردیم 1503 01:26:06,710 --> 01:26:08,029 و او گفت 1504 01:26:08,029 --> 01:26:11,029 این روزی است که خداوند به شما عنایت کرده است 1505 01:26:11,029 --> 01:26:15,140 آیا گوشتی با خود دارید تا بتوانید به ما غذا بدهید؟ 1506 01:26:15,140 --> 01:26:16,260 او گفت 1507 01:26:16,260 --> 01:26:19,899 ما به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شدیم 1508 01:26:19,899 --> 01:26:21,960 از آن، آن را خورد 1509 01:26:21,960 --> 01:26:24,720 و به عبارت دیگر در دو صحیح 1510 01:26:24,720 --> 01:26:27,439 جابر رضی الله عنه گفت 1511 01:26:27,439 --> 01:26:29,600 مردی در بین ما بود 1512 01:26:29,600 --> 01:26:31,479 وقتی گرسنگی شدید شد 1513 01:26:31,479 --> 01:26:33,800 او سه جزیره را سلاخی کرد 1514 01:26:33,800 --> 01:26:36,079 سپس سه جزیره 1515 01:26:36,079 --> 01:26:39,760 سپس ابوعبیده رضی الله عنه از آن نهی کرد 1516 01:26:39,760 --> 01:26:41,920 حافظ در الفتح گفته است 1517 01:26:41,920 --> 01:26:43,279 این مرد 1518 01:26:43,279 --> 01:26:49,289 او قیس بن سعد بن عباده رضی الله عنه است 1519 01:26:49,289 --> 01:26:53,140 از ضربه زدن محتاطانه سود می برد 1520 01:26:53,140 --> 01:26:55,420 حافظ در الفتح گفته است 1521 01:26:55,420 --> 01:26:57,060 از آن بهره مند خواهد شد 1522 01:26:57,060 --> 01:26:59,340 جواز مرده دریا 1523 01:26:59,340 --> 01:27:03,220 خواه خودش مرده باشد یا در اثر شکار مرده باشد 1524 01:27:03,220 --> 01:27:05,750 این چیزی است که مردم می گویند 1525 01:27:05,750 --> 01:27:08,189 امام بن قیم گفت 1526 01:27:08,189 --> 01:27:15,470 حاوی شواهدی بر جواز اجتهاد در حوادث زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله است. 1527 01:27:15,470 --> 01:27:17,909 و تایید او از آن 1528 01:27:17,909 --> 01:27:22,069 اما این در صورتی بود که کوشش لازم بود 1529 01:27:22,069 --> 01:27:25,829 آنها نتوانستند متن را مرور کنند 1530 01:27:25,829 --> 01:27:33,390 ابوبکر و عمر رضی الله عنهم در دستان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زحمت کشیدند. 1531 01:27:33,390 --> 01:27:35,949 در چندین حادثه 1532 01:27:35,949 --> 01:27:38,510 و آنها با آن موافقت کردند 1533 01:27:38,510 --> 01:27:41,750 اما در برخی موارد جزئی 1534 01:27:41,789 --> 01:27:45,869 نه در احکام کلی و قوانین جهانی 1535 01:27:45,869 --> 01:27:55,600 این کار را هیچ یک از صحابه در حضور آن حضرت رضی الله عنه انجام نداد 1536 01:27:55,600 --> 01:28:02,329 آنان اهل مغازی در تاریخ این راز هستند 1537 01:28:02,329 --> 01:28:05,010 عموم مردم مغازی رفتند 1538 01:28:05,010 --> 01:28:10,649 تا اینکه حمله مخفیانه در رجب سال هشتم هجری رخ داد 1539 01:28:10,649 --> 01:28:12,920 این یک موضوع نظر است 1540 01:28:12,920 --> 01:28:15,119 حافظ بن کثیر گفت 1541 01:28:15,119 --> 01:28:18,079 و بیشتر این زمینه ها 1542 01:28:18,079 --> 01:28:22,460 این پنهان کاری قبل از عهدنامه حدیبیه وجود داشت 1543 01:28:22,460 --> 01:28:24,939 امام بن قیم گفت 1544 01:28:24,939 --> 01:28:30,340 این زمینه نشان می دهد که این تهاجم قبل از آتش بس بوده است 1545 01:28:30,340 --> 01:28:32,819 و قبل از عمره حدیبیه 1546 01:28:32,819 --> 01:28:36,939 از آنجایی که در حدیبیه با مردم مکه صلح کرد 1547 01:28:36,939 --> 01:28:39,500 هیچ غرامتی به آنها نداد 1548 01:28:39,500 --> 01:28:43,899 زمان امنیت و آتش بس تا زمان فتح بود 1549 01:28:43,899 --> 01:28:48,779 بعید است که راز در زدن به این شکل دو بار باشد 1550 01:28:48,779 --> 01:28:52,020 یک بار قبل از آشتی و یک بار بعد 1551 01:28:52,020 --> 01:28:53,859 و خدا داناتر است 1552 01:28:53,859 --> 01:28:55,619 او همچنین گفت 1553 01:28:55,619 --> 01:28:58,840 فصلی در فقه این داستان 1554 01:28:58,840 --> 01:29:03,119 شامل جواز جنگ در ماه حرام است 1555 01:29:03,119 --> 01:29:07,159 اگر تاریخ ذکر شده در رجب حفظ شود 1556 01:29:07,159 --> 01:29:09,319 ظاهر است و خدا داناتر است 1557 01:29:09,319 --> 01:29:11,960 این یک توهم بدون قید و شرط است 1558 01:29:11,960 --> 01:29:15,319 چون از پیامبر صلی الله علیه و آله محفوظ نبود 1559 01:29:15,319 --> 01:29:17,760 در ماه حرام هجوم آورد 1560 01:29:17,760 --> 01:29:19,479 من به آن حسادت نمی کنم 1561 01:29:19,479 --> 01:29:22,220 هیچ ماموریت مخفی وجود ندارد 1562 01:29:22,220 --> 01:29:24,420 حافظ در الفتح گفته است 1563 01:29:24,420 --> 01:29:26,460 پذیرایی از کاروان قریش 1564 01:29:26,460 --> 01:29:32,779 در زمانی که ابن سعد در رجب سال هشتم ذکر کرده چه چیزی تصور می شود؟ 1565 01:29:32,779 --> 01:29:36,060 زیرا آنها در آن زمان در آتش بس بودند 1566 01:29:36,060 --> 01:29:38,380 بلکه مستلزم آن چیزی است که صحیح است 1567 01:29:38,380 --> 01:29:41,699 این راز باید در سال ششم باشد 1568 01:29:41,699 --> 01:29:46,239 یا قبل از آن، قبل از آتش بس حدیبیه 1569 01:29:46,239 --> 01:29:48,279 هشدار مهم 1570 01:29:48,279 --> 01:29:49,399 گفتم 1571 01:29:49,399 --> 01:29:55,039 در صحیح مسلم غزوه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود 1572 01:29:55,039 --> 01:29:59,279 وقایع آن شبیه وقایع راز الخبط است 1573 01:29:59,279 --> 01:30:04,439 همچنین بر جابر بن عبدالله انصاری رضی الله عنهم است 1574 01:30:04,439 --> 01:30:11,479 که داستان سرایات الخط را نزد ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه نقل کرده است. 1575 01:30:11,479 --> 01:30:14,439 جابر رضی الله عنه گفت 1576 01:30:14,439 --> 01:30:20,119 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ بطن باوات حرکت کردیم. 1577 01:30:20,119 --> 01:30:23,680 او خواستار المجدی بن عمر الجهانی است 1578 01:30:23,680 --> 01:30:28,800 بعد از نادا پنج، شش و هفت مینا 1579 01:30:28,800 --> 01:30:30,479 تا اینکه گفت 1580 01:30:30,479 --> 01:30:35,239 رژیم غذایی روزانه هر مرد یک خرما بود 1581 01:30:35,239 --> 01:30:39,439 داشت آن را می مکید و سپس به لباسش فشار می داد 1582 01:30:39,439 --> 01:30:42,920 ما عادت داشتیم با کمان مان دست و پا بزنیم و غذا بخوریم 1583 01:30:42,920 --> 01:30:45,600 تا اینکه به گونه های ما آسیب زد 1584 01:30:45,600 --> 01:30:47,319 تا اینکه گفت 1585 01:30:47,319 --> 01:30:52,319 مردم به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کردند که گرسنه هستند 1586 01:30:52,319 --> 01:30:56,000 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1587 01:30:56,000 --> 01:30:58,520 خداوند به شما غذا بدهد 1588 01:30:58,560 --> 01:31:00,720 پس شمشیر دریا را آوردیم 1589 01:31:00,720 --> 01:31:02,880 دریا از شادی غرش کرد 1590 01:31:02,880 --> 01:31:04,920 یعنی امواجش بلند شد 1591 01:31:04,920 --> 01:31:06,840 پس حیوانش را پرتاب کرد 1592 01:31:06,840 --> 01:31:09,680 پس آتش را در قسمت خود به ما نشان دهید 1593 01:31:09,680 --> 01:31:14,279 پس پختیم و کباب کردیم و خوردیم تا سیر شدیم 1594 01:31:14,279 --> 01:31:17,199 پس من و فلانی و فلانی وارد شدیم 1595 01:31:17,199 --> 01:31:19,199 به تعداد پنج 1596 01:31:19,199 --> 01:31:21,000 در مدار چشمش 1597 01:31:21,000 --> 01:31:23,000 هیچ کس ما را نمی بیند 1598 01:31:23,000 --> 01:31:24,960 تا اینکه خارج شدیم 1599 01:31:25,000 --> 01:31:29,079 بنابراین یکی از دنده های آن را برداشتیم و آن را منحنی کردیم 1600 01:31:29,079 --> 01:31:32,279 سپس بزرگترین مرد را به کشتی دعوت کردیم 1601 01:31:32,279 --> 01:31:34,640 و بزرگترین شتر در مسابقه 1602 01:31:34,640 --> 01:31:37,159 و بزرگترین اسپانسر گروه 1603 01:31:37,159 --> 01:31:40,930 سپس چیزی که سرش را پایین انداخته بود به زیرش وارد شد 1604 01:31:40,930 --> 01:31:48,529 حافظ بن کثیر وقایع غزوه الخط را با ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه ذکر کرده است. 1605 01:31:48,529 --> 01:31:50,050 سپس گفت 1606 01:31:50,050 --> 01:31:52,529 و در برخی از روایات مسلمین 1607 01:31:52,569 --> 01:31:56,090 - آنها نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بودند 1608 01:31:56,090 --> 01:31:58,609 وقتی این ماهی را پیدا کردند 1609 01:31:58,649 --> 01:32:00,250 برخی از آنها گفتند 1610 01:32:00,250 --> 01:32:02,329 اتفاق دیگری است 1611 01:32:02,329 --> 01:32:04,170 برخی از آنها گفتند 1612 01:32:04,170 --> 01:32:06,489 بلکه یک موضوع است 1613 01:32:06,489 --> 01:32:11,130 اما آنها ابتدا با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند 1614 01:32:11,170 --> 01:32:15,569 سپس آنان را به همراه ابوعبیده رضی الله عنه فرستاد 1615 01:32:15,770 --> 01:32:21,689 این را در راز خود نزد ابوعبیده رضی الله عنه یافتند 1616 01:32:21,689 --> 01:32:23,689 و خدا داناتر است 1617 01:32:23,689 --> 01:32:25,689 حافظ در الفتح گفته است 1618 01:32:25,689 --> 01:32:28,689 زمینه این داستان روشن است 1619 01:32:28,689 --> 01:32:32,689 مستلزم تناقض با داستان ذکر شده در فصل است 1620 01:32:32,689 --> 01:32:35,689 آن هم از رمان جابر 1621 01:32:35,689 --> 01:32:39,689 تا اینکه عبدالحق در جمع دو صحیح گفت 1622 01:32:39,689 --> 01:32:42,689 این یک اتفاق دیگر است 1623 01:32:42,689 --> 01:32:47,689 این در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله بود 1624 01:32:47,689 --> 01:32:50,689 آنچه او ذکر کرد متنی در این مورد نیست 1625 01:32:50,689 --> 01:32:55,689 به دلیل احتمال اینکه فا در کلام جابر رضی الله عنه باشد 1626 01:32:55,689 --> 01:32:57,689 پس شمشیر دریا را آوردیم 1627 01:32:57,689 --> 01:32:59,689 او سخنور است 1628 01:32:59,689 --> 01:33:02,689 به دنبال آن حذف قدردانی وی صورت می گیرد 1629 01:33:02,689 --> 01:33:07,689 پس پیامبر صلی الله علیه و آله را با ابوعبیده فرستادیم 1630 01:33:07,689 --> 01:33:09,689 پس شمشیر دریا را آوردیم 1631 01:33:09,689 --> 01:33:11,689 این دو داستان با هم ترکیب می شوند 1632 01:33:11,689 --> 01:33:14,689 این چیزی است که به احتمال زیاد برای من وجود دارد 1633 01:33:14,689 --> 01:33:16,689 اصل این است که کثرت گرایی وجود ندارد 1634 01:33:16,689 --> 01:33:19,779 در اینجا نیز قابل توجه است 1635 01:33:19,779 --> 01:33:26,779 الواقدیه مدعی شد که ماجرای مأموریت ابوعبیده در رجب سال هشتم رخ داده است. 1636 01:33:26,779 --> 01:33:28,779 من یک خطا دارم 1637 01:33:28,779 --> 01:33:31,779 زیرا در همان اخبار واقعی 1638 01:33:31,779 --> 01:33:34,779 برای تعقیب کاروان قریش بیرون رفتند 1639 01:33:34,779 --> 01:33:36,779 و قریش در سال هشتم 1640 01:33:36,779 --> 01:33:41,779 با پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در آتش بس بودند 1641 01:33:41,779 --> 01:33:44,779 در نبردها به این موضوع اشاره شد 1642 01:33:44,779 --> 01:33:47,779 این امر قبل از آتش بس جایز بود 1643 01:33:47,779 --> 01:33:50,779 در سال ششم یا قبل از آن 1644 01:33:50,779 --> 01:33:53,779 سپس به من ظاهر شد که اکنون آن را تقویت کنم 1645 01:33:53,779 --> 01:33:58,779 به گفته جابر رضی الله عنه در این روایت مسلم 1646 01:33:58,779 --> 01:34:01,779 در جنگ باوات بیرون رفتند 1647 01:34:01,779 --> 01:34:07,779 جنگ بووات در سال دوم هجری قبل از جنگ بدر بود 1648 01:34:07,779 --> 01:34:10,779 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 1649 01:34:10,779 --> 01:34:13,779 با دویست نفر از یارانش رفت 1650 01:34:13,779 --> 01:34:17,779 او کاروانی از قریش را که امیه بن خلف را در بر می گیرد، رهگیری می کند 1651 01:34:17,779 --> 01:34:22,779 او به باوات رسید و کسی را ملاقات نکرد، پس برگشت 1652 01:34:22,779 --> 01:34:26,779 گویی ابوعبیده را در میان همراهان خود قرار داده است 1653 01:34:26,779 --> 01:34:28,779 کاروان مذکور را زیر نظر دارند 1654 01:34:28,779 --> 01:34:34,779 پیشرفت امر آن با عدم تلاش و کوشش ذکر شده در آن همراه است 1655 01:34:34,779 --> 01:34:37,779 در واقع آنها در سال هشتم هستند 1656 01:34:37,779 --> 01:34:41,779 اوضاع او با فتح خیبر و دیگران گسترش یافت 1657 01:34:41,779 --> 01:34:45,779 تلاشی که در داستان به آن اشاره شد، با آغاز ماجرا همخوانی دارد 1658 01:34:45,779 --> 01:34:49,779 آنچه ذکر کردم محتمل است و خدا بهتر می داند 1659 01:34:57,100 --> 01:35:03,500 جنگ المریسی یا بنی المصطلق در شعبان اتفاق افتاد 1660 01:35:03,500 --> 01:35:09,500 اختلاف در سالی که این تهاجم صورت گرفت به شرح زیر رخ داد 1661 01:35:09,500 --> 01:35:14,569 اولین قول در سال پنجم هجری اتفاق افتاد 1662 01:35:14,569 --> 01:35:19,569 قول دوم در سال ششم هجری اتفاق افتاد 1663 01:35:19,569 --> 01:35:24,710 دلیل این تهاجم 1664 01:35:24,710 --> 01:35:29,350 رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید 1665 01:35:29,350 --> 01:35:33,350 الحارث بن ابی دیرار استاد بنی المصطلق است 1666 01:35:33,350 --> 01:35:36,350 او قوم خود و اعراب را که می توانست جمع کرد 1667 01:35:36,350 --> 01:35:40,350 برای جنگ رسول خدا صلی الله علیه و آله 1668 01:35:40,350 --> 01:35:46,479 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بریده بن الحصیب رضی الله عنه را فرستاد. 1669 01:35:46,479 --> 01:35:48,479 برای دانستن دانش آن 1670 01:35:48,479 --> 01:35:53,479 پس نزد آنان آمد و با حارث بن دیرار ملاقات کرد و با او سخن گفت 1671 01:35:53,479 --> 01:35:58,479 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت و این خبر را به او گفت 1672 01:36:09,460 --> 01:36:11,460 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر مردم عزادار شد 1673 01:36:11,460 --> 01:36:13,460 با عجله بیرون رفتند 1674 01:36:13,460 --> 01:36:17,460 جمع زیادی از منافقین با او بیرون رفتند 1675 01:36:17,460 --> 01:36:21,460 آنها هرگز به چنین حمله ای نرفته بودند 1676 01:36:21,460 --> 01:36:25,579 زید بن حارثه رضی الله عنه به حکومت مدینه منصوب شد 1677 01:36:25,579 --> 01:36:31,579 رسول خدا صلی الله علیه و آله روز دوشنبه از مدینه خارج شد 1678 01:36:31,579 --> 01:36:34,579 به مدت دو شب در ماه شعبان 1679 01:36:34,579 --> 01:36:38,579 هنگامی که حارث بن ابی دیرار و همراهانش به خبر رسیدند 1680 01:36:38,579 --> 01:36:42,579 راه رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی آنان 1681 01:36:42,579 --> 01:36:44,579 خیلی ترسیدند 1682 01:36:44,579 --> 01:36:48,579 اعرابى كه با آنها بودند از آنها پراكنده شدند 1683 01:36:48,579 --> 01:36:54,729 آیا در این حمله درگیری صورت گرفت؟ 1684 01:36:54,729 --> 01:37:00,340 رسول خدا صلی الله علیه و آله به مریسی رسید 1685 01:37:00,340 --> 01:37:02,340 و او مخالفت کرد 1686 01:37:02,340 --> 01:37:08,340 آیا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبل از اینکه آنها را غافلگیر کند آنها را به اسلام دعوت کرد یا خیر؟ 1687 01:37:09,340 --> 01:37:15,340 آنچه به نظر می رسد این است که او آنها را دعوت نکرد زیرا دعوت به آنها رسیده بود 1688 01:37:15,340 --> 01:37:18,399 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 1689 01:37:18,399 --> 01:37:22,399 جمله از مسلم از ابن عون است که گفت: 1690 01:37:22,399 --> 01:37:27,399 به نافع نامه نوشتم و از او در مورد دعای قبل از جنگ پرسیدم 1691 01:37:27,399 --> 01:37:30,399 گفت پس برایم نوشت 1692 01:37:30,399 --> 01:37:33,399 اما این آغاز اسلام بود 1693 01:37:33,399 --> 01:37:38,399 رسول خدا صلی الله علیه و آله به بنی مصطلق حمله کرد 1694 01:37:38,399 --> 01:37:40,399 و حسادت می کنند 1695 01:37:40,399 --> 01:37:42,399 دام هایشان از آب سیراب می شود 1696 01:37:42,399 --> 01:37:46,399 جنگجوی آنها را کشت و اسیر آنها را گرفت 1697 01:37:46,399 --> 01:37:50,460 در آن روز جویریه بن الحارث زده شد 1698 01:37:50,460 --> 01:37:55,460 این حدیث را عبدالله بن عمر رضی الله عنه برای من نقل کرد 1699 01:37:55,460 --> 01:37:57,460 او در آن ارتش بود 1700 01:37:57,460 --> 01:37:59,560 امام نووی فرمودند 1701 01:37:59,560 --> 01:38:01,560 و در این حدیث 1702 01:38:01,560 --> 01:38:07,560 هجوم به کافرانی که بدون اخطار به اذان رسیده اند جایز است 1703 01:38:07,560 --> 01:38:09,560 حافظ در الفتح گفته است 1704 01:38:09,560 --> 01:38:11,560 موضوعی بحث برانگیز است 1705 01:38:11,560 --> 01:38:15,560 گروهی از آنان نزد عمر بن عبدالعزیز رفتند 1706 01:38:15,560 --> 01:38:19,560 به لزوم دعا به اسلام قبل از جنگ 1707 01:38:19,560 --> 01:38:21,560 و بیشتر رفتند 1708 01:38:21,560 --> 01:38:24,560 تا اینکه در ابتدا بود 1709 01:38:24,560 --> 01:38:27,560 قبل از انتشار دعوت اسلام 1710 01:38:27,560 --> 01:38:30,560 اگر کسی هست که دعوتنامه را دریافت نکرده است 1711 01:38:30,560 --> 01:38:33,560 تا زمانی که او را صدا نکردند دعوا نکرد 1712 01:38:33,560 --> 01:38:35,560 این را شافعی بیان کرد 1713 01:38:35,560 --> 01:38:37,560 مالک گفت 1714 01:38:37,560 --> 01:38:39,560 از نزدیک خانه 1715 01:38:39,560 --> 01:38:41,560 او بدون دعوت کشته شد 1716 01:38:41,560 --> 01:38:43,560 برای اسلام معروف شدن 1717 01:38:43,560 --> 01:38:45,560 و بعد از خانه 1718 01:38:45,560 --> 01:38:47,939 تماس بدون شک است 1719 01:38:47,939 --> 01:38:51,939 واقدی، ابن سعد و ابن اسحاق رفتند 1720 01:38:51,939 --> 01:38:56,939 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را به اسلام دعوت کرد 1721 01:38:56,939 --> 01:38:59,939 درگیری بین دو طرف رخ داد 1722 01:38:59,939 --> 01:39:02,010 الواقدی گفت 1723 01:39:02,010 --> 01:39:06,010 رسول خدا صلی الله علیه و آله به مریسی ختم شد. 1724 01:39:06,010 --> 01:39:08,010 آب است 1725 01:39:08,010 --> 01:39:11,010 پس فرود آمد و رضی الله عنه زد 1726 01:39:11,010 --> 01:39:13,010 گنبد او از حضرت آدم است 1727 01:39:13,010 --> 01:39:18,010 و همسرانش عایشه و ام سلمه رضی الله عنها با او بودند 1728 01:39:18,010 --> 01:39:21,010 روی آب جمع شدند 1729 01:39:21,010 --> 01:39:24,010 آنها آماده و آماده جنگ بودند 1730 01:39:24,010 --> 01:39:28,010 رسول خدا صلی الله علیه و آله از اصحاب خود وصف کرد 1731 01:39:28,010 --> 01:39:34,010 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به عمر بن خطاب رضی الله عنه امر کرد. 1732 01:39:34,010 --> 01:39:36,010 پس مردم را صدا زد 1733 01:39:36,010 --> 01:39:39,010 بگو معبودی جز الله نیست 1734 01:39:39,010 --> 01:39:42,010 با آن از خود و پول خود محافظت کنید 1735 01:39:42,010 --> 01:39:43,010 آنها امتناع کردند 1736 01:39:43,010 --> 01:39:47,010 او اولین مردی بود که در میان آنها تیری پرتاب کرد 1737 01:39:47,010 --> 01:39:51,010 مسلمانان یک ساعت با تیر شلیک کردند 1738 01:39:51,010 --> 01:39:57,069 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود دستور حمل داد 1739 01:39:57,069 --> 01:40:00,069 آنها لشکرکشی یک نفر را انجام دادند 1740 01:40:00,069 --> 01:40:03,069 حتی یک نفر از آنها فرار نکرد 1741 01:40:03,069 --> 01:40:07,069 ده نفر از آنها کشته و بقیه اسیر شدند 1742 01:40:07,069 --> 01:40:13,069 رسول خدا صلی الله علیه و آله مردان و زنان و فرزندان را به اسارت گرفت. 1743 01:40:13,069 --> 01:40:15,069 و نعمت و اراده 1744 01:40:15,069 --> 01:40:17,199 امام بن قیم گفت 1745 01:40:17,199 --> 01:40:22,199 این همان چیزی است که عبدالمؤمن بن خلف در شرح حال خود و دیگران گفته است 1746 01:40:22,199 --> 01:40:23,199 این یک توهم است 1747 01:40:23,199 --> 01:40:26,199 درگیری بین آنها نبود 1748 01:40:26,199 --> 01:40:29,199 اما من آنها را به آب حمله کردم 1749 01:40:29,199 --> 01:40:34,199 ذریه و پول آنها را به اسارت گرفت، چنانکه در صحیح آمده است 1750 01:40:34,199 --> 01:40:37,489 حافظ آنها را در الفتح جمع کرد 1751 01:40:37,489 --> 01:40:38,489 و او گفت 1752 01:40:38,489 --> 01:40:42,489 ممکن است وقتی گرفتار شدند، کمی ثابت قدم ماندند 1753 01:40:42,489 --> 01:40:45,489 زمانی که در میان آنها کشتار زیاد بود 1754 01:40:45,489 --> 01:40:46,489 آنها شکست خوردند 1755 01:40:46,489 --> 01:40:50,489 این اتفاق زمانی افتاد که در حالی که روی آب بودند به آنها حمله کرد 1756 01:40:50,489 --> 01:40:52,489 محکم بایست و آرام بگیر 1757 01:40:52,489 --> 01:40:55,489 درگیری بین این دو فرقه رخ داد 1758 01:40:55,489 --> 01:40:59,489 سپس آنها شکست خوردند 1759 01:40:59,489 --> 01:41:00,649 گفتم 1760 01:41:00,649 --> 01:41:02,649 چه جای تعجب در ابن سعد است 1761 01:41:02,649 --> 01:41:06,649 چگونه روایت اهل معماهای مرسل را ترجیح داد؟ 1762 01:41:06,649 --> 01:41:09,649 به روایت بخاری و مسلم 1763 01:41:09,649 --> 01:41:15,649 ایشان پس از ذکر روایت اهل جنگ که چندی پیش ذکر کردم فرمودند 1764 01:41:15,649 --> 01:41:18,649 او ابن عمر بود که خدا از آن دو راضی باشد 1765 01:41:18,649 --> 01:41:24,649 اتفاق می افتد که پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها حسادت می کرد و آنها حسادت می کردند. 1766 01:41:24,649 --> 01:41:27,649 و برکاتشان از آب سیراب می شود 1767 01:41:27,649 --> 01:41:31,649 او جنگجویان آنها را کشت و اولاد آنها را به اسارت گرفت 1768 01:41:31,649 --> 01:41:33,649 اولی ثابت شده است 1769 01:41:33,649 --> 01:41:36,649 حافظ در الفتح از او پیروی کرد و گفت: 1770 01:41:36,649 --> 01:41:41,649 حكم اينكه آنچه در ماشين است از آنچه در صحيح است ثابت شود مردود است 1771 01:41:41,649 --> 01:41:44,649 به خصوص با امکان ترکیب 1772 01:41:44,649 --> 01:41:46,649 و خدا داناتر است 1773 01:41:46,649 --> 01:41:53,020 ازدواج رسول خدا صلی الله علیه و آله 1774 01:41:53,020 --> 01:41:58,020 جویریه بنت الحارث رضی الله عنه 1775 01:41:58,020 --> 01:42:06,390 رسول خدا صلی الله علیه و آله با جویریه بنت الحارث رضی الله عنه ازدواج کرد. 1776 01:42:06,390 --> 01:42:09,390 این بعد از آزادی او بود 1777 01:42:09,390 --> 01:42:13,390 داستان او را امام احمد در مسند خود آورده است 1778 01:42:13,390 --> 01:42:16,390 و ابوداود در سنن خود با سند حسنه 1779 01:42:16,390 --> 01:42:20,390 قال عایشه رضی الله عنها 1780 01:42:20,390 --> 01:42:25,390 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سبایة بن المصطلق را تقسیم کرد. 1781 01:42:25,390 --> 01:42:32,390 جویریه بنت الحارث عاشق ثابت بن قیس بن شمس رضی الله عنه شد. 1782 01:42:32,390 --> 01:42:34,390 یا به پسر عموی خدا 1783 01:42:34,390 --> 01:42:36,390 و برای خودش نوشت 1784 01:42:36,390 --> 01:42:39,390 او زنی مهربان و مهربان بود 1785 01:42:39,390 --> 01:42:43,390 هیچ کس آن را نمی بیند مگر اینکه خودش آن را بگیرد 1786 01:42:43,390 --> 01:42:49,390 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و در نوشتن آن از او یاری خواست 1787 01:42:49,390 --> 01:42:56,390 او گفت: به خدا سوگند تنها زمانی که آن را درب اتاقم دیدم از آن متنفر شدم. 1788 01:42:56,390 --> 01:43:00,390 و می دانستم که آنچه می بینم از او آشکار خواهد شد 1789 01:43:00,390 --> 01:43:02,390 پس بر او وارد شد و گفت: 1790 01:43:02,390 --> 01:43:04,390 ای رسول خدا 1791 01:43:04,390 --> 01:43:09,390 من جویریه بنت الحارث بن ابی دیرار، سرور قوم خود هستم 1792 01:43:09,390 --> 01:43:13,390 من به مصیبتی مبتلا شده ام که بر تو پوشیده نیست 1793 01:43:13,390 --> 01:43:17,390 به تیر ثابت بن قیس بن شمس افتاد 1794 01:43:17,390 --> 01:43:20,390 پس برای خودم نوشتم 1795 01:43:20,390 --> 01:43:23,390 پس به نزد شما آمدم تا از شما برای نوشتن کمک بخواهم 1796 01:43:23,390 --> 01:43:27,390 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1797 01:43:27,390 --> 01:43:30,390 آیا چیزی بهتر از این برای شما وجود دارد؟ 1798 01:43:30,390 --> 01:43:33,390 عرض کرد: این چیست یا رسول الله؟ 1799 01:43:33,390 --> 01:43:37,390 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1800 01:43:37,390 --> 01:43:40,390 من برای نوشتن شما هزینه خواهم کرد و با شما ازدواج خواهم کرد 1801 01:43:40,390 --> 01:43:43,390 گفت: آری یا رسول الله 1802 01:43:43,390 --> 01:43:47,420 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1803 01:43:47,420 --> 01:43:49,420 من انجام دادم 1804 01:43:49,420 --> 01:43:52,420 گفت و خبر به گوش مردم رسید 1805 01:43:52,420 --> 01:43:55,420 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 1806 01:43:55,420 --> 01:43:58,420 او با جویریه بنت الحارث ازدواج کرد 1807 01:43:58,420 --> 01:44:00,420 و مردم گفتند 1808 01:44:00,420 --> 01:44:04,420 خادمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 1809 01:44:04,420 --> 01:44:07,420 پس آنها را با دست فرستادند 1810 01:44:07,420 --> 01:44:11,420 او گفت که با ازدواج با او آزاد شده است 1811 01:44:11,420 --> 01:44:14,420 صد نفر از خاندان ابن المصطلق 1812 01:44:14,420 --> 01:44:18,420 من زنی را نمی شناسم که نعمت بزرگتر باشد 1813 01:44:18,420 --> 01:44:20,420 روی مردمش 1814 01:44:20,420 --> 01:44:26,310 منافقانی که به دنبال ایجاد اختلاف هستند 1815 01:44:26,310 --> 01:44:31,890 ذکر کردیم که با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون رفت 1816 01:44:31,890 --> 01:44:33,890 در این تهاجم 1817 01:44:33,890 --> 01:44:36,890 تعداد زیادی از منافقین 1818 01:44:36,890 --> 01:44:39,890 در رأس آنها عبدالله بن ابی بن سلول بود 1819 01:44:39,890 --> 01:44:41,890 رئیس منافقین 1820 01:44:41,890 --> 01:44:45,890 خروجشان با رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود 1821 01:44:45,890 --> 01:44:47,890 در این تهاجم 1822 01:44:47,890 --> 01:44:51,890 مگر برای دامن زدن به اختلاف بین مسلمانان 1823 01:44:51,890 --> 01:44:54,890 اتفاقات بزرگ به خاطر آنها رخ داد 1824 01:44:54,890 --> 01:44:58,890 از جمله تحریک احساسات پیش از اسلام 1825 01:44:58,890 --> 01:45:01,920 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 1826 01:45:01,920 --> 01:45:05,920 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 1827 01:45:05,920 --> 01:45:08,920 با پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم 1828 01:45:08,920 --> 01:45:10,920 در تهاجم او 1829 01:45:10,920 --> 01:45:14,920 مردی از مهاجران مردی از انصار را با چاقو زد 1830 01:45:14,920 --> 01:45:16,920 الانصاری گفت 1831 01:45:16,920 --> 01:45:18,920 ای انصار 1832 01:45:18,920 --> 01:45:20,920 مهاجری گفت 1833 01:45:20,920 --> 01:45:22,920 آهای مهاجران 1834 01:45:22,920 --> 01:45:26,920 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را شنید 1835 01:45:26,920 --> 01:45:27,920 و او گفت 1836 01:45:27,920 --> 01:45:30,920 ادعای جهل چطور؟ 1837 01:45:30,920 --> 01:45:31,920 گفتند 1838 01:45:31,920 --> 01:45:33,920 ای رسول خدا 1839 01:45:33,920 --> 01:45:37,920 مردی از مهاجران مردی از انصار را با چاقو زد 1840 01:45:37,920 --> 01:45:41,560 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1841 01:45:41,560 --> 01:45:44,560 او را تنها بگذار، او زیباست 1842 01:45:44,560 --> 01:45:49,159 امام مسلم در روایت دیگری در صحیح خود افزوده است 1843 01:45:49,159 --> 01:45:53,260 انسان از برادرش حمایت کند، خواه ظالم باشد یا ظلم 1844 01:45:53,260 --> 01:45:55,760 اگر ظالم است، حرامش کنند 1845 01:45:55,760 --> 01:45:57,760 زیرا او پیروزی دارد 1846 01:45:57,760 --> 01:46:00,760 اگر مظلوم است از او حمایت کند 1847 01:46:00,760 --> 01:46:04,300 موضع ابن سلول در این باره 1848 01:46:04,579 --> 01:46:09,079 عبدالله بن ابی بن سلول با شنیدن این سخن خشمگین شد 1849 01:46:09,079 --> 01:46:11,079 او یک چیز قابل اعتراض گفت 1850 01:46:11,079 --> 01:46:15,079 ابن اسحاق در شرح حال خود از شیوخ خود روایت کرده است 1851 01:46:15,079 --> 01:46:16,079 گفتند 1852 01:46:16,079 --> 01:46:19,079 عبدالله بن ابی بن سلول خشمگین شد 1853 01:46:19,079 --> 01:46:21,579 او گروهی از مردم خود را دارد 1854 01:46:21,579 --> 01:46:24,579 از جمله زید بن ارقم رضی الله عنه است 1855 01:46:24,579 --> 01:46:26,579 یک پسر نوجوان 1856 01:46:26,579 --> 01:46:27,579 و او گفت 1857 01:46:27,579 --> 01:46:29,579 یا انجام دادند 1858 01:46:29,579 --> 01:46:33,079 آنها ما را از خود بیگانه کرده اند و ما را در کشورمان افزایش داده اند 1859 01:46:33,079 --> 01:46:36,079 به خدا قسم به عزت قریش برنمی گردیم 1860 01:46:36,079 --> 01:46:38,579 به جز همان چیزی که اولی گفت 1861 01:46:38,579 --> 01:46:41,079 سگت تو را می خورد 1862 01:46:41,079 --> 01:46:44,170 به خدا اگر به شهر برگردیم 1863 01:46:44,170 --> 01:46:47,670 شرافتمندتر، پست تر را بیرون بیاورد 1864 01:46:47,670 --> 01:46:50,670 سپس به کسانی از قومش که حاضر بودند روی آورد 1865 01:46:50,670 --> 01:46:52,170 به آنها گفت 1866 01:46:52,170 --> 01:46:55,170 این کاریه که با خودت کردی 1867 01:46:55,170 --> 01:46:57,170 شما به آنها اجازه ورود به کشورتان را دادید 1868 01:46:57,170 --> 01:47:00,170 و شما پول خود را با آنها تقسیم کردید 1869 01:47:00,670 --> 01:47:04,170 به خدا سوگند اگر آنها را عقب نگه می داشتی، نمی توانستی آنها را کنترل کنی 1870 01:47:04,170 --> 01:47:07,170 برای نقل مکان به مکانی غیر از خانه خود 1871 01:47:07,170 --> 01:47:11,359 از امام بخاری و مسلم و ترمذی روایت شده است 1872 01:47:11,359 --> 01:47:13,359 تلفظ ترمذی است 1873 01:47:13,359 --> 01:47:17,359 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 1874 01:47:17,359 --> 01:47:20,859 عبدالله بن ابی بن سلول این را شنید 1875 01:47:20,859 --> 01:47:22,359 و او گفت 1876 01:47:22,359 --> 01:47:24,359 یا انجام دادند 1877 01:47:24,359 --> 01:47:26,859 به خدا اگر به شهر برگردیم 1878 01:47:26,859 --> 01:47:29,859 شرافتمندتر، پست تر را بیرون بیاورد 1879 01:47:29,859 --> 01:47:32,430 عمر رضی الله عنه گفت 1880 01:47:32,430 --> 01:47:33,930 ای رسول خدا 1881 01:47:33,930 --> 01:47:37,430 بگذار گردن این منافق را بکوبم 1882 01:47:37,430 --> 01:47:40,960 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1883 01:47:40,960 --> 01:47:41,960 اجازه دهید 1884 01:47:41,960 --> 01:47:46,460 مردم درباره کشتن یارانش توسط محمد صحبت نمی کنند 1885 01:47:46,460 --> 01:47:52,039 زید بن ارقم رضی الله عنه 1886 01:47:52,039 --> 01:47:54,539 او خبر را می گوید 1887 01:47:54,539 --> 01:48:00,619 وقتی زید بن ارقم رضی الله عنه از این منافق شنید 1888 01:48:01,119 --> 01:48:04,149 رفت و ماجرا را به عمویش گفت 1889 01:48:04,149 --> 01:48:07,149 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 1890 01:48:07,149 --> 01:48:10,649 از زید بن ارقم رضی الله عنه گفت 1891 01:48:10,649 --> 01:48:12,649 من در یک حمله بودم 1892 01:48:12,649 --> 01:48:16,149 پس شنیدم عبدالله بن ابی می گفت 1893 01:48:16,149 --> 01:48:21,649 برای کسانی که با رسول خدا هستند انفاق نکنید تا در اطراف او پراکنده شوند 1894 01:48:21,649 --> 01:48:26,680 اگر از او برمی گشتیم، ارجمندتر، پست تر را از آن بیرون می کردند 1895 01:48:26,680 --> 01:48:30,180 پس این را به عمو یا عمرم اشاره کردم 1896 01:48:30,180 --> 01:48:33,680 پس آن را برای پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر کرد 1897 01:48:33,680 --> 01:48:36,180 بنابراین او با من تماس گرفت و من با او صحبت کردم 1898 01:48:36,180 --> 01:48:42,680 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به دنبال عبدالله بن اُبی و یارانش فرستاد. 1899 01:48:42,680 --> 01:48:45,180 پس به آنچه گفتند سوگند یاد کردند 1900 01:48:45,180 --> 01:48:49,180 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من دروغ گفت 1901 01:48:49,180 --> 01:48:52,439 و به عبارت دیگر در دو صحیح 1902 01:48:52,439 --> 01:48:54,939 زید رضی الله عنه گفت 1903 01:48:54,939 --> 01:48:58,439 پس نزد عبدالله بن عبی فرستاد و از او پرسید 1904 01:48:58,939 --> 01:49:01,439 بنابراین او برای انجام کاری که انجام می داد سخت تلاش کرد 1905 01:49:01,439 --> 01:49:02,939 و او گفت 1906 01:49:02,939 --> 01:49:07,500 زید رسول خدا صلی الله علیه و آله دروغ گفت 1907 01:49:07,500 --> 01:49:12,500 و در روایت الطحاوی در شرح مشكل الاثار با سند حسنه. 1908 01:49:12,500 --> 01:49:15,000 زید رضی الله عنه گفت 1909 01:49:15,000 --> 01:49:21,500 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به سعد بن عباده رضی الله عنه نظر کرد. 1910 01:49:21,500 --> 01:49:23,000 سعد گفت 1911 01:49:23,000 --> 01:49:25,000 ای رسول خدا 1912 01:49:25,000 --> 01:49:27,500 اما پسر به من گفت 1913 01:49:27,500 --> 01:49:29,500 از زید بن ارقم 1914 01:49:29,500 --> 01:49:33,500 بعد سعد آمد دستم را گرفت و پیاده کرد 1915 01:49:33,500 --> 01:49:34,500 و او گفت 1916 01:49:34,500 --> 01:49:36,500 این با من صحبت کرد 1917 01:49:36,500 --> 01:49:39,500 عبدالله بن ابی مرا سرزنش کرد 1918 01:49:39,500 --> 01:49:43,500 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتم 1919 01:49:43,500 --> 01:49:45,000 پس گریه کردم 1920 01:49:45,000 --> 01:49:46,000 پس گفتم 1921 01:49:46,000 --> 01:49:49,000 و آن که بر تو نبوت نازل کرد 1922 01:49:49,000 --> 01:49:50,500 او گفت 1923 01:49:50,500 --> 01:49:53,000 زید رضی الله عنه گفت 1924 01:49:53,000 --> 01:49:57,000 امثال آن برایم پیش نیامده بود 1925 01:49:57,000 --> 01:49:59,000 عمویم به من گفت 1926 01:49:59,000 --> 01:50:05,500 من نخواستم تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به شما دروغ گفت و از شما متنفر شد. 1927 01:50:05,500 --> 01:50:13,020 اعتقاد به ظهور زید بن ارقم رضی الله عنه 1928 01:50:13,020 --> 01:50:17,029 زید بن ارقم رضی الله عنه گفت 1929 01:50:17,029 --> 01:50:22,029 در حالی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله راه می رفتم 1930 01:50:22,029 --> 01:50:25,029 سرم از نگرانی می تپید 1931 01:50:25,029 --> 01:50:29,029 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من آمد 1932 01:50:29,029 --> 01:50:32,029 گوشم را مالید و به صورتم خندید 1933 01:50:32,029 --> 01:50:36,529 من از داشتن او برای همیشه در این دنیا خوشحال نمی شدم 1934 01:50:36,529 --> 01:50:40,119 سپس ابوبکر به دنبال من آمد و گفت: 1935 01:50:40,119 --> 01:50:44,619 آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما فرمود 1936 01:50:44,619 --> 01:50:45,619 گفتم 1937 01:50:45,619 --> 01:50:47,619 به من چیزی نگفت 1938 01:50:47,619 --> 01:50:51,619 با این حال او گوشم را لیسید و به صورتم خندید 1939 01:50:51,619 --> 01:50:53,119 و او گفت 1940 01:50:53,119 --> 01:50:54,119 بشارت بده 1941 01:50:54,119 --> 01:50:57,159 سپس عمر رضی الله عنه به دنبال من آمد 1942 01:50:57,159 --> 01:51:00,659 پس همان طور که به ابوبکر گفتم به او گفتم 1943 01:51:00,659 --> 01:51:02,659 وقتی شدیم 1944 01:51:02,659 --> 01:51:08,159 رسول خدا صلی الله علیه و آله سوره منافقین را قرائت کرد. 1945 01:51:08,159 --> 01:51:11,880 از امام بخاری و امام احمد روایت شده است 1946 01:51:11,880 --> 01:51:13,880 تلفظ برای احمد است 1947 01:51:13,880 --> 01:51:17,380 از زید بن ارقم رضی الله عنه گفت 1948 01:51:17,380 --> 01:51:19,880 پس نزد پیامبر خدا فرستاد 1949 01:51:19,880 --> 01:51:23,880 یا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدی 1950 01:51:23,880 --> 01:51:25,380 و او گفت 1951 01:51:25,380 --> 01:51:29,880 خداوند متعال عذر تو را آشکار کرده و حقیقت را به تو گفته است 1952 01:51:29,880 --> 01:51:30,880 او گفت 1953 01:51:30,880 --> 01:51:32,880 پس این آیه نازل شد 1954 01:51:32,880 --> 01:51:40,380 آنها کسانی هستند که می گویند: «در کسانی از رسول خدا انفاق نکنید تا پراکنده شوند». 1955 01:51:40,380 --> 01:51:41,880 تا اینکه رسید 1956 01:51:41,880 --> 01:51:48,010 اگر به مدینه برگردیم، ارجمندتر، پست تر را از آن بیرون می کند 1957 01:51:48,010 --> 01:51:51,010 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 1958 01:51:51,010 --> 01:51:54,010 بر آنچه نازل شد رضی الله عنه گفت 1959 01:51:54,010 --> 01:51:57,510 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 1960 01:51:57,510 --> 01:52:01,010 این همان چیزی است که خداوند به اذن خود به او عطا کرد 1961 01:52:01,010 --> 01:52:03,510 حافظ در الفتح گفته است 1962 01:52:03,510 --> 01:52:07,010 یعنی در آنچه من می دانم صداقت خود را نشان داد 1963 01:52:07,010 --> 01:52:10,010 معنی واقعی تر است 1964 01:52:10,010 --> 01:52:15,680 داستان الفک 1965 01:52:15,680 --> 01:52:20,649 در این هجوم ماجرای الفک اتفاق افتاد 1966 01:52:20,649 --> 01:52:24,149 آنچه ابن سلول جعل کرد خداوند او را زشت گرداند 1967 01:52:24,149 --> 01:52:26,649 و کسانی که با او هستند منافقند 1968 01:52:26,649 --> 01:52:33,649 در مادر پاک مؤمنان عایشه بنت ابوبکر صدیق رضی الله عنها 1969 01:52:33,649 --> 01:52:39,210 و خداوند متعال ده آیه از سوره نور در این باره نازل کرد 1970 01:52:39,210 --> 01:52:40,710 خداوند متعال فرمود 1971 01:52:40,710 --> 01:52:47,210 کسانی که باطل کردند گروهی از شما هستند 1972 01:52:47,210 --> 01:52:52,210 فکر نکنید برای شما بد است، بلکه برای شما خوب است 1973 01:52:52,210 --> 01:52:57,210 هر یک از آنها از ایفک به دست آورده اند 1974 01:52:57,210 --> 01:53:03,210 و هر کس بزرگانشان را تصاحب کند، عذاب بزرگی خواهد داشت 1975 01:53:03,210 --> 01:53:05,210 تا آخرین ابیات 1976 01:53:05,210 --> 01:53:07,939 امام قرطبی فرمودند 1977 01:53:07,939 --> 01:53:10,439 علت نزول این آیات 1978 01:53:10,439 --> 01:53:14,439 آنچه ائمه از حدیث طولانی الفک نقل کرده اند 1979 01:53:14,439 --> 01:53:17,939 در داستان عایشه رضی الله عنها 1980 01:53:17,939 --> 01:53:20,439 خبر درست و معروفی است 1981 01:53:20,439 --> 01:53:22,939 شهرت او بسیار غنی است که نمی توان به آن اشاره کرد 1982 01:53:22,939 --> 01:53:25,439 حافظ بن کثیر گفت 1983 01:53:25,439 --> 01:53:27,439 این ده آیه 1984 01:53:27,439 --> 01:53:32,939 همه آنها درباره عایشه مادر مؤمنان رضی الله عنها نازل شد 1985 01:53:32,939 --> 01:53:36,939 زمانی که منافقین آن را به دروغ و تهمت متهم کردند 1986 01:53:36,939 --> 01:53:40,439 آنچه گفتند دروغ و تهمت محض بود 1987 01:53:40,439 --> 01:53:46,439 که خداوند متعال به خاطر آن غبطه می خورد و بر پیامبرش صلوات الله علیه و آله و سلم. 1988 01:53:46,439 --> 01:53:49,939 پس خداوند متعال برائت او را آشکار کرد 1989 01:53:49,939 --> 01:53:54,439 نگهداری برای نمایش بهترین های رسول صلی الله علیه و آله و سلم 1990 01:53:54,439 --> 01:54:00,439 گفت: کسانی که باطل کردند گروهی از شما هستند. 1991 01:54:00,439 --> 01:54:02,939 هر گروهی از شما 1992 01:54:02,939 --> 01:54:06,439 یعنی یک و دو چیست 1993 01:54:06,439 --> 01:54:07,939 اما یک گروه 1994 01:54:07,939 --> 01:54:10,939 او اولین نفر در این نفرین بود 1995 01:54:10,939 --> 01:54:14,939 عبدالله بن ابی بن سلول رئیس منافقین است 1996 01:54:14,939 --> 01:54:18,439 آن را جمع می کرد و پنهان می کرد 1997 01:54:18,439 --> 01:54:22,439 این امر حتی به ذهن برخی از مسلمانان نیز وارد شده است 1998 01:54:22,439 --> 01:54:26,439 پس در این باره سخن گفتند و برخی دیگر از آنان اجازه دادند 1999 01:54:26,439 --> 01:54:29,939 این وضعیت نزدیک به یک ماه ادامه داشت 2000 01:54:29,939 --> 01:54:32,439 تا اینکه قرآن نازل شد 2001 01:54:32,439 --> 01:54:37,659 مضمون آن در احادیث صحیح است 2002 01:54:37,659 --> 01:54:40,159 ورود آرنیت ها 2003 01:54:40,159 --> 01:54:45,840 در مدینه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 2004 01:54:45,840 --> 01:54:48,340 راحت از آکال و آرینا 2005 01:54:48,840 --> 01:54:52,840 این در شوال سال ششم هجری بود 2006 01:54:52,840 --> 01:54:54,840 پس اسلام را نشان دادند 2007 01:54:54,840 --> 01:54:58,840 با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کردند 2008 01:54:58,840 --> 01:55:00,840 به شهر حمله کردند 2009 01:55:00,840 --> 01:55:02,840 بدنشان بیمار شد 2010 01:55:02,840 --> 01:55:04,840 بنابراین شکم آنها بزرگ شد 2011 01:55:04,840 --> 01:55:07,399 دست و پایشان شکسته بود 2012 01:55:07,399 --> 01:55:09,930 حافظ در الفتح گفته است 2013 01:55:09,930 --> 01:55:12,930 انگار مریض بودند 2014 01:55:12,930 --> 01:55:15,430 وقتی از بیماری بیدار شدند 2015 01:55:15,930 --> 01:55:18,930 آنها تصمیم گرفتند در این شهر به دلیل تجملات آن زندگی کنند 2016 01:55:18,930 --> 01:55:21,930 در مورد بیماری که آنها داشتند 2017 01:55:21,930 --> 01:55:25,430 او به شدت لاغر و از گرسنگی خسته است 2018 01:55:25,430 --> 01:55:28,930 به روایت ابوعوانا از روایت غیلان 2019 01:55:28,930 --> 01:55:31,430 عن انس رضی الله عنه 2020 01:55:31,430 --> 01:55:33,930 به شدت لاغر شده بودند 2021 01:55:33,930 --> 01:55:36,930 روایتی از ابن سعد بر خود دارد 2022 01:55:36,930 --> 01:55:39,430 رنگ آنها زرد است 2023 01:55:39,430 --> 01:55:42,960 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 2024 01:55:43,460 --> 01:55:45,460 گفت خداوند از او راضی باشد 2025 01:55:45,460 --> 01:55:47,960 ناسا اهل Ukal و Urayna هستند 2026 01:55:47,960 --> 01:55:52,460 مدینه را به پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه کردند 2027 01:55:52,460 --> 01:55:54,960 و اسلام را به زبان آوردند 2028 01:55:54,960 --> 01:55:57,460 گفتند ای پیامبر خدا 2029 01:55:57,460 --> 01:55:59,460 ما مردم اودر بودیم 2030 01:55:59,460 --> 01:56:01,960 ما روستایی نبودیم 2031 01:56:01,960 --> 01:56:03,960 آنها از شهر استفاده کردند 2032 01:56:03,960 --> 01:56:07,460 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها دستور داد 2033 01:56:07,460 --> 01:56:09,460 بدود و راع 2034 01:56:09,460 --> 01:56:11,460 دستور داد تا آنجا بیرون بروند 2035 01:56:11,460 --> 01:56:14,960 شیر و ادرار آن را می نوشند 2036 01:56:14,960 --> 01:56:18,960 پس به راه افتادند تا نزدیک الحره رسیدند 2037 01:56:18,960 --> 01:56:21,460 پس از اسلام آوردن کافر شدند 2038 01:56:21,460 --> 01:56:24,960 شبان پیامبر صلی الله علیه و آله را کشتند 2039 01:56:24,960 --> 01:56:26,960 و آب کشیدند 2040 01:56:26,960 --> 01:56:30,460 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به خبر رسید 2041 01:56:30,460 --> 01:56:33,460 بنابراین من سفارش را در مسیر خود فروختم 2042 01:56:33,460 --> 01:56:34,960 پس به آنها دستور داد 2043 01:56:34,960 --> 01:56:38,460 چشمانشان را بیرون آوردند و دست هایشان را قطع کردند 2044 01:56:38,460 --> 01:56:40,960 آنها در منطقه آزاد رها شدند 2045 01:56:40,960 --> 01:56:43,460 تا اینکه همان طور که بودند مردند 2046 01:56:43,460 --> 01:56:46,720 و به عبارت دیگر در دو صحیح 2047 01:56:46,720 --> 01:56:49,720 قال عن انس رضی الله عنه 2048 01:56:49,720 --> 01:56:53,720 پس بیرون رفتند و از ادرار و شیر او نوشیدند 2049 01:56:53,720 --> 01:56:55,220 بیدار شدند 2050 01:56:55,220 --> 01:56:58,220 چوپان را کشتند و شتران را راندند 2051 01:56:58,220 --> 01:57:02,720 این به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید 2052 01:57:02,720 --> 01:57:05,220 بنابراین رد آنها را فروختم 2053 01:57:05,220 --> 01:57:07,720 پس آنها متوجه شدند و او آنها را آورد 2054 01:57:07,720 --> 01:57:09,220 پس به آنها دستور داد 2055 01:57:09,220 --> 01:57:11,720 دست و پایشان بریده شد 2056 01:57:11,720 --> 01:57:13,720 و چشمانشان کور شد 2057 01:57:13,720 --> 01:57:17,220 سپس در آفتاب ماندند تا مردند 2058 01:57:17,220 --> 01:57:20,319 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2059 01:57:20,319 --> 01:57:23,319 قال عن انس رضی الله عنه 2060 01:57:23,319 --> 01:57:28,319 پیامبر صلی الله علیه و آله فقط چشم آن مردم را کور کرد 2061 01:57:28,319 --> 01:57:31,319 چون چشمان چوپانان را کور کردند 2062 01:57:31,319 --> 01:57:33,479 ابوقلبه گفت 2063 01:57:33,479 --> 01:57:36,479 این افراد دزدی کردند و کشتند 2064 01:57:36,479 --> 01:57:38,479 و پس از ایمانشان کافر شدند 2065 01:57:38,479 --> 01:57:41,539 و با خدا و رسولش جنگیدند 2066 01:57:41,539 --> 01:57:44,039 حافظ بن کثیر گفت 2067 01:57:44,039 --> 01:57:48,699 کاری که با آنها کرد قصاص بود و خدا داناتر است 2068 01:57:48,699 --> 01:57:51,199 ابوداود آن را در سنن خود آورده است 2069 01:57:51,199 --> 01:57:55,699 الطحاوی مشکل روایات را با سلسله سند صحیح بیان می کند 2070 01:57:55,699 --> 01:57:58,699 قال عن انس رضی الله عنه 2071 01:57:58,699 --> 01:58:01,699 پس خداوند متعال این را نازل کرد 2072 01:58:01,699 --> 01:58:06,199 این پاداش کسانی است که با خدا و رسولش جنگ می کنند 2073 01:58:06,199 --> 01:58:09,199 و برای گسترش فساد در زمین تلاش می کنند 2074 01:58:09,199 --> 01:58:11,199 امام قرطبی فرمودند 2075 01:58:11,199 --> 01:58:15,199 مردم در مورد علت نزول این آیه اختلاف نظر داشتند 2076 01:58:15,199 --> 01:58:17,199 این چیزی است که عموم مردم به آن مشغول هستند 2077 01:58:17,199 --> 01:58:20,300 در الارنین نازل شد 2078 01:58:20,300 --> 01:58:22,800 حافظ بن کثیر گفت 2079 01:58:22,800 --> 01:58:25,800 به درستی که این آیه کلی است 2080 01:58:25,800 --> 01:58:27,300 در میان مشرکان و دیگران 2081 01:58:27,300 --> 01:58:32,119 هر که مرتکب این خصوصیات شد 2082 01:58:32,119 --> 01:58:36,729 یکی از فواید داستان آریایی ها 2083 01:58:36,729 --> 01:58:38,729 امام ابن قیم گفت 2084 01:58:38,729 --> 01:58:40,729 و مقداری فقه در آن هست 2085 01:58:40,729 --> 01:58:43,729 نوشیدن بول شتر جایز است 2086 01:58:43,729 --> 01:58:46,760 طهارت ادرار انسان گوشتخوار 2087 01:58:46,760 --> 01:58:50,760 جمع برای جنگجو اگر پول بگیرد و کشته شود 2088 01:58:50,760 --> 01:58:53,760 بین بریدن دست و پایش و کشتن او 2089 01:58:53,760 --> 01:58:56,760 و با متخلف چنان رفتار کند که او کرد 2090 01:58:56,760 --> 01:58:59,760 برای زمانی که چشم چوپان را خسته کردند 2091 01:58:59,760 --> 01:59:01,760 چشمانشان را به هم زد 2092 01:59:01,760 --> 01:59:04,760 به نظر می رسد که داستان دقیق است 2093 01:59:04,760 --> 01:59:06,760 کپی نشده 2094 01:59:06,760 --> 01:59:09,760 حتی اگر قبل از پایین آمدن مرزها بود 2095 01:59:09,760 --> 01:59:11,760 حدود با تعیین آنها تعیین شد 2096 01:59:11,760 --> 01:59:13,760 نه با بطلان آن 2097 01:59:13,760 --> 01:59:15,760 و خدا داناتر است 2098 01:59:15,760 --> 01:59:22,729 جنگ حدیبیه 2099 01:59:22,729 --> 01:59:24,729 جنگ حدیبیه رخ داد 2100 01:59:24,729 --> 01:59:27,729 در ذی القعده سال ششم 2101 01:59:27,729 --> 01:59:30,890 به اتفاق آرا مهاجرت کنند 2102 01:59:30,890 --> 01:59:33,890 امام بیهقی در مدارک نبوت روایت کرده است 2103 01:59:33,890 --> 01:59:36,890 از نافع مولا عبدالله بن عمر 2104 01:59:36,890 --> 01:59:38,890 گفت خداوند از آنها راضی باشد 2105 01:59:38,890 --> 01:59:41,890 حدیبیه در سال ششم بود 2106 01:59:41,890 --> 01:59:44,890 پس از معرفی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 2107 01:59:44,890 --> 01:59:47,890 شهری در ذی القعده 2108 01:59:48,180 --> 01:59:50,180 امام بیهقی فرمودند 2109 01:59:50,180 --> 01:59:52,180 این درست است 2110 01:59:52,180 --> 01:59:55,180 الزهری و قتاده نزد او رفتند 2111 01:59:55,180 --> 01:59:57,180 و موسی بن عقبه 2112 01:59:57,180 --> 01:59:59,180 و محمد بن اسحاق بن یسار 2113 01:59:59,180 --> 02:00:01,239 و دیگران 2114 02:00:01,239 --> 02:00:03,239 حافظ بن کثیر گفت 2115 02:00:03,239 --> 02:00:05,239 جنگ حدیبیه 2116 02:00:05,239 --> 02:00:07,239 در ذی القعده سال ششم بود 2117 02:00:07,239 --> 02:00:09,239 بدون اختلاف نظر 2118 02:00:09,239 --> 02:00:14,579 دلیل این تهاجم 2119 02:00:14,579 --> 02:00:17,579 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 2120 02:00:17,579 --> 02:00:19,579 ممکن است در خواب ببینم 2121 02:00:19,579 --> 02:00:22,579 با یارانش وارد مکه شد 2122 02:00:22,579 --> 02:00:26,579 آمین، سر خود را تراشیدند و موهای خود را کوتاه کردند 2123 02:00:26,579 --> 02:00:28,579 پس این موضوع را به دوستانش گفت 2124 02:00:28,579 --> 02:00:30,579 او در شهر است 2125 02:00:30,579 --> 02:00:33,579 صحابه از این بابت خوشحال شدند 2126 02:00:33,579 --> 02:00:36,579 ایشان را دعوت کرد که برای عمره به مکه بروند 2127 02:00:36,579 --> 02:00:38,579 و خداوند متعال را یاد کن 2128 02:00:38,579 --> 02:00:41,579 این رؤیت در کتاب مقدس او آمده است 2129 02:00:41,579 --> 02:00:43,579 و خداوند متعال فرمود 2130 02:00:43,579 --> 02:00:46,579 خداوند به رسولش راست گفته است 2131 02:00:46,579 --> 02:00:48,579 چشم انداز درست است 2132 02:00:48,579 --> 02:00:52,579 وارد مسجد الحرام می شوید 2133 02:00:52,579 --> 02:00:57,579 انشاالله آمین 2134 02:00:57,579 --> 02:01:00,579 آمین، سر خود را بتراشید 2135 02:01:00,579 --> 02:01:03,579 اگر کوتاه آمدید، نترسید 2136 02:01:03,579 --> 02:01:05,579 او چیزی را می دانست که شما نمی دانستید 2137 02:01:05,579 --> 02:01:11,579 بدون آن، یک فتح قریب الوقوع وجود داشت 2138 02:01:11,579 --> 02:01:13,699 حافظ بن کثیر گفت 2139 02:01:13,699 --> 02:01:16,699 خداوند متعال می فرماید نترسید. 2140 02:01:16,699 --> 02:01:19,699 شرط معین در معنا 2141 02:01:19,699 --> 02:01:22,699 من امنیت آنها را هنگام ورود تضمین می کنم 2142 02:01:22,699 --> 02:01:26,699 وقتی در کشور مستقر شدند ترس از آنها دور شد 2143 02:01:26,699 --> 02:01:28,699 آنها از کسی نمی ترسند 2144 02:01:28,699 --> 02:01:31,770 این در عصر قوه قضائیه بود 2145 02:01:31,770 --> 02:01:34,770 در ذی القعده سال هفتم 2146 02:01:34,770 --> 02:01:36,800 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 2147 02:01:36,800 --> 02:01:40,800 هنگام بازگشت از حدیبیه در ذی القضه 2148 02:01:40,800 --> 02:01:42,800 بازگشت به شهر 2149 02:01:42,800 --> 02:01:45,800 پس این حجت و نهی را ثابت کرد 2150 02:01:45,800 --> 02:01:49,800 هنگامی که در ذی القعده سال هفتم بود 2151 02:01:49,800 --> 02:01:51,800 برای انجام عمره به مکه رفت 2152 02:01:51,800 --> 02:01:53,800 او و اهل حدیبیه 2153 02:01:53,800 --> 02:01:55,800 پس من از ذی الحلیفه احرام می کنم 2154 02:01:55,800 --> 02:01:58,800 حیوان قربانی را با خود آورد 2155 02:01:58,800 --> 02:02:05,880 تعداد کسانی که با پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفتند 2156 02:02:05,880 --> 02:02:09,359 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 2157 02:02:09,359 --> 02:02:12,359 از شهر در روز دوشنبه 2158 02:02:12,359 --> 02:02:16,359 هلال ذی القعده سال ششم هجری قمری 2159 02:02:16,359 --> 02:02:20,359 همسرش ام سلمه رضی الله عنه با او بود 2160 02:02:20,359 --> 02:02:23,359 مهاجران و انصار با او بیرون رفتند 2161 02:02:23,359 --> 02:02:27,359 به گفته اکثر هزار و چهارصد 2162 02:02:27,359 --> 02:02:30,359 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 2163 02:02:30,359 --> 02:02:34,359 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 2164 02:02:34,359 --> 02:02:38,359 در روز حدیبیه هزار و چهارصد نفر بودیم 2165 02:02:38,359 --> 02:02:46,310 پیامبر صلی الله علیه و آله از میقات احرام کرد 2166 02:02:46,310 --> 02:02:51,789 رسول خدا صلی الله علیه و آله با سلاح بیرون نمی رفت 2167 02:02:51,789 --> 02:02:53,789 جز اسلحه مسافر 2168 02:02:53,789 --> 02:02:56,789 آنها شمشیرهای نزدیک هستند 2169 02:02:56,789 --> 02:02:59,789 قربانی هفتاد شتر را با خود آورد 2170 02:02:59,789 --> 02:03:01,789 شامل جملاتی از ابوجهل است 2171 02:03:01,789 --> 02:03:06,789 خداوند او را در سر یا بینی زشت کند 2172 02:03:06,789 --> 02:03:09,789 تا بدین ترتیب مشرکان را خشمگین کند 2173 02:03:09,789 --> 02:03:15,789 او را با ناجیه بن جند بن خزاعی اسلمی رضی الله عنه فرستاد. 2174 02:03:15,789 --> 02:03:19,890 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 2175 02:03:19,890 --> 02:03:21,890 به میقات ذوالحلیفه 2176 02:03:21,890 --> 02:03:25,890 از عطای او تقلید کنید، سپس آن را حس کند و برای عمره احرام کند 2177 02:03:25,890 --> 02:03:29,140 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 2178 02:03:29,140 --> 02:03:32,140 عن المسوار بن مخرمه و مروان 2179 02:03:32,140 --> 02:03:33,140 او گفت 2180 02:03:33,140 --> 02:03:38,140 پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان حدیبیه رفت 2181 02:03:38,140 --> 02:03:41,140 در چند ده صد نفر از یارانش 2182 02:03:41,140 --> 02:03:44,140 حتی اگر در ذی الحلیفه باشند 2183 02:03:44,140 --> 02:03:48,140 پیامبر صلی الله علیه و آله از قربانی تقلید کرد و آن را پرمو کرد 2184 02:03:48,140 --> 02:03:50,140 برای عمره احرام می کنم 2185 02:03:50,140 --> 02:03:56,270 امام احمد در مسند خود از ابوداود و الحکیم به سند حسنه روایت کرده است. 2186 02:03:56,270 --> 02:04:00,270 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 2187 02:04:00,270 --> 02:04:03,270 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 2188 02:04:03,270 --> 02:04:06,270 آرام ترین شتر ابوجهل بود 2189 02:04:06,270 --> 02:04:09,270 چه کسی در روز بدر اسیر شد 2190 02:04:09,270 --> 02:04:11,270 در سر او یک تکه نقره است 2191 02:04:11,270 --> 02:04:14,270 سال حدیبیه در هادیه 2192 02:04:14,270 --> 02:04:17,340 تا بدین ترتیب مشرکان را خشمگین کند 2193 02:04:17,340 --> 02:04:21,340 رسول خدا صلی الله علیه و آله پیش از او مبعوث شد 2194 02:04:21,340 --> 02:04:24,340 بسر بن سفیان خزاعی 2195 02:04:24,340 --> 02:04:26,340 او را به قریش گماشتیم 2196 02:04:26,340 --> 02:04:28,340 تا اخبارشان را برایش بیاورند 2197 02:04:28,340 --> 02:04:35,960 انبوهی از قریش با مسلمانان مقابله می کنند 2198 02:04:35,960 --> 02:04:38,960 رسول خدا صلی الله علیه و آله راه افتاد 2199 02:04:38,960 --> 02:04:41,960 حتی زمانی که به دیرالشحات رسید 2200 02:04:41,960 --> 02:04:44,960 چشم خزاعی به او رسید 2201 02:04:44,960 --> 02:04:48,960 گفت: قریش برای تو جماعتی جمع کرده اند 2202 02:04:48,960 --> 02:04:51,960 آنها اهبیش را برای شما جمع کرده اند 2203 02:04:51,960 --> 02:04:55,960 با شما جنگیدند و شما را از خانه دور کردند و مانع شدند 2204 02:04:55,960 --> 02:05:00,119 و در روایت امام احمد در مسندش با سند حسنه است 2205 02:05:00,119 --> 02:05:03,119 عن المصوار بن مخرمه 2206 02:05:03,119 --> 02:05:05,119 مروان بن الحکم گفت: 2207 02:05:05,119 --> 02:05:08,119 حتی اگر در اسفان بود 2208 02:05:08,119 --> 02:05:12,119 او را با سر بن سفیان الکعبی رضی الله عنه ملاقات کرد 2209 02:05:12,119 --> 02:05:14,119 گفت یا رسول الله 2210 02:05:14,119 --> 02:05:18,119 این قریش خبر سفر تو را شنیده است 2211 02:05:18,119 --> 02:05:21,119 پس عوضه مطفل با او بیرون رفت 2212 02:05:21,119 --> 02:05:23,119 پوست ببر می پوشیدند 2213 02:05:24,119 --> 02:05:29,119 آنها با خدا عهد می کنند که هرگز به زور وارد آن نمی شوند 2214 02:05:29,119 --> 02:05:32,119 و این خالد بن ولید در اسبانشان است 2215 02:05:32,119 --> 02:05:35,119 آن را به کراء الغمیم ارائه کردند 2216 02:05:35,119 --> 02:05:39,119 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2217 02:05:39,119 --> 02:05:41,119 وای بر قریش! 2218 02:05:41,119 --> 02:05:43,119 جنگ آنها را خورد 2219 02:05:43,119 --> 02:05:47,119 اگر با من و دیگران تنها بمانند چه باید بکنند؟ 2220 02:05:47,119 --> 02:05:49,119 اگر مرا بزنند 2221 02:05:49,119 --> 02:05:51,119 این همان چیزی بود که آنها می خواستند 2222 02:05:51,119 --> 02:05:53,119 اگر خداوند مرا بر آنها ظاهر کند 2223 02:05:53,119 --> 02:05:56,119 به فراوانی اسلام آوردند 2224 02:05:56,119 --> 02:05:58,119 حتی اگر این کار را نکنند 2225 02:05:58,119 --> 02:06:00,119 با قدرت جنگیدند 2226 02:06:00,119 --> 02:06:03,119 نظر قریش چیست؟ 2227 02:06:03,119 --> 02:06:08,119 به خدا سوگند من هنوز برای آنچه خدا مرا فرستاده با آنها می جنگم 2228 02:06:08,119 --> 02:06:13,119 تا زمانی که خداوند آن را بر او آشکار کند یا این سابقه منزوی شود 2229 02:06:13,119 --> 02:06:21,010 پیامبر صلی الله علیه و آله با اصحاب خود مشورت کرد 2230 02:06:21,010 --> 02:06:26,680 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به یاران خود فرمود 2231 02:06:26,680 --> 02:06:29,680 ای مردم به من اشاره کنید 2232 02:06:29,680 --> 02:06:33,680 آیا به نظر شما من باید به فرزندان و فرزندان آنها گرایش داشته باشم؟ 2233 02:06:33,680 --> 02:06:36,680 کسانی که می خواهند ما را از خانه دور کنند 2234 02:06:36,680 --> 02:06:38,680 اگر آنها به ما مراجعه کنند 2235 02:06:38,680 --> 02:06:42,680 خداوند متعال یک چشم از مشرکان بریده بود 2236 02:06:42,680 --> 02:06:45,680 در غیر این صورت آنها را در جنگ رها می کنیم 2237 02:06:45,680 --> 02:06:50,869 و در روایتی دیگر از امام احمد در مسند خود با سند صحیح 2238 02:06:50,869 --> 02:06:55,970 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: مرا نصیحت کن. 2239 02:06:55,970 --> 02:07:01,970 آیا به نظر شما باید به نوادگان کسانی که به آنها کمک کردند توجه کنم و سهم آنها را بگیرم؟ 2240 02:07:01,970 --> 02:07:05,970 اگر بنشینند در جنگ خواهند نشست 2241 02:07:05,970 --> 02:07:09,970 و اگر بیایند گردنی است که خدا بریده است 2242 02:07:09,970 --> 02:07:14,970 یا می بینی که مادر خانه پس از هر که روی گردانیم با او می جنگیم 2243 02:07:14,970 --> 02:07:17,260 حافظ در الفتح گفته است 2244 02:07:18,260 --> 02:07:23,260 مقصود این است که او رضی الله عنه با اصحاب خود مشورت کرد 2245 02:07:23,260 --> 02:07:27,260 آیا کسانی که از قریش حمایت کردند به جای خود خواهند رفت؟ 2246 02:07:27,260 --> 02:07:29,260 و خانواده هایشان اسیر می شوند 2247 02:07:29,260 --> 02:07:31,260 اگر به پیروزی برسند 2248 02:07:31,260 --> 02:07:33,260 با آنها کار کنید 2249 02:07:33,260 --> 02:07:36,260 او و یارانش با قریش خلوت کردند 2250 02:07:36,260 --> 02:07:38,260 منظور از گفته او همین است 2251 02:07:38,260 --> 02:07:41,449 گردنی باش که خدا بریده 2252 02:07:41,449 --> 02:07:44,449 ابوبکر صدیق رضی الله عنه می فرماید 2253 02:07:44,449 --> 02:07:46,449 ای رسول خدا 2254 02:07:46,449 --> 02:07:48,449 من از عمد به این خانه رفتم 2255 02:07:48,449 --> 02:07:52,449 شما نمی خواهید کسی را بکشید یا با کسی جنگ کنید 2256 02:07:52,449 --> 02:07:54,449 پس برو پیشش 2257 02:07:54,449 --> 02:07:57,449 هر کس ما را از خود دور کند با او می جنگیم 2258 02:07:57,449 --> 02:08:01,510 و در روایت امام احمد در مسندش با سند صحیح 2259 02:08:01,510 --> 02:08:05,510 ابوبکر صدیق رضی الله عنه می فرماید 2260 02:08:05,510 --> 02:08:07,510 ای پیامبر خدا 2261 02:08:07,510 --> 02:08:09,510 ما فقط برای انجام عمره آمدیم 2262 02:08:09,510 --> 02:08:12,510 ما برای جنگ با کسی نیامدیم 2263 02:08:12,510 --> 02:08:16,510 ولى هر كه ميان ما و مجلس بيايد، با او مى جنگيم 2264 02:08:16,510 --> 02:08:20,510 مقداد بن عمر رضی الله عنه گفت 2265 02:08:20,510 --> 02:08:24,510 به خدا قسم ما مانند بنی اسرائیل نخواهیم بود 2266 02:08:24,510 --> 02:08:26,510 وقتی به پیامبرشان گفتند 2267 02:08:26,510 --> 02:08:29,510 پس شما و پروردگارتان بروید و بجنگید 2268 02:08:29,510 --> 02:08:31,510 ما اینجا نشسته ایم 2269 02:08:31,510 --> 02:08:35,510 اما تو و پروردگارت برو و بجنگ 2270 02:08:35,510 --> 02:08:38,510 ما با شما مبارزیم 2271 02:08:38,510 --> 02:08:41,510 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2272 02:08:41,510 --> 02:08:44,510 به نام خدا ادامه بده 2273 02:08:44,510 --> 02:08:51,420 نزول رسول خدا صلی الله علیه و آله 2274 02:08:51,420 --> 02:08:53,420 در حدیبیه 2275 02:08:53,420 --> 02:08:58,770 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 2276 02:08:58,770 --> 02:08:59,770 مردم 2277 02:08:59,770 --> 02:09:01,770 پس همین حق را گرفتند 2278 02:09:01,770 --> 02:09:03,770 بین پشتم اسید است 2279 02:09:03,770 --> 02:09:06,770 در راه فارغ التحصیلی از ثنیت المرار 2280 02:09:06,770 --> 02:09:09,770 و الحدیبیه، پایین مکه 2281 02:09:09,770 --> 02:09:12,859 پس لشکر را از آن راه برد 2282 02:09:13,859 --> 02:09:16,859 وقتی اسبان قریش قدرت لشکر را دیدند 2283 02:09:16,859 --> 02:09:18,859 آنها از مسیر خود خارج شده اند 2284 02:09:18,859 --> 02:09:21,859 عقب نشینی کردند و نزد قریش بازگشتند 2285 02:09:21,859 --> 02:09:25,859 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 2286 02:09:25,859 --> 02:09:28,859 حتی اگر خم تلخی را بگیرد 2287 02:09:28,859 --> 02:09:31,859 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2288 02:09:31,859 --> 02:09:32,859 به دوستانش 2289 02:09:32,859 --> 02:09:34,859 چه کسی از چین بالا می رود؟ 2290 02:09:34,859 --> 02:09:36,859 چله تلخی 2291 02:09:36,859 --> 02:09:40,859 زیرا آنچه از بنی اسرائیل برداشته شد از او کم خواهد شد 2292 02:09:40,859 --> 02:09:43,899 جابر رضی الله عنه گفت 2293 02:09:43,899 --> 02:09:46,899 اسب های ما اولین کسانی بودند که از آن بالا رفتند 2294 02:09:46,899 --> 02:09:48,899 اسب های قبیله خزرج 2295 02:09:48,899 --> 02:09:50,899 آن وقت مردم یتیم می شوند 2296 02:09:50,899 --> 02:09:55,020 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 2297 02:09:55,020 --> 02:09:56,020 با تاک 2298 02:09:56,020 --> 02:10:00,020 چله تلخی که از آن بر آنها نازل می شود 2299 02:10:00,020 --> 02:10:04,020 شتر او رضی الله عنه 2300 02:10:04,020 --> 02:10:06,020 و مردم گفتند 2301 02:10:06,020 --> 02:10:07,020 حل کنید 2302 02:10:07,020 --> 02:10:09,020 بنابراین او اصرار کرد 2303 02:10:09,020 --> 02:10:10,020 و گفتند 2304 02:10:10,020 --> 02:10:12,020 من حداکثر را گذاشتم 2305 02:10:12,020 --> 02:10:16,020 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2306 02:10:16,020 --> 02:10:18,020 چه چیزی را پشت سر گذاشتی؟ 2307 02:10:18,020 --> 02:10:20,020 و این خلقت او نیست 2308 02:10:20,020 --> 02:10:23,020 اما حبس او مانند حبس فیل است 2309 02:10:23,020 --> 02:10:27,090 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2310 02:10:27,090 --> 02:10:30,090 سوگند به کسی که جان من در دست اوست 2311 02:10:30,090 --> 02:10:32,090 از من برنامه نخواه 2312 02:10:32,090 --> 02:10:34,090 حرمت های خدا را تجلیل می کنند 2313 02:10:34,090 --> 02:10:37,090 مگر اینکه به آنها بدهم 2314 02:10:37,090 --> 02:10:41,090 و به عبارت دیگر در مسند با سند حسنه 2315 02:10:41,090 --> 02:10:44,090 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2316 02:10:44,090 --> 02:10:48,090 به خدا قسم امروز قریش مرا به برنامه دعوت نمی کنند 2317 02:10:48,090 --> 02:10:51,090 از من در مورد روابط خانوادگی می پرسند 2318 02:10:51,090 --> 02:10:54,090 مگر اینکه به آنها بدهم 2319 02:10:54,090 --> 02:10:59,119 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله شتر او را سرزنش کرد 2320 02:10:59,119 --> 02:11:00,119 پس محکم ایستاد 2321 02:11:00,119 --> 02:11:04,119 از آنها روی برگرداند تا اینکه در دورترین نقطه حدیبیه مستقر شد 2322 02:11:04,119 --> 02:11:08,119 برای مدت کمی، مردم مایل به پذیرش آن خواهند بود 2323 02:11:08,119 --> 02:11:12,119 مردم آنجا نماندند تا او را آواره کردند 2324 02:11:12,119 --> 02:11:16,119 به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کرد که تشنه است 2325 02:11:16,119 --> 02:11:19,119 پس تیری از کتک خود برداشت 2326 02:11:19,119 --> 02:11:22,119 سپس دستور داد آن را در آن بگذارند 2327 02:11:22,119 --> 02:11:25,119 او هنوز برای آنها آبیاری آماده می کند 2328 02:11:25,119 --> 02:11:27,180 تا اینکه آزادش کردند 2329 02:11:27,180 --> 02:11:31,180 و در روایت امام احمد در مسندش با سند حسنه است 2330 02:11:31,180 --> 02:11:35,180 عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم 2331 02:11:35,180 --> 02:11:36,180 گفتند 2332 02:11:36,180 --> 02:11:38,180 گفتند یا رسول الله 2333 02:11:38,180 --> 02:11:42,180 در دره آبی نیست که مردم از آن پایین بیایند 2334 02:11:42,180 --> 02:11:47,180 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله تیری از کتک خود بیرون آورد. 2335 02:11:47,180 --> 02:11:50,180 پس آن را به مردی از اصحابش داد 2336 02:11:50,180 --> 02:11:53,180 پس در دل آن دل فرود آمد 2337 02:11:53,180 --> 02:11:55,180 بنابراین آن را در آن چسباند 2338 02:11:55,180 --> 02:11:57,180 آب از باران سرریز شد 2339 02:11:57,180 --> 02:12:00,180 تا اینکه مردم با هدایا به او ضربه زدند 2340 02:12:00,180 --> 02:12:08,199 وساطت بدیل بن ورقة رضی الله عنه 2341 02:12:08,199 --> 02:12:14,680 رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه خود در حدیبیه آسوده نبود. 2342 02:12:14,680 --> 02:12:19,680 بدیل بن ورقة خزاعی رضی الله عنه نزد او آمد 2343 02:12:19,680 --> 02:12:21,680 او هنوز مشرک بود 2344 02:12:21,680 --> 02:12:24,680 در جمعی از قوم خود از خزاعه 2345 02:12:24,680 --> 02:12:28,710 به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت 2346 02:12:29,710 --> 02:12:31,710 من کعب بن لوی را ترک کردم 2347 02:12:31,710 --> 02:12:33,710 و عامر بن لوعی 2348 02:12:33,710 --> 02:12:36,710 تعداد آب حدیبیه کاهش یافت 2349 02:12:36,710 --> 02:12:39,710 و با آنها آتش نشانان هستند 2350 02:12:39,710 --> 02:12:43,810 آنها با شما جنگیدند و شما را از خانه دور کردند 2351 02:12:43,810 --> 02:12:46,810 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2352 02:12:46,810 --> 02:12:49,810 ما برای جنگ با کسی نیامدیم 2353 02:12:49,810 --> 02:12:52,810 اما ما از عمره جان سالم به در بردیم 2354 02:12:52,810 --> 02:12:57,810 قریش از جنگ خسته و آسیب دیده بودند 2355 02:12:57,810 --> 02:13:00,810 اگر بخواهند آنها را برای مدتی معطل نمی کنم 2356 02:13:00,810 --> 02:13:03,810 و هیچ فاصله ای بین من و مردم نیست 2357 02:13:03,810 --> 02:13:06,810 اگر او ظاهر شد، آنها می توانند وارد شوند 2358 02:13:06,810 --> 02:13:09,810 مردم هر چه وارد شدند، انجام دادند 2359 02:13:09,810 --> 02:13:11,810 وگرنه جمع می شدند 2360 02:13:11,810 --> 02:13:13,810 و اگر ابوی باشند 2361 02:13:13,810 --> 02:13:15,810 سوگند به کسی که جان من در دست اوست 2362 02:13:15,810 --> 02:13:18,810 اگر من بر سر این موضوع با آنها دعوا کنم 2363 02:13:18,810 --> 02:13:20,810 تا زمانی که سلف من تنها شود 2364 02:13:20,810 --> 02:13:23,810 و خداوند فرمانش را اجرا کند 2365 02:13:23,810 --> 02:13:26,939 بدیل رضی الله عنه گفت 2366 02:13:26,939 --> 02:13:29,939 من به آنها می گویم که شما چه می گویید 2367 02:13:29,939 --> 02:13:32,939 سپس بدیل بن ورقاء رضی الله عنه به راه افتاد 2368 02:13:32,939 --> 02:13:34,939 و کسانی که از خزاعه با او هستند 2369 02:13:34,939 --> 02:13:36,939 تا اینکه نزد قریش آمدند 2370 02:13:36,939 --> 02:13:40,939 گفت: تو را از دست این مرد نجات می دهیم 2371 02:13:40,939 --> 02:13:43,939 و شنیدیم که او چیزی گفت 2372 02:13:43,939 --> 02:13:47,939 اگر می خواهید آن را به شما ارائه دهیم، این کار را می کنیم 2373 02:13:47,939 --> 02:13:49,939 و احمقانشان گفتند 2374 02:13:49,939 --> 02:13:53,939 ما نیازی نداریم که درباره او چیزی به ما بگویید 2375 02:13:53,939 --> 02:13:55,939 یکی از آنها متفکر گفت 2376 02:13:55,939 --> 02:13:58,939 آنچه را که از او شنیدم به من بده 2377 02:13:58,939 --> 02:14:02,939 گفت من شنیدم که فلان را می گوید 2378 02:14:02,939 --> 02:14:07,939 پس آنچه را که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند به آنان گفت 2379 02:14:07,939 --> 02:14:12,100 و در روایت امام احمد در مسندش با سند حسنه است 2380 02:14:12,100 --> 02:14:16,100 عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم 2381 02:14:16,100 --> 02:14:19,100 گفت: پس نزد قریش بازگشتند 2382 02:14:19,100 --> 02:14:22,100 گفتند ای قوم قریش! 2383 02:14:22,100 --> 02:14:25,100 شما بر محمد عجله دارید 2384 02:14:25,100 --> 02:14:28,100 و محمد برای جنگ نیامد 2385 02:14:28,100 --> 02:14:31,100 او به عنوان مهمان به این خانه آمد 2386 02:14:31,100 --> 02:14:33,100 بیشتر آنها از او پیروی کردند 2387 02:14:33,100 --> 02:14:35,100 آنها را متهم کردند 2388 02:14:35,100 --> 02:14:39,100 گفتند: اگر هم به همین دلیل آمده باشد. 2389 02:14:39,100 --> 02:14:43,100 نه، به خدا قسم هرگز به زور بر علیه ما وارد نمی شود 2390 02:14:43,100 --> 02:14:46,100 اعراب اینطور صحبت نمی کنند 2391 02:14:46,100 --> 02:14:54,399 عثمان بن عفان رضی الله عنه نزد قریش فرستاده شد 2392 02:14:54,399 --> 02:14:58,909 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 2393 02:14:58,909 --> 02:15:01,909 عثمان بن عفان رضی الله عنه به مکه رفت 2394 02:15:01,909 --> 02:15:05,909 برای رساندن پیام پیامبر صلی الله علیه و آله 2395 02:15:05,909 --> 02:15:07,909 به ارباب مکه 2396 02:15:07,909 --> 02:15:10,909 و برای اجرای العمری ارائه شد 2397 02:15:10,909 --> 02:15:14,069 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 2398 02:15:14,069 --> 02:15:18,069 الطحاوی مشکل ردیابی را با زنجیره انتقال خوب توضیح می دهد 2399 02:15:18,069 --> 02:15:22,069 عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم 2400 02:15:23,069 --> 02:15:28,069 رسول خدا صلی الله علیه و آله عمر رضی الله عنه را خواند. 2401 02:15:28,069 --> 02:15:30,069 تا او را به مکه بفرستند 2402 02:15:30,069 --> 02:15:33,069 گفت یا رسول الله 2403 02:15:33,069 --> 02:15:36,069 من برای خودم از قریش می ترسم 2404 02:15:36,069 --> 02:15:41,069 کسی از بنی عدی بن کعب نیست که مانع من شود 2405 02:15:41,069 --> 02:15:46,069 قریش دشمنی من با آنها و سختگیری من با آنها را می دانستند 2406 02:15:46,069 --> 02:15:50,069 اما من شما را به مردی راهنمایی می کنم که برای او از من عزیزتر است 2407 02:15:50,069 --> 02:15:52,069 عثمان بن عفان 2408 02:15:52,069 --> 02:15:56,199 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را صدا زد 2409 02:15:56,199 --> 02:15:58,199 پس او را نزد قریش فرستاد 2410 02:15:58,199 --> 02:16:01,199 به آنها می گوید که برای جنگ نیامده ام 2411 02:16:01,199 --> 02:16:05,199 و او فقط به عنوان بازدید کننده به این خانه آمد 2412 02:16:05,199 --> 02:16:07,199 بیشتر حرمتش 2413 02:16:07,199 --> 02:16:11,260 پس عثمان رضی الله عنه رفت تا به مکه آمد 2414 02:16:11,260 --> 02:16:14,260 ابان بن سعید بن العاص با او ملاقات کرد 2415 02:16:14,260 --> 02:16:16,260 پس از حیوانش پیاده شد 2416 02:16:16,260 --> 02:16:19,260 او را برداشت و به او کمک کرد و او را استخدام کرد 2417 02:16:19,260 --> 02:16:24,260 تا اینکه پیام پیامبر صلی الله علیه و آله را ابلاغ کند 2418 02:16:24,260 --> 02:16:27,460 پس عثمان رضی الله عنه به راه افتاد 2419 02:16:27,460 --> 02:16:31,460 تا اینکه ابوسفیان و سران قریش آمدند 2420 02:16:31,460 --> 02:16:34,459 پس آنان را از رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر داد 2421 02:16:34,459 --> 02:16:36,459 آنچه او را با آن فرستاد 2422 02:16:36,459 --> 02:16:38,459 به عثمان گفتند 2423 02:16:38,459 --> 02:16:41,459 اگر می خواهی کعبه را طواف کنی، طواف کن 2424 02:16:41,459 --> 02:16:44,489 عثمان رضی الله عنه گفت 2425 02:16:44,489 --> 02:16:48,489 تا رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف نکند این کار را نمی کنم. 2426 02:16:48,489 --> 02:16:51,489 سپس قریش او را بازداشت کردند 2427 02:16:51,489 --> 02:16:54,489 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید 2428 02:16:54,489 --> 02:16:57,489 و مسلمانان معتقد بودند که عثمان کشته شده است 2429 02:16:57,489 --> 02:17:00,489 عهد رضوان 2430 02:17:00,489 --> 02:17:06,909 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 2431 02:17:06,909 --> 02:17:10,909 صحابه رضی الله عنهم بیعت کردند 2432 02:17:10,909 --> 02:17:13,909 این بیعت به بیعت رضوان معروف بود 2433 02:17:13,909 --> 02:17:17,909 زیرا خداوند متعال از صاحبان آن راضی است 2434 02:17:17,909 --> 02:17:20,909 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 2435 02:17:21,909 --> 02:17:24,909 نشستن زیر درخت 2436 02:17:24,909 --> 02:17:28,010 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2437 02:17:28,010 --> 02:17:31,010 از مقیل بن یسار رضی الله عنه 2438 02:17:31,010 --> 02:17:34,010 گفت در روز درختکاری ما را دیدی. 2439 02:17:34,010 --> 02:17:37,010 و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 2440 02:17:37,010 --> 02:17:40,010 او با مردم بیعت می کند و من آن را مطرح می کنم 2441 02:17:40,010 --> 02:17:43,010 یکی از شاخه هایش از سرش 2442 02:17:43,010 --> 02:17:46,069 ما هزار و چهارصد نفریم 2443 02:17:46,069 --> 02:17:49,069 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2444 02:17:49,069 --> 02:17:52,069 از جابر بن عبدالله رضی الله عنه 2445 02:17:52,069 --> 02:17:55,069 گفت: در روز حدیبیه بودیم 2446 02:17:55,069 --> 02:17:58,069 هزار و چهارصد، پس بیعت کردیم 2447 02:17:58,069 --> 02:18:01,069 عمر رضی الله عنه آن را گرفت 2448 02:18:01,069 --> 02:18:04,069 با دستش زیر درخت 2449 02:18:04,069 --> 02:18:07,069 با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کرد 2450 02:18:07,069 --> 02:18:10,200 خودش از طرف عثمان رضی الله عنه 2451 02:18:10,200 --> 02:18:13,200 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 2452 02:18:13,200 --> 02:18:16,200 از ابن عمر رضی الله عنه 2453 02:18:16,200 --> 02:18:19,200 فرمود: در مورد غیبت او 2454 02:18:19,200 --> 02:18:22,200 درباره بیعت با رضوان 2455 02:18:22,200 --> 02:18:25,200 اگر کسی در دل مکه از عثمان عزیزتر بود 2456 02:18:25,200 --> 02:18:28,200 تا او را به جای خود بفرستند 2457 02:18:28,200 --> 02:18:31,200 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را فرستاد 2458 02:18:31,200 --> 02:18:34,200 عثمان و آن بیعت با الرضوان بود 2459 02:18:34,200 --> 02:18:37,200 پس از آنکه عثمان به مکه رفت 2460 02:18:37,200 --> 02:18:40,200 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2461 02:18:40,200 --> 02:18:43,200 با دست راستش 2462 02:18:43,200 --> 02:18:46,200 پس به دستش زد 2463 02:18:46,200 --> 02:18:49,420 این را به عثمان گفت 2464 02:18:49,420 --> 02:18:52,420 امام ترمذی در مسجد خود روایت کرده است 2465 02:18:52,420 --> 02:18:55,420 با سند حسنه از انس بن مالک 2466 02:18:55,420 --> 02:18:58,420 گفت خداوند از او راضی باشد 2467 02:18:58,420 --> 02:19:01,420 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد 2468 02:19:01,420 --> 02:19:04,420 با بیعت با الرضوان 2469 02:19:04,420 --> 02:19:07,420 عثمان بن عفان رضی الله عنه بود 2470 02:19:07,420 --> 02:19:10,420 رسول رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 2471 02:19:10,420 --> 02:19:13,420 گفت: پس مردم بیعت کردند 2472 02:19:13,420 --> 02:19:16,420 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2473 02:19:16,420 --> 02:19:19,420 عثمان محتاج خداست 2474 02:19:19,420 --> 02:19:22,420 و نیاز رسولش 2475 02:19:22,420 --> 02:19:25,420 او با یک دست به دست دیگر ضربه زد 2476 02:19:25,420 --> 02:19:28,420 دست رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 2477 02:19:28,420 --> 02:19:31,420 عثمان از دست آنها بهتر است 2478 02:19:31,420 --> 02:19:34,520 برای خودشان 2479 02:19:34,520 --> 02:19:37,520 حافظ بن کثیر گفت 2480 02:19:37,520 --> 02:19:40,520 خدا از او راضی باشد، آن بیعت 2481 02:19:40,520 --> 02:19:43,520 و خداوند متعال در این باره نازل کرده است 2482 02:19:43,520 --> 02:19:46,520 خداوند از مؤمنان راضی بوده است 2483 02:19:46,520 --> 02:19:51,469 وقتی زیر درخت با تو بیعت کنند 2484 02:19:51,469 --> 02:19:54,469 فضیلت اهل بیعت با الرضوان 2485 02:19:54,469 --> 02:19:57,860 بزرگترین چیزی که در فضیلت اهل بیعت با الرضوان ذکر شده است. 2486 02:19:57,860 --> 02:20:00,860 خداوند متعال فرمود 2487 02:20:00,860 --> 02:20:03,860 خداوند از مؤمنان راضی بوده است 2488 02:20:03,860 --> 02:20:07,049 وقتی زیر درخت با تو بیعت کنند 2489 02:20:08,049 --> 02:20:11,049 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم 2490 02:20:11,049 --> 02:20:14,049 او گفت 2491 02:20:14,049 --> 02:20:17,049 رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما فرمود 2492 02:20:17,049 --> 02:20:20,049 روز حدیبیه 2493 02:20:20,049 --> 02:20:23,049 شما بهترین مردم روی زمین هستید 2494 02:20:23,049 --> 02:20:26,209 ما هزار و چهارصد بودیم 2495 02:20:26,209 --> 02:20:29,209 حافظ در الفتح گفته است 2496 02:20:29,209 --> 02:20:32,209 این به وضوح نشان دهنده فضیلت صاحبان درخت است 2497 02:20:32,209 --> 02:20:35,209 او در آن زمان مسلمان بود 2498 02:20:36,209 --> 02:20:39,270 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 2499 02:20:39,270 --> 02:20:42,270 ترمذی و ابوداود 2500 02:20:42,270 --> 02:20:45,270 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم 2501 02:20:45,270 --> 02:20:48,270 او گفت 2502 02:20:48,270 --> 02:20:51,270 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2503 02:20:51,270 --> 02:20:54,270 کسی که زیر درخت بیعت کند وارد آتش نمی شود 2504 02:20:54,270 --> 02:20:59,479 تعدادی از مشرکان اسیر شدند 2505 02:20:59,479 --> 02:21:02,959 هنگامی که قریش از بیعت مطلع شدند 2506 02:21:02,959 --> 02:21:05,959 شبانه رازی فرستادم به 2507 02:21:05,959 --> 02:21:08,959 اردوگاه مسلمانان 2508 02:21:08,959 --> 02:21:12,059 همگی اسیر شدند 2509 02:21:12,059 --> 02:21:15,059 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2510 02:21:15,059 --> 02:21:18,059 و امام احمد در مسندش 2511 02:21:18,059 --> 02:21:21,059 تلفظ برای احمد است 2512 02:21:21,059 --> 02:21:24,059 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 2513 02:21:24,059 --> 02:21:27,059 وقتی روز حدیبیه بود 2514 02:21:27,059 --> 02:21:30,059 بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد 2515 02:21:30,059 --> 02:21:33,059 یارانش هشتاد نفر از مردم مکه بودند 2516 02:21:33,059 --> 02:21:36,059 از جبل تنیم 2517 02:21:36,059 --> 02:21:39,059 پس آنها را ندا داد و آنها را گرفتند 2518 02:21:39,059 --> 02:21:42,059 این آیه نازل شد 2519 02:21:59,090 --> 02:22:02,090 و در روایتی دیگر در المسند و المستدرک 2520 02:22:02,090 --> 02:22:05,090 با زنجیره انتقال معتبر 2521 02:22:05,090 --> 02:22:08,090 از عبدالله بن مغفال الموزنی رضی الله عنه گفت 2522 02:22:08,090 --> 02:22:11,090 ما هم همینطور 2523 02:22:11,090 --> 02:22:14,090 سی جوان پیش ما آمدند 2524 02:22:14,090 --> 02:22:17,090 اسلحه دارند 2525 02:22:17,090 --> 02:22:20,090 در صورت ما شورش کردند 2526 02:22:20,090 --> 02:22:23,090 پس پیامبر صلی الله علیه و آله برای آنها دعا کرد 2527 02:22:23,090 --> 02:22:26,090 پس خداوند چشم آنها را گرفت 2528 02:22:26,090 --> 02:22:29,090 پس به سوی آنها رفتیم و آنها را اسیر کردیم 2529 02:22:29,090 --> 02:22:32,090 و خداوند به او وحی کرد که درود خدا بر او باد 2530 02:22:32,090 --> 02:22:35,090 آیا در زمان سلطنت کسی آمده اید؟ 2531 02:22:35,090 --> 02:22:38,090 یا کسی شما را امن کرده است؟ 2532 02:22:38,090 --> 02:22:41,090 گفتند: خدایا نه 2533 02:22:41,090 --> 02:22:44,090 پس آنها را رها کنید 2534 02:22:44,090 --> 02:22:47,090 و خداوند متعال نازل کرد 2535 02:23:00,090 --> 02:23:05,299 چه زمانی اسیر شدند؟ 2536 02:23:05,299 --> 02:23:08,899 گفتم به نظر می رسد که این حادثه 2537 02:23:08,899 --> 02:23:11,899 پس از پایان مصالحه اتفاق افتاد 2538 02:23:11,899 --> 02:23:14,899 یا کمی قبل از آن 2539 02:23:14,899 --> 02:23:17,940 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2540 02:23:17,940 --> 02:23:20,940 از سلمه بن العکواء رضی الله عنه می فرماید 2541 02:23:20,940 --> 02:23:23,940 سپس مشرکان برای صلح فرستادند 2542 02:23:23,940 --> 02:23:26,940 پس به سمت هم رفتیم 2543 02:23:26,940 --> 02:23:29,940 و خودمان را مسلح کردیم 2544 02:23:29,940 --> 02:23:32,940 به طلحه بن عبیدالله می فروختی 2545 02:23:32,940 --> 02:23:35,940 اسبش را سیراب می کنم، او را حس می کنم و به او خدمت می کنم 2546 02:23:35,940 --> 02:23:38,940 و مقداری از غذایش را خورد 2547 02:23:38,940 --> 02:23:41,940 خانواده و پولم را گذاشتم تا به سوی خدا مهاجرت کنم 2548 02:23:41,940 --> 02:23:44,940 و رسولش صلی الله علیه و آله و سلم 2549 02:23:44,940 --> 02:23:47,940 وقتی ما و اهل مکه مسلح شدیم 2550 02:23:47,940 --> 02:23:50,940 با هم قاطی شدیم 2551 02:23:50,940 --> 02:23:53,940 به درختی رسیدم و خارهایش را شکستم 2552 02:23:53,940 --> 02:23:56,940 بنابراین او در ریشه خود دراز کشید 2553 02:23:56,940 --> 02:23:59,940 چهار مشرک نزد من آمدند 2554 02:23:59,940 --> 02:24:02,940 از مردم مکه 2555 02:24:02,940 --> 02:24:05,940 پس شروع کردند به حمله به رسول خدا صلی الله علیه و آله 2556 02:24:05,940 --> 02:24:08,940 پس من آنها را می خواستم 2557 02:24:08,940 --> 02:24:11,940 بنابراین به درخت دیگری تبدیل شد 2558 02:24:11,940 --> 02:24:14,940 اسلحه ها را آویزان کردند و فرار کردند 2559 02:24:14,940 --> 02:24:17,940 بنابراین ما آنها را نیز توضیح دادیم 2560 02:24:17,940 --> 02:24:20,940 سپس یک تماس گیرنده از ته دره تماس گرفت 2561 02:24:20,940 --> 02:24:23,940 ای مهاجرین، ابن زن کشته شد 2562 02:24:24,940 --> 02:24:27,940 بعد روی آن چهار تا تأکید کردم 2563 02:24:27,940 --> 02:24:30,940 در حالی که دراز کشیده بودند، اسلحه آنها را گرفتم 2564 02:24:30,940 --> 02:24:33,940 بنابراین من آن را در دستم فشار دادم 2565 02:24:33,940 --> 02:24:36,940 سپس گفتم: سوگند به آن که چهره محمد را گرامی داشت. 2566 02:24:36,940 --> 02:24:39,940 هیچ کدومتون سرتون رو بلند نکنید 2567 02:24:39,940 --> 02:24:42,940 مگر اینکه به کسی که در چشمانش بود برخورد کند 2568 02:24:42,940 --> 02:24:45,969 بعد آوردمشون که سوارشون کنم 2569 02:24:45,969 --> 02:24:48,969 به رسول خدا صلی الله علیه و آله 2570 02:24:48,969 --> 02:24:52,030 گفت: عمویم عامر آمد. 2571 02:24:52,030 --> 02:24:55,030 با مردی از ابلات 2572 02:24:55,030 --> 02:24:58,030 او را مکرز می گویند 2573 02:24:58,030 --> 02:25:01,030 او را به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله می رساند 2574 02:25:01,030 --> 02:25:04,030 روی مادیان خشک شده 2575 02:25:04,030 --> 02:25:07,059 در هفتاد مشرک 2576 02:25:07,059 --> 02:25:10,059 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها نگاه کرد 2577 02:25:10,059 --> 02:25:13,059 گفت: آنها را رها کن. 2578 02:25:13,059 --> 02:25:16,059 شروع و ادامه بداخلاقی در اختیار آنها نیست 2579 02:25:16,059 --> 02:25:19,059 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را عفو کرد 2580 02:25:19,059 --> 02:25:22,059 و خداوند نازل کرد 2581 02:25:39,219 --> 02:25:42,219 حافظ بن کثیر گفت 2582 02:25:42,219 --> 02:25:45,219 در تفسیر آیه 2583 02:25:45,219 --> 02:25:48,219 این سپاس خداوند از بندگان مؤمنش است 2584 02:25:49,219 --> 02:25:52,219 هیچ آسیبی به آنها نرسید 2585 02:25:52,219 --> 02:25:55,219 و دست مؤمنان مشرکین 2586 02:25:55,219 --> 02:25:58,219 در مسجد الحرام با آنها نجنگیدند 2587 02:25:58,219 --> 02:26:01,219 بلکه هر دو تیم را حفظ کرد 2588 02:26:01,219 --> 02:26:04,219 و آشتی خوبی بین آنها ایجاد کنید 2589 02:26:04,219 --> 02:26:07,219 برای مؤمنان و نتیجه آنها 2590 02:26:07,219 --> 02:26:12,079 در دنیا و آخرت 2591 02:26:14,079 --> 02:26:18,139 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آزاد شد 2592 02:26:19,139 --> 02:26:22,139 این هفتاد 2593 02:26:22,139 --> 02:26:25,139 قریش سهیل بن عمر را فرستاد 2594 02:26:25,139 --> 02:26:28,139 و با او هویتب بن عبدالعزه است 2595 02:26:28,139 --> 02:26:31,139 مکارز بن حفص 2596 02:26:31,139 --> 02:26:34,139 با رسول خدا صلی الله علیه و آله آشتی کند 2597 02:26:34,139 --> 02:26:37,139 مشروط بر اینکه امسال سالشان از ایشان برگردد 2598 02:26:37,139 --> 02:26:40,139 برای عمره سال آینده انجام می شود 2599 02:26:40,139 --> 02:26:43,329 آنها در موارد دیگر به توافق رسیدند 2600 02:26:43,329 --> 02:26:46,329 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 2601 02:26:47,329 --> 02:26:50,329 عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم 2602 02:26:50,329 --> 02:26:53,360 گفت که قریش 2603 02:26:53,360 --> 02:26:56,360 سهیل بن عمر را فرستادند 2604 02:26:56,360 --> 02:26:59,389 یکی از بنی عامر بن لؤی 2605 02:26:59,389 --> 02:27:02,389 گفتند: نزد محمد بیایید تا صلح کند. 2606 02:27:02,389 --> 02:27:05,389 هیچ صلحی با او نخواهد بود مگر اینکه برگردد 2607 02:27:05,389 --> 02:27:08,389 امسال داریم 2608 02:27:08,389 --> 02:27:11,389 به خدا قسم عرب ها این حرف را نمی زنند 2609 02:27:11,389 --> 02:27:14,549 هرگز به ما تحمیل نشد 2610 02:27:15,549 --> 02:27:18,549 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله او را دید 2611 02:27:18,549 --> 02:27:21,549 او گفت که مردم خواهان صلح هستند 2612 02:27:21,549 --> 02:27:24,549 وقتی این مرد را فرستادند 2613 02:27:24,549 --> 02:27:27,780 وقتی به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید 2614 02:27:27,780 --> 02:27:30,780 صحبت کرد و طولانی صحبت کرد 2615 02:27:30,780 --> 02:27:33,780 و عقب نشینی کنید 2616 02:27:33,780 --> 02:27:36,780 تا اینکه بین آنها آشتی صورت گرفت 2617 02:27:36,780 --> 02:27:39,809 دو طرف در مورد مسائل به توافق رسیدند 2618 02:27:39,809 --> 02:27:43,540 یکی از مهمترین آنها 2619 02:27:43,540 --> 02:27:46,540 احمد در مسند خود با سند حسنه 2620 02:27:46,540 --> 02:27:49,540 عن المسوار بن مخرمه و مروان 2621 02:27:49,540 --> 02:27:52,540 بن الحکم گفت 2622 02:27:52,540 --> 02:27:55,540 این همان چیزی است که محمد بن عبدالله بر آن توافق کرد 2623 02:27:55,540 --> 02:27:58,579 سهیل بن عمر 2624 02:27:58,579 --> 02:28:01,579 امسال به ما باز خواهد گشت 2625 02:28:01,579 --> 02:28:04,639 برای ما وارد مکه نشوید 2626 02:28:04,639 --> 02:28:07,639 و اگر عمومی باشد امکان پذیر است 2627 02:28:07,639 --> 02:28:10,639 ما شما را ترک کردیم، پس با یارانتان وارد آن شوید 2628 02:28:11,639 --> 02:28:14,639 شما یک سلاح نصب شده دارید 2629 02:28:14,639 --> 02:28:17,799 بدون شمشیر وارد آن نشوید 2630 02:28:17,799 --> 02:28:20,799 و در روایت امام بخاری در صحیح خود 2631 02:28:20,799 --> 02:28:23,799 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2632 02:28:23,799 --> 02:28:26,799 به شرطی که بین ما و خانه تنها بمانی 2633 02:28:26,799 --> 02:28:29,799 بنابراین ما آن را دور می زنیم 2634 02:28:29,799 --> 02:28:32,829 سهیل گفت 2635 02:28:32,829 --> 02:28:35,829 به خدا اگر فشار او را تحمل کنیم، عربی صحبت نمی کنید 2636 02:28:35,829 --> 02:28:38,829 اما این از سال آینده است 2637 02:28:38,829 --> 02:28:42,340 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 2638 02:28:42,340 --> 02:28:45,340 و ابوداود در سنن خود با سند حسنه 2639 02:28:45,340 --> 02:28:48,440 عن المسوار بن مخرمه و مروان 2640 02:28:48,440 --> 02:28:51,500 بن الحکم گفت 2641 02:28:51,500 --> 02:28:54,500 این یک دوره ده ساله جنگ است 2642 02:28:54,500 --> 02:28:57,500 مردم آنجا امن هستند 2643 02:28:57,500 --> 02:29:01,110 از یکدیگر خودداری می کنند 2644 02:29:01,110 --> 02:29:04,110 امام احمد در مسند خود با سند حسنه روایت کرده است 2645 02:29:04,110 --> 02:29:07,110 عن المسوار بن مخرمه و مروان 2646 02:29:08,110 --> 02:29:11,110 زمانی که کتاب را نوشتند در شرایط آنها بود 2647 02:29:11,110 --> 02:29:14,110 او کسی است که دوست دارد وارد شود 2648 02:29:14,110 --> 02:29:17,110 او عقد و عهد محمد را بست 2649 02:29:17,110 --> 02:29:20,110 هر که دوست دارد قرارداد ببندد 2650 02:29:20,110 --> 02:29:23,110 قریش و عهدشان به آن منعقد شد 2651 02:29:23,110 --> 02:29:26,110 خزاعه محکم ایستاد و گفت: 2652 02:29:26,110 --> 02:29:29,110 ما در عقد رسول خدا صلی الله علیه و آله هستیم 2653 02:29:29,110 --> 02:29:32,209 و عهد او پايدار ماند 2654 02:29:32,209 --> 02:29:35,209 گفتند بنی بکر 2655 02:29:35,209 --> 02:29:38,659 در عقد قریش و عهدشان 2656 02:29:38,659 --> 02:29:41,659 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 2657 02:29:41,659 --> 02:29:44,659 عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم 2658 02:29:44,659 --> 02:29:47,659 سهیل بن عمر گفت 2659 02:29:47,659 --> 02:29:50,659 و به شما نخواهد رسید 2660 02:29:50,659 --> 02:29:53,659 در میان ما مردی است، هر چند از دین شما پیروی کند 2661 02:29:53,659 --> 02:29:56,819 مگر اینکه شما آن را به ما برگردانید 2662 02:29:56,819 --> 02:29:59,819 و در روایت امام مسلم در صحیح خود 2663 02:29:59,819 --> 02:30:02,819 قال عن انس رضی الله عنه 2664 02:30:02,819 --> 02:30:05,850 پس شرط کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 2665 02:30:05,850 --> 02:30:08,850 اون تو که اومدی 2666 02:30:08,850 --> 02:30:11,850 ما آن را برای شما نخواستیم 2667 02:30:11,850 --> 02:30:14,850 و هر کس از ما نزد شما آمد، به سوی ما بازگشتید 2668 02:30:14,850 --> 02:30:17,850 گفتند یا رسول الله 2669 02:30:17,850 --> 02:30:20,879 این را بنویسیم؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2670 02:30:20,879 --> 02:30:23,879 بله 2671 02:30:23,879 --> 02:30:26,879 این ما هستیم که به سراغ آنها رفتیم 2672 02:30:26,879 --> 02:30:29,879 پس خدا او را دور نگه داشت 2673 02:30:30,879 --> 02:30:33,879 خداوند برای او راه نجاتی قرار خواهد داد 2674 02:30:33,879 --> 02:30:37,360 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 2675 02:30:37,360 --> 02:30:40,360 تلفظ برای مسلمان است 2676 02:30:40,360 --> 02:30:43,360 عن البراء بن عازب رضی الله عنهم 2677 02:30:43,360 --> 02:30:46,459 گفت وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله در حصر بود 2678 02:30:46,459 --> 02:30:49,459 در خانه 2679 02:30:49,459 --> 02:30:52,459 مردم مکه با او موافقت کردند که وارد آن شود 2680 02:30:52,459 --> 02:30:55,459 یعنی سال آینده 2681 02:30:55,459 --> 02:30:58,459 سه روز آنجا می ماند 2682 02:30:58,459 --> 02:31:01,459 با سلاح 2683 02:31:01,459 --> 02:31:04,459 شمشیر و غلاف های آن 2684 02:31:04,459 --> 02:31:07,459 هیچ یک از افراد آن را با خود بیرون نمی برد 2685 02:31:07,459 --> 02:31:10,459 هیچ کس از ماندن در آنجا منع نمی شود 2686 02:31:10,459 --> 02:31:15,790 چه کسی با او بود؟ 2687 02:31:15,790 --> 02:31:18,790 فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 2688 02:31:18,790 --> 02:31:22,909 همراهانش زیبا هستند 2689 02:31:22,909 --> 02:31:25,909 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام شد 2690 02:31:25,909 --> 02:31:28,909 از عهدنامه حدیبیه 2691 02:31:28,909 --> 02:31:31,909 پس ذبح کردند و سپس تراشیدند 2692 02:31:31,909 --> 02:31:34,909 حتی یک مرد در میان آنها برخاست 2693 02:31:34,909 --> 02:31:37,909 حتی سه بار هم این را گفت 2694 02:31:37,909 --> 02:31:40,909 وقتی هیچ کدام از آنها بلند نشدند 2695 02:31:40,909 --> 02:31:43,909 بر ام سلمه رضی الله عنه وارد شد 2696 02:31:43,909 --> 02:31:46,909 او آنچه را که با مردم ملاقات کرده بود به او گفت 2697 02:31:46,909 --> 02:31:49,909 گفت: خدا از او راضی باشد 2698 02:31:49,909 --> 02:31:52,909 ای پیامبر خدا دوست داری؟ 2699 02:31:52,909 --> 02:31:55,909 برو بیرون و با هیچ کدومشون حرف نزن 2700 02:31:55,909 --> 02:31:58,909 تا زمانی که بدنت را سلاخی کنی 2701 02:31:58,909 --> 02:32:01,940 شما به ریش تراش زنگ می زنید و او شما را اصلاح می کند 2702 02:32:01,940 --> 02:32:04,940 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 2703 02:32:04,940 --> 02:32:07,940 با هیچ کدامشان صحبت نکرد 2704 02:32:07,940 --> 02:32:10,940 حتی برای آن هم بدنش را سلاخی کرد 2705 02:32:10,940 --> 02:32:13,940 آرایشگرش را صدا زد و تراشید 2706 02:32:13,940 --> 02:32:16,940 وقتی آنها آن را دیدند 2707 02:32:16,940 --> 02:32:19,940 برخاستند و ذبح کردند 2708 02:32:19,940 --> 02:32:22,940 برخی از آنها را وادار کرد که همدیگر را بتراشند 2709 02:32:22,940 --> 02:32:25,940 حافظ بن کثیر گفت 2710 02:32:25,940 --> 02:32:28,940 منتظر کپی نشدند 2711 02:32:28,940 --> 02:32:31,940 تا اینکه بیرون رفت و سرش را تراشید 2712 02:32:31,940 --> 02:32:34,940 بنابراین مردم این کار را کردند 2713 02:32:34,940 --> 02:32:37,940 رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد 2714 02:32:37,940 --> 02:32:40,940 برای کسانی که سه تا می تراشند 2715 02:32:40,940 --> 02:32:44,069 و یک بار برای غافل 2716 02:32:44,069 --> 02:32:47,069 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 2717 02:32:47,069 --> 02:32:50,069 با سند حسنه از ابن عباس که خداوند از هر دو راضی باشد 2718 02:32:50,069 --> 02:32:53,069 حقوق مردان روز حدیبیه 2719 02:32:53,069 --> 02:32:56,069 دیگران کوتاه آمدند 2720 02:32:56,069 --> 02:32:59,069 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2721 02:32:59,069 --> 02:33:02,069 خدا بیامرزد کسانی را که ریش میتراشند 2722 02:33:02,069 --> 02:33:05,069 گفتند ای رسول خدا و کوتاهی کنندگان 2723 02:33:05,069 --> 02:33:08,069 گفت: «خدا رحمت کند کسانی را که تراشیده اند». 2724 02:33:08,069 --> 02:33:11,069 گفتند یا رسول الله 2725 02:33:11,069 --> 02:33:14,069 و غافل 2726 02:33:14,069 --> 02:33:17,069 گفت: «خدا رحمت کند کسانی را که تراشیده اند». 2727 02:33:17,069 --> 02:33:20,229 گفتند ای رسول خدا و کوتاهی کنندگان. 2728 02:33:20,850 --> 02:33:23,229 فرمود: و آنان که غافلند 2729 02:33:24,219 --> 02:33:27,540 سپس صحابه رضی الله عنه قربانی خود را ذبح کردند 2730 02:33:28,299 --> 02:33:30,819 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2731 02:33:31,459 --> 02:33:34,979 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 2732 02:33:35,739 --> 02:33:40,459 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سال حدیبیه قربانی کردیم. 2733 02:33:41,299 --> 02:33:42,819 البدنا برای هفت 2734 02:33:43,379 --> 02:33:44,979 و گاو هفت است 2735 02:33:45,739 --> 02:33:49,139 ابن حبان در صحیح خود با سند صحیح روایت کرده است 2736 02:33:49,819 --> 02:33:52,299 عن جابر رضی الله عنه گفت 2737 02:33:52,940 --> 02:33:56,100 در روز حدیبیه هفتاد شتر ذبح کردیم 2738 02:33:56,700 --> 02:33:58,299 البدنا برای هفت 2739 02:33:59,100 --> 02:34:02,219 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2740 02:34:02,899 --> 02:34:04,899 نثر راهنمایی را به اشتراک می گذارد 2741 02:34:05,829 --> 02:34:07,309 امام ترمذی فرمودند 2742 02:34:07,909 --> 02:34:14,430 به گفته علمای صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگران به این امر عمل می شود. 2743 02:34:15,030 --> 02:34:16,790 هویج را هفت تا می بینند 2744 02:34:17,309 --> 02:34:18,950 و گاو هفت است 2745 02:34:19,629 --> 02:34:23,469 این نظر سفیان ثوری و شافعی و احمد است 2746 02:34:26,579 --> 02:34:28,780 نزول آیه فدیه 2747 02:34:30,629 --> 02:34:34,870 آیه فدیه درباره کعب بن عجره رضی الله عنه نازل شد. 2748 02:34:35,590 --> 02:34:37,190 همان است که خداوند متعال می فرماید 2749 02:34:37,829 --> 02:34:42,870 و حج و عمره را برای خدا تمام کن 2750 02:34:43,430 --> 02:34:47,350 اما اگر محدود هستید، پس هر حیوان قربانی در دسترس است 2751 02:34:47,870 --> 02:34:53,350 و سر خود را نتراشید تا قربانی به جای خود برسد 2752 02:34:53,870 --> 02:35:02,350 هر که از شما مریض باشد یا سردرد داشته باشد، فدیه 2753 02:35:02,909 --> 02:35:08,790 فدیه روزه، صدقه یا مناسک 2754 02:35:09,719 --> 02:35:11,920 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 2755 02:35:12,440 --> 02:35:15,399 از کعب بن عجره رضی الله عنه گفت 2756 02:35:16,120 --> 02:35:20,639 رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیبیه توقف کرد 2757 02:35:21,159 --> 02:35:23,319 و سرم پر از شپش است 2758 02:35:23,959 --> 02:35:26,680 گفت: نگرانیت تو را آزار می دهد 2759 02:35:27,280 --> 02:35:28,079 گفتم بله 2760 02:35:28,719 --> 02:35:30,920 گفت: سرت را بتراش. 2761 02:35:31,520 --> 02:35:33,319 یا گفت: «ریش کن». 2762 02:35:34,040 --> 02:35:37,120 فرمود: این آیه نازل شد 2763 02:35:38,020 --> 02:35:42,500 هر کس از شما مریض باشد یا به بیماری سر مبتلا باشد 2764 02:35:43,180 --> 02:35:44,260 تا پایان 2765 02:35:44,899 --> 02:35:47,659 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 2766 02:35:48,219 --> 02:35:49,739 سه روز روزه بگیرید 2767 02:35:50,420 --> 02:35:52,940 یا با اختلاف شش صدقه بدهید 2768 02:35:53,540 --> 02:35:55,299 یا تا جایی که می توانید پیش بروید 2769 02:35:56,260 --> 02:35:58,379 و به عبارت دیگر در دو صحیح 2770 02:35:59,020 --> 02:36:01,459 کعب بن عجره رضی الله عنه گفت 2771 02:36:02,139 --> 02:36:05,180 نزد پیامبر صلی الله علیه و آله حمل شد 2772 02:36:05,780 --> 02:36:08,059 شپش روی صورتم پخش شده است 2773 02:36:08,930 --> 02:36:11,690 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 2774 02:36:12,409 --> 02:36:15,969 من ندیدم تلاش شما به اینجا رسیده باشد 2775 02:36:16,649 --> 02:36:17,889 در مورد تاجد شاه 2776 02:36:18,569 --> 02:36:19,290 گفتم نه 2777 02:36:20,120 --> 02:36:23,239 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2778 02:36:23,920 --> 02:36:25,440 سه روز روزه بگیرید 2779 02:36:26,040 --> 02:36:28,120 یا به شش فقیر غذا بده 2780 02:36:28,680 --> 02:36:31,680 برای هر فقیری نصف صاع غذا 2781 02:36:32,239 --> 02:36:33,360 و سر خود را بتراشید 2782 02:36:34,250 --> 02:36:35,809 حافظ بن کثیر گفت 2783 02:36:36,489 --> 02:36:39,729 عقاید ائمه اربعه و علمای عام 2784 02:36:40,489 --> 02:36:42,889 او در این زمینه یک انتخاب دارد 2785 02:36:43,530 --> 02:36:44,649 اگر بخواهد روزه بگیرد 2786 02:36:45,250 --> 02:36:47,170 و اگر خواست با اختلاف صدقه بدهید 2787 02:36:47,809 --> 02:36:49,290 سه برابر سریع است 2788 02:36:49,930 --> 02:36:51,889 برای هر فقیری نصف صاع 2789 02:36:52,329 --> 02:36:53,409 او محکوم است 2790 02:36:54,250 --> 02:36:58,250 اگر بخواهد می تواند گوسفندی قربانی کند و به فقرا صدقه دهد 2791 02:36:58,969 --> 02:37:01,370 یعنی عملی است که کفایت می کند 2792 02:37:04,340 --> 02:37:08,020 حصر در عمره حدیبیه 2793 02:37:09,329 --> 02:37:12,770 رسول خدا صلی الله علیه و آله نتوانست این کار را انجام دهد 2794 02:37:12,770 --> 02:37:15,649 و یاران بزرگوارش از انجام عمره 2795 02:37:16,170 --> 02:37:18,129 زیرا قریش از آنها جلوگیری کردند 2796 02:37:18,850 --> 02:37:21,610 این به حصر در طول عمره معروف است 2797 02:37:22,559 --> 02:37:25,120 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2798 02:37:25,719 --> 02:37:29,079 قال علی البراء بن عازب رضی الله عنهم 2799 02:37:29,799 --> 02:37:33,840 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه محصور شد 2800 02:37:34,600 --> 02:37:37,520 مردم مکه با او موافقت کردند که وارد آن شود 2801 02:37:37,959 --> 02:37:39,319 یعنی سال بعد 2802 02:37:39,920 --> 02:37:41,719 سه نفر در آنجا ساکن هستند 2803 02:37:42,579 --> 02:37:45,059 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 2804 02:37:45,700 --> 02:37:48,659 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 2805 02:37:49,299 --> 02:37:52,700 رسول خدا صلی الله علیه و آله در حصر بود 2806 02:37:53,420 --> 02:37:54,420 پس سرش را تراشید 2807 02:37:54,940 --> 02:37:56,299 و با زنانش همبستر شد 2808 02:37:56,860 --> 02:37:57,979 و هدیه ای ذبح کرد 2809 02:37:58,579 --> 02:38:00,819 تا اینکه یک سال دیگر زنده ماند 2810 02:38:01,760 --> 02:38:04,360 و قول خداوند متعال در این باره نازل شد 2811 02:38:04,879 --> 02:38:09,959 و حج و عمره را برای خدا تمام کن 2812 02:38:10,479 --> 02:38:14,399 اما اگر محدود هستید، پس هر حیوان قربانی در دسترس است 2813 02:38:14,920 --> 02:38:20,319 و سر خود را نتراشید تا قربانی به جای خود برسد 2814 02:38:20,879 --> 02:38:28,479 هر کس از شما مریض باشد یا به بیماری سر مبتلا باشد 2815 02:38:28,520 --> 02:38:35,799 فدیه روزه، صدقه یا مناسک 2816 02:38:36,319 --> 02:38:42,879 هنگامی که در امان هستید، هر که از عمره تا حج بهره مند شود 2817 02:38:42,879 --> 02:38:45,280 هر چه حیوان قربانی در دسترس باشد 2818 02:38:45,840 --> 02:38:51,520 هر که آن را نیافت، سه روز در حج روزه بگیرد 2819 02:38:51,520 --> 02:38:54,399 و اگر برگردی هفت 2820 02:38:54,920 --> 02:38:58,280 این یک ده کامل است 2821 02:38:58,799 --> 02:39:04,920 این برای کسانی است که خانواده شان در مسجد الحرام حضور ندارند 2822 02:39:05,360 --> 02:39:12,680 از خدا بترسید و بدانید که خدا سخت کیفر است 2823 02:39:13,600 --> 02:39:15,159 امام سهیلی فرمودند 2824 02:39:15,520 --> 02:39:17,840 او از زندگی قضات می گوید 2825 02:39:18,280 --> 02:39:21,559 که یک سال بعد از عمره حدیبیه اتفاق افتاد 2826 02:39:22,200 --> 02:39:22,799 او گفت 2827 02:39:23,319 --> 02:39:25,120 به آن عمره القضات می گفتند 2828 02:39:25,559 --> 02:39:30,120 زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر آن حکم بر قریش می کرد 2829 02:39:30,680 --> 02:39:34,559 نه، او عمره ای را که به خاطر آن از خانه برگردانده شده بود، تمام کرد 2830 02:39:35,280 --> 02:39:38,280 با دور نگه داشتن آنها از خانه خراب نشد 2831 02:39:38,879 --> 02:39:41,920 بلکه یک عمره کامل و پذیرفته شده بود 2832 02:39:42,520 --> 02:39:46,680 آنها در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شمرده شده اند 2833 02:39:47,239 --> 02:39:48,200 چهار است 2834 02:39:48,760 --> 02:39:50,079 عمره حدیبیه 2835 02:39:50,639 --> 02:39:51,799 و زندگی قضات 2836 02:39:52,399 --> 02:39:53,920 و عمره الجرانه 2837 02:39:54,479 --> 02:39:58,760 و عمره ای که در حجة الوداع با حج جمع کرد 2838 02:40:01,750 --> 02:40:04,829 مسلمانان از این آشتی ناراحت شدند 2839 02:40:06,040 --> 02:40:09,319 مسوار بن مخرمه و مروان بن الحکم گفته اند: 2840 02:40:10,079 --> 02:40:14,559 اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله رفته بودند 2841 02:40:14,920 --> 02:40:16,920 آنها در فتح شک ندارند 2842 02:40:17,479 --> 02:40:21,280 برای رؤیایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله دید 2843 02:40:22,040 --> 02:40:24,920 وقتی دیدند آنچه از آشتی و بازگشت دیدند 2844 02:40:25,479 --> 02:40:29,879 و آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر عهده گرفت 2845 02:40:30,520 --> 02:40:33,159 درآمد مردم از آن عالی است 2846 02:40:33,680 --> 02:40:35,879 تا اینکه تقریباً از بین رفتند 2847 02:40:36,899 --> 02:40:39,059 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 2848 02:40:39,700 --> 02:40:42,659 از سهل بن حنیف رضی الله عنه گفت 2849 02:40:43,379 --> 02:40:48,739 عمر بن خطاب رضی الله عنه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد. 2850 02:40:49,420 --> 02:40:50,059 و او گفت 2851 02:40:50,620 --> 02:40:51,700 ای رسول خدا 2852 02:40:52,299 --> 02:40:55,180 آیا حق با ما نیست و آنها اشتباه می کنند؟ 2853 02:40:55,819 --> 02:40:56,700 گفت بله 2854 02:40:57,459 --> 02:40:58,059 او گفت 2855 02:40:58,620 --> 02:41:00,620 مگر مردگان ما در بهشت نیستند؟ 2856 02:41:00,940 --> 02:41:02,459 و آنها را در آتش کشت 2857 02:41:03,100 --> 02:41:03,940 گفت بله 2858 02:41:04,659 --> 02:41:05,180 او گفت 2859 02:41:05,780 --> 02:41:08,420 در حالی که ما به دین خود دنیاپرستی می دهیم 2860 02:41:08,899 --> 02:41:12,700 ما زمانی برمی گردیم که خداوند بین ما و آنها داوری کند 2861 02:41:13,600 --> 02:41:16,799 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2862 02:41:17,440 --> 02:41:18,719 سخنرانی را بسازید 2863 02:41:19,239 --> 02:41:20,600 من رسول خدا هستم 2864 02:41:21,079 --> 02:41:23,600 او هرگز از خدا دور نخواهد شد 2865 02:41:24,610 --> 02:41:26,809 پس عمر رضی الله عنه به راه افتاد 2866 02:41:27,290 --> 02:41:29,209 او صبور نبود، عصبانی بود 2867 02:41:29,729 --> 02:41:32,250 پس نزد ابوبکر رضی الله عنه آمد 2868 02:41:32,649 --> 02:41:33,370 و او گفت 2869 02:41:33,969 --> 02:41:35,049 ای ابوبکر 2870 02:41:35,610 --> 02:41:38,450 آیا حق با ما نیست و آنها اشتباه می کنند؟ 2871 02:41:39,010 --> 02:41:39,930 گفت بله 2872 02:41:40,489 --> 02:41:41,049 او گفت 2873 02:41:41,649 --> 02:41:45,250 مگر مردگان ما در بهشت و مردگان آنها در جهنم نیستند؟ 2874 02:41:45,850 --> 02:41:46,729 گفت بله 2875 02:41:47,450 --> 02:41:48,049 او گفت 2876 02:41:48,610 --> 02:41:51,209 برای آنچه در دین خود زندگی دنیوی می دهیم 2877 02:41:51,770 --> 02:41:55,370 ما زمانی برمی گردیم که خداوند بین ما و آنها داوری کند 2878 02:41:56,049 --> 02:41:57,690 گفت خدا از او راضی باشد 2879 02:41:58,170 --> 02:41:59,409 سخنرانی را بسازید 2880 02:41:59,930 --> 02:42:01,450 او رسول خداست 2881 02:42:01,930 --> 02:42:04,409 خداوند هرگز او را ضایع نخواهد کرد 2882 02:42:05,420 --> 02:42:08,340 و در روایت دیگری در صحیح البخاری آمده است 2883 02:42:08,899 --> 02:42:10,739 عمر رضی الله عنه گفت 2884 02:42:11,420 --> 02:42:15,899 مگه نگفتی میایم تو خونه دورش میگردیم؟ 2885 02:42:16,620 --> 02:42:19,780 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2886 02:42:20,459 --> 02:42:21,020 بله 2887 02:42:21,500 --> 02:42:23,899 بنابراین من به شما گفتم که ما امسال پیش او خواهیم آمد 2888 02:42:24,459 --> 02:42:25,020 او گفت 2889 02:42:25,500 --> 02:42:26,299 گفتم نه 2890 02:42:26,860 --> 02:42:30,020 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2891 02:42:30,620 --> 02:42:33,500 شما به آن می آیید و دور آن می چرخید 2892 02:42:34,290 --> 02:42:36,129 عمر رضی الله عنه گفت 2893 02:42:36,770 --> 02:42:38,969 من همچنان روزه می گیرم و صدقه می دهم 2894 02:42:39,450 --> 02:42:41,010 و من تحویل و آزاد خواهم شد 2895 02:42:41,290 --> 02:42:42,610 شما از چه کسی ساخته شده اید؟ 2896 02:42:43,170 --> 02:42:46,530 ترس از حرف هایی که آن روز زدم 2897 02:42:47,170 --> 02:42:49,649 پس امیدوارم خوب باشه 2898 02:42:50,569 --> 02:42:51,969 امام نووی فرمودند 2899 02:42:52,530 --> 02:42:53,569 دانشمندان گفتند 2900 02:42:54,209 --> 02:42:59,209 سؤال عمر رضی الله عنه و سخنان پیش گفته او تردیدی نداشت 2901 02:42:59,770 --> 02:43:02,129 بلکه درخواست آشکار شدن آنچه از او پنهان بوده است 2902 02:43:02,649 --> 02:43:06,209 آنان بر ذلت کفار و ظهور اسلام تاکید داشتند 2903 02:43:06,690 --> 02:43:09,329 همانطور که به شخصیتش معروف بود، خداوند از او راضی باشد 2904 02:43:09,770 --> 02:43:13,809 قدرت آن در حمایت از دین و تحقیر افراد باطل است 2905 02:43:26,540 --> 02:43:30,459 رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه بازگشت 2906 02:43:31,020 --> 02:43:34,340 پس از 20 روز اقامت در حدیبیه 2907 02:43:35,239 --> 02:43:36,680 در راه بازگشت 2908 02:43:37,239 --> 02:43:40,399 سوره فتح به طور کامل بر او نازل شد 2909 02:43:41,120 --> 02:43:44,520 حکیم در مستدرک خود با سند حسنه روایت کرده است 2910 02:43:45,079 --> 02:43:48,159 عن المصوار بن مخرمه و مروان بن الحکم 2911 02:43:48,639 --> 02:43:49,239 او گفت 2912 02:43:49,920 --> 02:43:53,440 سوره فتح بین مکه و مدینه نازل شد 2913 02:43:54,040 --> 02:43:57,959 درباره الهدیبیه از اول تا آخر 2914 02:43:58,959 --> 02:44:01,239 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2915 02:44:02,000 --> 02:44:05,000 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 2916 02:44:05,639 --> 02:44:06,639 وقتی اومدم پایین 2917 02:44:11,559 --> 02:44:18,159 خداوند شما را به خاطر گناهان قبلی و فقر شما ببخشاید 2918 02:44:18,799 --> 02:44:25,639 نعمت هایش را بر شما تمام می کند و شما را به راه راست هدایت می کند 2919 02:44:26,239 --> 02:44:30,040 خداوند به شما پیروزی بزرگی عطا فرماید 2920 02:44:30,639 --> 02:44:38,280 اوست که آرامش را در دلهای مؤمنان فرو فرستاد تا بر ایمانشان بیفزاید 2921 02:44:39,280 --> 02:44:43,959 ایمانشان را با ایمانشان زیاد کنند 2922 02:44:44,360 --> 02:44:48,200 لشکریان آسمانها و زمین از آن خداست 2923 02:44:48,719 --> 02:44:52,239 و خداوند دانا و حکیم است 2924 02:44:52,760 --> 02:45:00,840 تا مردان و زنان با ایمان را در بهشت هایی که از زیر درختانش نهرها روان است وارد کند. 2925 02:45:01,440 --> 02:45:06,360 نهرها از زیر آن جاری است و همیشه در آن خواهند ماند 2926 02:45:06,680 --> 02:45:09,840 و اعمال بدشان کفاره آنهاست 2927 02:45:10,280 --> 02:45:15,479 این یک پیروزی بزرگ برای خدا بود 2928 02:45:16,600 --> 02:45:18,399 مرجع او از حدیبیه است 2929 02:45:18,920 --> 02:45:21,600 با غم و افسردگی آمیخته اند 2930 02:45:22,200 --> 02:45:24,360 قربانی را در حدیبیه ذبح کرد 2931 02:45:25,079 --> 02:45:28,200 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2932 02:45:28,920 --> 02:45:34,280 آیه ای بر من نازل شده که برای من از همه دنیا عزیزتر است 2933 02:45:35,409 --> 02:45:37,409 وقتی سوره فتح نازل شد 2934 02:45:38,049 --> 02:45:43,770 رسول خدا صلی الله علیه و آله به عمر بن خطاب رضی الله عنه پیام فرستاد. 2935 02:45:44,290 --> 02:45:45,649 و برایش خواند 2936 02:45:46,610 --> 02:45:50,530 آن دو شيخ در صحيح خود آن را روايت كرده اند و نقل آن بخاري است. 2937 02:45:51,209 --> 02:45:54,129 از سهل بن حنیف رضی الله عنه گفت 2938 02:45:54,729 --> 02:45:56,209 سوره فتح نازل شد 2939 02:45:57,049 --> 02:46:02,250 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را برای عمر رضی الله عنه بخواند. 2940 02:46:02,809 --> 02:46:03,969 تا پایان 2941 02:46:04,770 --> 02:46:06,729 عمر رضی الله عنه گفت 2942 02:46:07,329 --> 02:46:08,450 ای رسول خدا 2943 02:46:08,889 --> 02:46:10,010 یا بازش کن 2944 02:46:10,649 --> 02:46:13,850 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 2945 02:46:14,290 --> 02:46:14,850 بله 2946 02:46:15,610 --> 02:46:16,690 زاد مسلم 2947 02:46:17,370 --> 02:46:19,489 پس شادمان شد و برگشت 2948 02:46:21,940 --> 02:46:23,819 صلح حدیبیه 2949 02:46:24,459 --> 02:46:26,059 بزرگترین فتوحات 2950 02:46:27,620 --> 02:46:29,219 حافظ بن کثیر گفت 2951 02:46:29,979 --> 02:46:34,299 این آتش بس یکی از بزرگترین فتوحات مسلمانان بود 2952 02:46:35,110 --> 02:46:37,590 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 2953 02:46:38,270 --> 02:46:42,149 از انس رضی الله عنه در کلام حق تعالی می فرماید: 2954 02:46:42,750 --> 02:46:45,750 ما به شما پیروزی آشکاری دادیم 2955 02:46:46,389 --> 02:46:48,350 حدیبیه گفت 2956 02:46:49,409 --> 02:46:51,850 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 2957 02:46:52,530 --> 02:46:55,649 قال علی البراء بن عازب رضی الله عنه 2958 02:46:56,440 --> 02:46:59,040 شما فتح را فتح مکه می دانید 2959 02:46:59,600 --> 02:47:01,920 فتح مکه یک گشایش بود 2960 02:47:02,639 --> 02:47:06,559 در روز حدیبیه افتتاحیه بیعت رضوان را آماده می کنیم. 2961 02:47:07,459 --> 02:47:09,139 امام نووی فرمودند 2962 02:47:09,540 --> 02:47:10,579 دانشمندان گفتند 2963 02:47:11,260 --> 02:47:14,700 و بهره حاصل از اتمام این آشتی 2964 02:47:15,299 --> 02:47:19,500 آنچه از میوه های چشمگیر آن و مزایای نشان داده شده است 2965 02:47:20,100 --> 02:47:22,819 که نتیجه آن فتح مکه بود 2966 02:47:23,540 --> 02:47:25,579 و اسلام همه مردمش 2967 02:47:26,260 --> 02:47:29,299 و مردم دسته دسته وارد دین خدا شدند 2968 02:47:30,229 --> 02:47:32,069 دلیلش این است که آنها آشتی را پذیرفتند 2969 02:47:32,549 --> 02:47:35,069 با مسلمانان آمیخته نشدند 2970 02:47:35,629 --> 02:47:40,870 شئون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر آنان ظاهر نمی شود. 2971 02:47:41,510 --> 02:47:44,670 آنها کسی را دوست ندارند که با جزئیات به آنها آموزش دهد 2972 02:47:45,430 --> 02:47:47,430 زمانی که صلح حدیبیه صورت گرفت 2973 02:47:47,989 --> 02:47:49,590 با مسلمانان آمیخته شدند 2974 02:47:50,149 --> 02:47:51,670 و به شهر آمدند 2975 02:47:52,389 --> 02:47:54,389 مسلمانان به مکه رفتند 2976 02:47:54,909 --> 02:47:59,670 با خانواده، دوستان و دیگرانی که به دنبال مشاوره هستند مهربان باشید 2977 02:48:00,350 --> 02:48:06,549 احوال پیامبر صلی الله علیه و آله را به تفصیل از آنان شنیدند 2978 02:48:06,950 --> 02:48:08,629 و معجزات ظاهری او 2979 02:48:09,190 --> 02:48:11,670 و نشانه های نبوت او 2980 02:48:12,350 --> 02:48:15,069 او رفتار خوب و روش زیبایی دارد 2981 02:48:15,709 --> 02:48:18,549 خودشان خیلی از آن را دیدند 2982 02:48:19,299 --> 02:48:21,459 روحشان گرایش به ایمان داشت 2983 02:48:22,020 --> 02:48:26,100 حتی گروهی از آنها قبل از فتح مکه به اسلام گرویدند 2984 02:48:26,780 --> 02:48:30,100 در فاصله زمانی بین عهدنامه حدیبیه و فتح مکه به اسلام گرویدند 2985 02:48:30,819 --> 02:48:33,620 برخی دیگر بیشتر به اسلام گرایش پیدا کردند 2986 02:48:34,340 --> 02:48:36,059 وقتی روز فتح بود 2987 02:48:36,500 --> 02:48:37,780 همه به اسلام گرویدند 2988 02:48:38,299 --> 02:48:41,100 چون راه را برایشان هموار کرده بود 2989 02:48:42,059 --> 02:48:45,139 اعراب غیر از قریش در بیابان بودند 2990 02:48:45,659 --> 02:48:48,579 آنها با اسلام خود منتظر اسلام قریش هستند 2991 02:48:49,299 --> 02:48:51,020 زمانی که قریش اسلام آورد 2992 02:48:51,340 --> 02:48:53,540 اعراب در صحراها اسلام آوردند 2993 02:49:07,719 --> 02:49:10,680 در محرم سال هفتم هجری 2994 02:49:11,360 --> 02:49:14,280 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 2995 02:49:14,280 --> 02:49:16,920 فرستادگان او به پادشاهان عرب و پارس 2996 02:49:17,520 --> 02:49:21,040 نامه هایی برای آنها نوشت و آنها را به اسلام دعوت کرد 2997 02:49:21,940 --> 02:49:24,379 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 2998 02:49:24,979 --> 02:49:28,020 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 2999 02:49:28,819 --> 02:49:31,739 پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3000 02:49:31,739 --> 02:49:34,139 به خسرو و قیصر نامه نوشت 3001 02:49:34,659 --> 02:49:37,860 و به نگوس و به هر شخص قدرتمند 3002 02:49:38,459 --> 02:49:40,500 آنها را به سوی خداوند متعال فرا می خواند 3003 02:49:41,219 --> 02:49:46,340 او نغسی نیست که پیامبر صلی الله علیه و آله بر او دعا کرده باشد 3004 02:49:49,700 --> 02:49:53,299 گرفتن پیامبر صلی الله علیه و آله 3005 02:49:53,299 --> 02:49:55,260 مهر برای کتاب های اوست 3006 02:49:56,700 --> 02:50:00,260 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست 3007 02:50:00,260 --> 02:50:02,540 برای پادشاهان و شاهزادگان نامه بنویسید 3008 02:50:03,100 --> 02:50:03,780 به او گفته شد 3009 02:50:04,340 --> 02:50:08,260 کتابی را بدون مهر قبول نمی کنند 3010 02:50:08,979 --> 02:50:12,100 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را گرفت 3011 02:50:12,100 --> 02:50:13,620 یک انگشتر نقره 3012 02:50:14,559 --> 02:50:17,000 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 3013 02:50:17,639 --> 02:50:20,639 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 3014 02:50:21,360 --> 02:50:24,200 پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3015 02:50:24,200 --> 02:50:28,239 می خواست به راحت یا عجم بنویسد 3016 02:50:28,959 --> 02:50:29,760 بنابراین به او گفته شد 3017 02:50:30,620 --> 02:50:34,299 کتابی را بدون مهر قبول نمی کنند 3018 02:50:35,100 --> 02:50:37,940 پس پیامبر صلی الله علیه و آله آن را گرفت 3019 02:50:37,940 --> 02:50:39,459 یک انگشتر نقره 3020 02:50:40,059 --> 02:50:43,299 نوشته محمد رسول الله 3021 02:50:44,280 --> 02:50:46,920 و به عبارت دیگر در صحیح البخاری 3022 02:50:47,680 --> 02:50:49,959 قال عن انس رضی الله عنه 3023 02:50:50,639 --> 02:50:53,360 کتیبه روی انگشتر سه خط داشت 3024 02:50:54,000 --> 02:50:55,399 خط محمد 3025 02:50:55,920 --> 02:50:57,360 و پیام رسان یک خط 3026 02:50:57,840 --> 02:50:59,280 قسم می خورم که این یک خط است 3027 02:51:02,420 --> 02:51:05,899 کتاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 3028 02:51:05,899 --> 02:51:10,340 به النجاشی اصهمة رضی الله عنه 3029 02:51:11,430 --> 02:51:14,510 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 3030 02:51:14,510 --> 02:51:17,469 عمر بن امیه الضمریه رضی الله عنه 3031 02:51:18,069 --> 02:51:21,149 به النجاشی اصهمة رضی الله عنه 3032 02:51:21,790 --> 02:51:23,790 از طریق رمان ها ظاهر می شود 3033 02:51:24,430 --> 02:51:26,629 او را بیش از یک بار فرستاد 3034 02:51:27,110 --> 02:51:28,829 و در زمان های مختلف 3035 02:51:29,510 --> 02:51:32,829 پیام های او شامل صلوات الله علیه بود 3036 02:51:32,829 --> 02:51:35,790 به النجاشی اصهمة رضی الله عنه 3037 02:51:35,790 --> 02:51:37,149 مواردی از جمله 3038 02:51:37,750 --> 02:51:40,469 ابتدا او را به اسلام دعوت کردم 3039 02:51:41,340 --> 02:51:42,899 حافظ بن کثیر گفت 3040 02:51:43,659 --> 02:51:46,780 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 3041 02:51:46,780 --> 02:51:49,940 عمر بن امیه الضمریه رضی الله عنه 3042 02:51:49,940 --> 02:51:52,219 به نگوس در کتابش 3043 02:51:52,739 --> 02:51:54,540 پس اسلام آورد رضی الله عنه 3044 02:51:55,350 --> 02:51:56,069 دوما 3045 02:51:56,670 --> 02:51:58,950 وصیت نامه مهاجر حبشی 3046 02:51:59,739 --> 02:52:00,379 سوم 3047 02:52:01,139 --> 02:52:02,979 او را به عقد ام حبیبه در آورید 3048 02:52:03,340 --> 02:52:06,739 رمله بنت ابی سفیان رضی الله عنهم 3049 02:52:07,559 --> 02:52:09,559 ابن سعد در طبقات خود گفته است 3050 02:52:10,159 --> 02:52:13,200 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 3051 02:52:13,200 --> 02:52:16,120 عمر بن امیه الدمریه به النجاشی 3052 02:52:16,600 --> 02:52:18,559 دو کتاب برایش نوشت 3053 02:52:19,000 --> 02:52:21,600 در یکی از آنها او را به اسلام دعوت می کند 3054 02:52:22,120 --> 02:52:23,920 برایش قرآن می خواند 3055 02:52:24,520 --> 02:52:25,920 و در کتاب دیگر 3056 02:52:26,520 --> 02:52:30,719 دستور می دهد او را به عقد ام حبیبه بنت ابی سفیان درآورد 3057 02:52:31,200 --> 02:52:33,719 او به حبشه مهاجرت کرده بود 3058 02:52:34,629 --> 02:52:38,069 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 3059 02:52:38,629 --> 02:52:40,870 از حبیب بن ابی اوس می‌گوید: 3060 02:52:41,430 --> 02:52:44,069 عمر بن العاص به من گفت 3061 02:52:44,629 --> 02:52:45,190 او گفت 3062 02:52:45,750 --> 02:52:48,350 وقتی طرفین سنگر را ترک کردند 3063 02:52:48,989 --> 02:52:53,909 مردانی از قریش را جمع کردم که می توانستند ببینند کجا هستم و از من بشنوند 3064 02:52:54,590 --> 02:52:55,590 بنابراین به آنها گفتم 3065 02:52:56,190 --> 02:52:56,950 شما می دانید 3066 02:52:57,670 --> 02:53:02,709 به خدا سوگند می بینم که فرمان حضرت محمد(ص) اوضاع را به اوج می رساند 3067 02:53:03,309 --> 02:53:05,149 و من یک نظر دیده ام 3068 02:53:05,670 --> 02:53:06,790 پس در آن چه می بینید؟ 3069 02:53:07,549 --> 02:53:08,110 گفتند 3070 02:53:08,430 --> 02:53:09,229 و آنچه من دیدم 3071 02:53:10,069 --> 02:53:10,590 او گفت 3072 02:53:11,270 --> 02:53:14,510 فکر کردم باید به نگوس بپیوندیم و با او باشیم 3073 02:53:15,350 --> 02:53:19,590 اگر محمد در برابر قوم ما ظاهر می شد، ما با نقوس بودیم 3074 02:53:20,229 --> 02:53:22,389 ما باید زیر دست او باشیم 3075 02:53:22,870 --> 02:53:26,389 نزد ما محبوبتر از این است که زیر دست محمد باشیم 3076 02:53:27,149 --> 02:53:28,549 حتی اگر مردم ما ظاهر شوند 3077 02:53:28,950 --> 02:53:30,549 این ما هستیم که می دانستیم 3078 02:53:31,110 --> 02:53:33,590 چیزی جز خیر از آنها نصیب ما نخواهد شد 3079 02:53:34,309 --> 02:53:35,030 و گفتند 3080 02:53:35,389 --> 02:53:36,590 این نظر 3081 02:53:37,379 --> 02:53:37,899 او گفت 3082 02:53:38,459 --> 02:53:39,420 بنابراین به آنها گفتم 3083 02:53:39,979 --> 02:53:41,940 پس آنچه را که به او هدیه می دهیم جمع کنید 3084 02:53:42,579 --> 02:53:46,219 محبوب ترین هدیه از سرزمین ما به او انسان بود 3085 02:53:46,860 --> 02:53:49,260 پس برای او خون زیادی جمع کردیم 3086 02:53:49,819 --> 02:53:52,219 پس بیرون رفتیم تا به او رسیدیم 3087 02:53:52,819 --> 02:53:54,620 به خدا ما با او هستیم 3088 02:53:55,100 --> 02:53:57,579 وقتی عمر بن امیه الضمری آمد 3089 02:53:58,139 --> 02:54:04,940 رسول خدا صلی الله علیه و آله او را در مورد جعفر و یارانش نزد خود فرستاد. 3090 02:54:05,719 --> 02:54:08,520 بیهقی به ادله نبوت روایت کرده است 3091 02:54:08,959 --> 02:54:11,159 از محمد بن اسحاق می گوید: 3092 02:54:11,840 --> 02:54:18,879 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عمر بن امیه الدمری رضی الله عنه را نزد نجاشی فرستاد. 3093 02:54:19,440 --> 02:54:22,399 درباره جعفر بن ابی طالب و یارانش 3094 02:54:23,120 --> 02:54:24,959 با او کتابی نوشت 3095 02:54:25,639 --> 02:54:27,719 بسم الله الرحمن الرحیم 3096 02:54:28,399 --> 02:54:30,399 از محمد رسول الله 3097 02:54:30,959 --> 02:54:32,760 به النجاشی الاشام 3098 02:54:33,120 --> 02:54:34,280 پادشاه حبشه 3099 02:54:34,879 --> 02:54:36,000 درود بر شما 3100 02:54:36,879 --> 02:54:41,559 زیرا خدا را می ستایم، پادشاه، مقدس، مؤمن، غالب 3101 02:54:42,079 --> 02:54:45,000 شهادت می دهم که عیسی بن مریم روح خداست 3102 02:54:45,440 --> 02:54:50,000 و کلام خود را به مریم باکره نیکو و نیرومند رساند 3103 02:54:50,559 --> 02:54:52,000 پس از عیسی حامله شد 3104 02:54:52,520 --> 02:54:54,920 او را از روح خود آفرید و دمید 3105 02:54:55,399 --> 02:54:58,200 همان گونه که آدم با دست خود آفریده شد و در او دمید 3106 02:54:58,940 --> 02:55:02,299 شما را به سوی خدای تنها که شریکی ندارد دعوت می کنم 3107 02:55:02,739 --> 02:55:04,739 و کسانی که به او وفادارند از او اطاعت می کنند 3108 02:55:05,299 --> 02:55:08,899 و تو از من پیروی کنی و به من و کسی که نزد من آمد ایمان بیاور 3109 02:55:09,459 --> 02:55:11,020 زیرا من رسول خدا هستم 3110 02:55:11,899 --> 02:55:16,819 من پسر عمویم جعفر و همراه او جمعی از مسلمانان را نزد تو فرستادم 3111 02:55:17,579 --> 02:55:18,780 اگر آنها به شما مراجعه کنند 3112 02:55:19,299 --> 02:55:21,299 پس آنها را بپذیر و به تکبر دعوت کن 3113 02:55:22,020 --> 02:55:24,700 من تو و سربازانت را به خدا می خوانم 3114 02:55:25,260 --> 02:55:27,020 اطلاع رسانی و توصیه کرده ام 3115 02:55:27,700 --> 02:55:29,180 نصیحت مرا پذیرفتند 3116 02:55:29,659 --> 02:55:32,420 درود بر کسانی که از هدایت پیروی می کنند 3117 02:55:33,360 --> 02:55:33,879 گفتم 3118 02:55:34,639 --> 02:55:39,079 از عبارت این پیام پیامبر صلی الله علیه و آله چنین بر می آید 3119 02:55:39,680 --> 02:55:45,319 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را پس از ورود مهاجر حبشی فرستاد. 3120 02:55:45,840 --> 02:55:48,159 هجرت دوم به حبشه 3121 02:55:48,799 --> 02:55:52,079 این قبل از هجرت به شهر پیامبر بود 3122 02:55:52,760 --> 02:55:56,319 این همان چیزی است که بیهقی در شواهد نبوت به آن رفته است 3123 02:55:56,959 --> 02:56:01,040 وی پس از وقایع هجرت دوم به حبشه به این موضوع اشاره کرد 3124 02:56:01,680 --> 02:56:05,479 حافظ بن کثیر آن را در آغاز و پایان آن را ارجح دانسته است 3125 02:56:06,600 --> 02:56:11,799 ابوداود در سنن و حکیم در مستدرک با سند صحیح نقل کرده اند. 3126 02:56:12,559 --> 02:56:15,000 از ام حبیبه رضی الله عنه 3127 02:56:15,559 --> 02:56:18,479 در زمان عبیدالله بن جحش بود 3128 02:56:19,120 --> 02:56:20,799 او در سرزمین حبشه درگذشت 3129 02:56:21,559 --> 02:56:25,479 پیامبر صلی الله علیه و آله او را به عقد او درآورد 3130 02:56:26,120 --> 02:56:28,520 ماهرترین آنها چهار هزار نفر است 3131 02:56:29,239 --> 02:56:34,959 آن را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، معاش رحبیل بن حسنه فرستاد. 3132 02:56:35,920 --> 02:56:38,120 حافظ در تلخیس الحبیر گفته است: 3133 02:56:38,920 --> 02:56:40,120 او در اتومبیل معروف بود 3134 02:56:40,920 --> 02:56:46,360 حضرت عمر بن امیه الدمری رضی الله عنه را فرستاد. 3135 02:56:46,879 --> 02:56:49,159 به النجاشی رضی الله عنه 3136 02:56:49,760 --> 02:56:51,479 همسرش ام حبیبه است 3137 02:56:52,239 --> 02:56:56,840 ممکن است که او عامل پذیرش یا نگوس بوده باشد 3138 02:56:57,559 --> 02:57:00,360 در ابوداود و النسائی آمده است 3139 02:57:00,879 --> 02:57:05,680 نجاشی آن را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قرارداد 3140 02:57:06,280 --> 02:57:10,879 وصی ازدواج خالد بن سعید بن العاص بود، چنانکه در المغازی آمده است 3141 02:57:11,479 --> 02:57:13,399 گفته شد: عثمان بن عفان 3142 02:57:13,760 --> 02:57:14,719 این یک توهم است 3143 02:57:15,629 --> 02:57:17,430 امام بن قیم گفت 3144 02:57:18,069 --> 02:57:19,670 و ازدواج با مادر عزیز 3145 02:57:20,190 --> 02:57:23,950 نام او رمله بنت ابی سفیان صخر بن حرب است 3146 02:57:24,469 --> 02:57:26,309 قریش اموی 3147 02:57:26,870 --> 02:57:28,469 گفته شد که نام او هند است 3148 02:57:29,190 --> 02:57:32,590 زمانی که در حبشه مهاجر بود با او ازدواج کرد 3149 02:57:33,149 --> 02:57:36,709 نجاشی امین ترین مبلغ را از طرف او به چهارصد دینار داد 3150 02:57:37,270 --> 02:57:39,229 از آنجا به سمت او هدایت شدم 3151 02:57:39,790 --> 02:57:42,629 او در زمان برادرش معاویه درگذشت 3152 02:57:43,270 --> 02:57:47,270 این امر در بین اهل تاریخ و تاریخ کاملاً شناخته شده است 3153 02:57:47,829 --> 02:57:51,790 از نظر آنها معادل ازدواج با خدیجه در مکه است 3154 02:57:52,229 --> 02:57:53,909 و برای حفصه در مدینه 3155 02:57:54,350 --> 02:57:56,350 و برای صفیتا بعد از خیبر 3156 02:57:57,360 --> 02:58:00,000 در تهذیب سنن ابی داود گفت 3157 02:58:00,719 --> 02:58:03,399 ازدواج النجاشی با او یک واقعیت است 3158 02:58:04,000 --> 02:58:05,680 او مسلمان بود 3159 02:58:06,159 --> 02:58:08,360 او شاهزاده و سلطان کشور است 3160 02:58:08,920 --> 02:58:11,479 برخی اختلافات آن را تفسیر کرده اند 3161 02:58:11,920 --> 02:58:14,319 اما مهریه را از او آورد 3162 02:58:14,760 --> 02:58:16,479 ازدواج هم به آن اضافه شد 3163 02:58:17,239 --> 02:58:21,159 عده ای آن را طوری تعبیر کردند که انگار خواستگار است 3164 02:58:21,719 --> 02:58:24,760 مسئول قرارداد عثمل بن عفان بود 3165 02:58:25,399 --> 02:58:28,200 گفته شد: عمر بن امیه الضمری 3166 02:58:28,920 --> 02:58:36,159 به درستی که عمر بن امیه نماینده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این موضوع بود. 3167 02:58:36,840 --> 02:58:40,639 او را نزد نگوس فرستاد تا با او ازدواج کند 3168 02:58:41,430 --> 02:58:46,629 گفته شد مسئول قرارداد خالد بن سعید بن العاص است 3169 02:58:47,030 --> 02:58:48,629 پسر عموی پدرش 3170 02:58:51,069 --> 02:58:56,389 کتاب اعشامة رضی الله عنه نجاشی و هدایا 3171 02:58:58,260 --> 02:59:03,860 نجاشی اعشامة رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نوشت. 3172 02:59:04,379 --> 02:59:07,340 با جواب دادن به او و اعتقاد به او و گرویدن به اسلام 3173 02:59:07,979 --> 02:59:11,700 به عنوان هدیه به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تقدیم شد 3174 02:59:12,700 --> 02:59:16,700 آن را امام ترمذی و ابوداود با سند حسنه روایت کرده اند 3175 02:59:17,299 --> 02:59:20,379 از ابن بریده بن الحصیب رضی الله عنه 3176 02:59:20,940 --> 02:59:27,180 از پدرش گفت که نجاشی به پیامبر صلی الله علیه و آله هدیه داد. 3177 02:59:27,659 --> 02:59:29,940 دمپایی ساده مشکی 3178 02:59:30,540 --> 02:59:34,340 آنها را پوشید، سپس وضو گرفت و آنها را مسح کرد 3179 02:59:35,229 --> 02:59:40,629 امام احمد در مسندش و ابوداود در سنن به سند حسنه روایت کرده اند. 3180 02:59:41,229 --> 02:59:43,870 قال عایشه رضی الله عنها 3181 02:59:44,629 --> 02:59:49,709 پیامبر صلی الله علیه و آله را به عنوان زیورآلاتی از نغوس عرضه کردم. 3182 02:59:50,190 --> 02:59:55,590 او یک حلقه طلا با یک میخک اتیوپیایی به او هدیه داد 3183 02:59:56,389 --> 03:00:01,309 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله با چند انگشت خود چوبی گرفت 3184 03:00:01,790 --> 03:00:07,270 از آن روی برگرداند و امامه بنت ابی العاص دخترش را صدا زد 3185 03:00:07,909 --> 03:00:11,389 گفت: پسرم با این رفتار کن. 3186 03:00:14,319 --> 03:00:18,120 وفات النجاشی اصهمة رضی الله عنه 3187 03:00:19,250 --> 03:00:22,290 النجاشی اسهمه رضی الله عنه از دنیا رفت 3188 03:00:22,850 --> 03:00:25,690 در رجب سال نهم هجری 3189 03:00:26,409 --> 03:00:31,889 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز وفات آن حضرت را نزد یارانش سوگواری کرد. 3190 03:00:32,530 --> 03:00:35,010 برایش غیبت دعا کرد 3191 03:00:35,959 --> 03:00:38,479 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 3192 03:00:39,120 --> 03:00:41,840 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 3193 03:00:42,639 --> 03:00:48,360 رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ما نغوس صاحب حبشه عزاداری کرد. 3194 03:00:48,920 --> 03:00:50,719 روزی که مرد 3195 03:00:51,360 --> 03:00:54,559 فرمود: برای برادرت استغفار کن 3196 03:00:55,520 --> 03:00:57,760 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3197 03:00:58,440 --> 03:01:01,120 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 3198 03:01:01,920 --> 03:01:04,840 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3199 03:01:05,440 --> 03:01:09,200 مردم در روز مرگ نگوس عزاداری کردند 3200 03:01:09,920 --> 03:01:11,840 پس آنها را به نمازخانه برد 3201 03:01:12,280 --> 03:01:14,520 او چهار بزرگسال بزرگ شد 3202 03:01:15,479 --> 03:01:17,680 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3203 03:01:18,239 --> 03:01:21,719 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 3204 03:01:22,520 --> 03:01:26,719 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که نغوس مرد 3205 03:01:27,479 --> 03:01:29,440 امروز مرد خوبی مرد 3206 03:01:30,079 --> 03:01:33,200 پس برخیز و برای برادر حقت دعا کن 3207 03:01:34,219 --> 03:01:35,620 امام ذهبی فرمودند 3208 03:01:36,219 --> 03:01:37,139 نگوس 3209 03:01:37,739 --> 03:01:39,100 نام او آشاما است 3210 03:01:39,500 --> 03:01:40,620 پادشاه حبشه 3211 03:01:41,299 --> 03:01:44,260 در زمره صحابه است که خداوند از آنان راضی باشد 3212 03:01:45,059 --> 03:01:47,139 او از کسانی بود که اسلام را به خوبی ادا کرد 3213 03:01:47,579 --> 03:01:49,979 هجرت نکرد و بینایی نداشت 3214 03:01:50,620 --> 03:01:52,379 او به یک معنا پیرو من است 3215 03:01:52,780 --> 03:01:54,180 صاحب صورت 3216 03:01:54,940 --> 03:01:58,899 وی در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت 3217 03:01:59,500 --> 03:02:02,379 مردم بر او نماز غیبت می خواندند 3218 03:02:03,020 --> 03:02:08,379 ثابت نشده است که او رضی الله عنه در غایب غیر او نماز خوانده باشد. 3219 03:02:09,139 --> 03:02:12,819 دلیل این امر این است که او در میان مردم مسیحی درگذشت 3220 03:02:13,379 --> 03:02:15,819 کسی را نداشت که برایش دعا کند 3221 03:02:16,459 --> 03:02:19,819 چون یارانش مهاجر بودند 3222 03:02:20,379 --> 03:02:24,579 در سال خیبر او را به عنوان مهاجر به مدینه ترک کردند 3223 03:02:27,440 --> 03:02:33,639 نامه پیامبر صلی الله علیه و آله به نغوس دیگر 3224 03:02:35,299 --> 03:02:38,860 هنگامی که نجاشی از دنیا رفت، اسهمه رضی الله عنه 3225 03:02:39,379 --> 03:02:42,379 نگوس دیگری در حبشه جانشین او شد 3226 03:02:43,139 --> 03:02:46,780 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او نوشت 3227 03:02:47,819 --> 03:02:50,379 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 3228 03:02:51,020 --> 03:02:53,340 قال عن انس رضی الله عنه 3229 03:02:54,100 --> 03:02:56,979 پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3230 03:02:57,540 --> 03:02:59,860 به خسرو و قیصر نامه نوشت 3231 03:03:00,340 --> 03:03:03,340 و به نگوس و به هر شخص قدرتمند 3232 03:03:03,940 --> 03:03:05,899 آنها را به سوی خداوند متعال فرا می خواند 3233 03:03:06,620 --> 03:03:11,979 او نغسی نیست که پیامبر صلی الله علیه و آله بر او دعا کرده باشد 3234 03:03:13,100 --> 03:03:17,700 حکیم در مستدرک و بیهقی در دلائل نبوت روایت کرده است. 3235 03:03:18,379 --> 03:03:20,020 از ابن اسحاق گفته است: 3236 03:03:20,780 --> 03:03:26,219 این نامه ای است از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به نغوس 3237 03:03:26,979 --> 03:03:29,020 بسم الله الرحمن الرحیم 3238 03:03:30,030 --> 03:03:32,989 این کتابی از محمد رسول الله است 3239 03:03:33,590 --> 03:03:37,030 به نگوس الاشام بزرگ حبشی 3240 03:03:37,829 --> 03:03:40,110 درود بر کسانی که از هدایت پیروی می کنند 3241 03:03:40,389 --> 03:03:42,350 و به خدا و رسولش ایمان آورد 3242 03:03:42,950 --> 03:03:46,909 او شهادت داد که معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست 3243 03:03:47,549 --> 03:03:50,229 او نه زن داشت و نه پسر 3244 03:03:50,829 --> 03:03:53,229 و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست 3245 03:03:53,909 --> 03:03:55,829 شما را به دعای خداوند دعوت می کنم 3246 03:03:56,350 --> 03:03:57,549 زیرا من فرستاده او هستم 3247 03:03:58,149 --> 03:03:59,510 پس من اسلام را قبول دارم 3248 03:04:00,450 --> 03:04:05,809 ای اهل کتاب، به یک حرف مشترک بین ما و شما بیایید 3249 03:04:06,250 --> 03:04:10,170 اینکه جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم 3250 03:04:10,729 --> 03:04:14,850 همدیگر را غیر خدا ربانی نگیرید 3251 03:04:15,370 --> 03:04:19,209 اگر روی گردانند، بگو: شهادت دهید که ما مسلمانیم. 3252 03:04:19,889 --> 03:04:24,209 اگر امتناع کنید، گناه مسیحیان را از قوم خود متحمل خواهید شد 3253 03:04:25,059 --> 03:04:26,700 حافظ بن کثیر گفت 3254 03:04:27,299 --> 03:04:29,219 ظاهرا این کتاب 3255 03:04:29,780 --> 03:04:33,420 منسوب به نغوسی است که پس از مسلمان بوده است 3256 03:04:33,819 --> 03:04:35,739 صحابی جعفر و یارانش 3257 03:04:36,379 --> 03:04:38,979 آن وقت بود که به پادشاهان زمین نوشت 3258 03:04:39,500 --> 03:04:42,620 قبل از فتح آنها را به سوی خداوند متعال فرا می خواند 3259 03:04:43,260 --> 03:04:45,780 همانطور که خدای بزرگ رومی راکولوس نوشته است 3260 03:04:46,260 --> 03:04:47,420 و سزار شام 3261 03:04:47,940 --> 03:04:49,940 که پادشاه فرصت ها را نمی شکند 3262 03:04:50,420 --> 03:04:51,899 و نه، صاحب مصر 3263 03:04:52,459 --> 03:04:53,700 بله، نگوس نیست 3264 03:04:54,299 --> 03:04:56,700 همگی حاوی این آیه هستند 3265 03:04:57,100 --> 03:04:59,100 از سوره آل عمران است 3266 03:04:59,579 --> 03:05:01,659 بدون اختلاف مدنی است 3267 03:05:02,540 --> 03:05:05,659 این کتاب به دومی اشاره دارد نه اولی 3268 03:05:06,340 --> 03:05:07,379 و آنچه در این باره گفت 3269 03:05:07,979 --> 03:05:09,739 به النجاشی الاشام 3270 03:05:10,459 --> 03:05:14,180 شايد صحيح ترين آنها را راوي با توجه به آنچه او فهميده است، القا مي كند 3271 03:05:14,780 --> 03:05:15,979 و خدا داناتر است 3272 03:05:18,430 --> 03:05:23,110 نامه پیامبر صلی الله علیه و آله به خسرویس 3273 03:05:24,920 --> 03:05:28,000 و رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 3274 03:05:28,639 --> 03:05:34,879 عبدالله بن حذفة السهمیه رضی الله عنه در نامه خود به خسرو ملک الفرصات. 3275 03:05:35,739 --> 03:05:38,379 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 3276 03:05:38,940 --> 03:05:41,819 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3277 03:05:42,540 --> 03:05:47,659 رسول خدا صلی الله علیه و آله نامه خود را برای خسرویس فرستاد 3278 03:05:48,219 --> 03:05:51,700 با عبدالله بن حذفة السهمی رضی الله عنه 3279 03:05:52,500 --> 03:05:55,340 پس دستور داد تا او را به بحرین بزرگ ببرد 3280 03:05:56,209 --> 03:05:58,889 پس بزرگ بحرین او را به خسرو داد 3281 03:05:59,610 --> 03:06:01,530 وقتی خواند آن را پاره کرد 3282 03:06:02,329 --> 03:06:04,649 گمان کردم که ابن المسیاب گفت 3283 03:06:05,290 --> 03:06:11,129 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آنان خواست تا او را از هم جدا کنند 3284 03:06:12,190 --> 03:06:13,549 امام سندی فرمودند 3285 03:06:14,270 --> 03:06:15,790 می خواست آنها را پاره کند 3286 03:06:16,149 --> 03:06:19,750 پراکندگی آنها، ناپدید شدن پادشاهی آنها و بریدن ریشه آنها 3287 03:06:20,350 --> 03:06:21,629 و این اتفاق افتاد 3288 03:06:22,110 --> 03:06:23,870 پس آنچه از آنها باقی ماند پادشاه بود 3289 03:06:24,920 --> 03:06:28,079 امام ابن جریر طبری در تاریخ خود روایت کرده است 3290 03:06:28,799 --> 03:06:30,760 از یزید بن حبیب می‌گوید: 3291 03:06:31,479 --> 03:06:36,760 عبدالله بن حذفة السهمی نزد خسرو بن هرمز، پادشاه ایران فرستاد 3292 03:06:37,319 --> 03:06:38,360 و با او نوشت 3293 03:06:38,840 --> 03:06:41,040 بسم الله الرحمن الرحیم 3294 03:06:41,680 --> 03:06:45,920 از محمد رسول الله تا خسروس بزرگ پارس 3295 03:06:46,559 --> 03:06:48,840 درود بر کسانی که از هدایت پیروی می کنند 3296 03:06:49,239 --> 03:06:51,239 و به خدا و رسولش ایمان آورد 3297 03:06:51,920 --> 03:06:55,879 او شهادت داد که معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست 3298 03:06:56,360 --> 03:06:58,840 و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست 3299 03:06:59,479 --> 03:07:01,280 شما را به دعای خداوند دعوت می کنم 3300 03:07:01,840 --> 03:07:05,120 زیرا من فرستاده خدا به سوی همه مردم هستم 3301 03:07:05,680 --> 03:07:07,680 برای هشدار دادن به هر که زنده است 3302 03:07:08,040 --> 03:07:10,440 و کلام بر کافران صحیح است 3303 03:07:11,079 --> 03:07:12,440 پس من اسلام را قبول دارم 3304 03:07:12,959 --> 03:07:15,879 اگر امتناع کنید، گناه مجوس بر شماست 3305 03:07:16,700 --> 03:07:19,379 وقتی خواند آن را پاره کرد و گفت 3306 03:07:20,020 --> 03:07:22,780 این مرد برای من نامه می نویسد و بنده من است 3307 03:07:23,739 --> 03:07:28,180 این در زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله شکسته نشد 3308 03:07:28,739 --> 03:07:30,979 پیام آور خسرو از این موضوع مطلع شد 3309 03:07:31,829 --> 03:07:37,149 ابن ابی شیبه در کتاب خود با سند مرسلی نقل کرده که رجال آن ثقه هستند. 3310 03:07:37,790 --> 03:07:40,190 از عبدالله بن شداد فرمود: 3311 03:07:40,950 --> 03:07:42,950 خسرو به بادان نوشت 3312 03:07:43,670 --> 03:07:48,190 به من خبر دادند که مردی چیزی می گوید و من نمی دانستم چیست 3313 03:07:48,829 --> 03:07:51,309 پس فرستاد تا در خانه اش بماند 3314 03:07:51,829 --> 03:07:53,950 و در هیچ چیز از مردم مباش 3315 03:07:54,629 --> 03:07:57,709 در غیر این صورت، اجازه دهید برای ملاقات با او قراری بگذارم 3316 03:07:58,510 --> 03:07:59,030 او گفت 3317 03:07:59,790 --> 03:08:06,149 پس باذان دو مرد را که ریش خود را تراشیده بودند نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد. 3318 03:08:06,590 --> 03:08:08,350 فرستنده سبیل هایشان 3319 03:08:09,139 --> 03:08:12,219 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3320 03:08:12,899 --> 03:08:14,979 چه چیزی شما را به این می رساند؟ 3321 03:08:15,620 --> 03:08:16,340 و او گفت 3322 03:08:17,059 --> 03:08:20,620 دستور آن کسانی است که ادعا می کنند او پروردگار آنهاست 3323 03:08:21,450 --> 03:08:24,489 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3324 03:08:25,170 --> 03:08:27,450 اما ما با سنت شما مخالفیم 3325 03:08:27,450 --> 03:08:30,450 ما این کار را انجام می دهیم و این را ارسال می کنیم 3326 03:08:30,450 --> 03:08:33,450 یعنی سبیل را کوتاه می کنیم و ریش می گذاریم 3327 03:08:33,450 --> 03:08:37,610 گفت: پس ایشان را بیست روز گذاشت. 3328 03:08:37,610 --> 03:08:39,610 سپس گفت 3329 03:08:39,610 --> 03:08:43,610 برو به سوی کسی که ادعا می کنی پروردگار توست 3330 03:08:43,610 --> 03:08:48,610 پس به او گفتند که پروردگارم کسی را که ادعای پروردگارش کرده بود کشته است 3331 03:08:48,610 --> 03:08:50,610 متیو گفت 3332 03:08:50,610 --> 03:08:53,610 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3333 03:08:53,610 --> 03:08:55,610 امروز 3334 03:08:55,610 --> 03:08:57,610 پس به بادان رفت 3335 03:08:57,610 --> 03:08:59,610 پس این خبر را به او گفتند 3336 03:08:59,610 --> 03:09:02,610 گفت پس به کسری نوشت 3337 03:09:02,610 --> 03:09:06,610 روزی که او کشته شد شکسته شده بود 3338 03:09:06,610 --> 03:09:13,819 نامه پیامبر صلی الله علیه و آله به قیصر 3339 03:09:13,819 --> 03:09:18,680 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 3340 03:09:18,680 --> 03:09:22,680 دیحیه بن خلیفه الکلبیه رضی الله عنه 3341 03:09:22,680 --> 03:09:25,680 با نامه ای به سزار، پادشاه روم 3342 03:09:25,680 --> 03:09:28,680 پس او را به بصره سپرد 3343 03:09:28,680 --> 03:09:30,680 پس آن را به هراکلیوس داد 3344 03:09:30,680 --> 03:09:34,709 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 3345 03:09:34,709 --> 03:09:38,709 فرمود عبد الله بن عباس رضی الله عنهم 3346 03:09:38,709 --> 03:09:41,739 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3347 03:09:41,739 --> 03:09:45,739 او به سزار نامه نوشت و او را به اسلام دعوت کرد 3348 03:09:45,739 --> 03:09:50,739 نامه خود را با دیهی الکلبی رضی الله عنه برای او فرستاد 3349 03:09:50,739 --> 03:09:53,739 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او دستور داد 3350 03:09:53,739 --> 03:09:56,739 تا او را به دید بزرگ سوق دهد 3351 03:09:56,739 --> 03:09:58,739 برای پرداخت آن به سزار 3352 03:09:58,739 --> 03:10:01,870 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 3353 03:10:01,870 --> 03:10:04,870 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3354 03:10:04,870 --> 03:10:09,870 ابوسفیان به من گفت از آن به داخل 3355 03:10:09,870 --> 03:10:16,870 گفت: در مدتی که بین من و رسول خدا صلی الله علیه و آله بود به راه افتادم. 3356 03:10:16,870 --> 03:10:19,870 یعنی مدت عهدنامه حدیبیه 3357 03:10:19,870 --> 03:10:22,870 در حالی که من در دمشق بودم گفت 3358 03:10:22,870 --> 03:10:28,870 وقتی نامه ای از پیامبر صلی الله علیه و آله برای هراکلیوس آوردند 3359 03:10:28,870 --> 03:10:31,870 دیهی الکلبی آورده بود 3360 03:10:31,870 --> 03:10:34,870 پس او را به بصره سپرد 3361 03:10:34,870 --> 03:10:37,870 پس عظیم بصره او را به سوی هراکلیوس هل داد 3362 03:10:37,870 --> 03:10:39,870 هرکول گفت 3363 03:10:39,870 --> 03:10:44,870 آیا اینجا از قوم این مرد کسی هست که ادعای پیامبری کند؟ 3364 03:10:44,870 --> 03:10:46,870 و گفتند بله 3365 03:10:46,870 --> 03:10:48,870 او گفت 3366 03:10:48,870 --> 03:10:50,870 پس گروهی از قریش را احضار کردم 3367 03:10:50,870 --> 03:10:52,870 بنابراین وارد هرکول شدیم 3368 03:10:52,870 --> 03:10:54,870 پس ما را وادار کرد پیش او بنشینیم 3369 03:10:54,870 --> 03:10:56,870 و او گفت 3370 03:10:56,870 --> 03:11:01,870 کدام یک از شما از نظر نسب به این مردی که ادعای پیامبری می کند نزدیکتر است؟ 3371 03:11:01,870 --> 03:11:03,899 ابوسفیان گفت 3372 03:11:03,899 --> 03:11:05,899 پس گفتم: من هستم. 3373 03:11:05,899 --> 03:11:07,899 پس مرا وادار کردند روبرویش بنشینم 3374 03:11:07,899 --> 03:11:10,899 و دوستانم پشت سرم نشستند 3375 03:11:10,899 --> 03:11:12,899 بعد با مترجمش تماس گرفت 3376 03:11:12,899 --> 03:11:13,899 و او گفت 3377 03:11:13,899 --> 03:11:19,899 به آنها بگویید من این را در مورد این مردی که ادعای پیامبری می کند می پرسم 3378 03:11:19,899 --> 03:11:21,899 اگر به من دروغ گفت، به او دروغ بگو 3379 03:11:21,899 --> 03:11:23,969 ابوسفیان گفت 3380 03:11:23,969 --> 03:11:25,969 و به خدا سوگند 3381 03:11:25,969 --> 03:11:28,969 اگر آنها بر من تأثیر نمی گذاشتند که دروغ بگویم، دروغ می گفتم 3382 03:11:28,969 --> 03:11:30,969 سپس به مترجمش گفت 3383 03:11:30,969 --> 03:11:33,969 از او بپرسید که چگونه در بین شما به حساب می آید 3384 03:11:33,969 --> 03:11:34,969 او گفت 3385 03:11:34,969 --> 03:11:35,969 گفتم 3386 03:11:35,969 --> 03:11:39,059 او لایق ماست 3387 03:11:39,059 --> 03:11:40,059 او گفت 3388 03:11:40,059 --> 03:11:43,059 آیا کسی از پدرانش پادشاه بوده است؟ 3389 03:11:43,059 --> 03:11:44,059 او گفت 3390 03:11:44,059 --> 03:11:45,059 گفتم نه 3391 03:11:45,059 --> 03:11:46,100 او گفت 3392 03:11:46,100 --> 03:11:51,100 آیا قبل از اینکه حرفش را بزند او را به دروغگویی متهم می کردید؟ 3393 03:11:51,100 --> 03:11:53,100 گفتم نه 3394 03:11:53,100 --> 03:11:54,129 او گفت 3395 03:11:54,129 --> 03:11:58,129 آیا شریف ترین مردم یا ضعیفان از او پیروی می کنند؟ 3396 03:11:58,129 --> 03:11:59,129 گفتم 3397 03:11:59,129 --> 03:12:01,129 بلکه ضعیف هستند 3398 03:12:01,129 --> 03:12:02,129 او گفت 3399 03:12:02,129 --> 03:12:04,129 افزایش یا کاهش 3400 03:12:04,129 --> 03:12:05,129 گفتم نه 3401 03:12:05,129 --> 03:12:07,129 بلکه افزایش می یابند 3402 03:12:07,129 --> 03:12:08,129 او گفت 3403 03:12:08,129 --> 03:12:09,129 او گفت 3404 03:12:09,129 --> 03:12:14,129 آیا کسی از آنان پس از پیوستن به آن دین خود را به دلیل نارضایتی از او ترک می کند؟ 3405 03:12:14,129 --> 03:12:16,159 گفتم نه 3406 03:12:16,159 --> 03:12:17,159 او گفت 3407 03:12:17,159 --> 03:12:19,159 آیا او را کشتید؟ 3408 03:12:19,159 --> 03:12:20,159 گفتم بله 3409 03:12:20,159 --> 03:12:21,159 او گفت 3410 03:12:21,159 --> 03:12:24,159 دعوای شما با او چطور بود؟ 3411 03:12:24,159 --> 03:12:25,159 گفتم 3412 03:12:25,159 --> 03:12:29,159 جنگ بین ما و او مناظره خواهد بود 3413 03:12:29,159 --> 03:12:32,159 به ما می رسد و آن را به اشتراک می گذاریم 3414 03:12:32,159 --> 03:12:33,159 او گفت 3415 03:12:33,159 --> 03:12:34,159 آیا او خیانتکار است؟ 3416 03:12:34,159 --> 03:12:35,159 گفتم نه 3417 03:12:35,159 --> 03:12:38,159 ما در این مدت از او هستیم 3418 03:12:38,159 --> 03:12:41,159 ما نمی دانیم در آن چه خبر است 3419 03:12:41,159 --> 03:12:42,159 او گفت 3420 03:12:42,159 --> 03:12:48,319 به خدا جز این نمی توانم کلمه ای بگنجانم 3421 03:12:48,319 --> 03:12:49,319 او گفت 3422 03:12:49,319 --> 03:12:52,319 آیا کسی قبل از او این را گفته است؟ 3423 03:12:52,319 --> 03:12:53,319 گفتم نه 3424 03:12:53,319 --> 03:12:56,479 سپس به مترجمش گفت 3425 03:12:56,479 --> 03:12:57,479 بهش بگو 3426 03:12:57,479 --> 03:13:00,479 از شما درباره عزت او در میان شما پرسیدم 3427 03:13:00,479 --> 03:13:03,479 پس ادعا کردی که در میان شما شخص شایسته ای وجود دارد 3428 03:13:03,479 --> 03:13:07,479 به همین ترتیب، پیام رسان ها به حساب افراد خود فرستاده می شوند 3429 03:13:07,479 --> 03:13:11,540 از تو پرسیدم که آیا در میان پدرانش پادشاهی هست؟ 3430 03:13:11,540 --> 03:13:13,540 بنابراین من ادعا کردم نه 3431 03:13:13,540 --> 03:13:14,540 پس گفتم 3432 03:13:14,540 --> 03:13:17,540 اگر یکی از پدرانش پادشاه بود 3433 03:13:17,540 --> 03:13:20,540 گفتم: مردی طالب پادشاهی پدرانش است 3434 03:13:20,540 --> 03:13:22,610 از شما درباره پیروانش پرسیدم 3435 03:13:22,610 --> 03:13:25,610 ضعیفانشان یا بزرگوارانشان؟ 3436 03:13:25,610 --> 03:13:27,610 پس گفتم: بلکه آنها ضعیف هستند. 3437 03:13:27,610 --> 03:13:30,610 آنها پیرو پیامبران هستند 3438 03:13:30,610 --> 03:13:36,610 من از تو پرسیدم که آیا قبل از این که بگوید او را به دروغگویی متهم می کردی؟ 3439 03:13:36,610 --> 03:13:38,610 بنابراین من ادعا کردم نه 3440 03:13:38,610 --> 03:13:42,610 بنابراین می دانستم که او نمی گذارد مردم دروغ بگویند 3441 03:13:42,610 --> 03:13:45,639 بعد می رود و به خدا دروغ می گوید 3442 03:13:45,639 --> 03:13:51,639 از تو پرسیدم که آیا هیچ یک از آنها پس از ورود به دین خود از روی نارضایتی از او مرتد شدند؟ 3443 03:13:51,639 --> 03:13:53,639 بنابراین من ادعا کردم نه 3444 03:13:53,639 --> 03:13:58,700 و ایمان نیز هنگامی که با پرده دلها آمیخته شود 3445 03:13:58,700 --> 03:14:01,700 از شما پرسیدم افزایش یا کاهش می یابد؟ 3446 03:14:01,700 --> 03:14:04,700 پس ادعا کردم که آنها یزید هستند 3447 03:14:04,700 --> 03:14:07,700 و همینطور ایمان تا زمانی که محقق شود 3448 03:14:07,700 --> 03:14:10,700 از تو پرسیدم با او دعوا کردی؟ 3449 03:14:10,700 --> 03:14:12,700 پس ادعا کردی که او را کشته ای 3450 03:14:12,700 --> 03:14:16,700 پس جنگ بین شما و او مناظره خواهد بود 3451 03:14:16,700 --> 03:14:19,700 او شما را می گیرد و شما او را می گیرید 3452 03:14:19,700 --> 03:14:21,700 به همین ترتیب، پیام رسان ها آزمایش می شوند 3453 03:14:21,700 --> 03:14:24,700 آنگاه عاقبت آن به عهده آنها خواهد بود 3454 03:14:24,700 --> 03:14:26,700 از شما پرسیدم که آیا او خیانتکار است؟ 3455 03:14:26,700 --> 03:14:28,700 بنابراین من ادعا کردم که او خیانت نمی کند 3456 03:14:28,700 --> 03:14:31,700 همچنین رسولان خیانت نمی کنند 3457 03:14:31,700 --> 03:14:35,700 از شما پرسیدم آیا کسی قبل از او این را گفته است؟ 3458 03:14:35,700 --> 03:14:37,700 بنابراین من ادعا کردم نه 3459 03:14:37,700 --> 03:14:42,770 پس گفتم: اگر پیش از او کسی این را گفته بود 3460 03:14:42,770 --> 03:14:46,799 گفتم: مردی از قولی پیروی کرد که پیش از او گفته شده بود 3461 03:14:46,799 --> 03:14:49,799 سپس فرمود آنچه به شما امر می کند 3462 03:14:49,799 --> 03:14:55,799 گفتم: ما را به نماز و زکات و پیوند و پاکدامنی امر می کند 3463 03:14:55,799 --> 03:14:59,799 گفت آنچه شما می گویید درست است 3464 03:14:59,799 --> 03:15:01,799 زیرا او پیامبر است 3465 03:15:01,799 --> 03:15:03,799 و من می دانستم که او بیرون است 3466 03:15:03,799 --> 03:15:06,799 فکر نمی کردم او یکی از شما باشد 3467 03:15:06,799 --> 03:15:09,799 حتی اگر بدانم که به او وفادار خواهم بود 3468 03:15:09,799 --> 03:15:11,799 خیلی دوست داشتم با او ملاقات کنم 3469 03:15:11,799 --> 03:15:15,799 اگر با او بودم، پاهایش را می شستم 3470 03:15:15,799 --> 03:15:18,799 و آنچه را که زیر پای اوست به پادشاهی او برسانند 3471 03:15:18,799 --> 03:15:24,829 گفت، سپس نامه رسول خدا صلی الله علیه و آله را خواست 3472 03:15:24,829 --> 03:15:25,829 او آن را خواند 3473 03:15:25,829 --> 03:15:27,829 بنابراین وجود دارد 3474 03:15:27,829 --> 03:15:29,829 بسم الله الرحمن الرحیم 3475 03:15:29,829 --> 03:15:32,829 از محمد رسول الله 3476 03:15:32,829 --> 03:15:34,829 خدای بزرگ رومیان، راقل 3477 03:15:34,829 --> 03:15:37,829 درود بر کسانی که از هدایت پیروی می کنند 3478 03:15:37,829 --> 03:15:39,829 در مورد بعد 3479 03:15:39,829 --> 03:15:42,829 من شما را به تبلیغ اسلام دعوت می کنم 3480 03:15:42,829 --> 03:15:44,829 اسلم ممنون 3481 03:15:44,829 --> 03:15:48,829 و اسلام را بپذیرید خداوند به شما اجر دو چندان بدهد 3482 03:15:48,829 --> 03:15:52,829 اگر برگردی، گناه آرسیان را به دوش خواهی کشید 3483 03:15:52,829 --> 03:15:58,829 ای اهل کتاب، به یک حرف مشترک بین ما و شما بیایید 3484 03:15:58,829 --> 03:16:02,829 جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم 3485 03:16:02,829 --> 03:16:07,829 همدیگر را غیر خدا ربانی نگیرید 3486 03:16:07,829 --> 03:16:11,829 اگر روی گردانند، بگو: شهادت دهید که ما مسلمانیم. 3487 03:16:11,829 --> 03:16:15,059 وقتی خواندن کتاب را تمام کرد 3488 03:16:15,059 --> 03:16:19,059 صدایش بلند شد و زمزمه های زیادی بلند شد 3489 03:16:19,059 --> 03:16:21,059 دستور داد بیرون برویم 3490 03:16:21,059 --> 03:16:25,059 گفت پس وقتی رفتیم به دوستانم گفتم 3491 03:16:25,059 --> 03:16:28,059 ابن ابی کبشه امیر امر شد 3492 03:16:28,059 --> 03:16:32,059 از ملک ابن اسفار نمی ترسد 3493 03:16:32,059 --> 03:16:36,059 من همچنان به فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان دارم 3494 03:16:36,059 --> 03:16:38,059 ظاهر خواهد شد 3495 03:16:38,059 --> 03:16:41,059 تا اینکه خداوند مرا به اسلام آورد 3496 03:16:41,059 --> 03:16:46,149 گفتم شاه هراکلیوس اسلام را ترجیح داد 3497 03:16:46,149 --> 03:16:48,149 و این دنیا بر آخرت 3498 03:16:48,149 --> 03:16:52,149 ابن حبان در صحیح خود با سند صحیح روایت کرده است 3499 03:16:52,149 --> 03:16:56,149 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 3500 03:16:56,149 --> 03:17:00,149 به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت 3501 03:17:00,149 --> 03:17:04,149 ممکن است ببینید که من برای پادشاهی خود می ترسم 3502 03:17:04,149 --> 03:17:09,149 قیصر به رسول خدا صلی الله علیه و آله نامه نوشت 3503 03:17:09,149 --> 03:17:11,149 من مسلمانم 3504 03:17:11,149 --> 03:17:13,149 دینار برایش فرستاد 3505 03:17:13,149 --> 03:17:16,149 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3506 03:17:16,149 --> 03:17:18,149 وقتی کتاب را خواند 3507 03:17:18,149 --> 03:17:20,149 دشمن خدا دروغ گفت 3508 03:17:20,149 --> 03:17:22,149 مسلمان نیست 3509 03:17:22,149 --> 03:17:24,149 او یک مسیحی است 3510 03:17:24,149 --> 03:17:26,149 و دینارها را تقسیم کرد 3511 03:17:26,149 --> 03:17:28,309 حافظ در الفتح گفته است 3512 03:17:28,309 --> 03:17:32,309 آنچه موجب تقویت است این است که راقل حکومت خود را بر ایمان ترجیح داد 3513 03:17:32,309 --> 03:17:34,309 و به بیراهه رفتن ادامه بده 3514 03:17:34,309 --> 03:17:38,309 او در جنگ موته با مسلمانان جنگید 3515 03:17:38,309 --> 03:17:43,309 هشت سال بعد از این داستان بدون آن دو سال 3516 03:17:44,309 --> 03:17:51,780 نامه پیامبر صلی الله علیه و آله به مقوقیس 3517 03:17:51,780 --> 03:17:55,420 حافظ بن کثیر گفت 3518 03:17:55,420 --> 03:17:59,420 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 3519 03:17:59,420 --> 03:18:03,420 حاطب بن ابیب الطاط رضی الله عنه به مقوقیس. 3520 03:18:03,420 --> 03:18:06,420 پادشاه اسکندریه و مصر 3521 03:18:06,420 --> 03:18:09,420 نزديك شد و اسلام بر او ذكر نشد 3522 03:18:09,420 --> 03:18:14,420 برایش هدایا و اشیای عتیقه فرستاد که درود خدا بر او باد 3523 03:18:14,420 --> 03:18:19,540 الطحاوی در شرح خود از مشكل الاثار با سند حسنه روایت كرده است. 3524 03:18:19,540 --> 03:18:22,540 از عبدالرحمن بن عبدالقری می‌گوید: 3525 03:18:22,540 --> 03:18:25,540 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3526 03:18:25,540 --> 03:18:29,540 حاطب بن ابیب الطاط رضی الله عنه مبعوث شد 3527 03:18:29,540 --> 03:18:32,540 به مقوقیس حاکم اسکندریه 3528 03:18:32,540 --> 03:18:35,540 منظورم این است که آن را با او برای او بنویسم 3529 03:18:35,540 --> 03:18:37,540 پس کتابش را پذیرفت 3530 03:18:37,540 --> 03:18:40,540 نسبت به حاطب سخاوتمندتر بود و اقامت بهتری داشت 3531 03:18:41,540 --> 03:18:45,540 سپس او را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد 3532 03:18:45,540 --> 03:18:51,540 او و هیزم شکن یک لیوری و یک قاطر موهای خاکستری با زین به او هدیه کردند. 3533 03:18:51,540 --> 03:18:55,540 و دو کنیز که یکی از آنها ام ابراهیم بود 3534 03:18:55,540 --> 03:19:00,540 و اما آن را به جهم بن قیس العبدری داد 3535 03:19:00,540 --> 03:19:02,540 او مادر زکری بن جهم است 3536 03:19:02,540 --> 03:19:07,540 که جانشین عمر بن العاص رضی الله عنه در مصر بود 3537 03:19:07,540 --> 03:19:11,579 الطحاوی در شرح خود از مشكل الاثار با سند حسنه روایت كرده است. 3538 03:19:11,579 --> 03:19:13,579 در مورد بریده فرمود: 3539 03:19:13,579 --> 03:19:18,579 شاهزاده قبطی آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه کرد. 3540 03:19:18,579 --> 03:19:22,579 دو خواهر قبطی زن و یک قاطر 3541 03:19:22,579 --> 03:19:28,579 و اما قاطر، رسول خدا صلی الله علیه و آله سوار آن می شد. 3542 03:19:28,579 --> 03:19:32,579 در مورد یکی از دو کنیز، او آسان شده است 3543 03:19:32,579 --> 03:19:34,579 او ابراهیم را به دنیا آورد 3544 03:19:35,579 --> 03:19:41,739 و اما آن را حسن بن ثابت انصاریه رضی الله عنه. 3545 03:19:41,739 --> 03:19:46,739 امام طهاوی در شرح مشکل الاثار با سند ضعیف روایت کرده است. 3546 03:19:46,739 --> 03:19:50,739 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 3547 03:19:50,739 --> 03:19:55,739 مقوقیس حاکم مصر آن را به عنوان هدیه به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تقدیم کرد. 3548 03:19:55,739 --> 03:19:57,739 یک لیوان شیشه ای 3549 03:19:57,739 --> 03:19:59,739 او در آن مشروب می خورد 3550 03:19:59,739 --> 03:20:08,719 پیامبر صلی الله علیه و آله فتح ایران و رومیان و مصر را بشارت داد. 3551 03:20:08,719 --> 03:20:12,200 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 3552 03:20:12,200 --> 03:20:15,200 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 3553 03:20:15,200 --> 03:20:19,200 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3554 03:20:19,200 --> 03:20:23,200 اگر در اثر شکستگی از بین برود، پس از آن شکستگی وجود ندارد 3555 03:20:23,200 --> 03:20:26,200 اگر سزار بمیرد بعد از او سزاری وجود نخواهد داشت 3556 03:20:26,200 --> 03:20:29,200 سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست 3557 03:20:29,200 --> 03:20:33,200 گنج های خود را در راه خدا انفاق کنند 3558 03:20:33,200 --> 03:20:35,329 حافظ بن کثیر گفت 3559 03:20:35,329 --> 03:20:42,329 این خبر بزرگی است که پادشاه روم هرگز به سرزمین شام باز نخواهد گشت 3560 03:20:42,329 --> 03:20:44,489 امام نووی فرمودند 3561 03:20:44,489 --> 03:20:47,489 شافعی و علمای دیگر گفتند 3562 03:20:47,489 --> 03:20:50,489 یعنی در عراق شکسته نمی شود 3563 03:20:50,489 --> 03:20:52,489 هیچ سزاری در شام وجود ندارد 3564 03:20:52,489 --> 03:20:56,489 چنانکه در زمان او بود، رضی الله عنه 3565 03:20:57,489 --> 03:21:01,489 وی ما را از توقف حکومت آنها در این دو منطقه خبر داد 3566 03:21:01,489 --> 03:21:05,489 چنان بود که او رضی الله عنه گفت 3567 03:21:05,489 --> 03:21:08,489 و اما وقفه، برش ملک اوست 3568 03:21:08,489 --> 03:21:11,489 و به طور کامل از روی تمام زمین ناپدید شد 3569 03:21:11,489 --> 03:21:14,489 پادشاهی او کاملاً از هم پاشیده شد 3570 03:21:14,489 --> 03:21:19,489 با ندای رسول خدا صلی الله علیه و آله از بین رفت 3571 03:21:19,489 --> 03:21:22,489 در مورد سزار، او در شام شکست خورد 3572 03:21:22,489 --> 03:21:25,489 او وارد دورترین نقاط کشورش شد 3573 03:21:25,489 --> 03:21:28,489 مسلمانان کشورشان را فتح کردند 3574 03:21:28,489 --> 03:21:31,489 برای مسلمانان تثبیت شد الحمدلله 3575 03:21:31,489 --> 03:21:35,489 مسلمانان گنج های خود را در راه خدا انفاق کردند 3576 03:21:35,489 --> 03:21:39,489 چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3577 03:21:39,489 --> 03:21:42,489 اینها معجزات ظاهری است 3578 03:21:42,489 --> 03:21:45,709 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 3579 03:21:45,709 --> 03:21:49,709 از جابر بن سمره رضی الله عنه گفت 3580 03:21:49,709 --> 03:21:53,709 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود 3581 03:21:53,709 --> 03:21:56,709 برای گشودن باندی از مسلمانان 3582 03:21:56,709 --> 03:21:58,709 یا از مؤمنان 3583 03:21:58,709 --> 03:22:02,899 گنج خاندان کسری در العبیض است 3584 03:22:02,899 --> 03:22:05,899 و به عبارت دیگر در صحیح مسلم 3585 03:22:05,899 --> 03:22:09,899 از جابر بن سمره رضی الله عنه گفت 3586 03:22:09,899 --> 03:22:12,899 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3587 03:22:12,899 --> 03:22:15,899 برای مسلمانان سخت است 3588 03:22:15,899 --> 03:22:17,899 کاخ سفید را باز می کنند 3589 03:22:17,899 --> 03:22:20,899 خانه کسری یا خاندان کسری 3590 03:22:20,899 --> 03:22:24,290 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 3591 03:22:24,290 --> 03:22:27,290 از ابوذر رضی الله عنه گفت 3592 03:22:27,290 --> 03:22:31,290 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3593 03:22:31,290 --> 03:22:34,290 شما مصر را فتح خواهید کرد 3594 03:22:34,290 --> 03:22:37,290 سرزمینی است که در آن قیراط نامیده می شود 3595 03:22:37,290 --> 03:22:41,290 اگر باز کردی به مردمش نیکی کن 3596 03:22:41,290 --> 03:22:44,290 زیرا آنها محافظت و رحمت دارند 3597 03:22:44,290 --> 03:22:47,290 یا فرمود: ذمه و داماد 3598 03:22:47,290 --> 03:22:49,350 امام نووی فرمودند 3599 03:22:49,350 --> 03:22:53,479 و اما ذمه حرمت و حق است 3600 03:22:53,479 --> 03:22:56,479 در اینجا به معنای سرزنش است 3601 03:22:56,479 --> 03:23:01,479 در مورد خویشاوندی، دلیل آن این است که هاجر، مادر اسماعیل، یکی از آنها بوده است. 3602 03:23:01,479 --> 03:23:06,479 و اما عروس، ماریا، مادر ابراهیم، یکی از آنها بود 3603 03:23:06,700 --> 03:23:09,700 حکیم در المستدرک و الطحاوی روایت کرده است 3604 03:23:09,700 --> 03:23:12,700 در توضیح مشکل اثرات با زنجیره انتقال معتبر 3605 03:23:12,700 --> 03:23:16,700 قال عن کعب بن مالک رضی الله عنه 3606 03:23:16,700 --> 03:23:19,700 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3607 03:23:19,700 --> 03:23:24,700 وقتی مصر را فتح کردید با قبطی ها خوب رفتار کنید 3608 03:23:24,700 --> 03:23:27,700 زیرا آنها محافظت و رحمت دارند 3609 03:23:27,700 --> 03:23:31,799 طبرانی در المعجم الکبیر با سند صحیح نقل کرده است. 3610 03:23:31,799 --> 03:23:35,799 از ام سلمه رضی الله عنه گفت 3611 03:23:35,799 --> 03:23:40,799 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وصیت کرد 3612 03:23:40,799 --> 03:23:44,799 خداوند گفت: «خدا در قبطیان مصر است.» 3613 03:23:44,799 --> 03:23:47,799 شما بر روی آنها ظاهر خواهید شد 3614 03:23:47,799 --> 03:23:52,799 آنها پشتیبان و یاور شما در راه خدا خواهند بود 3615 03:23:52,799 --> 03:23:57,979 تهاجم میمون یا جنگل 3616 03:23:57,979 --> 03:24:03,139 جنگ ذی قَرد بعد از حدیبیه اتفاق افتاد 3617 03:24:03,139 --> 03:24:07,139 سه روز قبل از جنگ خیبر به نظر صحیح 3618 03:24:07,139 --> 03:24:13,139 هنگامی که در صحیح مسلم به سلمه بن الاکوا رضی الله عنه ثابت شد. 3619 03:24:13,139 --> 03:24:16,139 او گفت که قهرمان این نبرد بود 3620 03:24:16,139 --> 03:24:20,139 با رسول خدا صلی الله علیه و آله به حدیبیه آمدیم. 3621 03:24:20,139 --> 03:24:23,139 ما هزار و چهارصد نفریم 3622 03:24:23,139 --> 03:24:26,139 سپس خبر غزوه ذو قَرد را آورد 3623 03:24:26,139 --> 03:24:31,139 با رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه بازگشتند 3624 03:24:31,139 --> 03:24:36,139 سپس فرمود: به خدا قسم فقط سه شب ماندیم. 3625 03:24:36,139 --> 03:24:42,260 تا اینکه با رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر رفتیم 3626 03:24:42,260 --> 03:24:44,260 امام بیهقی فرمودند 3627 03:24:44,260 --> 03:24:48,260 شکی نیست که بعد از حدیبیه بوده است 3628 03:24:48,260 --> 03:24:53,260 در حدیث سلمه بن الاکوا رضی الله عنه در این باره آمده است. 3629 03:24:53,260 --> 03:24:56,299 امام بن قیم گفت 3630 03:24:56,299 --> 03:25:00,299 آنها شامل گروهی از مردم بودند که می جنگیدند و راهپیمایی می کردند 3631 03:25:00,299 --> 03:25:03,299 ذکر کردند که قبل از حدیبیه بوده است 3632 03:25:03,299 --> 03:25:08,729 دلیل این تهاجم 3633 03:25:08,729 --> 03:25:13,340 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند و قول مسلم است 3634 03:25:13,340 --> 03:25:17,340 از سلمه بن العکواء رضی الله عنه می فرماید 3635 03:25:17,340 --> 03:25:20,340 قبل از تماس اول رفتم 3636 03:25:20,340 --> 03:25:23,340 یعنی قبل از اذان دادن 3637 03:25:23,340 --> 03:25:29,340 واکسن رسول خدا صلی الله علیه و آله با میمون چرا می کرد. 3638 03:25:29,340 --> 03:25:35,340 گفت: پسری از عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه با من ملاقات کرد 3639 03:25:35,340 --> 03:25:40,340 گفت: واکسن رسول خدا صلی الله علیه و آله را زدم 3640 03:25:40,340 --> 03:25:43,340 گفتم کی گرفته؟ 3641 03:25:43,340 --> 03:25:46,340 قطفان گفت 3642 03:25:46,340 --> 03:25:49,340 گفت و من سه بار جیغ زدم 3643 03:25:49,340 --> 03:25:51,340 اوه صبح 3644 03:25:51,340 --> 03:25:54,340 پس شنیدم که بین دو شهر آن شهر چه بود 3645 03:25:54,340 --> 03:25:59,459 سپس با عجله روی صورتم دویدم تا اینکه آنها را با میمون گرفتار کردم 3646 03:25:59,459 --> 03:26:02,620 و به عبارت دیگر در صحیح مسلم 3647 03:26:02,620 --> 03:26:05,620 سلامه رضی الله عنه گفت 3648 03:26:05,620 --> 03:26:10,620 رسول خدا صلی الله علیه و آله او را با رباح بازگرداند 3649 03:26:10,620 --> 03:26:15,620 بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و من با او هستم 3650 03:26:15,620 --> 03:26:18,659 لباس طلحه با او بیرون رفت 3651 03:26:18,659 --> 03:26:20,659 با پشت صداش می کنم 3652 03:26:20,659 --> 03:26:22,719 وقتی شدیم 3653 03:26:22,719 --> 03:26:29,719 پس عبدالرحمن فزاری به پشت رسول خدا صلی الله علیه و آله حمله کرد. 3654 03:26:29,719 --> 03:26:33,719 تمام گروه بر او خشمگین شدند و چوپان او را کشتند 3655 03:26:33,719 --> 03:26:35,780 پس گفتم ای رباح 3656 03:26:35,780 --> 03:26:37,780 این اسب را بردار 3657 03:26:37,780 --> 03:26:40,780 طلحه بن عبیدالله به او خبر داد 3658 03:26:40,780 --> 03:26:46,780 رسول خدا صلی الله علیه و آله از هجوم مشرکان به قصر او خبر داد. 3659 03:26:46,780 --> 03:26:53,829 تعقیب سلامه رضی الله عنه غطافان 3660 03:26:53,829 --> 03:26:57,569 سلامه رضی الله عنه گفت 3661 03:26:57,569 --> 03:27:01,569 سپس با شمشیر و زره به دنبال مردم رفتم 3662 03:27:01,569 --> 03:27:04,569 بنابراین شروع کردم به دور انداختن آنها و عقیم کردنشان 3663 03:27:04,569 --> 03:27:06,569 آن وقت است که درختان زیاد است 3664 03:27:06,569 --> 03:27:09,569 اگر به فارس برگردد 3665 03:27:09,569 --> 03:27:11,569 او را در ریشه درختی نشستم 3666 03:27:11,569 --> 03:27:13,569 بعد انداختم 3667 03:27:13,569 --> 03:27:17,569 فارس مرا نمی پذیرفت مگر اینکه از او آبروریزی می کردم 3668 03:27:17,569 --> 03:27:19,569 بنابراین در حالی که می گفتم شروع به پرتاب آنها کردم 3669 03:27:19,569 --> 03:27:21,569 من پسر العکوعی هستم 3670 03:27:21,569 --> 03:27:24,569 امروز ربع است 3671 03:27:24,569 --> 03:27:26,569 او به یکی از آنها پیوست 3672 03:27:26,569 --> 03:27:29,569 پس او را در حالی که بر شتر خود بود انداختم 3673 03:27:29,569 --> 03:27:31,569 تیر من به مرد می افتد 3674 03:27:31,569 --> 03:27:33,569 تا اینکه شانه اش صاف شد 3675 03:27:33,569 --> 03:27:35,569 پس گفتم بگیر 3676 03:27:35,569 --> 03:27:37,569 من پسر العکوعی هستم 3677 03:27:37,569 --> 03:27:39,569 امروز ربع است 3678 03:27:39,569 --> 03:27:41,569 اگر در میان درختان هستید 3679 03:27:41,569 --> 03:27:43,569 من آنها را با تیر سوزاندم 3680 03:27:43,569 --> 03:27:45,569 اگر چین ها ناراحت کننده شوند 3681 03:27:45,569 --> 03:27:47,569 از کوه بالا رفتم 3682 03:27:47,569 --> 03:27:49,569 آنها را با سنگ جدا کنید 3683 03:27:49,569 --> 03:27:52,569 این هنوز کار من و آنهاست 3684 03:27:52,569 --> 03:27:54,569 دنبالشان می روم و می لرزم 3685 03:27:54,569 --> 03:28:00,569 تا اینکه خداوند از پشت رسول خدا صلی الله علیه و آله چیزی خلق نکرد 3686 03:28:00,569 --> 03:28:03,569 جز اینکه من او را پشت سر گذاشتم 3687 03:28:03,569 --> 03:28:06,569 بنابراین او را از دست آنها نجات دادم 3688 03:28:06,569 --> 03:28:08,569 سپس آنها را دور انداختم 3689 03:28:08,569 --> 03:28:11,569 تا اینکه بیش از سی نیزه پرتاب کردند 3690 03:28:11,569 --> 03:28:15,569 و بیش از سی مورد اهانت را کم اهمیت می دانند 3691 03:28:15,569 --> 03:28:18,569 آنها هیچ کدام از آن را دریافت نمی کنند 3692 03:28:18,569 --> 03:28:21,569 جز اینکه روی آن سنگ گذاشته بودند 3693 03:28:21,569 --> 03:28:25,569 در راه رسول خدا صلی الله علیه و آله جمع آوری شد 3694 03:28:25,569 --> 03:28:28,569 حتی اگر بعد از ظهر طولانی شود 3695 03:28:28,569 --> 03:28:31,569 عیینه بن بدر فزاری آنها را شکست داد 3696 03:28:31,569 --> 03:28:33,569 آنها را گسترش دهید 3697 03:28:33,569 --> 03:28:35,569 آنها در یک چین محکم قرار دارند 3698 03:28:35,569 --> 03:28:37,569 سپس از کوه بالا رفتم 3699 03:28:37,569 --> 03:28:39,569 من بالاتر از آنها هستم 3700 03:28:39,569 --> 03:28:41,569 اوینا گفت 3701 03:28:41,569 --> 03:28:43,569 این چیه که من میبینم؟ 3702 03:28:43,569 --> 03:28:44,569 گفتند 3703 03:28:44,569 --> 03:28:46,569 اینجوری پیداش کردیم 3704 03:28:46,569 --> 03:28:48,569 یعنی شدت 3705 03:28:48,569 --> 03:28:51,569 چه سحر و جادوی ما را تا به حال رها کرده است 3706 03:28:51,569 --> 03:28:54,569 و همه چیز را به دست خودمان بگیریم 3707 03:28:54,569 --> 03:28:56,569 و آن را پشت سرش بگذار 3708 03:28:56,569 --> 03:28:57,569 اوینا گفت 3709 03:28:57,569 --> 03:29:01,569 اگر نبود که این شخص می بیند که پشت سرش مطالبه ای هست 3710 03:29:01,569 --> 03:29:03,569 او شما را ترک کرد 3711 03:29:03,569 --> 03:29:05,569 بگذار برخی از شما پیش او بیایند 3712 03:29:05,569 --> 03:29:08,569 پس گروهی چهار نفره نزد او برخاستند 3713 03:29:08,569 --> 03:29:10,569 پس از کوه بالا رفتند 3714 03:29:10,569 --> 03:29:12,569 وقتی صدایشان را به گوششان رساندم 3715 03:29:12,569 --> 03:29:13,569 گفتم 3716 03:29:13,569 --> 03:29:15,569 منو میشناسی؟ 3717 03:29:15,569 --> 03:29:17,569 گفتند تو کی هستی؟ 3718 03:29:17,569 --> 03:29:18,569 گفتم 3719 03:29:18,569 --> 03:29:20,569 من پسر العکوه هستم 3720 03:29:20,569 --> 03:29:24,569 و آن که چهره محمد صلی الله علیه و آله و سلم را گرامی داشت 3721 03:29:24,569 --> 03:29:26,569 هیچ مردی از من از شما درخواست نخواهد کرد 3722 03:29:26,569 --> 03:29:27,569 و از من سبقت می گیرد 3723 03:29:27,569 --> 03:29:30,569 من آن را نمی خواهم و دلم برایش تنگ شده است 3724 03:29:30,569 --> 03:29:36,940 خروج رسول الله صلی الله علیه وسلم 3725 03:29:36,940 --> 03:29:38,940 به درخواست مردم 3726 03:29:38,940 --> 03:29:42,479 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید 3727 03:29:42,479 --> 03:29:46,479 سیّه سلامة بن الاکوا رضی الله عنه 3728 03:29:46,479 --> 03:29:48,479 او در شهر فریاد زد 3729 03:29:48,479 --> 03:29:50,479 هراس هراس 3730 03:29:50,479 --> 03:29:55,479 اسبها به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله لشکر کشیدند 3731 03:29:55,479 --> 03:30:01,479 اولین کسی که به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید یکی از شوالیه ها بود 3732 03:30:01,479 --> 03:30:04,479 مقداد بن عمر رضی الله عنه 3733 03:30:04,479 --> 03:30:12,479 سپس اولین شوالیه ای بود که پس از مقداد از انصار در مقابل رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستاد. 3734 03:30:12,479 --> 03:30:15,479 عباد بن بشر رضی الله عنه 3735 03:30:15,479 --> 03:30:17,479 و سعد بن زید 3736 03:30:17,479 --> 03:30:19,479 و اسید بن ضحیر 3737 03:30:19,479 --> 03:30:21,479 و عکاشه بن محسن 3738 03:30:21,479 --> 03:30:23,479 محرز بن ندله 3739 03:30:23,479 --> 03:30:26,479 و ابو قتاده الحارث بن ربیع 3740 03:30:26,479 --> 03:30:30,479 و ابوعیاش عبید بن زید بن السمیث 3741 03:30:30,479 --> 03:30:33,479 خداوند از همه آنها راضی باشد 3742 03:30:33,479 --> 03:30:37,479 وقتی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جمع شدند 3743 03:30:37,479 --> 03:30:41,479 سعد بن زید رضی الله عنه به آنها دستور داد 3744 03:30:41,479 --> 03:30:45,479 سپس گفت: برای جستجوی مردم بیرون بروید. 3745 03:30:45,479 --> 03:30:48,479 تا اینکه در میان مردم به تو ملحق شوم 3746 03:30:48,479 --> 03:30:50,479 سلامه رضی الله عنه گفت 3747 03:30:50,479 --> 03:30:52,479 من هنوز روی صندلی خودم نشستم 3748 03:30:52,479 --> 03:30:59,479 تا اینکه به سواره نظام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نگاه کردم که از میان درختان عبور می کردند. 3749 03:30:59,479 --> 03:31:01,479 و اگر اولین آنها 3750 03:31:01,479 --> 03:31:03,479 آکرومیون آکرومیون 3751 03:31:03,479 --> 03:31:06,479 او محرز بن ندله رضی الله عنه است 3752 03:31:06,479 --> 03:31:11,479 پس از او ابو قتاده شوالیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 3753 03:31:11,479 --> 03:31:14,479 با الگو گرفتن از ابوقتاده 3754 03:31:14,479 --> 03:31:17,479 مقداد بن عمر رضی الله عنه 3755 03:31:17,479 --> 03:31:21,479 گفت: مشرکان مکر هستند. 3756 03:31:21,479 --> 03:31:23,479 پس از کوه پایین آمدم 3757 03:31:23,479 --> 03:31:26,479 پس افسار مادیان اهرام را به دست گرفتم 3758 03:31:26,479 --> 03:31:28,479 و به او گفتم ای اخرم 3759 03:31:28,479 --> 03:31:32,479 بنابراین مردم، منظورم این است که مراقب آنها باشید 3760 03:31:32,479 --> 03:31:35,479 من مطمئن نیستم که آنها شما را قطع کنند 3761 03:31:35,479 --> 03:31:40,479 پس ادامه داد تا اینکه به رسول خدا صلی الله علیه و آله و یارانش رسید. 3762 03:31:40,479 --> 03:31:43,479 گفت ای سلمه 3763 03:31:43,479 --> 03:31:46,479 اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید 3764 03:31:46,479 --> 03:31:50,479 و می دانید که بهشت واقعی و جهنم واقعی است 3765 03:31:50,479 --> 03:31:53,479 بین من و شهادت راه حلی نیست 3766 03:31:53,479 --> 03:31:54,479 او گفت 3767 03:31:54,479 --> 03:31:56,479 بنابراین اجازه دادم اسبش مهار شود 3768 03:31:56,479 --> 03:31:59,479 او به عبدالرحمن بن عیینه می پیوندد 3769 03:31:59,479 --> 03:32:02,479 عبدالرحمن با او همدردی می کند 3770 03:32:02,479 --> 03:32:04,479 دو بار با هم مخالفت کردند 3771 03:32:04,479 --> 03:32:07,479 پس اخرم را به عبدالرحمن بست 3772 03:32:07,479 --> 03:32:10,479 عبدالرحمن او را با چاقو زد و او را کشت 3773 03:32:10,479 --> 03:32:13,479 عبدالرحمن رو به اسب الاخرام کرد 3774 03:32:14,479 --> 03:32:18,479 پس ابوقتاده رضی الله عنه به عبدالرحمن پیوست 3775 03:32:18,479 --> 03:32:20,479 دو بار با هم مخالفت کردند 3776 03:32:20,479 --> 03:32:22,479 پس ابوقتاده را کشت 3777 03:32:22,479 --> 03:32:25,479 ابو قتاده او را کشت 3778 03:32:25,479 --> 03:32:29,510 ابوقتاده رو به اسب الاخرام کرد 3779 03:32:29,510 --> 03:32:32,510 سپس به دنبال مردم دوان دوان بیرون رفتم 3780 03:32:32,510 --> 03:32:38,510 حتی من از غبار اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله چیزی نمی بینم 3781 03:32:38,510 --> 03:32:43,510 قبل از غروب آفتاب آنها را برای مردم آنجا می آورند 3782 03:32:43,510 --> 03:32:45,510 به او میمون می گویند 3783 03:32:45,510 --> 03:32:47,510 می خواستند از آن بنوشند 3784 03:32:47,510 --> 03:32:50,510 دیدند که دنبالشان دویدم 3785 03:32:50,510 --> 03:32:52,510 پس با او مهربان بودند 3786 03:32:52,510 --> 03:32:54,510 آنها در چین تشدید شدند 3787 03:32:54,510 --> 03:32:56,510 چین با نثر 3788 03:32:56,510 --> 03:32:58,510 و خورشید غروب کرد 3789 03:32:58,510 --> 03:33:00,510 سپس یک مرد را بگیرید و به او شلیک کنید 3790 03:33:00,510 --> 03:33:02,510 پس گفتم بگیر 3791 03:33:02,510 --> 03:33:04,510 من پسر العکوه هستم 3792 03:33:04,510 --> 03:33:06,510 امروز روز کودک است 3793 03:33:07,510 --> 03:33:08,510 و او گفت 3794 03:33:08,510 --> 03:33:09,510 اوه وزن مادرم 3795 03:33:09,510 --> 03:33:11,510 آرنج قرقره 3796 03:33:11,510 --> 03:33:16,510 یعنی شما همانی هستید که اوایل امروز ما را دنبال کردید 3797 03:33:16,510 --> 03:33:17,510 گفتم بله 3798 03:33:17,510 --> 03:33:19,510 یعنی یک دشمن و خودش 3799 03:33:19,510 --> 03:33:22,510 همونی بود که با توپ پرت کردم 3800 03:33:22,510 --> 03:33:24,510 سپس یک تیر دیگر به دنبال آن آمد 3801 03:33:24,510 --> 03:33:26,510 یک تیر به آن چسبیده است 3802 03:33:26,510 --> 03:33:29,510 آنها دو اسب را پشت سر می گذارند 3803 03:33:29,510 --> 03:33:34,510 پس آنها را آوردم و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بردم 3804 03:33:34,510 --> 03:33:37,510 و بر آبی است که آنها را از آن حل کردم 3805 03:33:37,510 --> 03:33:39,510 با یک میمون 3806 03:33:39,510 --> 03:33:43,510 سپس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در میان پانصد نفر بود 3807 03:33:43,510 --> 03:33:47,510 و اینک بلال مقداری از هویج هایی را که من بر جای گذاشته بودم ذبح کرده بود 3808 03:33:47,510 --> 03:33:53,510 مقداری از جگر و کوهان آن را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله کباب کرد. 3809 03:33:53,510 --> 03:33:57,510 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم 3810 03:33:57,510 --> 03:33:59,510 پس گفتم یا رسول الله 3811 03:33:59,510 --> 03:34:03,510 بگذار صد تا از دوستانت را انتخاب کنم 3812 03:34:03,510 --> 03:34:06,510 پس کفار را به طوفان گرفت 3813 03:34:06,510 --> 03:34:10,510 در میان آنها هیچ خبر دهنده ای باقی نمانده جز اینکه من او را می کشم 3814 03:34:10,510 --> 03:34:14,510 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3815 03:34:14,510 --> 03:34:17,510 اینکارو کردی سلامه؟ 3816 03:34:17,510 --> 03:34:20,510 گفتم بله و چه کسی شما را گرامی داشته است 3817 03:34:20,510 --> 03:34:23,510 رسول خدا صلی الله علیه و آله خندید 3818 03:34:23,510 --> 03:34:27,610 تا اینکه صورتش را زیر نور آتش دیدم 3819 03:34:27,610 --> 03:34:31,610 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3820 03:34:31,610 --> 03:34:34,610 آنها اکنون سرزمین غطافان را تصدیق کرده اند 3821 03:34:34,610 --> 03:34:37,610 بعد مردی از غطافان آمد 3822 03:34:37,610 --> 03:34:41,610 گفت: از فلان الغطفانی بیا. 3823 03:34:41,610 --> 03:34:43,610 بنابراین ما برای آنها هویج می سوزانیم 3824 03:34:43,610 --> 03:34:47,610 گفت وقتی شروع کردند به تراشیدن پوستش 3825 03:34:47,610 --> 03:34:51,610 غبار آن را دیدند، آن را رها کردند و ربا گرفتند 3826 03:34:51,610 --> 03:34:56,770 صبح که رسیدیم، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود 3827 03:34:56,770 --> 03:35:00,770 بهترین شوالیه امروز ما ابوقتاده است 3828 03:35:00,770 --> 03:35:03,770 بهترین مردان ما در امان هستند 3829 03:35:03,770 --> 03:35:07,770 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به من داد 3830 03:35:07,770 --> 03:35:10,770 هم تیرهای پا و هم تیرهای شوالیه 3831 03:35:10,770 --> 03:35:13,770 سپس مرا پشت سر خود به سوى الذابه فرستاد 3832 03:35:13,770 --> 03:35:15,770 بازگشت به شهر 3833 03:35:15,770 --> 03:35:20,770 وقتی نزدیک سحر بین ما و او بود 3834 03:35:20,770 --> 03:35:24,770 در میان مردم مردی از انصار بود که بی سابقه بود 3835 03:35:24,770 --> 03:35:27,770 او فریاد زد: "آیا رقیبی وجود دارد؟" 3836 03:35:27,770 --> 03:35:30,770 آیا مردی هست که به شهر مسابقه دهد؟ 3837 03:35:30,770 --> 03:35:32,770 این را بارها تکرار کرد 3838 03:35:32,770 --> 03:35:36,770 من پشت سر رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم 3839 03:35:36,770 --> 03:35:39,770 من و مردوی به او گفتیم 3840 03:35:39,770 --> 03:35:43,770 آیا سخاوتمندان را گرامی نمی دارید و از بزرگواران نمی ترسید؟ 3841 03:35:43,770 --> 03:35:48,770 گفت: نه، مگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. 3842 03:35:48,770 --> 03:35:51,770 پس گفتم یا رسول الله 3843 03:35:51,770 --> 03:35:53,770 پدر و مادرم فدای تو باد 3844 03:35:53,770 --> 03:35:56,770 بگذار با آن مرد مسابقه دهم 3845 03:35:56,770 --> 03:36:00,770 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3846 03:36:00,770 --> 03:36:01,770 اگر بخواهید 3847 03:36:01,770 --> 03:36:04,770 گفتم برو پیشت 3848 03:36:04,770 --> 03:36:06,770 پس از شتر خود به راه افتاد 3849 03:36:06,770 --> 03:36:08,770 یعنی پریدن و پریدن 3850 03:36:08,770 --> 03:36:11,770 پاهایم را خم کردم و از روی شتر پریدم 3851 03:36:11,770 --> 03:36:15,770 بعد یکی دو تا افتخار بهش چسبوندم 3852 03:36:15,770 --> 03:36:18,770 یعنی خودم را نگه داشتم 3853 03:36:18,770 --> 03:36:20,770 بعد دویدم 3854 03:36:20,770 --> 03:36:24,770 تا اینکه بهش برسم و با دستم شونه هاشو ببندم 3855 03:36:24,770 --> 03:36:27,770 گفتم تو را کتک زدم، قسم می خورم 3856 03:36:27,770 --> 03:36:29,770 یا کلمه ای شبیه آن 3857 03:36:29,770 --> 03:36:31,770 گفت و خندید 3858 03:36:31,770 --> 03:36:34,770 او گفت که من فکر می کنم 3859 03:36:34,770 --> 03:36:39,370 تا اینکه شهر را معرفی کردیم 3860 03:36:39,370 --> 03:36:42,969 جنگ خیبر 3861 03:36:42,969 --> 03:36:46,969 جنگ خیبر پس از جنگ ذوقرد اتفاق افتاد 3862 03:36:46,969 --> 03:36:49,000 سه شب 3863 03:36:49,000 --> 03:36:53,260 این اتفاق در محرم سال هفتم هجری رخ داد 3864 03:36:53,260 --> 03:36:56,260 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 3865 03:36:56,260 --> 03:37:00,350 از سلمه بن العکواء رضی الله عنه می فرماید 3866 03:37:00,350 --> 03:37:03,350 به خدا فقط سه شب ماندیم 3867 03:37:03,350 --> 03:37:09,350 تا اینکه با رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر رفتیم 3868 03:37:09,350 --> 03:37:12,510 حافظ در تلخیس الحبیر گفته است: 3869 03:37:12,510 --> 03:37:15,510 و اما جنگ خیبر در روز هفتم 3870 03:37:15,510 --> 03:37:19,510 او همان معروفی است که مورد استقبال مردم مغازی است 3871 03:37:19,510 --> 03:37:24,620 دلیل این تهاجم 3872 03:37:24,620 --> 03:37:30,260 خیبر مرکز دسیسه و توطئه علیه مسلمانان بود 3873 03:37:30,260 --> 03:37:33,260 فقط یهودیان در آن زندگی می کنند 3874 03:37:33,260 --> 03:37:39,260 آنها کسانی بودند که احزاب را برای از بین بردن مسلمانان در جنگ خندق جمع کردند 3875 03:37:39,260 --> 03:37:47,260 آنان یهودیان بنی قریده را برانگیختند که در جنگ خندق با رسول خدا صلی الله علیه و آله عهد شکنی کنند. 3876 03:37:47,260 --> 03:37:51,260 آنها قصد ترور پیامبر صلی الله علیه و آله را داشتند 3877 03:37:51,260 --> 03:37:57,260 آنها در جنگ با مسلمانان از قریش با پول و سلاح حمایت کردند 3878 03:37:57,260 --> 03:38:02,299 از بین بردن این خار مخرب مهم بود 3879 03:38:02,299 --> 03:38:07,299 که یکی از دلایل از دست دادن امنیت، امنیت و آرامش است 3880 03:38:07,299 --> 03:38:11,299 درباره شهر پیامبر و کل منطقه 3881 03:38:11,299 --> 03:38:17,250 وعده الهی برای فتح خیبر 3882 03:38:18,790 --> 03:38:26,790 خداوند متعال در کتاب آسمانی خود به رسول خود صلی الله علیه و آله وسلم و مسلمانان وعده فتح خیبر را داده است. 3883 03:38:26,790 --> 03:38:30,790 گوسفندان آن را مخصوصاً به اهل حدیبیه داد 3884 03:38:30,790 --> 03:38:33,790 و خداوند متعال فرمود 3885 03:38:33,790 --> 03:38:40,889 خداوند به شما وعده غنائم فراوانی داده است که می گیرید، پس اینها را برای شما عجله کرد 3886 03:38:40,889 --> 03:38:43,889 مجاهد قول حق تعالی را گفت 3887 03:38:43,889 --> 03:38:47,889 پس به سوی تو بشتاب، این به سوی تو شتاب کرد خیبر 3888 03:38:47,889 --> 03:38:53,020 امام بن جریر طبری در تفسیر این آیه فرمود: 3889 03:38:53,020 --> 03:38:55,020 پس از آن که اظهاراتی در این باره کرد 3890 03:38:55,020 --> 03:38:59,020 بهترین نظر برای تفسیر صحیح این 3891 03:38:59,020 --> 03:39:01,020 آنچه مجاهد گفت 3892 03:39:01,020 --> 03:39:07,020 این همان چیزی است که خداوند آنها را برای سفرشان با فتح قریب الوقوع پاداش داد 3893 03:39:07,020 --> 03:39:10,020 غنایم بسیار خیبر 3894 03:39:10,020 --> 03:39:15,020 زیرا مسلمانان هنوز از حدیبیه غنیمت نگرفته اند 3895 03:39:15,020 --> 03:39:20,020 آنها فتحى نزديكتر از بيعت خود با پيامبر صلى الله عليه و آله نكردند. 3896 03:39:20,020 --> 03:39:25,020 در حدیبیه به آن از فتح خیبر و گوسفندان آن 3897 03:39:25,020 --> 03:39:28,139 و خداوند متعال فرمود 3898 03:39:28,139 --> 03:39:36,139 کسانی که عقب ماندند، می گویند: اگر به سوی غنیمت رهسپار شدی تا آدرون بگیری 3899 03:39:37,139 --> 03:39:42,139 آنها می خواهند کلام خدا را تغییر دهند 3900 03:39:42,139 --> 03:39:45,559 بگو دنبال ما نمی آیی 3901 03:39:45,559 --> 03:39:49,559 این همان چیزی است که خدا قبلاً گفته است 3902 03:39:49,559 --> 03:39:53,559 می گویند: «بلکه به ما حسد می ورزی». 3903 03:39:53,559 --> 03:39:57,559 بلکه فقط کمی فهمیدند 3904 03:39:57,559 --> 03:40:01,069 حافظ بن کثیر گفت 3905 03:40:01,069 --> 03:40:06,069 خداوند متعال می فرماید از بادیه نشینانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را پشت سر گذاشتند برای ما می گوید. 3906 03:40:06,069 --> 03:40:09,069 در جنگ حدیبیه 3907 03:40:09,069 --> 03:40:15,069 هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش برای فتح آن به خیبر رفتند. 3908 03:40:15,069 --> 03:40:19,069 آنها می خواهند که با آنها نزد گوسفندان بروند 3909 03:40:19,069 --> 03:40:25,069 زمان مبارزه با دشمنان، کشتی گرفتن با آنها و صبور بودن با آنها را از دست داده اند 3910 03:40:25,069 --> 03:40:31,069 پس خداوند به رسولش صلی الله علیه و آله وسلم دستور داد که به آنها اجازه ندهد. 3911 03:40:31,069 --> 03:40:34,069 آنها را به خاطر گناهشان مجازات کن 3912 03:40:34,069 --> 03:40:39,069 خداوند متعال به اهل حدیبیه وعده غنائم خیبر را به تنهایی داده است 3913 03:40:39,069 --> 03:40:44,069 هیچ بادیه نشین عقب مانده دیگری به آنها نمی پیوندد 3914 03:40:44,069 --> 03:40:48,069 هیچ چیز دیگری طبق قانون و سرنوشت اتفاق نمی افتد 3915 03:40:48,069 --> 03:40:53,069 به همین دلیل گفت که می خواهند کلام خدا را تغییر دهند 3916 03:40:53,069 --> 03:40:56,069 مجاهد و قتاده و جویبیر گفتند 3917 03:40:56,069 --> 03:41:00,069 قولی است که به اهل حدیبیه داده است 3918 03:41:00,069 --> 03:41:03,069 ابن جریر او را برگزید 3919 03:41:03,069 --> 03:41:11,180 خروج پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی خیبر 3920 03:41:11,180 --> 03:41:16,819 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این غزوه بیرون رفت 3921 03:41:16,819 --> 03:41:19,819 هر که با او جنگ حدیبیه را دید 3922 03:41:19,819 --> 03:41:24,819 جز کسانی که از دنیا رفتند، خداوند از همه آنها راضی باشد 3923 03:41:24,819 --> 03:41:30,889 او از سبعه بن عرفات غفاریه رضی الله عنه برای حکومت مدینه استفاده کرد. 3924 03:41:30,889 --> 03:41:34,889 ابوهریره رضی الله عنه به عنوان مهاجر به مدینه آمد 3925 03:41:34,889 --> 03:41:40,889 این پس از آن بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر عزیمت کرد 3926 03:41:40,889 --> 03:41:45,889 پس سبعه بن عرفتا رضی الله عنه در نماز صبح آمد 3927 03:41:45,889 --> 03:41:52,950 امام احمد در مسند و حکیم در مستدرک به سند صحیح نقل کرده اند. 3928 03:41:52,950 --> 03:41:55,950 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 3929 03:41:55,950 --> 03:42:00,950 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر رفت 3930 03:42:00,950 --> 03:42:05,950 سبعه بن عرفات غفاریه رضی الله عنه را به جانشینی منصوب کرد. 3931 03:42:05,950 --> 03:42:09,950 پس آمدیم و نماز صبح را با او شاهد بودیم 3932 03:42:09,950 --> 03:42:15,950 در ركعت اوّل به اندازه كافى يا عين صد را خواند 3933 03:42:15,950 --> 03:42:19,950 و در دومی، وای بر تندروها 3934 03:42:19,950 --> 03:42:23,979 پس با خود گفتم وای بر پدرم فلانی 3935 03:42:23,979 --> 03:42:28,979 او دو معیار دارد، یکی را رعایت می کند و دیگری را دست کم می گیرد 3936 03:42:28,979 --> 03:42:33,110 پس به سبعه بن عرفطه رضی الله عنه رسیدیم 3937 03:42:33,110 --> 03:42:38,110 پس آماده شدیم و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتیم 3938 03:42:38,110 --> 03:42:44,030 یک روز قبل یا یک روز بعد از باز کردن 3939 03:42:44,030 --> 03:42:49,030 سفر پیامبر صلی الله علیه و آله به خیبر 3940 03:42:49,030 --> 03:42:55,540 رسول خدا صلی الله علیه و آله با لشکر خود به سوی خیبر حرکت کرد 3941 03:42:55,540 --> 03:42:59,540 حوادثی در مسیر آنها به خیبر رخ داد 3942 03:42:59,540 --> 03:43:05,639 این شامل دعای او رضی الله عنه بر حیوانش می شود 3943 03:43:05,639 --> 03:43:11,639 امام مسلم و امام احمد از ابن عمر رضی الله عنه روایت کرده اند که فرمود 3944 03:43:11,639 --> 03:43:16,639 رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که بر الاغی نماز می خواند 3945 03:43:16,639 --> 03:43:19,639 او به سمت خیبر می رود 3946 03:43:19,639 --> 03:43:21,799 امام قرطبی فرمودند 3947 03:43:21,799 --> 03:43:25,799 آنها متفق القول قبول کردند که صحّت بر احدی جایز نیست 3948 03:43:25,799 --> 03:43:28,799 نماز واجب بخواند مگر روی زمین 3949 03:43:28,799 --> 03:43:31,799 به جز در ترس شدید 3950 03:43:31,799 --> 03:43:37,059 ثانیاً کفش عامر بن العکواء رضی الله عنه 3951 03:43:37,059 --> 03:43:43,149 آن دو شيخ در صحيح خود از سلمه بن العكواء رضي الله عنه روايت كرده اند كه فرمود: 3952 03:43:43,149 --> 03:43:48,250 با پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی خیبر بیرون رفتیم 3953 03:43:48,250 --> 03:43:50,250 شب را گذراندیم 3954 03:43:50,250 --> 03:43:53,250 مردی از مردم به عامر گفت 3955 03:43:53,250 --> 03:43:57,250 ای عامر از حرفات به ما گوش نمیدی؟ 3956 03:43:57,250 --> 03:43:59,250 یعنی شوخی های شما 3957 03:43:59,250 --> 03:44:02,250 عامر شاعر بود 3958 03:44:02,250 --> 03:44:04,250 پس رفت تا با مردم صحبت کند 3959 03:44:04,250 --> 03:44:05,250 او می گوید 3960 03:44:05,250 --> 03:44:09,250 خدایا اگر تو نبودی ما هدایت می شویم 3961 03:44:09,250 --> 03:44:12,250 ما را باور نکنید و دعا نکنید 3962 03:44:12,250 --> 03:44:15,250 پس مرا ببخش، تا زمانی که نگه داریم، فدای تو باشم 3963 03:44:15,250 --> 03:44:18,250 و پاهایت را جز برای مدتی ثابت نگه دار 3964 03:44:18,250 --> 03:44:21,250 به سمت ما چاقو پرتاب کردند 3965 03:44:21,250 --> 03:44:24,250 اگر پدرمان سر ما فریاد بزند 3966 03:44:24,250 --> 03:44:27,250 سر ما فریاد زدند 3967 03:44:27,250 --> 03:44:31,469 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3968 03:44:31,469 --> 03:44:33,469 این راننده کیست؟ 3969 03:44:33,469 --> 03:44:34,469 گفتند 3970 03:44:34,469 --> 03:44:36,469 عامر بن العکواء 3971 03:44:36,469 --> 03:44:40,469 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 3972 03:44:40,469 --> 03:44:42,469 خدا رحمتش کند 3973 03:44:42,469 --> 03:44:44,600 مردی از مردم گفت 3974 03:44:44,600 --> 03:44:47,600 واجب است ای پیامبر خدا 3975 03:44:47,600 --> 03:44:49,600 اگر لذت ما نبود 3976 03:44:49,600 --> 03:44:52,889 امام مسلم در صحیح خود افزوده است 3977 03:44:52,889 --> 03:44:55,889 سلامه رضی الله عنه گفت 3978 03:44:55,889 --> 03:44:58,889 و استغفار نکرد رضی الله عنه 3979 03:44:58,889 --> 03:45:00,889 انسان متعلق به اوست 3980 03:45:00,889 --> 03:45:02,889 مگر اینکه شهید شده باشد 3981 03:45:02,889 --> 03:45:08,979 مسلمانان به خیبر می رسند و یورش می برند 3982 03:45:08,979 --> 03:45:13,670 رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد 3983 03:45:13,670 --> 03:45:17,670 با لشکر مبارکش شبانه به سوی خیبر 3984 03:45:17,670 --> 03:45:20,670 و هنگامی که شبانه نزد برخی از مردم آمد 3985 03:45:20,670 --> 03:45:23,670 او آنها را وسوسه نکرد تا اینکه شد 3986 03:45:23,670 --> 03:45:25,670 وقتی شد 3987 03:45:25,670 --> 03:45:27,670 نماز فجر را با دعا بخوانید 3988 03:45:27,670 --> 03:45:29,670 سپس او و یارانش سوار شدند 3989 03:45:29,670 --> 03:45:31,670 سپس به خیبر آمد 3990 03:45:31,670 --> 03:45:34,670 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله ظهور کرد 3991 03:45:34,670 --> 03:45:36,670 روی خیبر زنگ زد 3992 03:45:36,670 --> 03:45:39,770 ابن حبان در صحیح خود روایت کرده است 3993 03:45:39,770 --> 03:45:42,770 الحکیم در المستدرک با سند حسنه 3994 03:45:42,770 --> 03:45:45,770 عن صهیب رضی الله عنه گفت 3995 03:45:45,770 --> 03:45:48,770 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 3996 03:45:48,770 --> 03:45:52,770 روستایی که بخواهد وارد شود ندید 3997 03:45:52,770 --> 03:45:54,770 جز اینکه وقتی او را دید گفت 3998 03:45:54,770 --> 03:45:58,799 خدایا پروردگار هفت آسمان و چه سایه 3999 03:45:58,799 --> 03:46:02,799 و رب الارض هفتگانه و من کم نمی کنم 4000 03:46:02,799 --> 03:46:05,799 و پروردگار بادها و آنچه مهیب است 4001 03:46:05,799 --> 03:46:08,799 و پروردگار شیاطین و آنچه بر من سایه افکنده است 4002 03:46:08,799 --> 03:46:12,799 خیر این روستا و مردمانش را از شما می خواهیم 4003 03:46:12,799 --> 03:46:16,799 از شر آن و شر اهلش به تو پناه می بریم 4004 03:46:16,799 --> 03:46:18,799 و بدی در آن 4005 03:46:18,799 --> 03:46:22,020 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 4006 03:46:22,020 --> 03:46:25,020 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 4007 03:46:25,020 --> 03:46:28,020 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4008 03:46:28,020 --> 03:46:30,020 به خیبر رفت 4009 03:46:30,020 --> 03:46:32,020 شب نزد او آمد 4010 03:46:32,020 --> 03:46:35,020 و هنگامی که مردم در شب آمدند 4011 03:46:35,020 --> 03:46:38,020 او آنها را تا صبح عوض نمی کند 4012 03:46:38,020 --> 03:46:40,149 وقتی شد 4013 03:46:40,149 --> 03:46:43,149 یهودیان با نقشه برداران و دفاتر خود بیرون آمدند 4014 03:46:43,149 --> 03:46:46,149 وقتی او را دیدند گفتند: 4015 03:46:46,149 --> 03:46:48,149 محمد و پنجشنبه 4016 03:46:48,149 --> 03:46:50,149 یعنی محمد و لشکر 4017 03:46:50,149 --> 03:46:53,149 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 4018 03:46:53,149 --> 03:46:55,149 خدا بزرگ است 4019 03:46:55,149 --> 03:46:57,149 خیبر ویران شد 4020 03:46:57,149 --> 03:47:00,149 وقتی در میدان مردم اردو زدیم 4021 03:47:00,149 --> 03:47:03,149 صبح بخیر به کسانی که هشدار می دهند 4022 03:47:03,149 --> 03:47:06,250 و به عبارت دیگر در دو صحیح 4023 03:47:06,250 --> 03:47:08,250 انس رضی الله عنه گفت 4024 03:47:08,250 --> 03:47:11,250 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4025 03:47:11,250 --> 03:47:12,250 خیبر را فتح کرد 4026 03:47:12,250 --> 03:47:16,250 سپس نماز صبح را در قلاس خواندیم 4027 03:47:16,250 --> 03:47:19,250 پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سوار شد 4028 03:47:19,250 --> 03:47:21,250 ابوطلحه سوار شد 4029 03:47:21,250 --> 03:47:24,250 من همنشین ابوطلحه هستم 4030 03:47:24,250 --> 03:47:27,250 وقتی وارد روستا شد گفت: 4031 03:47:27,250 --> 03:47:29,250 خدا بزرگ است 4032 03:47:29,250 --> 03:47:30,250 خیبر ویران شد 4033 03:47:30,250 --> 03:47:34,250 وقتی در میدان مردم اردو زدیم 4034 03:47:34,250 --> 03:47:37,250 صبح بخیر به کسانی که هشدار می دهند 4035 03:47:37,250 --> 03:47:39,340 امام سهیلی فرمودند 4036 03:47:39,340 --> 03:47:43,340 گفتار او رضی الله عنه که آنها را دید 4037 03:47:43,340 --> 03:47:44,340 خدا بزرگ است 4038 03:47:44,340 --> 03:47:46,340 خیبر ویران شد 4039 03:47:46,340 --> 03:47:48,340 خوش بینی در آن نهفته است 4040 03:47:48,340 --> 03:47:52,340 چون نقشه بردار و نقشه بردار را دید 4041 03:47:52,340 --> 03:47:55,340 دستگاه تخریب و گودبرداری است 4042 03:47:55,340 --> 03:47:57,340 اگر چه کلمه مسح 4043 03:47:57,340 --> 03:47:59,340 از نابودی زمین 4044 03:47:59,340 --> 03:48:00,340 اگر پوستش را بکنید 4045 03:48:00,340 --> 03:48:05,340 این نشان دهنده ویرانی شهر تحت نظارت او بود 4046 03:48:05,340 --> 03:48:10,899 قلعه های خیبر 4047 03:48:10,899 --> 03:48:14,219 خیبر دژی است تسخیر ناپذیر 4048 03:48:14,219 --> 03:48:17,219 قلعه های آن به دو قسمت تقسیم می شود 4049 03:48:17,219 --> 03:48:18,219 اولا 4050 03:48:18,219 --> 03:48:19,319 اولا 4051 03:48:46,639 --> 03:48:50,040 شروع کن دعوا 4052 03:48:50,040 --> 03:48:53,040 و دژ نرمی را گشود 4053 03:48:53,040 --> 03:48:58,170 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر رسید 4054 03:48:58,170 --> 03:49:01,170 آن را محکم پس از استحکام محاصره کرد 4055 03:49:01,170 --> 03:49:04,170 اولین قلعه ای که مسلمانان فتح کردند 4056 03:49:04,170 --> 03:49:06,170 قلعه نرمی است 4057 03:49:06,170 --> 03:49:09,170 برای زمانی که مردم صف کشیده اند 4058 03:49:09,170 --> 03:49:12,170 مرحب بیرون آمد و خواستار دوئل شد 4059 03:49:12,170 --> 03:49:16,170 عامر بن الاکوا رضی الله عنه بر او ظاهر شد 4060 03:49:16,170 --> 03:49:19,170 آن دو شیخ در صحیح یهم روایت کرده اند 4061 03:49:19,170 --> 03:49:21,170 تلفظ برای مسلمان است 4062 03:49:21,170 --> 03:49:24,170 از سلمه بن العکواء رضی الله عنه می فرماید 4063 03:49:24,170 --> 03:49:27,170 وقتی به خیبر آمدیم 4064 03:49:27,170 --> 03:49:29,170 پادشاه آنها به استقبال آمد 4065 03:49:29,170 --> 03:49:31,170 با شمشیر بالا می آید 4066 03:49:31,170 --> 03:49:32,170 و او می گوید 4067 03:49:32,170 --> 03:49:35,170 خیبر یاد گرفته که خوش آمدم 4068 03:49:35,170 --> 03:49:38,170 سازنده سلاح یک قهرمان اثبات شده است 4069 03:49:38,170 --> 03:49:41,170 اگر جنگ ها بیاید، آنها خشمگین می شوند 4070 03:49:41,170 --> 03:49:43,170 او گفت 4071 03:49:43,170 --> 03:49:45,170 عمویم عامر بر او ظاهر شد 4072 03:49:45,170 --> 03:49:46,170 و او گفت 4073 03:49:46,170 --> 03:49:49,170 خیبر آموخته است که من عامر هستم 4074 03:49:49,170 --> 03:49:52,170 Weapon Shack یک قهرمان ماجراجو است 4075 03:49:52,170 --> 03:49:55,229 پس دو بار با هم اختلاف کردند 4076 03:49:55,229 --> 03:49:58,229 شمشیر مرحب در سپر عامر افتاد 4077 03:49:58,229 --> 03:50:01,229 عامر برای او پایین رفت 4078 03:50:01,229 --> 03:50:03,229 از پایین به او ضربه بزند 4079 03:50:03,229 --> 03:50:05,229 شمشیرش را به خودش پس داد 4080 03:50:05,229 --> 03:50:07,229 خط چشمش را برید 4081 03:50:07,229 --> 03:50:09,229 و روحش در آن بود 4082 03:50:09,229 --> 03:50:11,389 سلامه گفت 4083 03:50:11,389 --> 03:50:14,389 پس بیرون رفتم و گروهی از یاران پیامبر را دیدم 4084 03:50:15,389 --> 03:50:17,389 می گویند 4085 03:50:17,389 --> 03:50:19,389 قهرمان اکشن عامر 4086 03:50:19,389 --> 03:50:21,389 خودش را کشت 4087 03:50:21,389 --> 03:50:23,620 پس نزد پیامبر آمدم 4088 03:50:23,620 --> 03:50:25,620 و من گریه می کنم 4089 03:50:25,620 --> 03:50:27,620 پس گفتم یا رسول الله 4090 03:50:27,620 --> 03:50:29,620 قهرمان اکشن عامر 4091 03:50:29,620 --> 03:50:31,620 رسول خدا فرمود 4092 03:50:31,620 --> 03:50:33,620 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4093 03:50:33,620 --> 03:50:35,620 کی گفته؟ 4094 03:50:35,620 --> 03:50:36,620 او گفت 4095 03:50:36,620 --> 03:50:38,620 افراد دوستان شما 4096 03:50:38,620 --> 03:50:40,620 رسول خدا فرمود 4097 03:50:40,620 --> 03:50:42,620 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4098 03:50:43,620 --> 03:50:45,620 هر کی اینو گفته دروغ گفته 4099 03:50:45,620 --> 03:50:48,709 بلکه دو بار پاداش خود را می گیرد 4100 03:50:48,709 --> 03:50:51,709 و به عبارت دیگر در دو صحیح 4101 03:50:51,709 --> 03:50:54,709 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4102 03:50:54,709 --> 03:50:56,709 هر کی اینو گفته دروغ گفته 4103 03:50:56,709 --> 03:50:58,709 او دو ثواب دارد 4104 03:50:58,709 --> 03:51:00,709 انگشتانش را به هم نزدیک کرد 4105 03:51:00,709 --> 03:51:03,709 او یک مبارز جهادی است 4106 03:51:03,709 --> 03:51:06,709 عربی مشابه را بگویید 4107 03:51:09,540 --> 03:51:13,540 جنگ ابوبکر و عمر رضی الله عنهم 4108 03:51:15,819 --> 03:51:18,819 رسول خدا صلی الله علیه و آله داد 4109 03:51:18,819 --> 03:51:22,819 اللیوا از ابوبکر صدیق رضی الله عنه 4110 03:51:22,819 --> 03:51:26,819 سپس آن را به عمر بن خطاب رضی الله عنه داد 4111 03:51:26,819 --> 03:51:28,940 برای آنها باز نشد 4112 03:51:28,940 --> 03:51:31,940 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 4113 03:51:31,940 --> 03:51:34,940 بیهقی در ادله نبوت 4114 03:51:34,940 --> 03:51:37,940 جمله از احمد با سلسله روایت قوی است 4115 03:51:37,940 --> 03:51:40,940 از بریده بن الحصیب رضی الله عنه 4116 03:51:40,940 --> 03:51:43,940 گفت: خیبر را محاصره کردیم 4117 03:51:43,940 --> 03:51:46,940 پس سرلشکر ابوبکر رضی الله عنه را گرفت 4118 03:51:46,940 --> 03:51:49,940 پس رفت و برایش باز نشد 4119 03:51:49,940 --> 03:51:52,940 سپس روز بعد عمر رضی الله عنه آن را گرفت 4120 03:51:52,940 --> 03:51:56,940 پس بیرون رفت و برگشت و در بر او باز نشد 4121 03:51:56,940 --> 03:52:00,940 مردم در آن روز به سختی و سختی گرفتار شدند 4122 03:52:00,940 --> 03:52:03,979 بیهقی بر ادله نبوت افزود 4123 03:52:03,979 --> 03:52:07,979 محمود بن مسلمه رضی الله عنه کشته شد 4124 03:52:07,979 --> 03:52:10,069 ابن اسحاق گفت 4125 03:52:10,069 --> 03:52:13,069 این اولین قلعه ای بود که افتتاح شد 4126 03:52:13,069 --> 03:52:15,069 دژ نرم 4127 03:52:15,069 --> 03:52:19,069 و سپس محمود بن مسلمه رضی الله عنه کشته شد 4128 03:52:19,069 --> 03:52:25,659 نیزه ای به سویش پرتاب کردم و او را کشتم 4129 03:52:25,659 --> 03:52:31,659 فتح به دست ابوالحسن رضی الله عنه واقع شد 4130 03:52:31,659 --> 03:52:35,559 رسول خدا صلی الله علیه و آله بشارت داد 4131 03:52:35,559 --> 03:52:38,559 یارانش دژی نرم گشودند 4132 03:52:38,559 --> 03:52:43,559 به دست ابوالحسن علی بن ابی طالب رضی الله عنه 4133 03:52:43,559 --> 03:52:46,590 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 4134 03:52:46,590 --> 03:52:50,590 از سهل بن سعد رضی الله عنه گفت 4135 03:52:50,590 --> 03:52:53,590 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4136 03:52:53,590 --> 03:52:55,590 در روز خیبر گفت 4137 03:52:55,590 --> 03:52:57,590 تا فردا این پرچم را به ما بدهند 4138 03:52:57,590 --> 03:53:00,590 مردی که خدا به دستش می گشاید 4139 03:53:00,590 --> 03:53:02,590 خدا و رسولش را دوست دارد 4140 03:53:02,590 --> 03:53:05,590 خدا و رسولش او را دوست دارند 4141 03:53:05,590 --> 03:53:06,590 او گفت 4142 03:53:06,590 --> 03:53:09,590 پس مردم شب را خوابیدند 4143 03:53:09,590 --> 03:53:11,590 کدومش میده؟ 4144 03:53:11,590 --> 03:53:13,590 وقتی مردم تبدیل شدند ... 4145 03:53:13,590 --> 03:53:17,590 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند 4146 03:53:17,590 --> 03:53:20,590 همه آنها امیدوارند که آن را به او بدهند 4147 03:53:20,590 --> 03:53:24,659 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4148 03:53:24,659 --> 03:53:26,659 علی بن ابی طالب کجاست؟ 4149 03:53:26,659 --> 03:53:28,659 پس گفته شد 4150 03:53:28,659 --> 03:53:31,659 او یا رسول الله از چشمانش شکایت می کند 4151 03:53:31,659 --> 03:53:32,719 او گفت 4152 03:53:32,719 --> 03:53:34,719 پس نزد او فرستادند 4153 03:53:34,719 --> 03:53:35,719 پس آورد 4154 03:53:35,719 --> 03:53:39,719 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تف کرد 4155 03:53:39,719 --> 03:53:41,719 در چشمانش او را صدا زد 4156 03:53:41,719 --> 03:53:45,719 او طوری شفا یافت که انگار دردی نداشت 4157 03:53:45,719 --> 03:53:47,719 پس پرچم را به او داد 4158 03:53:47,719 --> 03:53:49,719 علی رضی الله عنه می فرماید 4159 03:53:49,719 --> 03:53:51,719 ای رسول خدا 4160 03:53:51,719 --> 03:53:54,719 من با آنها می جنگم تا آنها هم مثل ما شوند 4161 03:53:54,719 --> 03:53:58,750 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4162 03:53:58,750 --> 03:54:02,750 از رسولان خود پیروی کنید تا در صحن آنها فرود بیایید 4163 03:54:02,750 --> 03:54:05,750 سپس آنها را به اسلام دعوت کنید 4164 03:54:05,750 --> 03:54:09,750 و به آنان بگو آنچه را که به حق خدا بر آنها واجب است 4165 03:54:09,750 --> 03:54:13,750 به خدا سوگند خداوند یک نفر را به وسیله تو هدایت می کند 4166 03:54:13,750 --> 03:54:17,909 برای شما بهتر از داشتن مو قرمز است، بله 4167 03:54:17,909 --> 03:54:20,909 و در روایتی دیگر در صحیح مسلم 4168 03:54:20,909 --> 03:54:24,909 از سلمه بن العکواء رضی الله عنه می فرماید 4169 03:54:24,909 --> 03:54:27,909 پس نزد علی رضی الله عنه آمدم 4170 03:54:27,909 --> 03:54:30,909 پس او را آوردم و او را در حالی که موهایش سفید بود به پیش بردم 4171 03:54:30,909 --> 03:54:34,909 تا اینکه او را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردم 4172 03:54:34,909 --> 03:54:37,909 پس تف در چشمانش انداخت و شفا یافت 4173 03:54:37,909 --> 03:54:39,909 و پرچم را به او داد 4174 03:54:39,909 --> 03:54:42,909 مرحب بیرون آمد و گفت 4175 03:54:42,909 --> 03:54:45,909 خیبر یاد گرفته که خوش آمدم 4176 03:54:45,909 --> 03:54:48,909 سازنده سلاح یک قهرمان اثبات شده است 4177 03:54:48,909 --> 03:54:51,909 اگر جنگ آمد، خشم 4178 03:54:51,909 --> 03:54:54,940 علی رضی الله عنه می فرماید 4179 03:54:54,940 --> 03:54:58,940 من همانی هستم که مادرم مرا حیدره صدا می کرد 4180 03:54:58,940 --> 03:55:01,940 جنگلی با ظاهر کثیف 4181 03:55:01,940 --> 03:55:05,940 من به آنها با صاعع، عامل ارسی، جبران خواهم کرد 4182 03:55:05,940 --> 03:55:10,069 گفت: به سر مرحب زد و او را کشت. 4183 03:55:10,069 --> 03:55:13,069 سپس فتح به دست او بود 4184 03:55:13,069 --> 03:55:15,139 ابن الاثیر گفت 4185 03:55:15,139 --> 03:55:19,139 صحیح از نظر اکثر علمای حدیث و حدیث است 4186 03:55:19,139 --> 03:55:22,139 آن علی بن ابی طالب رضی الله عنه 4187 03:55:22,139 --> 03:55:24,139 کشتن سلام 4188 03:55:24,139 --> 03:55:29,760 فتح قلعه الصعب بن معاذ 4189 03:55:29,760 --> 03:55:34,819 یهودیانی که در قلعه نرم بودند فرار کردند 4190 03:55:34,819 --> 03:55:38,819 پس از فتح آن به قلعه الصعب بن معاذ 4191 03:55:38,819 --> 03:55:41,819 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله محاصره شد 4192 03:55:41,819 --> 03:55:44,819 قلعه الصعب بن معاذ 4193 03:55:44,819 --> 03:55:47,819 مسلمانان دچار قحطی شدیدی شدند 4194 03:55:47,819 --> 03:55:50,819 تا اینکه خرهای محلی را سلاخی کردند 4195 03:55:50,819 --> 03:55:53,819 زیر آن آتش روشن کردند 4196 03:55:53,819 --> 03:55:57,850 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنان را از این کار نهی کرد 4197 03:55:57,850 --> 03:56:00,850 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 4198 03:56:00,850 --> 03:56:03,850 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم 4199 03:56:03,850 --> 03:56:07,850 گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن نهی کرد 4200 03:56:07,850 --> 03:56:11,850 روز خیبر درباره گوشت الاغ محلی 4201 03:56:11,850 --> 03:56:15,040 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 4202 03:56:15,040 --> 03:56:18,040 جمله از مسلم، از انس بن مالک است 4203 03:56:18,040 --> 03:56:21,040 گفت خداوند از او راضی باشد 4204 03:56:21,040 --> 03:56:24,040 چون روز خیبر فرا رسید، فرا رسید 4205 03:56:24,040 --> 03:56:27,040 گفت یا رسول الله 4206 03:56:27,040 --> 03:56:30,069 قرمزها را خوردم و یکی دیگر آمد 4207 03:56:30,069 --> 03:56:33,069 گفت یا رسول الله 4208 03:56:33,069 --> 03:56:35,069 صحن الحمر 4209 03:56:35,069 --> 03:56:38,069 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 4210 03:56:38,069 --> 03:56:41,069 ابوطلحه زنگ زد 4211 03:56:41,069 --> 03:56:45,069 خدا و رسولش شما را از خوردن گوشت الاغ منع می کنند 4212 03:56:45,069 --> 03:56:48,069 مكروه يا نجس است 4213 03:56:48,069 --> 03:56:52,069 بخاری و مسلم در روایت دیگری افزوده اند 4214 03:56:52,069 --> 03:56:54,069 عن انس رضی الله عنه 4215 03:56:54,069 --> 03:56:56,069 کارآمدترین گلدان ها 4216 03:56:56,069 --> 03:56:59,170 و با گوشت می جوشد 4217 03:56:59,170 --> 03:57:01,170 امام نووی فرمودند 4218 03:57:01,170 --> 03:57:03,170 در مورد قرمزهای داخلی 4219 03:57:03,170 --> 03:57:06,170 در بیشتر رمان ها اتفاق افتاد 4220 03:57:06,170 --> 03:57:08,170 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4221 03:57:08,170 --> 03:57:11,170 در روز خیبر از خوردن گوشت آن نهی کرد 4222 03:57:11,170 --> 03:57:13,170 و در یک رمان 4223 03:57:13,170 --> 03:57:16,170 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حرام شد 4224 03:57:16,170 --> 03:57:18,170 گوشت قرمز محلی 4225 03:57:18,170 --> 03:57:21,170 علما در این مورد اختلاف نظر داشتند 4226 03:57:21,170 --> 03:57:24,170 اکثر صحابه و تابعین گفتند 4227 03:57:24,170 --> 03:57:27,170 و بعد از آنها گوشتشان حرام شد 4228 03:57:27,170 --> 03:57:30,170 اینها احادیث صحیح و صریح است 4229 03:57:30,170 --> 03:57:33,170 ابن عباس گفت: حرام نیست 4230 03:57:33,170 --> 03:57:36,170 مالک سه روایت دارد 4231 03:57:36,170 --> 03:57:41,170 معروف ترین آنها این است که با نفرت شدید منفور است 4232 03:57:41,170 --> 03:57:43,170 دومی حرام است 4233 03:57:43,170 --> 03:57:46,170 سومی جایز است 4234 03:57:46,170 --> 03:57:48,170 کار صحیح منع است 4235 03:57:48,170 --> 03:57:50,170 همانطور که هواداران گفتند 4236 03:57:50,170 --> 03:57:52,170 برای گفتگوهای صریح 4237 03:57:52,170 --> 03:57:56,489 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4238 03:57:56,489 --> 03:57:58,489 پروردگار متعال خود را خواند 4239 03:57:58,489 --> 03:58:01,489 در فتح حصن الصعب بن معاذ 4240 03:58:01,489 --> 03:58:03,489 ابن اسحاق گفت 4241 03:58:03,489 --> 03:58:06,489 بنی سهم مسلمان است 4242 03:58:06,489 --> 03:58:09,489 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند 4243 03:58:09,489 --> 03:58:10,489 و گفتند 4244 03:58:10,489 --> 03:58:13,489 به خدا یا رسول الله ما همت کردیم 4245 03:58:13,489 --> 03:58:16,489 چیزی در دستمان نیست 4246 03:58:16,489 --> 03:58:20,489 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یافت نشدند 4247 03:58:20,489 --> 03:58:22,489 چیزی برای دادن به آنها 4248 03:58:22,489 --> 03:58:26,489 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4249 03:58:26,489 --> 03:58:29,489 خدایا تو از وضعیت آنها خبر داری 4250 03:58:29,489 --> 03:58:31,489 و هیچ قدرتی ندارند 4251 03:58:31,489 --> 03:58:35,489 و من چیزی ندارم که به آنها بدهم 4252 03:58:35,489 --> 03:58:39,489 بنابراین بزرگترین قلعه های آنها را برای محافظت از آنها باز کنید 4253 03:58:39,489 --> 03:58:42,489 مغذی ترین و دوستانه ترین 4254 03:58:42,489 --> 03:58:44,489 بنابراین مردم شدند 4255 03:58:44,489 --> 03:58:48,489 پس خداوند متعال قلعه الصعب بن معاذ را گشود 4256 03:58:48,489 --> 03:58:50,489 در خیبر قلعه ای نیست 4257 03:58:50,489 --> 03:58:53,489 خوشمزه تر و دوستانه تر بود 4258 03:58:53,489 --> 03:58:59,790 گشایش دژ قلعه الزبیر 4259 03:59:01,229 --> 03:59:05,229 یهودیانی که از قلعه الصعب بن معاذ فرار کرده بودند مسلمان شدند 4260 03:59:05,229 --> 03:59:08,229 به قلعه قله الزبیر 4261 03:59:08,229 --> 03:59:13,229 رسول خدا صلی الله علیه و آله سه روز او را محاصره کرد 4262 03:59:13,229 --> 03:59:17,229 سپس مردی یهودی به نام غزال آمد 4263 03:59:17,229 --> 03:59:21,229 به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت 4264 03:59:21,229 --> 03:59:23,229 ای ابوالقاسم 4265 03:59:23,229 --> 03:59:28,229 شما به من اعتماد دارید تا به شما نشان دهم کجا می توانید از مردم ناتا آرامش پیدا کنید 4266 03:59:28,229 --> 03:59:31,229 و برای اهل شق بیرون می رود 4267 03:59:31,229 --> 03:59:34,229 اهل شق از ترس تو هلاک شدند 4268 03:59:34,229 --> 03:59:40,389 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خانواده و مال او را تأمین کرد 4269 03:59:40,389 --> 03:59:42,389 یهودی گفت 4270 03:59:42,389 --> 03:59:45,389 اگر یک ماه می ماندی، بدشان نمی آید 4271 03:59:45,389 --> 03:59:48,389 آنها سیاه چال های زیرزمینی دارند 4272 03:59:48,389 --> 03:59:51,389 شب بیرون می آیند و از آن می نوشند 4273 03:59:51,389 --> 03:59:55,389 سپس به قلعه خود باز می گردند و از شما دوری می کنند 4274 03:59:55,389 --> 03:59:59,520 اگر آب آشامیدنی آنها را قطع کنید برای شما بیابان می شوند 4275 03:59:59,520 --> 04:00:05,809 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سیاهچالهای آنها رفت و آنها را قطع کرد. 4276 04:00:05,809 --> 04:00:08,809 وقتی راه راه آنها را برید 4277 04:00:08,809 --> 04:00:12,809 بیرون رفتند و سخت جنگیدند 4278 04:00:12,809 --> 04:00:15,809 در آن روز گروهی از مسلمانان کشته شدند 4279 04:00:15,809 --> 04:00:19,809 یک یهودی یک دهم آن روز دریافت کرد 4280 04:00:19,809 --> 04:00:23,899 توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله گشوده شد 4281 04:00:23,899 --> 04:00:27,899 این آخرین قلعه النطح بود 4282 04:00:27,899 --> 04:00:34,110 می گویند فلانی شهید است؟ 4283 04:00:34,110 --> 04:00:37,780 امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است 4284 04:00:37,780 --> 04:00:41,819 عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه گفت 4285 04:00:41,819 --> 04:00:43,819 وقتی روز خیبر بود 4286 04:00:43,819 --> 04:00:48,819 جمعی از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدند 4287 04:00:48,819 --> 04:00:51,819 گفتند: فلانی شهید است 4288 04:00:51,819 --> 04:00:53,819 فلانی شهید است 4289 04:00:53,819 --> 04:00:57,819 تا اینکه از کنار مردی گذشتند و گفتند: فلانی شهید است. 4290 04:00:57,819 --> 04:01:01,819 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4291 04:01:01,819 --> 04:01:05,819 نه، او را در آتش دیدم 4292 04:01:05,819 --> 04:01:08,819 در خرقه یا عبا 4293 04:01:08,819 --> 04:01:12,879 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4294 04:01:12,879 --> 04:01:14,879 گفتمان ساخته شده است 4295 04:01:14,879 --> 04:01:16,879 برو با مردم صحبت کن 4296 04:01:16,879 --> 04:01:20,879 فقط مؤمنان وارد بهشت می شوند 4297 04:01:20,879 --> 04:01:22,879 او گفت 4298 04:01:22,879 --> 04:01:24,879 پس رفتم بیرون و زنگ زدم 4299 04:01:24,879 --> 04:01:28,879 اما فقط مؤمنان وارد بهشت می شوند 4300 04:01:28,879 --> 04:01:33,010 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4301 04:01:33,010 --> 04:01:37,010 از عبدالله بن عمر بن العاص رضی الله عنهم گفت 4302 04:01:37,010 --> 04:01:41,040 او مانند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگین بود 4303 04:01:41,040 --> 04:01:44,040 مردی به نام کرکارا 4304 04:01:44,040 --> 04:01:45,040 پس مرد 4305 04:01:45,040 --> 04:01:49,040 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4306 04:01:49,040 --> 04:01:51,170 او در آتش است 4307 04:01:51,170 --> 04:01:53,170 پس رفتند تا او را نگاه کنند 4308 04:01:53,170 --> 04:01:57,459 عبایی پیدا کردند که بسته شده بود 4309 04:01:57,459 --> 04:01:59,549 فواید حدیث 4310 04:01:59,549 --> 04:02:01,549 امام نووی فرمودند 4311 04:02:01,549 --> 04:02:03,549 و در حدیث 4312 04:02:03,549 --> 04:02:05,549 ممنوعیت شدید تقلب 4313 04:02:05,549 --> 04:02:09,549 از جمله این است که تفاوتی بین کم و زیاد نیست 4314 04:02:09,549 --> 04:02:11,709 حتی تله ها 4315 04:02:11,709 --> 04:02:17,709 از جمله این که فریب مانع از آن می شود که در صورت کشته شدن، نام شهادت بر فریب خورده گذاشته شود. 4316 04:02:17,709 --> 04:02:22,739 از جمله این است که کسی که در حال کفر بمیرد وارد بهشت نمی شود 4317 04:02:22,739 --> 04:02:25,739 این مورد اتفاق نظر مسلمانان است 4318 04:02:25,739 --> 04:02:30,110 دژ پدرم را باز کن 4319 04:02:30,110 --> 04:02:33,110 یکی از دو قلعه شق 4320 04:02:33,110 --> 04:02:39,260 رسول خدا صلی الله علیه و آله قلعه های النطح را به پایان رساند. 4321 04:02:39,260 --> 04:02:42,260 یهودیان به قلعه های شاق تبدیل شدند 4322 04:02:42,260 --> 04:02:44,260 شامل دو قلعه است 4323 04:02:44,260 --> 04:02:46,260 آنها قلعه پدر من هستند 4324 04:02:46,260 --> 04:02:48,260 و قلعه النظر 4325 04:02:48,260 --> 04:02:53,459 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی قلعه اُبی حرکت کرد. 4326 04:02:53,459 --> 04:02:54,459 و او را احاطه کرد 4327 04:02:54,459 --> 04:02:57,459 او به شدت با خانواده اش جنگید 4328 04:02:57,459 --> 04:03:00,459 تا اینکه مسلمانان آنها را شکست دادند 4329 04:03:00,459 --> 04:03:02,459 قلعه پدرم را باز کردند 4330 04:03:02,459 --> 04:03:05,459 در آن اثاثیه و غذا پیدا کردند 4331 04:03:05,459 --> 04:03:09,459 یهودیانی که در آنجا بودند به قلعه النظر گریختند 4332 04:03:09,459 --> 04:03:14,159 آخرین قلعه النطاط و الشاق است 4333 04:03:14,159 --> 04:03:16,159 افتتاح قلعه النظار 4334 04:03:16,159 --> 04:03:20,379 این قلعه مهیب ترین قلعه نطات و شق است 4335 04:03:20,379 --> 04:03:24,639 یهودیان به شدت از آن پرهیز کردند 4336 04:03:24,639 --> 04:03:29,639 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش به سوی آنان خزیدند. 4337 04:03:29,639 --> 04:03:35,639 پس به راه افتادند تا تیرهایشان به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید 4338 04:03:35,639 --> 04:03:39,639 محاصره یهودیان در قلعه النظار تشدید شد 4339 04:03:39,639 --> 04:03:44,700 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد تا منجنیق را برپا کنند. 4340 04:03:44,700 --> 04:03:49,770 گویا آن را در برخی از قلعه هایی که فتح کرده اند، یافته اند 4341 04:03:49,770 --> 04:03:53,770 آنها به دیوارهای قلعه النظار آسیب وارد کردند 4342 04:03:53,770 --> 04:03:57,799 سپس اصحاب رضی الله عنه از او هجوم آوردند 4343 04:03:57,799 --> 04:04:02,799 دعوای تلخی بین آنها و یهودیان داخل قلعه در گرفت 4344 04:04:02,799 --> 04:04:05,799 تا اینکه یهودیان در انکار شکست خوردند 4345 04:04:05,799 --> 04:04:08,799 کسانی که در میان آنها فرار کردند، فرار کردند 4346 04:04:08,799 --> 04:04:11,799 زنان و فرزندان خود را پشت سر گذاشتند 4347 04:04:11,799 --> 04:04:13,930 پس از افتتاح قلعه النظار 4348 04:04:13,930 --> 04:04:17,930 آخرین دژ در قسمت اول خیبر است 4349 04:04:17,930 --> 04:04:20,930 منطقه النطة و الشق است 4350 04:04:20,930 --> 04:04:27,090 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به قسمت دوم دژهای خیبر روی آورد. 4351 04:04:27,090 --> 04:04:29,090 آنها دژهای گردان هستند 4352 04:04:29,090 --> 04:04:32,090 شامل سه قلعه است 4353 04:04:32,090 --> 04:04:36,090 آنها پیراهن، دیگ و نردبان هستند 4354 04:04:36,090 --> 04:04:42,209 دژهای گردان صلح باز کردند؟ 4355 04:04:44,229 --> 04:04:48,229 مردم اسقف ها و میدان های جنگ در مورد قلعه های گردان اختلاف نظر داشتند 4356 04:04:48,229 --> 04:04:52,229 آشتی باز کردی یا دعوا شد؟ 4357 04:04:52,229 --> 04:04:56,420 ابوداود در سنن خود با سند صحیح روایت کرده است 4358 04:04:56,420 --> 04:05:00,420 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 4359 04:05:00,420 --> 04:05:05,520 رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر تاخت 4360 04:05:05,520 --> 04:05:07,520 بنابراین ما او را به زور زدیم 4361 04:05:07,520 --> 04:05:09,620 پس اسیران را جمع کرد 4362 04:05:09,620 --> 04:05:14,620 ابوداود در سنن خود به سند صحیح از زهری روایت کرده که گفت: 4363 04:05:14,620 --> 04:05:18,620 به من خبر دادند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4364 04:05:18,620 --> 04:05:22,620 خیبر پس از جنگ به زور فتح شد 4365 04:05:22,620 --> 04:05:27,899 برخی از مردم آن پس از درگیری تخلیه شدند 4366 04:05:27,899 --> 04:05:32,899 ابوداود آن را در سنن خود با سند صحیح روایت کرده است 4367 04:05:32,899 --> 04:05:36,000 از بشیر بن یسار گفت: 4368 04:05:36,000 --> 04:05:41,000 زمانی که خداوند خیبر را به پیامبرش صلی الله علیه و آله عطا کرد 4369 04:05:41,000 --> 04:05:45,000 آن را به سی و شش سهم تقسیم کنید 4370 04:05:45,000 --> 04:05:48,059 برای هر سهم صد سهم جمع آوری کنید 4371 04:05:48,059 --> 04:05:52,059 نیمی از آن را برای مصیبت ها و آنچه بر آن می آید جدا کرد 4372 04:05:52,059 --> 04:05:57,129 الوطیحه و الکتبه و آنچه بر آنها گذشت 4373 04:05:57,129 --> 04:06:01,129 نیمه دیگر را منزوی کرد و بین مسلمانان تقسیم کرد 4374 04:06:01,129 --> 04:06:05,129 الشقق و النطح و آنچه با آنها مرتبط است 4375 04:06:05,129 --> 04:06:11,129 سهم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آنان نزدیک بود 4376 04:06:11,129 --> 04:06:13,260 امام بیهقی فرمودند 4377 04:06:13,260 --> 04:06:18,260 زیرا برخی از خیبر به زور و برخی به زور فتح شد 4378 04:06:18,260 --> 04:06:23,260 آنچه را که به زور فتح شد بین اهل پنجم و غنائم تقسیم کرد 4379 04:06:23,260 --> 04:06:30,260 او آنچه را که برای صلح گشوده شده بود، مضرات آن و آنچه برای مصالح مسلمانان لازم بود، جدا کرد 4380 04:06:30,260 --> 04:06:32,260 و خدا داناتر است 4381 04:06:32,260 --> 04:06:37,450 امام مسلم در صحیح خود و ابوداود در سنن آن را روایت کرده اند 4382 04:06:37,450 --> 04:06:39,450 تلفظ ابوداود است 4383 04:06:39,450 --> 04:06:43,510 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت 4384 04:06:43,510 --> 04:06:45,510 هنگامی که خیبر فتح شد 4385 04:06:45,510 --> 04:06:50,510 یهودیان از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درخواست کردند 4386 04:06:50,510 --> 04:06:55,510 به آنها اجازه دهید که روی نیمی از آنچه از آن بیرون می آید کار کنند 4387 04:06:55,510 --> 04:06:59,510 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4388 04:06:59,510 --> 04:07:03,510 من هر چه بخواهیم آن را تایید می کنم 4389 04:07:03,510 --> 04:07:05,510 بنابراین آنها در این مورد بودند 4390 04:07:05,510 --> 04:07:09,510 خرما از نصف خیبر به دو سهم تقسیم شد 4391 04:07:09,510 --> 04:07:14,670 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک پنجم را می گیرد 4392 04:07:14,670 --> 04:07:16,670 امام نووی فرمودند 4393 04:07:16,670 --> 04:07:20,670 این نشان می دهد که خیبر به زور فتح شده است 4394 04:07:20,670 --> 04:07:23,770 زیرا دو تیر برای آن دو غنائم بود 4395 04:07:23,770 --> 04:07:28,770 و گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک پنجم را می گیرد. 4396 04:07:28,770 --> 04:07:31,770 یعنی به هر که لیاقتش را دارد می دهد 4397 04:07:31,770 --> 04:07:35,770 آنها پنج قسم هستند که در قول خداوند متعال ذکر شده است 4398 04:07:35,770 --> 04:07:39,860 و آنها می دانستند که شما چیزی به دست نیاوردید 4399 04:07:39,860 --> 04:07:47,899 یک پنجم آن مال خدا و رسول و خویشاوندان و یتیمان و نیازمندان و در راه مانده است. 4400 04:07:47,899 --> 04:07:51,899 پس یک پنجم را برای خود و یکی از پنجمی را می گیرد 4401 04:07:51,899 --> 04:07:54,899 یک پنجم باقی مانده از پنجم خرج می شود 4402 04:07:54,899 --> 04:07:57,899 به چهار دسته باقی مانده 4403 04:07:57,899 --> 04:07:59,930 امام بن قیم گفت 4404 04:07:59,930 --> 04:08:04,989 آنچه بدون شک صحیح است این است که به زور باز شده است 4405 04:08:04,989 --> 04:08:07,989 امام در سرزمین زور حق انتخاب دارد 4406 04:08:07,989 --> 04:08:10,989 بین سوگند و پایانش 4407 04:08:10,989 --> 04:08:13,989 برخی تقسیم شدند و برخی متوقف شدند 4408 04:08:13,989 --> 04:08:19,309 رسول خدا صلی الله علیه و آله هر سه قسم را انجام داد 4409 04:08:19,309 --> 04:08:22,309 پس جریده و النضیر از هم جدا شدند 4410 04:08:22,309 --> 04:08:24,309 مکه را تقسیم نکرد 4411 04:08:24,309 --> 04:08:28,309 دو قسمت خیبر را تقسیم کرد و نیمه دیگر را رها کرد 4412 04:08:28,309 --> 04:08:32,440 ابوداود و ابن حبان به سند صحیح روایت کرده اند. 4413 04:08:32,440 --> 04:08:34,440 عبارت از ابن حبان است 4414 04:08:34,440 --> 04:08:38,569 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 4415 04:08:38,569 --> 04:08:41,569 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4416 04:08:41,569 --> 04:08:43,569 او مردم خیبر را کشت 4417 04:08:43,569 --> 04:08:46,569 تا اینکه آنها را به قصرشان برد 4418 04:08:46,569 --> 04:08:49,569 او زمین، محصولات کشاورزی و درختان خرما را فتح کرد 4419 04:08:49,569 --> 04:08:52,569 پس با او توافق کردند که از آنجا تخلیه شوند 4420 04:08:52,569 --> 04:08:55,569 و برای آنها چیزی است که مسافرانشان حمل می کنند 4421 04:08:55,569 --> 04:08:58,569 و به رسول خدا صلی الله علیه و آله 4422 04:08:58,569 --> 04:09:00,569 زرد و سفید 4423 04:09:00,569 --> 04:09:02,569 و از آن خارج می شوند 4424 04:09:02,569 --> 04:09:07,569 وی تصریح کرد که نباید چیزی را کتمان کنند و از قلم نیندازند 4425 04:09:07,569 --> 04:09:11,600 اگر چنین کنند، هیچ تعهد و حمایتی ندارند 4426 04:09:11,600 --> 04:09:16,600 برای حی بن اخطب مال و پول و جواهراتی بردند 4427 04:09:16,600 --> 04:09:19,600 آن را با خود به خیبر برد 4428 04:09:19,600 --> 04:09:21,659 وقتی همتا را به تعویق می اندازم 4429 04:09:21,659 --> 04:09:24,659 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4430 04:09:24,659 --> 04:09:26,659 بله دایی من 4431 04:09:26,659 --> 04:09:28,659 ماسک با محله من چه کرد؟ 4432 04:09:28,659 --> 04:09:31,700 که از همتا آورد 4433 04:09:31,700 --> 04:09:35,700 او گفت که حواسش به مخارج و جنگ ها پرت شده است 4434 04:09:35,700 --> 04:09:39,729 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4435 04:09:39,729 --> 04:09:43,729 عهد نزدیک است و پول از آن بیشتر 4436 04:09:43,729 --> 04:09:47,790 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را کنار زد 4437 04:09:47,790 --> 04:09:50,790 به زبیر بن عوام رضی الله عنه 4438 04:09:50,790 --> 04:09:52,790 او را با عذاب لمس کرد 4439 04:09:52,790 --> 04:09:56,790 قبل از آن محله من خراب شده بود 4440 04:09:56,790 --> 04:10:02,790 او گفت: "من محله ام را دیدم که در ویرانه های اینجا سرگردان است." 4441 04:10:02,790 --> 04:10:04,790 پس رفتند و دور رفتند 4442 04:10:04,790 --> 04:10:07,860 مشک را در خرابه های آن یافتند 4443 04:10:07,860 --> 04:10:10,860 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته شد 4444 04:10:10,860 --> 04:10:12,860 پسر من پدر واقعی من است 4445 04:10:12,860 --> 04:10:16,860 یکی از آنها شوهر صفیه بنت حویه بن اخطب بود 4446 04:10:17,860 --> 04:10:20,860 رسول خدا صلی الله علیه و آله به اسارت درآمد 4447 04:10:20,860 --> 04:10:22,860 زنان و فرزندان آنها 4448 04:10:22,860 --> 04:10:24,860 و پولشان را تقسیم کنند 4449 04:10:24,860 --> 04:10:26,860 برای کسانی که از خودداری می کنند 4450 04:10:26,860 --> 04:10:29,860 او می خواست آنها را از آن حذف کند 4451 04:10:29,860 --> 04:10:31,860 گفتند: ای محمد! 4452 04:10:31,860 --> 04:10:36,860 بیایید در این سرزمین باشیم، آن را اصلاح کنیم و برپا کنیم 4453 04:10:36,860 --> 04:10:41,020 برای رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود 4454 04:10:41,020 --> 04:10:45,020 و اصحاب او هیچ خدمتکاری ندارند که از آن مراقبت کنند 4455 04:10:45,020 --> 04:10:48,020 آنها خود را وقف بلند شدن نکردند 4456 04:10:48,020 --> 04:10:50,049 پس خیبر را به آنها داد 4457 04:10:50,049 --> 04:10:54,049 با این حال، آنها نیمی از هر محصول، درخت خرما و چیزهای دیگر را دریافت می کنند 4458 04:10:54,049 --> 04:10:59,340 آنچه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ظاهر شد 4459 04:10:59,340 --> 04:11:01,340 ابن سیّد الناس گفت 4460 04:11:01,340 --> 04:11:04,340 در این مورد، آشتی را باز کرد 4461 04:11:04,340 --> 04:11:07,340 و آشتی به هم خورد 4462 04:11:07,340 --> 04:11:09,340 پس به زور این اتفاق افتاد 4463 04:11:09,340 --> 04:11:14,340 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را تقسیم کرد 4464 04:11:14,340 --> 04:11:21,700 غنائم خیبر 4465 04:11:21,700 --> 04:11:25,700 مسلمانان از خیبر غنایم فراوان گرفتند 4466 04:11:25,700 --> 04:11:28,729 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4467 04:11:28,729 --> 04:11:32,729 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 4468 04:11:32,729 --> 04:11:36,889 تا خیبر را فتح نکردیم راضی نبودیم 4469 04:11:36,889 --> 04:11:39,889 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4470 04:11:39,889 --> 04:11:42,889 قال عایشه رضی الله عنها 4471 04:11:42,889 --> 04:11:44,889 هنگامی که خیبر فتح شد 4472 04:11:44,889 --> 04:11:48,889 گفتیم الان پر خرما شدیم 4473 04:11:48,889 --> 04:11:51,110 حافظ در الفتح گفته است 4474 04:11:51,110 --> 04:11:54,110 یعنی به دلیل فراوانی درختان خرما در آن 4475 04:11:54,110 --> 04:12:00,110 نشانه ای وجود دارد که قبل از فتح آن در وضعیت بدی بودند 4476 04:12:00,110 --> 04:12:04,430 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4477 04:12:04,430 --> 04:12:07,430 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 4478 04:12:07,430 --> 04:12:12,430 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز خیبر سوگند یاد کرد. 4479 04:12:12,430 --> 04:12:14,430 اسب دو تیر دارد 4480 04:12:14,430 --> 04:12:16,430 و مرد یک تیر دارد 4481 04:12:16,430 --> 04:12:19,430 نافع آن را تعبیر کرد و گفت: 4482 04:12:19,430 --> 04:12:21,430 اگر مرد اسب داشته باشد 4483 04:12:21,430 --> 04:12:23,430 او سه سهم دارد 4484 04:12:23,430 --> 04:12:25,430 اگر اسب نداشته باشد 4485 04:12:25,430 --> 04:12:27,430 او یک تیر دارد 4486 04:12:27,430 --> 04:12:29,590 امام ترمذی فرمودند 4487 04:12:29,590 --> 04:12:36,590 به نظر اکثر اهل علم از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگران به آن عمل می شود. 4488 04:12:36,590 --> 04:12:40,590 این سخن سفیان ثوری و اوزائی است 4489 04:12:40,590 --> 04:12:42,590 و مالک بن انس 4490 04:12:42,590 --> 04:12:44,590 ابن مبارک و شافعی 4491 04:12:44,590 --> 04:12:46,590 و احمد و اسحاق 4492 04:12:46,590 --> 04:12:48,590 گفتند 4493 04:12:48,590 --> 04:12:50,590 شوالیه سه سهم دارد 4494 04:12:50,590 --> 04:12:52,590 او را به اشتراک بگذارید 4495 04:12:52,590 --> 04:12:54,590 و دو تیر برای اسبش 4496 04:12:54,590 --> 04:12:59,120 و مرد یک تیر دارد 4497 04:12:59,120 --> 04:13:03,120 مهاجران به فریاد انصار پاسخ دادند 4498 04:13:03,120 --> 04:13:09,079 زمانی که خداوند متعال با فتح خیبر مسلمانان را غنی کرد 4499 04:13:09,079 --> 04:13:14,079 مهاجران هدایایی را که به انصار داده بودند، برگرداندند 4500 04:13:14,079 --> 04:13:17,299 وقتی شهر را برایشان آوردند 4501 04:13:17,299 --> 04:13:20,299 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 4502 04:13:20,299 --> 04:13:24,299 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 4503 04:13:24,299 --> 04:13:28,299 زمانی که مهاجران از مکه به مدینه آمدند 4504 04:13:28,299 --> 04:13:31,299 و هیچ چیز در دستان آنها معنایی ندارد 4505 04:13:31,299 --> 04:13:35,299 انصار اهل زمین و ملک بودند 4506 04:13:35,299 --> 04:13:41,299 پس انصار با آنها موافقت کردند که هر سال ثمره پولشان را به آنها بدهند 4507 04:13:41,299 --> 04:13:44,340 همین که کار کنند و غذا تهیه کنند کافی است 4508 04:13:44,340 --> 04:13:46,340 انس رضی الله عنه گفت 4509 04:13:46,340 --> 04:13:49,340 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4510 04:13:49,340 --> 04:13:52,340 هنگامی که جنگ با مردم خیبر را تمام کرد 4511 04:13:52,340 --> 04:13:55,340 پس عازم شهر شد 4512 04:13:55,340 --> 04:14:00,590 مهاجران هدایای خود را از میوه های آن به انصار بازگرداندند 4513 04:14:00,590 --> 04:14:02,590 امام نووی فرمودند 4514 04:14:02,590 --> 04:14:06,590 این گواه بر ثمربخش بودن آن است 4515 04:14:06,590 --> 04:14:08,590 هر گونه جواز میوه ها 4516 04:14:08,590 --> 04:14:11,590 صاحب گردن درختان نخل نباشید 4517 04:14:11,590 --> 04:14:14,590 اگر هدیه ای برای گردن درخت خرما بود 4518 04:14:14,590 --> 04:14:16,590 به آن برنگشت 4519 04:14:16,590 --> 04:14:20,590 پس از دریافت هدیه، استرداد آن جایز نیست 4520 04:14:20,590 --> 04:14:24,590 اما همان طور که اشاره کردیم جایز بود 4521 04:14:24,590 --> 04:14:28,590 جواز ممکن است بدون تأخیر لغو شود 4522 04:14:29,590 --> 04:14:31,590 با این حال، او به آن بازنگشت 4523 04:14:31,590 --> 04:14:34,590 تا اینکه اوضاع برای مهاجران بدتر شد 4524 04:14:34,590 --> 04:14:35,590 فتح خیبر 4525 04:14:35,590 --> 04:14:37,590 و از آن صرف نظر کردند 4526 04:14:37,590 --> 04:14:39,590 آن را به انصار برگرداندند 4527 04:14:39,590 --> 04:14:43,989 پس پذیرفتند 4528 04:14:50,889 --> 04:14:53,889 نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 4529 04:14:53,889 --> 04:14:55,889 در خیبر پس از فتح آن 4530 04:14:55,889 --> 04:14:58,889 پسر عمویش جعفر بن ابی طالب 4531 04:14:58,889 --> 04:15:01,889 خداوند از آنان راضی باشد از حبشه 4532 04:15:01,889 --> 04:15:05,889 رسول خدا صلی الله علیه و آله از او خوشحال شد 4533 04:15:05,889 --> 04:15:08,049 شادی بزرگ 4534 04:15:08,049 --> 04:15:12,049 حکیم در المستدرک با سند ضعیف روایت کرده است 4535 04:15:12,049 --> 04:15:15,049 او شواهدی برای حمایت از او دارد 4536 04:15:15,049 --> 04:15:18,049 عن جابر رضی الله عنه گفت 4537 04:15:18,049 --> 04:15:23,049 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از خیبر آمد 4538 04:15:23,049 --> 04:15:25,049 جعفر از حبشه آمد 4539 04:15:25,049 --> 04:15:29,049 رسول خدا صلی الله علیه و آله از او پذیرایی کرد 4540 04:15:29,049 --> 04:15:31,049 پس پیشانی او را بوسید 4541 04:15:31,049 --> 04:15:32,049 سپس گفت 4542 04:15:32,049 --> 04:15:36,049 قسم می خورم که نمی دانم از کدام یک راضی تر هستم 4543 04:15:36,049 --> 04:15:38,049 فتح خیبر 4544 04:15:38,049 --> 04:15:40,049 یا آمدن جعفر؟ 4545 04:15:40,049 --> 04:15:44,049 او با مهاجران حبشی اشاعره را معرفی کرد 4546 04:15:44,049 --> 04:15:48,049 از جمله ابوموسی اشعری رضی الله عنه است 4547 04:15:48,049 --> 04:15:52,180 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 4548 04:15:52,180 --> 04:15:56,180 از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید 4549 04:15:56,180 --> 04:16:00,180 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم 4550 04:16:00,180 --> 04:16:02,180 افرادی از مردم من هستند 4551 04:16:02,180 --> 04:16:05,180 پس از فتح خیبر با سه 4552 04:16:05,180 --> 04:16:07,180 برای ما به اشتراک بگذارید 4553 04:16:07,180 --> 04:16:11,180 او جز ما به کسی که شاهد فتح بود قسم نخورد 4554 04:16:11,180 --> 04:16:14,459 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 4555 04:16:14,459 --> 04:16:18,459 از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید 4556 04:16:18,459 --> 04:16:22,459 به خروجی پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدیم 4557 04:16:22,459 --> 04:16:24,459 ما در یمن هستیم 4558 04:16:24,459 --> 04:16:28,459 بنابراین من و دو برادرم به عنوان مهاجر بیرون رفتیم 4559 04:16:28,459 --> 04:16:30,459 من جوان ترین هستم 4560 04:16:30,459 --> 04:16:32,459 یکی از آنها ابوبرده است 4561 04:16:32,459 --> 04:16:34,459 دیگری پدرشان است 4562 04:16:34,459 --> 04:16:37,459 یا گفت در چند 4563 04:16:37,459 --> 04:16:41,459 یا گفت در پنجاه و سه 4564 04:16:41,459 --> 04:16:44,459 یا پنجاه و دو مرد از قوم من 4565 04:16:44,459 --> 04:16:46,459 پس سوار کشتی شدیم 4566 04:16:46,459 --> 04:16:50,459 بنابراین کشتی ما را به Negus در حبشه برد 4567 04:16:50,459 --> 04:16:55,459 ما با جعفر بن ابی طالب و یارانش به توافق رسیدیم 4568 04:16:55,459 --> 04:16:58,459 جعفر رضی الله عنه گفت 4569 04:16:58,459 --> 04:17:01,459 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4570 04:17:01,459 --> 04:17:03,459 اینجا فرستادیم 4571 04:17:03,459 --> 04:17:05,459 دستور داد که بمانیم 4572 04:17:05,459 --> 04:17:07,459 پس با ما همراه باشید 4573 04:17:07,459 --> 04:17:11,459 پس تا رسیدن همگی پیش او ماندیم 4574 04:17:11,459 --> 04:17:14,459 پس پیغمبر صلی الله علیه و آله با ما موافقت کرد 4575 04:17:14,459 --> 04:17:16,459 هنگامی که خیبر فتح شد 4576 04:17:16,459 --> 04:17:18,459 برای ما به اشتراک بگذارید 4577 04:17:18,459 --> 04:17:21,459 یا گفت: مقداری از آن را به ما داد. 4578 04:17:21,459 --> 04:17:26,459 به کسی که چیزی از فتح خیبر از دست داد چیزی را اختصاص نداد 4579 04:17:26,459 --> 04:17:28,459 مگر کسانی که با او شهادت دادند 4580 04:17:28,459 --> 04:17:32,459 مگر صاحبان کشتی ما با جعفر و یارانش 4581 04:17:32,459 --> 04:17:34,459 آنها را با آنها تقسیم کنید 4582 04:17:34,459 --> 04:17:39,799 ورود دوسیان ها 4583 04:17:39,799 --> 04:17:43,469 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 4584 04:17:43,469 --> 04:17:46,469 او پس از فتح خیبر در آن بود 4585 04:17:46,469 --> 04:17:48,469 دوسیان ها 4586 04:17:48,469 --> 04:17:51,469 از جمله طفیل بن عمرالدوسی است 4587 04:17:51,469 --> 04:17:55,469 راوی اسلام ابوهریره رضی الله عنه است 4588 04:17:55,469 --> 04:17:57,629 و دیگران 4589 04:17:57,629 --> 04:17:59,629 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 4590 04:17:59,629 --> 04:18:02,629 الحکیم در المستدرک با سند معتبر 4591 04:18:02,629 --> 04:18:05,629 از خثم بن عراق بن مالک 4592 04:18:05,629 --> 04:18:07,629 از پدرش فرمود: 4593 04:18:07,629 --> 04:18:10,629 ابوهریره رضی الله عنه 4594 04:18:10,629 --> 04:18:13,629 او با جمعی از مردم خود به شهر آمد 4595 04:18:13,629 --> 04:18:17,629 پیامبر صلی الله علیه و آله در خیبر بود 4596 04:18:17,629 --> 04:18:22,629 او سبعه بن عرفطه رضی الله عنه را جانشین مدینه کرد 4597 04:18:22,629 --> 04:18:23,629 او گفت 4598 04:18:23,629 --> 04:18:28,629 پس او را در حال خواندن رکعت اول در نماز صبح یافتم 4599 04:18:28,629 --> 04:18:32,629 دیگه بسه عین ساد 4600 04:18:32,629 --> 04:18:34,629 و در دومی 4601 04:18:34,629 --> 04:18:36,629 وای بر خاموش شدگان! 4602 04:18:36,629 --> 04:18:37,629 او گفت 4603 04:18:37,629 --> 04:18:39,629 پس با خودم گفتم 4604 04:18:39,629 --> 04:18:40,629 وای بر فلانی! 4605 04:18:40,629 --> 04:18:43,629 اگر آکتل آکتل بالوافی 4606 04:18:43,629 --> 04:18:45,629 و اگر او تماس بگیرد 4607 04:18:45,629 --> 04:18:47,659 منهای را محاسبه کنید 4608 04:18:47,659 --> 04:18:48,659 او گفت 4609 04:18:48,659 --> 04:18:49,659 وقتی نماز می خواند 4610 04:18:49,659 --> 04:18:53,659 چیزی برای ما فراهم کن تا به خیبر بیاییم 4611 04:18:53,659 --> 04:18:58,659 پیامبر صلی الله علیه و آله خیبر را فتح کرد 4612 04:18:58,659 --> 04:18:59,659 او گفت 4613 04:18:59,659 --> 04:19:01,659 پس با مسلمانان سخن گفت 4614 04:19:01,659 --> 04:19:04,790 بنابراین ما را در تیرهای خود قرار دادند 4615 04:19:04,790 --> 04:19:07,790 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4616 04:19:07,790 --> 04:19:09,790 و امام احمد در مسندش 4617 04:19:09,790 --> 04:19:12,790 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 4618 04:19:12,790 --> 04:19:16,790 وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 4619 04:19:16,790 --> 04:19:18,790 در راه گفتم 4620 04:19:18,790 --> 04:19:22,790 چه شب سخت و طولانی 4621 04:19:22,790 --> 04:19:26,950 چون از دایره کفر است رستگار می شوم 4622 04:19:26,950 --> 04:19:29,950 پسری مرا در راه نگه داشت 4623 04:19:29,950 --> 04:19:34,950 وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم با او بیعت کردم. 4624 04:19:34,950 --> 04:19:38,950 در حالی که من با او بودم، پسر ظاهر شد 4625 04:19:38,950 --> 04:19:41,950 پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود 4626 04:19:41,950 --> 04:19:45,950 ای ابوهریره این پسر توست 4627 04:19:45,950 --> 04:19:49,020 گفتم: برای رضای خداست. 4628 04:19:49,020 --> 04:19:51,020 بنابراین او را آزاد کردم 4629 04:19:51,020 --> 04:19:58,200 پیامبر صلی الله علیه و آله صفیه بنت حوی را آزاد کرد 4630 04:19:58,200 --> 04:20:02,319 خداوند از او راضی باشد 4631 04:20:02,319 --> 04:20:07,319 رسول خدا صلی الله علیه و آله از غنائم خیبر برگزید. 4632 04:20:07,319 --> 04:20:12,319 صفیه بنت حویة بن اخطب رضی الله عنه برای خودش 4633 04:20:12,319 --> 04:20:13,319 پس اسلام آوردم 4634 04:20:13,319 --> 04:20:16,319 پس او را آزاد کرد و با او ازدواج کرد 4635 04:20:16,319 --> 04:20:21,319 پس از آباد شدن آن را در جاده شهر ساخت 4636 04:20:21,319 --> 04:20:24,479 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 4637 04:20:24,479 --> 04:20:27,479 عن انصار رضی الله عنه گفت 4638 04:20:27,479 --> 04:20:30,510 دیحیی رضی الله عنه آمد 4639 04:20:30,510 --> 04:20:31,510 و او گفت 4640 04:20:31,510 --> 04:20:33,510 ای پیامبر خدا 4641 04:20:33,510 --> 04:20:36,610 یک کنیز از اسارت به من بده 4642 04:20:36,610 --> 04:20:39,610 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4643 04:20:39,610 --> 04:20:42,739 برو یه کنیز بگیر 4644 04:20:42,739 --> 04:20:45,739 پس صفیه بنت حوی را گرفت 4645 04:20:45,739 --> 04:20:49,739 سپس مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 4646 04:20:49,739 --> 04:20:50,739 و او گفت 4647 04:20:50,739 --> 04:20:52,739 ای پیامبر خدا 4648 04:20:52,739 --> 04:20:55,739 دیهی به صفیه بنت حویه داده شد 4649 04:20:55,739 --> 04:20:58,739 بانو قریده و نادر 4650 04:20:58,739 --> 04:21:02,090 فقط برای شما مناسب است 4651 04:21:02,090 --> 04:21:05,090 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4652 04:21:05,090 --> 04:21:07,090 او را به او دعوت کنید 4653 04:21:07,090 --> 04:21:09,180 پس آورد 4654 04:21:09,180 --> 04:21:13,180 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به او نگاه کرد 4655 04:21:13,180 --> 04:21:14,180 او گفت 4656 04:21:14,180 --> 04:21:17,180 یک کنیز دیگر را از اسارت بگیرید 4657 04:21:17,180 --> 04:21:19,180 او گفت 4658 04:21:19,180 --> 04:21:24,569 پس پیامبر صلی الله علیه و آله او را آزاد کرد و با او ازدواج کرد 4659 04:21:24,569 --> 04:21:27,569 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 4660 04:21:27,569 --> 04:21:31,569 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 4661 04:21:31,569 --> 04:21:34,569 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 4662 04:21:34,569 --> 04:21:36,569 صفیه آزاد شد 4663 04:21:36,569 --> 04:21:39,760 و رهایی او را مهریه خود قرار داد 4664 04:21:39,760 --> 04:21:41,760 به عبارت دیگر 4665 04:21:41,760 --> 04:21:43,760 ثابت البنانی گفت 4666 04:21:43,760 --> 04:21:45,760 ای ابوحمزه 4667 04:21:45,760 --> 04:21:49,889 این کنیه انس بن مالک رضی الله عنه است 4668 04:21:49,889 --> 04:21:52,889 ای ابوحمزه، من او را باور نمی کنم 4669 04:21:52,889 --> 04:21:54,889 او هم همین را گفت 4670 04:21:54,889 --> 04:21:57,889 او را آزاد کرد و با او ازدواج کرد 4671 04:21:57,889 --> 04:22:03,129 آیا حکم مهریه او را آزاد می کند؟ 4672 04:22:03,129 --> 04:22:08,739 مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله 4673 04:22:08,739 --> 04:22:11,899 من در این موضوع مخالفم 4674 04:22:11,899 --> 04:22:13,899 امام نووی فرمودند 4675 04:22:13,899 --> 04:22:14,899 و بگو 4676 04:22:14,899 --> 04:22:16,899 من خودش را باور دارم 4677 04:22:16,899 --> 04:22:18,899 معنای آن متفاوت بود 4678 04:22:18,899 --> 04:22:21,899 درست توسط محققان انتخاب شد 4679 04:22:21,899 --> 04:22:25,899 بدون غرامت و بدون قید و شرط او را به عنوان کمک مالی آزاد کرد 4680 04:22:25,899 --> 04:22:29,899 سپس با رضایت او، بدون مهریه با او ازدواج کرد 4681 04:22:29,899 --> 04:22:33,899 این یکی از خصوصیات ایشان رضی الله عنه است 4682 04:22:33,899 --> 04:22:36,899 ازدواج با او بدون مهریه جایز است 4683 04:22:36,899 --> 04:22:39,899 نه الان و نه بعد 4684 04:22:39,899 --> 04:22:42,219 بر خلاف دیگران 4685 04:22:42,219 --> 04:22:44,219 امام بن قیم رفت 4686 04:22:44,219 --> 04:22:49,219 تا این که این حکم از خصوصیات پیامبر صلی الله علیه و آله نیست 4687 04:22:49,219 --> 04:22:51,219 و او گفت 4688 04:22:51,219 --> 04:22:55,219 این سال برای ملت تا قیامت شد 4689 04:22:55,219 --> 04:22:58,219 برای مردی که ملت من را آزاد کند 4690 04:22:58,219 --> 04:23:01,219 رهایی او را مهریه اش می کند 4691 04:23:01,219 --> 04:23:04,219 بنابراین زن او می شود 4692 04:23:04,219 --> 04:23:05,219 پس اگر گفت 4693 04:23:05,219 --> 04:23:07,219 من ملتم را آزاد کردم 4694 04:23:07,219 --> 04:23:10,219 رهایی خود را مهریه خود قرار داد 4695 04:23:10,219 --> 04:23:11,219 یا گفت 4696 04:23:11,219 --> 04:23:14,219 من آزادي امتم را مهريه او قرار دادم 4697 04:23:14,219 --> 04:23:17,219 رهایی از طریق ازدواج صحیح است 4698 04:23:17,219 --> 04:23:22,219 او بدون نیاز به تمدید قرارداد یا قیم همسر او شد 4699 04:23:22,219 --> 04:23:27,309 این عقیده ظاهری احمد و بسیاری از اهل حدیث است 4700 04:23:27,309 --> 04:23:29,309 فرقه گفت 4701 04:23:29,309 --> 04:23:33,309 این مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله است 4702 04:23:33,309 --> 04:23:38,309 آن چیزی است که خداوند در ازدواج برای او مقرر کرده است نه کنیز 4703 04:23:38,309 --> 04:23:42,309 این سخن سه قوم و موافقان آنهاست 4704 04:23:42,309 --> 04:23:44,309 جمله اول درست است 4705 04:23:44,309 --> 04:23:47,309 زیرا منشأ عدم صلاحیت است 4706 04:23:47,309 --> 04:23:49,309 تا زمانی که شواهد بر اساس آن باشد 4707 04:23:49,309 --> 04:23:53,309 خداوند متعال او را به خاطر ازدواج با زنی با استعداد انتخاب نکرد 4708 04:23:53,309 --> 04:23:55,309 در آن گفت 4709 04:23:55,309 --> 04:23:58,309 با احترام برای شما، غیر از مؤمنان 4710 04:23:58,309 --> 04:24:01,309 این در المعتقی نگفته است 4711 04:24:01,309 --> 04:24:04,340 او رضی الله عنه هم نگفت 4712 04:24:04,340 --> 04:24:07,340 برای پایان دادن به همدردی ملت با او در آن 4713 04:24:07,340 --> 04:24:12,340 خداوند متعال به او اجازه داد تا با همسر پسر خوانده اش ازدواج کند 4714 04:24:12,340 --> 04:24:18,340 تا ملت در ازدواج با همسران کسانی که به فرزندخواندگی می گیرند مشکلی نداشته باشد 4715 04:24:18,340 --> 04:24:21,340 این نشان می دهد که اگر ازدواج کند 4716 04:24:21,340 --> 04:24:24,340 ملتش در آن از او پیروی کنند 4717 04:24:24,340 --> 04:24:28,340 مگر اینکه از جانب خدا و رسولش صلی الله علیه و آله باشد 4718 04:24:28,340 --> 04:24:31,340 با تخصص پیامک دهید و اساس را بشکنید 4719 04:24:31,340 --> 04:24:33,340 این آشکار است 4720 04:24:33,340 --> 04:24:37,379 و در این مورد تصمیم گیری و اعتراض در آن را گسترش دهد 4721 04:24:37,379 --> 04:24:40,379 و تصمیم به جایز بودن چنین چیزی 4722 04:24:40,379 --> 04:24:42,379 مستلزم اصول و قیاس است 4723 04:24:42,379 --> 04:24:44,379 یه جای دیگه 4724 04:24:44,379 --> 04:24:50,549 اما به ما هشدار دادند 4725 04:24:50,549 --> 04:24:54,549 ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 4726 04:24:55,549 --> 04:24:57,549 خداوند از او راضی باشد 4727 04:24:57,549 --> 04:25:01,639 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4728 04:25:01,639 --> 04:25:05,639 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 4729 04:25:05,639 --> 04:25:09,670 پیامبر صلی الله علیه و آله خیبر را تقدیم کرد 4730 04:25:09,670 --> 04:25:12,670 وقتی خداوند قلعه را به روی او گشود 4731 04:25:12,670 --> 04:25:18,670 از زیبایی صفیه بنت حویه بن اخطب رضی الله عنه یاد کرد 4732 04:25:18,670 --> 04:25:22,700 شوهرش کشته شد و او عروس بود 4733 04:25:22,739 --> 04:25:27,739 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را برای خود برگزید 4734 04:25:27,739 --> 04:25:31,739 پس با آن بیرون رفت تا به سد روحانی رسیدیم 4735 04:25:31,739 --> 04:25:38,219 حل شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را ساخت 4736 04:25:38,219 --> 04:25:41,219 و به عبارت دیگر در صحیح مسلم 4737 04:25:41,219 --> 04:25:44,219 انس رضی الله عنه گفت 4738 04:25:44,219 --> 04:25:49,219 سپس آن را به ام سلیم داد تا برای او درست کند و آماده کند 4739 04:25:49,219 --> 04:25:52,219 او گفت و فکر می کنم او این را گفت 4740 04:25:52,219 --> 04:25:54,219 او در خانه اش عدّه می گیرد 4741 04:25:54,219 --> 04:25:58,309 امام نووی می فرماید: باید اجل را رعایت کنید. 4742 04:25:58,309 --> 04:26:00,309 یعنی پاک شدن 4743 04:26:00,309 --> 04:26:04,309 او اسیر بود و باید تبرئه شود 4744 04:26:04,309 --> 04:26:07,309 و در دوران استبرا درست کنید 4745 04:26:07,309 --> 04:26:09,309 در خانه ام سلیم 4746 04:26:09,309 --> 04:26:11,309 وقتی استبرا تمام شد 4747 04:26:11,309 --> 04:26:15,309 ام سلیم آن را تهیه و آماده کرد 4748 04:26:15,309 --> 04:26:19,309 یعنی زینت و زیبایی او طبق رسم عروس است 4749 04:26:19,309 --> 04:26:23,309 با آنچه ممنوع نیست، مانند خالکوبی و اکستنشن مو 4750 04:26:23,309 --> 04:26:26,309 و چیزهای دیگر که حرام است 4751 04:26:26,309 --> 04:26:29,760 و رسول خدا صلی الله علیه و آله را اطعام کرد 4752 04:26:29,760 --> 04:26:34,760 مردم از ضیافت صفیه که خداوند از او راضی باشد به وجد آمده اند 4753 04:26:34,760 --> 04:26:38,020 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4754 04:26:38,020 --> 04:26:41,020 قال عن انس رضی الله عنه 4755 04:26:41,020 --> 04:26:44,020 تا اینکه به سد الصهبه رسیدیم 4756 04:26:44,020 --> 04:26:46,020 حل شد 4757 04:26:46,020 --> 04:26:49,020 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بنا کرد 4758 04:26:49,020 --> 04:26:52,079 سپس یک تکه موی کوچک درست کرد 4759 04:26:52,079 --> 04:26:54,079 بعد به من گفت 4760 04:26:54,079 --> 04:26:56,079 به صحبت های اطرافیانتان گوش کنید 4761 04:26:56,079 --> 04:27:00,079 آن عید او رضی الله عنه بود 4762 04:27:00,079 --> 04:27:02,079 روی صفیه 4763 04:27:02,079 --> 04:27:04,399 در روایت امام مسلم 4764 04:27:04,399 --> 04:27:07,399 انس رضی الله عنه گفت 4765 04:27:07,399 --> 04:27:10,399 و رسول خدا صلی الله علیه و آله را قرار داد 4766 04:27:10,399 --> 04:27:12,399 جشن او 4767 04:27:12,399 --> 04:27:15,399 خرما و اقات و قیمه 4768 04:27:15,399 --> 04:27:17,690 حافظ در الفتح گفته است 4769 04:27:17,690 --> 04:27:20,690 هیچ تناقضی بین آنها وجود ندارد 4770 04:27:20,690 --> 04:27:23,690 زیرا این یکی از بخشهای زندگی است 4771 04:27:23,690 --> 04:27:27,879 ابن حبان در صحیح خود با سند صحیح روایت کرده است 4772 04:27:27,879 --> 04:27:30,879 از ابن عمر رضی الله عنه هر دو 4773 04:27:30,879 --> 04:27:31,879 او گفت 4774 04:27:31,879 --> 04:27:34,879 رسول خدا صلی الله علیه و آله دید 4775 04:27:34,879 --> 04:27:37,879 به چشم صفیه رضی الله عنه 4776 04:27:37,879 --> 04:27:38,879 سبز 4777 04:27:38,879 --> 04:27:40,879 گفت ای صفیه 4778 04:27:40,879 --> 04:27:42,879 این سبزه چیه؟ 4779 04:27:42,879 --> 04:27:45,940 گفت: خدا از او راضی باشد 4780 04:27:45,940 --> 04:27:48,940 سرم روی دامان پسر واقعی پدرم بود 4781 04:27:48,940 --> 04:27:50,940 و من خوابم 4782 04:27:50,940 --> 04:27:53,940 دیدم که انگار ماه در دامانم افتاده است 4783 04:27:53,940 --> 04:27:55,940 پس اینو بهش گفتم 4784 04:27:55,940 --> 04:27:57,940 به من سیلی زد 4785 04:27:57,940 --> 04:27:58,940 و او گفت 4786 04:27:58,940 --> 04:28:01,940 آرزوی پادشاه یثرب را داشتیم 4787 04:28:01,940 --> 04:28:02,940 او گفت 4788 04:28:02,940 --> 04:28:06,940 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 4789 04:28:06,940 --> 04:28:08,940 یکی از افرادی که بیشتر از همه ازش متنفرم 4790 04:28:08,940 --> 04:28:11,940 شوهر، پدر و برادرم کشته شدند 4791 04:28:11,940 --> 04:28:14,010 او همچنان از من عذرخواهی می کند 4792 04:28:14,010 --> 04:28:15,010 و او می گوید 4793 04:28:15,010 --> 04:28:18,010 پدرت اعراب را شکست داد 4794 04:28:18,010 --> 04:28:20,010 و کرد و کرد 4795 04:28:20,010 --> 04:28:23,010 بنابراین از من دور شد 4796 04:28:23,010 --> 04:28:29,280 داستان گوسفند مسموم 4797 04:28:29,280 --> 04:28:32,590 و در این تهاجم 4798 04:28:32,590 --> 04:28:36,590 یهودیان رسول خدا صلی الله علیه و آله را مسموم کردند 4799 04:28:36,590 --> 04:28:40,590 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 4800 04:28:40,590 --> 04:28:43,590 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 4801 04:28:43,590 --> 04:28:45,590 هنگامی که خیبر فتح شد 4802 04:28:45,590 --> 04:28:48,590 وقف رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 4803 04:28:48,590 --> 04:28:51,590 یک گوسفند در آن سم است 4804 04:28:51,590 --> 04:28:54,659 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4805 04:28:54,659 --> 04:28:58,659 تعدادی از یهودیان را برای من جمع کنید 4806 04:28:58,659 --> 04:29:00,659 پس برای او جمع شدند 4807 04:29:00,659 --> 04:29:04,719 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود 4808 04:29:04,719 --> 04:29:07,719 من در مورد چیزی از شما می پرسم 4809 04:29:07,719 --> 04:29:09,719 آیا در مورد او صادق هستید؟ 4810 04:29:09,719 --> 04:29:12,750 گفتند: آری ابوالقاسم 4811 04:29:12,750 --> 04:29:16,780 رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود 4812 04:29:16,780 --> 04:29:20,909 آیا در این گوسفند سم ساخته اید؟ 4813 04:29:20,909 --> 04:29:22,909 و گفتند بله 4814 04:29:22,909 --> 04:29:25,909 گفت: چه شد که چنین کردی؟ 4815 04:29:25,909 --> 04:29:31,040 گفتند: اگر دروغگو بودی می‌خواستیم از تو راحت شویم 4816 04:29:31,040 --> 04:29:34,040 و اگر پیامبر باشی به تو ضرری نمی رساند 4817 04:29:34,040 --> 04:29:37,489 آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند 4818 04:29:37,489 --> 04:29:41,489 از انس بن ملکر رضی الله عنه گفت 4819 04:29:41,489 --> 04:29:48,489 زنی یهودی با گوسفندی مسموم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد. 4820 04:29:48,489 --> 04:29:50,489 پس از آن خورد 4821 04:29:50,489 --> 04:29:55,489 پس آن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد 4822 04:29:55,489 --> 04:29:57,489 پس در این مورد از او پرسید 4823 04:29:57,489 --> 04:30:00,489 او گفت می خواهم تو را بکشم 4824 04:30:00,489 --> 04:30:04,520 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4825 04:30:04,520 --> 04:30:08,520 خدا شما را مجبور به این کار نمی کند 4826 04:30:08,520 --> 04:30:10,520 یا علی گفت 4827 04:30:10,520 --> 04:30:13,579 گفتند او را نکش 4828 04:30:13,579 --> 04:30:18,579 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود نه 4829 04:30:18,579 --> 04:30:25,680 گفت: من هنوز آن را به هوس رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانم. 4830 04:30:25,680 --> 04:30:29,940 امام احمد در مسند خود با سند صحیح نقل کرده است 4831 04:30:29,940 --> 04:30:34,129 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 4832 04:30:35,129 --> 04:30:42,129 زن یهودی به رسول خدا صلی الله علیه و آله گوسفندی مسموم هدیه داد. 4833 04:30:42,129 --> 04:30:45,129 پس به دنبال او فرستاد و گفت: 4834 04:30:45,129 --> 04:30:47,129 چه شد که کاری را که انجام دادید انجام دادید؟ 4835 04:30:47,129 --> 04:30:52,129 گفت: اگر پیامبر بودم، دوست داشتم یا می‌خواستم. 4836 04:30:52,129 --> 04:30:55,129 خدا آن را به شما نشان خواهد داد 4837 04:30:55,129 --> 04:30:59,129 و اگر پیغمبر نباشی به مردم بیشتر از تو آرامش خواهم داد 4838 04:30:59,129 --> 04:31:07,260 گفت: اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آن چیزی می یافت، حجامت می کرد. 4839 04:31:07,260 --> 04:31:10,260 گفت یک بار سفر کرده است 4840 04:31:10,260 --> 04:31:15,260 وقتی احرام کرد چیزی از آن را یافت و حجامت کرد 4841 04:31:15,260 --> 04:31:22,659 وقفه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله را خیره کرد 4842 04:31:22,659 --> 04:31:26,389 اثر این زهر بود 4843 04:31:26,389 --> 04:31:30,389 وقفه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله را خیره کرد 4844 04:31:31,459 --> 04:31:37,459 امام بخاری از عایشه رضی الله عنها روایت کرده که فرمود 4845 04:31:37,459 --> 04:31:43,459 پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از بیماری خود که بر اثر آن درگذشت می فرمود 4846 04:31:43,459 --> 04:31:49,459 آه عایشه هنوز هم درد غذایی که در خیبر خوردم را حس می کنم 4847 04:31:49,459 --> 04:31:54,459 این زمانی است که من در اثر آن سم پارگی آئورت پیدا کردم 4848 04:31:54,459 --> 04:31:59,899 امام احمد و ابوداود و حکیم به سند صحیح روایت کرده اند. 4849 04:31:59,899 --> 04:32:03,899 از ام مبشر رضی الله عنه می فرماید: 4850 04:32:03,899 --> 04:32:09,899 با دردی که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود وارد شدم 4851 04:32:09,899 --> 04:32:16,000 پس گفتم پدرم فدای تو باد ای رسول خدا، تو خودت را متهم نمی کنی. 4852 04:32:16,000 --> 04:32:22,000 من پسرم را به هیچ چیز متهم نمی کنم جز غذایی که با تو در خیبر خورده است 4853 04:32:22,000 --> 04:32:27,159 پسرش بشر بن البراء بن معرور بود که خداوند از هر دو راضی باشد. 4854 04:32:27,159 --> 04:32:31,159 او پیش از پیامبر صلی الله علیه و آله درگذشت 4855 04:32:31,159 --> 04:32:38,159 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «من به دیگری تهمت نمی زنم». 4856 04:32:38,159 --> 04:32:41,159 وقت آن است که آئورت من بشکند 4857 04:32:41,159 --> 04:32:45,450 امام احمد و حکیم با سند صحیح روایت کرده اند 4858 04:32:45,450 --> 04:32:49,450 از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت 4859 04:32:49,450 --> 04:32:56,450 زیرا نه بار قسم خوردم که رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته شد. 4860 04:32:56,450 --> 04:33:01,450 ترجیح می دهم قسم بخورم تا قسم بخورم که او کشته نشده است 4861 04:33:01,450 --> 04:33:08,450 این بدان جهت است که خداوند متعال او را به پیامبری برگزید و به شهادت رساند 4862 04:33:08,450 --> 04:33:10,669 امام ابن قیم گفت 4863 04:33:10,669 --> 04:33:16,700 پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بر شانه خود جامه نزد 4864 04:33:16,700 --> 04:33:21,700 نزدیکترین جایی است که حجامت در آن به قلب امکان پذیر است 4865 04:33:21,700 --> 04:33:24,700 ماده سمی با خون خارج شد 4866 04:33:24,700 --> 04:33:26,700 بدون خروج کامل 4867 04:33:26,700 --> 04:33:29,700 بلکه اثر آن ضعیف باقی ماند 4868 04:33:29,700 --> 04:33:35,700 وقتی خداوند متعال بخواهد همه مراتب شایستگی را برای او تکمیل کند 4869 04:33:35,700 --> 04:33:39,090 زمانی که خداوند خواست او را با شهادت شرفیاب کند 4870 04:33:39,090 --> 04:33:43,090 اثر آن اثر نهفته سم آشکار شد 4871 04:33:43,090 --> 04:33:47,090 تا خداوند امری را که قبلاً در جریان بوده انجام دهد 4872 04:33:47,090 --> 04:33:52,090 راز سخن خداوند متعال برای دشمنان یهودی او آشکار شد 4873 04:33:52,090 --> 04:33:58,119 آیا هر گاه رسولی با چیزی که دلتان نمی‌خواهد نزد شما بیاید، تکبر می‌کنید؟ 4874 04:33:58,119 --> 04:34:02,119 به بعضی ها دروغ گفتی و بعضی ها را کشت 4875 04:34:02,119 --> 04:34:06,119 سپس با کلمه "دروغ گفتی" در گذشته آمد 4876 04:34:06,119 --> 04:34:09,119 اتفاقی که برای آنها افتاد و محقق شد 4877 04:34:09,119 --> 04:34:11,150 و او با کلمه "تو می کشی" آمد. 4878 04:34:11,150 --> 04:34:15,150 آینده ای که انتظار دارند و منتظرش هستند 4879 04:34:15,150 --> 04:34:17,150 و خدا داناتر است 4880 04:34:20,490 --> 04:34:24,490 آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته شد؟ 4881 04:34:24,490 --> 04:34:28,130 زینب بنت الحارث 4882 04:34:28,130 --> 04:34:30,130 امام نووی فرمودند 4883 04:34:30,130 --> 04:34:32,130 قاضی ایاد گفت 4884 04:34:32,130 --> 04:34:35,130 باستان شناسان و محققین مخالف بودند 4885 04:34:35,130 --> 04:34:39,130 آیا پیامبر صلی الله علیه و آله او را کشت یا نه؟ 4886 04:34:39,130 --> 04:34:42,130 در صحیح مسلم یافت شد 4887 04:34:42,130 --> 04:34:45,130 گفتند او را نکش 4888 04:34:45,130 --> 04:34:49,130 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 4889 04:34:49,130 --> 04:34:50,130 خیر 4890 04:34:50,130 --> 04:34:53,130 همینطور از ابوهریره و جابر 4891 04:34:53,130 --> 04:34:56,130 عن جابر از روایت ابوسلام 4892 04:34:56,130 --> 04:35:00,130 رضی الله عنه او را کشت 4893 04:35:00,130 --> 04:35:02,130 و در روایت ابن عباس 4894 04:35:02,130 --> 04:35:05,130 او رضی الله عنه ادا کرد 4895 04:35:05,130 --> 04:35:08,130 به اولیای بشر بن البراء بن معرور 4896 04:35:08,130 --> 04:35:10,130 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 4897 04:35:10,130 --> 04:35:13,130 مقداری از آن را خورد و از آن مرد 4898 04:35:13,130 --> 04:35:15,130 پس او را کشتند 4899 04:35:15,130 --> 04:35:17,130 ابن صحنون گفت 4900 04:35:17,130 --> 04:35:19,130 همه علمای حدیث موافق بودند 4901 04:35:19,130 --> 04:35:23,130 که رسول خدا صلی الله علیه و آله او را کشت 4902 04:35:23,130 --> 04:35:25,159 قاضی گفت 4903 04:35:25,159 --> 04:35:29,159 علت جمع این روایات و اقوال 4904 04:35:29,159 --> 04:35:31,159 اول او را نکشته 4905 04:35:31,159 --> 04:35:33,159 وقتی سمش بیرون میاد 4906 04:35:33,159 --> 04:35:35,159 به او گفته شد که او را بکشد 4907 04:35:35,159 --> 04:35:37,159 و او گفت نه 4908 04:35:37,159 --> 04:35:42,159 هنگامی که بشر بن البراء رضی الله عنه از آن دو مرد 4909 04:35:42,159 --> 04:35:44,159 او آن را به اولیای خود سپرد 4910 04:35:44,159 --> 04:35:46,159 پس به قصاص او را کشتند 4911 04:35:46,159 --> 04:35:49,159 درست است که گفتند او را نکشته است 4912 04:35:49,159 --> 04:35:51,159 یعنی بلافاصله 4913 04:35:51,159 --> 04:35:53,159 درست است که او را کشتند 4914 04:35:53,159 --> 04:35:55,159 یعنی بعد از آن 4915 04:35:55,159 --> 04:35:57,380 و خدا داناتر است 4916 04:35:57,380 --> 04:35:59,380 امام سهیلی فرمودند 4917 04:35:59,380 --> 04:36:01,380 و صورت جمع 4918 04:36:01,380 --> 04:36:04,380 صلوات الله علیه او را بخشید 4919 04:36:04,380 --> 04:36:07,380 چون بود رضی الله عنه 4920 04:36:07,380 --> 04:36:09,380 از خودش انتقام نمی گیرد 4921 04:36:09,380 --> 04:36:14,380 هنگامی که بشربن البراء رضی الله عنه از آن غذا درگذشت 4922 04:36:14,380 --> 04:36:16,380 او را کشت 4923 04:36:16,380 --> 04:36:20,380 به این دلیل که بشر هنوز از آن غذا مریض است 4924 04:36:20,380 --> 04:36:23,380 تا اینکه حدود یک سال بعد از دنیا رفت 4925 04:36:23,380 --> 04:36:26,540 حافظ در الفتح گفته است 4926 04:36:26,540 --> 04:36:30,540 این احتمال وجود دارد که او او را ترک کرده باشد زیرا او اسلام آورده است 4927 04:36:30,540 --> 04:36:35,540 اما کشتن او را به تأخیر انداخت تا اینکه بشر رضی الله عنه از دنیا رفت 4928 04:36:35,540 --> 04:36:40,540 زیرا با فوت او وجوب قصاص به شرط او انجام شد 4929 04:36:40,540 --> 04:36:47,200 فواید حادثه گوسفند مسموم 4930 04:36:47,200 --> 04:36:49,680 حافظ در الفتح گفته است 4931 04:36:49,680 --> 04:36:51,680 و در حدیث 4932 04:36:51,680 --> 04:36:55,680 گفتن غیب به او رضی الله عنه 4933 04:36:55,680 --> 04:36:57,680 و گفتار بی جان 4934 04:36:57,680 --> 04:37:00,680 و سرسختی یهودیان وجود دارد 4935 04:37:00,680 --> 04:37:04,680 به خاطر تصدیقشان به اخلاص او رضی الله عنه 4936 04:37:04,680 --> 04:37:07,680 در مورد دسیسه سمی که بر سرشان آمد 4937 04:37:07,680 --> 04:37:09,680 با این حال آنها سرسخت بودند 4938 04:37:09,680 --> 04:37:11,680 به انکار او ادامه دادند 4939 04:37:11,680 --> 04:37:15,680 این شامل کشتن شخصی است که به عنوان انتقام با سم کشته شده است 4940 04:37:15,680 --> 04:37:20,680 بیانگر این است که چیزهایی مانند سموم و غیره به خودی خود تأثیری ندارند 4941 04:37:20,680 --> 04:37:23,680 بلکه انشاء الله 4942 04:37:31,419 --> 04:37:33,419 ابن اسحاق گفت 4943 04:37:33,419 --> 04:37:38,419 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله خیبر را تمام کرد 4944 04:37:38,419 --> 04:37:41,419 خداوند رعب و وحشت را در دل مردم فدک افکند 4945 04:37:41,419 --> 04:37:45,419 وقتی شنیدند که خدای متعال چه بر سر مردم خیبر آمده است 4946 04:37:45,419 --> 04:37:49,549 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستادند 4947 04:37:49,549 --> 04:37:52,549 برای نصف فدک با او آشتی می کنند 4948 04:37:52,549 --> 04:37:55,709 پس فرستادگانشان در خیبر نزد او آمدند 4949 04:37:55,709 --> 04:37:57,709 یا در طائف 4950 04:37:57,709 --> 04:37:59,709 یا بعد از اینکه به شهر آمد 4951 04:37:59,709 --> 04:38:02,709 او این را از آنها پذیرفت 4952 04:38:02,709 --> 04:38:07,709 پس فدک صرفا برای رسول خدا صلی الله علیه و آله بود 4953 04:38:08,709 --> 04:38:12,709 زیرا هیچ اسب و سواری به آن نمی آمد 4954 04:38:12,709 --> 04:38:17,099 ابوداود آن را در سنن خود با سند خوب نقل کرده است 4955 04:38:17,099 --> 04:38:21,099 از مالک بن اوس بن الهداتان می گوید: 4956 04:38:21,099 --> 04:38:24,099 این همان چیزی بود که عمر رضی الله عنه به عنوان دلیل استفاده کرد 4957 04:38:24,099 --> 04:38:26,099 او گفت 4958 04:38:26,099 --> 04:38:31,099 رسول خدا صلی الله علیه و آله دارای سه درجه بود 4959 04:38:31,099 --> 04:38:35,099 ابن النظیر و خیبر هیئت شما هستند 4960 04:38:35,099 --> 04:38:37,159 و اما ابن النضیر 4961 04:38:37,159 --> 04:38:40,159 زندان برای بدبختی هایش بود 4962 04:38:40,159 --> 04:38:41,159 در مورد فدک 4963 04:38:41,159 --> 04:38:44,159 زندانی بود برای راهیان 4964 04:38:44,159 --> 04:38:46,159 در مورد خیبر 4965 04:38:46,159 --> 04:38:52,159 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به سه قسمت تقسیم کرد 4966 04:38:52,159 --> 04:38:54,159 دو بخش در میان مسلمانان 4967 04:38:54,159 --> 04:38:57,159 و بخشی از آن نفقه خانواده اوست 4968 04:38:57,159 --> 04:39:03,159 آنچه از مخارج خانواده اش باقی مانده بود، او را در زمره فقرای مهاجران قرار داد 4969 04:39:03,159 --> 04:39:07,450 ابوداود آن را در سنن خود با سند خوب نقل کرده است 4970 04:39:07,450 --> 04:39:09,450 درباره المغیره فرمود: 4971 04:39:09,450 --> 04:39:14,450 عمر بن عبدالعزیز زمانی که بنی مروان را به عنوان خلیفه منصوب کردند جمع کرد 4972 04:39:14,450 --> 04:39:16,450 و او گفت 4973 04:39:16,450 --> 04:39:21,450 رسول خدا صلی الله علیه و آله فدک داشت 4974 04:39:21,450 --> 04:39:23,450 از آن خرج می کرد 4975 04:39:23,450 --> 04:39:26,450 و به فرزندی از بنی هاشم برمی گردد 4976 04:39:26,450 --> 04:39:29,450 و ایهام با او ازدواج خواهد کرد 4977 04:39:29,450 --> 04:39:34,849 محاصره وادی القری 4978 04:39:34,849 --> 04:39:36,849 و یک داستان پشتیبانی شده 4979 04:39:36,849 --> 04:39:43,680 رسول خدا صلی الله علیه و آله از خیبر به سوی وادی القری حرکت کرد. 4980 04:39:43,680 --> 04:39:46,680 گروهی از یهودیان آنجا بودند 4981 04:39:46,680 --> 04:39:48,680 وقتی پایین آمدند 4982 04:39:48,680 --> 04:39:51,680 یهودیان با تیر از آنها استقبال کردند 4983 04:39:51,680 --> 04:39:53,680 بسیج نمی شوند 4984 04:39:53,680 --> 04:39:56,680 تا اینکه مسلمانان به زور آن را فتح کردند 4985 04:39:56,680 --> 04:40:01,840 نزد رسول خدا پسری بود به نام معادم 4986 04:40:01,840 --> 04:40:04,840 یک دسته غنایم جمع کنید 4987 04:40:04,840 --> 04:40:06,939 و او کشته شد 4988 04:40:06,939 --> 04:40:10,939 آن دو شيخ در صحيح خود و حكيم در المستدرك روايت كرده اند. 4989 04:40:10,939 --> 04:40:12,939 تلفظ برای حاکم است 4990 04:40:12,939 --> 04:40:16,939 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 4991 04:40:16,939 --> 04:40:20,939 اگر با رسول خدا صلی الله علیه و آله خرج کنیم 4992 04:40:20,939 --> 04:40:22,939 از خیبر تا وادی القری 4993 04:40:22,939 --> 04:40:24,939 و خادمش با او بود 4994 04:40:24,939 --> 04:40:28,939 آن را رفاع بن زید الجدمی به او داد 4995 04:40:28,939 --> 04:40:33,970 در حالی که دراز کشیده بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت. 4996 04:40:33,970 --> 04:40:35,970 با ضد آفتاب 4997 04:40:35,970 --> 04:40:38,970 یک تیر غربی به او اصابت کرد و او را کشت 4998 04:40:38,970 --> 04:40:42,970 تیری است که نمی داند چه کسی آن را شلیک کرده است 4999 04:40:42,970 --> 04:40:46,970 پس به او گفتیم: در بهشت بر او مبارک باد 5000 04:40:46,970 --> 04:40:50,970 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5001 04:40:50,970 --> 04:40:54,970 نه، سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست 5002 04:40:54,970 --> 04:40:58,970 اگر الان او را در آغوش بگیری، او را در آتش می سوزانی 5003 04:40:58,970 --> 04:41:02,970 برداشت آن از دام های مسلمانان در روز خیبر بود 5004 04:41:02,970 --> 04:41:09,060 سپس مردی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و به وحشت افتاد. 5005 04:41:09,060 --> 04:41:14,060 چون از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید که فرمود 5006 04:41:14,060 --> 04:41:17,060 گفت یا رسول الله 5007 04:41:17,060 --> 04:41:21,060 دو تله برای کفشم پیدا کردم 5008 04:41:21,060 --> 04:41:25,060 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5009 04:41:25,060 --> 04:41:28,060 همان برای شما در آتش می سوزد 5010 04:41:28,060 --> 04:41:37,430 بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه 5011 04:41:37,430 --> 04:41:46,520 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای پیروزی بر یهودیان خیبر به مدینه پیامبر بازگشت. 5012 04:41:46,520 --> 04:41:50,520 خداوند متعال به او توفیق داده است 5013 04:41:50,520 --> 04:41:56,520 در راه بازگشت، حوادث متعددی رخ داد، از جمله: 5014 04:41:56,520 --> 04:42:01,840 هیچ قدرت و نیرویی جز در خدا نیست 5015 04:42:01,840 --> 04:42:07,189 آن دو شيخ در صحيح خود آن را روايت كرده اند و نقل آن بخاري است. 5016 04:42:07,189 --> 04:42:11,189 از ابوموسی اشعری رضی الله عنه می فرماید 5017 04:42:11,189 --> 04:42:17,259 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر هجوم آورد یا فرمود. 5018 04:42:17,259 --> 04:42:21,259 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 5019 04:42:22,259 --> 04:42:27,259 مردم به دره ای مشرف شدند و با تکبیر صدای خود را بلند کردند 5020 04:42:27,259 --> 04:42:33,259 خدا بزرگ است، خدا بزرگ است، معبودی جز خدا نیست 5021 04:42:33,259 --> 04:42:37,290 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5022 04:42:37,290 --> 04:42:44,290 با خودتان مهربان باشید. به ناشنوا و غایب زنگ نخواهید زد 5023 04:42:44,290 --> 04:42:49,319 شنونده ای را می خوانید که نزدیک است و او با شماست 5024 04:42:49,319 --> 04:42:53,319 من پشت سر حیوان رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم 5025 04:42:53,319 --> 04:42:59,319 او از من شنید که می گفتم: هیچ نیرویی و نیرویی جز به خدا نیست 5026 04:42:59,319 --> 04:43:03,319 به من گفت عبدالله بن قیس 5027 04:43:03,319 --> 04:43:06,319 به تو گفتم یا رسول الله 5028 04:43:06,319 --> 04:43:13,319 گفت: آیا از یکی از گنج های بهشت سخنی به تو نگویم؟ 5029 04:43:13,319 --> 04:43:18,319 گفتم آری یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو باد 5030 04:43:18,319 --> 04:43:23,610 فرمود: هیچ نیرویی و نیرویی جز به خدا نیست 5031 04:43:23,610 --> 04:43:25,610 حافظ در الفتح گفته است 5032 04:43:25,610 --> 04:43:31,610 این زمینه حاکی از آن است که این اتفاق زمانی رخ داده است که آنها به خیبر می‌رفتند 5033 04:43:31,610 --> 04:43:33,610 و اینطور نیست 5034 04:43:33,610 --> 04:43:36,610 بلکه به محض بازگشت این اتفاق افتاد 5035 04:43:36,610 --> 04:43:43,610 زیرا ابوموسی بعد از فتح خیبر با جعفر رضی الله عنه آمد 5036 04:43:43,610 --> 04:43:48,610 بر این اساس، در چارچوب، برآورد وی حذف شد 5037 04:43:48,610 --> 04:43:52,610 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی خیبر حرکت کرد 5038 04:43:52,610 --> 04:43:55,610 پس دور آن را گرفت و باز کرد 5039 04:43:55,610 --> 04:43:57,610 نف کرد و برگشت 5040 04:43:57,610 --> 04:44:00,610 شریف ترین مردم و غیره 5041 04:44:00,610 --> 04:44:07,569 فضیلت کوه احد و مدینه النبی 5042 04:44:07,569 --> 04:44:11,569 آن دو شيخ در صحيح خود آن را روايت كرده اند و نقل آن بخاري است. 5043 04:44:11,569 --> 04:44:15,569 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 5044 04:44:15,569 --> 04:44:21,569 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نزد خیبر رفتم تا خدمت ایشان بروم. 5045 04:44:21,569 --> 04:44:25,659 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله برگشت 5046 04:44:25,659 --> 04:44:27,659 کسی به نظرش نمی رسید 5047 04:44:27,659 --> 04:44:32,659 گفت: این کوهی است که ما را دوست دارد و ما آن را دوست داریم 5048 04:44:32,659 --> 04:44:36,659 سپس با دست به شهر اشاره کرد و گفت 5049 04:44:36,659 --> 04:44:40,659 خدایا آنچه را که بین دو پدرش است حرام می کنم 5050 04:44:40,659 --> 04:44:43,659 مانند نهی حضرت ابراهیم از مکه 5051 04:44:43,659 --> 04:44:47,729 خدایا ما را در سختی ها و شهرهایمان برکت ده 5052 04:44:47,729 --> 04:44:49,979 امام نووی فرمودند 5053 04:44:49,979 --> 04:44:52,979 گفتار او صلی الله علیه و آله و سلم 5054 04:44:52,979 --> 04:44:55,979 این کوهی است که ما را دوست دارد و ما آن را دوست داریم 5055 04:44:55,979 --> 04:44:57,979 درست انتخاب شده 5056 04:44:57,979 --> 04:45:02,979 یعنی کسی واقعاً ما را دوست دارد 5057 04:45:02,979 --> 04:45:06,979 خداوند متعال در او فرق گذاشت که دوست دارد 5058 04:45:06,979 --> 04:45:09,979 همانطور که خداوند متعال فرموده است 5059 04:45:09,979 --> 04:45:13,979 و برخی از آنها از ترس خدا نازل می شوند 5060 04:45:13,979 --> 04:45:16,979 و مثل حسرت تنه خشک 5061 04:45:16,979 --> 04:45:18,979 و همانطور که سنگریزه ها شنا می کردند 5062 04:45:18,979 --> 04:45:22,979 همانطور که سنگ با جامه موسی علیه السلام فرار کرد 5063 04:45:22,979 --> 04:45:26,979 همانطور که پیامبر ما صلی الله علیه و آله فرمودند 5064 04:45:26,979 --> 04:45:31,979 من سنگی را در مکه می شناسم که به من سلام می کرد 5065 04:45:31,979 --> 04:45:36,979 همانطور که دو درخت مجزا به آنها اجازه می دهد به هم برسند 5066 04:45:36,979 --> 04:45:38,979 و آزادانه می لرزید 5067 04:45:38,979 --> 04:45:40,979 او گفت: من آزادانه زندگی خواهم کرد. 5068 04:45:40,979 --> 04:45:44,979 شما فقط یک پیامبر یا یک دوست هستید 5069 04:45:44,979 --> 04:45:47,979 و همانطور که بازوی شاه گفت 5070 04:45:47,979 --> 04:45:50,979 همانطور که خداوند متعال فرموده است 5071 04:45:50,979 --> 04:45:54,979 و چیزی نیست که تسبیح او را ستایش نکند 5072 04:45:54,979 --> 04:45:58,979 اما شما ستایش آنها را درک نمی کنید 5073 04:45:58,979 --> 04:46:01,979 این آیه در معنا صحیح است 5074 04:46:01,979 --> 04:46:05,979 هر چیزی واقعاً مطابق شرایطش شنا می کند 5075 04:46:05,979 --> 04:46:07,979 اما بدون هزینه 5076 04:46:07,979 --> 04:46:15,110 این و مواردی از این دست گواه بر آن چیزی است که ما انتخاب کردیم و محققین در مورد معنای حدیث برگزیدند. 5077 04:46:15,110 --> 04:46:19,110 و اینکه کسی واقعاً ما را دوست دارد 5078 04:46:19,110 --> 04:46:26,419 جنگ ذات الرقاء یا جنگ نجد 5079 04:46:26,419 --> 04:46:32,889 تاریخ این حمله به شرح زیر متفاوت بود 5080 04:46:32,889 --> 04:46:37,979 نظر عموم مردم مغازی این بود که قبل از جنگ خندق رخ داده است 5081 04:46:37,979 --> 04:46:40,979 در سال چهارم هجری 5082 04:46:40,979 --> 04:46:43,979 و مردم آن را از آنها دریافت کردند 5083 04:46:43,979 --> 04:46:46,180 حافظ بن کثیر گفت 5084 04:46:46,180 --> 04:46:53,180 به گفته اکثر علمای سیار و مغازی، ذات الرقاع قبل از خندق بوده است. 5085 04:46:53,180 --> 04:46:57,180 از جمله کسانی که این را بیان کرد، محمد بن اسحاق بود 5086 04:46:57,180 --> 04:47:01,180 و موسی بن عقبه و الواقدی 5087 04:47:01,180 --> 04:47:03,180 و محمد بن سعد نویسنده اوست 5088 04:47:03,180 --> 04:47:07,180 خلیفه بن خیاط و دیگران 5089 04:47:07,180 --> 04:47:10,369 امام بخاری در صحیح رفت 5090 04:47:10,369 --> 04:47:12,369 و الحافظ بن کثیر 5091 04:47:12,369 --> 04:47:14,369 و امام بن قیم 5092 04:47:14,369 --> 04:47:16,369 و الحافظ بن حجر 5093 04:47:16,369 --> 04:47:19,369 بعد از جنگ خیبر رخ داد 5094 04:47:19,369 --> 04:47:21,369 و صحیح است 5095 04:47:21,369 --> 04:47:25,770 دلیل این تهاجم 5096 04:47:25,770 --> 04:47:30,540 رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید 5097 04:47:30,540 --> 04:47:34,540 بنی محارب و بنی ثعلبه از غطافان هستند 5098 04:47:34,540 --> 04:47:38,540 آنها جمعیت زیادی را برای مبارزه با او جمع کردند 5099 04:47:38,540 --> 04:47:45,580 خروج پیامبر صلی الله علیه و آله بر آنان 5100 04:47:45,580 --> 04:47:50,259 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی آنان بیرون رفت 5101 04:47:50,259 --> 04:47:52,259 در چهارصد مرد 5102 04:47:52,259 --> 04:47:54,259 گفته شد هفتصد 5103 04:47:54,259 --> 04:47:56,419 و شهر را تصرف کرد 5104 04:47:56,419 --> 04:47:59,419 عثمان بن عفان رضی الله عنه 5105 04:47:59,419 --> 04:48:05,419 گفته شد ابوذرن غفاری رضی الله عنه را جانشین خود قرار داد. 5106 04:48:05,419 --> 04:48:08,419 تا اینکه راهی برایشان نمانده بود 5107 04:48:08,419 --> 04:48:11,419 با جمعیت زیادی از غطافان برخورد کرد 5108 04:48:11,419 --> 04:48:14,419 درگیری بین آنها نبود 5109 04:48:14,419 --> 04:48:17,419 رسول خدا صلی الله علیه و آله دعا کرد 5110 04:48:17,419 --> 04:48:20,419 با یارانش نماز خوف 5111 04:48:20,419 --> 04:48:23,700 و در روایت ابن سعد در لایه های او 5112 04:48:23,700 --> 04:48:28,700 در مغازه های آنها کسی را جز زنان نیافت 5113 04:48:28,700 --> 04:48:32,700 پس آنها را گرفت و در میان آنها کنیز و زن جوانی بود 5114 04:48:32,700 --> 04:48:39,389 بادیه نشینان به قله کوه فرار کردند 5115 04:48:39,389 --> 04:48:43,389 بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 5116 04:48:43,389 --> 04:48:45,459 به شهر 5117 04:48:45,459 --> 04:48:48,459 و اتفاقاتی که در راه افتاد 5118 04:48:48,459 --> 04:48:53,259 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت 5119 04:48:53,259 --> 04:48:56,259 با لشکر خود به مدینه النبی 5120 04:48:56,259 --> 04:48:58,259 و او بدخواه نبود 5121 04:48:58,259 --> 04:49:01,259 در راه بازگشت به شهر 5122 04:49:01,259 --> 04:49:04,259 اتفاقاتی افتاد 5123 04:49:04,259 --> 04:49:07,799 داستان غرث بن الحارث 5124 04:49:07,799 --> 04:49:11,310 و دعای خوف 5125 04:49:11,310 --> 04:49:14,310 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 5126 04:49:14,310 --> 04:49:18,310 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 5127 04:49:18,310 --> 04:49:22,310 با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگید 5128 04:49:22,310 --> 04:49:24,310 قبل از اینکه پیدا کنیم 5129 04:49:24,310 --> 04:49:28,310 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تعطیل شد 5130 04:49:28,310 --> 04:49:30,380 با آن قفل کنید 5131 04:49:30,380 --> 04:49:34,380 پس این ضرب المثل در دره ای پر از نیش به سراغشان آمد 5132 04:49:34,380 --> 04:49:37,380 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد 5133 04:49:37,380 --> 04:49:41,380 مردم پراکنده شدند و به دنبال سایه از درختان بودند 5134 04:49:41,380 --> 04:49:45,409 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله زیر درختی فرود آمد 5135 04:49:45,409 --> 04:49:48,409 شمشیری به آن آویخت 5136 04:49:48,409 --> 04:49:50,409 و راحت خوابیدیم 5137 04:49:50,409 --> 04:49:54,500 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را صدا زد 5138 04:49:54,500 --> 04:49:57,500 و اگر بادیه نشین داشته باشد 5139 04:49:57,500 --> 04:50:02,500 گفت: این را بر شمشیر خود در حالی که خواب بودم برگزیدم 5140 04:50:02,500 --> 04:50:06,540 پس با در دست داشتن او از خواب بیدار شد و نماز خواند 5141 04:50:06,540 --> 04:50:09,540 گفت: چه کسی تو را از من باز می دارد؟ 5142 04:50:09,540 --> 04:50:13,540 پس سه بار گفتم «خدایا». 5143 04:50:13,540 --> 04:50:15,700 او را تنبیه نکرد 5144 04:50:15,700 --> 04:50:18,700 آن دو شيخ در صحيح خود افزودند 5145 04:50:18,700 --> 04:50:21,700 در روایتی دیگر از جابر رضی الله عنه آمده است 5146 04:50:21,700 --> 04:50:23,700 یا ارزش دعا 5147 04:50:23,700 --> 04:50:26,700 دو رکعت نماز خواند 5148 04:50:26,700 --> 04:50:28,700 بعد دیر کردند 5149 04:50:28,700 --> 04:50:31,700 با گروه دیگر دو رکعت نماز خواند 5150 04:50:31,700 --> 04:50:35,700 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چهار داشتند 5151 04:50:35,700 --> 04:50:38,700 و مردم دو رکعت دارند 5152 04:50:38,700 --> 04:50:41,889 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 5153 04:50:41,889 --> 04:50:44,889 الحکیم در مستدرک خود با سند معتبر 5154 04:50:44,889 --> 04:50:48,889 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 5155 04:50:48,889 --> 04:50:52,889 قاتل رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5156 04:50:52,889 --> 04:50:54,889 جنگجو خسفه بنخال 5157 04:50:54,889 --> 04:50:57,889 مسلمانان را غافلگیر کردند 5158 04:50:57,889 --> 04:51:02,889 سپس مردی از آنان به نام غرث بن الحارث آمد 5159 04:51:02,889 --> 04:51:06,889 تا اینکه بر سر رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام کرد 5160 04:51:06,889 --> 04:51:08,889 با شمشیر 5161 04:51:08,889 --> 04:51:11,889 گفت: چه کسی تو را از من باز می دارد؟ 5162 04:51:11,889 --> 04:51:15,950 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5163 04:51:15,950 --> 04:51:16,950 خدایا 5164 04:51:16,950 --> 04:51:18,049 او گفت 5165 04:51:18,049 --> 04:51:21,049 شمشیر از دستش افتاد 5166 04:51:21,049 --> 04:51:24,139 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را گرفت 5167 04:51:24,139 --> 04:51:26,139 گفت شمشیر 5168 04:51:26,139 --> 04:51:28,180 چه کسی جلوی شما را می گیرد؟ 5169 04:51:28,180 --> 04:51:29,180 او گفت 5170 04:51:29,180 --> 04:51:31,180 گیرنده خوبی باشید 5171 04:51:31,180 --> 04:51:35,000 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5172 04:51:35,000 --> 04:51:37,959 گواه باش که معبودی جز خدا نیست 5173 04:51:37,959 --> 04:51:40,200 و من رسول خدا هستم 5174 04:51:40,200 --> 04:51:42,119 بادیه نشین گفت 5175 04:51:42,119 --> 04:51:44,759 قول میدم باهات دعوا نکنم 5176 04:51:44,759 --> 04:51:48,200 و من با کسانی که با شما می جنگند نخواهم بود 5177 04:51:48,200 --> 04:51:49,500 او گفت 5178 04:51:49,500 --> 04:51:54,220 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را رها کن 5179 04:51:54,220 --> 04:51:57,270 پس نزد قوم خود آمد و گفت 5180 04:51:57,270 --> 04:52:00,869 من از بهترین مردم نزد شما آمده ام 5181 04:52:01,270 --> 04:52:03,509 وقتی نماز آمد 5182 04:52:03,509 --> 04:52:08,380 رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز خوف خواند 5183 04:52:08,380 --> 04:52:11,180 مردم دو فرقه بودند 5184 04:52:11,180 --> 04:52:13,659 فرقه ای در برابر دشمن 5185 04:52:13,659 --> 04:52:19,029 گروهی با رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز خواندند 5186 04:52:19,029 --> 04:52:22,950 با گروهی که همراهش بودند دو رکعت نماز خواند 5187 04:52:22,950 --> 04:52:28,310 پس رفتند و با کسانی بودند که با دشمنانشان روبرو بودند 5188 04:52:28,389 --> 04:52:35,029 آن مردم آمدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله با آنان دو رکعت نماز خواند. 5189 04:52:35,029 --> 04:52:38,549 پس مردم دو رکعت داشتند، دو رکعت 5190 04:52:38,549 --> 04:52:43,560 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چهار رکعت دارد 5191 04:52:43,560 --> 04:52:45,639 حافظ در الفتح گفته است 5192 04:52:45,639 --> 04:52:47,080 و در حدیث 5193 04:52:47,080 --> 04:52:51,000 شجاعت بیش از حد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 5194 04:52:51,000 --> 04:52:52,840 و قوت یقین او 5195 04:52:52,840 --> 04:52:54,840 و صبر او در برابر آسیب 5196 04:52:54,840 --> 04:52:58,680 و خواب او در مورد نادانان است 5197 04:52:58,680 --> 04:53:02,599 عباد بن بشر رضی الله عنه 5198 04:53:02,599 --> 04:53:06,150 و سوره کهف 5199 04:53:06,150 --> 04:53:12,150 امام احمد در مسند خود و ابوداود در سنن خود با سند ضعیف روایت کرده اند 5200 04:53:12,150 --> 04:53:16,950 شواهدی دارد که او را تقویت می کند و به نیکی می رساند 5201 04:53:16,950 --> 04:53:21,270 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 5202 04:53:21,270 --> 04:53:27,430 با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ ذات الرقاع بیرون رفتیم. 5203 04:53:27,509 --> 04:53:30,630 یک زن مشرک مجروح شد 5204 04:53:30,630 --> 04:53:35,669 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله با کاروانی حرکت کرد 5205 04:53:35,669 --> 04:53:38,950 شوهرش آمد و غایب بود 5206 04:53:38,950 --> 04:53:46,380 پس سوگند یاد کرد که تا پیشاپیش اصحاب محمد صلی الله علیه و آله و سلم نبیند از حرکت باز نخواهد ایستاد. 5207 04:53:46,380 --> 04:53:51,099 پس به دنبال رد پای پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفت 5208 04:53:51,099 --> 04:53:55,259 پس پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد 5209 04:53:55,259 --> 04:53:56,619 و او گفت 5210 04:53:56,700 --> 04:54:00,470 از مردی که این شب ما را می خورد 5211 04:54:00,470 --> 04:54:05,029 مردی از مهاجران و مردی از انصار منصوب شدند 5212 04:54:05,029 --> 04:54:07,990 گفت: ما هستیم یا رسول الله 5213 04:54:07,990 --> 04:54:09,110 او گفت 5214 04:54:09,110 --> 04:54:11,590 در دهان مردم باشد 5215 04:54:11,590 --> 04:54:12,630 او گفت 5216 04:54:12,630 --> 04:54:16,580 به دره ای در دره پایین رفتند 5217 04:54:16,580 --> 04:54:19,860 وقتی آن دو مرد به دهان مردم رفتند 5218 04:54:19,860 --> 04:54:22,819 انصاری به مهاجری گفت 5219 04:54:22,819 --> 04:54:26,340 یعنی شبی که دوست دارم برایت کافی باشد 5220 04:54:26,340 --> 04:54:28,659 اول یا آخر 5221 04:54:28,659 --> 04:54:29,700 او گفت 5222 04:54:29,700 --> 04:54:31,619 اول برای من کافی است 5223 04:54:31,619 --> 04:54:34,419 مهاجری احساس درد کرد و به خواب رفت 5224 04:54:34,419 --> 04:54:37,540 الانصاری برخاست و نماز خواند 5225 04:54:37,540 --> 04:54:39,060 و آن مرد آمد 5226 04:54:39,060 --> 04:54:41,380 وقتی کسی آن مرد را دید 5227 04:54:41,380 --> 04:54:44,259 او می دانست که مردم را بزرگ کرده است 5228 04:54:44,259 --> 04:54:47,619 آن را با تیر زد و در آن گذاشت 5229 04:54:47,619 --> 04:54:51,689 پس آن را درآورد، گذاشت و راست ایستاد 5230 04:54:51,689 --> 04:54:55,689 سپس با تیر دیگری به او شلیک کرد و در آن فرو برد 5231 04:54:55,770 --> 04:54:59,900 پس آن را درآورد، گذاشت و راست ایستاد 5232 04:54:59,900 --> 04:55:01,979 بعد با سومی برگشت 5233 04:55:01,979 --> 04:55:03,819 بنابراین آن را در آن قرار داد 5234 04:55:03,819 --> 04:55:06,060 پس آن را برداشت و پوشید 5235 04:55:06,060 --> 04:55:08,459 سپس زانو زد و سجده کرد 5236 04:55:08,459 --> 04:55:10,540 بعد به دوستش حمله می کنم 5237 04:55:10,540 --> 04:55:11,740 و او گفت 5238 04:55:11,740 --> 04:55:14,299 بشین اومدی 5239 04:55:14,299 --> 04:55:15,659 او پرید 5240 04:55:15,659 --> 04:55:17,580 وقتی مرد آنها را دید 5241 04:55:17,580 --> 04:55:20,939 می دانست که به او تذکر داده اند، پس فرار کرد 5242 04:55:20,939 --> 04:55:25,259 وقتی مهاجری خون انصاری را دید 5243 04:55:25,259 --> 04:55:26,299 او گفت 5244 04:55:26,299 --> 04:55:27,900 سبحان الله 5245 04:55:27,900 --> 04:55:29,979 به من هدیه ندادی؟ 5246 04:55:29,979 --> 04:55:31,180 او گفت 5247 04:55:31,180 --> 04:55:33,900 داشتم سوره ای می خواندم 5248 04:55:33,900 --> 04:55:37,979 تا زمانی که آن را اجرا نکرده بودم، دوست نداشتم آن را قطع کنم 5249 04:55:37,979 --> 04:55:39,900 سپس به تیراندازی ادامه داد 5250 04:55:39,900 --> 04:55:42,060 زانو زدم و نشونت دادم 5251 04:55:42,060 --> 04:55:43,500 و به خدا سوگند 5252 04:55:43,500 --> 04:55:49,740 اگر قرار بود فاصله ای را هدر ندهم، پیامبر صلی الله علیه و آله به من دستور داد که آن را حفظ کنم. 5253 04:55:49,740 --> 04:55:57,830 قبل از اینکه آن را قطع کنم یا اجرا کنم، خودم را برش دهم 5254 04:55:57,909 --> 04:56:03,689 ماجرای فروش شتر جابر رضی الله عنه 5255 04:56:03,689 --> 04:56:06,169 در این داستان ظاهر می شود 5256 04:56:06,169 --> 04:56:11,049 رحمت و فروتنی و مهربانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 5257 04:56:11,049 --> 04:56:15,029 با یاران بزرگوارش که خداوند از ایشان راضی باشد 5258 04:56:15,029 --> 04:56:19,110 دو شیخ این ماجرا را در صحیح خود نقل کرده اند 5259 04:56:19,110 --> 04:56:22,630 امام احمد در مسند خود و دیگران 5260 04:56:22,630 --> 04:56:28,389 امام احمد در مسند خود توضیح مفصل و مفصلی به آن داده است 5261 04:56:28,470 --> 04:56:32,709 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 5262 04:56:32,709 --> 04:56:37,029 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 5263 04:56:37,029 --> 04:56:43,029 من با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ ذات الرقه بیرون رفتم. 5264 04:56:43,029 --> 04:56:46,569 سفر با شتر ضعیف 5265 04:56:46,569 --> 04:56:50,729 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله تعطیل شد 5266 04:56:50,729 --> 04:56:53,130 باعث شد بچه ها بروند 5267 04:56:53,130 --> 04:56:55,450 و من عقب افتادم 5268 04:56:55,610 --> 04:57:00,169 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله به من رسید 5269 04:57:00,169 --> 04:57:01,450 و او گفت 5270 04:57:01,450 --> 04:57:03,610 چه بلایی سرت اومده جابر؟ 5271 04:57:03,610 --> 04:57:04,810 او گفت 5272 04:57:04,810 --> 04:57:06,729 عرض کردم یا رسول الله 5273 04:57:06,729 --> 04:57:09,560 این جمله را کم کن 5274 04:57:09,560 --> 04:57:10,599 او گفت 5275 04:57:10,599 --> 04:57:11,880 بنابراین او شکست 5276 04:57:11,880 --> 04:57:15,959 و رسول خدا صلی الله علیه و آله لعنت کرد 5277 04:57:15,959 --> 04:57:17,560 سپس گفت 5278 04:57:17,560 --> 04:57:20,439 این چوب را از دستانت به من بده 5279 04:57:20,439 --> 04:57:21,880 یا گفت 5280 04:57:21,880 --> 04:57:24,439 چوبی از درخت برایم جدا کن 5281 04:57:24,520 --> 04:57:25,560 او گفت 5282 04:57:25,560 --> 04:57:27,000 بنابراین من انجام دادم 5283 04:57:27,000 --> 04:57:30,680 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را گرفت 5284 04:57:30,680 --> 04:57:33,159 ما او را با نیش می زنیم 5285 04:57:33,159 --> 04:57:34,520 سپس گفت 5286 04:57:34,520 --> 04:57:35,720 سوار شوید 5287 04:57:35,720 --> 04:57:37,000 بنابراین من سوار شدم 5288 04:57:37,000 --> 04:57:40,040 پس رفت و سوگند به کسی که او را به حق فرستاد 5289 04:57:40,040 --> 04:57:43,080 مثل یک نوجوان شترش را لعنت می کند 5290 04:57:43,080 --> 04:57:46,790 یعنی با او راه می رفت و همگام با او پیش می رفت 5291 04:57:46,790 --> 04:57:47,990 او گفت 5292 04:57:47,990 --> 04:57:52,470 رسول خدا صلی الله علیه و آله با من صحبت کرد 5293 04:57:52,470 --> 04:57:53,830 و او گفت 5294 04:57:53,909 --> 04:57:57,540 ای جابر این شتر خود را به من میفروشی؟ 5295 04:57:57,540 --> 04:57:59,459 عرض کردم یا رسول الله 5296 04:57:59,459 --> 04:58:01,610 بلکه به شما می دهم 5297 04:58:01,610 --> 04:58:04,970 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5298 04:58:04,970 --> 04:58:05,770 خیر 5299 04:58:05,770 --> 04:58:07,770 اما منظورم همینه 5300 04:58:07,770 --> 04:58:08,810 او گفت 5301 04:58:08,810 --> 04:58:09,849 گفتم 5302 04:58:09,849 --> 04:58:11,720 پس مرا با آن نام نهاد 5303 04:58:11,720 --> 04:58:15,240 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5304 04:58:15,240 --> 04:58:17,560 من آن را به یک درهم گرفتم 5305 04:58:17,560 --> 04:58:18,919 گفتم نه 5306 04:58:18,919 --> 04:58:23,799 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا فریب داد 5307 04:58:23,799 --> 04:58:27,319 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5308 04:58:27,319 --> 04:58:29,080 برای دو درهم 5309 04:58:29,080 --> 04:58:30,520 گفتم نه 5310 04:58:30,520 --> 04:58:31,720 او گفت 5311 04:58:31,720 --> 04:58:36,360 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همچنان برای من ابروی خود را بالا می برد 5312 04:58:36,360 --> 04:58:39,060 تا اینکه به اونس رسید 5313 04:58:39,060 --> 04:58:39,939 گفتم 5314 04:58:39,939 --> 04:58:41,619 من راضی هستم 5315 04:58:41,619 --> 04:58:45,060 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5316 04:58:45,060 --> 04:58:46,500 من راضی هستم 5317 04:58:46,500 --> 04:58:48,250 گفتم بله 5318 04:58:48,250 --> 04:58:51,770 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5319 04:58:51,770 --> 04:58:53,049 بله 5320 04:58:53,049 --> 04:58:54,799 گفتم مال توست 5321 04:58:54,799 --> 04:58:58,340 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5322 04:58:58,340 --> 04:59:00,259 من آن را گرفتم 5323 04:59:00,259 --> 04:59:02,979 جابر رضی الله عنه گفت 5324 04:59:02,979 --> 04:59:04,619 بعد به من گفت 5325 04:59:04,619 --> 04:59:06,020 ای جابر 5326 04:59:06,020 --> 04:59:08,099 هنوز ازدواج کردی؟ 5327 04:59:08,099 --> 04:59:09,220 او گفت 5328 04:59:09,220 --> 04:59:11,869 گفتم بله یا رسول الله 5329 04:59:11,869 --> 04:59:15,470 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5330 04:59:15,470 --> 04:59:17,990 باکره است یا باکره؟ 5331 04:59:17,990 --> 04:59:18,950 گفتم 5332 04:59:18,950 --> 04:59:20,979 اما یک لباس 5333 04:59:21,020 --> 04:59:24,659 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5334 04:59:24,659 --> 04:59:28,939 آیا کنیز نیست که با او بازی کند و با تو بازی کند؟ 5335 04:59:28,939 --> 04:59:31,060 عرض کردم یا رسول الله 5336 04:59:31,060 --> 04:59:33,979 پدرم روز یکشنبه مجروح شد 5337 04:59:33,979 --> 04:59:37,099 هفت دختر از خود به جا گذاشت 5338 04:59:37,099 --> 04:59:40,939 بنابراین او با زنی که تمام سرهای او را جمع کرده بود رابطه جنسی داشت 5339 04:59:40,939 --> 04:59:43,259 و تو علیه آنها قیام می کنی 5340 04:59:43,259 --> 04:59:46,860 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5341 04:59:46,860 --> 04:59:49,479 انشالله مجروح شدم 5342 04:59:49,479 --> 04:59:50,720 او گفت 5343 04:59:50,720 --> 04:59:53,880 اگر فقط با اصرار آمده بودیم 5344 04:59:53,880 --> 04:59:56,680 دستور دادیم هویج را ذبح کنند 5345 04:59:56,680 --> 04:59:59,799 آن روز آنجا ماندیم 5346 04:59:59,799 --> 05:00:03,759 او درباره ما شنید و دروغ هایش را کنار زد 5347 05:00:03,759 --> 05:00:04,840 گفتم 5348 05:00:04,840 --> 05:00:09,139 به خدا سوگند یا رسول الله ما مرتد نداریم 5349 05:00:09,139 --> 05:00:12,779 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5350 05:00:12,779 --> 05:00:15,020 خواهد بود 5351 05:00:15,020 --> 05:00:16,819 پس اگر بیایی 5352 05:00:16,819 --> 05:00:19,810 بنابراین او به عنوان یک گونی کار می کرد 5353 05:00:19,849 --> 05:00:22,529 جابر رضی الله عنه گفت 5354 05:00:22,529 --> 05:00:25,009 پس وقتی آمدیم با اصرار 5355 05:00:25,009 --> 05:00:28,130 فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5356 05:00:28,130 --> 05:00:30,450 با هویج، او سلاخی کرد 5357 05:00:30,450 --> 05:00:33,790 بنابراین آن روز آنجا ماندیم 5358 05:00:33,790 --> 05:00:37,990 چون غروب شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5359 05:00:37,990 --> 05:00:40,270 او وارد شد و ما وارد شدیم 5360 05:00:40,270 --> 05:00:41,310 او گفت 5361 05:00:41,310 --> 05:00:43,669 پس زن ماجرا را گفت 5362 05:00:43,669 --> 05:00:48,150 و آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود 5363 05:00:48,150 --> 05:00:49,310 او گفت 5364 05:00:49,349 --> 05:00:52,569 او برای شما خواهد نوشت، پس گوش کنید و اطاعت کنید 5365 05:00:52,569 --> 05:00:53,729 او گفت 5366 05:00:53,729 --> 05:00:55,409 پس وقتی شدم 5367 05:00:55,409 --> 05:00:57,610 سر شتر را گرفتم 5368 05:00:57,610 --> 05:01:04,330 پس او را گرفت تا در درگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله او را خفه کرد. 5369 05:01:04,330 --> 05:01:07,689 سپس در مسجد نزدیک ایشان نشستم 5370 05:01:07,689 --> 05:01:11,330 رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 5371 05:01:11,330 --> 05:01:13,009 شتر را دید 5372 05:01:13,009 --> 05:01:14,290 و او گفت 5373 05:01:14,290 --> 05:01:15,930 این چیه؟ 5374 05:01:15,930 --> 05:01:16,970 گفتند 5375 05:01:16,970 --> 05:01:18,610 ای رسول خدا 5376 05:01:18,650 --> 05:01:21,770 این جمله ای است که جابر مطرح کرد 5377 05:01:21,770 --> 05:01:25,250 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5378 05:01:25,250 --> 05:01:26,930 جابر کجاست؟ 5379 05:01:26,930 --> 05:01:28,770 پس برایش دعا کردم 5380 05:01:28,770 --> 05:01:32,569 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5381 05:01:32,569 --> 05:01:34,689 بیا برادرزاده من 5382 05:01:34,689 --> 05:01:36,290 سر شترتو بگیر 5383 05:01:36,290 --> 05:01:37,959 مال شماست 5384 05:01:37,959 --> 05:01:40,799 پس بلال رضی الله عنه را صدا زد 5385 05:01:40,799 --> 05:01:42,040 و او گفت 5386 05:01:42,040 --> 05:01:43,599 با جابر برو 5387 05:01:43,599 --> 05:01:45,919 بنابراین من به او یک اونس می دهم 5388 05:01:45,919 --> 05:01:49,439 پس با او رفتم و او به من یک اونس داد 5389 05:01:49,439 --> 05:01:52,240 کمی به من اضافه کرد 5390 05:01:52,240 --> 05:01:53,439 او گفت 5391 05:01:53,439 --> 05:01:56,439 به خدا او هنوز با ما در حال رشد است 5392 05:01:56,439 --> 05:01:59,279 و ما محل آن را در خانه خود می بینیم 5393 05:01:59,279 --> 05:02:02,959 تا اینکه دیروز مجروح شد در حالی که مردم مجروح شدند 5394 05:02:02,959 --> 05:02:05,669 یعنی روز آزاد 5395 05:02:05,669 --> 05:02:09,740 و به عبارت دیگر در مسند با سند معتبر 5396 05:02:09,740 --> 05:02:12,540 جابر رضی الله عنه گفت 5397 05:02:12,540 --> 05:02:14,740 وقتی به شهر آمدم 5398 05:02:14,740 --> 05:02:16,259 آوردمش 5399 05:02:16,259 --> 05:02:19,979 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5400 05:02:19,979 --> 05:02:21,340 ای بلال 5401 05:02:21,340 --> 05:02:23,340 ذن محافظی دارد 5402 05:02:23,340 --> 05:02:25,540 و یک قیراط آن را افزایش دهید 5403 05:02:25,540 --> 05:02:26,700 او گفت 5404 05:02:26,700 --> 05:02:27,819 گفتم 5405 05:02:27,819 --> 05:02:33,259 این یک قیراط است که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من افزود 5406 05:02:33,259 --> 05:02:37,060 تا زمانی که بمیرم هرگز مرا ترک نخواهد کرد 5407 05:02:37,060 --> 05:02:39,380 بنابراین آن را در یک کیسه گذاشتم 5408 05:02:39,380 --> 05:02:44,220 او نزد من ماند تا مردم شام در روز حرّه آمدند 5409 05:02:44,259 --> 05:02:47,279 پس او را همان گونه که گرفتند بردند 5410 05:02:47,279 --> 05:02:51,319 ابن ماجه آن را در سنن خود با سند صحیح دیده است 5411 05:02:51,319 --> 05:02:54,630 عن جابر رضی الله عنه گفت 5412 05:02:54,630 --> 05:02:59,069 من با پیامبر صلی الله علیه و آله در غزوه بودم 5413 05:02:59,069 --> 05:03:00,669 او به من گفت 5414 05:03:00,669 --> 05:03:03,869 آیا این خنده را به یک دینار به ما می‌فروشی؟ 5415 05:03:03,869 --> 05:03:06,069 خداوند شما را ببخشد 5416 05:03:06,069 --> 05:03:09,790 هنوز هم یک دینار بر من می افزاید 5417 05:03:09,790 --> 05:03:12,430 محل هر دیناری را می گوید 5418 05:03:12,470 --> 05:03:14,700 خداوند شما را ببخشد 5419 05:03:14,700 --> 05:03:18,130 تا اینکه به بیست دینار رسید 5420 05:03:18,130 --> 05:03:22,169 امام ترمذی، ابن حبان و حکیم روایت کرده اند 5421 05:03:22,169 --> 05:03:26,569 عن جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 5422 05:03:26,569 --> 05:03:31,930 رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب شتر برای من استغفار کرد. 5423 05:03:31,930 --> 05:03:38,389 بیست و پنج بار 5424 05:03:38,389 --> 05:03:43,759 دادگستری یا پرونده عمره 5425 05:03:43,759 --> 05:03:45,360 این عمره 5426 05:03:45,360 --> 05:03:47,919 تعبیر قول حق تعالی است 5427 05:03:47,919 --> 05:03:53,439 خداوند، رسولش رؤیا را محقق ساخت 5428 05:03:53,439 --> 05:04:01,759 انشاءالله به سلامت وارد مسجدالحرام خواهید شد 5429 05:04:01,759 --> 05:04:08,759 با تراشیدن سر و کوتاه کردن موهایت در امان خواهی بود و ترسی نخواهی داشت 5430 05:04:08,759 --> 05:04:17,430 او آنچه را که شما نمی دانستید می دانست و غیر از آن را پیروزی نزدیک قرار داد 5431 05:04:17,430 --> 05:04:20,630 عمره قضائیه یا قضیه واقع شد 5432 05:04:20,630 --> 05:04:24,569 در ذی القعده سال هفتم هجری 5433 05:04:24,569 --> 05:04:29,729 امام بیهقی در سند نبوت با سند حسنه روایت کرده است 5434 05:04:29,729 --> 05:04:33,209 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 5435 05:04:33,209 --> 05:04:38,029 عمره قضیه در ذی القعده سال هفتم بود 5436 05:04:38,069 --> 05:04:40,869 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 5437 05:04:40,869 --> 05:04:44,950 عن انس بن مالک رضی الله عنه گفت 5438 05:04:44,950 --> 05:04:49,830 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چهار عمر عمره به جا آورد 5439 05:04:49,830 --> 05:04:52,150 همه آنها در ذی القعده 5440 05:04:52,150 --> 05:04:55,349 مگر آنچه با حجت او بود 5441 05:04:55,349 --> 05:04:58,950 عمره از حدیبیه در ذی القضه 5442 05:04:58,950 --> 05:05:03,029 و عمره سال بعد در ذی القعده 5443 05:05:03,029 --> 05:05:05,270 و عمره از الجرانه 5444 05:05:05,270 --> 05:05:09,229 آنجا که غنائم حنین را در ذی القعده تقسیم کرد 5445 05:05:09,229 --> 05:05:12,009 و عمره با حج او 5446 05:05:12,009 --> 05:05:14,330 امام ابن قیم گفت 5447 05:05:14,330 --> 05:05:18,610 مراد از سن او رضی الله عنه است 5448 05:05:18,610 --> 05:05:21,490 همه آنها در ماه های حج بود 5449 05:05:21,490 --> 05:05:24,450 بر خلاف هدایت مشرکان 5450 05:05:24,450 --> 05:05:28,369 در ماه های حج عمره را دوست نداشتند 5451 05:05:28,369 --> 05:05:32,209 می گویند او بد اخلاق ترین است 5452 05:05:32,250 --> 05:05:36,169 این دلیل بر انجام عمره در ماه های حج است 5453 05:05:36,169 --> 05:05:42,099 از رجب بهتره بدون شک 5454 05:05:42,099 --> 05:05:45,669 دلیل این عمره 5455 05:05:45,669 --> 05:05:48,669 دلیل این عمره مبارک 5456 05:05:48,669 --> 05:05:53,549 قراردادی که بین رسول خدا صلی الله علیه و آله منعقد شد 5457 05:05:53,549 --> 05:05:55,189 و سهیل بن عمر 5458 05:05:55,189 --> 05:05:58,630 رسول قریش در عهدنامه حدیبیه 5459 05:05:58,630 --> 05:06:03,310 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم امسال برگردد 5460 05:06:03,349 --> 05:06:06,029 سال آینده برگزار می شود 5461 05:06:06,029 --> 05:06:09,470 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5462 05:06:09,470 --> 05:06:14,150 از مصور بن مخرمه و مروان بن الحکم گفته است: 5463 05:06:14,150 --> 05:06:17,939 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5464 05:06:17,939 --> 05:06:22,790 تا زمانی که بین ما و مجلس وقت نباشد، آن را طواف می کنیم 5465 05:06:22,790 --> 05:06:24,990 سهیل بن عمر گفت 5466 05:06:24,990 --> 05:06:29,389 به خدا اگر کمی مکث کنیم عربی نمی گویید 5467 05:06:29,389 --> 05:06:32,880 اما این از سال آینده است 5468 05:06:32,880 --> 05:06:36,040 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5469 05:06:36,040 --> 05:06:40,500 قال علی البراء بن عازب رضی الله عنهم 5470 05:06:40,500 --> 05:06:45,419 پیامبر صلی الله علیه و آله در روز حدیبیه با مشرکان آشتی کرد. 5471 05:06:45,419 --> 05:06:48,029 در مورد سه چیز 5472 05:06:48,029 --> 05:06:54,150 اول این که هر کس از مشرکان به آن رسید، آن را به آنها برگرداند 5473 05:06:54,150 --> 05:06:58,990 ثانیاً مسلمانانی که به آنجا آمدند آن را پس ندادند 5474 05:06:59,950 --> 05:07:02,950 و هر که بتواند در آن وارد شود 5475 05:07:02,950 --> 05:07:05,990 ورود به مکه برای انجام عمره 5476 05:07:05,990 --> 05:07:09,150 سه روز آنجا می ماند 5477 05:07:09,150 --> 05:07:11,520 امام نووی فرمودند 5478 05:07:11,520 --> 05:07:16,319 و اما عمره نامی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 5479 05:07:16,319 --> 05:07:19,840 عمر قوه قضائیه و حیات پرونده 5480 05:07:19,840 --> 05:07:24,000 ذی القعده سال هفتم هجری بود 5481 05:07:24,000 --> 05:07:28,240 پیامبر صلی الله علیه و آله برای عمره احرام کرد 5482 05:07:28,240 --> 05:07:30,840 در ماه رمضان سال ششم 5483 05:07:30,840 --> 05:07:34,599 مشرکان او را دفع کردند و سپس با او آشتی کردند 5484 05:07:34,599 --> 05:07:37,720 سهیل بن عمر بر سر آتش بس شکایت کرد 5485 05:07:37,720 --> 05:07:43,180 سپس در سال هفتم عمره کرد 5486 05:07:43,180 --> 05:07:50,310 خروج پیامبر صلی الله علیه و آله برای انجام عمره 5487 05:07:50,310 --> 05:07:54,310 پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم رفتند و همراه او مسلمانان 5488 05:07:54,310 --> 05:07:56,709 از شهر پیامبر 5489 05:07:56,709 --> 05:07:59,709 حرکت به سوی مکه که خداوند آن را عزت بخشد 5490 05:07:59,750 --> 05:08:01,810 برای عملکرد مادام العمر 5491 05:08:01,810 --> 05:08:07,479 عوائفه بن الادب الدین رضی الله عنه در مدینه از آن استفاده کرده است. 5492 05:08:07,479 --> 05:08:10,560 رسول خدا صلی الله علیه و آله حمل کرد 5493 05:08:10,560 --> 05:08:13,279 سلاح، زره و نیزه 5494 05:08:13,279 --> 05:08:15,909 از ترس خیانت قریش 5495 05:08:15,909 --> 05:08:19,270 وقتی به میقات ذی الحلیفه رسید 5496 05:08:19,270 --> 05:08:21,349 پاهای اسب در مقابل او 5497 05:08:21,349 --> 05:08:25,340 بر آن محمد بن مسلمه رضی الله عنه است 5498 05:08:25,340 --> 05:08:28,619 رسول خدا صلی الله علیه و آله احرام کرد 5499 05:08:28,619 --> 05:08:31,340 از درب مسجد و لوبا 5500 05:08:31,340 --> 05:08:36,700 و مسلمانان با او پاسخ می دهند 5501 05:08:36,700 --> 05:08:41,389 شایعه ای که توسط قریش منتشر شده است 5502 05:08:41,389 --> 05:08:44,990 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید 5503 05:08:44,990 --> 05:08:47,790 و یارانش از ظهران گذشتند 5504 05:08:47,790 --> 05:08:50,430 شایعه قریش به او رسید 5505 05:08:50,430 --> 05:08:54,119 این بیماری است که مسلمانان را مبتلا می کند 5506 05:08:54,119 --> 05:08:56,680 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 5507 05:08:56,680 --> 05:09:00,639 و ابن حبان در صحیح خود با سند صحیح 5508 05:09:00,680 --> 05:09:04,549 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 5509 05:09:04,549 --> 05:09:07,549 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5510 05:09:07,549 --> 05:09:11,069 چون نازل شد ظهران در عمره خود گذشت 5511 05:09:11,069 --> 05:09:14,709 اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسیدند 5512 05:09:14,709 --> 05:09:17,270 که قریش می گوید 5513 05:09:17,270 --> 05:09:20,310 چه ضعفی که از هم جدا می کنند 5514 05:09:20,310 --> 05:09:25,470 یعنی کاری نمی کنند مگر به دلیل ضعف ناشی از گرسنگی و بیماری 5515 05:09:25,470 --> 05:09:27,349 و یارانش گفتند 5516 05:09:27,349 --> 05:09:29,669 اگر پشت سرمان خودکشی کردیم 5517 05:09:29,709 --> 05:09:33,470 پس گوشت آن را خوردیم و آبگوشت آن را خوردیم 5518 05:09:33,470 --> 05:09:36,470 فردا وارد مردم می شویم 5519 05:09:36,470 --> 05:09:38,349 و جاماما را ساختیم 5520 05:09:38,349 --> 05:09:41,360 هر گونه راحتی، رضایت و آبیاری 5521 05:09:41,360 --> 05:09:44,799 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5522 05:09:44,799 --> 05:09:46,479 نکن 5523 05:09:46,479 --> 05:09:49,840 اما مقداری از آذوقه هایت را برای من جمع کن 5524 05:09:49,840 --> 05:09:53,639 پس برای او گرد آمدند و طاعت را طولانی کردند 5525 05:09:53,639 --> 05:09:56,279 ابن حبان در صحیح خود افزوده است 5526 05:09:56,279 --> 05:09:59,299 پس برای برکات آنها دعا کرد 5527 05:09:59,299 --> 05:10:01,939 پس خوردند تا روی برگرداندند 5528 05:10:01,939 --> 05:10:04,819 یعنی تا زمانی که سیر نشدی دست از غذا بکش 5529 05:10:04,819 --> 05:10:08,259 هر کدام را داخل جورابش فرو کرد 5530 05:10:18,709 --> 05:10:22,790 رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مکه شد 5531 05:10:22,790 --> 05:10:27,029 اکثریت مردم مکه به قیقاعان رفتند 5532 05:10:27,029 --> 05:10:29,709 برخی از آنها نزدیک به سنگ هستند 5533 05:10:29,750 --> 05:10:34,810 آنها ادعا کردند که برخی از آنها از ترس عفونت در خانه ماندند 5534 05:10:34,810 --> 05:10:37,930 و علم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5535 05:10:37,930 --> 05:10:41,250 شایعه قریش که شما پخش کردید 5536 05:10:41,250 --> 05:10:45,169 پس به اصحاب خود - رضی الله عنه - دستور داد تا ماسه کنند 5537 05:10:45,169 --> 05:10:48,810 یارانش به او خیره شده بودند و با او نماز می خواندند 5538 05:10:48,810 --> 05:10:51,930 و او را از آسیب قریش حفظ می کنند 5539 05:10:51,930 --> 05:10:54,490 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 5540 05:10:54,490 --> 05:10:56,409 تلفظ آن بخاری است 5541 05:10:56,450 --> 05:11:00,200 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 5542 05:11:00,200 --> 05:11:04,599 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش آمدند 5543 05:11:04,599 --> 05:11:06,680 مشرکان گفتند 5544 05:11:06,680 --> 05:11:09,000 او برای شما هیئتی می آورد 5545 05:11:09,000 --> 05:11:11,700 و ذلت آنها یثرب است 5546 05:11:11,700 --> 05:11:14,700 پس پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها دستور داد 5547 05:11:14,700 --> 05:11:17,299 برای سنباده زدن سه راه 5548 05:11:17,299 --> 05:11:19,979 و بین دو ستون راه برود 5549 05:11:19,979 --> 05:11:24,180 مانع از این نشد که او به آنها دستور دهد که تمام دورها را کامل کنند 5550 05:11:24,180 --> 05:11:26,500 جز نگه داشتن آنها 5551 05:11:26,500 --> 05:11:30,020 و مشرکان از قیقان هستند 5552 05:11:30,020 --> 05:11:33,139 امام مسلم در صحیح خود افزوده است 5553 05:11:33,139 --> 05:11:35,139 مشرکان گفتند 5554 05:11:35,139 --> 05:11:39,779 آنهایی که شما ادعا کردید توسط مادرشوهر ضعیف شده اند 5555 05:11:39,779 --> 05:11:43,540 این افراد توسط فلانی شلاق خوردند 5556 05:11:43,540 --> 05:11:48,299 و در روایت امام احمد و ابن حبان با سند صحیح 5557 05:11:48,299 --> 05:11:52,060 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 5558 05:11:52,060 --> 05:11:55,619 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 5559 05:11:55,659 --> 05:11:58,020 تا اینکه وارد مسجد شد 5560 05:11:58,020 --> 05:12:00,819 قریش به سمت سنگ نشستند 5561 05:12:00,819 --> 05:12:02,819 بنابراین نامه خود را چاپ کرد 5562 05:12:02,819 --> 05:12:04,979 سپس به دوستانش گفت 5563 05:12:04,979 --> 05:12:07,740 مردم چشمکی در شما نمی بینند 5564 05:12:07,740 --> 05:12:09,099 هر نقطه ضعفی 5565 05:12:09,099 --> 05:12:10,819 بنابراین او گوشه را دریافت کرد 5566 05:12:10,819 --> 05:12:15,020 سپس وارد گوشه یمن شد تا اینکه رفت 5567 05:12:15,020 --> 05:12:17,459 به سمت گوشه سیاه رفت 5568 05:12:17,459 --> 05:12:19,340 قریش گفتند 5569 05:12:19,340 --> 05:12:23,069 آنها مانند بز کوهی می پرند 5570 05:12:23,110 --> 05:12:26,150 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5571 05:12:26,150 --> 05:12:30,619 از عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنه گفت 5572 05:12:30,619 --> 05:12:34,060 رسول خدا صلی الله علیه و آله عمره را به جا آورد 5573 05:12:34,060 --> 05:12:36,189 با او عمره انجام دادیم 5574 05:12:36,189 --> 05:12:38,150 وقتی وارد مکه شد 5575 05:12:38,150 --> 05:12:40,310 او شناور شد و ما با او شناور شدیم 5576 05:12:40,310 --> 05:12:44,069 به صفا و مروه آمد و آنها را با خود آوردیم 5577 05:12:44,069 --> 05:12:51,549 ما او را از اهل مکه محافظت می کردیم که مبادا کسی او را دور بیندازد 5578 05:12:51,590 --> 05:12:57,880 عبدالله بن رواحه رضی الله عنه در حال شعرخوانی 5579 05:12:57,880 --> 05:13:02,799 امام ترمذی در جامع خود و ابن حبان در صحیح خود روایت کرده اند 5580 05:13:02,799 --> 05:13:04,720 تلفظ ترمذی است 5581 05:13:04,720 --> 05:13:06,479 با زنجیره انتقال معتبر 5582 05:13:06,479 --> 05:13:09,599 قال عن انس رضی الله عنه 5583 05:13:09,599 --> 05:13:15,040 پیامبر صلی الله علیه و آله در عمره قضا وارد مکه شد 5584 05:13:15,040 --> 05:13:19,840 عبدالله بن رواحه رضی الله عنه در دستانش راه می رفت 5585 05:13:19,840 --> 05:13:21,779 و او می گوید 5586 05:13:21,819 --> 05:13:25,139 فرزندان کفار را از راه او دور کن 5587 05:13:25,139 --> 05:13:28,659 امروز به شما توصیه می کنیم آن را دانلود کنید 5588 05:13:28,659 --> 05:13:32,060 کتکی که الهام را از رختخوابش می برد 5589 05:13:32,060 --> 05:13:35,590 دوست پسر از دوست پسرش شگفت زده شده است 5590 05:13:35,590 --> 05:13:38,549 عمر رضی الله عنه به او گفت 5591 05:13:38,549 --> 05:13:40,349 ابن رواحه 5592 05:13:40,349 --> 05:13:43,950 به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله 5593 05:13:43,950 --> 05:13:47,150 و در حرم خدا شعر می گویی 5594 05:13:47,150 --> 05:13:50,790 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5595 05:13:50,790 --> 05:13:52,830 ولش کن عمر 5596 05:13:52,830 --> 05:13:59,040 در آنها سریعتر از تراوش شرافت است 5597 05:13:59,040 --> 05:14:06,290 پیامبر صلی الله علیه و آله قربانی او را ذبح کرد و آن را ذبح کرد. 5598 05:14:06,290 --> 05:14:12,009 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف و جست و جوی خود را به پایان رساند. 5599 05:14:12,009 --> 05:14:15,529 حیوان قربانی خود را ذبح کرد و سر شریفش را تراشید 5600 05:14:15,529 --> 05:14:20,459 رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد کعبه نشد 5601 05:14:20,459 --> 05:14:23,419 آن دو شیخ در صحیح خود روایت کرده اند 5602 05:14:23,459 --> 05:14:26,819 از اسماعیل بن ابی خالد می گوید: 5603 05:14:26,819 --> 05:14:30,580 به عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنه گفتم 5604 05:14:30,580 --> 05:14:34,659 صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5605 05:14:34,659 --> 05:14:39,380 پیامبر صلی الله علیه و آله در عمره وارد خانه شد 5606 05:14:39,380 --> 05:14:41,169 گفت نه 5607 05:14:41,169 --> 05:14:43,169 امام نووی فرمودند 5608 05:14:43,169 --> 05:14:45,849 این همان چیزی است که آنها بر سر آن توافق کردند 5609 05:14:45,849 --> 05:14:47,490 دانشمندان گفتند 5610 05:14:47,490 --> 05:14:50,330 مراد از عمره، قوه قضائیه است 5611 05:14:50,450 --> 05:14:53,490 حافظ در الفتح گفته است 5612 05:14:53,490 --> 05:14:58,150 در مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله ممکن است 5613 05:14:58,150 --> 05:15:01,630 در خانه بت و عکس بود 5614 05:15:01,630 --> 05:15:05,750 مشرکان به او اجازه تغییر آن را نمی دادند 5615 05:15:05,750 --> 05:15:09,349 هنگامی که خداوند متعال مکه را برای او فتح کرد 5616 05:15:09,349 --> 05:15:11,790 وارد خانه شد و در آنجا نماز خواند 5617 05:15:11,790 --> 05:15:14,430 قبل از ورود عکس ها را حذف کرد 5618 05:15:14,430 --> 05:15:16,229 و خدا داناتر است 5619 05:15:16,229 --> 05:15:18,770 حافظ در الفتح گفته است 5620 05:15:19,209 --> 05:15:23,529 این احتمال وجود دارد که ورود به خانه شرایط را نداشته باشد 5621 05:15:23,529 --> 05:15:31,049 اگر می خواست داخل شود مانعش می شدند، همچنان که بیش از سه روز در مکه منع کردند. 5622 05:15:31,049 --> 05:15:34,689 او قصد ورود نداشت که مبادا مانع او شوند 5623 05:15:34,689 --> 05:15:42,619 خروج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از مکه 5624 05:15:42,619 --> 05:15:50,619 زمانی که سه روز مقرر برای ورود مسلمانان به مکه و انجام عمره به پایان رسید 5625 05:15:50,979 --> 05:15:53,819 طبق مفاد عهدنامه حدیبیه 5626 05:15:53,819 --> 05:15:58,979 قریش حویطب بن عبدالعزه را با گروهی از قریش فرستادند 5627 05:15:58,979 --> 05:16:02,580 به رسول خدا صلی الله علیه و آله 5628 05:16:02,580 --> 05:16:07,979 به او خبر دادند که سه روز اقامتش در مکه به پایان رسیده است 5629 05:16:07,979 --> 05:16:11,340 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5630 05:16:11,340 --> 05:16:15,540 عن البراء بن عازب رضی الله عنهم گفت 5631 05:16:15,540 --> 05:16:18,540 وقتی وارد شد، مدتش گذشت 5632 05:16:18,619 --> 05:16:22,060 نزد علی رضی الله عنه آمدند و گفتند: 5633 05:16:22,060 --> 05:16:26,299 به دوستت بگو ما را ترک کند، چون زمان گذشته است 5634 05:16:26,299 --> 05:16:30,200 پس پیامبر صلی الله علیه و آله رفت 5635 05:16:30,200 --> 05:16:32,799 در روایت امام مسلم 5636 05:16:32,799 --> 05:16:35,720 گفتند: شاید علی رضی الله عنه 5637 05:16:35,720 --> 05:16:39,279 این آخرین روز از وضعیت دوست شماست 5638 05:16:39,279 --> 05:16:41,479 پس دستور داد بیرون بیاید 5639 05:16:41,479 --> 05:16:43,479 پس اینو بهش بگو 5640 05:16:43,479 --> 05:16:47,159 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5641 05:16:48,119 --> 05:16:49,819 پس بیرون رفت 5642 05:16:49,819 --> 05:16:53,419 حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است 5643 05:16:53,419 --> 05:16:57,220 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 5644 05:16:57,220 --> 05:16:59,900 حویطب بن عبدالعزه نزد او آمد 5645 05:16:59,900 --> 05:17:03,299 در گروهی از قریش در روز سوم 5646 05:17:03,299 --> 05:17:04,860 و به او گفتند 5647 05:17:04,860 --> 05:17:07,299 زمان شما گذشته است 5648 05:17:07,299 --> 05:17:08,979 بنابراین او ما را ترک کرد 5649 05:17:08,979 --> 05:17:10,619 پس بیرون رفت 5650 05:17:10,619 --> 05:17:12,580 امام نووی فرمودند 5651 05:17:12,580 --> 05:17:14,099 اگر گفته شود 5652 05:17:14,299 --> 05:17:17,819 چگونه آنها را وادار به درخواست آنها کردم؟ 5653 05:17:17,819 --> 05:17:19,979 و شرط می گذارند 5654 05:17:19,979 --> 05:17:21,459 پاسخ این است 5655 05:17:21,459 --> 05:17:26,659 این درخواست کمی قبل از پایان سه روز مطرح شد 5656 05:17:26,659 --> 05:17:29,740 عزم پیامبر صلی الله علیه و آله بود 5657 05:17:29,740 --> 05:17:34,139 و اصحابش پس از تمام شدن آن سه روز بروند 5658 05:17:34,139 --> 05:17:36,819 پس کفار مواظب خود هستند 5659 05:17:36,819 --> 05:17:41,340 او خواست تا قبل از پایان سه روز برود 5660 05:17:41,380 --> 05:17:45,060 با انقضای آن شرط رفتند 5661 05:17:45,060 --> 05:17:52,729 زیرا اگر درخواست اخراجشان نمی شد ساکن بودند 5662 05:17:52,729 --> 05:18:01,150 قضاوت پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد دختر حمزه رضی الله عنه. 5663 05:18:01,150 --> 05:18:05,590 رسول خدا صلی الله علیه و آله از مکه خارج شد 5664 05:18:05,590 --> 05:18:10,590 به دنبال آنها دختر حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه آمدند 5665 05:18:10,590 --> 05:18:14,029 پس علی رضی الله عنه آن را گرفت 5666 05:18:14,069 --> 05:18:20,229 امام احمد در مسند خود و الحکیم در مستدرک خود به سند خوب نقل کرده اند. 5667 05:18:20,229 --> 05:18:23,509 از علی رضی الله عنه می فرماید 5668 05:18:23,509 --> 05:18:26,029 وقتی مکه را ترک کردیم 5669 05:18:26,029 --> 05:18:28,509 دختر حمزه به دنبال ما آمد 5670 05:18:28,509 --> 05:18:29,790 بنابراین او تماس گرفت 5671 05:18:29,790 --> 05:18:33,349 یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله را صدا زد 5672 05:18:33,349 --> 05:18:35,619 ای عمو، ای عمو 5673 05:18:35,619 --> 05:18:39,099 پس دست او را گرفتم و به فاطمه دادم 5674 05:18:39,099 --> 05:18:40,099 گفتم 5675 05:18:40,099 --> 05:18:42,590 دانک، پسر عموی تو 5676 05:18:42,590 --> 05:18:44,869 وقتی به شهر آمدیم 5677 05:18:44,869 --> 05:18:48,630 من و زید و جعفر و من بر سر آن با هم اختلاف داشتیم 5678 05:18:48,630 --> 05:18:49,750 پس گفتم 5679 05:18:49,750 --> 05:18:53,150 من او را بردم و او پسر عموی من است 5680 05:18:53,150 --> 05:18:54,630 زید گفت 5681 05:18:54,630 --> 05:18:56,270 خواهرزاده من 5682 05:18:56,270 --> 05:18:57,909 جعفر گفت 5683 05:18:57,909 --> 05:18:59,310 پسر عمویم 5684 05:18:59,310 --> 05:19:01,549 و عمه اش با من است 5685 05:19:01,549 --> 05:19:05,990 رسول خدا صلی الله علیه و آله به جعفر فرمود 5686 05:19:05,990 --> 05:19:08,790 شما از نظر ظاهر و شخصیت شبیه من هستید 5687 05:19:08,790 --> 05:19:10,549 به زید گفت 5688 05:19:10,590 --> 05:19:13,229 تو برادر و سرور ما هستی 5689 05:19:13,229 --> 05:19:14,790 او به من گفت 5690 05:19:14,790 --> 05:19:17,490 تو از منی و من از تو 5691 05:19:17,490 --> 05:19:19,930 بده به عمه اش 5692 05:19:19,930 --> 05:19:22,319 خاله مادر است 5693 05:19:22,319 --> 05:19:23,520 پس گفتم 5694 05:19:23,520 --> 05:19:26,819 ای رسول خدا با او ازدواج نمی کنی؟ 5695 05:19:26,819 --> 05:19:30,419 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5696 05:19:30,419 --> 05:19:33,869 او خواهرزاده رضاعی من است 5697 05:19:33,869 --> 05:19:36,060 فواید حدیث 5698 05:19:36,060 --> 05:19:38,180 حافظ در الفتح گفته است 5699 05:19:38,180 --> 05:19:40,740 و در حدیث فوایدی است 5700 05:19:40,740 --> 05:19:41,779 اولا 5701 05:19:41,779 --> 05:19:43,860 به حداکثر رساندن روابط خانوادگی 5702 05:19:43,860 --> 05:19:49,049 بنابراین بین بزرگسالان برای رسیدن به آن اختلاف وجود دارد 5703 05:19:49,049 --> 05:19:50,290 دوما 5704 05:19:50,290 --> 05:19:54,209 قاضی ادله حکم را برای رقیب توضیح می دهد 5705 05:19:54,209 --> 05:19:55,490 سوم 5706 05:19:55,490 --> 05:19:58,290 و حریف استدلال خود را بیان می کند 5707 05:19:58,290 --> 05:19:59,610 چهارم 5708 05:19:59,610 --> 05:20:04,729 از او برداشت می شود که عمه بر عمه مادری اولویت دارد 5709 05:20:04,729 --> 05:20:09,729 زیرا صفیه بنت عبدالمطلب در آن زمان حضور داشت 5710 05:20:09,729 --> 05:20:15,130 اگر نزد عمه بیاید، هر چند نزدیکترین خویشاوند زن باشد 5711 05:20:15,130 --> 05:20:20,869 بر دیگران ارجحیت دارد 5712 05:20:20,869 --> 05:20:26,549 ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله با میمونه 5713 05:20:26,549 --> 05:20:29,909 خداوند از او راضی باشد 5714 05:20:29,909 --> 05:20:35,029 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از مکه خارج شد 5715 05:20:35,029 --> 05:20:40,430 با مادر مؤمنان، میمونه بنت الحارث رضی الله عنه ازدواج کرد. 5716 05:20:40,430 --> 05:20:46,659 او آخرین همسری است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با او ازدواج کرد 5717 05:20:46,659 --> 05:20:50,060 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5718 05:20:50,060 --> 05:20:53,900 از ابن عباس رضی الله عنهم گفت 5719 05:20:53,900 --> 05:21:00,299 پیامبر صلی الله علیه و آله در عمره القضه با میمونه ازدواج کرد 5720 05:21:00,299 --> 05:21:04,580 امام مسلم و ابن حبان در صحيح خود روايت كرده اند 5721 05:21:04,580 --> 05:21:06,779 عبارت از ابن حبان است 5722 05:21:06,779 --> 05:21:10,419 از میمونه رضی الله عنه گفت 5723 05:21:10,419 --> 05:21:15,060 رسول خدا صلی الله علیه و آله با من اسراف کرد 5724 05:21:15,060 --> 05:21:17,060 هر دو جایز هستند 5725 05:21:17,060 --> 05:21:18,939 یعنی حرام نیستند 5726 05:21:18,939 --> 05:21:22,220 بعد از اینکه از مکه برگشتیم 5727 05:21:22,220 --> 05:21:26,299 امام احمد و ترمذی آن را با سند حسنه نقل کرده اند 5728 05:21:26,299 --> 05:21:31,939 از ابو رافع، بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید. 5729 05:21:31,939 --> 05:21:37,700 رسول خدا صلی الله علیه و آله با میمونه ازدواج کرد و جایز است. 5730 05:21:37,700 --> 05:21:40,340 آن را ساخته و جایز است 5731 05:21:40,340 --> 05:21:44,180 من رسول بین آنها بودم 5732 05:21:44,180 --> 05:21:46,380 امام ترمذی فرمودند 5733 05:21:46,380 --> 05:21:51,419 در مورد ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با میمونه اختلاف کردند 5734 05:21:51,419 --> 05:21:57,020 زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله در راه مکه با او ازدواج کرد 5735 05:21:57,020 --> 05:22:01,139 برخی از آنها گفتند که او با او ازدواج کرده است 5736 05:22:01,139 --> 05:22:04,540 دستور ازدواج با او آشکار شد، اما ممنوع بود 5737 05:22:04,540 --> 05:22:09,700 سپس آن را ساختیم و با اسراف در راه مکه حلال شد 5738 05:22:09,740 --> 05:22:12,139 میمونه با سخاوت درگذشت 5739 05:22:12,139 --> 05:22:16,580 جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بنا کرد 5740 05:22:16,580 --> 05:22:19,020 او را با شکوه دفن کردند 5741 05:22:19,020 --> 05:22:21,419 امام نووی فرمودند 5742 05:22:21,419 --> 05:22:25,779 پیامبر صلی الله علیه و آله با او ازدواج حلال کرد 5743 05:22:25,779 --> 05:22:28,970 اکثر صحابه این گونه نقل کرده اند 5744 05:22:28,970 --> 05:22:31,290 امام ابن قیم گفت 5745 05:22:31,290 --> 05:22:34,610 با او رضی الله عنه اختلاف کرد 5746 05:22:34,610 --> 05:22:38,689 آیا ازدواج میمونه حلال است یا حرام؟ 5747 05:22:38,689 --> 05:22:41,849 ابن عباس رضی الله عنه گفت 5748 05:22:41,849 --> 05:22:44,150 احرام با او ازدواج کرد 5749 05:22:44,150 --> 05:22:47,250 ابو رافعی رضی الله عنه گفت 5750 05:22:47,250 --> 05:22:49,770 حلال با او ازدواج کرد 5751 05:22:49,770 --> 05:22:52,180 من رسول بین آنها بودم 5752 05:22:52,180 --> 05:22:57,459 قول ابورافع رضی الله عنه از چند جهت محتمل تر است 5753 05:22:57,459 --> 05:23:00,340 سپس ابن قیم هفت وجه نخل و غیره را ذکر کرده است. 5754 05:23:00,340 --> 05:23:03,060 به نفع بیان ابورافع 5755 05:23:03,060 --> 05:23:06,909 به قول ابن عباس رضی الله عنه هر دو 5756 05:23:06,909 --> 05:23:08,909 حافظ بن کثیر گفت 5757 05:23:09,409 --> 05:23:12,209 اکثر علما این حدیث را ارائه کردند 5758 05:23:12,409 --> 05:23:15,409 به قول ابن عباس رضی الله عنه هر دو 5759 05:23:15,909 --> 05:23:17,909 چون او صاحب داستان است 5760 05:23:18,409 --> 05:23:19,409 او بهتر می داند 5761 05:23:32,200 --> 05:23:36,700 این غزوه در سال هشتم هجری در جمادی الاول رخ داد 5762 05:23:37,459 --> 05:23:39,459 حافظ بن کثیر گفت 5763 05:23:40,020 --> 05:23:44,020 این تهاجم پیش درآمدی برای تهاجم بعدی رومیان بود 5764 05:23:44,520 --> 05:23:47,520 و وحشتی برای دشمنان خدا و رسولش 5765 05:23:48,310 --> 05:23:50,810 ارتش آن را ارتش شاهزادگان می نامند 5766 05:23:51,310 --> 05:23:55,380 امام احمد در مسند خود آن را با سند خوب نقل کرده است 5767 05:23:55,880 --> 05:23:58,880 از ابو قتاده رضی الله عنه گفت 5768 05:23:59,380 --> 05:24:03,380 رسول خدا صلی الله علیه و آله لشکری از امیران فرستاد 5769 05:24:03,880 --> 05:24:04,880 و او گفت 5770 05:24:05,380 --> 05:24:07,380 زید بن حارثه بر تو باد 5771 05:24:07,880 --> 05:24:10,380 اگر زید مجروح شد، جعفر 5772 05:24:10,880 --> 05:24:15,380 اگر جعفر مجروح شد، عبدالله بن رواحه الانصاری 5773 05:24:18,020 --> 05:24:20,020 دلیل این تهاجم 5774 05:24:21,130 --> 05:24:27,630 رسول خدا صلی الله علیه و آله حارث بن عمیر الازدیه رضی الله عنه را فرستاد. 5775 05:24:28,130 --> 05:24:30,630 در نامه خود به پادشاه بصره 5776 05:24:31,130 --> 05:24:32,630 وقتی مرگش نازل شد 5777 05:24:33,130 --> 05:24:36,130 شرابیل بن عمر غسانی آن را به او عرضه کرد 5778 05:24:36,630 --> 05:24:37,630 پس او را کشت 5779 05:24:37,630 --> 05:24:42,630 هیچ پیامبر دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله کشته نشد 5780 05:24:43,220 --> 05:24:47,220 کشتن سفرا و پیام آوران یکی از فجیع ترین جنایات بود 5781 05:24:47,720 --> 05:24:52,720 زیرا رسم بر این است که آنها را نکشند و به آنها حمله نکنند 5782 05:24:53,220 --> 05:24:57,759 امام احمد در مسند و ابوداود در سنن آن را نقل کرده اند 5783 05:24:58,259 --> 05:25:01,259 الحکیم در مستدرک خود با سند حسنه 5784 05:25:01,759 --> 05:25:05,259 از نعیم بن مسعود رضی الله عنه گفت 5785 05:25:05,759 --> 05:25:11,259 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که به رسولم مسیله می فرمود. 5786 05:25:11,759 --> 05:25:13,759 وقتی کتاب مسیله را خواند 5787 05:25:14,259 --> 05:25:16,259 شما دوتا چی میگید 5788 05:25:16,759 --> 05:25:17,759 او گفت 5789 05:25:18,259 --> 05:25:19,759 همانطور که او گفت می گوییم 5790 05:25:20,259 --> 05:25:23,759 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5791 05:25:24,290 --> 05:25:27,790 به خدا سوگند اگر پیامبران نبودند شما کشته نمی شدید 5792 05:25:28,290 --> 05:25:30,290 حتما گردنت را می زدم 5793 05:25:30,790 --> 05:25:35,900 ارتش شاهزادگان را تجهیز کنید 5794 05:25:37,419 --> 05:25:40,419 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید 5795 05:25:40,919 --> 05:25:45,919 خبر کشته شدن رسولش حارث بن عمیرین ازدی رضی الله عنه. 5796 05:25:46,419 --> 05:25:50,419 او از مردم خواست که برای جنگ با رومیان و غسانیان بیرون بروند 5797 05:25:50,919 --> 05:25:52,919 بنابراین مردم برای بیرون رفتن آماده می شوند 5798 05:25:53,419 --> 05:25:55,919 این قدرت ارتش شاهزادگان بود 5799 05:25:56,419 --> 05:25:58,419 سه هزار جنگنده 5800 05:25:58,919 --> 05:26:03,419 این بزرگترین ارتش مسلمانان در آن زمان بود 5801 05:26:04,419 --> 05:26:08,919 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرماندهی این لشکر را برعهده داشت 5802 05:26:09,419 --> 05:26:12,419 مولای او زید بن حارثه رضی الله عنه 5803 05:26:12,919 --> 05:26:15,959 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5804 05:26:16,459 --> 05:26:19,959 از عبدالله بن عمر رضی الله عنهم گفت 5805 05:26:20,459 --> 05:26:24,959 فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله در جنگ موته 5806 05:26:25,459 --> 05:26:27,959 زید بن حارثه رضی الله عنه 5807 05:26:28,459 --> 05:26:31,959 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5808 05:26:31,959 --> 05:26:38,959 اگر زید کشته شد جعفر و اگر جعفر کشته شد عبدالله بن رواحه 5809 05:26:38,959 --> 05:26:43,959 و در روایت امام احمد در مسندش با سند حسنه است 5810 05:26:43,959 --> 05:26:47,959 از ابو قتاده رضی الله عنه گفت 5811 05:26:47,959 --> 05:26:52,959 رسول خدا صلی الله علیه و آله لشکری از امیران فرستاد 5812 05:26:52,959 --> 05:26:56,959 و زید بن حارثه گفت: بر تو. 5813 05:26:56,959 --> 05:26:59,959 اگر زید مجروح شد، جعفر 5814 05:26:59,959 --> 05:27:04,959 اگر جعفر مجروح شد، عبدالله بن رواحه الانصاری 5815 05:27:04,959 --> 05:27:12,900 لشکر شاهزادگان به طرف موته حرکت کردند 5816 05:27:12,900 --> 05:27:17,900 رسول خدا صلی الله علیه و آله برای آنان پرچم سفیدی در دست داشت 5817 05:27:17,900 --> 05:27:22,000 آن را به زید بن حارثه رضی الله عنه داد 5818 05:27:22,000 --> 05:27:27,000 به آنان توصیه کرد که در قتل حارث بن عمیر رضی الله عنه شرکت کنند 5819 05:27:27,000 --> 05:27:30,000 و از آنجا آنها را به اسلام دعوت کند 5820 05:27:30,000 --> 05:27:35,000 اگر جواب دادند، در غیر این صورت از خدا کمک بگیرید و با آنها بجنگید 5821 05:27:35,000 --> 05:27:39,000 او با آنها در این سفر بزرگ بیرون رفت 5822 05:27:39,000 --> 05:27:42,000 خالد بن الولید رضی الله عنه 5823 05:27:42,000 --> 05:27:45,000 اولین مشاهده در اسلام است 5824 05:27:45,000 --> 05:27:49,000 سپاه شاهزادگان به سوی دشمن خود در شام رفتند 5825 05:27:49,000 --> 05:27:52,000 حتی اگر روشن باشند 5826 05:27:52,000 --> 05:27:58,000 به آنها گزارش شد که راقول، پادشاه رومیان، از سرزمین بلقا به مآب رسیده است. 5827 05:27:58,000 --> 05:28:01,000 در صد هزار رومی 5828 05:28:01,000 --> 05:28:04,000 حامیان عرب به آنها پیوستند 5829 05:28:04,000 --> 05:28:06,000 از جذام و جذام 5830 05:28:06,000 --> 05:28:08,000 و قبایل سمور 5831 05:28:08,000 --> 05:28:11,000 از بحرا و بالی و بالقین 5832 05:28:11,000 --> 05:28:14,000 سپاه رومیان و غسانیان بود 5833 05:28:14,000 --> 05:28:17,000 دویست هزار رزمنده 5834 05:28:17,000 --> 05:28:23,919 مشورت مسلمانان در مورد امور رومیان و غسانیان 5835 05:28:23,919 --> 05:28:28,590 مسلمانان در حساب آنها قرار نگرفتند 5836 05:28:28,590 --> 05:28:33,590 ملاقات با چنین ارتش زرهی که از آن غافلگیر شدند 5837 05:28:33,590 --> 05:28:37,590 دو شب در معان ماندند و به فکر خود بودند 5838 05:28:37,590 --> 05:28:39,590 و گفتند 5839 05:28:39,590 --> 05:28:43,590 به رسول خدا صلی الله علیه و آله می نویسیم 5840 05:28:43,590 --> 05:28:46,590 پس شماره دشمنمان را به او می گوییم 5841 05:28:46,590 --> 05:28:49,590 یا او به ما مردانی می دهد 5842 05:28:49,590 --> 05:28:52,590 یا به ما دستور می دهد که به فرمانش عمل کنیم و ما از او پیروی کنیم 5843 05:28:52,590 --> 05:28:56,680 عبدالله بن رواحه رضی الله عنه گفت 5844 05:28:56,680 --> 05:29:00,680 ای قوم من، به خدا سوگند این همان چیزی است که شما از آن متنفرید 5845 05:29:00,680 --> 05:29:02,680 کاش می رفتی بیرون و می پرسیدی 5846 05:29:02,680 --> 05:29:04,680 گواهی 5847 05:29:04,680 --> 05:29:07,680 ما با افراد با تعداد و قدرت نمی جنگیم 5848 05:29:07,680 --> 05:29:12,680 ما فقط با این دینی که خداوند ما را به آن گرامی داشته است با آنها می جنگیم 5849 05:29:12,680 --> 05:29:14,680 پس رفتند 5850 05:29:14,680 --> 05:29:17,680 اون یکی از اون دوتا خوبه 5851 05:29:17,680 --> 05:29:20,810 یا ظاهر یا شهادت 5852 05:29:20,810 --> 05:29:23,810 مردم با او موافقت کردند و قیام کردند 5853 05:29:23,810 --> 05:29:30,919 لشکر شاهزادگان به سوی دشمن خود حرکت کردند 5854 05:29:30,919 --> 05:29:35,439 سپس ارتش شاهزادگان به سرزمین دشمن حرکت کردند 5855 05:29:35,439 --> 05:29:40,439 این اتفاق پس از آن افتاد که مسلمانان دو شب در معان بودند 5856 05:29:40,439 --> 05:29:43,439 حتی وقتی به مرزهای بلقا رسیدند 5857 05:29:43,439 --> 05:29:48,439 با انبوهی از رومیان، غسانیان، انصار عرب و دیگران روبرو شدند 5858 05:29:48,439 --> 05:29:51,439 در روستایی به نام حومه 5859 05:29:51,439 --> 05:29:53,439 سپس دشمن نزدیک شد 5860 05:29:54,439 --> 05:29:59,529 مسلمانان با روستایی به نام موته طرف شدند 5861 05:29:59,529 --> 05:30:01,529 سپس با مردم ملاقات کنید 5862 05:30:01,529 --> 05:30:03,529 پس مسلمانان خسته شدند 5863 05:30:03,529 --> 05:30:07,529 پس قطبه ابن قتاده را در سمت راست خود قرار دادند 5864 05:30:07,529 --> 05:30:12,529 و در سمت چپ آنها عبای ابن مالک الانصاری است 5865 05:30:19,799 --> 05:30:23,349 دو لشکر در مرگ او به هم رسیدند 5866 05:30:23,349 --> 05:30:25,349 دعوای تلخ شروع شد 5867 05:30:25,349 --> 05:30:30,349 سه هزار رزمنده با دویست هزار جنگجو روبرو می شوند 5868 05:30:30,349 --> 05:30:35,349 نبردی که جهان با حیرت و حیرت نظاره گر آن است 5869 05:30:35,349 --> 05:30:41,349 اما اگر باد ایمان بیاید، شگفتی می آورد 5870 05:30:41,349 --> 05:30:49,430 پرچم در دست زید بن حارثه رضی الله عنه است 5871 05:30:49,430 --> 05:30:54,040 زید بن حارثه رضی الله عنه پرچم را گرفت 5872 05:30:54,040 --> 05:30:57,040 محبت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5873 05:30:57,040 --> 05:31:02,040 او با وحشیگری شدید و شجاعت نادر جنگید 5874 05:31:02,040 --> 05:31:05,040 و مسلمانان با او می جنگند 5875 05:31:05,040 --> 05:31:08,040 تا اینکه با نیزه به قتل رسید 5876 05:31:08,040 --> 05:31:11,040 شهید شد رضی الله عنه 5877 05:31:11,040 --> 05:31:16,200 حکیم در المستدرک با سند مرسلی مقبول روایت کرده است 5878 05:31:16,200 --> 05:31:20,200 قال عروة بن الزبیر رضی الله عنهم 5879 05:31:20,200 --> 05:31:23,200 رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 5880 05:31:23,200 --> 05:31:25,200 او را به مرگ فرستاد 5881 05:31:26,200 --> 05:31:29,200 پس با زید بن حارثه رضی الله عنه جنگید 5882 05:31:29,200 --> 05:31:33,200 با پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 5883 05:31:33,200 --> 05:31:36,200 در جمادی الاولاء سال هشتم 5884 05:31:36,200 --> 05:31:39,200 تا اینکه وارد نیزه های مردم شد 5885 05:31:39,200 --> 05:31:48,240 پرچم در دست جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه است 5886 05:31:48,240 --> 05:31:52,040 وقتی زید افتاد، خدا از او راضی باشد 5887 05:31:52,040 --> 05:31:56,040 پرچم را جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه حمل می کرد 5888 05:31:57,040 --> 05:32:01,040 او مانند هیچ کس دیگری شروع به مبارزه کرد 5889 05:32:01,040 --> 05:32:04,080 حتی اگر دعوا به او آسیب برساند 5890 05:32:04,080 --> 05:32:07,080 او از اسبش پیاده شد و آن را همستر کرد 5891 05:32:07,080 --> 05:32:10,080 او اولین اسبی بود که در اسلام عقیم شد 5892 05:32:10,080 --> 05:32:12,080 و او می گوید 5893 05:32:12,080 --> 05:32:15,080 ای فضل بهشت و تقرب آن 5894 05:32:15,080 --> 05:32:18,080 نوشیدنی آن خوب و سرد است 5895 05:32:18,080 --> 05:32:22,080 و رومیان همان رومیانی هستند که ما عذابشان را حفظ کرده ایم 5896 05:32:22,080 --> 05:32:25,080 کافری که نسبش دور از ذهن است 5897 05:32:25,080 --> 05:32:29,080 علی وقتی با ضرب و شتم او را دیدم 5898 05:32:29,080 --> 05:32:32,270 پس دست راستش رضی الله عنه قطع شد 5899 05:32:32,270 --> 05:32:34,270 پس پرچم را با دست چپ گرفت 5900 05:32:34,270 --> 05:32:36,270 پس دست چپش قطع شد 5901 05:32:36,270 --> 05:32:39,270 با دو دست پرچم را در آغوش گرفت 5902 05:32:39,270 --> 05:32:42,270 تا اینکه رضی الله عنه به شهادت رسید 5903 05:32:42,270 --> 05:32:47,299 پس خداوند متعال در بهشت او را با دو بال پاداش داد 5904 05:32:47,299 --> 05:32:51,299 با آنها هر جا که بخواهد پرواز می کند، خدا از او راضی باشد 5905 05:32:51,299 --> 05:32:54,299 به همین دلیل به او جعفر الطیار می گفتند 5906 05:32:54,299 --> 05:32:56,360 حافظ بن کثیر گفت 5907 05:32:56,360 --> 05:33:02,360 رضی الله عنه در سی و سه سالگی به عقیده صحیح کشته شد. 5908 05:33:02,360 --> 05:33:07,560 ابوداود در سنن و حکیم در مستدرک آن را روایت کرده اند 5909 05:33:07,560 --> 05:33:10,560 عبارت از خط کش با زنجیره انتقال خوب است 5910 05:33:10,560 --> 05:33:14,560 از یحیی بن عباد بن عبدالله بن الزبیر 5911 05:33:14,560 --> 05:33:17,560 به اذن پدرش از جدش گفت 5912 05:33:17,560 --> 05:33:21,560 پدرم که یک بار با پسرم به من شیر داده بود به من گفت 5913 05:33:22,560 --> 05:33:29,560 گفت: گویا به جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه در روز وفاتش می نگرم. 5914 05:33:29,560 --> 05:33:32,560 او از اسبش پیاده شد و آن را تکان داد 5915 05:33:32,560 --> 05:33:35,560 یعنی بریدن ساق او 5916 05:33:35,560 --> 05:33:38,560 سپس رفت و جنگید تا کشته شد 5917 05:33:38,560 --> 05:33:41,750 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5918 05:33:41,750 --> 05:33:43,750 از نافع فرمود: 5919 05:33:43,750 --> 05:33:47,750 ابن عمر رضی الله عنه به او گفت 5920 05:33:47,750 --> 05:33:51,750 در آن روز در حالی که جعفر مرده بود بر فراز او ایستاد 5921 05:33:51,750 --> 05:33:55,750 بین ضربات چاقو و ضربات پنجاه زخم شمردم 5922 05:33:55,750 --> 05:34:00,750 در مقعدش یعنی پشتش هیچی نیست 5923 05:34:00,750 --> 05:34:04,939 امام ترمذی و حکیم و ابن حبان روایت کرده اند 5924 05:34:04,939 --> 05:34:08,939 عبارت Laban Hibban با زنجیره انتقال خوب است 5925 05:34:08,939 --> 05:34:11,939 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 5926 05:34:11,939 --> 05:34:15,939 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 5927 05:34:15,939 --> 05:34:20,939 به جعفر فرشته ای را نشان دادم که با بال هایش در بهشت پرواز می کرد 5928 05:34:20,939 --> 05:34:24,099 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5929 05:34:24,099 --> 05:34:27,099 از عامر الشعبی فرمود: 5930 05:34:27,099 --> 05:34:30,099 ابن عمر رضی الله عنه از هر دو 5931 05:34:30,099 --> 05:34:33,099 وقتی بود که به ابن جعفر سلام کرد 5932 05:34:33,099 --> 05:34:38,099 گفت: سلام بر تو ای پسر آن دو بال 5933 05:34:38,099 --> 05:34:45,830 پرچم در دست عبدالله بن رواحه رضی الله عنه است 5934 05:34:45,830 --> 05:34:49,470 عبدالله بن رواحه پرچم را گرفت 5935 05:34:49,470 --> 05:34:53,470 پس از شهادت جعفر رضی الله عنه آن را حمل کرد 5936 05:34:53,470 --> 05:34:57,470 سپس در حالی که سوار بر اسب خود بود بر روی آن پیشروی کرد 5937 05:34:57,470 --> 05:34:59,470 بنابراین شروع به پایین آوردن خود کرد 5938 05:34:59,470 --> 05:35:02,470 کمی تردید وجود دارد 5939 05:35:02,470 --> 05:35:07,470 سپس گفت: ای جان، قسم می خورم که آن را فرود آوری. 5940 05:35:07,470 --> 05:35:10,470 پایین رفتن یا مجبور شدن 5941 05:35:10,470 --> 05:35:13,470 من مردم را می آورم و گوزن های شمالی را می گیرم 5942 05:35:13,470 --> 05:35:16,470 چرا میبینم که از بهشت متنفری؟ 5943 05:35:16,470 --> 05:35:18,659 او همچنین گفت 5944 05:35:18,659 --> 05:35:21,659 ای جان اگر نکشی میمیری 5945 05:35:21,659 --> 05:35:25,659 این حمام مرگ است که دعا کردی 5946 05:35:25,659 --> 05:35:28,659 و آنچه آرزو کردم به تو دادم 5947 05:35:28,659 --> 05:35:31,659 اگر این کار را کردی، هدیه من بر آنهاست 5948 05:35:31,659 --> 05:35:36,659 سپس پیشروی کرد و جنگید تا اینکه رضی الله عنه کشته شد 5949 05:35:36,659 --> 05:35:45,880 رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 5950 05:35:45,880 --> 05:35:47,880 سه شاهزاده 5951 05:35:47,880 --> 05:35:55,200 خداوند متعال به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد 5952 05:35:55,200 --> 05:35:58,200 برای آنچه در جنگ موته رخ داد 5953 05:35:58,200 --> 05:36:01,450 او در شهر پیامبر است 5954 05:36:01,450 --> 05:36:06,450 او برای مردم مدینه سه شاهزاده لشکر رضی الله عنه عزاداری کرد 5955 05:36:06,450 --> 05:36:09,580 قبل از اینکه اخبارشان به آنها برسد 5956 05:36:09,580 --> 05:36:15,580 امام احمد در مسند خود و ابن حبان در صحیح خود آن را به سند خوب نقل کرده اند. 5957 05:36:15,580 --> 05:36:18,580 از ابو قتاده رضی الله عنه گفت 5958 05:36:18,580 --> 05:36:23,580 رسول خدا صلی الله علیه و آله بر منبر رفت 5959 05:36:23,580 --> 05:36:27,680 او را به اذان فراگیر دستور دادند 5960 05:36:27,680 --> 05:36:30,680 ایشان رضی الله عنه فرمودند 5961 05:36:30,680 --> 05:36:34,770 آیا از این لشکر متجاوز شما به شما نگویم؟ 5962 05:36:34,770 --> 05:36:37,770 راه افتادند تا با دشمن روبرو شدند 5963 05:36:37,770 --> 05:36:40,770 زید به شهادت رسید 5964 05:36:40,770 --> 05:36:42,770 پس برای او طلب آمرزش کنید 5965 05:36:42,770 --> 05:36:44,770 پس مردم برای او طلب آمرزش کردند 5966 05:36:44,770 --> 05:36:47,770 سپس سرلشکر جعفر بن ابی طالب را گرفتند 5967 05:36:47,770 --> 05:36:51,770 پس بر مردم تاخت تا به شهادت رسید 5968 05:36:51,770 --> 05:36:54,770 من به او شهادت می دهم 5969 05:36:54,770 --> 05:36:57,000 پس برای او طلب آمرزش کنید 5970 05:36:57,000 --> 05:37:00,000 سپس سرلشکر عبدالله بن رواحه را گرفت 5971 05:37:00,000 --> 05:37:04,000 پاهایش را محکم نگه داشت تا به شهادت رسید 5972 05:37:04,000 --> 05:37:06,000 پس برای او طلب آمرزش کنید 5973 05:37:06,000 --> 05:37:09,479 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 5974 05:37:09,479 --> 05:37:12,479 قال عن انس رضی الله عنه 5975 05:37:12,479 --> 05:37:16,479 پیامبر صلی الله علیه و آله سخنرانی کرد و فرمود 5976 05:37:16,479 --> 05:37:20,509 زید پرچم را گرفت و مجروح شد 5977 05:37:20,509 --> 05:37:23,509 سپس جعفر آن را گرفت و مجروح شد 5978 05:37:23,509 --> 05:37:27,509 سپس عبدالله بن رواحه آن را گرفت و مجروح شد 5979 05:37:27,509 --> 05:37:31,509 فرمود: آنچه آنها را خشنود می کند این است که با ما هستند. 5980 05:37:31,509 --> 05:37:34,729 و چشمانش اشک میریزد 5981 05:37:34,729 --> 05:37:38,729 امام بخاری و مسلم آن را در صحیح خود نقل کرده اند 5982 05:37:38,729 --> 05:37:40,729 و ابوداود در سنن خود 5983 05:37:40,729 --> 05:37:43,729 تلفظ ابوداود است 5984 05:37:43,729 --> 05:37:46,729 قال عایشه رضی الله عنها 5985 05:37:46,729 --> 05:37:49,729 هنگامی که زید بن حارثه کشته شد 5986 05:37:49,729 --> 05:37:52,729 جعفر و عبدالله بن رواحه 5987 05:37:52,729 --> 05:37:55,729 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشست 5988 05:37:55,729 --> 05:37:57,729 در مسجد 5989 05:37:57,729 --> 05:37:59,729 غم چهره اش را می شناسد 5990 05:37:59,729 --> 05:38:07,069 پرچم به شمشیر کشیده خدا 5991 05:38:07,069 --> 05:38:09,900 خداوند از او راضی باشد 5992 05:38:09,900 --> 05:38:11,900 وقتی پرچم افتاد 5993 05:38:11,900 --> 05:38:15,900 شهادت عبدالله بن رواحه رضی الله عنه 5994 05:38:15,900 --> 05:38:18,900 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 5995 05:38:18,900 --> 05:38:21,900 کسی را مأمور حمل آن پس از خود نکرد 5996 05:38:21,900 --> 05:38:25,900 ثابت بن اقرم رضی الله عنه آن را گرفت 5997 05:38:25,900 --> 05:38:28,900 گفت: ای مسلمانان! 5998 05:38:28,900 --> 05:38:31,900 در میان شما مردی را ملاقات کنید 5999 05:38:31,900 --> 05:38:33,900 گفتند تو 6000 05:38:33,900 --> 05:38:36,900 گفت: من کاری نمی کنم. 6001 05:38:36,900 --> 05:38:40,900 پس مردم بر خالد بن ولید رضی الله عنه توافق کردند 6002 05:38:40,900 --> 05:38:44,060 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 6003 05:38:44,060 --> 05:38:46,060 به صاحبانش در شهر 6004 05:38:46,060 --> 05:38:50,060 سپس خالد بن ولید بدون اجازه او آن را گرفت 6005 05:38:50,060 --> 05:38:52,060 پس برای او باز شد 6006 05:38:52,060 --> 05:38:54,189 به عبارت دیگر 6007 05:38:54,189 --> 05:38:57,189 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 6008 05:38:57,189 --> 05:39:01,189 تا اینکه پرچم یکی از شمشیرهای خدا را گرفت 6009 05:39:01,189 --> 05:39:04,189 تا اینکه خداوند به آنها پیروز شد 6010 05:39:04,189 --> 05:39:07,250 در روایت امام احمد و ابن حبان 6011 05:39:07,250 --> 05:39:09,250 با پشتیبانی خوب 6012 05:39:09,250 --> 05:39:13,250 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 6013 05:39:13,250 --> 05:39:16,250 سپس سرلشکر خالد بن الولید زمام امور را به دست گرفت 6014 05:39:16,250 --> 05:39:18,250 او یکی از شاهزادگان نبود 6015 05:39:18,250 --> 05:39:20,250 خودش دستور داد 6016 05:39:20,250 --> 05:39:24,319 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دو انگشت خود را بالا برد 6017 05:39:24,319 --> 05:39:28,319 گفت: خدایا این یکی از شمشیرهای توست. 6018 05:39:28,319 --> 05:39:30,319 پس حمایتش کن 6019 05:39:30,319 --> 05:39:33,349 در آن روز خالد را سیف الله نامیدند 6020 05:39:33,349 --> 05:39:36,479 حافظ بن کثیر گفت 6021 05:39:36,479 --> 05:39:40,479 پس خالد بن ولید رضی الله عنه پرچم را گرفت 6022 05:39:40,479 --> 05:39:43,479 پس با مسلمانان طرف شد و مهربان بود 6023 05:39:43,479 --> 05:39:46,479 تا اینکه مسلمانان از دست دشمن نجات یافتند 6024 05:39:46,479 --> 05:39:49,479 پس خداوند دستان او را باز کرد 6025 05:39:49,479 --> 05:39:54,479 همانطور که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همه اینها را بیان کرد 6026 05:39:54,479 --> 05:39:57,479 یارانش که در آن زمان در مدینه بودند 6027 05:39:57,479 --> 05:40:00,479 او بالای منبر ایستاده است 6028 05:40:00,479 --> 05:40:04,479 پس شاهزادگان یکی یکی برای آنها سوگواری کردند 6029 05:40:04,479 --> 05:40:08,479 و چشمانش رضوان الله تعالی علیه اشک ریخت 6030 05:40:08,479 --> 05:40:16,680 شدت خالد بن الولید رضی الله عنه 6031 05:40:16,680 --> 05:40:21,680 خالد بن ولید رضی الله عنه لشکر خود را در برابر کفار تقویت کرد. 6032 05:40:21,680 --> 05:40:24,680 و با آنها جنگی عظیم کرد 6033 05:40:24,680 --> 05:40:28,770 امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است 6034 05:40:28,770 --> 05:40:31,770 عن خالد بن الولید رضی الله عنه گفت 6035 05:40:31,770 --> 05:40:36,770 در روز موته نه شمشیر در دست من قطع شد 6036 05:40:36,770 --> 05:40:40,770 فقط یک روزنامه یمن در دستم مانده بود 6037 05:40:40,770 --> 05:40:45,000 و به عبارت دیگر در صحیح البخاری 6038 05:40:45,000 --> 05:40:47,000 گفت خدا از او راضی باشد 6039 05:40:47,000 --> 05:40:51,000 در روز متعه نه شمشیر به من زد 6040 05:40:51,000 --> 05:40:55,000 یک روزنامه یمنی در دستم بود 6041 05:40:55,000 --> 05:40:58,189 حافظ در الفتح گفته است 6042 05:40:58,189 --> 05:41:03,189 این حدیث دلالت دارد که مسلمانان بسیاری از مشرکان را کشتند 6043 05:41:03,189 --> 05:41:06,189 حافظ بن کثیر گفت 6044 05:41:06,189 --> 05:41:10,189 این نشان می دهد که آنها برای کشتن آنها اعتماد داشتند 6045 05:41:10,189 --> 05:41:15,189 اگر اینطور نبود نمی توانستند از شر آنها خلاص شوند 6046 05:41:15,189 --> 05:41:20,189 این به تنهایی دلیل مستقلی است و خداوند داناتر است 6047 05:41:20,189 --> 05:41:27,880 چه کسی در این نبرد بزرگ پیروز است؟ 6048 05:41:27,880 --> 05:41:30,450 حافظ در الفتح گفته است 6049 05:41:30,450 --> 05:41:35,450 علمای نقل در اینکه مراد از گفتار او رضی الله عنه چیست، اختلاف کردند 6050 05:41:35,450 --> 05:41:38,450 تا اینکه خداوند به آنها پیروز شد 6051 05:41:38,450 --> 05:41:43,450 آیا جنگی بود که در آن مشرکان شکست خوردند؟ 6052 05:41:43,450 --> 05:41:45,450 یا منظور از باز کردن چیست 6053 05:41:45,450 --> 05:41:49,450 او در کنار مسلمانان قرار گرفت تا اینکه آنها به سلامت برگشتند 6054 05:41:49,450 --> 05:41:52,450 ارباب ابن سعد در طبقاتش 6055 05:41:52,450 --> 05:41:56,450 از ابوعامر اشعری رضی الله عنه می فرماید 6056 05:41:56,450 --> 05:42:01,450 سپس مسلمانان بدترین شکستی را که تا به حال دیده ام متحمل شدند 6057 05:42:01,450 --> 05:42:04,479 من حتی دوتاشو اصلا ندیدم 6058 05:42:04,479 --> 05:42:10,520 گفتم بعد از شهادت عبدالله بن رواحه رضی الله عنه 6059 05:42:10,520 --> 05:42:12,610 گفت خدا از او راضی باشد 6060 05:42:12,610 --> 05:42:15,610 پس خالد تیپ را گرفت 6061 05:42:15,610 --> 05:42:17,610 سپس مردم را متهم کرد 6062 05:42:17,610 --> 05:42:21,610 خدا بدترین شکستی که تا به حال دیده ام آنها را شکست داد 6063 05:42:21,610 --> 05:42:26,740 تا اینکه مسلمانان شمشیرهای خود را در هر کجا که خواستند قرار دادند 6064 05:42:26,740 --> 05:42:28,959 ابن اسحاق گفت 6065 05:42:28,959 --> 05:42:31,959 پس مردم بر خالد بن ولید توافق کردند 6066 05:42:32,959 --> 05:42:34,959 وقتی پرچم را گرفت 6067 05:42:34,959 --> 05:42:36,959 از مردم دفاع کنید و از آنها دوری کنید 6068 05:42:36,959 --> 05:42:39,959 سپس طرف شد و از او روی برگرداند 6069 05:42:39,959 --> 05:42:41,959 تا اینکه مردم رفتند 6070 05:42:41,959 --> 05:42:44,029 بیهقی گفت 6071 05:42:44,029 --> 05:42:48,029 اهل مغازی در فرار و جانبداری اختلاف نظر داشتند 6072 05:42:48,029 --> 05:42:51,029 برخی از آنها به دنبال آن رفتند 6073 05:42:51,029 --> 05:42:55,029 برخی از آنان ادعا کردند که مسلمانان بر مشرکان چیره شدند 6074 05:42:55,029 --> 05:42:58,159 مشرکان شکست خوردند 6075 05:42:58,159 --> 05:43:01,159 و حدیث انس بن مالک رضی الله عنه 6076 05:43:01,159 --> 05:43:04,159 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 6077 05:43:04,159 --> 05:43:07,159 سپس خالد آن را گرفت و برای او باز کرد 6078 05:43:07,159 --> 05:43:10,159 نشان دهنده ظاهر او بر آنهاست 6079 05:43:10,159 --> 05:43:13,159 خدای متعال حق را می داند 6080 05:43:13,159 --> 05:43:16,250 امام ابن قیم فرمود: 6081 05:43:16,250 --> 05:43:19,250 آنچه که صحیح است همان است که ابن اسحاق ذکر کرده است 6082 05:43:19,250 --> 05:43:22,250 این که هر گروه به دیگری علاقه مند بود 6083 05:43:22,250 --> 05:43:25,250 حافظ بن کثیر گفت 6084 05:43:25,250 --> 05:43:28,250 مسلمانان برگشتند 6085 05:43:28,250 --> 05:43:30,250 خداوند شما را از شر کافران حفظ کند 6086 05:43:30,250 --> 05:43:33,250 حمد و برکات از آن اوست 6087 05:43:33,250 --> 05:43:39,810 دلجویی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 6088 05:43:39,810 --> 05:43:42,810 به خاندان جعفر رضی الله عنه 6089 05:43:42,810 --> 05:43:45,970 امام احمد در مسند خود روایت کرده است 6090 05:43:45,970 --> 05:43:48,970 با زنجیره انتقال معتبر 6091 05:43:48,970 --> 05:43:51,970 عن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب 6092 05:43:51,970 --> 05:43:54,970 گفت خداوند از آنها راضی باشد 6093 05:43:54,970 --> 05:43:57,970 یا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است؟ 6094 05:43:57,970 --> 05:44:00,970 خاندان جعفر سه بار تا آمدن نزد آنان 6095 05:44:00,970 --> 05:44:03,970 سپس نزد آنها آمد و گفت 6096 05:44:03,970 --> 05:44:06,970 بعد از امروز برای برادرم گریه نکن 6097 05:44:06,970 --> 05:44:09,970 به برادرزاده ام زنگ می زنم 6098 05:44:09,970 --> 05:44:12,970 گفت: بعد بچه ای بیرون آمد، انگار که از تخم بیرون می آمدم. 6099 05:44:12,970 --> 05:44:15,970 گفت: برای من آرایشگر را صدا کن. 6100 05:44:15,970 --> 05:44:19,069 بعد بابام آرایشگر اومد 6101 05:44:19,069 --> 05:44:22,069 بنابراین او سر ما را تراشید 6102 05:44:22,069 --> 05:44:25,069 سپس فرمود: در مورد محمد 6103 05:44:25,069 --> 05:44:28,069 او شبیه عموی ما ابوطالب است 6104 05:44:29,069 --> 05:44:32,069 از نظر شخصیت و اخلاق مشابه است 6105 05:44:32,069 --> 05:44:35,069 بعد دستم را گرفت و برداشت 6106 05:44:35,069 --> 05:44:38,069 یعنی آن را مطرح کرد و گفت 6107 05:44:38,069 --> 05:44:41,069 خدایا جعفر را جایگزین خانواده اش کن 6108 05:44:41,069 --> 05:44:44,069 او به عبدالله بابت سوگندش تبریک گفت 6109 05:44:44,069 --> 05:44:47,069 سه بار گفت 6110 05:44:47,069 --> 05:44:50,069 گفت: ایمنی آمد. 6111 05:44:50,069 --> 05:44:53,069 پس به او اشاره کردم که او آرزو دارد 6112 05:44:53,069 --> 05:44:56,069 و او را خوشحال کرد 6113 05:44:57,069 --> 05:45:00,069 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 6114 05:45:00,069 --> 05:45:03,069 خانواده برای آنها می ترسد 6115 05:45:03,069 --> 05:45:06,069 من نگهبان آنها در این دنیا هستم 6116 05:45:06,069 --> 05:45:09,610 و آخرت 6117 05:45:09,610 --> 05:45:12,610 امام احمد در مسند خود و ابوداود روایت کرده است 6118 05:45:12,610 --> 05:45:15,610 ترمذی سند خوبی دارد 6119 05:45:15,610 --> 05:45:18,610 از عبدالله بن جعفر رضی الله عنهم 6120 05:45:18,610 --> 05:45:21,610 گفت وقتی شهادت جعفر رسید 6121 05:45:21,610 --> 05:45:24,610 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 6122 05:45:24,610 --> 05:45:27,610 برای خانواده جعفر غذا درست کن 6123 05:45:27,610 --> 05:45:30,610 زیرا چیزی به سراغشان آمده که آنها را به خود مشغول کرده است 6124 05:45:30,610 --> 05:45:33,639 امام ترمذی فرمودند 6125 05:45:33,639 --> 05:45:36,639 عده ای از علما بودند 6126 05:45:36,639 --> 05:45:39,639 مستحب است مطلبی خطاب به خانواده متوفی باشد 6127 05:45:39,639 --> 05:45:42,639 آنها را با بدبختی مشغول کند 6128 05:45:42,639 --> 05:45:45,930 این قول شافعی است 6129 05:45:45,930 --> 05:45:48,930 حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است 6130 05:45:48,930 --> 05:45:51,930 عن جعفر بن خالد بن ساره از پدرش 6131 05:45:51,930 --> 05:45:54,930 گفت عبدالله بن جعفر 6132 05:45:54,930 --> 05:45:57,930 گفت: اگر من و قثم را دیدی. 6133 05:45:57,930 --> 05:46:00,930 و عبیدالله بن العباس بازی می کنیم 6134 05:46:00,930 --> 05:46:03,930 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گذشت 6135 05:46:03,930 --> 05:46:06,930 در دب 6136 05:46:06,930 --> 05:46:09,930 و گفت: این را برای من بیاور 6137 05:46:09,930 --> 05:46:12,930 بنابراین او مرا در مقابل خود قرار داد 6138 05:46:12,930 --> 05:46:15,930 سپس به قثم گفت: این را برای من حمل کن. 6139 05:46:15,930 --> 05:46:18,930 پس آن را پشت سر گذاشت 6140 05:46:18,930 --> 05:46:21,930 پس توسط عمویش عباس محو شد 6141 05:46:21,930 --> 05:46:24,930 اینکه قثمان را حمل کرد و عبیدالله را ترک کرد 6142 05:46:24,930 --> 05:46:27,930 بعد سه بار سرم را پاک کرد 6143 05:46:27,930 --> 05:46:30,930 وقتی پاک کرد گفت: 6144 05:46:30,930 --> 05:46:34,090 خدایا جعفر پسرش را توفیق بده 6145 05:46:34,090 --> 05:46:37,090 حکیم گفت: جعفر بن خالد آمده است 6146 05:46:37,090 --> 05:46:40,090 دو سال عزیزم 6147 05:46:40,090 --> 05:46:43,090 یکی از آنها مسح سر یتیم است 6148 05:46:43,090 --> 05:46:46,090 دیگری مردم را در بدبختی از دست می دهد 6149 05:46:46,090 --> 05:46:49,090 خلاصه ای از سیره پیامبر 6150 05:46:49,090 --> 05:46:52,090 آرزوی جهانیان طولانی است 6151 05:46:52,090 --> 05:46:56,180 به یکدیگر 6152 05:46:56,180 --> 05:46:59,180 هیچ حسرتی برای تو نیست 6153 05:46:59,180 --> 05:47:02,180 محدوده آن احاطه شده است 6154 05:47:02,180 --> 05:47:05,369 خداوند به شما برکت دهد 6155 05:47:05,369 --> 05:47:08,369 او تماس را بلند نکرد 6156 05:47:08,369 --> 05:47:12,200 و شما را نابود می کند 6157 05:47:12,200 --> 05:47:15,200 خداوند به شما برکت دهد 6158 05:47:15,200 --> 05:47:19,000 او تماس را بلند نکرد 6159 05:47:19,000 --> 05:47:22,000 و شما را نابود می کند 6160 05:47:22,000 --> 05:47:25,000 با بقیه