توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید یک چالش جدید از طرف من من از بزرگان و سروران انصار هستم من فرمانده قوم خود بن النجار در بیعت عقبه بودم پیامبر صلی الله علیه و آله را در مکه ملاقات کردم یک سال قبل از اولین بیعت عقبه با پنج مرد از خزرج پس ما به او ایمان آوردیم وقتی به شهر آمدیم ما مردم خود را به اسلام دعوت کردیم و پیروی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پس وقتی سال بعد ما به عنوان 12 مرد مسلمان بیرون رفتیم پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در فصل با ما بیعت کرد و ما رفتیم اولین بیعت عقبه بود پیامبر صلی الله علیه و آله با ما مبعوث شد مصعب بن عمیر رضی الله عنه او قرآن را برای ما تلاوت می کند و به ما فهم دین می دهد سپس سال بعد او را آوردیم 70 نفر در بیعت دوم عقبه با او بیعت کردند من می خواستم از مردمم حمایت کنم و عزم آنها را تقویت کنم پس برخاستم و دست او رضی الله عنه را گرفتم و آهسته گفتم ای اهل یثرب ما جگر شتر را به او نزديم مگر می دانیم که او رسول خداست آزادی او امروز یک پارادوکس برای همه اعراب است انتخاب شما کشته خواهد شد و شمشیرها شما را گاز خواهند گرفت یا شما مردمی هستید که بر آن صبور هستند خداوند به شما اجر بدهد یا مردمی هستید که از خود می ترسید پس او را رها کن که او نزد خدا برای تو معذورتر است گفتند: دستت را از ما دراز کن به خدا قسم ما این بیعت را هرگز نمی نامیم ما از او استعفا نمی دهیم پس نزد او رفتیم و با او بیعت کردیم پس برای ما شرط گذاشت و برای آن بهشت را به ما می دهد من اولین نفری بودم که مردم را برای نماز جمعه در شهر جمع کردم من هم آنها را برای نمازهای پنجگانه جمع می کردم در مسجدی که برای مسلمانان ساختم در سال اول هجرت مریض شدم حالم به هم خورده بود بیماری افزایش یافت سپس مرگم به سراغم آمد و جانم لبریز شد این قبل از جنگ بدر بود سپس قومی بن النجار نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد. و گفتند کاپیتان ما مرد پس بر ما ناخدای قرار بده یا رسول الله ایشان رضی الله عنه فرمودند من کاپیتان شما هستم مردم من به این افتخار می کردند من کی هستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله