WEBVTT

00:00:00.780 --> 00:00:09.779
ریاض الصالح از کلام حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم.

00:00:09.779 --> 00:00:15.339
باب فضیلت گرسنگی و سختی زندگی

00:00:15.339 --> 00:00:20.339
خودتان را به آنچه می خورید، می نوشید و می پوشید محدود کنید

00:00:20.339 --> 00:00:25.339
و دیگر خودپسندی و ترک امیال

00:00:25.339 --> 00:00:30.679
از جابر رضی الله عنه می فرماید:

00:00:30.679 --> 00:00:34.679
روز خندق داشتیم حفاری می کردیم

00:00:34.679 --> 00:00:37.710
بنابراین او یک رستگاری شدید ارائه کرد

00:00:37.710 --> 00:00:42.710
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند

00:00:42.710 --> 00:00:46.740
این به عنوان دیه در خندق عرضه شد

00:00:46.740 --> 00:00:49.780
گفت: من پایین می آیم.

00:00:49.780 --> 00:00:53.780
سپس در حالی که شکمش را به سنگ بسته بود، بلند شد

00:00:53.780 --> 00:00:58.780
سه روز ماندیم بدون اینکه چیزی بچشیم

00:00:58.780 --> 00:01:03.840
پس پیامبر صلی الله علیه و آله کلنگ را گرفت و زد

00:01:03.840 --> 00:01:07.840
سپس به عنوان یک تپه ضخیم، مناسب یا ضعیف بازگشت

00:01:07.840 --> 00:01:10.870
پس گفتم یا رسول الله

00:01:10.870 --> 00:01:12.870
منو ببر خونه

00:01:12.870 --> 00:01:15.099
پس به همسرم گفتم

00:01:15.099 --> 00:01:19.099
چیزی در پیامبر صلی الله علیه و آله دیدم

00:01:19.099 --> 00:01:21.099
هیچ صبری در آن وجود ندارد

00:01:21.099 --> 00:01:23.129
شما چیزی دارید

00:01:23.129 --> 00:01:25.129
و او گفت

00:01:25.129 --> 00:01:28.129
من جو و آناکا دارم

00:01:28.129 --> 00:01:31.159
پس آنکا را ذبح کرد و جو را آسیاب کرد

00:01:31.159 --> 00:01:34.159
تا گوشت را در ریسمان قرار دهیم

00:01:34.159 --> 00:01:37.219
سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم

00:01:37.219 --> 00:01:39.219
و خمیر شکسته است

00:01:39.219 --> 00:01:44.219
ریسمان بین آثار تقریباً رسیده است

00:01:44.219 --> 00:01:46.219
پس گفتم

00:01:46.219 --> 00:01:47.219
من را واکسینه کن

00:01:47.219 --> 00:01:52.219
ای رسول خدا بایستید و یکی دو مرد

00:01:52.219 --> 00:01:54.290
گفت چقدر است

00:01:54.290 --> 00:01:56.290
بنابراین به او اشاره کردم

00:01:56.290 --> 00:01:57.290
و او گفت

00:01:57.290 --> 00:01:59.290
خیلی خوبه

00:01:59.290 --> 00:02:05.290
به او بگو تا من نیام ریسمان و نان را از تنور خارج نکند

00:02:05.290 --> 00:02:07.290
و او گفت

00:02:07.290 --> 00:02:08.289
بلند شو

00:02:08.289 --> 00:02:11.289
سپس مهاجران و انصار برخاستند

00:02:11.289 --> 00:02:14.319
پس وارد شدم و به او گفتم

00:02:14.319 --> 00:02:15.319
وای بر تو!

00:02:15.319 --> 00:02:18.319
پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است

00:02:18.319 --> 00:02:22.319
و مهاجران و انصار و همراهانشان

00:02:22.319 --> 00:02:23.319
او گفت

00:02:23.319 --> 00:02:25.449
از تو پرسید؟

00:02:25.449 --> 00:02:27.449
گفتم بله

00:02:27.449 --> 00:02:28.449
او گفت

00:02:28.449 --> 00:02:31.449
بیا داخل و استرس نداشته باش

00:02:31.449 --> 00:02:33.449
پس شروع به شکستن نان کرد

00:02:33.449 --> 00:02:35.449
و گوشت را روی آن قرار دهید

00:02:35.449 --> 00:02:40.449
برمه و تنور اگر از آن گرفته شود تخمیر می شود

00:02:40.449 --> 00:02:44.449
آن را به یارانش نزدیک می کند و سپس می برد

00:02:44.449 --> 00:02:49.449
او به شکستن و اسکوپ زدن ادامه داد تا جایی که پر شدند و چیزی نمانده بود

00:02:49.449 --> 00:02:51.449
و او گفت

00:02:51.449 --> 00:02:53.449
این را بخورید و پاداش بگیرید

00:02:54.449 --> 00:02:57.449
مردم گرفتار قحطی شدند

00:02:57.449 --> 00:02:59.539
موافقت کرد

00:02:59.539 --> 00:03:01.699
و در یک رمان

00:03:01.699 --> 00:03:03.699
جابر گفت

00:03:03.699 --> 00:03:05.699
وقتی سنگر را کند

00:03:05.699 --> 00:03:09.699
پیامبر صلی الله علیه و آله را خیانتکار دیدم

00:03:09.699 --> 00:03:12.699
پس رو به همسرم کردم و گفتم:

00:03:12.699 --> 00:03:14.699
چیزی داری؟

00:03:14.699 --> 00:03:20.699
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که دشمنی شدیدی داشت

00:03:20.699 --> 00:03:25.699
پس کیسه ای برایم آورد که حاوی یک صاع جو بود

00:03:25.699 --> 00:03:27.699
و ما یک حیوان اهلی داریم

00:03:27.699 --> 00:03:29.699
پس او را ذبح کردم

00:03:29.699 --> 00:03:31.699
و جو آسیاب شده

00:03:31.699 --> 00:03:33.699
بنابراین به وقت آزادم رفتم

00:03:33.699 --> 00:03:36.699
و کلا قطعش کردم

00:03:36.699 --> 00:03:41.740
سپس به سمت رسول خدا صلی الله علیه و آله منصوب شدم

00:03:41.740 --> 00:03:43.740
و او گفت

00:03:43.740 --> 00:03:48.740
مرا در معرض دید رسول خدا صلی الله علیه و آله و کسانی که با او هستند قرار نده

00:03:48.740 --> 00:03:51.770
پس نزد او آمدم و با او راه افتادم

00:03:51.770 --> 00:03:52.770
پس گفتم

00:03:52.770 --> 00:03:54.770
ای رسول خدا

00:03:54.770 --> 00:03:56.770
حیوانی را برای خود ذبح کردیم

00:03:56.770 --> 00:03:59.770
و یک ساع جو را آسیاب کردم

00:03:59.770 --> 00:04:02.770
پس بیا و با تو فرار کن

00:04:02.770 --> 00:04:07.800
رسول خدا صلی الله علیه و آله فریاد زد و فرمود

00:04:07.800 --> 00:04:09.800
ای اهل سنگر!

00:04:09.800 --> 00:04:12.800
جابر سوالی مطرح کرد

00:04:12.800 --> 00:04:14.800
سلام خوش آمدید

00:04:14.800 --> 00:04:17.829
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:17.829 --> 00:04:20.829
اصلا پایین نیومد

00:04:20.829 --> 00:04:24.829
و تا من نیامم خمیر خود را نپزید

00:04:24.829 --> 00:04:30.899
پس آمدم و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و مردم را حاضر کرد

00:04:30.899 --> 00:04:32.899
تا اینکه همسرم آمد

00:04:32.899 --> 00:04:34.899
و او گفت

00:04:34.899 --> 00:04:35.899
با تو و با تو

00:04:35.899 --> 00:04:37.019
پس گفتم

00:04:37.019 --> 00:04:40.019
کاری که گفتی رو انجام دادم

00:04:40.019 --> 00:04:42.120
پس خمیر را بیرون آورد

00:04:42.120 --> 00:04:45.120
پس بر آن آب پاشید و برکت داد

00:04:45.120 --> 00:04:47.120
سپس همه ما را غسل تعمید داد

00:04:47.120 --> 00:04:49.120
پس پاشید و برکت داد

00:04:49.120 --> 00:04:51.120
سپس گفت

00:04:51.120 --> 00:04:54.120
یک نانوا را دعوت کنید تا او با شما شیرینی بپزد

00:04:54.120 --> 00:04:56.120
فنجان چای من از همه شما

00:04:56.120 --> 00:04:58.120
و دانلودش نکن

00:04:58.120 --> 00:05:00.120
آنها هزار هستند

00:05:00.120 --> 00:05:02.120
به خدا قسم

00:05:02.120 --> 00:05:06.120
خوردند تا آن را ترک کردند و گمراه شدند

00:05:06.120 --> 00:05:09.120
و اگر همه ما همانطور که هست تحت پوشش قرار بگیریم

00:05:09.120 --> 00:05:13.120
خمیر ما همانطور که هست پخته می شود

00:05:13.120 --> 00:05:14.759
گفتنش

00:05:14.759 --> 00:05:16.759
به عنوان دیه تقدیم کردم

00:05:16.759 --> 00:05:20.759
این یک قطعه زمین ضخیم و محکم است

00:05:20.759 --> 00:05:22.759
تبر آنجا کار نمی کند

00:05:22.759 --> 00:05:24.759
و تپه

00:05:24.759 --> 00:05:26.759
خاستگاه آن تپه شنی است

00:05:26.759 --> 00:05:28.759
و در اینجا منظور چیست

00:05:28.759 --> 00:05:30.759
خاک نرم شد

00:05:30.759 --> 00:05:32.759
به معنای شایسته است

00:05:32.759 --> 00:05:34.819
و الثافی

00:05:34.819 --> 00:05:38.819
سنگ هایی که سرنوشت بر آنها ساخته شده است

00:05:38.819 --> 00:05:40.980
و فشرده شد

00:05:40.980 --> 00:05:41.980
جمعیت

00:05:41.980 --> 00:05:43.980
و قحطی

00:05:43.980 --> 00:05:44.980
گرسنگی

00:05:44.980 --> 00:05:47.019
و گرسنگی

00:05:47.019 --> 00:05:48.019
و خمس

00:05:48.019 --> 00:05:50.050
گرسنگی است

00:05:50.050 --> 00:05:51.050
و من عقب نشینی کردم

00:05:51.050 --> 00:05:54.050
یعنی چرخید و برگشت

00:05:54.050 --> 00:05:55.050
و جانور

00:05:55.050 --> 00:05:57.050
فعالانه به حداقل برسانید

00:05:57.050 --> 00:05:59.139
یعنی بغل کردن

00:05:59.139 --> 00:06:00.139
و داخلی ها

00:06:00.139 --> 00:06:03.339
خانه را نوشت

00:06:03.339 --> 00:06:04.339
و سوال

00:06:04.339 --> 00:06:07.339
غذایی که مردم به آن دعوت می شوند

00:06:07.339 --> 00:06:09.430
به زبان فارسی است

00:06:09.430 --> 00:06:11.430
مکاشفه او نه

00:06:11.430 --> 00:06:13.529
یعنی بیا

00:06:14.529 --> 00:06:17.529
یعنی حریمش و شنبه

00:06:17.529 --> 00:06:21.529
زیرا فکر می کرد آنچه که دارد برای آنها کافی نیست

00:06:21.529 --> 00:06:22.529
پس شرمنده شدم

00:06:22.529 --> 00:06:29.529
آنچه خداوند متعال پیامبرش صلی الله علیه و آله را گرامی داشت بر او پوشیده بود

00:06:29.529 --> 00:06:34.620
از این معجزه ظاهری و نشانه خیره کننده

00:06:34.620 --> 00:06:35.620
باسک

00:06:35.620 --> 00:06:37.620
یعنی تف

00:06:37.620 --> 00:06:39.620
به آن بزوق نیز می گویند

00:06:39.620 --> 00:06:41.910
سه زبان

00:06:41.910 --> 00:06:42.910
و او غسل تعمید یافت

00:06:42.910 --> 00:06:44.939
هر قصدی

00:06:44.939 --> 00:06:45.939
فنجان من

00:06:45.939 --> 00:06:47.939
یعنی اسکوپ

00:06:47.939 --> 00:06:48.939
و لیوان

00:06:48.939 --> 00:06:51.069
اسکوپ

00:06:51.069 --> 00:06:52.069
و پوشش دهید

00:06:52.069 --> 00:06:55.069
یعنی جوشش صدا دارد

00:06:55.069 --> 00:06:58.420
و خدا داناتر است

00:06:58.420 --> 00:07:00.420
ما طعم لذیذ را نمی پسندیم

00:07:00.420 --> 00:07:03.670
یعنی ما آنجا غذا نمی دهیم

00:07:03.670 --> 00:07:04.670
کلنگ

00:07:04.670 --> 00:07:07.019
یعنی مسح

00:07:07.019 --> 00:07:08.019
بغل کردن

00:07:08.019 --> 00:07:11.019
یعنی بز ماده

00:07:11.019 --> 00:07:13.019
و خمیر شکسته است

00:07:13.019 --> 00:07:15.019
یعنی چون و خیس

00:07:15.019 --> 00:07:17.019
خمرها او را تحت کنترل گرفتند

00:07:17.019 --> 00:07:19.019
روشنگری

00:07:19.019 --> 00:07:21.019
آن چیزی است که در آن پخته می شود

00:07:21.019 --> 00:07:23.180
وای بر تو!

00:07:23.180 --> 00:07:25.180
یک کلمه رحمت و رحمت

00:07:25.180 --> 00:07:28.339
برمه و فر دم می کنند

00:07:28.339 --> 00:07:30.339
یعنی آنها را می پوشاند

00:07:30.339 --> 00:07:34.209
یکی از فواید صحبت کردن

00:07:34.209 --> 00:07:39.500
دعوت به همکاری در کارهایی که به نفع مسلمانان است

00:07:39.500 --> 00:07:47.500
این را به وضوح در مشارکت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با یارانش در کار می بینید.

00:07:47.500 --> 00:07:53.910
محبت اصحاب رضی الله عنه به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.

00:07:53.910 --> 00:08:02.300
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مشتاق دیدن خیر بود که همه اصحاب خود را کور کند.

00:08:02.300 --> 00:08:05.300
همه را به خوردن دعوت کرد

00:08:05.300 --> 00:08:12.839
رزمنده جز با اذن امیر نباید از محل و جایگاه خود خارج شود

00:08:12.839 --> 00:08:19.060
معجزه تکثیر طعام توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:08:19.060 --> 00:08:22.579
احساس مؤمنان نسبت به یکدیگر

00:08:22.579 --> 00:08:26.579
و برادران خود را بر خود ترجیح دادند

00:08:26.579 --> 00:08:32.860
مطلوبیت هدیه مخصوصاً در ایام نیاز و قحطی

00:08:32.860 --> 00:08:38.240
از انس رضی الله عنه می فرماید:

00:08:38.240 --> 00:08:41.340
ابوطلحه به ام سلیم گفت

00:08:41.340 --> 00:08:46.340
صدای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را شنیدم که ضعیف بود

00:08:46.340 --> 00:08:49.340
من گرسنگی را می شناسم

00:08:49.340 --> 00:08:51.340
چیزی داری؟

00:08:51.340 --> 00:08:53.340
او گفت بله

00:08:53.340 --> 00:08:56.340
بنابراین او قرص های جو را بیرون آورد

00:08:56.340 --> 00:08:58.340
سپس چادرش را گرفت

00:08:58.340 --> 00:09:01.340
نان را با هم پیچید

00:09:01.340 --> 00:09:05.340
سپس آن را زیر لباسم گذاشت و مقداری از آن را به من داد

00:09:05.340 --> 00:09:10.340
سپس مرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد

00:09:10.340 --> 00:09:12.370
پس با او رفتم

00:09:12.370 --> 00:09:18.370
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که در مسجد با مردم نشسته است

00:09:18.370 --> 00:09:20.370
بنابراین من در مقابل آنها ایستادم

00:09:20.370 --> 00:09:25.370
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:09:25.370 --> 00:09:27.370
ابوطلحه تو را فرستاد

00:09:27.370 --> 00:09:29.370
پس گفتم بله

00:09:29.370 --> 00:09:32.370
گفت: غذا هست؟

00:09:32.370 --> 00:09:34.370
پس گفتم بله

00:09:34.370 --> 00:09:39.370
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: برخیز.

00:09:39.370 --> 00:09:46.370
پس به راه افتادند و من پیشاپیش آنها رفتم تا اینکه نزد ابوطلحه آمدم و او را خبر کردم

00:09:46.370 --> 00:09:48.370
ابوطلحه گفت

00:09:48.370 --> 00:09:50.370
ای مادر سلیم

00:09:50.370 --> 00:09:54.370
رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم را آورد

00:09:54.370 --> 00:09:57.370
ما چیزی نداریم که به آنها غذا بدهیم

00:09:57.370 --> 00:09:59.370
و او گفت

00:09:59.370 --> 00:10:02.370
خدا و رسولش بهتر می دانند

00:10:02.370 --> 00:10:08.370
پس ابوطلحه به راه افتاد تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را ملاقات کرد

00:10:08.399 --> 00:10:14.399
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با او نزدیک شد تا اینکه وارد شد

00:10:14.399 --> 00:10:18.590
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:10:18.590 --> 00:10:21.590
مادرم ام سلیم را نداری؟

00:10:21.590 --> 00:10:24.720
پس آن نان را آورد

00:10:24.720 --> 00:10:28.720
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد

00:10:28.720 --> 00:10:30.720
Ffft

00:10:30.720 --> 00:10:34.720
ام سلیم عکا آن را فشار داد و مرد

00:10:34.720 --> 00:10:41.720
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این باره فرمود آنچه را که خدا خواسته است بگوید.

00:10:41.720 --> 00:10:42.720
سپس گفت

00:10:42.720 --> 00:10:44.720
سپس برای ده

00:10:44.720 --> 00:10:46.720
پس به آنها اجازه داد

00:10:46.720 --> 00:10:50.720
خوردند تا سیر شدند و بعد رفتند

00:10:50.720 --> 00:10:51.720
سپس گفت

00:10:51.720 --> 00:10:53.720
سپس برای ده

00:10:53.720 --> 00:10:57.720
تا اینکه همه مردم خوردند و سیر شدند

00:10:57.720 --> 00:11:01.720
مردم هفتاد هشتاد مرد بودند

00:11:01.720 --> 00:11:03.720
موافقت کرد

00:11:03.720 --> 00:11:05.720
و در یک رمان

00:11:05.720 --> 00:11:09.750
او هنوز وارد ده می شود و از ده خارج می شود

00:11:09.750 --> 00:11:15.980
تا اینکه یکی از آنها نماند که داخل شد و خورد تا سیر شود

00:11:15.980 --> 00:11:18.980
سپس آن را آماده کنید تا پر شود

00:11:19.980 --> 00:11:21.980
سپس آن را آماده کنید

00:11:21.980 --> 00:11:25.980
پس مثل آن بود که از آن خوردند

00:11:25.980 --> 00:11:27.980
و در یک رمان

00:11:27.980 --> 00:11:30.100
پس ده بار خوردند

00:11:30.100 --> 00:11:34.100
تا اینکه با هشتاد مرد این کار را کرد

00:11:34.100 --> 00:11:40.100
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت غذا خوردند

00:11:40.100 --> 00:11:42.100
یک سوال گذاشتند

00:11:42.100 --> 00:11:44.100
و در یک رمان

00:11:44.100 --> 00:11:47.169
سپس به بهترین نحوی که رسیدند، انجام دادند

00:11:47.169 --> 00:11:50.330
در روایتی از انس فرمود:

00:11:50.330 --> 00:11:55.330
روزی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:11:55.330 --> 00:11:58.330
او را دیدم که با دوستانش نشسته است

00:11:58.330 --> 00:12:01.330
شکمش را با باند بست

00:12:01.330 --> 00:12:03.330
پس به چند تن از دوستانش گفتم

00:12:03.330 --> 00:12:08.360
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله شکم او را نیشگون گرفت

00:12:08.360 --> 00:12:11.360
گفتند از گرسنگی

00:12:11.360 --> 00:12:13.360
پس نزد ابوطلحه رفتم

00:12:13.360 --> 00:12:16.389
پس نزد ابوطلحه رفتم

00:12:16.389 --> 00:12:19.389
او شوهر ام سلیم بنت میلهان است

00:12:19.389 --> 00:12:22.389
پس گفتم پدر

00:12:22.389 --> 00:12:28.389
دیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شکم خود را با بانداژ می بندد.

00:12:28.389 --> 00:12:31.389
بنابراین از چند نفر از دوستانش پرسیدم

00:12:31.389 --> 00:12:33.389
گفتند از گرسنگی

00:12:33.389 --> 00:12:36.549
سپس ابوطلحه نزد مادرم آمد

00:12:36.549 --> 00:12:39.549
گفت: چیزی هست؟

00:12:39.549 --> 00:12:41.549
او گفت بله

00:12:41.549 --> 00:12:45.549
من یک لقمه نان و خرما دارم

00:12:45.549 --> 00:12:50.549
اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها نزد ما بیاید

00:12:50.549 --> 00:12:52.549
ما او را راضی کردیم

00:12:52.549 --> 00:12:54.549
و اگر دیگری با او آمد

00:12:54.549 --> 00:12:56.549
در مورد آنها بگویید

00:12:56.549 --> 00:12:59.830
او تمام حدیث را ذکر کرد

00:12:59.830 --> 00:13:02.830
خمار هر سرپوشی است

00:13:02.830 --> 00:13:04.830
پا گذاشتم

00:13:04.830 --> 00:13:07.990
یعنی با زور و زور وارد آن شدی

00:13:07.990 --> 00:13:09.990
او مقداری از آن را به من داد

00:13:09.990 --> 00:13:13.059
یعنی مرا با چادر کشید

00:13:13.059 --> 00:13:15.059
مادر من است؟

00:13:15.059 --> 00:13:16.279
یعنی بیار

00:13:16.279 --> 00:13:18.279
خارش

00:13:18.279 --> 00:13:21.279
هر کاسه چرمی گرد

00:13:21.279 --> 00:13:23.279
متخصص در قیسی و عسل

00:13:23.279 --> 00:13:25.600
با قیمه مشخص تر است

00:13:25.600 --> 00:13:27.600
سرسخت

00:13:27.600 --> 00:13:31.860
یعنی من شدم که از آن بیرون می آید، سپس از او

00:13:31.860 --> 00:13:32.860
او آن را آماده کرد

00:13:32.860 --> 00:13:36.980
یعنی جمع آوری آنها پس از خوردن همه آنها

00:13:36.980 --> 00:13:37.980
مثل او

00:13:37.980 --> 00:13:42.299
در حالت قبل از خوردن آن

00:13:42.299 --> 00:13:43.299
یه سوال

00:13:43.299 --> 00:13:46.460
یعنی بقیه غذاها

00:13:46.460 --> 00:13:47.460
بهتر است

00:13:47.460 --> 00:13:49.590
یعنی بمان

00:13:49.590 --> 00:13:51.590
به همسایگانشان نرسیدند

00:13:51.590 --> 00:13:54.720
یعنی به عنوان هدیه به آنها تحویل دادند

00:13:54.720 --> 00:13:56.720
اعصاب

00:13:56.720 --> 00:13:57.909
هر لینکی

00:13:57.909 --> 00:13:58.909
شکستن

00:13:58.909 --> 00:14:01.809
هر برش

00:14:01.809 --> 00:14:05.289
یکی از فواید صحبت کردن

00:14:05.289 --> 00:14:08.289
کار با خواندن و خواندن جایز است

00:14:08.289 --> 00:14:13.740
آنجا که ابوطلحه ضعف صدا را به شدت گرسنگی استنباط کرد

00:14:13.740 --> 00:14:16.740
دعوت مردم به صرف غذا در مسجد جایز است

00:14:16.740 --> 00:14:20.149
و پاسخ از او نیز همینطور است

00:14:20.149 --> 00:14:24.149
دعای غذا اگر چه ضیافت نباشد جایز است

00:14:24.149 --> 00:14:30.049
برای غذای کم، تماس با عدد زیاد جایز است

00:14:30.049 --> 00:14:35.049
در صورتی که فرد دعوت شده بداند که دعوت کننده از حضور شخص دیگری با او متنفر نیست

00:14:35.049 --> 00:14:38.049
آوردنش با خودش ضرری نداره

00:14:38.049 --> 00:14:43.590
حدیث دلالت بر هوش ام سلیم و برتری عقل او دارد

00:14:43.590 --> 00:14:47.590
جایی که می دانستم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:14:47.590 --> 00:14:49.590
او عمداً جمعیت زیادی را دعوت کرد

00:14:49.590 --> 00:14:53.590
وقار نشان دادن در تکثیر غذا

00:14:53.590 --> 00:14:54.590
و او گفت

00:14:54.590 --> 00:14:57.590
خدا و رسولش بهتر می دانند

00:14:57.590 --> 00:15:04.039
صحابه به احوال رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدگی می کردند

00:15:04.039 --> 00:15:10.490
معجزه تکثیر طعام به برکت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:15:10.490 --> 00:15:13.940
خوردن تا سیر شدن جایز است

00:15:13.940 --> 00:15:17.940
در حدیث است که خوردند تا سیر شدند

00:15:17.940 --> 00:15:21.580
آوردن ده مهمان جایز است

00:15:21.580 --> 00:15:23.580
در صورت نیاز

00:15:23.580 --> 00:15:27.580
به دلیل کمبود غذا یا جا برای نشستن

00:15:27.580 --> 00:15:30.899
انس به ابوطلحه گفت: ای پدر

00:15:30.899 --> 00:15:32.899
از روی ادب

00:15:33.899 --> 00:15:35.899
وگرنه ناپدری اوست

00:15:35.899 --> 00:15:38.340
گفتن ام سلیم

00:15:38.340 --> 00:15:41.340
خدا و رسولش بهتر می دانند

00:15:41.340 --> 00:15:46.340
این در سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خاص است

00:15:46.340 --> 00:15:49.340
چون با وحی می دانست

00:15:49.340 --> 00:15:51.340
اما پس از مرگ او

00:15:51.340 --> 00:15:53.340
وحی متوقف شده است

00:15:53.340 --> 00:15:59.340
نگفتن این عبارت پس از رحلت ایشان رضی الله عنه صحیح است

00:15:59.340 --> 00:16:01.340
اما ما می گوییم

00:16:01.340 --> 00:16:03.340
خدا بهتر می داند

00:16:03.340 --> 00:16:08.440
ریاض الصالح، ای ریاض الصالحین
