WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:12.140
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:24.129
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از انصار هستم

00:00:24.129 --> 00:00:30.129
من با اولین کسی که به دست مصعب بن عمیر رضی الله عنه مسلمان شد مسلمان شدم.

00:00:30.129 --> 00:00:37.159
من نگهبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و مسئول مأموریت های ویژه بودم.

00:00:37.159 --> 00:00:44.219
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مرا مأمور کرد که یک یهودی را از نیقین قا از مدینه بیرون کنم.

00:00:44.219 --> 00:00:50.219
و غنائم و پول و اسلحه هایشان را که پشت سر گذاشته اند جمع آوری کنند

00:00:50.219 --> 00:00:55.350
او نیز مرا نزد یهودى بن النضیر فرستاد.

00:00:55.350 --> 00:00:59.350
تا آنها را از دستور خود برای خروج از شهر آگاه کند

00:00:59.350 --> 00:01:02.350
وقتی سعی کردند به او خیانت کنند

00:01:02.350 --> 00:01:09.349
به من سپرد تا وظایف آنها را بر عهده بگیرم و پول آنها را خرج کنم و بر خروجشان نظارت کنم

00:01:09.349 --> 00:01:17.790
بدر و همه صحنه ها را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دیدم.

00:01:17.790 --> 00:01:22.790
من در جنگ احد نگهبان پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:01:22.790 --> 00:01:27.790
پس از آنکه حلقه بر ضد مسلمانان قرار گرفت و تقریباً شکست خوردند

00:01:27.790 --> 00:01:33.790
پیامبر صلی الله علیه و آله مجروح و به شدت تشنه بود

00:01:33.790 --> 00:01:39.790
بیرون رفتم تا از زنان برای او آب بخواهم، اما آب نزد آنها نیافتم

00:01:39.790 --> 00:01:46.790
پس به کانالی رفتم تا برایش آب بکشم و برایش آب شیرین آوردم

00:01:46.790 --> 00:01:51.790
پس نوش جان کن صلی الله علیه و آله و سلم و دعای خیر کن

00:01:51.790 --> 00:01:55.340
در سال ششم هجری

00:01:55.340 --> 00:02:00.340
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا با ده نفر فرستاد

00:02:00.340 --> 00:02:03.340
به بنی معاویه با این داستان

00:02:03.340 --> 00:02:06.340
یک شب به آنها رحم کردیم

00:02:06.340 --> 00:02:11.340
مردم در کمین ما نشستند و ما را رها کردند تا بخوابیم

00:02:11.340 --> 00:02:15.340
بعد آمدند و دور ما صد نفر را گرفتند

00:02:15.340 --> 00:02:19.340
فقط احساس می‌کردیم که اشراف ما را کدر کرده است

00:02:19.340 --> 00:02:21.340
پس با کمانم محکم ایستادم

00:02:21.340 --> 00:02:25.340
بر سر همراهانم فریاد زدم، اسلحه، اسلحه

00:02:25.340 --> 00:02:29.340
پس پریدند و یک ساعت از شب را زیر پا گذاشتند

00:02:29.340 --> 00:02:34.340
سپس بادیه نشینان با نیزه به ما حمله کردند و ما را کشتند

00:02:34.340 --> 00:02:36.340
و مجروح شدم

00:02:36.340 --> 00:02:39.340
سپس بادیه نشینان آمدند و پاشنه های من را زدند

00:02:39.340 --> 00:02:43.340
من حرکت نکردم، بنابراین آنها فکر کردند من مرده ام

00:02:43.340 --> 00:02:47.340
لباس‌هایمان را درآوردند و رفتند

00:02:47.340 --> 00:02:51.430
سپس مردی از کنار مرده گذشت و بهبود یافت

00:02:51.430 --> 00:02:53.430
وقتی شنیدم که آن را پس گرفت

00:02:53.430 --> 00:02:56.430
می دانستم مسلمان است

00:02:56.430 --> 00:02:58.430
بنابراین به سمت او حرکت کردم

00:02:58.430 --> 00:03:00.430
پس به من توجه کن و نزد من بیا

00:03:00.430 --> 00:03:03.430
او به من غذا و نوشیدنی داد

00:03:03.430 --> 00:03:06.430
سپس مرا به شهر برد

00:03:06.430 --> 00:03:09.520
و در فتح مکه

00:03:09.520 --> 00:03:13.520
مرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قرار داد

00:03:13.520 --> 00:03:16.520
در دستان او به عنوان رهبر شوالیه ها

00:03:16.520 --> 00:03:19.520
وقتی وارد مکه شد، کعبه را طواف کرد

00:03:19.520 --> 00:03:25.520
من بودم که افسار شتر او را در دست گرفتم

00:03:25.520 --> 00:03:30.810
در زمان امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه.

00:03:30.810 --> 00:03:34.810
اکنون در صدقه قبیله جُهینه هستم

00:03:34.810 --> 00:03:37.810
سپس مرا صدا زد تا با او باشم

00:03:37.810 --> 00:03:40.810
وظیفه نظارت بر استانداران به من سپرده شد

00:03:40.810 --> 00:03:44.810
افشای مسائل مشکل ساز در مناطق و ایالت ها

00:03:44.810 --> 00:03:48.810
پس از گسترش فتوحات اسلامی

00:03:48.810 --> 00:03:52.810
من اولین بازرس کل اسلام بودم

00:03:52.810 --> 00:03:58.030
هنگامی که بین اصحاب نزاع در گرفت، خداوند از آنان راضی باشد

00:03:58.030 --> 00:04:02.030
به توصیه پیامبر صلی الله علیه و آله عمل کردم

00:04:02.030 --> 00:04:04.030
بنابراین خودم را از مردم جدا کردم

00:04:04.030 --> 00:04:07.030
او یک شمشیر چوبی برداشت

00:04:07.030 --> 00:04:10.030
تبدیل به الربده شد

00:04:10.030 --> 00:04:13.030
پس تا زمان مرگم آنجا ماندم

00:04:13.030 --> 00:04:15.189
من کی هستم؟
