1 00:00:00,000 --> 00:00:03,359 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,359 --> 00:00:12,929 محمد رسول است 3 00:00:12,929 --> 00:00:19,739 خلاصه ای از سیره پیامبر 4 00:00:19,739 --> 00:00:27,789 حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه اسلام آورد 5 00:00:27,789 --> 00:00:32,990 حمزه بن عبدالمطلب رضی الله عنه در این مدت اسلام آورد 6 00:00:32,990 --> 00:00:35,630 در سال ششم مأموریت 7 00:00:35,789 --> 00:00:38,829 در سال دوم مأموریت گفته شد 8 00:00:38,829 --> 00:00:42,659 حکیم در المستدرک با سند ضعیف روایت کرده است 9 00:00:42,659 --> 00:00:44,979 از ابن اسحاق گفته است: 10 00:00:44,979 --> 00:00:49,539 مردی از اسلام با من صحبت کرد و او هوشیار بود 11 00:00:49,539 --> 00:00:55,700 اعتراض ابوجهل به رسول خدا صلی الله علیه و آله در وقت آرامش. 12 00:00:55,700 --> 00:00:57,859 پس او را آزار داد و او را ناسزا گفت 13 00:00:57,859 --> 00:01:02,820 در این باره آنچه را که از شرمساری و تضعیف دین خود بیزار است، گفت 14 00:01:02,899 --> 00:01:07,379 رسول خدا صلی الله علیه و آله با او صحبت نکرد 15 00:01:07,379 --> 00:01:10,900 خادم عبدالله بن جداان التیمی 16 00:01:10,900 --> 00:01:14,819 در اقامتگاهش بالای صفا این را می شنود 17 00:01:14,819 --> 00:01:16,579 سپس او را ترک کرد 18 00:01:16,579 --> 00:01:21,650 پس به باشگاه قریش نزدیک کعبه رفت و با آنان نشست 19 00:01:21,650 --> 00:01:26,769 چیزی نگذشت که حمزه بن عبدالمطلب به من نزدیک شد و کمان خود را کشید 20 00:01:26,769 --> 00:01:29,250 بازگشت از تک تیرانداز خدا 21 00:01:29,250 --> 00:01:31,409 و اگر این کار را کرد 22 00:01:31,489 --> 00:01:37,409 بدون توقف، سلام و احوالپرسی و صحبت با آنها از کنار باشگاه قریش نمی گذشت 23 00:01:37,409 --> 00:01:41,329 او قدرتمندترین و سرسخت ترین قریش بود 24 00:01:41,329 --> 00:01:45,200 در آن زمان در دین قوم خود مشرک بود 25 00:01:45,200 --> 00:01:52,719 سپس استاد نزد او آمد در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست تا به خانه خود بازگردد. 26 00:01:52,719 --> 00:01:54,319 به او گفت 27 00:01:54,319 --> 00:01:56,239 ای ابوعماره 28 00:01:56,319 --> 00:02:01,840 اگر دیده بودی که برادرزاده ات محمد از ابوالحکم چه رنجی برد 29 00:02:01,840 --> 00:02:03,840 اینجا پیداش کرد 30 00:02:03,840 --> 00:02:07,519 پس او را آزار داد، به او توهین کرد و آنچه را که می خواست انجام داد 31 00:02:07,519 --> 00:02:09,360 سپس او را ترک کرد 32 00:02:09,360 --> 00:02:12,060 محمد با او صحبت نکرد 33 00:02:12,060 --> 00:02:14,219 حمزه خشم را تحمل کرد 34 00:02:14,219 --> 00:02:17,300 آنچه خداوند از کرامت خود خواسته است 35 00:02:17,300 --> 00:02:22,419 او به سرعت رفت و مثل همیشه جلوی کسی را نگرفت 36 00:02:22,419 --> 00:02:24,580 او می خواهد مجلس را طواف کند 37 00:02:24,659 --> 00:02:28,620 ابوجهل عمداً خواست که عاشق او شود 38 00:02:28,620 --> 00:02:33,419 وقتی وارد مسجد شد، دید که در میان مردم نشسته است 39 00:02:33,419 --> 00:02:37,340 پس به سوی او حرکت کرد تا اینکه بالای سرش ایستاد 40 00:02:37,340 --> 00:02:42,300 کمان را بلند کرد و ضربه سنگینی به سرش زد 41 00:02:42,300 --> 00:02:48,780 مردانی از قریش از بنی مخزوم برای حمایت از ابوجهل به حمزه رفتند 42 00:02:48,780 --> 00:02:53,259 گفتند: ما تو را نمی بینیم ای حمزه، جز اینکه بیمار شده ای. 43 00:02:53,340 --> 00:02:54,939 حمزه گفت 44 00:02:54,939 --> 00:02:59,180 و آنچه مرا از این امر باز می دارد برایم روشن شده است 45 00:02:59,180 --> 00:03:02,060 شهادت می دهم که او رسول خداست 46 00:03:02,060 --> 00:03:04,620 و هر که بگوید درست است 47 00:03:04,620 --> 00:03:06,780 به خدا آن را حذف نمی کنم 48 00:03:06,780 --> 00:03:10,210 پس اگر راست می گویی جلوی من را بگیر 49 00:03:10,210 --> 00:03:11,969 ابوجهل گفت 50 00:03:11,969 --> 00:03:13,889 ابو عماره را صدا کن 51 00:03:13,889 --> 00:03:17,740 به برادرزاده اش عذاب زشتی داده ای 52 00:03:17,740 --> 00:03:20,379 حمزه اسلام آوردن خود را انتقال داد 53 00:03:20,460 --> 00:03:24,460 رسول خدا صلی الله علیه و آله ادامه داد 54 00:03:24,460 --> 00:03:26,539 زمانی که حمزه اسلام آورد 55 00:03:26,539 --> 00:03:32,939 قریش می دانستند که رسول خدا صلی الله علیه و آله مغرور و پرهیز کرده است. 56 00:03:32,939 --> 00:03:35,340 و حمزه مانع او می شود 57 00:03:35,340 --> 00:03:40,860 پس از خوردن دست کشیدند و مقداری از آنچه می خوردند می خوردند 58 00:03:40,860 --> 00:03:44,620 سپس حمزه رضی الله عنه به خانه خود بازگشت 59 00:03:44,620 --> 00:03:47,419 سپس شیطان نزد او آمد و گفت 60 00:03:47,419 --> 00:03:49,580 تو سرور قریش هستی 61 00:03:49,580 --> 00:03:51,580 من از این مثال پیروی کردم 62 00:03:51,580 --> 00:03:53,979 و دین پدرانتان را ترک کردید 63 00:03:53,979 --> 00:03:57,419 مرگ برای تو بهتر از آنچه ساخته ای 64 00:03:57,419 --> 00:04:00,939 پس با پخش خود نزد حمزه رفت و گفت: 65 00:04:00,939 --> 00:04:02,539 چه کار کردی؟ 66 00:04:02,539 --> 00:04:05,020 خدایا اگر بالغ باشد 67 00:04:05,020 --> 00:04:07,979 پس اعتقاد او را در قلب من قرار دهید 68 00:04:07,979 --> 00:04:12,780 در غیر این صورت، برای من راهی برای رهایی از آنچه در آن افتادم ایجاد کنید 69 00:04:12,780 --> 00:04:19,540 شب را تا صبح با امثال نجواهای شیطان گذراند 70 00:04:19,540 --> 00:04:24,420 سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و گفت 71 00:04:24,420 --> 00:04:25,939 برادرزاده ام 72 00:04:25,939 --> 00:04:30,259 گرفتار چیزی شده ام که راه رهایی از آن را نمی دانم 73 00:04:30,259 --> 00:04:34,180 و مثل من ماندن در چیزی که نمی دانم چیست 74 00:04:34,180 --> 00:04:37,379 ارشد یک دلتنگی شدید است 75 00:04:37,379 --> 00:04:39,540 بنابراین او اخیراً با من صحبت کرد 76 00:04:39,540 --> 00:04:43,139 برادرزاده ام، دلم می خواست با من حرف بزنی 77 00:04:43,139 --> 00:04:46,899 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شد 78 00:04:46,980 --> 00:04:51,379 پس او را تذکر داد و نصیحت کرد و از او ترسید و بشارت داد 79 00:04:51,379 --> 00:04:53,939 پس خداوند به خود ایمان آورد 80 00:04:53,939 --> 00:04:58,180 چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 81 00:04:58,180 --> 00:04:59,540 و او گفت 82 00:04:59,540 --> 00:05:04,449 شهادت می دهم که تو راست می گویی، گواه راستی و علم 83 00:05:04,449 --> 00:05:07,069 پس برادرزاده من دینت را نشان بده 84 00:05:07,069 --> 00:05:11,230 به خدا سوگند دوست ندارم آنچه مرا از آسمان گمراه می کند داشته باشم 85 00:05:11,230 --> 00:05:14,269 من پیرو دین اولم هستم 86 00:05:14,269 --> 00:05:15,470 او گفت 87 00:05:15,470 --> 00:05:19,389 حمزه از کسانی بود که خداوند دین را به واسطه او عزیز ساخت 88 00:05:37,870 --> 00:05:44,750 طولانی شدن حسرت جهانیان به یکدیگر 89 00:05:44,750 --> 00:05:51,839 اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد 90 00:05:51,839 --> 00:05:58,420 ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد 91 00:05:58,420 --> 00:06:04,800 و شما بقیه کار را انجام دهید 92 00:06:04,800 --> 00:06:06,800 او شفا داد