1 00:00:00,000 --> 00:00:03,180 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,980 --> 00:00:06,740 گنجینه های زندگی نامه 3 00:00:09,470 --> 00:00:11,789 اتاق ابوسلمه 4 00:00:11,949 --> 00:00:13,949 خداوند از او راضی باشد 5 00:00:15,470 --> 00:00:17,949 مسلمانان شروع به مهاجرت کردند 6 00:00:18,190 --> 00:00:21,309 مشرکان سعی کردند از مهاجرت آنها جلوگیری کنند 7 00:00:21,629 --> 00:00:24,750 اولین نفر از مهاجران ابوسلمه بود 8 00:00:24,989 --> 00:00:28,309 یک سال قبل از عقبه بزرگ هجرت کرد 9 00:00:28,550 --> 00:00:33,229 همسرش ام سلمه و فرزندشان سلامه را با خود برد 10 00:00:33,710 --> 00:00:36,590 سپس همسرش نزد او آمدند و به او گفتند 11 00:00:37,070 --> 00:00:39,789 در مورد شما، ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم 12 00:00:40,270 --> 00:00:42,509 این دوستمونو دیدی؟ 13 00:00:42,829 --> 00:00:46,109 همانطور که شما را در حال قدم زدن در کشور ترک می کنیم 14 00:00:46,509 --> 00:00:48,909 به خدا او را با شما دعوت نمی کنیم 15 00:00:49,310 --> 00:00:51,310 پس زنش را از او گرفتند 16 00:00:51,630 --> 00:00:57,070 خیلی طبیعی است که پسر کوچکش سلامه با مادرش برگشت 17 00:00:57,549 --> 00:00:59,549 خاندان ابوسلمه خشمگین شدند 18 00:00:59,789 --> 00:01:02,590 چگونه از یک مرد همسرش را می گیرید؟ 19 00:01:02,909 --> 00:01:05,870 گفتند اگر این کار را بکنی 20 00:01:06,109 --> 00:01:08,109 ما پسرمان را می بریم 21 00:01:08,349 --> 00:01:10,349 پس سلمه را از مادرش گرفتند 22 00:01:10,829 --> 00:01:14,109 این خانواده کوچک پراکنده بودند 23 00:01:14,430 --> 00:01:16,430 ابوسلمه حجر 24 00:01:16,750 --> 00:01:19,230 ام سلمه را قومش گرفتند 25 00:01:19,549 --> 00:01:22,269 سلامه را مردم پدرش گرفتند 26 00:01:22,939 --> 00:01:25,980 ابوسلمه به تنهایی به مدینه مهاجرت کرد 27 00:01:26,620 --> 00:01:31,500 ام سلمه بود که شوهرش رفت و پسرش را از او گرفت 28 00:01:31,900 --> 00:01:35,659 به الابطح می رود و تا شام گریه می کند 29 00:01:36,060 --> 00:01:39,019 این یک سال تمام ادامه یافت 30 00:01:39,340 --> 00:01:42,379 او برای از دست دادن پسر و شوهرش گریه می کند 31 00:01:42,939 --> 00:01:45,739 هیچکس از او و خانواده اش جدا نشد و نگفت 32 00:01:46,140 --> 00:01:48,700 این زن بیچاره را بیرون نمی آوری؟ 33 00:01:49,099 --> 00:01:52,939 او را از شوهر و فرزندش جدا کردی 34 00:01:53,500 --> 00:01:54,700 به او گفتند 35 00:01:55,099 --> 00:01:57,579 اگر خواستی شوهرت را بیاور 36 00:01:58,060 --> 00:02:00,060 پس نزد خانواده شوهرش رفت 37 00:02:00,299 --> 00:02:02,299 پس پسرش را به او دادند 38 00:02:02,700 --> 00:02:05,739 سپس پشت سر شوهرش به مدینه هجرت کرد 39 00:02:06,140 --> 00:02:08,139 اما وقتی بیرون آمد 40 00:02:08,379 --> 00:02:10,379 کسی با او نبود 41 00:02:10,699 --> 00:02:13,659 در راه عثمان بن طلحه با او ملاقات کرد 42 00:02:14,139 --> 00:02:16,139 بعد از اینکه از وضعیت او خبر داشت 43 00:02:16,460 --> 00:02:18,860 شیعیانش در راه رفتن با او همگام هستند 44 00:02:19,259 --> 00:02:21,580 تا اینکه به شهر رسید 45 00:02:21,580 --> 00:02:23,259 او مشرک است 46 00:02:23,659 --> 00:02:25,659 اما اخلاق اعراب است 47 00:02:26,460 --> 00:02:29,180 وقتی به شهر رسید گفت: 48 00:02:29,580 --> 00:02:31,580 شوهرت تو این روستا هست 49 00:02:32,060 --> 00:02:34,379 با برکت خدا وارد آن شوید 50 00:02:34,860 --> 00:02:36,860 سپس عازم مکه شد 51 00:02:37,520 --> 00:02:40,159 این عکس مهاجران است 52 00:02:40,719 --> 00:02:42,719 وقتی رفتند چه رنجی کشیدند؟ 53 00:02:42,719 --> 00:02:44,960 از مکه تا مدینه 54 00:02:46,449 --> 00:02:51,300 گنجینه های بیوگرافی 55 00:02:51,620 --> 00:02:54,099 هجرت صهیب الرومی 56 00:02:54,580 --> 00:02:56,580 خداوند از او راضی باشد 57 00:02:58,740 --> 00:02:59,939 اسلم صهیب 58 00:03:00,419 --> 00:03:03,139 مدتی در مکه ماند 59 00:03:03,620 --> 00:03:06,340 سپس تصمیم گرفت به مدینه هجرت کند 60 00:03:06,770 --> 00:03:08,770 زمانی که می خواست مهاجرت کند 61 00:03:09,090 --> 00:03:11,569 کفار مکه نزد او آمدند و گفتند: 62 00:03:12,129 --> 00:03:14,370 تو به عنوان یک ولگرد بیچاره به سراغ ما آمدی 63 00:03:14,849 --> 00:03:16,849 ما پول بیشتری داریم 64 00:03:16,849 --> 00:03:18,610 و به آنچه رسیدم رسیدم 65 00:03:19,169 --> 00:03:21,969 سپس می خواهید با پول خود و خودتان بیرون بروید 66 00:03:22,370 --> 00:03:24,370 به خدا اینطور نخواهد بود 67 00:03:24,770 --> 00:03:26,770 سبحان الله 68 00:03:26,770 --> 00:03:28,289 پول آنها را ندزدیده است 69 00:03:28,289 --> 00:03:30,770 نه تقلب کردند و نه غصب کردند 70 00:03:31,250 --> 00:03:33,250 بلکه با عرق پیشانی اش کار می کرد 71 00:03:33,969 --> 00:03:35,969 و با این حال به او گفتند 72 00:03:36,449 --> 00:03:38,449 شما و پولتان هرگز تمام نمی شود 73 00:03:39,409 --> 00:03:41,409 صهیب به آنها گفت 74 00:03:41,729 --> 00:03:43,729 دیدی پولمو بهت دادم؟ 75 00:03:44,210 --> 00:03:46,210 اجازه میدی برم؟ 76 00:03:46,210 --> 00:03:47,409 گفتند بله 77 00:03:47,969 --> 00:03:51,490 گفت: پولم را به تو دادم. 78 00:03:52,400 --> 00:03:56,240 این موضوع به گوش رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید 79 00:03:57,039 --> 00:03:59,039 پس صهیب پیروز شد 80 00:03:59,599 --> 00:04:01,759 صهیب پیروز شد 81 00:04:02,000 --> 00:04:04,000 برخی از علما ذکر کردند 82 00:04:04,479 --> 00:04:06,479 این همان چیزی است که خداوند متعال می فرماید 83 00:04:07,039 --> 00:04:10,479 بعضی ها خودشان می خرند 84 00:04:10,479 --> 00:04:14,400 طلب رضای خدا 85 00:04:14,400 --> 00:04:18,720 به خدا سوگند با وجود ترس از بندگان 86 00:04:19,579 --> 00:04:23,420 درباره صهیب الرومی رضی الله عنه نازل شد 87 00:04:23,420 --> 00:04:26,579 گنجینه های بیوگرافی 88 00:04:30,860 --> 00:04:33,819 مهاجران به شهر 89 00:04:36,339 --> 00:04:39,060 از آل براء رضی الله عنه می فرماید: 90 00:04:39,060 --> 00:04:40,819 ابوبکر گفت 91 00:04:41,459 --> 00:04:45,139 پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت و من با او بودم 92 00:04:45,139 --> 00:04:48,100 تا اینکه شب به شهر آمدیم 93 00:04:48,100 --> 00:04:49,939 مردم با او اختلاف کردند 94 00:04:49,939 --> 00:04:51,779 کدام یک را باید پایین بیاورند؟ 95 00:04:52,259 --> 00:04:55,060 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 96 00:04:55,540 --> 00:04:58,740 امشب به سوی بنی النجار می آیم 97 00:04:58,740 --> 00:05:00,740 عموهای عبدالمطلب 98 00:05:00,899 --> 00:05:02,899 با این کار به آنها احترام بگذارید 99 00:05:03,379 --> 00:05:06,019 وقتی وارد شهر شدیم مردم رفتند 100 00:05:06,019 --> 00:05:09,540 در راه خانه ها، پسران و خدمتکاران 101 00:05:09,540 --> 00:05:10,980 می گویند 102 00:05:10,980 --> 00:05:12,660 خدا بزرگ است 103 00:05:12,660 --> 00:05:15,300 محمد رسول الله آمد 104 00:05:15,300 --> 00:05:16,980 خدا بزرگ است 105 00:05:16,980 --> 00:05:19,779 محمد رسول الله آمد 106 00:05:19,779 --> 00:05:22,350 شب را با بنی النجار گذراند 107 00:05:22,350 --> 00:05:24,189 وقتی شد 108 00:05:24,189 --> 00:05:27,389 او راه افتاد تا جایی که به او دستور داده شده بود فرود آمد 109 00:05:27,389 --> 00:05:29,149 البراء گفت 110 00:05:29,389 --> 00:05:32,829 او اولین مهاجری بود که نزد ما آمد 111 00:05:32,829 --> 00:05:34,829 مصعب بن عمیر 112 00:05:34,829 --> 00:05:36,189 پس به او گفتم 113 00:05:36,189 --> 00:05:38,189 رسول خدا چه کرد؟ 114 00:05:38,189 --> 00:05:39,470 و او گفت 115 00:05:39,470 --> 00:05:40,829 جای اوست 116 00:05:40,829 --> 00:05:43,389 و یارانش در ردپای من هستند 117 00:05:43,389 --> 00:05:47,069 سپس عمر بن ام مکتوم پس از او نزد ما آمد 118 00:05:47,069 --> 00:05:49,870 سپس به دنبال او عمار بن یاسر آمدند 119 00:05:49,870 --> 00:05:52,110 و سعد بن ابی القص 120 00:05:52,110 --> 00:05:55,149 عبدالله بن مسعود و بلال 121 00:05:55,149 --> 00:05:58,269 سپس عمر بن خطاب پس از آنان نزد ما آمد 122 00:05:58,269 --> 00:06:00,269 بیست مسافر 123 00:06:00,269 --> 00:06:02,829 سپس بعد از آنها رسول خدا نزد ما آمد 124 00:06:02,829 --> 00:06:04,829 خدا رحمتش کند و درود فرستد 125 00:06:04,829 --> 00:06:06,829 ابوبکر با او بود 126 00:06:06,829 --> 00:06:13,860 گنجینه های بیوگرافی 127 00:06:13,860 --> 00:06:16,579 حجره زینب دختر پیامبر 128 00:06:16,579 --> 00:06:21,730 خدا رحمتش کند و درود فرستد 129 00:06:21,730 --> 00:06:24,850 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 130 00:06:24,850 --> 00:06:26,850 زید بن حارثه 131 00:06:26,850 --> 00:06:28,850 برای من زینب را نمی آوری؟ 132 00:06:28,850 --> 00:06:30,850 گفت بله 133 00:06:30,850 --> 00:06:32,050 او گفت 134 00:06:32,050 --> 00:06:34,689 حلقه ام را بگیر و به او بده 135 00:06:34,689 --> 00:06:36,689 او همچنان مهربان بود 136 00:06:36,689 --> 00:06:38,689 تا اینکه چوپانی پیدا کرد 137 00:06:38,689 --> 00:06:40,689 و او گفت 138 00:06:40,689 --> 00:06:42,689 به چه کسی اهمیت می دهید؟ 139 00:06:42,689 --> 00:06:44,689 به ابوالعاص گفت 140 00:06:44,689 --> 00:06:46,689 گفت: این گوسفندان کیست؟ 141 00:06:46,689 --> 00:06:48,689 او گفت 142 00:06:48,689 --> 00:06:50,689 از زینب بنت محمد 143 00:06:50,689 --> 00:06:52,689 پس حلقه را به او داد 144 00:06:52,689 --> 00:06:54,689 تا اینکه شب شد 145 00:06:54,689 --> 00:06:56,689 بیرون رفتم سمتش 146 00:06:56,689 --> 00:06:58,689 بنابراین من حتی به دنبال او سوار شدم 147 00:06:58,689 --> 00:07:00,689 شهر آمد 148 00:07:00,689 --> 00:07:02,689 پیامبر صلی الله علیه و آله بود 149 00:07:02,689 --> 00:07:04,689 به او می گوید 150 00:07:04,689 --> 00:07:06,689 او بهترین دختر من است 151 00:07:06,689 --> 00:07:08,689 ویا مجروح شد 152 00:07:08,689 --> 00:07:11,300 گنجینه های بیوگرافی 153 00:07:11,300 --> 00:07:17,139 اتاق پیامبر 154 00:07:17,139 --> 00:07:19,139 خدا رحمتش کند و درود فرستد 155 00:07:19,139 --> 00:07:23,089 و در یک ماه 156 00:07:23,089 --> 00:07:25,089 صفر سال 157 00:07:25,089 --> 00:07:27,089 چهاردهمین ماموریت 158 00:07:27,089 --> 00:07:29,089 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 159 00:07:29,089 --> 00:07:31,089 مردم جمع شدند 160 00:07:31,089 --> 00:07:33,089 مکه در یک معامله بزرگ است 161 00:07:33,089 --> 00:07:35,089 دور هم جمع شدند 162 00:07:35,089 --> 00:07:37,250 هرگز و آن 163 00:07:37,250 --> 00:07:39,250 آنها در خانه سمینار جمع شدند 164 00:07:39,250 --> 00:07:41,250 و قرارداد بستند 165 00:07:41,250 --> 00:07:43,250 برای کشته شدن پیامبر صلی الله علیه و آله 166 00:07:43,250 --> 00:07:45,250 و این 167 00:07:45,250 --> 00:07:47,250 نظر نظر بود 168 00:07:47,250 --> 00:07:49,250 ابوجهل رئیس قریش است 169 00:07:49,250 --> 00:07:51,250 در آن زمان 170 00:07:51,250 --> 00:07:53,250 ابوجهل گفت 171 00:07:53,250 --> 00:07:55,250 به خدا من نظری در موردش دارم 172 00:07:55,250 --> 00:07:57,250 من نمی بینم که شما هنوز آن را امضا کرده اید 173 00:07:57,250 --> 00:07:59,250 گفتند 174 00:07:59,250 --> 00:08:01,250 ای ابوالحکم چیست؟ 175 00:08:01,250 --> 00:08:03,250 او گفت 176 00:08:03,250 --> 00:08:05,250 من فکر می کنم ما باید از هر قبیله ای بگیریم 177 00:08:05,250 --> 00:08:07,250 مرد جوان 178 00:08:07,250 --> 00:08:09,250 یک خویشاوند و واسطه در میان ما 179 00:08:09,250 --> 00:08:11,250 سپس به هر دختر می دهیم 180 00:08:11,250 --> 00:08:13,250 از آنها یک شمشیر سخت است 181 00:08:13,250 --> 00:08:15,250 سپس نزد او می روند 182 00:08:15,250 --> 00:08:17,250 با آن او را زدند 183 00:08:17,250 --> 00:08:19,250 یک مرد ضربه زد 184 00:08:19,250 --> 00:08:21,250 او را می کشند و ما از او استراحت می کنیم 185 00:08:21,250 --> 00:08:23,310 سپس آنها هستند 186 00:08:23,310 --> 00:08:25,310 آنها این کار را کردند 187 00:08:25,310 --> 00:08:27,310 خون او در تمام قبایل پخش شد 188 00:08:27,310 --> 00:08:29,310 او نتوانست 189 00:08:29,310 --> 00:08:31,310 بنی عبد مناف در جنگ با قوم خود 190 00:08:31,310 --> 00:08:33,309 همه 191 00:08:33,309 --> 00:08:35,309 با دلیل از ما فرستادند 192 00:08:35,309 --> 00:08:37,309 یعنی دیه 193 00:08:37,309 --> 00:08:39,500 بنابراین ما آن را برای آنها معنا کردیم 194 00:08:39,500 --> 00:08:41,500 بعد از این دیدار خطرناک 195 00:08:41,500 --> 00:08:43,500 خداوند متعال فرستاد 196 00:08:43,500 --> 00:08:45,500 جبرئیل علیه السلام 197 00:08:45,500 --> 00:08:47,500 و به پیامبر گفت 198 00:08:47,500 --> 00:08:49,500 خدا رحمتش کند و درود فرستد 199 00:08:49,500 --> 00:08:51,500 خداوند او را به هجرت فرمان می دهد 200 00:08:51,500 --> 00:08:53,500 پس پیامبر رفت 201 00:08:53,500 --> 00:08:55,500 در الحجره قبل از ظهر 202 00:08:55,500 --> 00:08:57,500 به ابوبکر صدیق 203 00:08:57,500 --> 00:08:59,500 خداوند از او راضی باشد 204 00:08:59,500 --> 00:09:01,500 تا مراحل هجرت را با او به پایان برسانند 205 00:09:01,500 --> 00:09:03,500 عایشه گفت 206 00:09:03,500 --> 00:09:05,500 در حالی که ما نشسته ایم 207 00:09:05,500 --> 00:09:07,500 در خانه ابوبکر 208 00:09:07,500 --> 00:09:09,500 در آخر ظهر 209 00:09:09,500 --> 00:09:11,500 شخصی به ابوبکر گفت 210 00:09:11,500 --> 00:09:13,500 این رسول خداست 211 00:09:13,500 --> 00:09:15,500 خدا رحمتش کند و درود فرستد 212 00:09:15,500 --> 00:09:17,500 و آن 213 00:09:17,500 --> 00:09:19,500 یک ساعت دیگر نبود 214 00:09:19,500 --> 00:09:21,500 به ما می رسد 215 00:09:21,500 --> 00:09:23,500 ابوبکر گفت 216 00:09:23,500 --> 00:09:25,500 پدر و مادرم فدای او باد 217 00:09:25,500 --> 00:09:27,500 به خدا او نیاورد 218 00:09:27,500 --> 00:09:29,500 فقط در این ساعت 219 00:09:29,500 --> 00:09:31,539 سپس رسول خدا آمد 220 00:09:31,539 --> 00:09:33,539 خدا رحمتش کند و درود فرستد 221 00:09:33,539 --> 00:09:35,539 پس اجازه خواست و اجازه گرفت 222 00:09:35,539 --> 00:09:37,539 پس وارد شد 223 00:09:37,539 --> 00:09:39,539 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 224 00:09:39,539 --> 00:09:41,539 توسط ابوبکر 225 00:09:41,539 --> 00:09:43,539 از آنجا برو بیرون 226 00:09:43,539 --> 00:09:45,539 ابوبکر گفت 227 00:09:45,539 --> 00:09:47,539 آنها به خاطر پدرم خانواده شما هستند 228 00:09:47,539 --> 00:09:49,539 تو ای رسول خدا 229 00:09:49,539 --> 00:09:51,539 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 230 00:09:51,539 --> 00:09:53,539 من دارم 231 00:09:53,539 --> 00:09:55,539 اجازه بده بیرون برم 232 00:09:55,539 --> 00:09:57,539 ابوبکر گفت 233 00:09:57,539 --> 00:09:59,539 همراهی با پدرم 234 00:09:59,539 --> 00:10:01,539 تو ای رسول خدا 235 00:10:01,539 --> 00:10:03,539 رسول خدا به او فرمود 236 00:10:03,539 --> 00:10:05,539 خدا رحمتش کند و درود فرستد 237 00:10:05,539 --> 00:10:07,539 بله 238 00:10:07,539 --> 00:10:09,539 پس پیامبر صلی الله علیه و آله ماند 239 00:10:09,539 --> 00:10:11,539 به تاریکی شب 240 00:10:11,539 --> 00:10:13,539 و اگر کفار مکه 241 00:10:13,539 --> 00:10:15,539 در درگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 242 00:10:15,539 --> 00:10:17,539 می خواهند او را بکشند 243 00:10:17,539 --> 00:10:19,539 اگر بیرون بیاید 244 00:10:19,539 --> 00:10:21,539 و خداوند در آن نازل کرد 245 00:10:21,539 --> 00:10:23,539 تبارک و تعالی 246 00:10:23,539 --> 00:10:25,539 و هنگامی که علیه شما نقشه کشید 247 00:10:25,539 --> 00:10:27,539 برای اثبات تو کافر شدند 248 00:10:27,539 --> 00:10:29,539 یا تو را می کشند 249 00:10:29,539 --> 00:10:31,539 یا شما را بیرون می آورند 250 00:10:31,539 --> 00:10:33,539 و توطئه می کنند 251 00:10:33,539 --> 00:10:35,539 و علیه خدا توطئه می کنند 252 00:10:35,539 --> 00:10:39,539 خداوند بهترین برنامه ریزان است 253 00:10:40,139 --> 00:10:42,139 این فریب آنهاست 254 00:10:42,139 --> 00:10:44,139 یعنی جمع شدند تا بکشند 255 00:10:44,139 --> 00:10:46,139 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 256 00:10:46,139 --> 00:10:48,139 و او را بکشند 257 00:10:48,139 --> 00:10:50,139 جوانی قوی تر 258 00:10:50,139 --> 00:10:52,139 خون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پراکنده می شود 259 00:10:52,139 --> 00:10:54,139 در قبایل 260 00:10:54,139 --> 00:10:56,139 سپس بنی عبد پذیرفتند 261 00:10:56,139 --> 00:10:58,139 دیه منافین 262 00:10:58,139 --> 00:11:00,139 و به فریب خدا بنگر 263 00:11:00,139 --> 00:11:02,139 تبارک و تعالی 264 00:11:02,139 --> 00:11:04,139 چگونه خدا آنها را آفریده است 265 00:11:04,139 --> 00:11:06,139 همانطور که خداوند متعال فرموده است 266 00:11:06,139 --> 00:11:08,139 دارن مکر میکنن 267 00:11:08,139 --> 00:11:10,139 کیدا 268 00:11:10,139 --> 00:11:12,139 و مطمئنا به اندازه کافی 269 00:11:12,139 --> 00:11:14,139 پس به کافران مهلت بده 270 00:11:14,139 --> 00:11:16,139 کمی به آنها زمان بدهید 271 00:11:16,139 --> 00:11:18,399 رسول خدا فرمود 272 00:11:18,399 --> 00:11:20,399 خدا رحمتش کند و درود فرستد 273 00:11:20,399 --> 00:11:22,399 شاید علی بن ابی طالب 274 00:11:22,399 --> 00:11:24,399 مادر روی تخت من 275 00:11:24,399 --> 00:11:26,399 و از سرما پوشیده شده است 276 00:11:26,399 --> 00:11:28,399 او به شما وفادار نخواهد بود 277 00:11:28,399 --> 00:11:30,399 چیزی که از آنها متنفر هستید 278 00:11:30,399 --> 00:11:32,399 این اطمینان بخش است 279 00:11:32,399 --> 00:11:34,399 از پیامبر صلی الله علیه و آله 280 00:11:34,399 --> 00:11:36,399 خداوند از او راضی باشد 281 00:11:36,399 --> 00:11:38,500 پیامبر نگه داشته است 282 00:11:38,500 --> 00:11:40,500 خدا رحمتش کند و درود فرستد 283 00:11:40,500 --> 00:11:42,500 علی در مکه 284 00:11:42,500 --> 00:11:44,500 تا زمان برگشت سپرده ها 285 00:11:44,500 --> 00:11:46,690 برای اهل مکه دارد 286 00:11:46,690 --> 00:11:48,690 ما می خواهیم به شما هشدار دهیم 287 00:11:48,690 --> 00:11:50,690 به دو چیز 288 00:11:50,690 --> 00:11:52,690 اولی 289 00:11:52,690 --> 00:11:54,690 که کفار مکه 290 00:11:54,690 --> 00:11:56,690 می گفتند 291 00:11:56,690 --> 00:11:58,690 از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 292 00:11:58,690 --> 00:12:00,690 دروغگو 293 00:12:00,690 --> 00:12:02,690 شعبده باز 294 00:12:02,690 --> 00:12:04,690 شاعر 295 00:12:04,690 --> 00:12:06,690 دیوانه 296 00:12:06,690 --> 00:12:08,690 و صفات دیگری که او را به آن متهم کردند 297 00:12:08,690 --> 00:12:10,690 و در این امر دروغگو هستند 298 00:12:10,690 --> 00:12:12,690 آنها آن را باور نمی کنند 299 00:12:12,690 --> 00:12:14,690 آنچه می گویند 300 00:12:14,690 --> 00:12:16,690 همانطور که آنها امانت خود را می گذاشتند 301 00:12:16,690 --> 00:12:18,690 با پیامبر صلی الله علیه و آله 302 00:12:18,690 --> 00:12:20,690 آیا جایز است؟ 303 00:12:20,690 --> 00:12:22,690 که به انسان عاقل می دهد 304 00:12:22,690 --> 00:12:24,690 صداقت برای یک مرد 305 00:12:24,690 --> 00:12:26,690 او فکر می کند دروغگو یا دیوانه است 306 00:12:26,690 --> 00:12:28,690 یا او یک شعبده باز است 307 00:12:28,690 --> 00:12:30,690 این کار هرگز قابل انجام نیست 308 00:12:30,690 --> 00:12:32,690 این نشان می دهد 309 00:12:32,690 --> 00:12:34,690 به او دروغ نمی گویند 310 00:12:34,690 --> 00:12:36,690 همانطور که خداوند تبارک و تعالی فرمود 311 00:12:36,690 --> 00:12:38,690 و الله اکبر آنها هستند 312 00:12:38,690 --> 00:12:40,690 آنها به شما دروغ نمی گویند 313 00:12:40,690 --> 00:12:42,690 اما ظالمان 314 00:12:42,690 --> 00:12:44,690 آیات خدا را انکار می کنند 315 00:12:44,690 --> 00:12:46,720 مورد دوم 316 00:12:46,720 --> 00:12:48,720 وفاداری پیامبر 317 00:12:48,720 --> 00:12:50,720 خدا رحمتش کند و درود فرستد 318 00:12:50,720 --> 00:12:52,720 وقتی می خواستند او را بکشند 319 00:12:52,720 --> 00:12:54,720 او نگفت 320 00:12:54,720 --> 00:12:56,720 من پول آنها را می گیرم زیرا 321 00:12:56,720 --> 00:12:58,720 می خواهند مرا بکشند 322 00:12:58,720 --> 00:13:00,720 من سزاوار آن هستم 323 00:13:00,720 --> 00:13:02,720 ایشان رضی الله عنه فرمودند 324 00:13:02,720 --> 00:13:04,720 صادق باشید 325 00:13:04,720 --> 00:13:06,720 به کسی که به تو امانت داد 326 00:13:06,720 --> 00:13:08,720 و به کسانی که به شما خیانت کردند خیانت مکن 327 00:13:08,720 --> 00:13:10,720 یعنی حتی اگر به او خیانت کرده باشد 328 00:13:10,720 --> 00:13:12,720 شما تقلب نمی کنید 329 00:13:12,720 --> 00:13:14,720 مؤمن هرگز خیانت نمی کند 330 00:13:14,720 --> 00:13:16,720 پس اخلاق مؤمن باقی می ماند 331 00:13:16,720 --> 00:13:18,720 بلند ایستاده و قابل مشاهده است 332 00:13:18,720 --> 00:13:20,720 حتی اگر خیانتکار باشد 333 00:13:20,720 --> 00:13:23,009 از خیانت کافران 334 00:13:23,009 --> 00:13:25,009 وقتی پیامبر تصمیم گرفت 335 00:13:25,009 --> 00:13:27,009 خدا رحمتش کند و درود فرستد 336 00:13:27,009 --> 00:13:29,009 تا خانه اش را ترک کند 337 00:13:29,009 --> 00:13:31,009 و آن مردان جوان قوی 338 00:13:31,009 --> 00:13:33,009 مبارزان منتظر او هستند 339 00:13:33,009 --> 00:13:35,009 دم در تا او را بکشند 340 00:13:35,009 --> 00:13:37,009 خدای متعال تحویل داد 341 00:13:37,009 --> 00:13:39,009 همشون باید بخوابن 342 00:13:39,009 --> 00:13:41,009 و نزد آنها رفت 343 00:13:41,009 --> 00:13:43,009 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 344 00:13:43,009 --> 00:13:45,009 و یک مشت بوتا برداشت 345 00:13:45,009 --> 00:13:47,009 بنابراین او شروع به ترک آن کرد 346 00:13:47,009 --> 00:13:49,009 روی سرشان 347 00:13:49,009 --> 00:13:51,009 خدا گرفته بود 348 00:13:51,009 --> 00:13:53,009 چشم آنها او را نمی بیند 349 00:13:53,009 --> 00:13:55,009 و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 350 00:13:55,009 --> 00:13:57,009 او تلاوت می کند 351 00:13:57,009 --> 00:13:59,009 و ما را در میان قرار دهد 352 00:13:59,009 --> 00:14:01,009 دستشان مسدود شده است 353 00:14:01,009 --> 00:14:03,009 پشت سر آنها یک سد است 354 00:14:03,009 --> 00:14:05,009 پس آنها را پوشاندیم و آنها فهمیدند 355 00:14:05,009 --> 00:14:07,100 آنها نمی بینند 356 00:14:07,100 --> 00:14:09,100 مردی از آنها باقی نماند 357 00:14:09,100 --> 00:14:11,100 جز مقام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 358 00:14:11,100 --> 00:14:13,100 روی سرش 359 00:14:13,100 --> 00:14:15,100 گرد و غبار 360 00:14:15,100 --> 00:14:17,100 به خانه ابوبکر رفت 361 00:14:17,100 --> 00:14:19,100 از خوخا بیرون آمد 362 00:14:19,100 --> 00:14:21,100 در خانه ابوبکر 363 00:14:21,100 --> 00:14:23,100 شب تا زمانی که به او رسید 364 00:14:23,100 --> 00:14:25,100 بغر ثور به سمت یمن 365 00:14:25,100 --> 00:14:27,100 او شاگرد ماند 366 00:14:27,100 --> 00:14:29,100 پیامبر صلی الله علیه و آله کشته شد 367 00:14:29,100 --> 00:14:31,100 ایستاده 368 00:14:31,100 --> 00:14:33,100 تا اینکه مردی نزد آنها آمد 369 00:14:33,100 --> 00:14:35,100 که با آنها نبود 370 00:14:35,100 --> 00:14:37,100 آنها را دم در دید 371 00:14:37,100 --> 00:14:39,100 بهشون گفت چیه؟ 372 00:14:39,100 --> 00:14:41,100 می گویند 373 00:14:41,100 --> 00:14:43,100 گفتند محمد 374 00:14:43,100 --> 00:14:45,100 گفت: شکست خوردی و شکست خوردی. 375 00:14:45,100 --> 00:14:47,100 خدا از تو بگذرد 376 00:14:47,100 --> 00:14:49,100 و خاک بر سرت 377 00:14:49,100 --> 00:14:51,100 خاک کن و برو 378 00:14:51,100 --> 00:14:53,100 برای نیازش 379 00:14:53,100 --> 00:14:55,100 دستشان را روی سرشان گذاشتند 380 00:14:55,100 --> 00:14:57,100 خاک پیدا کردند 381 00:14:57,100 --> 00:14:59,100 بنابراین او را تکان دادند 382 00:14:59,100 --> 00:15:01,100 و گفتند: سوگند 383 00:15:01,100 --> 00:15:03,100 چیزی که ما دیدیم 384 00:15:03,100 --> 00:15:05,100 سپس به داخل خانه نگاه کردند 385 00:15:05,100 --> 00:15:07,100 علی را دیدند 386 00:15:07,100 --> 00:15:09,100 به خدا سوگند محمد 387 00:15:09,100 --> 00:15:11,100 او خواب است 388 00:15:11,100 --> 00:15:13,100 آنها هم نرفتند 389 00:15:13,100 --> 00:15:15,100 تا اینکه شدند و علی قیام کرد 390 00:15:15,100 --> 00:15:17,100 در مورد تخت 391 00:15:17,100 --> 00:15:19,100 به دست آنها افتاد 392 00:15:19,100 --> 00:15:21,100 به او گفتند محمد کجاست؟ 393 00:15:21,100 --> 00:15:23,100 گفت نمی دانم 394 00:15:23,100 --> 00:15:25,299 و زمانی که بود 395 00:15:25,299 --> 00:15:27,299 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 396 00:15:27,299 --> 00:15:29,299 او آن قریش را می شناسد 397 00:15:29,299 --> 00:15:31,299 آن را در برنامه پیدا خواهید کرد 398 00:15:31,299 --> 00:15:33,299 و این راهی است که شما می روید 399 00:15:33,299 --> 00:15:35,299 شهر همان شهری است که باید به آن نگاه کرد 400 00:15:35,299 --> 00:15:37,299 درخشش او بود 401 00:15:37,299 --> 00:15:39,299 خدا رحمتش کند و درود فرستد 402 00:15:39,299 --> 00:15:41,299 تا مسیر دیگری را طی کند 403 00:15:41,299 --> 00:15:43,299 کاملا برعکس 404 00:15:43,299 --> 00:15:45,299 این جاده به یمن است 405 00:15:45,299 --> 00:15:47,299 پنج مایل پیاده روی کرد 406 00:15:47,299 --> 00:15:49,299 در جهت یمن 407 00:15:49,299 --> 00:15:51,299 و همه چشم ها و ذهن ها 408 00:15:51,299 --> 00:15:53,299 او می گوید که پیامبر 409 00:15:53,299 --> 00:15:55,299 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد. هجرت خواهد کرد 410 00:15:55,299 --> 00:15:57,299 به شهر 411 00:15:57,299 --> 00:15:59,299 و همینطور هم شد 412 00:15:59,299 --> 00:16:01,299 اما او می خواست کور شود 413 00:16:01,299 --> 00:16:03,299 این به آنها بستگی دارد 414 00:16:03,299 --> 00:16:05,299 و در جایی ماند 415 00:16:05,299 --> 00:16:07,299 به آن کوه ثور می گویند 416 00:16:07,299 --> 00:16:09,299 سه روز 417 00:16:09,299 --> 00:16:11,299 او وکتور راه می رفت 418 00:16:11,299 --> 00:16:13,299 به غار ثور 419 00:16:13,299 --> 00:16:15,299 روی نوک پاهایش 420 00:16:15,299 --> 00:16:17,299 چون جاده ناهموار بود 421 00:16:17,299 --> 00:16:19,299 پس پاهایش برهنه بود 422 00:16:19,299 --> 00:16:21,299 خدا رحمتش کند و درود فرستد 423 00:16:21,299 --> 00:16:23,299 و شروع به بدتر شدن کرد 424 00:16:23,299 --> 00:16:25,299 تا اینکه به غار رسید 425 00:16:25,299 --> 00:16:27,299 در بالای کوه 426 00:16:27,299 --> 00:16:29,299 و هنگامی که او تمام شد، آه، به غار 427 00:16:29,299 --> 00:16:31,299 ابوبکر گفت 428 00:16:31,299 --> 00:16:33,299 به خدا قسم دخالت نکن 429 00:16:33,299 --> 00:16:35,299 حتی رسول خدا 430 00:16:35,299 --> 00:16:37,299 آن را قبل از خود وارد کنید 431 00:16:37,299 --> 00:16:39,299 اگر چیزی در آن هست 432 00:16:39,299 --> 00:16:41,299 بدون تو به درد من خورد 433 00:16:41,299 --> 00:16:43,299 پس ابوبکر وارد شد و او را جارو کرد 434 00:16:43,299 --> 00:16:45,299 و او را در کنار خود پیدا کردند 435 00:16:45,299 --> 00:16:47,299 یک سوراخ و یک سوراخ 436 00:16:47,299 --> 00:16:49,299 روی آن را بپوشانید و با آن بپوشانید 437 00:16:49,299 --> 00:16:51,299 دو سوراخ دیگر باقی مانده است 438 00:16:51,299 --> 00:16:53,299 بالای آنها پاهای اوست 439 00:16:53,299 --> 00:16:55,299 سپس به رسول خدا گفت 440 00:16:55,299 --> 00:16:57,299 خدا رحمتش کند و درود فرستد 441 00:16:57,299 --> 00:16:59,299 بیا داخل 442 00:16:59,639 --> 00:17:01,460 تموم شد 443 00:17:01,460 --> 00:17:03,460 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 444 00:17:03,460 --> 00:17:05,940 و سرش را داخل کرد 445 00:17:05,940 --> 00:17:07,940 ابوبکر سنگ زد و به خواب رفت 446 00:17:07,940 --> 00:17:09,839 ابوبکر گزیده شد 447 00:17:09,839 --> 00:17:11,839 در پایش از لانه 448 00:17:11,839 --> 00:17:13,839 او تکان نخورد 449 00:17:13,839 --> 00:17:14,960 از ترس اینکه متوجه شود 450 00:17:14,960 --> 00:17:17,920 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 451 00:17:17,920 --> 00:17:19,920 بعد اشک ریخت 452 00:17:19,920 --> 00:17:21,920 از شدت درد روی صورتش 453 00:17:21,920 --> 00:17:23,920 رسولان صلی الله علیه و آله و سلم 454 00:17:23,920 --> 00:17:25,920 رسول خدا فرمود 455 00:17:25,920 --> 00:17:27,920 خدا رحمتش کند و درود فرستد 456 00:17:27,920 --> 00:17:31,839 گفت: نیش خوردم، مادر و پدرم فدای تو باد 457 00:17:31,839 --> 00:17:36,839 آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر محل گزنده ای تف کرد. 458 00:17:36,839 --> 00:17:39,839 بنابراین درد او برطرف شد 459 00:17:39,839 --> 00:17:44,059 این نیز دو چیز را به ما نشان می دهد 460 00:17:44,059 --> 00:17:45,059 اولین 461 00:17:45,059 --> 00:17:49,059 شدت محبت ایشان به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 462 00:17:49,059 --> 00:17:53,059 حتی گزیده می شود و تکان نمی خورد 463 00:17:53,059 --> 00:17:58,059 تا در هنگام خواب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آسیبی نرساند 464 00:17:58,059 --> 00:17:59,059 دوم 465 00:17:59,059 --> 00:18:03,059 برکت دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 466 00:18:03,059 --> 00:18:07,059 و چگونه روی زخمش تف می کند 467 00:18:07,059 --> 00:18:10,059 خداوند متعال آنچه را که می یابد از او دور کند 468 00:18:10,059 --> 00:18:13,319 سه شب در غار ماند 469 00:18:13,319 --> 00:18:18,319 جمعه شب، شنبه شب و یکشنبه شب 470 00:18:18,319 --> 00:18:22,319 عبدالله بن ابی بکر شب را با آنان سپری می کرد 471 00:18:22,319 --> 00:18:24,319 عایشه گفت 472 00:18:24,319 --> 00:18:27,319 او پسری جوان و تحصیل کرده است 473 00:18:27,319 --> 00:18:30,319 با جادو از آنها وارد می شود 474 00:18:30,319 --> 00:18:34,319 او در مکه با قریش خواهد بود، چنان که در آنجا ماند 475 00:18:34,319 --> 00:18:38,319 او چیزی را نمی شنود که برای آن تلاش کنند، مگر اینکه او بداند 476 00:18:38,319 --> 00:18:43,319 تا زمانی که تاریکی ها در هم می آمیزد، خبر آن به آنها می رسد 477 00:18:43,319 --> 00:18:47,319 عامر بن فهیره گوسفندان خود را بر آنها می چراند 478 00:18:47,319 --> 00:18:49,319 مولای ابوبکر 479 00:18:49,319 --> 00:18:53,319 وقتی یک ساعت بعد از شام تمام شد به آنها دلداری می دهد 480 00:18:53,319 --> 00:18:56,319 شب را در پیام رسان سپری کردند 481 00:18:56,319 --> 00:19:00,319 و هر یک از آن شب ها این کار را می کرد 482 00:19:00,319 --> 00:19:04,319 او از عبدالله بن ابی بکر پیروی می کرد 483 00:19:04,319 --> 00:19:07,319 داره برمیگرده و داره میره 484 00:19:07,319 --> 00:19:10,319 او با گوسفندان راه می رود تا جایی که رد پایش ناپدید می شود 485 00:19:10,319 --> 00:19:12,319 در مورد قریش 486 00:19:12,319 --> 00:19:15,319 وقتی برایش تایید شد دیوانه شد 487 00:19:15,319 --> 00:19:19,319 پیامبر صلی الله علیه و آله فرار کرد 488 00:19:19,319 --> 00:19:24,319 صبح شب قصد کشتن او را داشتند 489 00:19:24,319 --> 00:19:29,319 سعی کردند به علی بن ابی طالب رضی الله عنه آسیب برسانند و به او آسیب رساندند 490 00:19:29,319 --> 00:19:33,319 تا محل اقامت پیامبر صلی الله علیه و آله را به آنها بیاموزد 491 00:19:33,319 --> 00:19:36,319 چیزی به آنها یاد نداد 492 00:19:36,319 --> 00:19:38,319 حتی اگر از آن ناامید شوند 493 00:19:38,319 --> 00:19:42,319 ابوجهل به خانه ابوبکر صدیق رفت 494 00:19:42,319 --> 00:19:45,319 پس اسماء بنت ابی بکر نزد او رفت 495 00:19:45,319 --> 00:19:48,319 به او گفت: پدرت کجاست؟ 496 00:19:48,319 --> 00:19:50,319 او گفت من نمی دانم 497 00:19:50,319 --> 00:19:52,319 ابوجهل دستش را بلند کرد 498 00:19:52,319 --> 00:19:54,319 سیلی به گونه اش زد 499 00:19:54,319 --> 00:19:57,319 گوشواره هایش را برداشت 500 00:19:57,319 --> 00:19:59,319 قریش پاداش دادند 501 00:19:59,319 --> 00:20:01,319 ارزش آن صد شتر است 502 00:20:01,319 --> 00:20:06,319 برای هرکس که او را به جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم راهنمایی کند 503 00:20:06,319 --> 00:20:09,319 چه زنده باشد چه مرده 504 00:20:09,319 --> 00:20:11,319 سواره نظام و پیاده نظام پیدا کرد 505 00:20:11,319 --> 00:20:14,319 و قصاص اثر در طلب 506 00:20:14,319 --> 00:20:17,319 زیرا صد شتر چیز بزرگی است 507 00:20:17,319 --> 00:20:20,319 در کوه ها و دره ها پخش می شوند 508 00:20:20,319 --> 00:20:23,319 دنبال پیامبر صلی الله علیه و آله می گردند 509 00:20:23,319 --> 00:20:26,319 اما فایده ای نداشت 510 00:20:26,319 --> 00:20:29,410 گنجینه های بیوگرافی