WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.180
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.980 --> 00:00:06.740
گنجینه های زندگی نامه

00:00:09.470 --> 00:00:11.789
اتاق ابوسلمه

00:00:11.949 --> 00:00:13.949
خداوند از او راضی باشد

00:00:15.470 --> 00:00:17.949
مسلمانان شروع به مهاجرت کردند

00:00:18.190 --> 00:00:21.309
مشرکان سعی کردند از مهاجرت آنها جلوگیری کنند

00:00:21.629 --> 00:00:24.750
اولین نفر از مهاجران ابوسلمه بود

00:00:24.989 --> 00:00:28.309
یک سال قبل از عقبه بزرگ هجرت کرد

00:00:28.550 --> 00:00:33.229
همسرش ام سلمه و فرزندشان سلامه را با خود برد

00:00:33.710 --> 00:00:36.590
سپس همسرش نزد او آمدند و به او گفتند

00:00:37.070 --> 00:00:39.789
در مورد شما، ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم

00:00:40.270 --> 00:00:42.509
این دوستمونو دیدی؟

00:00:42.829 --> 00:00:46.109
همانطور که شما را در حال قدم زدن در کشور ترک می کنیم

00:00:46.509 --> 00:00:48.909
به خدا او را با شما دعوت نمی کنیم

00:00:49.310 --> 00:00:51.310
پس زنش را از او گرفتند

00:00:51.630 --> 00:00:57.070
خیلی طبیعی است که پسر کوچکش سلامه با مادرش برگشت

00:00:57.549 --> 00:00:59.549
خاندان ابوسلمه خشمگین شدند

00:00:59.789 --> 00:01:02.590
چگونه از یک مرد همسرش را می گیرید؟

00:01:02.909 --> 00:01:05.870
گفتند اگر این کار را بکنی

00:01:06.109 --> 00:01:08.109
ما پسرمان را می بریم

00:01:08.349 --> 00:01:10.349
پس سلمه را از مادرش گرفتند

00:01:10.829 --> 00:01:14.109
این خانواده کوچک پراکنده بودند

00:01:14.430 --> 00:01:16.430
ابوسلمه حجر

00:01:16.750 --> 00:01:19.230
ام سلمه را قومش گرفتند

00:01:19.549 --> 00:01:22.269
سلامه را مردم پدرش گرفتند

00:01:22.939 --> 00:01:25.980
ابوسلمه به تنهایی به مدینه مهاجرت کرد

00:01:26.620 --> 00:01:31.500
ام سلمه بود که شوهرش رفت و پسرش را از او گرفت

00:01:31.900 --> 00:01:35.659
به الابطح می رود و تا شام گریه می کند

00:01:36.060 --> 00:01:39.019
این یک سال تمام ادامه یافت

00:01:39.340 --> 00:01:42.379
او برای از دست دادن پسر و شوهرش گریه می کند

00:01:42.939 --> 00:01:45.739
هیچکس از او و خانواده اش جدا نشد و نگفت

00:01:46.140 --> 00:01:48.700
این زن بیچاره را بیرون نمی آوری؟

00:01:49.099 --> 00:01:52.939
او را از شوهر و فرزندش جدا کردی

00:01:53.500 --> 00:01:54.700
به او گفتند

00:01:55.099 --> 00:01:57.579
اگر خواستی شوهرت را بیاور

00:01:58.060 --> 00:02:00.060
پس نزد خانواده شوهرش رفت

00:02:00.299 --> 00:02:02.299
پس پسرش را به او دادند

00:02:02.700 --> 00:02:05.739
سپس پشت سر شوهرش به مدینه هجرت کرد

00:02:06.140 --> 00:02:08.139
اما وقتی بیرون آمد

00:02:08.379 --> 00:02:10.379
کسی با او نبود

00:02:10.699 --> 00:02:13.659
در راه عثمان بن طلحه با او ملاقات کرد

00:02:14.139 --> 00:02:16.139
بعد از اینکه از وضعیت او خبر داشت

00:02:16.460 --> 00:02:18.860
شیعیانش در راه رفتن با او همگام هستند

00:02:19.259 --> 00:02:21.580
تا اینکه به شهر رسید

00:02:21.580 --> 00:02:23.259
او مشرک است

00:02:23.659 --> 00:02:25.659
اما اخلاق اعراب است

00:02:26.460 --> 00:02:29.180
وقتی به شهر رسید گفت:

00:02:29.580 --> 00:02:31.580
شوهرت تو این روستا هست

00:02:32.060 --> 00:02:34.379
با برکت خدا وارد آن شوید

00:02:34.860 --> 00:02:36.860
سپس عازم مکه شد

00:02:37.520 --> 00:02:40.159
این عکس مهاجران است

00:02:40.719 --> 00:02:42.719
وقتی رفتند چه رنجی کشیدند؟

00:02:42.719 --> 00:02:44.960
از مکه تا مدینه

00:02:46.449 --> 00:02:51.300
گنجینه های بیوگرافی

00:02:51.620 --> 00:02:54.099
هجرت صهیب الرومی

00:02:54.580 --> 00:02:56.580
خداوند از او راضی باشد

00:02:58.740 --> 00:02:59.939
اسلم صهیب

00:03:00.419 --> 00:03:03.139
مدتی در مکه ماند

00:03:03.620 --> 00:03:06.340
سپس تصمیم گرفت به مدینه هجرت کند

00:03:06.770 --> 00:03:08.770
زمانی که می خواست مهاجرت کند

00:03:09.090 --> 00:03:11.569
کفار مکه نزد او آمدند و گفتند:

00:03:12.129 --> 00:03:14.370
تو به عنوان یک ولگرد بیچاره به سراغ ما آمدی

00:03:14.849 --> 00:03:16.849
ما پول بیشتری داریم

00:03:16.849 --> 00:03:18.610
و به آنچه رسیدم رسیدم

00:03:19.169 --> 00:03:21.969
سپس می خواهید با پول خود و خودتان بیرون بروید

00:03:22.370 --> 00:03:24.370
به خدا اینطور نخواهد بود

00:03:24.770 --> 00:03:26.770
سبحان الله

00:03:26.770 --> 00:03:28.289
پول آنها را ندزدیده است

00:03:28.289 --> 00:03:30.770
نه تقلب کردند و نه غصب کردند

00:03:31.250 --> 00:03:33.250
بلکه با عرق پیشانی اش کار می کرد

00:03:33.969 --> 00:03:35.969
و با این حال به او گفتند

00:03:36.449 --> 00:03:38.449
شما و پولتان هرگز تمام نمی شود

00:03:39.409 --> 00:03:41.409
صهیب به آنها گفت

00:03:41.729 --> 00:03:43.729
دیدی پولمو بهت دادم؟

00:03:44.210 --> 00:03:46.210
اجازه میدی برم؟

00:03:46.210 --> 00:03:47.409
گفتند بله

00:03:47.969 --> 00:03:51.490
گفت: پولم را به تو دادم.

00:03:52.400 --> 00:03:56.240
این موضوع به گوش رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید

00:03:57.039 --> 00:03:59.039
پس صهیب پیروز شد

00:03:59.599 --> 00:04:01.759
صهیب پیروز شد

00:04:02.000 --> 00:04:04.000
برخی از علما ذکر کردند

00:04:04.479 --> 00:04:06.479
این همان چیزی است که خداوند متعال می فرماید

00:04:07.039 --> 00:04:10.479
بعضی ها خودشان می خرند

00:04:10.479 --> 00:04:14.400
طلب رضای خدا

00:04:14.400 --> 00:04:18.720
به خدا سوگند با وجود ترس از بندگان

00:04:19.579 --> 00:04:23.420
درباره صهیب الرومی رضی الله عنه نازل شد

00:04:23.420 --> 00:04:26.579
گنجینه های بیوگرافی

00:04:30.860 --> 00:04:33.819
مهاجران به شهر

00:04:36.339 --> 00:04:39.060
از آل براء رضی الله عنه می فرماید:

00:04:39.060 --> 00:04:40.819
ابوبکر گفت

00:04:41.459 --> 00:04:45.139
پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت و من با او بودم

00:04:45.139 --> 00:04:48.100
تا اینکه شب به شهر آمدیم

00:04:48.100 --> 00:04:49.939
مردم با او اختلاف کردند

00:04:49.939 --> 00:04:51.779
کدام یک را باید پایین بیاورند؟

00:04:52.259 --> 00:04:55.060
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:04:55.540 --> 00:04:58.740
امشب به سوی بنی النجار می آیم

00:04:58.740 --> 00:05:00.740
عموهای عبدالمطلب

00:05:00.899 --> 00:05:02.899
با این کار به آنها احترام بگذارید

00:05:03.379 --> 00:05:06.019
وقتی وارد شهر شدیم مردم رفتند

00:05:06.019 --> 00:05:09.540
در راه خانه ها، پسران و خدمتکاران

00:05:09.540 --> 00:05:10.980
می گویند

00:05:10.980 --> 00:05:12.660
خدا بزرگ است

00:05:12.660 --> 00:05:15.300
محمد رسول الله آمد

00:05:15.300 --> 00:05:16.980
خدا بزرگ است

00:05:16.980 --> 00:05:19.779
محمد رسول الله آمد

00:05:19.779 --> 00:05:22.350
شب را با بنی النجار گذراند

00:05:22.350 --> 00:05:24.189
وقتی شد

00:05:24.189 --> 00:05:27.389
او راه افتاد تا جایی که به او دستور داده شده بود فرود آمد

00:05:27.389 --> 00:05:29.149
البراء گفت

00:05:29.389 --> 00:05:32.829
او اولین مهاجری بود که نزد ما آمد

00:05:32.829 --> 00:05:34.829
مصعب بن عمیر

00:05:34.829 --> 00:05:36.189
پس به او گفتم

00:05:36.189 --> 00:05:38.189
رسول خدا چه کرد؟

00:05:38.189 --> 00:05:39.470
و او گفت

00:05:39.470 --> 00:05:40.829
جای اوست

00:05:40.829 --> 00:05:43.389
و یارانش در ردپای من هستند

00:05:43.389 --> 00:05:47.069
سپس عمر بن ام مکتوم پس از او نزد ما آمد

00:05:47.069 --> 00:05:49.870
سپس به دنبال او عمار بن یاسر آمدند

00:05:49.870 --> 00:05:52.110
و سعد بن ابی القص

00:05:52.110 --> 00:05:55.149
عبدالله بن مسعود و بلال

00:05:55.149 --> 00:05:58.269
سپس عمر بن خطاب پس از آنان نزد ما آمد

00:05:58.269 --> 00:06:00.269
بیست مسافر

00:06:00.269 --> 00:06:02.829
سپس بعد از آنها رسول خدا نزد ما آمد

00:06:02.829 --> 00:06:04.829
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:06:04.829 --> 00:06:06.829
ابوبکر با او بود

00:06:06.829 --> 00:06:13.860
گنجینه های بیوگرافی

00:06:13.860 --> 00:06:16.579
حجره زینب دختر پیامبر

00:06:16.579 --> 00:06:21.730
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:06:21.730 --> 00:06:24.850
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:06:24.850 --> 00:06:26.850
زید بن حارثه

00:06:26.850 --> 00:06:28.850
برای من زینب را نمی آوری؟

00:06:28.850 --> 00:06:30.850
گفت بله

00:06:30.850 --> 00:06:32.050
او گفت

00:06:32.050 --> 00:06:34.689
حلقه ام را بگیر و به او بده

00:06:34.689 --> 00:06:36.689
او همچنان مهربان بود

00:06:36.689 --> 00:06:38.689
تا اینکه چوپانی پیدا کرد

00:06:38.689 --> 00:06:40.689
و او گفت

00:06:40.689 --> 00:06:42.689
به چه کسی اهمیت می دهید؟

00:06:42.689 --> 00:06:44.689
به ابوالعاص گفت

00:06:44.689 --> 00:06:46.689
گفت: این گوسفندان کیست؟

00:06:46.689 --> 00:06:48.689
او گفت

00:06:48.689 --> 00:06:50.689
از زینب بنت محمد

00:06:50.689 --> 00:06:52.689
پس حلقه را به او داد

00:06:52.689 --> 00:06:54.689
تا اینکه شب شد

00:06:54.689 --> 00:06:56.689
بیرون رفتم سمتش

00:06:56.689 --> 00:06:58.689
بنابراین من حتی به دنبال او سوار شدم

00:06:58.689 --> 00:07:00.689
شهر آمد

00:07:00.689 --> 00:07:02.689
پیامبر صلی الله علیه و آله بود

00:07:02.689 --> 00:07:04.689
به او می گوید

00:07:04.689 --> 00:07:06.689
او بهترین دختر من است

00:07:06.689 --> 00:07:08.689
ویا مجروح شد

00:07:08.689 --> 00:07:11.300
گنجینه های بیوگرافی

00:07:11.300 --> 00:07:17.139
اتاق پیامبر

00:07:17.139 --> 00:07:19.139
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:07:19.139 --> 00:07:23.089
و در یک ماه

00:07:23.089 --> 00:07:25.089
صفر سال

00:07:25.089 --> 00:07:27.089
چهاردهمین ماموریت

00:07:27.089 --> 00:07:29.089
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:07:29.089 --> 00:07:31.089
مردم جمع شدند

00:07:31.089 --> 00:07:33.089
مکه در یک معامله بزرگ است

00:07:33.089 --> 00:07:35.089
دور هم جمع شدند

00:07:35.089 --> 00:07:37.250
هرگز و آن

00:07:37.250 --> 00:07:39.250
آنها در خانه سمینار جمع شدند

00:07:39.250 --> 00:07:41.250
و قرارداد بستند

00:07:41.250 --> 00:07:43.250
برای کشته شدن پیامبر صلی الله علیه و آله

00:07:43.250 --> 00:07:45.250
و این

00:07:45.250 --> 00:07:47.250
نظر نظر بود

00:07:47.250 --> 00:07:49.250
ابوجهل رئیس قریش است

00:07:49.250 --> 00:07:51.250
در آن زمان

00:07:51.250 --> 00:07:53.250
ابوجهل گفت

00:07:53.250 --> 00:07:55.250
به خدا من نظری در موردش دارم

00:07:55.250 --> 00:07:57.250
من نمی بینم که شما هنوز آن را امضا کرده اید

00:07:57.250 --> 00:07:59.250
گفتند

00:07:59.250 --> 00:08:01.250
ای ابوالحکم چیست؟

00:08:01.250 --> 00:08:03.250
او گفت

00:08:03.250 --> 00:08:05.250
من فکر می کنم ما باید از هر قبیله ای بگیریم

00:08:05.250 --> 00:08:07.250
مرد جوان

00:08:07.250 --> 00:08:09.250
یک خویشاوند و واسطه در میان ما

00:08:09.250 --> 00:08:11.250
سپس به هر دختر می دهیم

00:08:11.250 --> 00:08:13.250
از آنها یک شمشیر سخت است

00:08:13.250 --> 00:08:15.250
سپس نزد او می روند

00:08:15.250 --> 00:08:17.250
با آن او را زدند

00:08:17.250 --> 00:08:19.250
یک مرد ضربه زد

00:08:19.250 --> 00:08:21.250
او را می کشند و ما از او استراحت می کنیم

00:08:21.250 --> 00:08:23.310
سپس آنها هستند

00:08:23.310 --> 00:08:25.310
آنها این کار را کردند

00:08:25.310 --> 00:08:27.310
خون او در تمام قبایل پخش شد

00:08:27.310 --> 00:08:29.310
او نتوانست

00:08:29.310 --> 00:08:31.310
بنی عبد مناف در جنگ با قوم خود

00:08:31.310 --> 00:08:33.309
همه

00:08:33.309 --> 00:08:35.309
با دلیل از ما فرستادند

00:08:35.309 --> 00:08:37.309
یعنی دیه

00:08:37.309 --> 00:08:39.500
بنابراین ما آن را برای آنها معنا کردیم

00:08:39.500 --> 00:08:41.500
بعد از این دیدار خطرناک

00:08:41.500 --> 00:08:43.500
خداوند متعال فرستاد

00:08:43.500 --> 00:08:45.500
جبرئیل علیه السلام

00:08:45.500 --> 00:08:47.500
و به پیامبر گفت

00:08:47.500 --> 00:08:49.500
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:08:49.500 --> 00:08:51.500
خداوند او را به هجرت فرمان می دهد

00:08:51.500 --> 00:08:53.500
پس پیامبر رفت

00:08:53.500 --> 00:08:55.500
در الحجره قبل از ظهر

00:08:55.500 --> 00:08:57.500
به ابوبکر صدیق

00:08:57.500 --> 00:08:59.500
خداوند از او راضی باشد

00:08:59.500 --> 00:09:01.500
تا مراحل هجرت را با او به پایان برسانند

00:09:01.500 --> 00:09:03.500
عایشه گفت

00:09:03.500 --> 00:09:05.500
در حالی که ما نشسته ایم

00:09:05.500 --> 00:09:07.500
در خانه ابوبکر

00:09:07.500 --> 00:09:09.500
در آخر ظهر

00:09:09.500 --> 00:09:11.500
شخصی به ابوبکر گفت

00:09:11.500 --> 00:09:13.500
این رسول خداست

00:09:13.500 --> 00:09:15.500
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:09:15.500 --> 00:09:17.500
و آن

00:09:17.500 --> 00:09:19.500
یک ساعت دیگر نبود

00:09:19.500 --> 00:09:21.500
به ما می رسد

00:09:21.500 --> 00:09:23.500
ابوبکر گفت

00:09:23.500 --> 00:09:25.500
پدر و مادرم فدای او باد

00:09:25.500 --> 00:09:27.500
به خدا او نیاورد

00:09:27.500 --> 00:09:29.500
فقط در این ساعت

00:09:29.500 --> 00:09:31.539
سپس رسول خدا آمد

00:09:31.539 --> 00:09:33.539
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:09:33.539 --> 00:09:35.539
پس اجازه خواست و اجازه گرفت

00:09:35.539 --> 00:09:37.539
پس وارد شد

00:09:37.539 --> 00:09:39.539
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:09:39.539 --> 00:09:41.539
توسط ابوبکر

00:09:41.539 --> 00:09:43.539
از آنجا برو بیرون

00:09:43.539 --> 00:09:45.539
ابوبکر گفت

00:09:45.539 --> 00:09:47.539
آنها به خاطر پدرم خانواده شما هستند

00:09:47.539 --> 00:09:49.539
تو ای رسول خدا

00:09:49.539 --> 00:09:51.539
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:09:51.539 --> 00:09:53.539
من دارم

00:09:53.539 --> 00:09:55.539
اجازه بده بیرون برم

00:09:55.539 --> 00:09:57.539
ابوبکر گفت

00:09:57.539 --> 00:09:59.539
همراهی با پدرم

00:09:59.539 --> 00:10:01.539
تو ای رسول خدا

00:10:01.539 --> 00:10:03.539
رسول خدا به او فرمود

00:10:03.539 --> 00:10:05.539
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:10:05.539 --> 00:10:07.539
بله

00:10:07.539 --> 00:10:09.539
پس پیامبر صلی الله علیه و آله ماند

00:10:09.539 --> 00:10:11.539
به تاریکی شب

00:10:11.539 --> 00:10:13.539
و اگر کفار مکه

00:10:13.539 --> 00:10:15.539
در درگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:10:15.539 --> 00:10:17.539
می خواهند او را بکشند

00:10:17.539 --> 00:10:19.539
اگر بیرون بیاید

00:10:19.539 --> 00:10:21.539
و خداوند در آن نازل کرد

00:10:21.539 --> 00:10:23.539
تبارک و تعالی

00:10:23.539 --> 00:10:25.539
و هنگامی که علیه شما نقشه کشید

00:10:25.539 --> 00:10:27.539
برای اثبات تو کافر شدند

00:10:27.539 --> 00:10:29.539
یا تو را می کشند

00:10:29.539 --> 00:10:31.539
یا شما را بیرون می آورند

00:10:31.539 --> 00:10:33.539
و توطئه می کنند

00:10:33.539 --> 00:10:35.539
و علیه خدا توطئه می کنند

00:10:35.539 --> 00:10:39.539
خداوند بهترین برنامه ریزان است

00:10:40.139 --> 00:10:42.139
این فریب آنهاست

00:10:42.139 --> 00:10:44.139
یعنی جمع شدند تا بکشند

00:10:44.139 --> 00:10:46.139
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:10:46.139 --> 00:10:48.139
و او را بکشند

00:10:48.139 --> 00:10:50.139
جوانی قوی تر

00:10:50.139 --> 00:10:52.139
خون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پراکنده می شود

00:10:52.139 --> 00:10:54.139
در قبایل

00:10:54.139 --> 00:10:56.139
سپس بنی عبد پذیرفتند

00:10:56.139 --> 00:10:58.139
دیه منافین

00:10:58.139 --> 00:11:00.139
و به فریب خدا بنگر

00:11:00.139 --> 00:11:02.139
تبارک و تعالی

00:11:02.139 --> 00:11:04.139
چگونه خدا آنها را آفریده است

00:11:04.139 --> 00:11:06.139
همانطور که خداوند متعال فرموده است

00:11:06.139 --> 00:11:08.139
دارن مکر میکنن

00:11:08.139 --> 00:11:10.139
کیدا

00:11:10.139 --> 00:11:12.139
و مطمئنا به اندازه کافی

00:11:12.139 --> 00:11:14.139
پس به کافران مهلت بده

00:11:14.139 --> 00:11:16.139
کمی به آنها زمان بدهید

00:11:16.139 --> 00:11:18.399
رسول خدا فرمود

00:11:18.399 --> 00:11:20.399
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:11:20.399 --> 00:11:22.399
شاید علی بن ابی طالب

00:11:22.399 --> 00:11:24.399
مادر روی تخت من

00:11:24.399 --> 00:11:26.399
و از سرما پوشیده شده است

00:11:26.399 --> 00:11:28.399
او به شما وفادار نخواهد بود

00:11:28.399 --> 00:11:30.399
چیزی که از آنها متنفر هستید

00:11:30.399 --> 00:11:32.399
این اطمینان بخش است

00:11:32.399 --> 00:11:34.399
از پیامبر صلی الله علیه و آله

00:11:34.399 --> 00:11:36.399
خداوند از او راضی باشد

00:11:36.399 --> 00:11:38.500
پیامبر نگه داشته است

00:11:38.500 --> 00:11:40.500
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:11:40.500 --> 00:11:42.500
علی در مکه

00:11:42.500 --> 00:11:44.500
تا زمان برگشت سپرده ها

00:11:44.500 --> 00:11:46.690
برای اهل مکه دارد

00:11:46.690 --> 00:11:48.690
ما می خواهیم به شما هشدار دهیم

00:11:48.690 --> 00:11:50.690
به دو چیز

00:11:50.690 --> 00:11:52.690
اولی

00:11:52.690 --> 00:11:54.690
که کفار مکه

00:11:54.690 --> 00:11:56.690
می گفتند

00:11:56.690 --> 00:11:58.690
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:11:58.690 --> 00:12:00.690
دروغگو

00:12:00.690 --> 00:12:02.690
شعبده باز

00:12:02.690 --> 00:12:04.690
شاعر

00:12:04.690 --> 00:12:06.690
دیوانه

00:12:06.690 --> 00:12:08.690
و صفات دیگری که او را به آن متهم کردند

00:12:08.690 --> 00:12:10.690
و در این امر دروغگو هستند

00:12:10.690 --> 00:12:12.690
آنها آن را باور نمی کنند

00:12:12.690 --> 00:12:14.690
آنچه می گویند

00:12:14.690 --> 00:12:16.690
همانطور که آنها امانت خود را می گذاشتند

00:12:16.690 --> 00:12:18.690
با پیامبر صلی الله علیه و آله

00:12:18.690 --> 00:12:20.690
آیا جایز است؟

00:12:20.690 --> 00:12:22.690
که به انسان عاقل می دهد

00:12:22.690 --> 00:12:24.690
صداقت برای یک مرد

00:12:24.690 --> 00:12:26.690
او فکر می کند دروغگو یا دیوانه است

00:12:26.690 --> 00:12:28.690
یا او یک شعبده باز است

00:12:28.690 --> 00:12:30.690
این کار هرگز قابل انجام نیست

00:12:30.690 --> 00:12:32.690
این نشان می دهد

00:12:32.690 --> 00:12:34.690
به او دروغ نمی گویند

00:12:34.690 --> 00:12:36.690
همانطور که خداوند تبارک و تعالی فرمود

00:12:36.690 --> 00:12:38.690
و الله اکبر آنها هستند

00:12:38.690 --> 00:12:40.690
آنها به شما دروغ نمی گویند

00:12:40.690 --> 00:12:42.690
اما ظالمان

00:12:42.690 --> 00:12:44.690
آیات خدا را انکار می کنند

00:12:44.690 --> 00:12:46.720
مورد دوم

00:12:46.720 --> 00:12:48.720
وفاداری پیامبر

00:12:48.720 --> 00:12:50.720
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:12:50.720 --> 00:12:52.720
وقتی می خواستند او را بکشند

00:12:52.720 --> 00:12:54.720
او نگفت

00:12:54.720 --> 00:12:56.720
من پول آنها را می گیرم زیرا

00:12:56.720 --> 00:12:58.720
می خواهند مرا بکشند

00:12:58.720 --> 00:13:00.720
من سزاوار آن هستم

00:13:00.720 --> 00:13:02.720
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:13:02.720 --> 00:13:04.720
صادق باشید

00:13:04.720 --> 00:13:06.720
به کسی که به تو امانت داد

00:13:06.720 --> 00:13:08.720
و به کسانی که به شما خیانت کردند خیانت مکن

00:13:08.720 --> 00:13:10.720
یعنی حتی اگر به او خیانت کرده باشد

00:13:10.720 --> 00:13:12.720
شما تقلب نمی کنید

00:13:12.720 --> 00:13:14.720
مؤمن هرگز خیانت نمی کند

00:13:14.720 --> 00:13:16.720
پس اخلاق مؤمن باقی می ماند

00:13:16.720 --> 00:13:18.720
بلند ایستاده و قابل مشاهده است

00:13:18.720 --> 00:13:20.720
حتی اگر خیانتکار باشد

00:13:20.720 --> 00:13:23.009
از خیانت کافران

00:13:23.009 --> 00:13:25.009
وقتی پیامبر تصمیم گرفت

00:13:25.009 --> 00:13:27.009
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:13:27.009 --> 00:13:29.009
تا خانه اش را ترک کند

00:13:29.009 --> 00:13:31.009
و آن مردان جوان قوی

00:13:31.009 --> 00:13:33.009
مبارزان منتظر او هستند

00:13:33.009 --> 00:13:35.009
دم در تا او را بکشند

00:13:35.009 --> 00:13:37.009
خدای متعال تحویل داد

00:13:37.009 --> 00:13:39.009
همشون باید بخوابن

00:13:39.009 --> 00:13:41.009
و نزد آنها رفت

00:13:41.009 --> 00:13:43.009
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:13:43.009 --> 00:13:45.009
و یک مشت بوتا برداشت

00:13:45.009 --> 00:13:47.009
بنابراین او شروع به ترک آن کرد

00:13:47.009 --> 00:13:49.009
روی سرشان

00:13:49.009 --> 00:13:51.009
خدا گرفته بود

00:13:51.009 --> 00:13:53.009
چشم آنها او را نمی بیند

00:13:53.009 --> 00:13:55.009
و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:13:55.009 --> 00:13:57.009
او تلاوت می کند

00:13:57.009 --> 00:13:59.009
و ما را در میان قرار دهد

00:13:59.009 --> 00:14:01.009
دستشان مسدود شده است

00:14:01.009 --> 00:14:03.009
پشت سر آنها یک سد است

00:14:03.009 --> 00:14:05.009
پس آنها را پوشاندیم و آنها فهمیدند

00:14:05.009 --> 00:14:07.100
آنها نمی بینند

00:14:07.100 --> 00:14:09.100
مردی از آنها باقی نماند

00:14:09.100 --> 00:14:11.100
جز مقام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:14:11.100 --> 00:14:13.100
روی سرش

00:14:13.100 --> 00:14:15.100
گرد و غبار

00:14:15.100 --> 00:14:17.100
به خانه ابوبکر رفت

00:14:17.100 --> 00:14:19.100
از خوخا بیرون آمد

00:14:19.100 --> 00:14:21.100
در خانه ابوبکر

00:14:21.100 --> 00:14:23.100
شب تا زمانی که به او رسید

00:14:23.100 --> 00:14:25.100
بغر ثور به سمت یمن

00:14:25.100 --> 00:14:27.100
او شاگرد ماند

00:14:27.100 --> 00:14:29.100
پیامبر صلی الله علیه و آله کشته شد

00:14:29.100 --> 00:14:31.100
ایستاده

00:14:31.100 --> 00:14:33.100
تا اینکه مردی نزد آنها آمد

00:14:33.100 --> 00:14:35.100
که با آنها نبود

00:14:35.100 --> 00:14:37.100
آنها را دم در دید

00:14:37.100 --> 00:14:39.100
بهشون گفت چیه؟

00:14:39.100 --> 00:14:41.100
می گویند

00:14:41.100 --> 00:14:43.100
گفتند محمد

00:14:43.100 --> 00:14:45.100
گفت: شکست خوردی و شکست خوردی.

00:14:45.100 --> 00:14:47.100
خدا از تو بگذرد

00:14:47.100 --> 00:14:49.100
و خاک بر سرت

00:14:49.100 --> 00:14:51.100
خاک کن و برو

00:14:51.100 --> 00:14:53.100
برای نیازش

00:14:53.100 --> 00:14:55.100
دستشان را روی سرشان گذاشتند

00:14:55.100 --> 00:14:57.100
خاک پیدا کردند

00:14:57.100 --> 00:14:59.100
بنابراین او را تکان دادند

00:14:59.100 --> 00:15:01.100
و گفتند: سوگند

00:15:01.100 --> 00:15:03.100
چیزی که ما دیدیم

00:15:03.100 --> 00:15:05.100
سپس به داخل خانه نگاه کردند

00:15:05.100 --> 00:15:07.100
علی را دیدند

00:15:07.100 --> 00:15:09.100
به خدا سوگند محمد

00:15:09.100 --> 00:15:11.100
او خواب است

00:15:11.100 --> 00:15:13.100
آنها هم نرفتند

00:15:13.100 --> 00:15:15.100
تا اینکه شدند و علی قیام کرد

00:15:15.100 --> 00:15:17.100
در مورد تخت

00:15:17.100 --> 00:15:19.100
به دست آنها افتاد

00:15:19.100 --> 00:15:21.100
به او گفتند محمد کجاست؟

00:15:21.100 --> 00:15:23.100
گفت نمی دانم

00:15:23.100 --> 00:15:25.299
و زمانی که بود

00:15:25.299 --> 00:15:27.299
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:15:27.299 --> 00:15:29.299
او آن قریش را می شناسد

00:15:29.299 --> 00:15:31.299
آن را در برنامه پیدا خواهید کرد

00:15:31.299 --> 00:15:33.299
و این راهی است که شما می روید

00:15:33.299 --> 00:15:35.299
شهر همان شهری است که باید به آن نگاه کرد

00:15:35.299 --> 00:15:37.299
درخشش او بود

00:15:37.299 --> 00:15:39.299
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:15:39.299 --> 00:15:41.299
تا مسیر دیگری را طی کند

00:15:41.299 --> 00:15:43.299
کاملا برعکس

00:15:43.299 --> 00:15:45.299
این جاده به یمن است

00:15:45.299 --> 00:15:47.299
پنج مایل پیاده روی کرد

00:15:47.299 --> 00:15:49.299
در جهت یمن

00:15:49.299 --> 00:15:51.299
و همه چشم ها و ذهن ها

00:15:51.299 --> 00:15:53.299
او می گوید که پیامبر

00:15:53.299 --> 00:15:55.299
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد. هجرت خواهد کرد

00:15:55.299 --> 00:15:57.299
به شهر

00:15:57.299 --> 00:15:59.299
و همینطور هم شد

00:15:59.299 --> 00:16:01.299
اما او می خواست کور شود

00:16:01.299 --> 00:16:03.299
این به آنها بستگی دارد

00:16:03.299 --> 00:16:05.299
و در جایی ماند

00:16:05.299 --> 00:16:07.299
به آن کوه ثور می گویند

00:16:07.299 --> 00:16:09.299
سه روز

00:16:09.299 --> 00:16:11.299
او وکتور راه می رفت

00:16:11.299 --> 00:16:13.299
به غار ثور

00:16:13.299 --> 00:16:15.299
روی نوک پاهایش

00:16:15.299 --> 00:16:17.299
چون جاده ناهموار بود

00:16:17.299 --> 00:16:19.299
پس پاهایش برهنه بود

00:16:19.299 --> 00:16:21.299
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:16:21.299 --> 00:16:23.299
و شروع به بدتر شدن کرد

00:16:23.299 --> 00:16:25.299
تا اینکه به غار رسید

00:16:25.299 --> 00:16:27.299
در بالای کوه

00:16:27.299 --> 00:16:29.299
و هنگامی که او تمام شد، آه، به غار

00:16:29.299 --> 00:16:31.299
ابوبکر گفت

00:16:31.299 --> 00:16:33.299
به خدا قسم دخالت نکن

00:16:33.299 --> 00:16:35.299
حتی رسول خدا

00:16:35.299 --> 00:16:37.299
آن را قبل از خود وارد کنید

00:16:37.299 --> 00:16:39.299
اگر چیزی در آن هست

00:16:39.299 --> 00:16:41.299
بدون تو به درد من خورد

00:16:41.299 --> 00:16:43.299
پس ابوبکر وارد شد و او را جارو کرد

00:16:43.299 --> 00:16:45.299
و او را در کنار خود پیدا کردند

00:16:45.299 --> 00:16:47.299
یک سوراخ و یک سوراخ

00:16:47.299 --> 00:16:49.299
روی آن را بپوشانید و با آن بپوشانید

00:16:49.299 --> 00:16:51.299
دو سوراخ دیگر باقی مانده است

00:16:51.299 --> 00:16:53.299
بالای آنها پاهای اوست

00:16:53.299 --> 00:16:55.299
سپس به رسول خدا گفت

00:16:55.299 --> 00:16:57.299
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:16:57.299 --> 00:16:59.299
بیا داخل

00:16:59.639 --> 00:17:01.460
تموم شد

00:17:01.460 --> 00:17:03.460
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:17:03.460 --> 00:17:05.940
و سرش را داخل کرد

00:17:05.940 --> 00:17:07.940
ابوبکر سنگ زد و به خواب رفت

00:17:07.940 --> 00:17:09.839
ابوبکر گزیده شد

00:17:09.839 --> 00:17:11.839
در پایش از لانه

00:17:11.839 --> 00:17:13.839
او تکان نخورد

00:17:13.839 --> 00:17:14.960
از ترس اینکه متوجه شود

00:17:14.960 --> 00:17:17.920
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:17:17.920 --> 00:17:19.920
بعد اشک ریخت

00:17:19.920 --> 00:17:21.920
از شدت درد روی صورتش

00:17:21.920 --> 00:17:23.920
رسولان صلی الله علیه و آله و سلم

00:17:23.920 --> 00:17:25.920
رسول خدا فرمود

00:17:25.920 --> 00:17:27.920
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:17:27.920 --> 00:17:31.839
گفت: نیش خوردم، مادر و پدرم فدای تو باد

00:17:31.839 --> 00:17:36.839
آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر محل گزنده ای تف کرد.

00:17:36.839 --> 00:17:39.839
بنابراین درد او برطرف شد

00:17:39.839 --> 00:17:44.059
این نیز دو چیز را به ما نشان می دهد

00:17:44.059 --> 00:17:45.059
اولین

00:17:45.059 --> 00:17:49.059
شدت محبت ایشان به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:17:49.059 --> 00:17:53.059
حتی گزیده می شود و تکان نمی خورد

00:17:53.059 --> 00:17:58.059
تا در هنگام خواب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آسیبی نرساند

00:17:58.059 --> 00:17:59.059
دوم

00:17:59.059 --> 00:18:03.059
برکت دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:18:03.059 --> 00:18:07.059
و چگونه روی زخمش تف می کند

00:18:07.059 --> 00:18:10.059
خداوند متعال آنچه را که می یابد از او دور کند

00:18:10.059 --> 00:18:13.319
سه شب در غار ماند

00:18:13.319 --> 00:18:18.319
جمعه شب، شنبه شب و یکشنبه شب

00:18:18.319 --> 00:18:22.319
عبدالله بن ابی بکر شب را با آنان سپری می کرد

00:18:22.319 --> 00:18:24.319
عایشه گفت

00:18:24.319 --> 00:18:27.319
او پسری جوان و تحصیل کرده است

00:18:27.319 --> 00:18:30.319
با جادو از آنها وارد می شود

00:18:30.319 --> 00:18:34.319
او در مکه با قریش خواهد بود، چنان که در آنجا ماند

00:18:34.319 --> 00:18:38.319
او چیزی را نمی شنود که برای آن تلاش کنند، مگر اینکه او بداند

00:18:38.319 --> 00:18:43.319
تا زمانی که تاریکی ها در هم می آمیزد، خبر آن به آنها می رسد

00:18:43.319 --> 00:18:47.319
عامر بن فهیره گوسفندان خود را بر آنها می چراند

00:18:47.319 --> 00:18:49.319
مولای ابوبکر

00:18:49.319 --> 00:18:53.319
وقتی یک ساعت بعد از شام تمام شد به آنها دلداری می دهد

00:18:53.319 --> 00:18:56.319
شب را در پیام رسان سپری کردند

00:18:56.319 --> 00:19:00.319
و هر یک از آن شب ها این کار را می کرد

00:19:00.319 --> 00:19:04.319
او از عبدالله بن ابی بکر پیروی می کرد

00:19:04.319 --> 00:19:07.319
داره برمیگرده و داره میره

00:19:07.319 --> 00:19:10.319
او با گوسفندان راه می رود تا جایی که رد پایش ناپدید می شود

00:19:10.319 --> 00:19:12.319
در مورد قریش

00:19:12.319 --> 00:19:15.319
وقتی برایش تایید شد دیوانه شد

00:19:15.319 --> 00:19:19.319
پیامبر صلی الله علیه و آله فرار کرد

00:19:19.319 --> 00:19:24.319
صبح شب قصد کشتن او را داشتند

00:19:24.319 --> 00:19:29.319
سعی کردند به علی بن ابی طالب رضی الله عنه آسیب برسانند و به او آسیب رساندند

00:19:29.319 --> 00:19:33.319
تا محل اقامت پیامبر صلی الله علیه و آله را به آنها بیاموزد

00:19:33.319 --> 00:19:36.319
چیزی به آنها یاد نداد

00:19:36.319 --> 00:19:38.319
حتی اگر از آن ناامید شوند

00:19:38.319 --> 00:19:42.319
ابوجهل به خانه ابوبکر صدیق رفت

00:19:42.319 --> 00:19:45.319
پس اسماء بنت ابی بکر نزد او رفت

00:19:45.319 --> 00:19:48.319
به او گفت: پدرت کجاست؟

00:19:48.319 --> 00:19:50.319
او گفت من نمی دانم

00:19:50.319 --> 00:19:52.319
ابوجهل دستش را بلند کرد

00:19:52.319 --> 00:19:54.319
سیلی به گونه اش زد

00:19:54.319 --> 00:19:57.319
گوشواره هایش را برداشت

00:19:57.319 --> 00:19:59.319
قریش پاداش دادند

00:19:59.319 --> 00:20:01.319
ارزش آن صد شتر است

00:20:01.319 --> 00:20:06.319
برای هرکس که او را به جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم راهنمایی کند

00:20:06.319 --> 00:20:09.319
چه زنده باشد چه مرده

00:20:09.319 --> 00:20:11.319
سواره نظام و پیاده نظام پیدا کرد

00:20:11.319 --> 00:20:14.319
و قصاص اثر در طلب

00:20:14.319 --> 00:20:17.319
زیرا صد شتر چیز بزرگی است

00:20:17.319 --> 00:20:20.319
در کوه ها و دره ها پخش می شوند

00:20:20.319 --> 00:20:23.319
دنبال پیامبر صلی الله علیه و آله می گردند

00:20:23.319 --> 00:20:26.319
اما فایده ای نداشت

00:20:26.319 --> 00:20:29.410
گنجینه های بیوگرافی
