WEBVTT

00:00:02.319 --> 00:00:06.629
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:06.629 --> 00:00:24.199
شهر در آخر تاریک شد

00:00:24.199 --> 00:00:28.260
عباده بن الصامط رضی الله عنه روایت می کند

00:00:28.260 --> 00:00:32.460
که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:00:32.460 --> 00:00:38.969
هر كه ديدار خدا را دوست دارد، خداوند نيز ديدار او را دوست خواهد داشت

00:00:38.969 --> 00:00:41.969
از عایشه رضی الله عنها

00:00:41.969 --> 00:00:45.969
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:00:45.969 --> 00:00:48.969
هیچ پیامبری دستگیر نشد

00:00:48.969 --> 00:00:53.609
تا اینکه جایگاه خود را در بهشت می بیند

00:00:53.609 --> 00:00:56.609
از ابومویبه رضی الله عنه

00:00:56.609 --> 00:01:01.609
یکی از بنده های رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت

00:01:01.609 --> 00:01:06.609
رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب بیهوش شد

00:01:06.609 --> 00:01:08.609
و او گفت

00:01:08.609 --> 00:01:10.609
ای ابومویهبه

00:01:10.609 --> 00:01:15.670
به من امر شده است که برای اهل بقیع استغفار کنم.

00:01:15.670 --> 00:01:19.900
پس با او بیرون رفتم تا به بقیع رسیدیم.

00:01:19.900 --> 00:01:23.900
دستانش را بلند کرد و برای مدت طولانی برایشان طلب بخشش کرد

00:01:23.900 --> 00:01:25.989
سپس گفت

00:01:25.989 --> 00:01:31.989
باشد که آنچه شما برای شما آسان تر از آنچه مردم شده اند

00:01:31.989 --> 00:01:37.180
آزمایش ها مانند تکه های یک شب تاریک از راه رسیده است

00:01:37.180 --> 00:01:40.180
آخرین مورد اول را دنبال می کند

00:01:40.180 --> 00:01:44.180
آخرت بدتر از اولی است

00:01:45.659 --> 00:01:47.659
ای ابومویهبه

00:01:47.659 --> 00:01:53.790
کلید گنج های این دنیا و جاودانگی در آن به من داده شده است

00:01:53.790 --> 00:01:55.790
بعد بهشت

00:01:55.790 --> 00:01:59.019
بنابراین من بین آن را انتخاب کردم

00:01:59.019 --> 00:02:02.019
بین ملاقات پروردگارم و بهشت

00:02:02.019 --> 00:02:04.140
پس گفتم

00:02:04.140 --> 00:02:06.140
ای رسول خدا

00:02:06.140 --> 00:02:08.139
پدر و مادرم فدای تو باد

00:02:08.139 --> 00:02:13.139
پس کلید گنج های این دنیا و جاودانگی در آن را بردار

00:02:13.139 --> 00:02:15.270
بعد بهشت

00:02:15.270 --> 00:02:16.270
و او گفت

00:02:16.270 --> 00:02:19.270
سوگند، ابومویحیبه

00:02:19.270 --> 00:02:23.270
من ملاقات با پروردگارم و بهشت را انتخاب کردم

00:02:23.270 --> 00:02:28.750
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:02:28.750 --> 00:02:30.979
وقتی شد

00:02:30.979 --> 00:02:36.009
با درد او شروع شد که خدا او را در آن گرفت

00:02:36.009 --> 00:02:39.740
دوشنبه میاد

00:02:39.740 --> 00:02:44.740
سنگین ترین روزهای خاطره ملت برای ملت

00:02:44.740 --> 00:02:49.939
روزی که پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت

00:02:49.939 --> 00:02:55.060
روزی که تصمیم گرفت به سمت رفیق بالا حرکت کند

00:02:55.060 --> 00:02:58.740
دوشنبه میاد

00:02:58.740 --> 00:03:03.740
در حالی که مسلمانان در نماز صبح روز دوشنبه هستند

00:03:03.740 --> 00:03:06.740
ابوبکر برایشان دعا می کند

00:03:06.740 --> 00:03:11.740
هیچ کس جز رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را غافلگیر نکرد

00:03:11.740 --> 00:03:15.740
پوشش اتاق عایشه آشکار شد

00:03:15.740 --> 00:03:19.860
در حالی که در صفوف نماز بودند به آنها نگاه کرد

00:03:19.860 --> 00:03:23.060
بعد می خندد

00:03:23.060 --> 00:03:28.379
ابوبکر روی پاشنه های خود برگشت تا به خط رسید

00:03:28.379 --> 00:03:32.599
او گمان می کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:03:32.599 --> 00:03:35.599
می خواهد برای نماز برود بیرون

00:03:35.599 --> 00:03:39.949
مسلمانان می ترسند در نمازشان وسوسه شوند

00:03:39.949 --> 00:03:44.949
خوشا به حال رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:03:44.949 --> 00:03:51.210
رسول خدا صلی الله علیه و آله با دست به آنها اشاره کرد

00:03:51.210 --> 00:03:54.210
تا نمازت تمام شود

00:03:54.210 --> 00:03:58.460
سپس وارد اتاق شد و پرده را پایین آورد

00:03:58.460 --> 00:04:01.780
آخرین لبخند بود

00:04:01.780 --> 00:04:04.780
آخرین روز دنیا بود

00:04:04.780 --> 00:04:07.780
و روز اول آخرت

00:04:07.780 --> 00:04:11.780
همانطور که می گفت خدا از او راضی باشد

00:04:11.780 --> 00:04:17.009
او رضی الله عنه در خانه من درگذشت

00:04:17.009 --> 00:04:21.009
و در روزگار من و بین جادوی من و آزادی من

00:04:21.009 --> 00:04:27.100
و خداوند به هنگام مرگش آب دهان مرا با آب دهان او در هم آمیخت

00:04:27.100 --> 00:04:31.420
علی عبدالرحمن با سیواک در دست وارد شد

00:04:32.420 --> 00:04:37.420
من یاور رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم

00:04:37.420 --> 00:04:40.620
دیدم که به او نگاه می کند

00:04:40.620 --> 00:04:43.620
می دانستم که او سیواک را دوست دارد

00:04:43.620 --> 00:04:46.740
پس گفتم برات میگیرم

00:04:46.740 --> 00:04:50.870
سرش را به نشانه تبریک تکان داد

00:04:50.870 --> 00:04:52.939
پس خوردمش

00:04:52.939 --> 00:04:54.970
برای او شدیدتر شد

00:04:54.970 --> 00:04:57.970
و من گفتم: "اشکال نداره."

00:04:57.970 --> 00:05:01.100
سرش را به نشانه تبریک تکان داد

00:05:01.100 --> 00:05:03.100
آن را سنگ چخماق بزنید

00:05:03.100 --> 00:05:07.509
بنابراین او به بهترین شکلی که منتظر بود منتظر آن بود

00:05:07.509 --> 00:05:10.509
سپس آن را به من داد

00:05:10.509 --> 00:05:12.610
سپس دستش را بلند کرد

00:05:12.610 --> 00:05:14.610
پس شروع کرد به گفتن

00:05:14.610 --> 00:05:17.610
در بالا رفیق

00:05:17.610 --> 00:05:22.639
تا اینکه گرفت و دستش رضی الله عنه کج شد

00:05:22.639 --> 00:05:26.639
سپس رضی الله عنه فوت کرد

00:05:28.439 --> 00:05:34.470
خدا رحمتش کند به سوی بالاترین همنشین حرکت می کند

00:05:34.470 --> 00:05:37.470
خوب زنده و خوب مرده

00:05:37.470 --> 00:05:40.660
اون دوشنبه بود

00:05:40.660 --> 00:05:46.660
سیاه ترین و سیاه ترین روزها برای مسلمانان

00:05:46.660 --> 00:05:48.660
دوشنبه

00:05:48.660 --> 00:05:50.949
و جهان ساکت می شود

00:05:50.949 --> 00:05:52.949
او در جهان هستی ساکن است

00:05:52.949 --> 00:05:54.949
و صداها آرام می شوند

00:05:54.949 --> 00:05:57.949
و خبر بهشت قطع می شود

00:05:57.949 --> 00:06:03.980
جبرئیل قضیه عزیز را متوقف می کند

00:06:03.980 --> 00:06:06.980
رویداد مهم رخ می دهد

00:06:06.980 --> 00:06:10.980
با رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

00:06:10.980 --> 00:06:13.180
اصحاب گریه می کنند

00:06:13.180 --> 00:06:15.180
و عمر مجازات می شود

00:06:15.180 --> 00:06:18.180
مرگ به واقعیت تبدیل می شود

00:06:18.180 --> 00:06:24.459
و تمام خانه های شهر طعم تلخ مرگ را چشیدند

00:06:24.459 --> 00:06:33.620
همه عزیزان سعی می کنند خبر رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را از افکار خود بیرون کنند.

00:06:33.620 --> 00:06:39.620
باور نمی کنند که او رضی الله عنه فوت کرده باشد

00:06:39.620 --> 00:06:44.259
و شهر تاریک شد
