WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.359
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.359 --> 00:00:09.279
شهادت می دهم که محمد رسول است

00:00:09.279 --> 00:00:14.269
ضربات و نبض

00:00:14.269 --> 00:00:19.969
صحنه هایی از سیره پیامبر در قرائت محمد

00:00:19.969 --> 00:00:24.850
نوشته جناب علی بن محمد بن علی القرن

00:00:24.850 --> 00:00:52.240
شهادت می دهم که محمد رسول است

00:00:52.240 --> 00:00:54.799
ابوبکرین صدیق رفت

00:00:54.960 --> 00:00:59.039
یک سال قبل از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

00:00:59.039 --> 00:01:01.840
در تجارت به بصره

00:01:01.840 --> 00:01:05.040
و با او نعیمان بن عمر انصاری است

00:01:05.040 --> 00:01:07.439
و سویبیت بن حرمله

00:01:07.439 --> 00:01:10.459
از جمله کسانی بودند که بدر را دیدند

00:01:10.459 --> 00:01:13.900
سویبیت بن حرمله مسئول تدارکات بود

00:01:13.900 --> 00:01:17.810
نعمان بن عمر شوخی می کرد

00:01:17.810 --> 00:01:21.010
به سویبیت گفت به من غذا بده

00:01:21.090 --> 00:01:26.049
گفت: تا ابوبکر بیاید به تو غذا نمی دهم.

00:01:26.049 --> 00:01:28.769
نعمان به سویبیت گفت

00:01:28.769 --> 00:01:30.989
اگر شما را عصبانی می کند

00:01:30.989 --> 00:01:32.829
پس از کنار قومی گذشتند

00:01:32.829 --> 00:01:35.150
نعمان به آنها گفت

00:01:35.150 --> 00:01:37.709
از من برده می خرید

00:01:37.709 --> 00:01:39.519
گفتند بله

00:01:39.519 --> 00:01:43.599
گفت بنده ای است که حرف دارد

00:01:43.599 --> 00:01:45.519
و داره بهت میگه

00:01:45.519 --> 00:01:47.040
من برده نیستم

00:01:47.040 --> 00:01:48.959
من پسر عمویش هستم

00:01:49.040 --> 00:01:52.560
اگر این را به شما می گفت، او را ترک می کنید

00:01:52.560 --> 00:01:54.079
آن را نخرید

00:01:54.079 --> 00:01:56.799
و بنده من را فساد مکن

00:01:56.799 --> 00:01:58.159
گفتند نه

00:01:58.159 --> 00:02:01.840
بلکه ما آن را می خریم و به آنچه می گوید نگاه نمی کنیم

00:02:01.840 --> 00:02:05.200
پس آن را به ده سکه از او خریدند

00:02:05.200 --> 00:02:07.359
بعد آمدند او را ببرند

00:02:07.359 --> 00:02:09.199
پس از آنها خودداری کنید

00:02:09.199 --> 00:02:12.000
به گردنش عمامه انداختند

00:02:12.000 --> 00:02:13.520
به آنها گفت

00:02:13.520 --> 00:02:15.280
داره مسخره میکنه

00:02:15.280 --> 00:02:17.120
بنده او نیستم

00:02:17.120 --> 00:02:18.319
و گفتند

00:02:18.319 --> 00:02:20.319
ما خبر شما را به ما گفته ایم

00:02:20.319 --> 00:02:22.800
به سخنان او گوش ندادند

00:02:22.800 --> 00:02:24.639
سپس ابوبکر آمد

00:02:24.639 --> 00:02:26.319
بنابراین او داستان خود را گفت

00:02:26.319 --> 00:02:28.159
پس از مردم پیروی کنید

00:02:28.159 --> 00:02:30.560
بنابراین او به آنها گفت که شوخی می کند

00:02:30.560 --> 00:02:33.039
هیادها به آنها پاسخ دادند

00:02:33.039 --> 00:02:36.379
او از آنها یک تاب آورد

00:02:36.379 --> 00:02:40.300
وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند

00:02:40.300 --> 00:02:42.300
بهش خبر بده

00:02:42.300 --> 00:02:47.219
او و یارانش مدتی به آن خندیدند

00:02:47.219 --> 00:02:51.780
بادیه نشینی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:02:51.780 --> 00:02:53.699
پس وارد مسجد شد

00:02:53.699 --> 00:02:56.860
و شترش باعث مرگش شد

00:02:56.860 --> 00:03:00.620
برخی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:03:00.620 --> 00:03:03.659
از نعمان بن عمر انصاری

00:03:03.659 --> 00:03:06.379
اگر ذبحش کردی می توانیم بخوریم

00:03:06.379 --> 00:03:09.419
ما به گوشت آمده ایم

00:03:09.419 --> 00:03:14.620
رسول خدا صلی الله علیه و آله قیمت آن را جریمه کرد

00:03:14.620 --> 00:03:17.229
پس آل نعمان او را ذبح کرد

00:03:17.229 --> 00:03:19.229
سپس بادیه نشینان رفتند

00:03:19.229 --> 00:03:21.229
او کوه خود را دید

00:03:21.229 --> 00:03:22.349
او فریاد زد

00:03:22.349 --> 00:03:25.490
و او را نازا گردان ای محمد

00:03:25.490 --> 00:03:29.650
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمد و فرمود

00:03:29.650 --> 00:03:31.650
چه کسی این کار را کرد؟

00:03:31.650 --> 00:03:32.770
گفتند

00:03:32.770 --> 00:03:34.610
اون امان

00:03:34.610 --> 00:03:36.849
پس به دنبال او رفت و از او پرسید

00:03:36.849 --> 00:03:41.810
او را در خانه دبعه بنت الزبیر بن عبدالمطلب یافت

00:03:41.810 --> 00:03:44.050
او در یک گودال ناپدید شده بود

00:03:44.050 --> 00:03:47.439
و درخت خرما و شاخه بر آن نهاد

00:03:47.439 --> 00:03:49.439
مردی به او اشاره کرد

00:03:49.439 --> 00:03:51.840
صدایش را بلند کرد و گفت

00:03:51.840 --> 00:03:54.639
آنچه دیدم یا رسول الله

00:03:54.639 --> 00:03:57.979
انگشتش را به جایی که بود نشان داد

00:03:57.979 --> 00:04:02.060
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بیرون آورد

00:04:02.060 --> 00:04:06.500
صورتش با برگ های خرمایی که رویش ریخته بود دگرگون شد

00:04:06.500 --> 00:04:08.020
و به او گفت

00:04:08.020 --> 00:04:10.900
چه شد که کاری را که انجام دادید انجام دادید؟

00:04:10.900 --> 00:04:12.180
او گفت

00:04:12.180 --> 00:04:15.620
کسانی که تو را به سوی من راهنمایی کردند ای رسول خدا

00:04:15.699 --> 00:04:18.319
آنها هستند که به من دستور دادند

00:04:18.319 --> 00:04:24.930
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شروع به پاک کردن صورتش کرد و خندید

00:04:24.930 --> 00:04:29.279
سپس رضی الله عنه او را جریمه کرد

00:04:29.279 --> 00:04:32.240
این خبر را به شما گفتم

00:04:32.240 --> 00:04:35.600
بدانی که با اشک لبخند هم هست

00:04:35.600 --> 00:04:38.160
و با درد شادی است

00:04:38.160 --> 00:04:40.639
و با زخم ها شوخی است
