WEBVTT

00:00:01.300 --> 00:00:12.179
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.179 --> 00:00:16.179
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.179 --> 00:00:24.160
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از اهل مدینه هستم.

00:00:24.160 --> 00:00:32.159
او یکی از مشهورترین اعراب و مشهورترین مردان آنهاست: نجدا، جرا، شجاعت و شجاعت.

00:00:32.159 --> 00:00:35.770
مرگبارترین آنها در زمان جاهلیت بود

00:00:35.770 --> 00:00:38.770
من با سپاه مشرکان در جنگ احد شرکت کردم

00:00:38.770 --> 00:00:42.770
سپس پس از خروج آنان از جنگ به اسلام گروید

00:00:42.770 --> 00:00:48.770
اولین صحنه ای که من به عنوان یک مسلمان شاهد آن بودم، لشکرکشی بیر مائونه بود

00:00:48.770 --> 00:00:53.770
جایی که حوازین به مسلمانان خیانت کرد و همه را کشت

00:00:53.770 --> 00:00:57.770
همزمان با این حادثه از محل عبور کردم

00:00:57.770 --> 00:01:00.770
منذر بن عقبه رضی الله عنه و من

00:01:00.770 --> 00:01:04.769
ما به پرندگانی که در آسمان پرواز می کردند نگاه کردیم

00:01:04.769 --> 00:01:09.769
بنابراین ما گفتیم که پرندگان باید روی چیزی شناور باشند

00:01:09.769 --> 00:01:12.769
پس عجله کردیم ببینیم قضیه چیه

00:01:12.769 --> 00:01:19.769
اصحاب خود را در بستر خوابیده و مشرکان خیانتکار را در اطرافشان یافتیم

00:01:19.769 --> 00:01:22.769
پس فرود آمدیم و با مردم جنگیدیم

00:01:22.769 --> 00:01:25.769
و اما صحابی المندیر کشته شد

00:01:25.769 --> 00:01:30.769
و اما من عامر بن الطفیل مرا اسیر کرد

00:01:30.769 --> 00:01:34.769
سپس در ازای غلامی که مادرش داشت مرا آزاد کرد

00:01:34.769 --> 00:01:36.829
پس به شهر برگشتم

00:01:36.829 --> 00:01:41.829
دیدن یاران کشته شدگان خائنانه مرا رها نمی کند

00:01:41.829 --> 00:01:45.469
وقتی به شهر نزدیک شدم

00:01:45.469 --> 00:01:48.469
دو مرد اهل هوازین پیدا کردم

00:01:48.469 --> 00:01:52.469
می خواستم انتقام مسلمانانی را بگیرم که خیانتکارانه کشته شدند

00:01:52.469 --> 00:01:55.469
پس با هم زیر سایه درختی پایین رفتیم

00:01:55.469 --> 00:01:58.469
وقتی خوابشان برد، آنها را کشتم

00:01:58.469 --> 00:02:03.469
از پیامبر صلی الله علیه و آله با آنها عهد بسته بود

00:02:03.469 --> 00:02:05.659
من در مورد آن نمی دانستم

00:02:05.659 --> 00:02:08.659
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم

00:02:08.659 --> 00:02:10.659
پس اینو بهش گفتم

00:02:10.659 --> 00:02:13.659
علی از کشتن آنها خجالت کشید

00:02:13.659 --> 00:02:15.659
بعد ببخشید

00:02:15.659 --> 00:02:18.659
دستور پرداخت دیه این دو مرده را صادر کرد

00:02:18.659 --> 00:02:23.340
رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا فرستاد

00:02:23.340 --> 00:02:25.340
به Negus در حبشه

00:02:25.340 --> 00:02:28.340
با دو کتاب برایم نوشت

00:02:28.340 --> 00:02:30.340
در یکی از آنها

00:02:30.340 --> 00:02:34.340
که او را به عقد ام حبیبه رضی الله عنه در آورد

00:02:34.340 --> 00:02:36.340
و در دیگری

00:02:36.340 --> 00:02:40.340
او از او می خواهد که بقیه مسلمانانی را که دارد برایش بیاورد

00:02:40.340 --> 00:02:42.340
به سمتش رفتم

00:02:42.340 --> 00:02:45.340
آن دو کتاب را به او دادم

00:02:45.340 --> 00:02:48.340
آنها را خواند و به او سلام داد

00:02:48.340 --> 00:02:53.340
سپس نغوس او را به عقد ام حبیبه رضی الله عنه درآورد

00:02:53.340 --> 00:02:57.560
همراهانش را با دو کشتی نزد او بردند

00:02:57.560 --> 00:02:59.560
من کی هستم؟
