1 00:00:00,460 --> 00:00:03,459 توقف کنید 2 00:00:03,459 --> 00:00:08,460 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد 3 00:00:12,460 --> 00:00:16,460 یک چالش جدی برای اینکه من هستم 4 00:00:16,460 --> 00:00:25,820 من از اصحاب بزرگ و از شجاعان و مکرها هستم 5 00:00:25,820 --> 00:00:30,820 او پس از جنگ خندق به اسلام گروید و شاهد بیعت رضوان بود 6 00:00:30,820 --> 00:00:38,689 من در روز حدیبیه محافظ شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله بودم. 7 00:00:38,689 --> 00:00:46,689 علت اسلام این بود که گروهی از بنی مالک به اتفاق آرا تصمیم گرفتند هیئت هایی را نزد المقاوقس پادشاه مصر بفرستند. 8 00:00:46,689 --> 00:00:51,689 به او هدایایی دادند تا از او مقداری پول بگیرند 9 00:00:51,689 --> 00:00:57,689 بنابراین آنها تصمیم گرفتند با آنها بیرون بروند تا من چیزی از او بگیرم 10 00:00:57,689 --> 00:01:01,689 با آنها راه رفتم تا وارد شدیم 11 00:01:01,689 --> 00:01:09,689 به رهبر قوم بنی مالک نگاه کرد و به او نزدیک شد و او را نزد خود نشست و سپس از او پرسید. 12 00:01:09,689 --> 00:01:17,689 همه شما از بنی مالک هستید. گفت بله به جز یک مرد و به من اشاره کرد 13 00:01:17,689 --> 00:01:24,780 من در نزد او کوچکترین مردم بودم و او از هدایای آنان خشنود شد و به آنها ثواب داد 14 00:01:24,780 --> 00:01:30,780 او یک چیز کوچک و غیرقابل ذکر به من داد و او را ترک کردیم 15 00:01:30,780 --> 00:01:40,040 همراهانم برای خرید هدایایی برای خانواده‌هایشان به بازار رفتند، اما هیچ‌کدام با من ابراز همدردی نکردند. 16 00:01:40,040 --> 00:01:48,390 پس با شراب بیرون رفتند و مشروب نوشیدند، پس پذیرفتند که آنها را بکشند 17 00:01:48,390 --> 00:01:57,390 پس تظاهر کردم، سرم را بستم و گفتم: «نیازی به نوشیدن ندارم، اما به تو چیزی می‌دهم که بنوشی». 18 00:01:57,390 --> 00:02:04,390 آنها منکر آن نشدند، بنابراین شروع کردم به نوشیدن چیزی به آنها و پر کردن فنجان از فنجان برای آنها 19 00:02:04,390 --> 00:02:09,389 می نوشند و متوجه نمی شوند که مست به خواب رفته اند 20 00:02:09,389 --> 00:02:13,389 به آنها حمله کرد و همه را کشت 21 00:02:13,389 --> 00:02:18,389 سیزده مرد بودند و تو را با آنها بردند 22 00:02:18,389 --> 00:02:22,550 بعد از این که این کار را کردم نتوانستم نزد مردمم برگردم 23 00:02:22,550 --> 00:02:27,680 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه آمدم 24 00:02:27,680 --> 00:02:31,680 دیدم او با دوستانش در مسجد نشسته است 25 00:02:31,680 --> 00:02:35,680 پس سلام کردم و به او گفتم چه کرده ام 26 00:02:35,680 --> 00:02:39,680 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 27 00:02:39,680 --> 00:02:42,680 اسلام شما را قبول داریم 28 00:02:42,680 --> 00:02:45,680 ما از پول آنها چیزی نمی گیریم 29 00:02:45,680 --> 00:02:50,680 زیرا این خیانت است و هیچ خیری در خیانت نیست 30 00:02:50,680 --> 00:02:53,780 پس به دستم افتاد و گفتم 31 00:02:53,780 --> 00:02:57,780 من آنها را در حین پیروی از دین ملی خود کشتم 32 00:02:57,780 --> 00:03:00,780 سپس ساعت گذشت 33 00:03:00,780 --> 00:03:03,780 ایشان رضی الله عنه فرمودند 34 00:03:03,780 --> 00:03:07,780 اسلام مهمتر از آنچه پیش از آن بوده است 35 00:03:07,780 --> 00:03:11,159 عمویم عروة بن مسعود پول داد 36 00:03:11,159 --> 00:03:15,310 دیه برای آن مردم 37 00:03:15,310 --> 00:03:17,310 من از اعراب بودم 38 00:03:17,310 --> 00:03:19,310 و من در هیچ چیز نیفتادم 39 00:03:19,310 --> 00:03:22,310 مگر اینکه راهی برای خودم پیدا کنم 40 00:03:22,310 --> 00:03:26,379 و از آن عمر رضی الله عنه 41 00:03:26,379 --> 00:03:28,379 از من در بحرین استفاده کنید 42 00:03:28,379 --> 00:03:31,379 آنها از من متنفر بودند، پس عمر مرا منزوی کرد 43 00:03:31,379 --> 00:03:34,379 آنها می ترسیدند که مرا به آنها برگرداند 44 00:03:34,379 --> 00:03:37,379 او گفت که بزرگ ترین آنها یک مسیحی بود 45 00:03:37,379 --> 00:03:40,379 اگر آنچه را که من به شما دستور می دهم انجام دهید 46 00:03:40,379 --> 00:03:43,379 به ما برنگشت 47 00:03:43,379 --> 00:03:45,379 گفتند انجام می دهیم 48 00:03:45,379 --> 00:03:47,379 پس به ما چه دستوری می دهید؟ 49 00:03:47,379 --> 00:03:50,379 گفت: صد هزار درهم جمع خواهی کرد 50 00:03:50,379 --> 00:03:53,379 تا آن را نزد عمر ببرم 51 00:03:53,379 --> 00:03:55,379 پس به او می گویم 52 00:03:55,379 --> 00:03:58,379 شاهزاده ما که او را بر ما منصوب کردی 53 00:03:58,379 --> 00:04:00,379 در امانت خیانت کرد 54 00:04:00,379 --> 00:04:04,379 این مبلغ از بیت المال به من پرداخت شد 55 00:04:04,379 --> 00:04:06,469 صد هزار برایش جمع کردند 56 00:04:06,469 --> 00:04:08,469 عمر آمد 57 00:04:08,469 --> 00:04:10,500 این را به او گفت 58 00:04:10,500 --> 00:04:13,500 پس عمر رضی الله عنه مرا صدا زد 59 00:04:13,500 --> 00:04:14,500 و از من پرسید 60 00:04:14,500 --> 00:04:16,500 پس گفتم 61 00:04:16,500 --> 00:04:19,500 دروغ گفت یا امیرالمؤمنین 62 00:04:19,500 --> 00:04:22,500 اما دویست هزار بود 63 00:04:22,500 --> 00:04:23,500 او گفت 64 00:04:23,500 --> 00:04:26,500 چه چیزی باعث شد این کار را انجام دهید؟ 65 00:04:26,500 --> 00:04:27,500 گفتم 66 00:04:27,500 --> 00:04:29,500 کودکان و نیاز 67 00:04:29,500 --> 00:04:30,500 و حالا 68 00:04:30,500 --> 00:04:33,600 به بیت المال برگردانند 69 00:04:33,600 --> 00:04:35,600 عمر به الاج گفت 70 00:04:35,600 --> 00:04:37,600 شما چه می گویید؟ 71 00:04:37,600 --> 00:04:38,600 او گفت 72 00:04:38,600 --> 00:04:39,600 خیر 73 00:04:39,600 --> 00:04:41,600 به خدا قسم به تو ایمان خواهم آورد 74 00:04:41,600 --> 00:04:45,600 به خدا نه کم و نه زیاد به من داد 75 00:04:45,600 --> 00:04:47,600 اما این یک ترفند بود 76 00:04:47,600 --> 00:04:50,600 تا به سوی ما برنگردد 77 00:04:50,600 --> 00:04:53,790 به عمر نگاه کرد و گفت 78 00:04:53,790 --> 00:04:56,819 من نمی خواستم این کار را انجام دهم 79 00:04:56,819 --> 00:04:57,819 گفتم 80 00:04:57,819 --> 00:04:59,819 شرور به من دروغ گفت 81 00:04:59,819 --> 00:05:02,819 بنابراین من دوست داشتم او را شرمنده کنم 82 00:05:02,819 --> 00:05:05,269 من کی هستم؟ 83 00:05:05,269 --> 00:05:10,459 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید 84 00:05:10,459 --> 00:05:14,680 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد 85 00:05:14,680 --> 00:05:17,680 وقتی قسمت بعدی میاد 86 00:05:17,680 --> 00:05:19,680 انشاالله 87 00:05:19,680 --> 00:05:25,060 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها 88 00:05:25,060 --> 00:05:30,060 وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد 89 00:05:30,060 --> 00:05:35,060 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند 90 00:05:35,060 --> 00:05:40,060 تا زمانی که در میان ما هستند، یادشان بلند است 91 00:05:40,060 --> 00:05:45,060 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 92 00:05:45,060 --> 00:05:50,060 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 93 00:05:50,060 --> 00:05:55,060 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 94 00:05:55,060 --> 00:06:00,060 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد