1 00:00:00,000 --> 00:00:03,399 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,399 --> 00:00:06,889 گنجینه های زندگی نامه 3 00:00:06,889 --> 00:00:14,720 عمه هم در جایگاه مادر قرار دارد 4 00:00:14,720 --> 00:00:19,719 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواست از مکه خارج شود 5 00:00:19,719 --> 00:00:22,920 دختر حمزه بن عبدالمطلب از او پیروی کرد. 6 00:00:22,920 --> 00:00:26,120 عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 7 00:00:26,120 --> 00:00:27,920 اسمش آماره است 8 00:00:27,920 --> 00:00:29,320 و او را صدا می کند 9 00:00:29,320 --> 00:00:31,519 ای عمو، ای عمو 10 00:00:31,920 --> 00:00:35,719 و در آنچه به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله گفت 11 00:00:35,719 --> 00:00:36,820 عمو 12 00:00:36,820 --> 00:00:38,719 دختر عمویش است 13 00:00:38,719 --> 00:00:41,520 چون عموی مادری اوست 14 00:00:41,520 --> 00:00:44,320 به عنوان پیامبر صلی الله علیه و آله 15 00:00:44,320 --> 00:00:47,820 فهیره، خادم ابولهب، او را شیر داد 16 00:00:47,820 --> 00:00:50,579 حمزه را هم شیر داد 17 00:00:50,579 --> 00:00:52,780 و او را اینگونه صدا زد 18 00:00:52,780 --> 00:00:58,280 به دلیل اختلاف سنی او با پیامبر صلی الله علیه و آله 19 00:00:58,280 --> 00:01:01,179 حمزه از مکه هجرت کرد 20 00:01:01,179 --> 00:01:03,979 دخترش را نزد مادرش گذاشت 21 00:01:03,979 --> 00:01:07,180 سپس علی رضی الله عنه آن را گرفت 22 00:01:07,180 --> 00:01:11,079 سپس بر سر آن با جعفر و زید بن حارثه مناقشه کرد 23 00:01:11,079 --> 00:01:14,280 همه آنها می خواهند او را بزرگ کنند 24 00:01:14,280 --> 00:01:18,379 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بین آنها حکومت کرد 25 00:01:18,379 --> 00:01:20,180 به علی گفت 26 00:01:20,180 --> 00:01:22,680 تو از منی و من از تو 27 00:01:22,680 --> 00:01:24,579 به جعفر گفت 28 00:01:24,579 --> 00:01:27,379 شما از نظر ظاهر و شخصیت شبیه من هستید 29 00:01:27,379 --> 00:01:29,079 به زید گفت 30 00:01:29,079 --> 00:01:31,980 تو برادر و سرور ما هستی 31 00:01:31,980 --> 00:01:34,980 اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 32 00:01:34,980 --> 00:01:38,180 او برای جعفر بن ابی طالب حکومت کرد 33 00:01:38,180 --> 00:01:41,879 علی چون پسر عموی او بود خواست 34 00:01:41,879 --> 00:01:45,180 همسرش فاطمه دختر عمویش است 35 00:01:45,180 --> 00:01:47,280 و زید آن را مطالبه کرد 36 00:01:47,280 --> 00:01:50,480 زیرا او برادر پیامبر صلی الله علیه و آله است 37 00:01:50,480 --> 00:01:53,579 بین او و حمزه در مدینه 38 00:01:53,579 --> 00:01:58,810 آنها قبل از نازل شدن احکام ارث به ارث رسیده بودند 39 00:01:58,810 --> 00:02:00,310 در مورد جعفر 40 00:02:00,310 --> 00:02:02,010 او پسر عمویش است 41 00:02:02,010 --> 00:02:06,010 همسرش اسماء دختر عمیس عمه اوست 42 00:02:06,010 --> 00:02:10,310 زیرا مادرش سلمه بنت عمیس، خواهر اسماء است 43 00:02:10,310 --> 00:02:13,810 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 44 00:02:13,810 --> 00:02:16,840 عمه مثل مادر است 45 00:02:16,840 --> 00:02:19,340 زیرا برای مرد جایز نیست 46 00:02:19,340 --> 00:02:22,340 تا دختر و خاله را به هم نزدیک کند 47 00:02:22,340 --> 00:02:24,840 پس برای جعفر حکم کرد 48 00:02:24,840 --> 00:02:28,439 به پیامبر صلی الله علیه و آله گفته شد 49 00:02:28,439 --> 00:02:30,439 باهاش ازدواج نمیکنی؟ 50 00:02:30,439 --> 00:02:32,439 یعنی دختر حمزه 51 00:02:32,439 --> 00:02:33,939 و او گفت نه 52 00:02:33,939 --> 00:02:37,610 او خواهرزاده رضاعی من است 53 00:02:37,610 --> 00:02:42,689 گنجینه های بیوگرافی 54 00:02:42,689 --> 00:02:46,689 ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 55 00:02:46,689 --> 00:02:52,639 از میمونه که خدا از او راضی باشد 56 00:02:52,639 --> 00:02:57,139 در این عمره، پیامبر صلی الله علیه و آله ازدواج کرد 57 00:02:57,139 --> 00:03:01,680 میمونه بنت الحارث العامریه رضی الله عنه 58 00:03:01,680 --> 00:03:04,180 او عمه عبدالله بن عباس است 59 00:03:04,180 --> 00:03:06,180 و خالد بن الولید 60 00:03:06,180 --> 00:03:10,680 پیامبر صلی الله علیه و آله آن را اسراف ساخت 61 00:03:10,680 --> 00:03:12,680 این درست است 62 00:03:12,680 --> 00:03:15,180 در دوران احرام با او ازدواج نکرد 63 00:03:15,180 --> 00:03:18,180 چنان که در برخی از روایات آمده است 64 00:03:18,180 --> 00:03:21,180 خداوند متعال آن را قدر دانسته است 65 00:03:21,180 --> 00:03:24,680 که میمونه مادر مؤمنان به اسراف می میرد 66 00:03:24,680 --> 00:03:30,180 در جایی که پیامبر صلی الله علیه و آله با او ازدواج کرد 67 00:03:30,680 --> 00:03:34,180 این عمره را عمره قضا می نامند 68 00:03:34,180 --> 00:03:37,180 زیرا این یک معامله است 69 00:03:37,180 --> 00:03:42,680 یعنی آشتی بین قریش و پیامبر صلی الله علیه و آله 70 00:03:42,680 --> 00:03:47,680 وقتی قریش قبول کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله بیاید 71 00:03:47,680 --> 00:03:49,680 سال بعد 72 00:03:49,680 --> 00:03:53,680 این عمره، عمره قضا نام گرفت 73 00:03:53,680 --> 00:03:56,180 گفته شد که به این نام نامگذاری شده است 74 00:03:56,180 --> 00:04:00,680 چون کمک هزینه یا غرامت عمره حدیبیه بود 75 00:04:00,680 --> 00:04:04,180 پس از این عمره دو مرد مسلمان شدند 76 00:04:04,180 --> 00:04:07,680 بعد از آن بر اسلام تأثیر گذاشتند 77 00:04:07,680 --> 00:04:12,710 آنها عمر بن العاص و خالد بن ولید هستند 78 00:04:22,689 --> 00:04:27,629 خالد بن ولید رضی الله عنه گفت 79 00:04:28,129 --> 00:04:31,629 وقتی خدا برای من خیر خواست، هر چه خواست 80 00:04:31,629 --> 00:04:35,129 خداوند محبت اسلام را در قلبم قرار دهد 81 00:04:35,129 --> 00:04:37,129 رشدی در من حضور یافت 82 00:04:37,129 --> 00:04:42,129 و گفتم: همه این شهرها بر محمد شهادت می دهند. 83 00:04:42,129 --> 00:04:46,129 جایی نیست که بتوانم بدون رفتن به آنجا بروم 84 00:04:46,129 --> 00:04:50,629 و در خودم می بینم که در چیز دیگری هستم 85 00:04:50,629 --> 00:04:53,129 و اینکه محمد ظهور کند 86 00:04:53,629 --> 00:04:58,629 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی حدیبیه خارج شد. 87 00:04:58,629 --> 00:05:01,129 بر اسبان مشرکین بیرون رفتم 88 00:05:01,129 --> 00:05:05,129 پس رسول خدا و یارانش را در عصفان ملاقات کردم 89 00:05:05,129 --> 00:05:08,129 پس با او روبرو شدم و او را افشا کردم 90 00:05:08,129 --> 00:05:11,129 سوره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 91 00:05:11,129 --> 00:05:13,629 یارانش از ما در امان ترند 92 00:05:13,629 --> 00:05:17,129 تصمیم گرفتم در حالی که مشغول نماز بود نظرش را عوض کنم 93 00:05:17,129 --> 00:05:19,129 بعد ما را دعوت نکرد 94 00:05:19,129 --> 00:05:21,889 و خوب بود 95 00:05:21,889 --> 00:05:25,889 بنابراین او این نگرانی را در خودمان برای او دید 96 00:05:25,889 --> 00:05:29,389 در نماز عصر خوف یارانش را امامت کرد 97 00:05:29,389 --> 00:05:32,389 این اتفاق برای من کاملاً رخ داد 98 00:05:32,389 --> 00:05:35,389 گفتم مرد حرام است 99 00:05:35,389 --> 00:05:38,889 سپس از هم جدا شدیم و او از اسب های ما روی برگرداند 100 00:05:38,889 --> 00:05:41,480 و من حق را گرفتم 101 00:05:41,480 --> 00:05:44,480 هنگامی که در حدیبیه با قریش صلح کرد 102 00:05:44,480 --> 00:05:47,480 قریش او را دلداری دادند 103 00:05:47,480 --> 00:05:49,480 با خودم گفتم 104 00:05:49,480 --> 00:05:51,480 چیزی باقی نمی ماند 105 00:05:51,480 --> 00:05:53,480 دکترین کجاست؟ 106 00:05:53,480 --> 00:05:54,980 به نگوس 107 00:05:54,980 --> 00:05:56,980 او به دنبال محمد رفت 108 00:05:56,980 --> 00:05:59,980 و یارانش نزد او در امانند 109 00:05:59,980 --> 00:06:02,480 سپس خداوند رقل را بیرون آورد 110 00:06:02,480 --> 00:06:06,480 بنابراین من دین خود را ترک می کنم تا مسیحی یا یهودی شوم 111 00:06:06,480 --> 00:06:09,480 پس من با غیر عرب ها می مانم 112 00:06:09,480 --> 00:06:11,480 یا در خانه بمانید 113 00:06:11,480 --> 00:06:13,110 چه کسی باقی می ماند؟ 114 00:06:13,110 --> 00:06:15,110 من روی آن هستم 115 00:06:15,110 --> 00:06:18,610 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد 116 00:06:18,610 --> 00:06:20,610 در طول عمر پرونده 117 00:06:20,610 --> 00:06:22,110 و من غایب بودم 118 00:06:22,110 --> 00:06:24,110 ندیدم وارد شد 119 00:06:24,110 --> 00:06:26,610 برادرم ولید بن الولید بود 120 00:06:26,610 --> 00:06:29,610 با پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد 121 00:06:29,610 --> 00:06:31,610 در طول عمر پرونده 122 00:06:31,610 --> 00:06:34,110 او به دنبال من گشت اما مرا نیافت 123 00:06:34,110 --> 00:06:36,110 پس برایم نامه نوشت 124 00:06:36,110 --> 00:06:39,110 خوبی های زیادی در این کتاب وجود دارد 125 00:06:39,110 --> 00:06:42,610 وقتی کتاب را خواندم، آن را پیدا کردم 126 00:06:42,610 --> 00:06:45,610 بسم الله الرحمن الرحیم 127 00:06:45,610 --> 00:06:47,110 در مورد بعد 128 00:06:47,110 --> 00:06:49,610 هیچ چیز شگفت انگیزتر از رفتن ندیده ام 129 00:06:49,610 --> 00:06:51,110 نظر شما در مورد اسلام 130 00:06:51,110 --> 00:06:53,110 و ذهن شما ذهن شماست 131 00:06:53,110 --> 00:06:56,110 مانند اسلام، هیچ کس آن را نمی داند 132 00:06:56,110 --> 00:07:00,110 رسول خدا صلی الله علیه و آله از من پرسید 133 00:07:00,110 --> 00:07:01,110 و او گفت 134 00:07:01,110 --> 00:07:02,610 خالد کجاست؟ 135 00:07:02,610 --> 00:07:04,110 پس گفتم 136 00:07:04,110 --> 00:07:05,610 خدا می آورد 137 00:07:05,610 --> 00:07:07,139 و او گفت 138 00:07:07,139 --> 00:07:10,139 خالد نماینده جاهلیت از اسلام نبود 139 00:07:10,139 --> 00:07:13,139 اگر قصد داشت با او دشمنی کند، او را می یافت 140 00:07:13,139 --> 00:07:15,639 با مسلمانان در برابر مشرکان 141 00:07:15,639 --> 00:07:17,639 برای او بهتر است 142 00:07:17,639 --> 00:07:20,709 ما آن را به دیگران تحمیل کرده ایم 143 00:07:20,709 --> 00:07:23,709 پس برادرم آنچه را که از دست دادی جبران کن 144 00:07:23,709 --> 00:07:26,709 دلت برای شهروندان خوب تنگ شده است 145 00:07:26,709 --> 00:07:28,740 خالد گفت 146 00:07:28,740 --> 00:07:30,740 وقتی کتابش به دستم رسید 147 00:07:30,740 --> 00:07:32,740 برای خارج شدن فعال شد 148 00:07:32,740 --> 00:07:35,240 میل مرا به اسلام بیشتر کرد 149 00:07:35,240 --> 00:07:39,740 از گفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله خشنود شدم 150 00:07:39,740 --> 00:07:41,740 و در خواب می بینم 151 00:07:41,740 --> 00:07:45,240 انگار در یک سرزمین خشک و باریک هستم 152 00:07:45,240 --> 00:07:48,740 بنابراین من به یک کشور سبز و وسیع تر رفتم 153 00:07:48,740 --> 00:07:52,240 گفتم: این یک رؤیا است. 154 00:07:52,240 --> 00:07:55,240 پس به شهر آمدم و گفتم: 155 00:07:55,240 --> 00:07:57,240 برای ابوبکر ذکر می کنم 156 00:07:57,240 --> 00:07:59,240 یعنی بعد از مسلمان شدنش 157 00:07:59,240 --> 00:08:01,740 گفت پس به او اشاره کردم 158 00:08:01,740 --> 00:08:03,240 و او گفت 159 00:08:03,240 --> 00:08:06,740 او راه خروج شماست، کسی که شما را به اسلام هدایت کرد 160 00:08:06,740 --> 00:08:10,430 و آن پریشانی که در آن بودی شرک بود 161 00:08:10,430 --> 00:08:11,930 او گفت 162 00:08:11,930 --> 00:08:16,930 وقتی تصمیم گرفتم به نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بروم 163 00:08:16,930 --> 00:08:19,930 گفتم: همنشین من با محمد کیست؟ 164 00:08:19,930 --> 00:08:22,430 با صفوان بن امیه آشنا شدم 165 00:08:22,430 --> 00:08:24,930 پس گفتم یا ابووهب 166 00:08:24,930 --> 00:08:26,930 نمی بینی ما در چه وضعیتی هستیم؟ 167 00:08:26,930 --> 00:08:29,430 ما سر خوار هستیم 168 00:08:29,430 --> 00:08:33,429 محمد در میان عرب و عجم ظاهر شد 169 00:08:33,429 --> 00:08:36,929 اگر نزد محمد آمدیم و او از ما پیروی کرد 170 00:08:36,929 --> 00:08:39,929 عزت محمد عزت ماست 171 00:08:39,929 --> 00:08:41,929 ابا نافرمان ترین است 172 00:08:41,929 --> 00:08:43,429 و او گفت 173 00:08:43,429 --> 00:08:45,929 اگر از قریش کسی باقی نمی ماند 174 00:08:45,929 --> 00:08:48,429 من هیچ وقت دنبالش نکردم 175 00:08:48,429 --> 00:08:49,929 پس از هم جدا شدیم 176 00:08:49,929 --> 00:08:52,429 گفتم: این یک مرد موتوری است. 177 00:08:52,429 --> 00:08:54,429 واترا می پرسد 178 00:08:54,429 --> 00:08:57,429 پدر و برادرش در بدر کشته شدند 179 00:08:57,429 --> 00:08:58,929 خالد گفت 180 00:08:58,929 --> 00:09:01,429 سپس عکرمه بن ابی جهل را دیدم 181 00:09:01,429 --> 00:09:04,929 پس همان طور که به صفوان گفتم به او گفتم 182 00:09:04,929 --> 00:09:07,929 همان را به من گفت که صفوان گفت 183 00:09:07,929 --> 00:09:08,929 گفتم 184 00:09:08,929 --> 00:09:10,929 پس آنچه را که به شما اشاره کردم تا کنید 185 00:09:10,929 --> 00:09:13,429 گفت یادم نیست 186 00:09:13,429 --> 00:09:16,429 سپس به خانه ام رفتم 187 00:09:16,429 --> 00:09:19,429 پس دستور دادم که سوار بر من بیرون بیاید 188 00:09:19,429 --> 00:09:22,429 تا عثمان بن طلحه 189 00:09:22,429 --> 00:09:23,429 پس گفتم 190 00:09:23,429 --> 00:09:25,929 این برای یکی از دوستان من است 191 00:09:25,929 --> 00:09:28,429 حتی اگر به او بگویم که چه می خواهم 192 00:09:28,429 --> 00:09:31,429 سپس از پدرانش که کشته شدند نام بردم 193 00:09:31,429 --> 00:09:33,929 از ذکر او متنفر بودم 194 00:09:33,929 --> 00:09:35,429 بعد گفتم 195 00:09:35,429 --> 00:09:38,929 و من مجبور نیستم کاری انجام دهم در حالی که با ساعت خود می روم 196 00:09:38,929 --> 00:09:41,929 پس به او اشاره کردم که چه اتفاقی برایش افتاده است 197 00:09:41,929 --> 00:09:43,429 و من گفتم 198 00:09:43,429 --> 00:09:46,929 ما مثل یک روباه در سوراخ هستیم 199 00:09:46,929 --> 00:09:50,929 اگر آب بر او بریزند بیرون می آید 200 00:09:50,929 --> 00:09:54,429 من هم آنچه را که به دوستم گفتم به او گفتم 201 00:09:54,429 --> 00:09:57,429 سریع جواب داد و گفت 202 00:09:57,429 --> 00:10:00,929 من امروز شده ام و می خواهم بشوم 203 00:10:00,929 --> 00:10:04,429 این سفر من با تله آب و هوا است 204 00:10:04,429 --> 00:10:07,429 بنابراین در حالی که او عصبانی بود فرار کردم 205 00:10:07,429 --> 00:10:09,429 اگر از من پیشی بگیرد، می ماند 206 00:10:09,429 --> 00:10:11,929 اگر از او پیشی گرفتی، می مانی 207 00:10:11,929 --> 00:10:13,929 بنابراین ما توسط شعبده بازان هدایت شدیم 208 00:10:13,929 --> 00:10:15,929 سحر نیامد 209 00:10:15,929 --> 00:10:17,929 تا اینکه با آغاج آشنا شدیم 210 00:10:17,929 --> 00:10:21,429 پس رفتیم تا با الهدی ملاقات کردیم 211 00:10:21,429 --> 00:10:24,429 عمر بن العاص را در آن می یابیم 212 00:10:24,429 --> 00:10:26,929 گفت: خوش آمدید مردم 213 00:10:26,929 --> 00:10:28,429 گفتیم: و با تو. 214 00:10:28,429 --> 00:10:29,429 او گفت 215 00:10:29,429 --> 00:10:31,429 به کجا می روید؟ 216 00:10:31,429 --> 00:10:33,429 گفتیم: چه چیزی تو را بیرون آورد؟ 217 00:10:33,429 --> 00:10:34,429 او گفت 218 00:10:34,429 --> 00:10:36,429 چه کسی تو را بیرون آورد؟ 219 00:10:36,429 --> 00:10:37,429 گفتیم 220 00:10:37,429 --> 00:10:39,429 ورود به اسلام 221 00:10:39,429 --> 00:10:43,429 و پیروان محمد صلی الله علیه و آله و سلم 222 00:10:43,429 --> 00:10:44,429 او گفت 223 00:10:44,429 --> 00:10:47,429 این چیزی بود که من را معرفی کرد 224 00:10:47,429 --> 00:10:48,429 او گفت 225 00:10:48,429 --> 00:10:50,429 بنابراین او همه ما را برد 226 00:10:50,429 --> 00:10:52,429 تا اینکه شهر را معرفی کردیم 227 00:10:52,429 --> 00:10:55,429 پس با ظاهر زن آزاده ما را تحقیر کرد 228 00:10:55,429 --> 00:10:59,429 رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما خبر داد 229 00:10:59,429 --> 00:11:00,929 برای ما توضیح دهید 230 00:11:00,929 --> 00:11:03,429 بنابراین بهترین لباس هایم را پوشیدم 231 00:11:03,429 --> 00:11:07,929 سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتم 232 00:11:07,929 --> 00:11:09,929 برادرم با من آشنا شد 233 00:11:09,929 --> 00:11:11,429 سریعتر گفت 234 00:11:11,429 --> 00:11:14,429 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 235 00:11:14,429 --> 00:11:15,929 من ممکن است به شما بگویم 236 00:11:15,929 --> 00:11:17,929 ورودتان را توضیح دهید 237 00:11:17,929 --> 00:11:19,929 او منتظر شماست 238 00:11:19,929 --> 00:11:20,929 او گفت 239 00:11:20,929 --> 00:11:22,429 پس سریع راه افتادم 240 00:11:22,429 --> 00:11:23,929 پس رفتم بیرون 241 00:11:23,929 --> 00:11:25,929 او هنوز به من لبخند می زند 242 00:11:25,929 --> 00:11:27,929 تا اینکه روی آن ایستادم 243 00:11:27,929 --> 00:11:30,429 پس با نبوت به او سلام کردم 244 00:11:30,429 --> 00:11:33,929 با چهره ای آرام جواب سلام من را داد 245 00:11:33,929 --> 00:11:34,929 پس گفتم 246 00:11:34,929 --> 00:11:38,429 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 247 00:11:38,429 --> 00:11:40,429 و تو رسول خدا هستی 248 00:11:40,429 --> 00:11:44,429 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 249 00:11:44,429 --> 00:11:46,929 سپاس خداوندی را که شما را هدایت کرد 250 00:11:46,929 --> 00:11:49,429 دیدم تو عقل داری 251 00:11:49,429 --> 00:11:53,429 امیدوارم او فقط شما را به خیر راهنمایی کند 252 00:11:53,429 --> 00:11:55,429 عرض کردم یا رسول الله 253 00:11:55,929 --> 00:11:59,429 آنچه را که از آن شهرها بر ضد شما دیدم، دیدم 254 00:11:59,429 --> 00:12:01,429 او در مورد حقیقت سرسخت است 255 00:12:01,429 --> 00:12:04,429 پس از خدا بخواه که مرا ببخشد 256 00:12:04,429 --> 00:12:08,429 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 257 00:12:08,429 --> 00:12:12,000 اسلام باید مانند آنچه پیش از آن بود باشد 258 00:12:12,000 --> 00:12:15,500 عرض کردم یا رسول الله در این باره 259 00:12:15,500 --> 00:12:16,500 و او گفت 260 00:12:16,500 --> 00:12:19,500 خدایا خالد بن ولید را ببخش 261 00:12:19,500 --> 00:12:23,000 هر چیزی که مرا از راه تو باز می دارد 262 00:12:23,000 --> 00:12:24,659 خالد گفت 263 00:12:24,659 --> 00:12:27,159 عمر و عثمان پیش رفتند 264 00:12:27,159 --> 00:12:31,659 پس با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کرد 265 00:12:31,659 --> 00:12:34,159 به صفر رسیدیم 266 00:12:34,159 --> 00:12:36,659 سال هشتم پس از هجرت 267 00:12:36,659 --> 00:12:42,259 گنجینه های بیوگرافی 268 00:12:42,259 --> 00:12:45,259 عمر بن العاص اسلام آورد 269 00:12:45,259 --> 00:12:47,259 خداوند از او راضی باشد 270 00:12:47,259 --> 00:12:51,490 عمر بن العاص گفت 271 00:12:51,490 --> 00:12:53,490 وقتی از سنگر خارج شدیم 272 00:12:53,490 --> 00:12:55,990 مردانی از قریش جمع کردم 273 00:12:55,990 --> 00:12:57,490 و من گفتم 274 00:12:57,490 --> 00:12:59,490 به خدا به فرمان محمد 275 00:12:59,490 --> 00:13:01,990 با انکار برمی خیزد 276 00:13:01,990 --> 00:13:04,990 به خدا هیچ اتفاقی برایش نمی افتد 277 00:13:04,990 --> 00:13:06,990 و من یک نظر دیدم 278 00:13:06,990 --> 00:13:08,990 گفتند این چیست؟ 279 00:13:08,990 --> 00:13:09,990 او گفت 280 00:13:09,990 --> 00:13:13,490 برای رسیدن به نگوس در پادگان ما 281 00:13:13,490 --> 00:13:15,490 اگر مردم ما بافته 282 00:13:15,490 --> 00:13:17,490 این ما هستیم که می دانستیم 283 00:13:17,490 --> 00:13:18,990 به آنها برمی گردیم 284 00:13:18,990 --> 00:13:20,990 و اگر محمد ظهور کند 285 00:13:20,990 --> 00:13:23,990 بنابراین ما زیر دست نگوس خواهیم بود 286 00:13:23,990 --> 00:13:27,990 نزد ما محبوبتر از این است که زیر دست محمد باشیم 287 00:13:27,990 --> 00:13:29,990 گفتند مجروح شدم 288 00:13:29,990 --> 00:13:30,990 گفتم 289 00:13:30,990 --> 00:13:32,990 بنابراین برای او هدایایی خریدند 290 00:13:32,990 --> 00:13:37,490 یکی از شگفت انگیزترین چیزهایی که از سرزمین ما به او هدیه شد، انسان بود 291 00:13:37,490 --> 00:13:38,990 یعنی چرم 292 00:13:38,990 --> 00:13:43,049 پس برای او خون زیادی جمع کردیم و به او تقدیم کردیم 293 00:13:43,049 --> 00:13:47,049 پس عمر بن امیه الدمری با او موافقت کرد 294 00:13:47,049 --> 00:13:50,049 پیامبر صلی الله علیه و آله او را مبعوث کرد 295 00:13:50,049 --> 00:13:52,049 در مورد جعفر و یارانش 296 00:13:53,049 --> 00:13:55,120 وقتی دیدمش گفتم: 297 00:13:55,120 --> 00:13:57,120 ممکنه بکشمش 298 00:13:57,120 --> 00:14:00,120 هدایایی برای نگوس آورده شد 299 00:14:00,120 --> 00:14:02,149 النجاشی گفت 300 00:14:02,149 --> 00:14:05,149 سلام و خوش آمدید دوست من 301 00:14:05,149 --> 00:14:07,149 عمر گفت 302 00:14:07,149 --> 00:14:08,149 ای پادشاه 303 00:14:08,149 --> 00:14:12,149 من رسول محمد را با تو دیدم 304 00:14:12,149 --> 00:14:16,149 او مردی است که بخشی از ما شد و بزرگان ما را کشت 305 00:14:16,149 --> 00:14:18,149 پس بگذار گردنش را بزنم 306 00:14:18,149 --> 00:14:20,149 نگوس عصبانی شد 307 00:14:20,149 --> 00:14:22,149 به دماغش زد 308 00:14:22,149 --> 00:14:24,149 من فکر کردم او آن را شکسته است 309 00:14:24,149 --> 00:14:28,149 اگر زمین به روی من باز می شد، وارد آن می شدم 310 00:14:28,149 --> 00:14:30,149 بنابراین به نگوس گفتم 311 00:14:30,149 --> 00:14:34,149 اگر فکر می کردم از این متنفر هستید، از شما نمی پرسیدم 312 00:14:34,149 --> 00:14:35,149 او به من گفت 313 00:14:35,149 --> 00:14:38,149 تو از من خواستی که قاصد مردی را به تو بدهم 314 00:14:38,149 --> 00:14:42,149 شریعت مانند موسی کبیر برای او می آید 315 00:14:42,149 --> 00:14:43,149 شما او را بکشید 316 00:14:43,149 --> 00:14:44,149 گفتم 317 00:14:44,149 --> 00:14:47,149 و اگر مال شماست 318 00:14:47,149 --> 00:14:48,149 گفت بله 319 00:14:48,149 --> 00:14:51,149 سپس نجاشی به عمر بن العاص گفت 320 00:14:51,149 --> 00:14:54,470 به خدا من مشاور شما هستم 321 00:14:54,470 --> 00:14:55,470 پس دنبال کن 322 00:14:55,470 --> 00:14:59,470 به خدا سوگند آنچه را که موسی و سپاهیانش انجام دادند به شما نشان خواهد داد 323 00:14:59,470 --> 00:15:00,470 گفتم 324 00:15:00,470 --> 00:15:02,470 ای پادشاه 325 00:15:02,470 --> 00:15:05,470 پس در اسلام با من بیعت کردی 326 00:15:05,470 --> 00:15:07,470 و او گفت بله 327 00:15:07,470 --> 00:15:09,470 پس دستش را دراز کرد 328 00:15:09,470 --> 00:15:14,470 پس او را بر اساس اسلام به رسول خدا صلی الله علیه و آله فروخت 329 00:15:14,470 --> 00:15:16,470 و من از آن خارج شدم 330 00:15:17,470 --> 00:15:19,470 رفتم بیرون پیش دوستانم 331 00:15:19,470 --> 00:15:21,470 نظر من عوض شده 332 00:15:21,470 --> 00:15:23,470 گفتند: پشت سرت چیست؟ 333 00:15:23,470 --> 00:15:25,470 گفتم خوبه 334 00:15:25,470 --> 00:15:27,500 وقتی عصر شد 335 00:15:27,500 --> 00:15:31,500 روی اسبم نشستم و آنها را رها کردم 336 00:15:31,500 --> 00:15:33,500 به خدا من عاشقم 337 00:15:33,500 --> 00:15:37,500 وقتی خالد بن ولید را با راهنمایی ملاقات کردم 338 00:15:37,500 --> 00:15:39,500 او و عثمان بن طلحه 339 00:15:39,500 --> 00:15:40,500 پس گفتم 340 00:15:40,500 --> 00:15:43,500 کجا می روی ای ابوسلیمان؟ 341 00:15:43,500 --> 00:15:44,500 او گفت 342 00:15:44,500 --> 00:15:46,500 من می روم و خدا در امان است 343 00:15:46,500 --> 00:15:50,500 بخدا سوگند علامت صاف شده است 344 00:15:50,500 --> 00:15:54,500 آن مرد پیغمبر است که من شک دارم 345 00:15:54,500 --> 00:15:55,529 پس گفتم 346 00:15:55,529 --> 00:15:57,529 و به خدا سوگند 347 00:15:57,529 --> 00:15:59,559 گم شده از شهر 348 00:15:59,559 --> 00:16:01,559 پس گفتم یا رسول الله 349 00:16:01,559 --> 00:16:06,559 من با تو بیعت می کنم به شرطی که گناهان قبلی ام آمرزیده شود 350 00:16:06,559 --> 00:16:07,559 او به من گفت 351 00:16:07,559 --> 00:16:09,559 ای عمر 352 00:16:09,559 --> 00:16:10,559 بیعت کن 353 00:16:10,559 --> 00:16:14,559 اسلام مهمتر از آنچه پیش از آن بوده است 354 00:16:14,559 --> 00:16:17,080 گنجینه های بیوگرافی