1 00:00:00,530 --> 00:00:08,529 توقف کنید و از صحابه و علما و علما بیاموزید 2 00:00:12,619 --> 00:00:18,670 یک چالش جدی برای اینکه من هستم 3 00:00:18,670 --> 00:00:22,670 من یک همدم قبطی از مصر هستم 4 00:00:22,670 --> 00:00:27,739 بنده عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه بودم 5 00:00:27,739 --> 00:00:31,739 پس مرا به پیامبر صلی الله علیه و آله راهنمایی کرد 6 00:00:31,739 --> 00:00:37,740 پس هنگامی که من را از تبدیل شدن عباس رضی الله عنه به او خبر دادم مرا آزاد کرد. 7 00:00:37,740 --> 00:00:42,799 پس خادم رسول خدا صلی الله علیه و آله شد 8 00:00:42,799 --> 00:00:45,990 من قبل از جنگ بدر اسلام آوردم 9 00:00:45,990 --> 00:00:49,990 وارد اسلام شده بودیم اهل بیت 10 00:00:49,990 --> 00:00:51,990 پس عباس اسلام آورد 11 00:00:51,990 --> 00:00:54,990 همسرش ام الفضل به اسلام گروید 12 00:00:54,990 --> 00:00:55,990 و من مسلمان شدم 13 00:00:55,990 --> 00:00:59,020 عباس رضی الله عنه بود 14 00:00:59,020 --> 00:01:02,020 او از مردم خود می ترسد و از اختلافات آنها متنفر است 15 00:01:02,020 --> 00:01:05,019 اسلامش را پنهان می کرد 16 00:01:05,019 --> 00:01:10,019 او پول زیادی داشت و در بین مردمش پراکنده شد 17 00:01:10,019 --> 00:01:13,790 ابولهب دشمن خدا بود 18 00:01:13,790 --> 00:01:16,790 جنگ بدر را از دست داد 19 00:01:16,790 --> 00:01:20,890 هنگامی که خبر ابتلای اصحاب بدر از قریش رسید 20 00:01:20,890 --> 00:01:23,890 خداوند او را سرکوب و رسوا کرد 21 00:01:23,890 --> 00:01:26,209 و من لیوان درست می کردم 22 00:01:26,209 --> 00:01:29,209 در اتاق زمزم حک کردم 23 00:01:29,209 --> 00:01:34,340 به خدا من آنجا نشسته ام و فنجان هایم را می نوشم 24 00:01:34,340 --> 00:01:37,340 من ام الفضل نشسته ام 25 00:01:37,340 --> 00:01:40,340 از این خبر خوشحال شدیم 26 00:01:40,340 --> 00:01:42,400 سپس ابولهب آمد 27 00:01:42,400 --> 00:01:45,400 انسان هایی که پای او را می کشند 28 00:01:45,400 --> 00:01:48,400 تا اینکه کنار دیوار اتاق نشست 29 00:01:48,400 --> 00:01:51,400 پشتش به پشت من بود 30 00:01:51,400 --> 00:01:53,430 در حالی که نشسته بود 31 00:01:53,430 --> 00:01:56,430 وقتی ابوسفیان بن الحارث آمد 32 00:01:56,430 --> 00:01:58,430 ابولهب گفت 33 00:01:58,430 --> 00:02:01,430 برای من مادر میشی، برادرزاده ام؟ 34 00:02:01,430 --> 00:02:03,430 از عمر خبر دارید 35 00:02:03,430 --> 00:02:05,459 پس نزد او نشست 36 00:02:05,459 --> 00:02:06,459 و او گفت 37 00:02:06,459 --> 00:02:08,460 برادرزاده ام 38 00:02:08,460 --> 00:02:11,460 به من بگو مردم چگونه بودند 39 00:02:11,460 --> 00:02:12,460 او گفت 40 00:02:12,460 --> 00:02:13,460 هیچی 41 00:02:13,460 --> 00:02:17,460 به خدا ما فقط مردم را انداختیم 42 00:02:17,460 --> 00:02:19,460 بنابراین ما به آنها شانه هایمان را دادیم 43 00:02:19,460 --> 00:02:22,460 هر طور که بخواهند ما را می کشند 44 00:02:22,460 --> 00:02:25,460 ما را هر طور که بخواهند می گیرند 45 00:02:25,460 --> 00:02:27,460 و با وجود این به خدا سوگند 46 00:02:27,460 --> 00:02:29,460 مگر اینکه مردم را مقصر بدانید 47 00:02:29,460 --> 00:02:31,460 ما با مردان سفید پوست آشنا شدیم 48 00:02:31,460 --> 00:02:33,460 بر اسب های بلق 49 00:02:33,460 --> 00:02:35,460 بین زمین و آسمان 50 00:02:35,460 --> 00:02:39,460 به خدا هیچ چیز نمی تواند به او کمک کند 51 00:02:39,460 --> 00:02:42,560 پس پرده اتاق را با دستم بالا بردم 52 00:02:42,560 --> 00:02:43,560 بعد گفتم 53 00:02:43,560 --> 00:02:46,560 آنها به خدا فرشتگانند 54 00:02:46,560 --> 00:02:48,659 ابولهب دستش را بلند کرد 55 00:02:48,659 --> 00:02:51,659 محکم به صورتم زد 56 00:02:51,659 --> 00:02:53,659 پس قیام کرد 57 00:02:53,659 --> 00:02:54,659 پس تحملم کن 58 00:02:54,659 --> 00:02:56,659 پس مرا به زمین زد 59 00:02:56,659 --> 00:02:59,659 سپس مرا صلوات کرد و مرا زد 60 00:02:59,659 --> 00:03:01,659 من مرد ضعیفی بودم 61 00:03:01,659 --> 00:03:03,659 سپس ام الفضل برخاست 62 00:03:03,659 --> 00:03:06,659 به یکی از ستون های اتاق 63 00:03:06,659 --> 00:03:09,659 بنابراین من آن را گرفتم و با آن به او زدم 64 00:03:09,659 --> 00:03:11,659 سرش را ترکاند 65 00:03:11,659 --> 00:03:13,659 یک استدلال شرم آور 66 00:03:13,659 --> 00:03:14,659 او گفت 67 00:03:14,659 --> 00:03:18,659 اگر اربابش از او غایب باشد او را ضعیف می کنید 68 00:03:18,659 --> 00:03:21,750 پس با تحقیر برخاست 69 00:03:21,750 --> 00:03:24,750 به خدا قسم فقط هفت شب زنده ماند 70 00:03:24,750 --> 00:03:28,750 تا اینکه خداوند به او زخمی داد و او را کشت 71 00:03:28,750 --> 00:03:33,909 دو پسرش دو سه شب او را گذاشتند تا دفنش کنند 72 00:03:33,909 --> 00:03:36,909 حتی شما در خانه او هستید 73 00:03:36,909 --> 00:03:42,000 قریش از زخم و عفونت آن می ترسیدند 74 00:03:42,000 --> 00:03:45,000 مردم نیز از طاعون می ترسند 75 00:03:45,000 --> 00:03:48,000 تا اینکه مردی از قریش به آنها گفت 76 00:03:48,000 --> 00:03:51,000 و به شما امر می کنند که شرم نکنید 77 00:03:52,000 --> 00:03:55,000 خانه پدرت بوی تعفن می دهد 78 00:03:55,000 --> 00:03:57,000 و آن را از دست ندهید 79 00:03:57,000 --> 00:03:58,000 او گفت 80 00:03:58,000 --> 00:04:01,000 ما از این زخم می ترسیم 81 00:04:01,000 --> 00:04:02,099 او گفت 82 00:04:02,099 --> 00:04:05,099 اگر طلاق بگیرند من با شما خواهم بود 83 00:04:05,099 --> 00:04:09,159 آن را شستند مگر با آب انداختن 84 00:04:09,159 --> 00:04:12,159 از دور او را لمس می کنند 85 00:04:12,159 --> 00:04:15,219 سپس او را به رختخواب بردند 86 00:04:15,219 --> 00:04:19,220 پس او را در بالای مکه کنار دیواری دفن کردند 87 00:04:19,220 --> 00:04:23,220 بر او سنگ پرتاب کردند تا او را پوشاندند 88 00:04:23,220 --> 00:04:26,959 سپس به شهر مهاجرت کرد 89 00:04:26,959 --> 00:04:31,959 من شاهد غزوات با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 90 00:04:31,959 --> 00:04:34,959 از او اجازه گرفتم که از خیریه بگیرم 91 00:04:34,959 --> 00:04:35,959 و او گفت 92 00:04:35,959 --> 00:04:39,959 ارباب مردم از خودشان است 93 00:04:39,959 --> 00:04:42,959 صدقه دادن برای ما جایز نیست 94 00:04:42,959 --> 00:04:45,149 من کی هستم؟ 95 00:04:54,759 --> 00:04:58,240 مولا اگر تلاش کند قویتر می شود 96 00:04:58,240 --> 00:05:01,819 اینجا بودند به ریما حیات آب می دادند 97 00:05:01,819 --> 00:05:02,819 پاسخ 98 00:05:02,819 --> 00:05:04,819 ابو رافعی 99 00:05:04,819 --> 00:05:08,819 بنده ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 100 00:05:08,819 --> 00:05:13,819 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 101 00:05:13,819 --> 00:05:18,819 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 102 00:05:18,819 --> 00:05:23,819 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 103 00:05:23,819 --> 00:05:28,819 و دنیای رویاها آنها را زیبا کرد 104 00:05:28,819 --> 00:05:43,480 توقف کن و از صحابه و علما و حق تعالی یاد کن 105 00:05:43,480 --> 00:05:48,949 بهترین چیز این است که بی ارزش است 106 00:05:48,949 --> 00:05:55,290 یک چالش جدید از طرف من 107 00:05:55,290 --> 00:06:00,290 من از اصحاب انصار هستم 108 00:06:00,290 --> 00:06:02,290 و پدرم استاد خزرج است 109 00:06:02,290 --> 00:06:07,290 خانه ما یکی از شریف ترین و قدیمی ترین خانه های عرب است 110 00:06:07,290 --> 00:06:11,319 همان طور که در آن زمان عرب ثروتمند و نجیب مرسوم بود 111 00:06:11,319 --> 00:06:15,319 ما منادی داشتیم که بالای تپه ایستاده بود 112 00:06:15,319 --> 00:06:19,319 دو میهمان برای خوردن در طول روز فراخوانده می شوند 113 00:06:19,319 --> 00:06:24,319 او برای گهواره غریبه ای شبانه آتش روشن می کند 114 00:06:24,319 --> 00:06:26,319 و مردم می گفتند 115 00:06:26,319 --> 00:06:32,319 هر که چربی و گوشت را دوست دارد به خانه دلیم بن حارثه بیاید 116 00:06:32,319 --> 00:06:36,670 هیچ ریش و مویی روی صورتم نبود 117 00:06:36,670 --> 00:06:39,670 انصار می گفتند: 118 00:06:39,670 --> 00:06:43,670 می خواستیم با پولمان برایت ریش بخریم 119 00:06:43,670 --> 00:06:47,670 و با این حال من از اعراب بودم 120 00:06:47,670 --> 00:06:51,670 به دلیل تدبیر، مهارت و هوش خود معروف هستند 121 00:06:51,670 --> 00:06:53,670 و اگر اسلام نبود 122 00:06:53,670 --> 00:06:57,670 وقتی فریبکاری کردم، اعراب طاقت نیاوردند 123 00:06:57,670 --> 00:07:02,699 خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودم 124 00:07:02,699 --> 00:07:07,699 من برای او مانند افسر پلیس برای شاهزاده بودم 125 00:07:07,699 --> 00:07:10,699 و من پرچم او را در برخی تهاجمات حمل کردم 126 00:07:10,699 --> 00:07:13,699 و از من برای صدقه دادن استفاده کرد 127 00:07:13,699 --> 00:07:17,790 و هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث شد 128 00:07:17,790 --> 00:07:19,790 ابوعبیده بن الجراح 129 00:07:19,790 --> 00:07:23,790 با او سیصد نفر از مهاجران و انصار بودند 130 00:07:23,790 --> 00:07:25,790 من با آنها بودم 131 00:07:25,790 --> 00:07:28,790 این تلاش بزرگ بر سر ما آمد 132 00:07:28,790 --> 00:07:31,819 پس نه شتر برای آنها ذبح شد 133 00:07:31,819 --> 00:07:35,819 ما حتی یک نهنگ را در ساحل دریا پیدا کردیم 134 00:07:35,819 --> 00:07:37,819 بنابراین یک ماه از آن خوردیم 135 00:07:37,819 --> 00:07:40,819 تا اینکه سلامتی ما برگشت 136 00:07:40,819 --> 00:07:46,949 من در سفرهایی که با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشتم به مردم اطعام می کردم 137 00:07:46,949 --> 00:07:49,949 و اگر از آنچه داشتم تمام شد 138 00:07:49,949 --> 00:07:52,949 خم شدم تا به آنها غذا بدهم 139 00:07:52,949 --> 00:07:55,949 من هر روز نماز می خواندم 140 00:07:55,949 --> 00:07:58,949 بیا به گوشت و فرنی 141 00:07:58,949 --> 00:08:02,910 پیرزنی پیش من آمد و گفت: 142 00:08:02,910 --> 00:08:07,910 از نبود موش در خانه ام از شما گله دارم 143 00:08:07,910 --> 00:08:11,910 بنابراین گفتم: "این استعاره چقدر خوب است؟" 144 00:08:11,910 --> 00:08:14,910 خانه اش را پر از نان و گوشت کن 145 00:08:14,910 --> 00:08:16,910 نام و تاریخ ما 146 00:08:16,910 --> 00:08:21,199 زمینم را نود هزار فروختم 147 00:08:21,199 --> 00:08:23,199 پس شهر آمد 148 00:08:23,199 --> 00:08:26,199 بنابراین به تماس گیرنده دستور دادم که صدا بزند 149 00:08:26,199 --> 00:08:29,199 هرکی قرض میخواد بیاد 150 00:08:29,199 --> 00:08:32,200 پس از آن پنجاه هزار قرض دادم 151 00:08:32,200 --> 00:08:34,200 و بقیه را خرج کردم 152 00:08:34,200 --> 00:08:37,259 بعد از آن حوصله ام سر رفت 153 00:08:37,259 --> 00:08:39,259 پس بگو عوضی 154 00:08:39,259 --> 00:08:41,259 پس به همسرم گفتم 155 00:08:41,259 --> 00:08:46,259 من افراد کمی را می بینم که در طول این بیماری به ملاقات من آمده باشند 156 00:08:46,259 --> 00:08:48,259 و من این را می بینم 157 00:08:48,259 --> 00:08:51,259 به خاطر خودم از وام به مردم بدهکارم 158 00:08:51,259 --> 00:08:54,419 بنابراین به تماس گیرنده دستور دادم که صدا بزند 159 00:08:54,419 --> 00:08:59,419 هر که به ما بدهکار باشد از آن مبرا است 160 00:08:59,419 --> 00:09:05,519 غروب به دلیل تعدد چوب ها آستانه در من شکسته شد 161 00:09:05,519 --> 00:09:07,649 من کی هستم؟ 162 00:09:07,649 --> 00:09:15,330 بهترین مثال 163 00:09:15,330 --> 00:09:20,330 وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد 164 00:09:20,330 --> 00:09:25,330 اینجا بودند غیب زندگی ما را سیراب می کردند 165 00:09:25,330 --> 00:09:26,330 پاسخ 166 00:09:26,330 --> 00:09:30,330 قیس بن سعد بن عباده رضی الله عنهم 167 00:09:30,330 --> 00:09:35,330 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 168 00:09:35,330 --> 00:09:41,330 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 169 00:09:41,330 --> 00:09:46,330 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 170 00:09:46,330 --> 00:09:51,330 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد 171 00:09:51,330 --> 00:10:01,340 توقف کنید 172 00:10:01,340 --> 00:10:05,340 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد 173 00:10:05,340 --> 00:10:10,100 بهترین روستا یک نمونه بارز است 174 00:10:10,100 --> 00:10:14,100 یک چالش جدید از طرف من 175 00:10:14,100 --> 00:10:21,409 من از صحابه و از پیشوایان قریش هستم 176 00:10:21,409 --> 00:10:24,500 و یکی از بزرگترین آنها 177 00:10:24,500 --> 00:10:26,500 من مولای بنی جماعت هستم 178 00:10:26,500 --> 00:10:30,730 من در دوران جاهلیت دچار ناملایمات شدم 179 00:10:30,730 --> 00:10:36,730 پدرم در روز بدر به دست بلال بن رباح رضی الله عنه کشته شد 180 00:10:36,730 --> 00:10:41,860 پس از او به ارث بردم کینه اسلام و دشمنی با مسلمانان را 181 00:10:41,860 --> 00:10:46,500 اسلام تا بعد از فتح مکه به تأخیر افتاد 182 00:10:46,500 --> 00:10:51,500 من با پیامبر صلی الله علیه و آله دشمنی زیادی داشتم 183 00:10:51,500 --> 00:10:55,559 من حتی ترتیبی دادم که او را به جانش بیاندازم 184 00:10:55,559 --> 00:11:00,559 این تلاش بین من و پسر عمویم عمیر بن وهب بود 185 00:11:00,559 --> 00:11:04,559 هیچ کس از آن خبر ندارد 186 00:11:04,559 --> 00:11:09,559 در آن با او عهد کردم که مخارج خانواده اش را از طرف او تقبل کنم 187 00:11:09,559 --> 00:11:12,559 و بدهی خود را بپردازد 188 00:11:12,559 --> 00:11:17,559 در مقابل کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله 189 00:11:17,559 --> 00:11:20,559 با این حال، تلاش شکست خورد 190 00:11:20,559 --> 00:11:23,559 زمانی که عمیر بن وهب اسلام آورد 191 00:11:23,559 --> 00:11:27,559 بعد از اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 192 00:11:27,559 --> 00:11:32,360 آنچه بین من و او در حجر کعبه گذشت 193 00:11:32,360 --> 00:11:34,360 پس از فتح مکه 194 00:11:34,360 --> 00:11:39,360 من از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ترسیدم 195 00:11:39,360 --> 00:11:42,360 بنابراین او به سمت دریا فرار کرد 196 00:11:42,360 --> 00:11:47,360 پس به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله سلامت فرستاد 197 00:11:47,360 --> 00:11:51,519 او به من چهار ماه فرصت داد تا موضوعم را بررسی کنم 198 00:11:51,519 --> 00:11:56,519 سپس رضی الله عنه به جنگ حنین رفت 199 00:11:56,519 --> 00:12:01,519 پس مرا فرستاد تا اسلحه ای را که داشتم قرض کنم 200 00:12:01,519 --> 00:12:04,519 خواسته یا ناخواسته گفتم 201 00:12:04,519 --> 00:12:09,620 گفت نه، اما از روی اختیار، پس قرض دادم 202 00:12:09,620 --> 00:12:13,620 سپس با او بیرون رفتم و حنین و طائف را دیدم 203 00:12:13,620 --> 00:12:16,809 من هنوز در ناباوری هستم 204 00:12:16,809 --> 00:12:19,809 پس از پایان جنگ و جمع آوری غنایم 205 00:12:19,809 --> 00:12:23,809 به مردمی که پر از دام بودند نگاه کردم 206 00:12:23,809 --> 00:12:25,809 مدام به او نگاه می کردم 207 00:12:25,809 --> 00:12:29,809 می دانم که کاری به آن ندارم 208 00:12:29,809 --> 00:12:32,809 چون هنوز در ناباوری هستم 209 00:12:32,809 --> 00:12:38,000 رسول خدا صلی الله علیه و آله از دور به من نگاه کرد 210 00:12:38,000 --> 00:12:41,000 سپس به سمت من آمد و به من گفت 211 00:12:41,000 --> 00:12:43,000 شما این را دوست داشتید 212 00:12:43,000 --> 00:12:45,000 گفتم بله 213 00:12:45,000 --> 00:12:48,320 گفت مال توست 214 00:12:48,320 --> 00:12:53,320 گفتم: هیچکس با چنین چیزی خوشحال نمی شود 215 00:12:53,320 --> 00:12:55,639 جز روح پیامبر 216 00:12:55,639 --> 00:12:58,639 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 217 00:12:58,639 --> 00:13:02,700 و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست 218 00:13:02,700 --> 00:13:07,700 به خدا قسم رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به من داد 219 00:13:07,700 --> 00:13:09,700 و به من داد 220 00:13:09,700 --> 00:13:12,769 او منفورترین فرد برای من است 221 00:13:12,769 --> 00:13:17,769 او مدام به من می داد تا اینکه محبوب ترین فرد برای من شد 222 00:13:17,769 --> 00:13:22,820 و هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله خواست 223 00:13:22,820 --> 00:13:26,820 برای برگرداندن سلاحی که از من به امانت گرفته بود 224 00:13:26,820 --> 00:13:29,820 مشخص شد که مقداری از آن آسیب دیده است 225 00:13:29,820 --> 00:13:33,820 به من گفت: اگر بخواهی او را برایت جریمه می کنم 226 00:13:33,820 --> 00:13:35,919 پس گفتم نه 227 00:13:35,919 --> 00:13:39,919 بلکه به این دلیل به اسلام میل دارم 228 00:13:39,919 --> 00:13:42,080 من کی هستم؟ 229 00:13:52,149 --> 00:14:00,690 پاسخ 230 00:14:00,690 --> 00:14:04,690 صفوان بن امیه رضی الله عنه 231 00:14:04,690 --> 00:14:09,820 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 232 00:14:09,820 --> 00:14:14,820 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 233 00:14:14,820 --> 00:14:19,820 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 234 00:14:19,820 --> 00:14:25,820 و دنیای انسانها پر از جذابیت شد 235 00:14:25,820 --> 00:14:35,539 توقف کنید 236 00:14:35,539 --> 00:14:39,539 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد 237 00:14:39,539 --> 00:14:44,539 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها 238 00:14:44,539 --> 00:14:48,539 یک چالش جدید از طرف من 239 00:14:48,539 --> 00:14:54,100 من از علمای صحابه هستم 240 00:14:54,100 --> 00:14:56,100 در جوانی مسلمان شدم 241 00:14:56,100 --> 00:14:59,100 من از متحدان انصار بودم 242 00:14:59,100 --> 00:15:03,259 بعد از فوت پدرم با مادرم به شهر آمدم 243 00:15:03,259 --> 00:15:06,259 با مرد انصار ازدواج کرد 244 00:15:06,259 --> 00:15:11,259 بنابراین من در اتاق او بزرگ شدم تا اینکه پسر شدم 245 00:15:11,259 --> 00:15:16,289 در مجالس پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت می کردم 246 00:15:16,289 --> 00:15:19,289 بنابراین من اطلاعات زیادی در مورد او حفظ کردم 247 00:15:19,289 --> 00:15:22,289 و چه چیزی مرا از گفتن باز می دارد 248 00:15:22,289 --> 00:15:27,289 با این حال، اینجا مردانی هستند که از من بزرگتر هستند 249 00:15:27,289 --> 00:15:31,759 زمانی که غزوه احد بود 250 00:15:31,759 --> 00:15:35,759 می خواستم با مسلمانان در جنگ شرکت کنم 251 00:15:35,759 --> 00:15:40,759 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا به خاطر سن کمم برگرداند 252 00:15:40,759 --> 00:15:44,759 رافع بن خدیج رضی الله عنه به آن اجازه داد 253 00:15:44,759 --> 00:15:47,820 پس گفتم یا رسول الله 254 00:15:47,820 --> 00:15:50,820 من این را پذیرفتم و دریافت کردم 255 00:15:50,820 --> 00:15:53,820 اگر با او کشتی می گرفتم، با او کشتی می گرفتم 256 00:15:53,820 --> 00:15:56,919 ایشان رضی الله عنه فرمودند 257 00:15:56,919 --> 00:15:59,919 این را بنویس و مبارزه کن 258 00:15:59,919 --> 00:16:02,919 پس با او کشتی گرفتم و او را زمین زدم 259 00:16:02,919 --> 00:16:07,690 پس به من اجازه داد، رضی الله عنه 260 00:16:07,690 --> 00:16:11,690 من در زمان امویان والی بصره بودم 261 00:16:11,690 --> 00:16:15,690 در دوره ام بر خوارج سخت گیری می کردم 262 00:16:15,690 --> 00:16:19,690 اگر یکی از آنها را برایم می آوردند، او را می کشتم 263 00:16:19,690 --> 00:16:24,690 و من می گویم بد، کشتن در زیر فلک آسمان 264 00:16:24,690 --> 00:16:29,690 مسلمانان را کافر می دانند و خون می ریزند 265 00:16:29,690 --> 00:16:40,710 من کی هستم؟ 266 00:16:40,710 --> 00:16:47,789 هنگامي كه رسول مي دويد و يا آب مي دادند، پيغمبر را دنبال مي كرد 267 00:16:47,789 --> 00:16:55,190 جواب سمره بن جند بن رضی الله عنه است 268 00:16:55,190 --> 00:17:00,220 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 269 00:17:00,220 --> 00:17:05,220 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 270 00:17:05,220 --> 00:17:11,220 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 271 00:17:11,220 --> 00:17:16,220 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد 272 00:17:16,220 --> 00:17:27,730 توقف کن و از صحابه و علما و حق تعالی یاد کن 273 00:17:27,730 --> 00:17:31,920 قرون مواضع و مصادیق آفریده است 274 00:17:31,920 --> 00:17:35,920 یک چالش جدید از طرف من 275 00:17:35,920 --> 00:17:42,450 من از اصحاب مکه هستم 276 00:17:42,450 --> 00:17:45,509 من اسلام آوردم و از مستضعفین بودم 277 00:17:45,509 --> 00:17:48,509 من نتوانستم مهاجرت کنم 278 00:17:48,509 --> 00:17:53,539 پس از عهدنامه حدیبیه توانستم از دست مشرکان فرار کنم 279 00:17:53,539 --> 00:17:56,539 پس شهر آمد 280 00:17:56,539 --> 00:18:00,539 پس قریش از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند 281 00:18:00,539 --> 00:18:02,539 تا مرا به آنها برگرداند 282 00:18:02,539 --> 00:18:06,539 زیرا او با آنها آشتی کرده بود به شرطی که به آنها پاسخ دهد 283 00:18:06,539 --> 00:18:09,539 هر که مسلمان بیاید 284 00:18:09,539 --> 00:18:12,539 آنها دو نفر از مردان خود را دنبال من فرستادند 285 00:18:12,539 --> 00:18:16,640 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا زد 286 00:18:16,640 --> 00:18:18,640 او به من گفت 287 00:18:18,640 --> 00:18:23,640 این افراد همانطور که می دانید با ما صلح کرده اند 288 00:18:23,640 --> 00:18:26,640 و ما خیانت نمی کنیم 289 00:18:26,640 --> 00:18:28,700 حقیقت با مردم شماست 290 00:18:28,700 --> 00:18:31,700 پس گفتم یا رسول الله 291 00:18:31,700 --> 00:18:36,700 مرا به مشرکانی برگردان که مرا در دینم وسوسه می کنند 292 00:18:36,700 --> 00:18:39,700 ایشان رضی الله عنه فرمودند 293 00:18:39,700 --> 00:18:41,700 صبور باش و بشمار 294 00:18:41,700 --> 00:18:46,700 خداوند آن را برای شما و کسانی که با شما از ضعیفان مؤمن هستند قرار داده است 295 00:18:46,700 --> 00:18:48,700 یک تسکین و یک راه خروج 296 00:18:48,700 --> 00:18:51,440 بنابراین من با آنها بیرون رفتم 297 00:18:51,440 --> 00:18:54,440 حتی اگر در ذی الحلفه بودیم 298 00:18:54,440 --> 00:18:57,440 کنار یک دیوار نشستیم 299 00:18:57,440 --> 00:18:59,440 به یکی از آنها گفتم 300 00:18:59,440 --> 00:19:01,440 شمشیر خود را تیز کن 301 00:19:01,440 --> 00:19:03,440 گفت بله 302 00:19:03,440 --> 00:19:06,440 گفتم بگذار نگاهم کنم 303 00:19:06,440 --> 00:19:09,440 گفت: اگر بخواهی. 304 00:19:09,440 --> 00:19:11,440 پس شمشیر برداشتم 305 00:19:11,440 --> 00:19:13,440 بنابراین من به گردن او زدم 306 00:19:13,440 --> 00:19:16,569 وقتی دوستش این را دید 307 00:19:16,569 --> 00:19:19,569 به سمت شهر فرار کرد 308 00:19:19,569 --> 00:19:22,569 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت 309 00:19:22,569 --> 00:19:25,569 در مسجد نشسته است 310 00:19:25,569 --> 00:19:27,569 و او گفت 311 00:19:27,569 --> 00:19:29,569 دوستت دوست من را کشت 312 00:19:29,569 --> 00:19:32,599 به خدا او قاتل من است 313 00:19:32,599 --> 00:19:34,599 حرفش را تمام نکرد 314 00:19:34,599 --> 00:19:38,599 تا اینکه با شمشیر زدن بر آنها ظاهر شدم 315 00:19:38,599 --> 00:19:39,599 و من گفتم 316 00:19:39,599 --> 00:19:41,599 ای رسول خدا 317 00:19:41,599 --> 00:19:43,599 شما از دنیا رفته اید 318 00:19:43,599 --> 00:19:45,599 خودداری کردم 319 00:19:45,599 --> 00:19:48,660 ایشان رضی الله عنه فرمودند 320 00:19:48,660 --> 00:19:50,660 وای بر مادرش! 321 00:19:50,660 --> 00:19:52,660 خشم جنگ 322 00:19:52,660 --> 00:19:54,660 اگر مردها همراهش بود 323 00:19:54,660 --> 00:19:59,359 پس بیرون رفتم تا با چوب پایین آمدم 324 00:19:59,359 --> 00:20:03,359 این مسیر مردم مکه به شام بود 325 00:20:03,359 --> 00:20:07,359 سپس مسلمانانی که در مکه بودند درباره من شنیدند 326 00:20:07,359 --> 00:20:09,359 بنابراین آنها به دنبال من آمدند 327 00:20:09,359 --> 00:20:13,359 تا اینکه تبدیل به باند مسلمان شدیم 328 00:20:13,359 --> 00:20:17,359 نزدیک به شصت هفتاد مرد 329 00:20:17,359 --> 00:20:20,359 ما مردی از قریش را شکست نمی دهیم 330 00:20:20,359 --> 00:20:22,359 مگر اینکه او را بکشیم 331 00:20:22,359 --> 00:20:25,359 کاروان آنها از ما نمی گذرد 332 00:20:25,359 --> 00:20:27,359 مگر اینکه ما آن را گرفته باشیم 333 00:20:27,359 --> 00:20:32,420 تا اینکه قریش به رسول خدا صلی الله علیه و آله نامه نوشتند 334 00:20:32,420 --> 00:20:35,420 از او می خواهند که ما را بپذیرد 335 00:20:35,420 --> 00:20:38,420 آنها به ما نیاز ندارند 336 00:20:38,420 --> 00:20:42,680 پس به رسول خدا صلی الله علیه و آله نامه نوشت 337 00:20:42,680 --> 00:20:45,680 برای انجام این کار با کسانی که با من هستند 338 00:20:45,680 --> 00:20:47,740 سپس کتاب برای من آمد 339 00:20:47,740 --> 00:20:50,740 من در بستر مرگم 340 00:20:50,740 --> 00:20:53,740 پس علی ابوجندل رضی الله عنه تلاوت کرد 341 00:20:53,740 --> 00:20:57,740 کتاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 342 00:20:57,740 --> 00:20:59,779 بنابراین به آنها گفتم 343 00:20:59,779 --> 00:21:04,839 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله برو 344 00:21:04,839 --> 00:21:07,839 و سلام مرا به او برسان 345 00:21:07,839 --> 00:21:10,099 روحم لبریز شد 346 00:21:10,099 --> 00:21:14,099 و کتاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 347 00:21:14,099 --> 00:21:16,099 روی سینه ام 348 00:21:16,099 --> 00:21:18,190 من کی هستم؟ 349 00:21:33,680 --> 00:21:37,180 پاسخ 350 00:21:37,180 --> 00:21:39,180 ابوبصیر 351 00:21:39,180 --> 00:21:42,180 عتبه بن آسید رضی الله عنه 352 00:21:53,180 --> 00:21:55,180 توقف کنید 353 00:21:55,180 --> 00:22:00,180 با صحابه و علما و علما آشنا شد 354 00:22:08,079 --> 00:22:10,589 چالش جدی 355 00:22:10,589 --> 00:22:12,589 من کی هستم؟ 356 00:22:12,589 --> 00:22:14,589 من یکی از اصحاب هستم 357 00:22:14,589 --> 00:22:16,720 از مهاجران 358 00:22:16,720 --> 00:22:19,720 از ده مستقیم 359 00:22:19,720 --> 00:22:21,720 همچنین 360 00:22:21,720 --> 00:22:26,250 من یکی از اصحاب هستم 361 00:22:26,250 --> 00:22:28,250 از مهاجران 362 00:22:28,250 --> 00:22:30,250 و از مهاجران 363 00:22:30,250 --> 00:22:33,250 در میان ده نفری که مستقیماً به بهشت می روند 364 00:22:33,250 --> 00:22:36,500 او یکی از شجاع ترین افراد در جنگ است 365 00:22:36,500 --> 00:22:41,500 من شاهد جنگ احد با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 366 00:22:41,500 --> 00:22:44,500 من از جمله کسانی بودم که در آن روز با او ثابت قدم ماندم 367 00:22:44,500 --> 00:22:46,500 وقتی مردم می میرند 368 00:22:46,500 --> 00:22:49,500 آن روز در محکومیت اعدام با او بیعت کرد 369 00:22:49,500 --> 00:22:51,500 و من از او دفاع کردم 370 00:22:51,500 --> 00:22:57,710 تا اینکه انگشتانم را بریدم و دستم را فلج کردم 371 00:22:57,710 --> 00:22:59,710 و در طول نبرد 372 00:22:59,710 --> 00:23:02,710 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را منحصر کرد 373 00:23:02,710 --> 00:23:04,710 و من با او هستم 374 00:23:04,710 --> 00:23:07,710 و یازده مرد از انصار 375 00:23:07,710 --> 00:23:11,809 گروهی از سپاه قریش بر ما سبقت گرفتند 376 00:23:11,809 --> 00:23:15,809 می خواهند پیامبر صلی الله علیه و آله را بکشند 377 00:23:15,809 --> 00:23:18,839 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم 378 00:23:18,839 --> 00:23:21,839 هر کس آنها را از ما برگرداند برای او بهشت است 379 00:23:21,839 --> 00:23:24,839 یا در بهشت همنشین من است 380 00:23:24,839 --> 00:23:26,839 پس گفتم: من هستم. 381 00:23:26,839 --> 00:23:30,839 پیامبر صلی الله علیه و آله از خروج من نزد آنها امتناع کرد 382 00:23:30,839 --> 00:23:32,839 او به من گفت 383 00:23:32,839 --> 00:23:34,839 همانطور که هستی 384 00:23:34,839 --> 00:23:36,839 مردی از انصار گفت 385 00:23:36,839 --> 00:23:37,839 من 386 00:23:37,839 --> 00:23:39,839 و او گفت تو 387 00:23:39,839 --> 00:23:42,839 با آنها جنگید تا کشته شد 388 00:23:42,839 --> 00:23:44,900 بعد او را هم خسته کردند 389 00:23:44,900 --> 00:23:47,900 ایشان رضی الله عنه فرمودند 390 00:23:47,900 --> 00:23:50,900 هر کس آنها را از ما برگرداند برای او بهشت است 391 00:23:50,900 --> 00:23:53,900 یا در بهشت همنشین من است 392 00:23:53,900 --> 00:23:55,900 پس گفتم: من هستم. 393 00:23:55,900 --> 00:23:56,900 و او گفت 394 00:23:56,900 --> 00:23:58,900 همانطور که هستی 395 00:23:58,900 --> 00:24:00,900 مردی از انصار گفت 396 00:24:00,900 --> 00:24:01,900 من 397 00:24:01,900 --> 00:24:03,900 گفت تو 398 00:24:03,900 --> 00:24:06,900 با آنها جنگید تا کشته شد 399 00:24:06,900 --> 00:24:08,900 این مانع شما نشد 400 00:24:08,900 --> 00:24:13,900 تا اینکه هیچکس با پیامبر صلی الله علیه و آله باقی نماند 401 00:24:13,900 --> 00:24:15,900 جز من 402 00:24:15,900 --> 00:24:18,900 ایشان رضی الله عنه فرمودند 403 00:24:18,900 --> 00:24:21,900 ما نسبت به اصحاب خود منصف نبودیم 404 00:24:21,900 --> 00:24:23,900 سپس مردم او را خسته کردند 405 00:24:23,900 --> 00:24:27,900 فرمود: هر که آنان را از ما برگرداند، بهشت برای اوست 406 00:24:27,900 --> 00:24:30,900 یا در بهشت همنشین من است 407 00:24:30,900 --> 00:24:31,900 پس گفتم: من هستم. 408 00:24:31,900 --> 00:24:34,900 ایشان رضی الله عنه فرمودند 409 00:24:34,900 --> 00:24:35,900 شما 410 00:24:35,900 --> 00:24:39,900 بنابراین من مانند هر یازده نفر آنها جنگیدم 411 00:24:39,900 --> 00:24:42,900 تا اینکه انگشتانم را بریدم 412 00:24:42,900 --> 00:24:44,900 پس گفتم حس 413 00:24:44,900 --> 00:24:48,900 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 414 00:24:48,900 --> 00:24:50,900 اگر به نام خدا گفتم 415 00:24:50,900 --> 00:24:54,900 فرشتگان و مردم در حال تماشای شما هستند 416 00:24:54,900 --> 00:25:00,980 و هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله خواست 417 00:25:00,980 --> 00:25:02,980 برای بالا رفتن از سنگ در مردم 418 00:25:02,980 --> 00:25:07,980 او به دلیل زخم های فراوان نتوانست 419 00:25:07,980 --> 00:25:11,980 بنابراین من او را بر پشت خود حمل کردم تا اینکه از بالای او بالا رفت 420 00:25:11,980 --> 00:25:13,980 پس به من مژده داد و گفت 421 00:25:13,980 --> 00:25:17,500 بهشت برای شما تضمین شده است 422 00:25:17,500 --> 00:25:20,500 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 423 00:25:20,500 --> 00:25:22,500 یک روز به دوستانش 424 00:25:22,500 --> 00:25:27,529 چه کسی از دیدن یک شهید در حال راه رفتن روی زمین خوشحال می شود؟ 425 00:25:27,529 --> 00:25:30,529 بگذار به این نگاه کند 426 00:25:30,529 --> 00:25:32,779 به من اشاره کرد 427 00:25:32,779 --> 00:25:42,880 من کی هستم؟ 428 00:25:52,950 --> 00:25:53,950 پاسخ 429 00:25:53,950 --> 00:25:57,950 طلحه بن عبیدالله رضی الله عنه 430 00:26:07,950 --> 00:26:12,950 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 431 00:26:12,950 --> 00:26:17,950 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد 432 00:26:17,950 --> 00:26:34,349 توقف کنید و از صحابه و علما و علما بیاموزید 433 00:26:34,349 --> 00:26:38,420 بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها 434 00:26:38,420 --> 00:26:40,420 چالش جدید 435 00:26:40,420 --> 00:26:42,420 من کی هستم؟ 436 00:26:42,420 --> 00:26:48,099 من از اصحاب انصار هستم 437 00:26:48,099 --> 00:26:53,099 من با پیامبر صلی الله علیه و آله بدر و احد را شاهد بودم 438 00:26:53,099 --> 00:26:58,140 سپس مشرکان مرا در سال سوم هجری کشتند 439 00:26:58,140 --> 00:27:02,140 بعد از اینکه در روز رجعت به ما خیانت کردند 440 00:27:02,140 --> 00:27:11,259 جمعی از اهل عدل و القره پس از احد نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند. 441 00:27:11,259 --> 00:27:13,259 گفتند یا رسول الله 442 00:27:13,259 --> 00:27:15,259 اسلام در میان ما هست 443 00:27:15,259 --> 00:27:18,259 پس گروهی از همراهان خود را با ما بفرستید 444 00:27:18,259 --> 00:27:23,259 به ما دین می آموزند و به ما قرآن می آموزند 445 00:27:23,259 --> 00:27:27,319 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا با آنها فرستاد 446 00:27:27,319 --> 00:27:31,319 و شش نفر دیگر از اصحاب بزرگوار 447 00:27:31,319 --> 00:27:33,349 پس با آنها بیرون رفتیم 448 00:27:33,349 --> 00:27:36,349 حتی اگر برگردیم 449 00:27:36,349 --> 00:27:38,349 قبیله او به عنوان دم نزد ما آمدند 450 00:27:38,349 --> 00:27:42,349 تا ما را اسیر کنند و به اهل مکه بفروشند 451 00:27:42,349 --> 00:27:45,380 به ما عهد و پیمان دادند 452 00:27:45,380 --> 00:27:48,380 آیا از آنها ضرری به ما نمی رسد؟ 453 00:27:48,380 --> 00:27:50,380 اگر سلاحمان را زمین بگذاریم 454 00:27:50,380 --> 00:27:53,420 برخی از ما به آنها پاسخ ندادیم 455 00:27:53,420 --> 00:27:55,420 با آنها جنگید تا کشته شد 456 00:27:55,420 --> 00:27:57,480 همانطور که برای من 457 00:27:57,480 --> 00:27:59,480 پس اسلحه ام را انداختم 458 00:27:59,480 --> 00:28:02,640 پس مرا با خود به اسارت بردند 459 00:28:02,640 --> 00:28:04,640 وقتی به مکه رسیدیم 460 00:28:04,640 --> 00:28:07,640 صفوان بن امیه مرا از آنها خرید 461 00:28:07,640 --> 00:28:09,640 تا مرا با پدرش بکشد 462 00:28:09,640 --> 00:28:13,670 پس به استادش که نستاس نام داشت دستور داد 463 00:28:13,670 --> 00:28:15,670 پس مرا به تانیم برد 464 00:28:15,670 --> 00:28:20,599 بیرون حرم به گردنم بزنم 465 00:28:20,599 --> 00:28:22,599 ابوسفیان به من گفت 466 00:28:22,599 --> 00:28:24,599 وقتی مرا به مرگ رساندند 467 00:28:24,599 --> 00:28:26,599 من تو را به خدا دعوت کردم 468 00:28:26,599 --> 00:28:30,599 آیا دوست داری محمد الان به جای تو با ما باشد؟ 469 00:28:30,599 --> 00:28:32,599 بنابراین او به گردن او ضربه می زند 470 00:28:32,599 --> 00:28:34,630 و تو جزو خانواده ات هستی 471 00:28:34,630 --> 00:28:38,630 گفتم: به خدا سوگند من محمد را دوست ندارم. 472 00:28:38,630 --> 00:28:41,630 حالا او کجاست 473 00:28:41,630 --> 00:28:43,630 خاری به او برخورد می کند و او را آزار می دهد 474 00:28:43,630 --> 00:28:46,630 و من با خانواده ام نشسته ام 475 00:28:46,630 --> 00:28:48,730 ابوسفیان گفت 476 00:28:48,730 --> 00:28:53,730 من تا حالا ندیدم کسی کسی رو دوست داشته باشه 477 00:28:53,730 --> 00:28:57,730 مانند عشق یاران محمد به محمد 478 00:28:57,730 --> 00:29:01,759 سپس مرا جلو آوردند و گردنم را زدند 479 00:29:01,759 --> 00:29:03,859 من کی هستم؟ 480 00:29:03,859 --> 00:29:15,660 اگر رسول تلاش کرد از او پیروی کنید 481 00:29:15,660 --> 00:29:23,130 یا آب می دهند 482 00:29:23,130 --> 00:29:24,130 پاسخ 483 00:29:24,130 --> 00:29:27,130 زید بن الدثنا رضی الله عنه 484 00:29:27,130 --> 00:29:32,579 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 485 00:29:32,579 --> 00:29:37,579 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 486 00:29:37,579 --> 00:29:42,579 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 487 00:29:42,579 --> 00:29:48,579 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد 488 00:29:48,579 --> 00:29:57,660 توقف کنید 489 00:29:57,660 --> 00:30:01,660 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 490 00:30:01,660 --> 00:30:09,970 یک چالش جدید از طرف من 491 00:30:09,970 --> 00:30:17,660 من از کوچکترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 492 00:30:17,660 --> 00:30:20,660 زمانی که نوجوان بودم به اسلام گرویدم 493 00:30:20,660 --> 00:30:24,660 پیامبر صلی الله علیه و آله در روز بدر نزد من آمد 494 00:30:24,660 --> 00:30:27,660 سپس به من اجازه داد تا به احد بروم 495 00:30:27,660 --> 00:30:33,750 در آن سمره بن جندوب رضی الله عنه از من خواست که با من کشتی بگیرد 496 00:30:33,750 --> 00:30:38,750 برای اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله اجازه دهد 497 00:30:38,750 --> 00:30:41,750 ما کشتی گرفتیم و او به من ضربه زد 498 00:30:41,750 --> 00:30:45,750 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او اجازه داد 499 00:30:45,750 --> 00:30:47,750 با هم شاهدش بودیم 500 00:30:47,750 --> 00:30:53,819 من با او شاهد صحنه های بعد بودم 501 00:30:53,819 --> 00:30:59,910 صحرویی بودم و به کشاورزی و آبیاری آگاه بودم 502 00:30:59,910 --> 00:31:04,700 یک روز یکشنبه مورد اصابت تیر قرار گرفتم 503 00:31:04,700 --> 00:31:08,700 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 504 00:31:08,700 --> 00:31:12,700 پس گفتم یا رسول الله تیر را بردار 505 00:31:12,700 --> 00:31:17,700 گفت: اگر بخواهی، تیر و تیغ را برداری. 506 00:31:17,700 --> 00:31:19,700 یعنی نوک پیکان 507 00:31:19,700 --> 00:31:23,700 در صورت تمایل می توانید فلش را بردارید و تیغه را رها کنید 508 00:31:23,700 --> 00:31:27,700 و روز قیامت برای تو شهادت می دهم که شهید شدی 509 00:31:27,700 --> 00:31:33,700 پس گفتم: یا رسول الله تیر را بردارید و تیغ را رها کنید. 510 00:31:33,700 --> 00:31:39,799 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله تیر را برداشت و تیغ را رها کرد. 511 00:31:39,799 --> 00:31:45,799 من تا زمان معاویه رضی الله عنه در آنجا زندگی کردم 512 00:31:45,799 --> 00:31:48,799 آن زخم خوب شد 513 00:31:48,799 --> 00:31:52,930 مرگ من بود پس من کی هستم؟ 514 00:31:52,930 --> 00:32:12,740 از رسول اقتدا کرد و اگر کوشید ثوابش را خواهد گرفت 515 00:32:12,740 --> 00:32:17,839 جواب رافع بن خدیج رضی الله عنه است 516 00:32:17,839 --> 00:32:22,839 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 517 00:32:22,839 --> 00:32:27,839 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 518 00:32:27,839 --> 00:32:32,839 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 519 00:32:32,839 --> 00:32:43,220 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد 520 00:32:43,220 --> 00:32:45,740 توقف کنید 521 00:32:45,740 --> 00:32:49,740 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 522 00:32:49,740 --> 00:32:54,740 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها 523 00:32:54,740 --> 00:32:58,740 یک چالش جدید از طرف من 524 00:32:58,740 --> 00:33:05,460 من از اصحاب مهاجرین هستم 525 00:33:05,460 --> 00:33:09,460 من شاگرد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم 526 00:33:09,460 --> 00:33:13,579 از جمله ده بهشت موعود 527 00:33:13,579 --> 00:33:17,579 من اولین کسی بودم که در اسلام شمشیر کشیدم 528 00:33:17,579 --> 00:33:21,579 این بود که شایعه ای از طرف شیطان منتشر شد 529 00:33:21,579 --> 00:33:24,579 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 530 00:33:24,579 --> 00:33:27,710 او را به بالای مکه بردند 531 00:33:27,710 --> 00:33:31,710 بنابراین من به عنوان یک پسر 12 ساله بیرون رفتم 532 00:33:31,710 --> 00:33:33,710 در دست شمشیر 533 00:33:33,710 --> 00:33:35,710 هر که مرا دید تعجب کرد و گفت: 534 00:33:35,710 --> 00:33:38,710 پسر شمشیر دارد 535 00:33:38,710 --> 00:33:42,710 تا اینکه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 536 00:33:42,710 --> 00:33:45,940 مالک گفت 537 00:33:45,940 --> 00:33:48,940 گفتم: شنیدم تو را بردند. 538 00:33:48,940 --> 00:33:51,940 پس آمدم تا هر که تو را گرفت با شمشیر بزنم 539 00:33:51,940 --> 00:33:54,940 پس شمشیر من و شمشیر من 540 00:33:54,940 --> 00:33:56,940 و سمن الحواری 541 00:33:56,940 --> 00:34:01,829 وقتی مشرکان در مکه به ما آسیب رساندند شدت گرفت 542 00:34:01,829 --> 00:34:04,829 او با کسانی که مهاجرت کردند به حبشه مهاجرت کرد 543 00:34:04,829 --> 00:34:08,829 اتفاقی در آنجا افتاد که ما را ترساند 544 00:34:08,829 --> 00:34:13,829 این به این دلیل است که مردی بیرون آمد تا با نگوس بر سر اموالش اختلاف کند 545 00:34:13,829 --> 00:34:17,860 به خدا ما هرگز غم را نشناخته ایم 546 00:34:17,860 --> 00:34:19,860 از او سخت تر است 547 00:34:19,860 --> 00:34:22,860 از ترس اینکه این مرد بر او ظاهر شود 548 00:34:22,860 --> 00:34:27,860 ما حق نداریم بدانیم که نگوس چه می دانست 549 00:34:27,860 --> 00:34:32,860 بنابراین ما شروع کردیم به دعا با خدا و پیروز شدن برای نگوس 550 00:34:32,860 --> 00:34:39,900 گفتیم: چه کسی بیرون می رود و در مراسم حاضر می شود تا معلوم شود کیست؟ 551 00:34:39,900 --> 00:34:43,900 پس گفتم: «من کوچکترین آنها بودم.» 552 00:34:43,900 --> 00:34:48,119 پس پوستی برایم دمیدند و روی سینه ام گذاشتند 553 00:34:48,119 --> 00:34:54,119 بنابراین شروع کردم به شنا کردن با آن در نیل تا اینکه از قسمت دیگر بیرون آمدم 554 00:34:54,119 --> 00:34:56,119 جایی که مردم ملاقات کردند 555 00:34:56,119 --> 00:34:58,119 بنابراین حادثه رخ داد 556 00:34:58,119 --> 00:35:01,119 من پیروزی نگوس را دیدم 557 00:35:01,119 --> 00:35:05,119 چگونه خداوند آن مرد را شکست داد و او را کشت؟ 558 00:35:05,119 --> 00:35:07,309 پس به سراغ مردم آمدم 559 00:35:07,309 --> 00:35:11,309 شروع کردم به تکان دادن عبایم برایشان و گفتن 560 00:35:11,309 --> 00:35:16,500 خواهش می کنم بشارت دهید، زیرا خداوند نگوس را نازل کرده است 561 00:35:16,500 --> 00:35:20,500 به خدا هرگز نمی دانستیم که از چیزی راضی هستیم 562 00:35:20,500 --> 00:35:23,500 ما از ظاهر نگوس خوشحال شدیم 563 00:35:23,500 --> 00:35:29,699 سپس نزد او ماندیم تا آنهایی که رفتیم به مکه رفتیم 564 00:35:29,699 --> 00:35:34,199 و او ماند که ماند 565 00:35:34,199 --> 00:35:39,199 در جنگ بدر عمامه زرد بر سر داشتم 566 00:35:39,199 --> 00:35:43,199 پس جبرئیل و فرشتگان به صورت من نازل شدند 567 00:35:43,199 --> 00:35:45,260 من کی هستم؟ 568 00:35:45,260 --> 00:36:00,690 او اگر می خواست از رسول خدا صلی الله علیه و آله خلاص شود، پیروی کرد 569 00:36:00,690 --> 00:36:04,449 پاسخ 570 00:36:04,449 --> 00:36:08,449 الزبیر بن العوام رضی الله عنه 571 00:36:08,449 --> 00:36:13,449 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 572 00:36:13,449 --> 00:36:18,449 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 573 00:36:18,449 --> 00:36:23,449 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 574 00:36:23,449 --> 00:36:28,449 و دنیای رویاها برایشان زیبا بود 575 00:36:28,449 --> 00:36:48,179 توقف کنید و از صحابه و علما و علما بیاموزید 576 00:36:48,179 --> 00:36:52,369 بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها 577 00:36:52,369 --> 00:36:56,369 یک چالش جدید از طرف من 578 00:36:56,369 --> 00:37:01,739 من یکی از همراهان مهاجر زن هستم 579 00:37:02,739 --> 00:37:07,739 زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله به مکه مبعوث شد اسلام آوردم 580 00:37:07,739 --> 00:37:12,739 سپس آن دو به حبشه و مدینه مهاجرت کردند 581 00:37:12,739 --> 00:37:15,739 به طرف دو قبله نماز خواندم 582 00:37:15,739 --> 00:37:19,739 من عاقل، فصیح و جسور بودم 583 00:37:19,739 --> 00:37:24,659 وقتی برای مهاجرت به حبشه آماده می شدیم 584 00:37:24,659 --> 00:37:28,659 شوهرم، عامر، برای نیازهای فوری رفت 585 00:37:28,659 --> 00:37:33,659 وقتی عمر بن خطاب آمد در حالی که هنوز مشرک بود 586 00:37:33,659 --> 00:37:39,659 تا اینکه جلوی او را گرفت و ما با مصیبت و ضرر او مواجه شدیم 587 00:37:39,659 --> 00:37:43,659 گفت: ام عبدالله کجا می روی؟ 588 00:37:43,659 --> 00:37:47,699 گفتم: به خدا سوگند در زمین خدا جن بیاوریم. 589 00:37:47,699 --> 00:37:51,699 به ما آسیب رساندی و به ما ظلم کردی 590 00:37:51,699 --> 00:37:54,699 تا خدا به ما آرامش بدهد 591 00:37:55,730 --> 00:37:58,730 گفت: خدا با تو باد. 592 00:37:58,730 --> 00:38:01,820 لطافت و اندوهش را دیدم 593 00:38:01,820 --> 00:38:06,050 وقتی شوهرم برگشت بهش گفتم 594 00:38:06,050 --> 00:38:11,050 و به او گفتم: اگر عمر را دیدم، مهربانی و اندوهش برای ماست 595 00:38:11,050 --> 00:38:15,110 گفت: امیدوارم مسلمان شود 596 00:38:15,110 --> 00:38:17,110 گفتم بله 597 00:38:17,110 --> 00:38:23,110 گفت: عمر تسلیم نمی شود تا خر الخطاب تسلیم شود 598 00:38:23,110 --> 00:38:28,110 زیرا سخت گیری و سخت گیری او را نسبت به مسلمانان می دید 599 00:38:28,110 --> 00:38:30,179 سپس روزها می گذرد 600 00:38:30,179 --> 00:38:33,179 عمر رضی الله عنه سلام می دهد 601 00:38:33,179 --> 00:38:37,179 خداوند اسلام و مسلمین را به وسیله او جلال دهد 602 00:38:37,179 --> 00:38:42,099 من اولین زنی بودم که به شهر مهاجرت کردم 603 00:38:42,099 --> 00:38:46,099 او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود 604 00:38:46,099 --> 00:38:49,099 او به خانه ما می آید 605 00:38:49,099 --> 00:38:51,170 و یک روز 606 00:38:51,170 --> 00:38:53,170 به پسرم عبدالله گفتم 607 00:38:53,170 --> 00:38:57,170 بیا یه چیزی بهت میدم 608 00:38:57,170 --> 00:39:00,170 پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود 609 00:39:00,170 --> 00:39:03,170 چی میخواستی بهش بدی؟ 610 00:39:03,170 --> 00:39:06,199 گفتم بهش خرما بده 611 00:39:06,199 --> 00:39:11,199 گفت: اگر چیزی به او نداده بودی 612 00:39:11,199 --> 00:39:13,199 برات دروغ نوشتم 613 00:39:13,199 --> 00:39:15,489 من کی هستم؟ 614 00:39:15,489 --> 00:39:27,070 اگر رسول تلاش کرد از او پیروی کنید 615 00:39:27,070 --> 00:39:35,340 پاسخ 616 00:39:35,340 --> 00:39:39,340 لیله بنت ابی حثمه رضی الله عنه 617 00:39:39,340 --> 00:39:44,340 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند 618 00:39:44,340 --> 00:39:49,340 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ 619 00:39:49,340 --> 00:39:54,340 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند 620 00:39:54,340 --> 00:39:58,340 و جهان نفس برای آنها آشکار شده است 621 00:39:58,340 --> 00:40:00,340 خراب شده