WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
توقف کنید

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدی برای اینکه من هستم

00:00:16.460 --> 00:00:24.250
من از اصحاب انصار هستم

00:00:24.250 --> 00:00:27.250
پدر من رئیس منافقین است

00:00:27.250 --> 00:00:30.250
او مرا پدر عشق نامید

00:00:31.250 --> 00:00:38.340
من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:00:38.340 --> 00:00:42.340
و در احد چین من افتاد

00:00:42.340 --> 00:00:49.340
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من دستور داد که یک تاول طلا بردارم.

00:00:49.340 --> 00:00:52.369
و در جنگ المریسی

00:00:52.369 --> 00:00:55.369
داریم به شهر برمی گردیم

00:00:55.369 --> 00:00:57.369
پدرم گفت

00:00:57.369 --> 00:01:00.369
به خدا قسم به شهر برگشتیم

00:01:00.369 --> 00:01:04.370
عزتمندتر ما را از پستی بیرون بیاورد

00:01:04.370 --> 00:01:07.370
منظورش از عزیزترین، خودش بود

00:01:07.370 --> 00:01:13.370
و با تحقیر پیامبرمان و حبیب محمد صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:13.370 --> 00:01:18.430
وقتی این به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید

00:01:18.430 --> 00:01:21.430
عمر رضی الله عنه گفت

00:01:21.430 --> 00:01:25.430
گردن این منافق را بزنم یا رسول الله

00:01:25.430 --> 00:01:28.530
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:01:28.530 --> 00:01:34.530
نه، تا گفته نشود که محمد یاران خود را می کشد

00:01:34.530 --> 00:01:37.689
وقتی شنیدم پدرم چه گفت

00:01:37.689 --> 00:01:41.689
نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم و عرض کردم:

00:01:41.689 --> 00:01:43.689
ای رسول خدا

00:01:43.689 --> 00:01:46.689
شنیدم می خواهی پدرم را بکشی

00:01:46.689 --> 00:01:49.689
اگر باید آن را انجام دهید

00:01:49.689 --> 00:01:51.689
پس دستور داد که این کار را بکنم

00:01:51.689 --> 00:01:54.689
سرش را برایت می آورم

00:01:54.689 --> 00:01:57.780
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:01:57.780 --> 00:01:58.780
خیر

00:01:58.780 --> 00:02:00.780
بلکه ما با او مهربان هستیم

00:02:00.780 --> 00:02:02.980
وقتی به شهر رسیدیم

00:02:02.980 --> 00:02:08.979
جلوی در ایستادم و شمشیر را به سمت پدرم گرفتم

00:02:08.979 --> 00:02:11.979
او از ورود او به شهر جلوگیری کرد

00:02:11.979 --> 00:02:15.979
تا اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم به او اجازه می دهد

00:02:15.979 --> 00:02:17.979
و من به او گفتم

00:02:17.979 --> 00:02:22.979
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عزیز است

00:02:22.979 --> 00:02:25.979
و تو ای پدرم تحقیر شدی

00:02:26.979 --> 00:02:32.979
او وارد شهر نشد تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله به او اجازه داد

00:02:32.979 --> 00:02:37.030
در سال نهم هجری

00:02:37.030 --> 00:02:39.030
پدرم فوت کرد

00:02:39.030 --> 00:02:43.030
پیامبر صلی الله علیه و آله پیراهن او را بر تن کرد

00:02:43.030 --> 00:02:45.030
و بر او دعا کرد

00:02:45.030 --> 00:02:48.030
و به احترام من از او طلب آمرزش کن

00:02:48.030 --> 00:02:51.030
سپس خداوند سخن خود را نازل کرد

00:02:51.030 --> 00:02:58.030
هرگز برای هیچ یک از آنها که مرده دعا نکنید و بر سر قبر او بایستید

00:02:58.030 --> 00:03:00.099
من کی هستم؟

00:03:00.099 --> 00:03:05.659
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:03:05.659 --> 00:03:09.889
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:03:09.889 --> 00:03:14.889
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله

00:03:14.889 --> 00:03:19.979
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها

00:03:19.979 --> 00:03:24.979
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:03:24.979 --> 00:03:29.979
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند

00:03:29.979 --> 00:03:34.979
وقتی ملاقات می کنیم، یادشان بلند می شود

00:03:34.979 --> 00:03:39.979
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:03:39.979 --> 00:03:45.979
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟

00:03:45.979 --> 00:03:50.979
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند

00:03:50.979 --> 00:03:55.979
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد
