1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,289 --> 00:00:18,289 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:18,289 --> 00:00:22,289 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,289 --> 00:00:25,289 اید الرحمن رفاه الپاشا 5 00:00:25,289 --> 00:00:27,320 خدا رحمتش کند 6 00:00:27,320 --> 00:00:34,140 حبیب بن زید الانصاری رضی الله عنه 7 00:00:46,340 --> 00:00:52,810 در خانه ای عطر ایمان در هر گوشه ای نهفته است 8 00:00:52,810 --> 00:00:58,810 تصاویر فداکاری و رستگاری بر پیشانی هر ساکنی نمایان می شود 9 00:00:58,810 --> 00:01:02,810 حبیب بن زید انصاری بزرگ شد و فارغ التحصیل شد 10 00:01:02,810 --> 00:01:07,810 پدرش زید بن عاصم پیشتاز مسلمانان یثرب است 11 00:01:07,810 --> 00:01:10,810 یکی از هفتاد نفری که شاهد عقبه بودند 12 00:01:10,810 --> 00:01:13,810 به دست رسول خدا جمع شدند و بیعت کردند 13 00:01:13,810 --> 00:01:16,810 همسر و دو فرزندش همراه او هستند 14 00:01:16,810 --> 00:01:20,939 مادرش ام اماره نصیبه المزنیه است 15 00:01:20,939 --> 00:01:24,939 اولین زنی که در دفاع از دین خدا سلاح حمل کرد 16 00:01:24,939 --> 00:01:27,939 و علی محمد رسول الله 17 00:01:27,939 --> 00:01:30,939 برادرش عبدالله بن زید است 18 00:01:30,939 --> 00:01:33,939 کسی که ذبح خود را با ذبح پیامبر متفاوت کرد 19 00:01:33,939 --> 00:01:36,939 و سینه او کمتر از سینه او در روز یکشنبه است 20 00:01:36,939 --> 00:01:41,969 تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره آنها فرمود 21 00:01:41,969 --> 00:01:44,969 خدا به شما برکت دهد خانواده 22 00:01:44,969 --> 00:01:47,969 خداوند به شما خانواده رحم کند 23 00:01:47,969 --> 00:01:52,379 نور الهی در قلب حبیب بن زید نفوذ کرد 24 00:01:52,379 --> 00:01:54,379 آبدار و آبدار است 25 00:01:54,379 --> 00:01:57,379 پس در آن مستقر شد و بر آن تسلط یافت 26 00:01:57,379 --> 00:02:03,379 برایش نوشت که با مادر و پدر و عمه و برادرش به مکه برود 27 00:02:03,379 --> 00:02:07,379 برای مشارکت با هفتاد نفر از مردان جوان 28 00:02:07,379 --> 00:02:10,379 در ساختن تاریخ اسلام 29 00:02:10,379 --> 00:02:12,539 جایی که دست کوچکش را دراز کرد 30 00:02:12,539 --> 00:02:17,539 رسول خدا در ظلمت با بیعت عقبه بیعت کرد. 31 00:02:17,539 --> 00:02:19,539 از آن روز 32 00:02:19,539 --> 00:02:25,539 فردا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مادر و پدرش محبوبتر است. 33 00:02:26,539 --> 00:02:31,669 اسلام نزد او از روح بین من گرانبهاتر شد 34 00:02:31,669 --> 00:02:34,669 حبیب بن زید شاهد بدر نبود 35 00:02:34,669 --> 00:02:37,669 چون در آن زمان خیلی جوان بود 36 00:02:37,669 --> 00:02:40,669 او این افتخار را نداشت که به کسی کمک کند 37 00:02:40,669 --> 00:02:44,669 چون هنوز بدون سلاح بود 38 00:02:44,669 --> 00:02:49,669 اما بعد از آن همه صحنه ها را با رسول خدا شاهد بود 39 00:02:49,669 --> 00:02:52,669 در هر یک از آنها پرچمی از جلال داشت 40 00:02:52,669 --> 00:02:54,669 و روزنامه مجد 41 00:02:54,669 --> 00:02:56,699 و موقعیت رستگاری 42 00:02:56,699 --> 00:03:00,699 با این حال، این صحنه ها به همان اندازه که هستند عالی و باشکوه هستند 43 00:03:00,699 --> 00:03:02,699 واقعا اون نبود 44 00:03:02,699 --> 00:03:05,699 فقط یک آمادگی بزرگ برای یک موقعیت بزرگ 45 00:03:05,699 --> 00:03:08,699 که ما برای شما بازاریابی خواهیم کرد 46 00:03:08,699 --> 00:03:11,699 که به شدت وجدان شما را تکان خواهد داد 47 00:03:11,699 --> 00:03:15,699 همچنین وجدان میلیون ها مسلمان را از زمان پیامبر اکرم (ص) به لرزه درآورد 48 00:03:15,699 --> 00:03:18,699 و تا امروز در آن هستیم 49 00:03:18,699 --> 00:03:20,699 داستانی که شما را به وحشت می اندازد 50 00:03:20,699 --> 00:03:23,699 همانطور که آنها در طول اعصار گرامی داشته شده اند 51 00:03:23,699 --> 00:03:28,990 بیایید از ابتدا به این داستان خشن گوش کنیم 52 00:03:28,990 --> 00:03:32,219 در سال نهم هجری 53 00:03:32,219 --> 00:03:35,219 اسلام با بازگشتش آمده بود 54 00:03:35,219 --> 00:03:38,219 قوتش مستحکم شد و پایه هایش مستحکم شد 55 00:03:38,219 --> 00:03:43,219 سپس نفوذ اعراب از تمام نقاط شبه جزیره به یثرب رفت 56 00:03:43,219 --> 00:03:47,219 برای ملاقات با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 57 00:03:47,219 --> 00:03:50,219 و اعلامیه اسلام او در دست اوست 58 00:03:50,219 --> 00:03:53,219 و با شنیدن و اطاعت با او بیعت کن 59 00:03:53,219 --> 00:03:56,219 از جمله این هیئت ها عبارت بودند از: 60 00:03:56,219 --> 00:04:00,219 هیئت بنی حنیفه از نجد علیا می آید 61 00:04:00,219 --> 00:04:06,219 هیئت شتران خود را در حومه شهر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قرار داد. 62 00:04:06,219 --> 00:04:09,219 مردی از خود به جا گذاشت 63 00:04:09,219 --> 00:04:12,219 نام او مصلیمه بن حبیب حنفی است 64 00:04:12,219 --> 00:04:16,220 و بدبختی های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 65 00:04:16,220 --> 00:04:20,220 اسلام آوردن خود و اسلام آوردن قومش را اعلام کرد 66 00:04:20,220 --> 00:04:25,220 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را گرامی داشت 67 00:04:25,220 --> 00:04:28,220 دستور داد به هر کدام هدیه ای بدهند 68 00:04:28,220 --> 00:04:31,220 و سفارشی برای دوستشان که از خود جا گذاشتند 69 00:04:31,220 --> 00:04:34,279 همانطور که به آنها دستور داد 70 00:04:34,279 --> 00:04:37,279 هیئت به سختی به خانه های خود در نجد رسیده بود 71 00:04:37,279 --> 00:04:41,279 تا اینکه مسیلمه بن حبیب از اسلام مرتد شد 72 00:04:41,279 --> 00:04:45,279 او در میان مردم برخاست و به آنان خبر داد که پیامبری مبعوث است 73 00:04:45,279 --> 00:04:48,279 خداوند او را نزد بنی حنیفه فرستاد 74 00:04:48,279 --> 00:04:52,279 هنگامی که محمد بن عبدالله نزد قریش فرستاده شد 75 00:04:52,279 --> 00:04:55,279 سپس قومش دور او جمع شدند 76 00:04:55,279 --> 00:04:58,279 با انگیزه های زمستانی به این کار سوق داده شده است 77 00:04:58,279 --> 00:05:01,279 مهمترین آنها عصبی بودن بود 78 00:05:01,279 --> 00:05:04,279 حتی یکی از مردانشان گفت: 79 00:05:04,279 --> 00:05:07,279 شهادت می دهم که محمد راستگو است 80 00:05:07,279 --> 00:05:10,279 و من برای شما خوشحالم 81 00:05:10,279 --> 00:05:14,540 اما دروغگوی رابعه نزد من از راستگوی مضار محبوبتر است 82 00:05:14,540 --> 00:05:17,540 وقتی قوی شد، مسیله را یاری کرد 83 00:05:18,540 --> 00:05:21,540 به رسول خدا صلی الله علیه و آله نامه نوشت 84 00:05:21,540 --> 00:05:23,569 کتابی که در آن بیان شده بود 85 00:05:23,569 --> 00:05:26,569 از مسیلمه رسول خدا 86 00:05:26,569 --> 00:05:28,569 به محمد رسول الله 87 00:05:28,569 --> 00:05:29,569 درود بر شما 88 00:05:29,569 --> 00:05:31,569 در مورد بعد 89 00:05:31,569 --> 00:05:34,569 من با شما درگیر موضوع شده ام 90 00:05:34,569 --> 00:05:36,569 ما صاحب نصف زمین هستیم 91 00:05:36,569 --> 00:05:38,569 قریش مالک نیمی از زمین است 92 00:05:38,569 --> 00:05:41,569 اما قریش مردمی خشن هستند 93 00:05:41,569 --> 00:05:44,569 او نامه را با دو نفر از افرادش فرستاد 94 00:05:44,569 --> 00:05:47,569 وقتی کتاب را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواند 95 00:05:47,569 --> 00:05:49,569 به آن دو مرد گفت 96 00:05:49,569 --> 00:05:51,569 و آنچه شما دو نفر می گویید 97 00:05:51,569 --> 00:05:53,569 او پاسخ داد 98 00:05:53,569 --> 00:05:55,569 همانطور که او گفت می گوییم 99 00:05:55,569 --> 00:05:57,569 به آنها گفت 100 00:05:57,569 --> 00:06:00,569 به خدا سوگند اگر پیامبران نبودند شما کشته نمی شدید 101 00:06:00,569 --> 00:06:02,569 حتما گردنت را می کوبیدم 102 00:06:02,569 --> 00:06:06,569 سپس نامه ای به مصلیمه نوشت که در آن فرمود: 103 00:06:06,569 --> 00:06:09,569 بسم الله الرحمن الرحیم 104 00:06:09,569 --> 00:06:11,569 از محمد رسول الله 105 00:06:11,569 --> 00:06:13,569 به مسلمه دروغگو 106 00:06:13,569 --> 00:06:16,569 درود بر کسانی که از هدایت پیروی می کنند 107 00:06:16,569 --> 00:06:18,569 در مورد بعد 108 00:06:18,569 --> 00:06:22,569 زمین از آن خداست و به هر کس از بندگانش که بخواهد می دهد 109 00:06:22,569 --> 00:06:25,569 و عاقبت برای پرهیزگاران است 110 00:06:25,569 --> 00:06:28,569 او پیام را با آن دو نفر فرستاد 111 00:06:28,569 --> 00:06:31,600 شر مسيليمه دروغگو زياد شد 112 00:06:31,600 --> 00:06:33,660 و فساد او گسترش یافت 113 00:06:33,660 --> 00:06:36,660 رسول خدا صلی الله علیه و آله را دید 114 00:06:36,660 --> 00:06:40,660 برای او نامه ای بفرستند و او را به خاطر عصبانیتش سرزنش کنند 115 00:06:40,660 --> 00:06:45,660 او مأمور شد که حامل پیام باشد، قهرمان داستان ما، حبیب بن زید 116 00:06:45,660 --> 00:06:48,660 او در آن زمان یک مرد بسیار جوان بود 117 00:06:48,660 --> 00:06:50,660 فتق کامل 118 00:06:50,660 --> 00:06:54,660 از بالای سر تا پا محکم شده است 119 00:06:54,660 --> 00:06:59,759 حبیب بن زید در ادامه آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او دستور داده بود انجام داد. 120 00:06:59,759 --> 00:07:02,759 اما منتظر نباش 121 00:07:02,759 --> 00:07:05,759 النجاد او را بالا می برد و الوحد را پایین می آورد 122 00:07:05,759 --> 00:07:09,759 تا اینکه به خانه های بنی حنیفه در نجد علیا رسید 123 00:07:09,759 --> 00:07:12,759 پیام را به مصلیمه رساند 124 00:07:12,759 --> 00:07:17,019 مسیلمه به سختی می توانست در آنچه در آن آمده بود توقف کند 125 00:07:17,019 --> 00:07:20,019 تا اینکه دلش پر از کینه و کینه شد 126 00:07:20,019 --> 00:07:25,019 شر و خیانت در چهره خونین و زرد او نمایان شد 127 00:07:25,019 --> 00:07:28,019 دستور داد حبیب بن زید را ببندند 128 00:07:28,019 --> 00:07:32,019 و صبح روز بعد برای او بیاورند 129 00:07:32,019 --> 00:07:34,050 وقتی فردا بود 130 00:07:34,050 --> 00:07:36,050 مسیلمه مجلسی صادر می کند 131 00:07:37,050 --> 00:07:42,050 او در سمت راست و در سمت چپ خود ستمگرانی را که پیروان اصلی او بودند قرار داد 132 00:07:42,050 --> 00:07:45,050 مردم اجازه ورود به آن را داشتند 133 00:07:45,050 --> 00:07:47,050 سپس به حبیب بن زید دستور داد 134 00:07:47,050 --> 00:07:51,050 پس او را در حالی که زنجیر بسته بود نزد او آوردند 135 00:07:51,050 --> 00:07:56,269 حبیب بن زید در میان این جمعیت عظیم و نفرت انگیز ایستاد 136 00:07:56,269 --> 00:08:00,269 او قد بلند، قد بلند و بینی بلندی داشت 137 00:08:00,269 --> 00:08:03,269 و در میان آنها مانند نیزه سمهری ایستاد 138 00:08:03,269 --> 00:08:06,269 روشنفکران با دقت بیشتری در مورد آن قضاوت کردند 139 00:08:06,269 --> 00:08:09,459 مسلمه رو به او کرد و گفت: 140 00:08:09,459 --> 00:08:12,459 آیا شهادت می دهید که محمد رسول خداست؟ 141 00:08:12,459 --> 00:08:17,529 گفت: آری شهادت می دهم که محمد رسول الله است 142 00:08:17,529 --> 00:08:20,529 مسلمه خشمگین شد و گفت: 143 00:08:20,529 --> 00:08:23,529 و تو گواه باش که من رسول خدا هستم 144 00:08:23,529 --> 00:08:26,529 حبیب با کنایه ای تند گفت: 145 00:08:26,529 --> 00:08:30,529 گوش های من برای شنیدن آنچه شما می گویید کر است 146 00:08:30,529 --> 00:08:32,529 صورت مصلیمه غرق شد 147 00:08:32,529 --> 00:08:36,529 لب هایش از عصبانیت لرزید و به جلادش گفت 148 00:08:36,529 --> 00:08:38,529 تکه ای از بدنش را ببرید 149 00:08:38,529 --> 00:08:41,529 او با شمشیر خود جلاد عاشق است 150 00:08:41,529 --> 00:08:44,529 تکه ای از بدنش قطع شد 151 00:08:44,529 --> 00:08:46,529 بنابراین او روی زمین غلتید 152 00:08:46,529 --> 00:08:49,590 سپس مسیلمه همان سؤال را از او تکرار کرد 153 00:08:49,590 --> 00:08:52,590 آیا شهادت می دهید که محمد رسول خداست؟ 154 00:08:52,590 --> 00:08:57,590 گفت: آری شهادت می دهم که محمد رسول الله است 155 00:08:57,590 --> 00:09:00,590 گفت: تو گواه باش که من رسول خدا هستم. 156 00:09:01,590 --> 00:09:06,590 گفت: به تو گفتم که گوش هایم ناشنوا است که نمی شنوم چه می گویی 157 00:09:06,590 --> 00:09:10,590 دستور داد که قطعه دیگری از بدنش را بریدند 158 00:09:10,590 --> 00:09:13,590 پاره شد و روی زمین غلتید 159 00:09:13,590 --> 00:09:16,590 تا اینکه کنار خواهرش نشست 160 00:09:16,590 --> 00:09:19,590 و مردم چشم به او دوختند 161 00:09:19,590 --> 00:09:22,590 آنها از اراده و سرسختی او شگفت زده می شوند 162 00:09:22,590 --> 00:09:24,590 مسيلمه در ادامه سؤال كرد 163 00:09:24,590 --> 00:09:26,590 و جلاد قطع می کند 164 00:09:26,590 --> 00:09:28,590 و حبیب می گوید 165 00:09:28,590 --> 00:09:32,659 شهادت می دهم که محمد رسول خداست 166 00:09:32,659 --> 00:09:37,659 تا اینکه حدود نیمی از آن به چند تکه روی زمین پراکنده شد 167 00:09:37,659 --> 00:09:41,659 نیمه دیگر توده سخنگو است 168 00:09:41,659 --> 00:09:43,659 بعد روحش لبریز شد 169 00:09:43,659 --> 00:09:45,659 و روی لبهای پاکش 170 00:09:45,659 --> 00:09:49,659 نام پیامبری که در شب عقبه با او بیعت کرد 171 00:09:49,659 --> 00:09:52,659 نام محمد رسول خداست 172 00:09:52,659 --> 00:09:57,850 النعاء حبیب بن زید را نزد مادرش نصیبه المزنیه عزاداری کرد. 173 00:09:57,850 --> 00:10:00,850 دیگر چیزی نگفت 174 00:10:00,850 --> 00:10:03,850 برای چنین موقعیتی است که آماده کرده ام 175 00:10:03,850 --> 00:10:05,850 و با خدا حساب کردم 176 00:10:05,850 --> 00:10:10,940 رسول خدا صلی الله علیه و آله در جوانی در شب عقبه بیعت کرد. 177 00:10:10,940 --> 00:10:13,940 و امروز به وظیفه بزرگ خود عمل کرد 178 00:10:13,940 --> 00:10:16,940 اگر خداوند مرا از مسیلمه توفیق دهد 179 00:10:16,940 --> 00:10:21,139 من دخترانش را از او سرخ می کنم 180 00:10:21,139 --> 00:10:25,139 روزی که نصیبه به آن امیدوار بود، سرعتش کم نشد 181 00:10:25,139 --> 00:10:28,139 جایی که مؤذن ابوبکر در مدینه اذان داد 182 00:10:28,139 --> 00:10:32,139 من برای مبارزه با پیامبر دروغین مسیله عزادارم 183 00:10:32,139 --> 00:10:36,139 مسلمانان در ادامه از القطی خواستند تا با او ملاقات کند 184 00:10:36,139 --> 00:10:39,139 نصیبه المزنیه در لشکر بود 185 00:10:39,139 --> 00:10:42,139 پسرش عبدالله بن زید بود 186 00:10:42,139 --> 00:10:44,139 در یوم الیمامة الاغار 187 00:10:44,139 --> 00:10:48,139 نصیبه را دیدند که چون شیری سرکش صفوف را می شکافد 188 00:10:48,139 --> 00:10:50,139 داره زنگ میزنه 189 00:10:50,139 --> 00:10:52,139 دشمن خدا کجاست؟ 190 00:10:52,139 --> 00:10:55,139 دشمن خدا را به من نشان بده 191 00:10:55,139 --> 00:10:59,139 وقتی به او رسید، او را در حالت خمیده روی زمین یافت 192 00:10:59,139 --> 00:11:02,139 و شمشیرهای مسلمانان خون او را می چکاند 193 00:11:02,139 --> 00:11:05,139 پس روحم آرام گرفت و چشمانم شاداب شد 194 00:11:05,139 --> 00:11:09,139 چرا خداوند متعال انتقام نگرفت؟ 195 00:11:09,139 --> 00:11:11,139 برای دخترش تقوا پیشه کن 196 00:11:11,139 --> 00:11:13,139 چه کسی او را کشت، حشره بدبخت؟ 197 00:11:13,139 --> 00:11:15,139 هیچ کدام 198 00:11:15,139 --> 00:11:18,139 هر کدام نزد پروردگارش رفتند 199 00:11:18,139 --> 00:11:19,139 اما 200 00:11:19,139 --> 00:11:21,139 تیمی در بهشت 201 00:11:21,139 --> 00:11:23,139 و یک تیم در قیمت