بسم الله الرحمن الرحیم یک مرکز سود برای مطالعات و تحقیقات بشردوستانه او ارائه می دهد خلاصه صحیح البخاری درب آیا قبر مشرکان جاهلی را حفر می کنید؟ به جای آنها مساجد ساخته می شود قال عایشه رضی الله عنها وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله شکایت کرد برخی از همسرانش از کلیسایی یاد کردند که در سرزمین حبشه دیده بودند او ماریا نام دارد او ام سلمه و ام حبیبه بود که خداوند از هر دو راضی باشد به سرزمین حبشه آمدند به زیبایی و تصاویر آن اشاره کردند سرش را بلند کرد و گفت کسانی که اگر مرد صالحی بمیرد از جمله آنهاست بالای قبرش مسجد ساختند سپس آن عکس را در آن ساختند اینها بدترین مخلوقات نزد خدا هستند در یک رمان اینها در قیامت بدترین آفریده ها نزد خدا هستند نظر در حدیث فصل: آیا قبر مشرکان جاهلی را می کَنید؟ نبش قبرها بیرون آوردن مردگان از قبر آنها پس از دفن است او شکایت کرد هر بیماری بیماری او رضی الله عنه بود که بر اثر آن درگذشت برخی از زنان او آنها ام سلمه و ام حبیبه رضی الله عنهم هستند کلیسا یعنی معبد مسیحی ما آن را در سرزمین حبشه دیدیم یعنی مهاجرت آنها ام سلمه او مادر مؤمنان است هند بنت ابی امیه المخزومیه رضی الله عنه و یک مادر عزیز او مادر مؤمنان است رمله بنت ابی سفیان رضی الله عنه خوبه چه تزیین زیبایی تصاویر هر گونه نقاشی و مجسمه یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید منع ساختن بر روی قبور و استفاده از آنها به عنوان مسجد عکس گرفتن از انسان را ممنوع می کند حدیث حاکی از قاعده انسداد بهانه است نقل داستان از شگفتی هایی که می بیند جایز است شامل نکوهش کسی است که حرام می کند ملاحظه در احکام بر اساس شرع است نه عقل باب نماز خواندن در جاهای شتر به حکم نافع از ابن عمر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شترش را به نمایش می گذاشت پس او را دعا می کند گفتم دیدی که آیا مسافران منفجر شدند؟ او گفت او این کوله پشتی را می گرفت و آن را اصلاح می کرد پس تا آخرتش دعا می کند یا پشت سرش را گفت ابن عمر رضی الله عنه این کار را انجام می داد پرواز در بحث او کوه خود را نشان می دهد یعنی به آن پیشنهاد می دهد اگر مسافران باد کنند یعنی آشفته شد و از جای خود حرکت کرد او این کوله پشتی را می گرفت و آن را اصلاح می کرد یعنی او را به صورت بلند می کند زیرا اگر شترها برآشفتند من مزاحم نمازگزار شدم سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را برای رفتن عجله می کند او آن را یک ژاکت درست می کند پس تا آخرتش دعا می کند تخته ای است که سوار بر آن تکیه می کند یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید دعا برای حیوان ثابت شده جایز است و اشکالی ندارد که نمازگزار خود را بپوشاند با شتر و شتر در نماز و دعای شتر او مخالف حرام نماز نیست در کت های شتری چون محل سکونت مکان است باب کراهت از نماز خواندن در قبرستان از ابن عمر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود نمازتان را در خانه هایتان بجا آورید و آنها را قبر نکنید نظر در حدیث از دعای شما مراد نماز اختیاری است و آنها را قبر نکنید خانه ای که در آن نماز نخواند مانند قبر است یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید قبر محل عبادت نیست مشروعیت نماز اختیاری در منازل اهل بیت از نمازگزار الگو بگیرند باب نماز در اماکن کسوف و عذاب از ابن عمر رضی الله عنهم گفت وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از کنار سنگ گذشت فرمود: به خانه كساني كه به خود ستم كردند وارد نشويد. در یک رمان وارد این شکنجه گران نشوید باشد که آنچه به آنها می رسد به شما برسد مگر اینکه گریه کنی سپس سرش را تکان داد سیری عجله کرد تا از دره گذشت نظر در حدیث باب نماز در اماکن کسوف و عذاب خسوف رفتن به زمین و غیبت در آن است با سنگ الحجر کشوری است بین شام و حجاز آنها خانه های ثمود، قوم صالح علیه السلام هستند هیچ عذابی به آنها نرسید سرش را پوشاند وادی را حلال کرد، یعنی عبور از آن و دور زدن آن یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید از گرفتن خانه های شکنجه شدگان نهی کنید یک وطن و یک مکان این شامل راهنمایی در مورد رسیدگی در خانه های شکنجه شده است درب از عایشه و عبدالله بن عباس او گفت وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد شروع کرد به انداختن خامیسه روی صورتش اگر از آن غمگین است صورتش را آشکار کرد گفت همینطور است لعنت خدا بر یهود و مسیحیان باد قبور پیامبرانشان را مسجد می گرفتند مراقب کارهایی که انجام داده اند باشید پرواز در بحث وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد یعنی بیماری مرگ هر اشتباهی بکنید ژست ها یعنی گچ ها خمیسا این یک لباس نازک مربع با پرچم است از پوست یا پشم ساخته شده است احساس غم دارم یعنی از گرما سیر شده بود خدا لعنتش کنه لعنت، اخراج و دور شدن از رحمت خداوند متعال است یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید مواظب باشید از سنت های یهودیان و مسیحیان پیروی نکنید ساختن بر روی قبور و استفاده از آنها به عنوان مسجد را ممنوع کرده است از ابوهریره رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند خداوند یهودیان را کشت قبور پیامبرانشان را مسجد می گرفتند پرواز در بحث خدا جنگید یعنی کشتن آنها و گفته شد مراد در اینجا نفرین است یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید ممنوعیت ساخت و ساز بر روی قبر حاوی راهنمایی برای ترک اسباب خشم و غضب خداوند متعال است این کار با استفاده از قبور به عنوان مسجد انجام می شود این شامل لزوم دوری از سنت ها و آداب یهودیان است و آنچه را که پیش از ما تشریع کرده بودند از آن ما نیست اگر قانون ما را نقض کند باب خفتن زنان در مسجد درباره عایشه ولیده یک عرب ریش سیاه بود بنابراین او را آزاد کردند بنابراین او با آنها بود او گفت پس دختری پیش آنها آمد او یک روسری بند انگشتی قرمز بر روی خود دارد او گفت پس زایمان کردم یا این اتفاق افتاد او سختی ها را پشت سر گذاشت و او دروغ می گوید فکر کردم گوشته بنابراین من ربوده شدم او گفت پس او را بجویید او را پیدا نکردند او گفت آنها من را به آن متهم کردند او گفت بنابراین آنها شروع به جستجو کردند تا اینکه از قبل جستجو کردند او گفت به خدا من در لیست با آنها هستم وقتی مرزها رد شدند، افتادند او گفت بین آنها افتاد او گفت گفتم این همان چیزی است که مرا متهم کردی تو ادعا کردی که من بی گناهم و او هم همینطور است او گفت پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد پس اسلام آوردم عایشه گفت او در مسجد چادر یا انباری داشت او گفت او پیش من می آمد و با من صحبت می کرد او گفت با من ننشین مگر اینکه خودش بگوید روز روسری یکی از شگفتی های پروردگار ماست جز اینکه اهل قصبه کفر انجانی است عایشه گفت پس به او گفتم چه بلایی سرت آمده؟ تا من این را نگویم با من نمی نشینی او گفت بنابراین او این گفتگو را به من گفت نظر در حدیث نوپا نوزاد یک نوزاد دختر است ممکن است برای اشاره به کنیز یا کنیز استفاده شود روسری روسری از چرم پهن بافته شده است با جواهرات تزئین شده است زن آن را بین شانه و گونه خود می کشد از تسمه، جمع تسمه تله ای است که از چرم ساخته شده است پرنده معروفی است کنیه او ابوالخطاف است او موش صید می کند بنابراین من ربوده شدم آدم ربایی عبارت است از تصرف چیزی و گرفتن سریع آن پس او را بجویید یعنی آن را خواستند و از آن سؤال کردند آنها من را متهم کردند یعنی با سرقت روسری بنابراین آنها رفتند یعنی درست کردند جستجو می کنند یعنی در حال جستجو هستند قبل از او یعنی واژنش ادعا کردی یعنی ادعا کردی من از او بی گناهم یعنی او از ادعاها و اتهامات آنها مبنی بر سرقت روسری بی گناه است پنهان کردن چادر چادری است که از مو یا پشم ساخته می شود روی دو یا چند ستون است ماهیان خاویاری ماهیان خاویاری خانه ای کوچک و گلگون است کمی ضخیم از شگفتی ها مجموعه مارول او مرا نجات داد یعنی نجاتم بده با من ننشین یعنی با من ننشین یکی از فواید صحبت کردن در حدیث که هر که خانه و جایی برای ماندن ندارد شب را در مسجد برای او جایز است چه مرد باشد چه زن وقتی امنیت از نزاع وجود داشته باشد این شامل مصنوعی بودن چادر و شباهت آن به فقرا است چه مرد چه زن در آن سنت خروج از کشور است وسوسه ای علیه بشریت وجود داشت و در حدیث این ناملایمات ممکن است دلیل خوبی باشد خدای متعال خواست که بنده باشد همانطور که برای نوزاد تازه متولد شده اتفاق افتاد حاوی توضیحی درباره فضیلت مهاجرت است و در حدیث توضیح اینکه بادبادک یکی از فاسقان فساد در زمین است به همین دلیل است که حدیث کشتن او در حلال و حرام آمده است و در حدیث شواهدی وجود دارد که خداوند متعال اندوه مضطرین برطرف شود و بازده آنها را نقض می کند حتی اگر کافر باشند اگر کافر مظلوم باشد مثل این زن او به رفع غم و اندوه و اجابت دعا نزدیکتر است شرح فضیلت عایشه رضی الله عنها و فصاحت او را در بر دارد و حفظ اخبار و اشعار عرب گنجاندن شعر زیبا در خطبه جایز است باب خواب مردان در مسجد به حکم نافع که ابن عمر گفت همانا مردانی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند. در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله رؤیا می دیدند به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید انشاء الله من یک پسر جوان هستم و خانه مسجد قبل از ازدواجم پس با خودم گفتم اگر خوبی در تو هست من آنچه را این مردم می بینند می دیدم وقتی یک شب گرسنه شدم گفتم خدایا اگر می دانی چه خوبی در من است یک چشم انداز به من نشان بده در یک رمان خدایا اگر با تو خیری دارم یک رویا به من نشان بده رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به من رساند در حالی که من هستم در یک رمان در خواب دیدم انگار تکه ابریشم در دستم بود من با آن به جایی از بهشت نمی افتم جز اینکه او مرا به سمت او پرواز داد وقتی دو فرشته نزد من آمدند در دست هر کدام یک فلوت آهنی بود منو ببر به جهنم و بین آنها به درگاه خداوند دعا می کنم خدایا از جهنم به تو پناه می برم سپس پادشاهی را با یک قبضه آهنی در دست به من نشان داد و او گفت به شما احترام نمی گذارند بله مرد تو هستی در یک رمان تو مرد خوبی هستی اگر زیاد دعا کنید پس با من راه افتادند تا اینکه مرا در لبه جهنم متوقف کردند اگر مثل تا زدن چاه تا شود شاخ مانند شاخ چاه دارد بین هر دو قرن یک پادشاه با دستی آهنین وجود داشت مردانی را دیدم که در زنجیر آویزان بودند سرشان پایین است مردانی از قریش را در آنجا می شناختم پس مرا از همان حق دور کردند پس آن را برای حفصه نقل کردم حفصه آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند عبدالله مرد خوبی است در یک رمان بله، آن مرد عبدالله است اگر نماز شب می خواند نافی گفت پس از آن بسیار به نماز ادامه داد نظر در حدیث رؤیا همان چیزی است که مؤمن در خواب می بیند بنابراین آن را قطع کردند یعنی این موضوع را به او می گویند و در این باره می گوید یعنی از آن عبور می کند عصر جدید یعنی جوان و خانه مسجد یعنی در مسجد می خوابد وقتی گرسنه بودم یعنی می خواهم بخوابم سرکوب شد او ستون است یا چیزی شبیه مهجین با آن به سر فیل می زند می گفتند مثل تازیانه آهنین است سرش کج است منو ببر به جهنم یعنی مرا به جهنم می آورد او به من نشان داد یعنی در خواب دیدم به شما احترام نمی گذارند یعنی ترسی نخواهی داشت بله مرد فرمول ستایش اگر زیاد دعا کنید یعنی در شب پس با من راه افتادند یعنی من را بردند آستانه جهنم یعنی حرفش تا شده مانند تا کردن چاه یعنی کناره ها مانند چاه ساخته شده اند شاخ مانند شاخ چاه دارد قرن ها یعنی اضلاع آن که از سنگ ساخته شده است چوبی که قرقره روی آن وصل شده است روی آن قرار می گیرد چاه معمولاً دو شاخ دارد با زنجیر برای سر خود در زیر آنها آویزان شده است یعنی آویزان شدن از پاهایشان، آویزان کردن پس مرا از همان حق دور کردند یعنی در سمت راست پس از آن بسیار به نماز ادامه داد یعنی عبدالله بن عمر رضی الله عنهم یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید جایز بودن شب مانی در مسجد آرزوی دید خوب جایز است تا صاحب آن بداند نزد خداوند متعال چه دارد آرزوی خیر و علم و تلاش برای آن جایز است تفویض بینش به دنیا جایز است و پذيرفتن خبر عادل بیان رؤیت در شرایط آن جایز است توضيحي كه ديد خوب حاكي از خوبي بيننده آن است مطلوب است که بینش را به جهان بگوییم در حدیث جهنم توصیف شده است در حدیث آمده است او حکم اسمی دارد دیدن فرشتگان در خواب جایز است و آنها را از نامه هشدار دهید دیدن جهنم در خواب جایز است در این حدیث شرحی از یک نوع عذاب از جهنم آمده است انحطاط است این شامل راهنمایی برای بهبودی از عذاب جهنم است دلالت بر آن دارد که مسلمان پوشاندن و دوری از غیبت خود را پسندیده است این را از قول او نشان می دهد که خدا از هر دو راضی باشد مردانی از قریش را در آنجا می شناختم نامی از آنها نبرد بیانی در مورد حیا صلاح بن عمر رضی الله عنه است و اشتیاق او به انجام نیکوکاری فضیلت عبادت مرد جوان را توضیح می دهد و نماز شب انسان را از جهنم نجات می دهد زیاد خوابیدن در شب ناپسند است از سهل بن سعد فرمود: برای علی نسیمی محبوبتر از ابوتراب نداشت هر چند اگر او را فراخوانی کنند از آن خوشحال می شود رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد خانه فاطمه، خداوند از او راضی باشد علی را در خانه پیدا نکرد گفت پسر عمویت کجاست؟ او گفت چیزی بین من و او وجود دارد با من قهر کرد و رفت به من نگفت رسول خدا صلی الله علیه و آله به شخصی فرمود من تعجب می کنم که او کجاست بنابراین او آمد گفت یا رسول الله او در مسجد دراز کشیده است سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد دراز کشیده بود، عبایش از پهلویش افتاده بود بنابراین خاک به او برخورد کرد پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همانطور که می گوید پاکش می کند قم ابا تراب قم ابا تراب نظر در حدیث پسر عمویت کجاست؟ یعنی علی بن ابی طالب رضی الله عنه او رضی الله عنه می خواست برای او همدردی کند با ذکر خویشاوندی نسبی بین آنها چیزی بین من و او بود و او مرا عصبانی کرد هر گونه اختلاف یا اختلاف بین ما رخ داده است من را عصبانی و عصبانی کرد پس بیرون رفت یعنی قاطعیت در اصل کلام و خشم آنها را آرام کند او چیزی نگفت او در وسط روز می خوابد برای یک انسان گفته شد آسان است، خدا از او راضی باشد راوی حدیث دراز کشیدن یعنی خوابیدن در مورد یک آپارتمان یعنی طرفش یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید جواز لقب دادن به غیر فرزند ما او را ـ رضی الله عنه ـ ابوتراب نامیدیم این شامل مشروعیت دیگ ذوب و سرگرم کننده کردن آن است شوخی با شخص عصبانی بدون نام مستعار جایز است اگر این باعث عصبانیت یا نفرت او نمی شود بلکه او را دلداری می دهد چرت زدن در مسجد جایز است و بیانی از فضیلت علی رضی الله عنه از ابوهریره می‌گوید: من هفتاد نفر را دیده ام که این صفت را دارند هیچ یک از آنها مردی نیستند که عبایی بر تن دارند یا جامه یا شنل دور گردنشان بسته بودند برخی از آنها به نصف طول پاها می رسند برخی از آنها به مچ پا می رسند با دستش جمعش می کند او از دیدن اندام عورت خود متنفر است نظر در حدیث از کسانی که دارای صفت هستند آنها فقیر و نیازمند هستند کسانی که در همان مکان مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زندگی می کنند. روپوش این چیزی است که نیمه بالایی بدن را می پوشاند ایزار نیمه پایینی را می پوشاند یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید پوشاندن عورت تا حد امکان واجب است استفاده از مسجد جایز است پناهگاهی برای فقرا و نیازمندان باب نماز اگر از سفر آمده باشد از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت در جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودم در یک رمان پس من سوار شتر بودم و در یک رمان و من بر شتر خود هستم تا تو را بیندازم چیزی در آن نیست جملاتم کم شد و خسته شدم سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و او گفت جابر پس گفتم بله گفت کار تو چیست؟ گفتم جملاتم کند می شود و احساس خستگی می کنم پس عقب افتادم پس فرود آمد تا آن را با جینکس خود بشوید سپس گفت سوار شوید بنابراین من سوار شدم دیدم که از رسول خدا صلی الله علیه و آله خودداری می کرد در یک رمان او به من گفت شتر خود را چگونه می بینی؟ او گفت گفتم خوبه نعمت تو بر او نازل شده است او گفت در یک رمان او گفت چه عجله ای دارید؟ گفتم من تازه ازدواج کرده ام او گفت من ازدواج کردم گفتم بله او گفت چه باکره باشد چه باکره گفتم اما یک لباس در یک رمان و او گفت چه ربطی به بهانه ها و آب دهانشون داری؟ او گفت آیا کنیز نیست که با او بازی کند و با تو بازی کند؟ در یک رمان و شما او را می خندانید و او شما را می خنداند گفتم من خواهر دارم من دوست دارم با زنی ازدواج کنم که آنها را جمع کند، شانه کند و از آنها مراقبت کند در یک رمان و او گفت خدا خیرت بده یا گفت خوب و در یک رمان خدا خیرت بده او گفت می آیی؟ پس اگر بیایی کیف همان کیف است در یک رمان اگر شب وارد شدید، وارد خانواده خود نشوید تا زمانی که غیبت را احساس کنی شاگ در حال شانه زدن است و در یک رمان وقتی قبول کردیم پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند هر که می خواهد به سوی خانواده اش بشتابد، عجله کند سپس گفت آیا شتر خود را می فروشید؟ گفتم بله بنابراین او آن را به قیمت یک اونس از من خرید در یک رمان او گفت بلکه مرا بفروش چهار دینار گرفتم و تو پشتش به شهر و در یک رمان بنابراین من درخواست دادم پس به عمویم خبر فروش شتر را دادم نه از من پس به او گفتم که شتر خسته است و با آنچه از پیامبر صلی الله علیه و آله بود و او را نوک زد سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد قبل از من فردا ارائه شد در یک رمان وقتی سارار را تقدیم کرد یک گاو را سفارش داد پس ذبح کردم پس از آن خوردند پس به مسجد آمدیم او را درب مسجد پیدا کردم در یک رمان بنابراین او به سمت من آمد شتر را به پهلوی دربار بسته بودند پس گفتم این جمله شماست پس بیرون رفت پس شروع کرد به دور شتر قدم زدن او گفت آل آن ارسال کرد گفتم بله او گفت پس شتر خود را رها کن پس داخل شوید و دو رکعت بجا آورید پس داخل شدم و نماز خواندم پس به بلال دستور داد که برای او یک مثقال وزن کند بلال برای من پیروز شد ترازو را نوک می دهم پس راه افتادم تا رفتم و او گفت با جبرا خداحافظی کن گفتم حالا جملات را جواب می دهد هیچ چیز برای من نفرت انگیزتر از او نبود او گفت شترتو ببر شما قیمت را دریافت می کنید در یک رمان پس قیمت شتر و شتر را به من داد و سهم من با مردم است و در یک رمان من به او بدهی داشتم او مرا برآورده کرد و بر من افزود نظر در حدیث در تسخیر یعنی جنگ تبوک گفته شد که همان وصله ها من خسته ام هر گونه خستگی و ناتوانی در راه رفتن پس عقب افتادم یعنی دیر رسیدم او کار را برای او سخت می کند محجن نافرمان است و در سرش کج است مسافر چیزی را که با آن افتاده برمی دارد بس کن یعنی از او جلوگیری کنید Thal یعنی سنگین، جز نفرت چیزی از خود ساطع نمی کند شما را مسلح کنید یعنی سرخی او با سیاهی آمیخته شد چیزی در آن نیست شیعه درخشش سیاه یا سفید است تبه زنی که قبلا ازدواج کرده است کنیز نیست؟ یعنی فردا شما آنها را جمع آوری کنید یعنی مثل یک مادر آنها را در آغوش می گیرد و شما آنها را شانه می کنید یعنی شانه زدن موهایشان و تو روی آنها بایستی یعنی از آنها مراقبت کنید و حالشان را بهتر کنید کیف همان کیف است کیسه شدت حفظ چیزی است و گفته شد کیف اینجا رابطه جنسی است و ذهن گفته شد در اونس یک مثقال چهل درهم است مقدار آن در مقیاس های معاصر تقریباً صد و بیست گرم نقره فردا یعنی بین نماز صبح و طلوع آفتاب پس ترک کن یعنی رفت بنابراین من تاب می زنم یعنی افزایش پیدا کرد ای کاش یعنی من موفق شدم او به جملات پاسخ می دهد یعنی آنها را برگردانید شما متحد هستید سایه زدن، تراشیدن موهای ناحیه تناسلی است ناپدید شدن او زنی است که شوهرش غایب است شگ یعنی موهای کم پشت و تو پشتش یعنی سوار شدنش او مرا سرزنش کرد یعنی مرا مقصر دانست و او را تکان دهید نوک زدن یعنی زدن با چوب و آن با جمع آوری نخل است جیرجیر در حومه شهر واقع شده است سه فرسنگ از آن در سمت شرق بنابراین جملات را فهمیدم عقل با دستش پای شتر را خم می کند برای سفت کردن همه آنها در وسط بازو من از او بیشتر از او متنفرم هیچ کدوم از اون جملات یکی از فواید صحبت کردن از صحبت کردن سود ببرید راهنمایی برای بررسی شرایط دوستان و شرحی از شدت حرمتی که صحابه رضی الله عنه نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشتند. و حرمت او رضی الله عنه یک وظیفه، بدون شک ازدواج با باکره ها را تشویق می کند بازی مرد با خانواده اش جایز است و مهربانی با او و رفتار خوبش بیانی از حضرت جابر رضی الله عنه آمده است او منافع خواهرانش را مقدم بر خود می داند دلالت بر مطلوبیت دو رکعت نماز هنگام آمدن از سفر دارد مطلوب است که تعادل را در پرداخت بهای انعام دهید برای تعیین وزن معتبر است اما عامل جز با اجازه عمل نمی کند حدیث حاوی شواهدی بر صحت افزایش فروش از فروشنده است اعتبار افزایش قیمت از خریدار جائز است که از مرد بخواهد کالای خود را بفروشد حتی اگر آن را برای فروش عرضه نکند مطلوب است که میزان بدهی پرداخت شده افزایش یابد بحث جوانمردی است مستحب است زن خود را برای شوهرش آراسته کند تقدم مرجح بر مرجح به نفع خود جایز است اگر زن از غیبت شوهرش نزد او بیاید، باید امور خود را اصلاح کند در حدیث شواهدی وجود دارد که هر شرطی بیع را خراب نمی کند حدیث یکی از نشانه های نبوت است شتر پیاده‌روی سنگین به یک شتر فعال تبدیل شد