WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.200
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.970 --> 00:00:06.570
گنجینه های بیوگرافی

00:00:10.189 --> 00:00:12.750
ماجرای وتوی روزنامه

00:00:14.669 --> 00:00:16.750
سه سال بعد

00:00:16.750 --> 00:00:18.870
این روزنامه لغو شد

00:00:19.190 --> 00:00:21.629
که فیوز وتویش را روشن کرد

00:00:21.629 --> 00:00:24.550
مردی به نام هشام بن عمر

00:00:24.550 --> 00:00:26.629
از بنی عامر بن لؤی

00:00:26.829 --> 00:00:30.629
این مرد پیشوای بنی هاشم در میان مردم بود

00:00:30.629 --> 00:00:33.270
مقداری غذا به آنها می رساند

00:00:33.590 --> 00:00:36.469
پس نزد زهیر بن ابی امیه رفت

00:00:36.469 --> 00:00:41.109
مادر این زهیر عتیکه بنت عبدالمطلب بود

00:00:41.109 --> 00:00:44.990
او پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله است

00:00:44.990 --> 00:00:46.350
و به او گفت

00:00:46.350 --> 00:00:47.630
ای زهیر

00:00:47.630 --> 00:00:51.310
شما به خوردن غذا و نوشیدنی راضی هستید

00:00:51.310 --> 00:00:53.950
و عموهایت که بدانی

00:00:53.950 --> 00:00:55.310
و او گفت

00:00:55.310 --> 00:00:56.350
وای بر تو!

00:00:56.350 --> 00:00:59.310
وقتی یک مرد هستم چه باید بکنم؟

00:00:59.310 --> 00:01:03.070
اما به خدا اگر مرد دیگری همراهم باشد

00:01:03.229 --> 00:01:04.310
او گفت

00:01:04.310 --> 00:01:06.829
من یک مرد دیگر برای شما پیدا کردم

00:01:06.829 --> 00:01:08.390
گفت کیه؟

00:01:08.390 --> 00:01:09.989
گفت من هستم

00:01:09.989 --> 00:01:11.750
زهیر به او گفت

00:01:11.750 --> 00:01:14.390
به نفر سوم نیازمندیم

00:01:14.390 --> 00:01:18.150
پس هشام بن عمر نزد المطعم بن عدی رفت

00:01:18.150 --> 00:01:20.909
این رستوران از بنی المطلب است

00:01:20.909 --> 00:01:25.670
سپس نزدیکان بنی هاشم و بنی المطلب آمدند و از او یاد کردند

00:01:25.670 --> 00:01:30.430
او را به خاطر این ظلم با قریش سرزنش کرد

00:01:30.430 --> 00:01:32.030
رستوران گفت

00:01:32.069 --> 00:01:33.150
وای بر تو!

00:01:33.150 --> 00:01:34.870
چه کار کنم؟

00:01:34.870 --> 00:01:37.670
اما من یک مرد هستم

00:01:37.670 --> 00:01:38.629
او گفت

00:01:38.629 --> 00:01:40.709
من دومی پیدا کردم

00:01:40.709 --> 00:01:42.150
گفت او کیست

00:01:42.150 --> 00:01:43.670
گفت من هستم

00:01:43.670 --> 00:01:44.590
او گفت

00:01:44.590 --> 00:01:46.629
ما شما را سوم می خواهیم

00:01:46.629 --> 00:01:48.269
گفت انجام دادم

00:01:48.269 --> 00:01:49.709
کی گفته؟

00:01:49.709 --> 00:01:50.709
او گفت

00:01:50.709 --> 00:01:53.189
زهیر بن ابی امیه

00:01:53.189 --> 00:01:54.269
او گفت

00:01:54.269 --> 00:01:56.349
ما رابعه می خواهیم

00:01:56.349 --> 00:02:00.670
پس هشام بن عمر نزد ابوالبختری بن هشام رفت

00:02:00.709 --> 00:02:04.629
او به او چیزی شبیه به آنچه به رستوران گفت

00:02:04.629 --> 00:02:05.870
و او گفت

00:02:05.870 --> 00:02:08.789
آیا کسی هست که بتواند در این مورد کمک کند؟

00:02:08.789 --> 00:02:10.229
گفت بله

00:02:10.229 --> 00:02:11.830
گفت او کیست

00:02:11.830 --> 00:02:14.150
زهیر بن ابی امیه گفت

00:02:14.150 --> 00:02:15.949
و رستوران بین عدی

00:02:15.949 --> 00:02:17.729
و من با شما هستم

00:02:17.729 --> 00:02:18.689
او گفت

00:02:18.689 --> 00:02:20.810
ما تو را پنجمی می خواهیم

00:02:20.810 --> 00:02:25.729
این به ما نشان می دهد که بسیاری از این موضوع راضی نبودند

00:02:25.729 --> 00:02:28.490
اما این اقتدار بزرگسالان است

00:02:28.530 --> 00:02:31.610
این تصمیم را ابوجهل و عتبه گرفتند

00:02:31.610 --> 00:02:34.050
و ابوسفیان و ابولهب

00:02:34.050 --> 00:02:37.530
الولید بن المغیره و امیه بن خلف

00:02:37.530 --> 00:02:40.770
عقبه بن ابی معیت و دیگران

00:02:40.770 --> 00:02:42.889
این تصمیم را گرفتند

00:02:42.889 --> 00:02:46.509
همه باید گوش می کردند و اطاعت می کردند

00:02:46.509 --> 00:02:51.509
پس هشام بن عمر نزد زماة بن الاسود بن المطلب رفت

00:02:51.509 --> 00:02:56.629
گفته شده است که او پدر سودة بنت زمعه مادر مؤمنان است

00:02:56.669 --> 00:03:00.789
با او سخن گفت و خویشاوندی و حقوقشان را برایش ذکر کرد

00:03:00.789 --> 00:03:02.750
زما به او گفت

00:03:02.750 --> 00:03:07.270
آیا کسی هست که مرا به این موضوع دعوت کند؟

00:03:07.270 --> 00:03:08.710
گفت بله

00:03:08.710 --> 00:03:10.150
کی گفته؟

00:03:10.150 --> 00:03:13.310
زهیر بن ابی امیه گفت

00:03:13.310 --> 00:03:15.229
و رستوران بین عدی

00:03:15.229 --> 00:03:17.669
و ابوالبختری بن هشام

00:03:17.669 --> 00:03:19.069
و من

00:03:19.069 --> 00:03:21.389
زمعه بن الاسود گفت:

00:03:21.389 --> 00:03:23.349
و من با شما هستم

00:03:23.389 --> 00:03:27.750
پس جمع شدند و با تخریب روزنامه موافقت کردند

00:03:27.750 --> 00:03:29.270
اما چگونه؟

00:03:29.270 --> 00:03:32.629
بزرگان قریش بودند که آن را نوشتند

00:03:32.629 --> 00:03:35.469
و آنها هستند که با آن موافقت کردند

00:03:35.469 --> 00:03:40.550
چگونه این پنج نفر توانستند آن روزنامه را نابود کنند؟

00:03:40.550 --> 00:03:42.069
زهیر گفت

00:03:42.069 --> 00:03:43.590
من شما را شروع می کنم

00:03:43.590 --> 00:03:46.229
من اولین نفری خواهم بود که صحبت می کنم

00:03:46.229 --> 00:03:48.590
آنها با آن موافقت کردند

00:03:48.590 --> 00:03:50.189
وقتی شدند

00:03:50.189 --> 00:03:53.189
به باشگاه های خود در اطراف کعبه می رفتند

00:03:53.229 --> 00:03:56.629
فردا زهیر و هفت نفر دور خانه رفتند

00:03:56.629 --> 00:03:59.469
سپس رو به مردم کرد و گفت

00:03:59.469 --> 00:04:01.270
ای اهل مکه

00:04:01.270 --> 00:04:04.349
ما غذا می خوریم و لباس می پوشیم

00:04:04.349 --> 00:04:09.389
بنی هاشم هلاک شدند، نه از آنها فروخته شد و نه خرید

00:04:09.389 --> 00:04:15.389
به خدا من نمی نشینم تا این روزنامه بریده ناعادلانه از بین برود

00:04:15.389 --> 00:04:17.910
سپس ابوجهل برخاست و گفت

00:04:17.910 --> 00:04:21.069
دروغ گفتم به خدا ضرری نداره

00:04:21.110 --> 00:04:23.589
در اینجا زماة بن الاسود قیام کرد

00:04:23.589 --> 00:04:25.430
به ابوجهل گفت

00:04:25.430 --> 00:04:27.589
تو به خدا دروغ میگی

00:04:27.589 --> 00:04:31.149
وقتی نوشته شد راضی به نوشتن آن نبودیم

00:04:31.149 --> 00:04:33.750
ابوالباختری برخاست و گفت

00:04:33.750 --> 00:04:35.269
زما راست می گوید

00:04:35.269 --> 00:04:39.139
ما آنچه در آن نوشته شده است را نمی پذیریم و تصدیق نمی کنیم

00:04:39.139 --> 00:04:42.139
المتعم بن عدی برخاست و گفت

00:04:42.139 --> 00:04:45.740
هم حق با شماست و هم کسانی که خلاف این را می گویند دروغ می گویند

00:04:45.740 --> 00:04:49.699
ما از آن و آنچه در آن نوشته شده است به خدا منکریم

00:04:49.740 --> 00:04:52.620
سپس هشام بن عمر برخاست و گفت

00:04:52.620 --> 00:04:55.939
من آنها را باور کردم و کسانی که غیر از این گفتند دروغ گفتند

00:04:55.939 --> 00:04:58.720
ما آن را در برابر خدا انکار می کنیم

00:04:58.720 --> 00:05:04.639
وقتی این پنج نفر در مقابل همه مردم اینطور صحبت کردند

00:05:04.639 --> 00:05:06.319
ابوجهل گفت

00:05:06.319 --> 00:05:08.959
این یک ماجرای یک شبه است

00:05:08.959 --> 00:05:12.399
به جای دیگری به غیر از این بروید

00:05:12.399 --> 00:05:16.000
ابوطالب حاضر شد و گفت:

00:05:16.040 --> 00:05:20.240
خداوند به رسولش از روزنامه خبر داده است

00:05:20.240 --> 00:05:24.680
برادرزاده ام به من گفت که خداوند زمین را بر آن فرستاد

00:05:24.680 --> 00:05:28.959
پس تمام ظلم و بیگانگی و بی عدالتی خود را خورد

00:05:28.959 --> 00:05:31.360
به جز آنچه درست است

00:05:31.360 --> 00:05:36.439
اگر برادرزاده ام صادق باشد، این تحریم تمام می شود

00:05:36.439 --> 00:05:40.680
اگر دروغ می گوید بین تو و او می گذاریم

00:05:40.680 --> 00:05:42.769
گفتند شما منصف هستید

00:05:42.769 --> 00:05:45.930
المعتم بن عدی به روزنامه رفت

00:05:45.930 --> 00:05:48.129
او متوجه شد که او غذا خورده است

00:05:48.129 --> 00:05:50.730
تنها چیزی که می ماند همین است که می گویند

00:05:50.730 --> 00:05:52.689
به نام تو ای خدا

00:05:52.689 --> 00:05:56.709
همه چیز دیگر خورده شد

00:05:56.709 --> 00:06:00.029
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله بازگشت

00:06:00.029 --> 00:06:03.910
کسانی که با او بودند دوباره به مکه بازگشتند

00:06:04.980 --> 00:06:11.300
گنجینه های بیوگرافی

00:06:11.300 --> 00:06:16.050
بازگشت به دعوتنامه

00:06:16.089 --> 00:06:18.730
پیامبر صلی الله علیه و آله برگشت

00:06:18.730 --> 00:06:23.569
بار دیگر به دعوت خداوند متعال

00:06:23.569 --> 00:06:26.209
کفار قریش صبر نکردند

00:06:26.209 --> 00:06:29.930
نزد ابوطالب رفتند و به او گفتند:

00:06:29.930 --> 00:06:33.089
بگذار برادرزاده ات زبانش را گاز بگیرد

00:06:33.089 --> 00:06:37.569
سپس ابوطالب آمد و گروهی از قریش با او آمدند

00:06:37.569 --> 00:06:42.089
پس با پیامبر صلی الله علیه و آله صحبت کردند و به او گفتند

00:06:42.089 --> 00:06:44.290
از ما چه می خواهید؟

00:06:45.250 --> 00:06:47.769
من یک کلمه می خواهم که شما به من بگویید

00:06:47.769 --> 00:06:49.649
شما صاحب اعراب هستید

00:06:49.649 --> 00:06:52.370
و غیر عربها مدیون شما هستند

00:06:52.370 --> 00:06:54.250
یک کلمه گفتند

00:06:54.250 --> 00:06:56.079
او یک کلمه گفت

00:06:56.079 --> 00:06:58.519
سپس ابوجهل برخاست و گفت

00:06:58.519 --> 00:07:01.899
و پدرت صد کلمه به تو خواهم گفت

00:07:01.899 --> 00:07:05.220
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:07:05.220 --> 00:07:08.339
بگو معبودی جز الله نیست

00:07:08.339 --> 00:07:10.060
ابوجهل گفت

00:07:10.060 --> 00:07:12.540
در مورد این یکی، نه

00:07:12.579 --> 00:07:16.060
این کلمه را هرگز به شما نمی دهیم

00:07:16.060 --> 00:07:21.100
آیا می خواهی خدایان را یک خدا بسازی، محمد؟

00:07:21.100 --> 00:07:24.420
سپس خداوند تبارک و تعالی نازل کرد

00:07:24.420 --> 00:07:28.139
بگو

00:07:28.139 --> 00:07:30.420
و قرآن ذکر شده است

00:07:30.420 --> 00:07:35.540
بلكه كافران در غرور و اختلافند

00:07:35.540 --> 00:07:40.220
چند قرن است که ما توسط آنها نابود شده ایم؟

00:07:40.220 --> 00:07:44.060
صدا زدند و چاره ای نبود

00:07:44.060 --> 00:07:50.180
از این که هشداردهنده ای از میانشان به سراغشان آمده بود، تعجب کردند

00:07:50.180 --> 00:07:55.819
کافران گفتند: این جادوگر دروغگو است

00:07:55.819 --> 00:08:00.300
خدایان را خدای واحد کن

00:08:00.300 --> 00:08:04.500
این شگفت انگیز است

00:08:04.500 --> 00:08:10.939
و سران از آنان دور شدند: پلک بزنید و با خدایان خود شکیبا باشید

00:08:10.939 --> 00:08:15.579
این چیزی است که در نظر گرفته شده است

00:08:15.579 --> 00:08:19.740
ما در زندگی پس از مرگ چنین چیزی نشنیده ایم

00:08:19.740 --> 00:08:23.810
این فقط یک ساختگی است

00:08:23.810 --> 00:08:29.170
می بینیم که کفار مکه از گفتن لا اله الا الله خودداری کردند

00:08:29.170 --> 00:08:33.330
چرا به پیامبر صلی الله علیه و آله نگفتند؟

00:08:33.330 --> 00:08:35.570
خدایی جز خدا نیست

00:08:35.570 --> 00:08:40.450
سپس پس از آن در دین خود باقی می مانند

00:08:40.490 --> 00:08:44.850
زیرا ابوجهل و عتبه و عقبه ابن ابی معیت هستند

00:08:44.850 --> 00:08:48.009
ولید بن مغیره و ابولهب

00:08:48.009 --> 00:08:49.889
و بسیاری دیگر

00:08:49.889 --> 00:08:55.289
همه این افراد با یقین می دانند که معبودی جز خدا نیست

00:08:55.289 --> 00:08:58.970
و میلیون ها مسلمان اکنون در زمان ما هستند

00:08:58.970 --> 00:09:02.210
آنها معنی این کلمه را نمی دانند

00:09:02.210 --> 00:09:06.809
ابوجهل می داند که اگر بگوید معبودی جز خدا نیست

00:09:06.809 --> 00:09:09.090
او به آن پایبند خواهد بود

00:09:09.090 --> 00:09:12.049
و همه بتها را ترک خواهد کرد

00:09:12.049 --> 00:09:14.450
و جز خدا را نمی خواند

00:09:14.450 --> 00:09:16.809
جز برای خدا قربانی نمی شود

00:09:16.809 --> 00:09:19.289
او فقط با خدا نذر خواهد کرد

00:09:19.289 --> 00:09:21.649
او فقط از خدا خواهد ترسید

00:09:21.649 --> 00:09:24.210
جز از خدا یاری نمی جوید

00:09:24.210 --> 00:09:26.730
او فقط به خدا دعا خواهد کرد

00:09:26.730 --> 00:09:29.250
او جز برای خدا طواف نمی کند

00:09:29.250 --> 00:09:32.450
هیچ کس جز خدا و رسولش اطاعت نمی کند

00:09:32.450 --> 00:09:36.289
او می داند که این کلمه چه معنایی دارد

00:09:36.289 --> 00:09:39.250
اما در حال حاضر بسیاری از مسلمانان

00:09:39.250 --> 00:09:42.250
می گویند معبودی جز خدا نیست

00:09:42.250 --> 00:09:45.169
اما برای غیر خدا قربانی می کنند

00:09:45.169 --> 00:09:47.289
و به غیر خدا نذر می کنند

00:09:47.289 --> 00:09:49.649
و از غیر خدا می ترسند

00:09:49.649 --> 00:09:52.129
از غیر خدا یاری می جویند

00:09:52.129 --> 00:09:55.809
و از غیر خدای تبارک و تعالی طلب می کنند

00:09:55.809 --> 00:09:59.669
همه اینها به خاطر جهل است

00:09:59.669 --> 00:10:06.019
گنجینه های بیوگرافی

00:10:06.019 --> 00:10:10.820
ابوطالب درگذشت

00:10:10.860 --> 00:10:14.539
قریش در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت کردند

00:10:14.539 --> 00:10:16.620
دوره زمانی

00:10:16.620 --> 00:10:19.299
سپس مرگ ابوطالب فرا رسید

00:10:19.299 --> 00:10:22.940
عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:10:22.940 --> 00:10:25.860
آن سال دهم پیامبر است

00:10:25.860 --> 00:10:30.000
شش ماه پس از خروج آنها از مردم

00:10:30.000 --> 00:10:31.600
عن سعید بن المسیاب

00:10:31.600 --> 00:10:34.720
از پدرش مصیب رضی الله عنه

00:10:34.720 --> 00:10:38.200
وقتی ابوطالب درگذشت

00:10:38.240 --> 00:10:41.799
پیامبر صلی الله علیه و آله بر او وارد شد

00:10:41.799 --> 00:10:43.480
ابوجهل را دارد

00:10:43.480 --> 00:10:46.419
و عبدالله بن ابی امیه

00:10:46.419 --> 00:10:49.419
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:10:49.419 --> 00:10:51.740
به عمویش ابوطالب

00:10:51.740 --> 00:10:52.980
آره عمو

00:10:52.980 --> 00:10:55.539
بگو معبودی جز الله نیست

00:10:55.539 --> 00:10:59.299
سخنی که با آن در پیشگاه خداوند با شما مناظره خواهم کرد

00:10:59.299 --> 00:11:00.600
ابوجهل گفت دقی

00:11:00.600 --> 00:11:03.259
و عبدالله بن ابی امیه

00:11:03.259 --> 00:11:05.120
ای ابوطالب

00:11:05.120 --> 00:11:08.159
آیا می خواهید در مورد عبدالمطلب بدانید؟

00:11:08.159 --> 00:11:13.360
پس پیغمبر صلی الله علیه و آله آن را تکرار کرد و آنها نیز تکرار کردند

00:11:13.759 --> 00:11:17.000
پیامبر تکرار می کند، آنها هم تکرار می کنند

00:11:17.519 --> 00:11:21.279
تا آخرین حرفش را نگفت

00:11:21.720 --> 00:11:24.159
او پیرو مذهب عبدالمطلب است

00:11:24.759 --> 00:11:26.559
سپس پس از آن درگذشت

00:11:27.320 --> 00:11:30.120
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:11:30.639 --> 00:11:33.639
من برای تو طلب آمرزش می کنم مگر اینکه از تو نهی شده باشم

00:11:34.320 --> 00:11:37.200
سپس کلام خداوند تبارک و تعالی نازل شد

00:11:37.559 --> 00:11:44.399
بر پیامبر و مؤمنان نیست که برای مشرکان استغفار کنند

00:11:44.399 --> 00:11:47.000
حتی اگر نزدیکتر بودند

00:11:47.519 --> 00:11:49.799
حتی اگر نزدیکتر بودند

00:11:49.799 --> 00:11:56.000
پس از آن که برایشان روشن شد که اهل جهنم هستند

00:11:56.799 --> 00:12:00.639
این همان چیزی است که خداوند متعال به شما وحی کرده است

00:12:01.039 --> 00:12:04.759
شما کسانی را که دوستشان دارید راهنمایی نمی کنید

00:12:05.159 --> 00:12:10.840
اما خداوند هر که را بخواهد هدایت می کند

00:12:11.759 --> 00:12:15.360
این داستان فواید زیادی دارد

00:12:16.000 --> 00:12:19.120
از جمله آن پیامبر صلی الله علیه و آله است

00:12:19.120 --> 00:12:22.200
او مشتاق اسلام آوردن ابوطالب بود

00:12:22.799 --> 00:12:26.080
به خدا اگر ابوطالب این کلمه را گفته بود

00:12:26.399 --> 00:12:27.200
مفید خواهد بود

00:12:27.840 --> 00:12:32.080
زیرا از پیامبر صلی الله علیه و آله ثابت شده است

00:12:32.639 --> 00:12:35.200
به پسری یهودی وارد شد

00:12:35.200 --> 00:12:37.039
او در بستر مرگ است

00:12:37.600 --> 00:12:41.279
به او گفت: بگو معبودی جز خدا نیست.

00:12:41.960 --> 00:12:44.000
پسر به پدرش برگشت

00:12:44.600 --> 00:12:48.000
ابو به او گفت: از ابوالقاسم اطاعت کن.

00:12:48.600 --> 00:12:53.120
پسر گفت: شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست.

00:12:53.480 --> 00:12:57.519
و اینکه محمد رسول خداست پس از دنیا رفت

00:12:58.360 --> 00:13:01.240
پس پیامبر صلی الله علیه و آله رفت

00:13:01.240 --> 00:13:06.360
می گوید خدا را شکر که او را از جهنم نجات داد

00:13:07.330 --> 00:13:09.730
به خدا اگر ابوطالب گفته بود

00:13:10.169 --> 00:13:12.129
خداوند او را از جهنم نجات دهد

00:13:12.889 --> 00:13:17.610
به خدا سوگند همه ما آرزو داشتیم که ای کاش ابوطالب گفته بود

00:13:18.289 --> 00:13:20.409
به خدا هرگز غمگین نبودیم

00:13:20.649 --> 00:13:24.009
اگر ابوطالب ایمان بیاورد هرگز ناراحت نمی شویم

00:13:24.610 --> 00:13:27.370
امیدواریم همه مردم باور کنند

00:13:27.809 --> 00:13:29.850
اما ما با متون هستیم

00:13:30.409 --> 00:13:35.730
این است که ابوطالب عموی پیامبر صلی الله علیه و آله اسلام نیاورد.

00:13:36.330 --> 00:13:38.889
هر چند از او حمایت و دفاع کرد

00:13:39.289 --> 00:13:41.889
از او محافظت کرد و با او نزد مردم رفت

00:13:42.529 --> 00:13:44.250
بلکه در جوانی او را بزرگ کرد

00:13:44.970 --> 00:13:47.769
با همه اینها به دلیل شرک می میرد

00:13:48.659 --> 00:13:50.700
ابن کثیر رحمه الله گفت

00:13:51.419 --> 00:13:58.340
ابوطالب مردم را از آزار رساندن به رسول خدا صلی الله علیه و آله و یارانش باز می داشت.

00:13:58.779 --> 00:14:03.659
با هر کاری که می تواند انجام دهد، چه کاری، چه کار، زندگی یا پول

00:14:04.220 --> 00:14:05.620
اما هنوز

00:14:05.980 --> 00:14:09.779
خداوند متعال او را قادر به ایمان نکرد

00:14:10.220 --> 00:14:16.460
زیرا خداوند متعال دارای حکمت عظیم و برهان قاطع و قاطع است

00:14:16.940 --> 00:14:20.379
که باید باور کرد و تسلیم شد

00:14:21.019 --> 00:14:25.139
و اگر نبود آنچه خداوند از استغفار برای مشرکان نهی کرده است

00:14:25.580 --> 00:14:29.460
ما برای ابوطالب طلب آمرزش کردیم و او را رحمت کردیم

00:14:30.340 --> 00:14:32.460
چه چیزی در این مورد عجیب است

00:14:33.019 --> 00:14:35.139
آن عبدالله بن ابی امیه

00:14:35.700 --> 00:14:43.259
چه کسی با ابوجهل در ممانعت ابوطالب از اجابت فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت کرد.

00:14:43.740 --> 00:14:45.299
در سال فتح اسلام آورد

00:14:45.860 --> 00:14:48.460
خبر دادند که در حنین به شهادت رسید

00:14:49.100 --> 00:14:51.940
ثابت شده که عباس فرزند عبدالمطلب است

00:14:52.460 --> 00:14:55.379
به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت

00:14:55.940 --> 00:14:57.659
برای عمویت چه خواندی؟

00:14:58.220 --> 00:14:59.419
یعنی ابوطالب

00:15:00.019 --> 00:15:02.899
او از شما محافظت می کرد و شما را عصبانی می کرد

00:15:03.750 --> 00:15:06.629
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:15:07.269 --> 00:15:09.669
او در نور خیره کننده ای از آتش است

00:15:10.190 --> 00:15:11.350
و اگر برای من نبود

00:15:11.710 --> 00:15:14.710
او در ته آتش بود

00:15:15.490 --> 00:15:19.529
از خداوند متعال هدایت و تندرستی را خواستاریم

00:15:33.000 --> 00:15:38.320
پس از آن که پیامبر صلی الله علیه و آله در سوگ عمویش ابوطالب عزاداری کرد.

00:15:38.919 --> 00:15:40.759
شوک دوم به او وارد شد

00:15:41.240 --> 00:15:45.440
با خبر وفات حضرت خدیجه والده المؤمنین رضی الله عنه

00:15:46.159 --> 00:15:49.679
او ماهها پس از عمویش ابوطالب درگذشت

00:15:50.580 --> 00:15:54.740
از ابوهریره رضی الله عنه ثابت شده است که فرمود

00:15:55.460 --> 00:15:59.580
جبرئیل نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت

00:16:00.179 --> 00:16:01.419
ای رسول خدا

00:16:01.940 --> 00:16:04.179
این خدیجه آمده است

00:16:04.700 --> 00:16:09.059
او ظرفی دارد که حاوی ادامام، غذا یا نوشیدنی است

00:16:09.740 --> 00:16:11.179
بعد اومد پیشت

00:16:11.740 --> 00:16:14.460
سپس درود بر او از جانب پروردگارش خواند

00:16:15.100 --> 00:16:18.340
او را به خانه ای از نی در بهشت مژده داد

00:16:18.340 --> 00:16:21.500
مضاربه و مضارع در آن نیست
