بسم الله الرحمن الرحیم محمد رسول خداست خلاصه ای از سیره پیامبر عتبه بن ربیعه با رسول خدا صلی الله علیه و آله مصاحبه می کند هنگامی که حمزه و عمر بن خطاب رضی الله عنهم اسلام آوردند اسلام نسبت به آنها قوی است قریش به سوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عتبه بن ربیعه فرستادند. با او حرف بزنم و به او بدهم و از او بگیرم ابن اسحاق در شرح حال خود روایت کرده است از محمّد بن کعبن القرضی فرمود: اتفاقاً عتبه بن ربیعه استاد بود روزی در باشگاه قریش نشسته بود گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تنها در مسجد نشسته بود ای مردم قریش! آیا من نباید پیش محمد بروم؟ پس با او صحبت کردم و مطالب را به او عرض کردم شاید برخی از آنها را بپذیرد پس هر چه بخواهد به او می دهیم و او از ما خودداری می کند در آن زمان حمزه اسلام آورد اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدند که زیاد و زیاد می شوند. گفتند: بلی ابوالولید. برو پیشش و باهاش حرف بزن پس عتبه در برابر او ایستاد تا اینکه در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله نشست و او گفت برادرزاده ام شما یکی از ما هستید، همانطور که از اقتدار در قبیله یاد گرفته اید و مکان در نسب است شما با یک امر بزرگ نزد مردم خود آمده اید گروه آنها را تقسیم کرد و رویاهای آنها توسط او فریب خورد خدایان و دین آنها مورد تمسخر او قرار گرفت و کسانی از پدرانشان که از دنیا رفتند به آن کافر شدند پس به من گوش کن من به شما مواردی را پیشنهاد می کنم که باید در نظر بگیرید شاید برخی از آنها را بپذیرید رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند بگو ابوالولید گوش کن او گفت برادرزاده ام اگر فقط با آنچه از این موضوع آورده اید پول می خواهید ما پول خود را برای شما جمع آوری کردیم تا شاید پول بیشتری از ما داشته باشید و اگر با آن افتخار می خواهید ما تو رو سیاه کردیم تا بدون تو چیزی را قطع نکنیم و اگر پادشاهی با او می خواهی ما تو را بر خود داریم و اگر این نظری است که به شما می رسد، آن را خواهید دید شما نمی توانید آن را به خودتان برگردانید ما برای شما دارو سفارش دادیم و پولمان را خرج آن کردیم تا زمانی که شما را از آن مبرا کنیم شاید پیرو بر آن مرد غالب شد تا اینکه از آن شفا پیدا کند حتی اگر آستانه خالی باشد و رسول خدا صلی الله علیه و آله به سخنان او گوش فرا داد رسول خدا فرمود کارم تمام شد ابوالولید گفت بله رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند پس به من گوش کن او گفت من انجام می دهم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند محافظ دانلود از الرحمن الرحیم کتابی که آیاتش مفصل است، قرآنی عربی برای مردمی که می دانند خبر خوب و هشدار دهنده بیشتر آنها روی برمی گردانند و گوش نمی دهند سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بر او تلاوت کرد وقتی عتبه از او شنید به حرفش گوش کن او با تکیه بر آنچه از او شنیده بود، دستانش را پشت سر گذاشت سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن سجده کرد پس سجده کرد سپس گفت شنیدم ای ابوالولید آنچه شنیدم تو و اون و در روایت بیهقی در شواهدش تا اینکه به پیامبر رسید اگر روی برگردانند، بگو: من شما را از صاعقه ای مانند صاعقه عد و ثمود هشدار می دهم. بنابراین اوتبا آن را حفظ کرد الرحیم از او خواست که از این کار دست بردارد سپس عتبه بن ربیعه از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و نزد دوستانش رفت به هم گفتند به خدا سوگند ابوالولید با چهره ای متفاوت از چهره ای که با آن آمده بود، نزد شما آمد چون نزد آنان نشست، گفتند: پشت سرت چیه ابوالولید؟ او گفت پشت سرم یه ضرب المثل شنیدم قسم می خورم که هرگز چنین چیزی نشنیده ام به خدا این شعر و سحر و فال نیست ای مردم قریش! از من اطاعت کن و این کار را از طریق من انجام بده بین این مرد و آنچه در اوست چیزی نیست بنابراین او را منزوی کردند به خدا سوگند آنچه از او شنیدم خبر بسیار خوبی خواهد بود اگر اعراب بریزند با دیگران به آن بسنده کرده اید حتی اگر در میان اعراب ظاهر شود پادشاهی او از آن توست و جلال او جلال شماست و شما با آن شادترین مردم بودید گفتند به خدا سوگند ابوالولید تو را با زبان خود افسون کرد او گفت این نظر من در مورد آن است پس هر کاری میخوای انجام بده خلاصه ای از سیره پیامبر نوشته شیخ موسی بلرشید العظمی و توسط انجمن مواضع ارائه شد در پادشاهی بحرین حسرت دو دنیا برای هم اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد خدا شما را سرزنش نکند که تماس را بلند نکردید و با بقیه حرکت کرد