WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.139
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:07.139 --> 00:00:11.740
با قلم های اشتیاق و مرکب عشق

00:00:11.740 --> 00:00:15.869
دلها را گرانبهاتر از طلا می نویسیم

00:00:15.869 --> 00:00:20.870
در وصف استاد آفرینش رضی الله عنه

00:00:20.870 --> 00:00:30.890
شمایل محمد

00:00:30.890 --> 00:00:38.740
باب آنچه در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد سمر آمده است.

00:00:38.740 --> 00:00:41.740
سمر به معنای صحبت در شب است

00:00:41.740 --> 00:00:44.740
منشا قهوه ای رنگ مهتابی است

00:00:44.740 --> 00:00:47.740
چون در مورد آن صحبت می کردند

00:00:47.740 --> 00:00:52.990
قال عایشه رضی الله عنها

00:00:52.990 --> 00:00:55.119
11 زن نشستند

00:00:55.119 --> 00:00:58.119
پس تعهد دادیم و قرارداد بستیم

00:00:58.119 --> 00:01:02.380
آیا چیزی را از شوهر خود پنهان نمی کنند؟

00:01:02.380 --> 00:01:04.379
او اولین مورد را گفت

00:01:04.379 --> 00:01:06.379
شوهرم گوشت شتر شلخته داشت

00:01:06.379 --> 00:01:09.379
بر فراز کوهی ناهموار

00:01:09.379 --> 00:01:11.379
بلند شدن آسان نیست

00:01:11.379 --> 00:01:14.540
چاق نیست، بنابراین حرکت می کند

00:01:14.540 --> 00:01:16.540
دومی را گفت

00:01:16.540 --> 00:01:18.540
شوهرم، من خبر ندارم

00:01:18.540 --> 00:01:21.540
میترسم ترک نکنم

00:01:21.540 --> 00:01:25.980
اگر او را یاد کنم، ثواب و ثواب او را به یاد می آورم

00:01:25.980 --> 00:01:27.980
سومی را گفت

00:01:27.980 --> 00:01:29.980
شوهر دوست داشتنی من

00:01:29.980 --> 00:01:31.980
اگر صحبت کنم آزاد می کنم

00:01:31.980 --> 00:01:33.980
اگر سکوت کنم نظر خواهم داد

00:01:33.980 --> 00:01:36.299
گفت چهارمی

00:01:36.299 --> 00:01:38.299
شوهر من کالیل تیهاما است

00:01:38.299 --> 00:01:40.299
نه گرما هست و نه آسایش

00:01:40.299 --> 00:01:43.299
بدون ترس و خستگی

00:01:43.299 --> 00:01:45.590
گفت پنجمین

00:01:45.590 --> 00:01:48.590
اگه شوهرم وارد بشه پلنگ میشه

00:01:48.590 --> 00:01:50.590
و اگر شیری بیرون بیاید

00:01:50.590 --> 00:01:52.590
از او درباره آنچه وعده داده سؤال نمی شود

00:01:52.590 --> 00:01:54.879
گفت شش

00:01:54.879 --> 00:01:57.879
شوهرم لپه خورد

00:01:57.879 --> 00:01:59.879
اگر مشروب بخورد راحت می شود

00:01:59.879 --> 00:02:01.879
و اگر دراز بکشد بهبود می یابد

00:02:01.879 --> 00:02:03.879
و کف دست وارد نمی شود

00:02:03.879 --> 00:02:05.879
برای آموزش صدا و سیما

00:02:05.879 --> 00:02:08.199
گفت هفتم

00:02:08.199 --> 00:02:10.199
شوهرم از من می ترسد

00:02:10.199 --> 00:02:12.199
یا گایا

00:02:12.199 --> 00:02:14.199
درخواست کنید

00:02:14.199 --> 00:02:16.199
هر بیماری یک بیماری دارد

00:02:16.199 --> 00:02:18.199
شاجک یا فلک

00:02:18.199 --> 00:02:20.199
یا همه مال خودت رو جمع کن

00:02:20.199 --> 00:02:22.740
گفت هشت

00:02:22.740 --> 00:02:25.740
شوهرم به خرگوش دست زد

00:02:25.740 --> 00:02:28.740
و باد بوی انگور است

00:02:28.740 --> 00:02:31.000
گفت نه

00:02:31.000 --> 00:02:33.000
شوهر من مردی عالی رتبه است

00:02:33.000 --> 00:02:35.000
بلند نژاد

00:02:35.000 --> 00:02:37.000
خاکستر عالی

00:02:37.000 --> 00:02:39.000
خانه نزدیک باشگاه است

00:02:39.000 --> 00:02:41.259
گفت ساعت ده

00:02:41.259 --> 00:02:43.259
شوهر من مالک است

00:02:43.259 --> 00:02:45.259
و چه بلایی سر شما آمده است؟

00:02:45.259 --> 00:02:47.259
چه چیزی بهتر از این؟

00:02:47.259 --> 00:02:51.259
او شترهای مبارک زیادی دارد

00:02:51.259 --> 00:02:53.259
چند سالن تئاتر

00:02:53.259 --> 00:02:56.259
اگر صدای المظهر را بشنویم

00:02:56.259 --> 00:02:59.259
من مطمئن هستم که آنها تهدید شما هستند

00:02:59.259 --> 00:03:01.639
گفت یازده

00:03:01.639 --> 00:03:03.639
شوهر من پدر خروس است

00:03:03.639 --> 00:03:05.639
و او پدر زراء نیست

00:03:05.639 --> 00:03:08.639
مردم از جواهرات گوش من

00:03:08.639 --> 00:03:11.639
و از چربی اندام تناسلی من پر شده بود

00:03:11.639 --> 00:03:13.639
و به من لبخند زد

00:03:13.639 --> 00:03:15.639
پس با خودم فریاد زدم

00:03:15.639 --> 00:03:18.639
مرا در میان مردم غنیمه بشق یافت

00:03:18.639 --> 00:03:24.639
مرا در زمره اهل ناله و زمزمه و لگدمال و خرخر قرار دادی

00:03:24.639 --> 00:03:27.740
بعد می گویم: «زشت نباش.»

00:03:27.740 --> 00:03:30.740
و دراز می کشم و صبح می شود

00:03:30.740 --> 00:03:32.740
و می نوشم و مریض می شوم

00:03:32.740 --> 00:03:35.060
مادر پدرم کاشت

00:03:35.060 --> 00:03:38.060
مادر پدرم چیزی نکارد

00:03:38.060 --> 00:03:40.060
آکومها راده

00:03:40.060 --> 00:03:42.060
و خانه او بزرگ است

00:03:42.060 --> 00:03:44.310
ابن ابی زرعه

00:03:44.310 --> 00:03:46.310
ابن ابی چیزی نساخت

00:03:46.310 --> 00:03:49.310
متجاا کمسل شطبا

00:03:49.310 --> 00:03:52.310
و بازوی جفره او را راضی می کند

00:03:52.310 --> 00:03:54.569
دختر ابوذره

00:03:54.569 --> 00:03:56.569
دختر پدرم چیزی نکارد

00:03:56.569 --> 00:03:58.629
پدرش داوطلب شد

00:03:58.629 --> 00:04:00.629
و مادرش داوطلب شد

00:04:00.629 --> 00:04:02.629
و پوشش او را پر کرد

00:04:02.629 --> 00:04:04.629
و عصبانیت همسایه اش

00:04:04.629 --> 00:04:06.789
کنیز پدرم

00:04:06.789 --> 00:04:09.789
کنیز پدرم چیست؟

00:04:09.789 --> 00:04:12.789
گفتگوی ما را پخش نکنید

00:04:12.789 --> 00:04:16.790
و آینه ما پاک نشود

00:04:16.790 --> 00:04:19.790
خانه ما را پر از لانه نکنید

00:04:19.790 --> 00:04:22.050
او گفت

00:04:22.050 --> 00:04:25.050
ابوزراء بیرون رفت و آجرها به هم می خوردند

00:04:25.050 --> 00:04:30.050
او زنی را با دو پسر پیدا کرد که شبیه دو پلنگ بودند

00:04:30.050 --> 00:04:34.050
با دو انار زیر کمرش بازی می کنند

00:04:34.050 --> 00:04:37.240
پس از من طلاق گرفت و با او ازدواج کرد

00:04:37.240 --> 00:04:40.240
سپس با مرد مخفی ازدواج کرد

00:04:40.240 --> 00:04:42.240
شریا سوار شد

00:04:42.240 --> 00:04:44.240
و آن را به صورت مکتوب گرفت

00:04:44.240 --> 00:04:47.240
او به من نعمت های فراوان بخشید

00:04:47.240 --> 00:04:51.240
و از هر بو یک جفت به من داد

00:04:51.240 --> 00:04:52.240
و او گفت

00:04:52.240 --> 00:04:56.240
بخورید یا بکارید و خانواده خود را ببینید

00:04:56.240 --> 00:04:59.500
اگر همه چیز را جمع کنم به من می دهد

00:04:59.500 --> 00:05:03.500
چیزی که کوچکترین گلدان گیاهان پدرم بود

00:05:03.500 --> 00:05:06.879
عایشه رضی الله عنها گفت

00:05:06.879 --> 00:05:10.879
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:05:10.879 --> 00:05:17.189
من برای تو مثل پدر خروس برای مادر خروس بودم

00:05:17.189 --> 00:05:22.189
این حدیث از آنچه در ثمر پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است

00:05:22.189 --> 00:05:24.189
با چند تا از همسرانش

00:05:24.189 --> 00:05:26.189
اجتماعی و مهربان

00:05:26.189 --> 00:05:29.189
این بخشی از رفتار خوب و روح مهربان است

00:05:29.189 --> 00:05:31.189
و شوخی شیطان

00:05:31.189 --> 00:05:34.189
صحبت های ملوان، مهمانی و داستان ها

00:05:34.189 --> 00:05:37.189
چه روحی در آن آرامش می یابد

00:05:37.189 --> 00:05:39.189
و از دل ها دور می شود

00:05:39.189 --> 00:05:42.189
با جامعه پذیری صحبت می کرد

00:05:42.189 --> 00:05:45.189
همه اینها یک هدف مشروع است

00:05:45.189 --> 00:05:53.259
این داستان طولانی است که عایشه رضی الله عنها برای پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر کرده است.

00:05:53.259 --> 00:05:58.259
درباره این زنان در اخبار هر یک از آنها و شوهرش

00:05:58.259 --> 00:06:05.259
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان یک همنشین و همنشین خوب به او گوش فرا داد.

00:06:05.259 --> 00:06:10.290
در آن یازده زن در یک جلسه جمع شدند

00:06:10.290 --> 00:06:15.290
ما متعهد شدیم که چیزی را از شوهرانشان پنهان نکنیم

00:06:15.290 --> 00:06:19.290
خواه ستایش باشد یا توهین

00:06:19.290 --> 00:06:22.290
برخی از شوهرش با ستایش یاد کردند

00:06:22.290 --> 00:06:25.290
برخی از آنها با لیوان از او یاد کردند

00:06:25.290 --> 00:06:28.290
زن اول در وصف شوهرش گفت

00:06:28.290 --> 00:06:31.480
شوهرم گوشت شتر شلخته داشت

00:06:31.480 --> 00:06:35.480
یعنی مثل گوشت شتر خیلی بدون چربی است

00:06:35.480 --> 00:06:37.579
بالای یک کوه

00:06:37.579 --> 00:06:40.579
بالا رفتن از این کوه آسان نیست

00:06:40.579 --> 00:06:43.579
چون سنگ های زیادی دارد

00:06:43.579 --> 00:06:46.579
و گوشت چاق است پس منتقل می شود

00:06:46.579 --> 00:06:49.579
یعنی برای انتقال آن سختی ها را تحمل می کند

00:06:49.579 --> 00:06:51.579
فردا است

00:06:51.579 --> 00:06:54.579
یعنی برای انتقال آن سختی ها را تحمل می کند

00:06:54.579 --> 00:06:57.579
از شوهرش راضی نیست

00:06:57.579 --> 00:07:00.579
به خاطر شخصیت بد و طبیعت خشنش

00:07:00.579 --> 00:07:03.579
او آن را به گوشت شتر تشبیه می کند

00:07:03.579 --> 00:07:05.579
که روح آن را بهبود می بخشد

00:07:05.579 --> 00:07:09.610
او شخصیت بد خود را به کوهی ناهموار تشبیه کرد

00:07:09.610 --> 00:07:14.610
ای کاش او با فراوانی اش در دسترس و آسان برای صعود بود

00:07:14.610 --> 00:07:17.610
بلکه بر فراز کوهی صعب العبور است

00:07:17.610 --> 00:07:19.610
و در عین حال

00:07:19.610 --> 00:07:23.610
او لیاقت تحمل سختی ها را به خاطر او ندارد

00:07:23.610 --> 00:07:25.610
برای رسیدن به آن

00:07:25.610 --> 00:07:29.759
زن دوم گفت

00:07:29.759 --> 00:07:31.759
شوهرم من هیچ خبری ندارم

00:07:31.759 --> 00:07:35.759
یعنی اخبار و توضیحات ایشان را فاش و پخش نمی کنم

00:07:35.759 --> 00:07:38.759
میترسم ترک نکنم

00:07:38.759 --> 00:07:42.759
یعنی می ترسم شرح و تجربه او را ذکر کنم

00:07:42.759 --> 00:07:45.759
من هیچ یک از تجربیات او را پشت سر نمی گذارم

00:07:45.759 --> 00:07:47.759
به دلیل طول و فراوانی آن

00:07:47.759 --> 00:07:50.759
یعنی ایرادات و معایب زیادش

00:07:50.759 --> 00:07:53.759
من نمی توانم ذکر او را برآورده کنم

00:07:53.759 --> 00:07:57.819
اگر او را یاد کنم، ثواب و ثواب او را به یاد می آورم

00:07:57.819 --> 00:08:01.819
منشأ یرقان برآمدگی وریدهای گردن است

00:08:01.819 --> 00:08:04.819
و تورم ناف

00:08:04.819 --> 00:08:09.819
انگار به او گفته بود که عیب های آشکار و پنهانی دارد

00:08:09.819 --> 00:08:12.819
من از نقص هایی که به دلیل ناتوانی جنسی ظاهر می شود آگاه بودم

00:08:12.819 --> 00:08:15.819
که تورم رگ هاست

00:08:15.819 --> 00:08:19.819
او عیوب پنهانی دارد که فقط زنان از آن خبر دارند

00:08:19.819 --> 00:08:21.819
و من به او حسادت می کردم

00:08:21.819 --> 00:08:24.819
که برآمدگی ناف است

00:08:24.819 --> 00:08:28.720
زن سوم گفت

00:08:28.720 --> 00:08:30.720
شوهر عاشق

00:08:30.720 --> 00:08:32.720
و طولانی است

00:08:32.720 --> 00:08:33.720
و معنی

00:08:33.720 --> 00:08:37.720
چیزی بیش از طول بی فایده نیست

00:08:37.720 --> 00:08:39.720
اگر صحبت کنم آزاد می کنم

00:08:39.720 --> 00:08:41.720
اگر سکوت کنم نظر خواهم داد

00:08:41.720 --> 00:08:46.720
یعنی اگر حرفی زد و گفت و به او رسید

00:08:46.720 --> 00:08:48.720
او آن را آزاد خواهد کرد

00:08:48.720 --> 00:08:50.720
حتی اگر در مورد کاستی های آن سکوت کنید

00:08:50.720 --> 00:08:53.720
برای او مانند یک قاشق آویزان است

00:08:53.720 --> 00:08:56.720
نه متاهل نه طلاق

00:08:56.720 --> 00:09:01.100
زن چهارم گفت

00:09:01.100 --> 00:09:03.100
شوهر من کالیل تیهاما است

00:09:03.100 --> 00:09:06.100
شما می خواهید به آن آسیبی نرسد

00:09:06.100 --> 00:09:10.100
بلکه آسایش و لذت است که مانند شب تیهاما زندگی کنیم

00:09:10.100 --> 00:09:12.100
ملایم خوشمزه

00:09:12.100 --> 00:09:16.100
نه گرمای بیش از حد وجود دارد و نه سرمای بیش از حد

00:09:16.100 --> 00:09:17.100
و تیهاما

00:09:17.100 --> 00:09:22.100
این دشت ساحلی دریای سرخ از سمت آسیایی است

00:09:22.100 --> 00:09:25.100
بدون ترس و خستگی

00:09:25.100 --> 00:09:28.100
یعنی به خاطر اخلاق سخاوتمندانه از او نمی ترسم

00:09:28.100 --> 00:09:33.100
او از من خسته نمی شود یا در مورد من کنجکاو نمی شود و از شرکت من خسته نمی شود

00:09:33.100 --> 00:09:35.100
و او بد اخلاق نیست

00:09:35.100 --> 00:09:37.100
از بودن با او خسته شده ام

00:09:37.100 --> 00:09:41.250
زن پنجم گفت

00:09:41.250 --> 00:09:43.250
اگه شوهرم وارد بشه پلنگ میشه

00:09:43.250 --> 00:09:45.250
و اگر شیری بیرون بیاید

00:09:45.250 --> 00:09:48.250
یعنی اگر وارد خانه شود

00:09:48.250 --> 00:09:51.250
مثل پلنگ زیاد می خوابید

00:09:51.250 --> 00:09:53.250
میخوای بخوابه

00:09:53.250 --> 00:09:57.250
او عیوب خانه را که باید برطرف کنم نادیده می گیرد

00:09:57.250 --> 00:10:03.250
یا از رسیدگی به وسایل و پول های گمشده در خانه و آنچه که باقی مانده است غفلت می کند

00:10:03.250 --> 00:10:07.250
او را برای کم یا زیاد مسئول نمی داند

00:10:07.250 --> 00:10:09.250
و اگر بیرون از خانه باشد

00:10:09.250 --> 00:10:14.250
او در شجاعت، قدرت و خشمش مانند یک شیر بود

00:10:14.250 --> 00:10:17.250
او می خواهد که او با او مهربان باشد

00:10:17.250 --> 00:10:22.250
بیرون از خانه، او شجاع، قوی و عصبانی خواهد بود

00:10:22.250 --> 00:10:24.250
از او درباره آنچه وعده داده سؤال نمی شود

00:10:24.250 --> 00:10:31.250
یعنی از او در مورد پول و امثال آن که برای تکمیل سخاوتش در خانه گذاشته است، سؤال نمی کند

00:10:31.250 --> 00:10:35.299
زن ششم گفت

00:10:35.299 --> 00:10:37.299
شوهرم لپه خورد

00:10:37.299 --> 00:10:40.299
یعنی پوستش را می خورد

00:10:40.299 --> 00:10:43.299
او هیچ غذایی را پشت سر نمی گذارد

00:10:43.299 --> 00:10:45.299
نورد در غذا است

00:10:45.299 --> 00:10:48.299
بسیاری از آن، در حالی که انواع آن را مخلوط می کند

00:10:48.299 --> 00:10:51.299
تا زمانی که چیزی از آن باقی نماند

00:10:51.299 --> 00:10:53.299
همینطور اگر شریب مریض شد

00:10:53.299 --> 00:10:56.299
اوست که در ظرف چیزی باقی نمی گذارد

00:10:56.299 --> 00:11:00.299
شفافیت از کلمه شفافیت گرفته شده است

00:11:00.299 --> 00:11:03.299
این نوشیدنی باقی مانده در ظرف است

00:11:03.299 --> 00:11:05.299
و اگر بخوابد برمی گردد

00:11:05.299 --> 00:11:11.299
یعنی خودش را به تنهایی در یک قسمت خانه در لباس هایش پیچید و آنها را گرفت

00:11:11.299 --> 00:11:14.299
او در مورد آن افسرده است

00:11:14.299 --> 00:11:17.299
او برای اطلاع از پخش، کاف را وارد نمی کند

00:11:17.299 --> 00:11:20.299
یعنی کف دستش را داخل لباس من نمی کند

00:11:20.299 --> 00:11:23.299
برای دانستن غمی که دارم

00:11:23.299 --> 00:11:26.299
این به دلیل عدم علاقه و نزدیکی او به او است

00:11:26.299 --> 00:11:31.299
او را لمس نمی کند، او را نوازش نمی کند و با او همسری نمی کند

00:11:31.299 --> 00:11:33.299
او نیاز او را برآورده نمی کند

00:11:33.299 --> 00:11:36.299
او از ناراحتی و ناراحتی خود به او شکایت نمی کند

00:11:36.299 --> 00:11:40.370
او در انتقاد از او، پستی و بخل را در هم آمیخت

00:11:40.370 --> 00:11:43.370
و روابط بد با خانواده اش

00:11:43.370 --> 00:11:46.370
و عدم تمایل او به ازدواج

00:11:46.370 --> 00:11:49.370
با میل بیش از حد او به غذا و نوشیدنی

00:11:49.370 --> 00:11:52.370
این در میان اعراب بسیار مذموم است

00:11:52.370 --> 00:11:56.169
زن هفتم گفت

00:11:56.169 --> 00:11:59.169
شوهرم حسوده

00:11:59.169 --> 00:12:02.169
یعنی پوشیده از جهل اوست

00:12:02.169 --> 00:12:05.169
از لغو که ناامیدی است

00:12:05.169 --> 00:12:08.169
یا ایا گفت

00:12:08.169 --> 00:12:11.169
از نابینایی که ناتوانی است

00:12:11.169 --> 00:12:13.169
می گفتند لجباز است

00:12:13.169 --> 00:12:16.169
چه کسی از رابطه زناشویی خسته شده است؟

00:12:16.169 --> 00:12:19.169
انجام آن کاملا غیر ممکن است

00:12:19.169 --> 00:12:21.169
چه احمق احمقی

00:12:21.169 --> 00:12:24.169
گفته شد که او نمی تواند صحبت کند

00:12:24.169 --> 00:12:27.169
سپس لب هایش بسته شد

00:12:27.169 --> 00:12:29.259
هر بیماری یک بیماری دارد

00:12:29.259 --> 00:12:32.259
یعنی هر بیماری که بین افراد فرق می گذارد

00:12:32.259 --> 00:12:34.259
یعنی ایراد داره

00:12:34.259 --> 00:12:36.259
در آن جمع شدند

00:12:36.259 --> 00:12:38.360
شاجک یا ویلاک

00:12:38.360 --> 00:12:40.360
یا هر دو را برای شما جمع آوری کنید

00:12:40.360 --> 00:12:43.360
یعنی اگر با او شوخی می کرد

00:12:43.360 --> 00:12:45.360
به سرش بزن

00:12:45.360 --> 00:12:47.360
و اگر عصبانی شدی

00:12:47.360 --> 00:12:49.360
یکی از اعضای بدنش را شکست

00:12:49.360 --> 00:12:51.360
یا پوستش را شکافت

00:12:51.360 --> 00:12:53.360
یا همه را با هم اضافه کنید

00:12:53.360 --> 00:12:55.360
از کتک زدن و زخمی شدن

00:12:55.360 --> 00:12:58.360
اندام شکسته و تکلم دردناک است

00:12:58.360 --> 00:13:02.029
زن هشتم گفت

00:13:02.029 --> 00:13:05.029
شوهرم به خرگوش دست زد

00:13:05.029 --> 00:13:07.100
و باد بوی انگور است

00:13:07.100 --> 00:13:10.100
او آن را به عنوان داشتن پوست صاف توصیف کرد

00:13:10.100 --> 00:13:12.100
مثل موهای خرگوش نرم

00:13:12.100 --> 00:13:16.100
گفته شد منظور از گفتار او «دست زدن به خرگوش» بود.

00:13:16.100 --> 00:13:19.100
یعنی نرمی و سخاوت شخصیت

00:13:19.100 --> 00:13:21.100
و او یک نژاد خوب است

00:13:21.100 --> 00:13:24.100
برای تمیزی و استفاده خوبش

00:13:24.100 --> 00:13:26.100
و انگور خوب است

00:13:26.100 --> 00:13:30.440
یا درختی خوشبو

00:13:30.440 --> 00:13:32.440
زن نهم گفت

00:13:32.440 --> 00:13:35.440
شوهر من مردی عالی رتبه است

00:13:35.440 --> 00:13:38.440
این ستونی است که خانه را نگه می دارد

00:13:38.440 --> 00:13:41.440
یعنی خانه ای که در آن زندگی می کند

00:13:41.440 --> 00:13:43.440
رتبه بالا

00:13:43.440 --> 00:13:46.440
برای مهمانان و کسانی که نیاز به دیدن آن دارند

00:13:46.440 --> 00:13:49.440
گفته شد منظورم رکن بالاست

00:13:49.440 --> 00:13:53.440
آن را مایه افتخار و برکت توصیف کرد

00:13:53.440 --> 00:13:55.440
یعنی خانه اش حساب شده است

00:13:56.440 --> 00:14:00.470
قد بلند نجد یعنی قد بلند

00:14:00.470 --> 00:14:02.470
خاکستر عالی

00:14:02.470 --> 00:14:04.470
چون آتشش خاموش نمی شود

00:14:04.470 --> 00:14:06.470
تا مهمانان را به او راهنمایی کند

00:14:06.470 --> 00:14:09.470
خاکستر زیاد خواهد بود

00:14:09.470 --> 00:14:11.470
این نشان دهنده سخاوت اوست

00:14:11.470 --> 00:14:14.470
خانه نزدیک باشگاه است

00:14:14.470 --> 00:14:17.470
باشگاه شورای مردمی است

00:14:17.470 --> 00:14:20.470
یعنی اگر قومش در مورد موضوعی مشورت می کردند

00:14:20.470 --> 00:14:22.470
بر نظر او تکیه کردند

00:14:22.470 --> 00:14:23.470
و گفته شد

00:14:23.470 --> 00:14:26.470
او را سخاوتمند و مهربان توصیف کرد

00:14:26.470 --> 00:14:29.470
او نزدیک به باشگاه زندگی نمی کند

00:14:29.470 --> 00:14:31.470
به جز این ویژگی

00:14:31.470 --> 00:14:34.470
چون دو مهمان به باشگاه می روند

00:14:34.470 --> 00:14:36.470
و چون صاحبان باشگاه

00:14:36.470 --> 00:14:38.470
آنها آنچه را که نیاز دارند می گیرند

00:14:38.470 --> 00:14:42.470
در شورای آنها از خانه ای نزدیک به باشگاه

00:14:42.470 --> 00:14:45.470
افراد بدجنس از باشگاه دوری می کنند

00:14:47.210 --> 00:14:49.210
زن دهم گفت

00:14:49.210 --> 00:14:51.210
شوهر من مالک است

00:14:51.210 --> 00:14:53.210
و چه بلایی سر شما آمده است؟

00:14:53.210 --> 00:14:55.210
چه چیزی بهتر از این؟

00:14:55.210 --> 00:14:58.210
این احترام برای شوهرش است

00:14:58.210 --> 00:15:00.210
اسمش مالک بود

00:15:00.210 --> 00:15:04.210
و بهتر از آنچه از شرح آن به یاد خواهید آورد

00:15:04.210 --> 00:15:07.210
او شترهای مبارک زیادی دارد

00:15:07.210 --> 00:15:10.210
یعنی صاحب شترهای مبارک زیادی است

00:15:10.210 --> 00:15:12.210
محل نهر اوست

00:15:12.210 --> 00:15:15.210
چند سالن تئاتر

00:15:15.210 --> 00:15:19.210
یعنی خیلی از آن به مراتع هدایت نمی شود

00:15:19.210 --> 00:15:21.210
برای آماده سازی او برای دو مهمان

00:15:21.210 --> 00:15:25.210
تا اگر نزد او آمدند مقداری از آن را برایشان ذبح کند

00:15:25.210 --> 00:15:28.210
این نشان دهنده سخاوت اوست

00:15:28.210 --> 00:15:30.240
و اگر صدای المظهر را بشنویم

00:15:30.240 --> 00:15:33.240
یعنی تهدید شما هستند

00:15:33.240 --> 00:15:36.340
یعنی اگر شتران صدای المظهر را می شنیدند

00:15:36.340 --> 00:15:39.340
از آمدن این دو مهمان خوشحال شد

00:15:39.340 --> 00:15:42.340
شترها می دانستند که هلاک خواهند شد

00:15:42.340 --> 00:15:44.340
و شما برای غذا دادن به آنها ذبح خواهید کرد

00:15:44.340 --> 00:15:45.370
و گل

00:15:45.370 --> 00:15:49.370
به خدا یک ساز موسیقی است

00:15:49.370 --> 00:15:54.370
او از شوهرش خواست که اگر دو مهمان با او بیایند، شترش را پس بدهد

00:15:54.370 --> 00:15:56.370
برایشان آلات موسیقی آورد

00:15:56.370 --> 00:15:59.370
و مقدارى از آن شترها را براى آنها ذبح كن

00:15:59.370 --> 00:16:03.200
زن یازدهم گفت

00:16:03.200 --> 00:16:05.200
او مادر گیاهان است

00:16:05.200 --> 00:16:09.200
اتیکا بنت یا کیمیل بن سعیده یمن

00:16:09.200 --> 00:16:11.200
شوهر من پدر خروس است

00:16:11.200 --> 00:16:13.200
یعنی کنیه اش ابوذره است

00:16:13.200 --> 00:16:15.200
پدر زارا چیست؟

00:16:15.200 --> 00:16:18.200
منظورت تجلیل است

00:16:18.200 --> 00:16:21.200
مردم از جواهرات گوش من

00:16:21.200 --> 00:16:24.200
یعنی گوشم را پر از جواهرات کرد

00:16:24.200 --> 00:16:27.200
و از چربی اندام تناسلی من پر شده بود

00:16:27.200 --> 00:16:31.200
استخوان بازو بین آرنج و شانه قرار دارد

00:16:31.200 --> 00:16:37.200
منظور این است که مرا فربه کرد و از خوردن، بدنم را پر از چربی و گوشت کرد

00:16:37.200 --> 00:16:39.200
او تخصص ارگ را نمی خواست

00:16:39.200 --> 00:16:43.200
اما اگر چاق شوند دیگران چاق می شوند

00:16:43.200 --> 00:16:45.200
او گفت

00:16:45.200 --> 00:16:48.200
او باعث افتخار من شد و من هم برای خودم افتخار کردم

00:16:48.200 --> 00:16:50.200
هر استخوانی برای خودم

00:16:50.200 --> 00:16:52.230
بنابراین برای من عالی شد

00:16:52.230 --> 00:16:55.299
مرا در میان مردم غنیمه بشق یافت

00:16:55.299 --> 00:16:58.299
یعنی مردمش گوسفنددار بودند

00:16:58.299 --> 00:17:01.299
آنها شتر و اسب ندارند

00:17:01.299 --> 00:17:03.299
آنها ثروتمند نبودند

00:17:03.299 --> 00:17:06.299
اعراب به صاحب گوسفندان احترام نمی گذارند

00:17:06.299 --> 00:17:10.420
بلکه به اهل اسب و شتر حمله می کنند

00:17:10.420 --> 00:17:14.420
در محلی به نام شق زندگی می کردند

00:17:14.420 --> 00:17:16.420
یا مراد شکافتن کوه است

00:17:16.420 --> 00:17:19.420
به خاطر کمیابی و کمبود گوسفندانشان

00:17:19.420 --> 00:17:22.420
کوه به سمت او شکافت

00:17:22.420 --> 00:17:28.420
گفته شد مراد این بود که مرا با رزق و تلاش و مشقت فراوان یافت

00:17:28.420 --> 00:17:29.519
او گفت

00:17:29.519 --> 00:17:33.519
پس مرا از اهل ساحل و حوت قرار داد

00:17:33.519 --> 00:17:35.519
صدای ناله اسب

00:17:35.519 --> 00:17:38.519
آتات صدای شتر است

00:17:38.519 --> 00:17:43.519
منظور این است که او را از صاحبان اسب و شتر قرار دهند

00:17:43.519 --> 00:17:44.519
و بگو

00:17:44.519 --> 00:17:46.519
لگدمال شده و تصفیه شده

00:17:46.519 --> 00:17:50.519
یعنی زیر پا گذاشتن گیاه برای بیرون آوردن عشق از گوش

00:17:50.519 --> 00:17:52.519
غذا آب می شود

00:17:52.519 --> 00:17:56.519
هر گونه پوسته یا مانند آن مخلوط شده با آن را از بین می برد

00:17:56.519 --> 00:17:57.519
و معنی

00:17:57.519 --> 00:18:00.519
او آن را از شدت زندگی و تلاش خود به حرکت درآورد

00:18:00.519 --> 00:18:05.680
به ثروت هنگفت اسب، شتر و محصولات زراعی

00:18:05.680 --> 00:18:06.680
و بگو

00:18:06.680 --> 00:18:09.680
بعد می گویم: «زشت نباش.»

00:18:09.680 --> 00:18:12.680
یعنی حرف من قابل اعتراض و مردود نیست

00:18:12.680 --> 00:18:15.740
و دراز می کشم و صبح می شود

00:18:15.740 --> 00:18:17.740
یعنی تا صبح میخوابم

00:18:17.740 --> 00:18:23.779
چون خدمتکارانی داشت که کارهای خانه را برای او انجام می دادند

00:18:23.779 --> 00:18:25.779
و من می نوشم و خودم را آرام می کنم

00:18:25.779 --> 00:18:29.779
یعنی تا زمانی که از شدت شرب تظاهر به نوشیدن نکنم می نوشم

00:18:29.779 --> 00:18:31.779
هیچ چیز نوشیدنی ام را قطع نمی کند

00:18:31.779 --> 00:18:37.380
سپس زن مادر شوهرش ابوذر را ستود.

00:18:37.380 --> 00:18:38.380
و او گفت

00:18:38.380 --> 00:18:39.380
مادر پدرم کاشت

00:18:39.380 --> 00:18:41.380
مادر پدرم چیزی نکارد

00:18:41.380 --> 00:18:43.380
آکومها راده

00:18:43.380 --> 00:18:48.380
آکوم ظروفی است که توشه در آنها جمع آوری می شود

00:18:48.380 --> 00:18:50.380
و بزرگ است

00:18:50.380 --> 00:18:53.380
و او گفت: "خانه اش بزرگ است."

00:18:53.380 --> 00:18:56.380
یعنی خانه اش بزرگ و جادار است

00:18:56.380 --> 00:18:59.900
سپس ابن ابی زور را مدح کرد.

00:18:59.900 --> 00:19:00.900
و او گفت

00:19:00.900 --> 00:19:03.900
تخت او مانند یک سرگرمی برای نوشتن است

00:19:03.900 --> 00:19:07.900
هر جای خواب مانند یک برگ خط کشیده به نظر می رسد

00:19:07.900 --> 00:19:12.900
شما می خواهید بافت آن از نظر چابکی و سبکی شبیه شمشیر باشد

00:19:12.900 --> 00:19:13.900
و او می گوید

00:19:13.900 --> 00:19:16.900
و بازوی کفر او را راضی می کند

00:19:16.900 --> 00:19:21.900
الجفره بز ماده ای است که به چهار ماهگی رسیده است

00:19:21.900 --> 00:19:22.900
و آنچه او می خواهد

00:19:22.900 --> 00:19:24.900
او کم می خورد

00:19:24.900 --> 00:19:27.900
اعراب این را می ستایند

00:19:27.900 --> 00:19:31.819
سپس زن دختر ابوزور را ستود.

00:19:31.819 --> 00:19:32.819
و او گفت

00:19:32.819 --> 00:19:35.819
پدرش با میل و مادرش با میل

00:19:36.819 --> 00:19:39.819
یعنی مطیع پدر و مادرش

00:19:39.819 --> 00:19:41.819
از آنها سرپیچی نکنید

00:19:41.819 --> 00:19:43.819
و پوشش آن را پر کنید

00:19:43.819 --> 00:19:46.819
یعنی به خاطر چاقی لباسش را پر می کند

00:19:46.819 --> 00:19:48.819
و عصبانیت همسایه اش

00:19:48.819 --> 00:19:50.819
یعنی باعث رنجش او می شود

00:19:50.819 --> 00:19:54.819
برای زیبایی، ادب و پاکدامنی اش

00:19:54.819 --> 00:19:58.369
سپس کنیز ابوذره را ستود

00:19:58.369 --> 00:19:59.369
و او گفت

00:19:59.369 --> 00:20:02.369
صحبت های او را بی رویه پخش نکنید

00:20:03.369 --> 00:20:07.369
یعنی صحبت ها و اسرار آنها را پخش و پخش نکنید

00:20:07.369 --> 00:20:10.369
و آینه ما پاک نشود

00:20:10.369 --> 00:20:12.369
یعنی غذای آنها را خراب نکنید

00:20:12.369 --> 00:20:15.369
آن را جدا نکنید و با آن همراهی نکنید

00:20:15.369 --> 00:20:18.369
آنچه از آن به عنوان صداقت توصیف می شود

00:20:18.369 --> 00:20:21.369
خانه ما را پر از لانه نکنید

00:20:21.369 --> 00:20:26.369
یعنی زباله هایی مانند لانه پرندگان را در خانه پراکنده نگذارید

00:20:26.369 --> 00:20:29.369
بلکه به نفع خانه است

00:20:29.369 --> 00:20:33.140
مراقب تمیز کردنش باشید

00:20:33.140 --> 00:20:38.140
سپس ام زراء تغییری را که در زندگی او با ابو زراء رخ داده بود ذکر کرد.

00:20:38.140 --> 00:20:41.140
وقتی زن دیگری را دید

00:20:41.140 --> 00:20:44.140
پس با او ازدواج کرد و از ام زر طلاق گرفت.

00:20:44.140 --> 00:20:45.140
او گفت

00:20:45.140 --> 00:20:49.140
ابوزراء بیرون رفت و آجرها به هم می خوردند

00:20:49.140 --> 00:20:52.140
قابلمه ها ظرف شیر هستند

00:20:52.140 --> 00:20:54.140
هم بزنید تا کره گرفته شود

00:20:54.140 --> 00:20:57.140
او زمان خروج او را می خواست

00:20:57.140 --> 00:21:00.140
زمان باروری و بهار خوب بود

00:21:00.140 --> 00:21:02.170
او گفت

00:21:02.170 --> 00:21:06.170
او زنی را با دو پسر پیدا کرد که شبیه دو پلنگ بودند

00:21:06.170 --> 00:21:09.200
دلیل وصف او نیکی فرزندانش است

00:21:09.200 --> 00:21:13.200
هشدار درباره دلیل ازدواج پدرم با او

00:21:13.200 --> 00:21:16.200
چون اعراب پسر می خواستند

00:21:16.200 --> 00:21:20.200
یکی از زنان بزرگوار در منش و اخلاق

00:21:20.200 --> 00:21:22.299
و بگو

00:21:22.299 --> 00:21:25.299
با دو انار زیر کمرش بازی می کنند

00:21:25.299 --> 00:21:28.299
یعنی دو حرکت زیر وسطش

00:21:28.299 --> 00:21:31.299
با سینه های کوچک زن بازی می کنند

00:21:31.299 --> 00:21:35.299
آنها در زیبایی خود مانند انار هستند

00:21:35.299 --> 00:21:36.299
او گفت

00:21:36.299 --> 00:21:39.299
پس از من طلاق گرفت و با او ازدواج کرد

00:21:39.299 --> 00:21:40.299
بعد تو بگو

00:21:40.299 --> 00:21:43.299
سپس با مرد مخفی ازدواج کرد

00:21:43.299 --> 00:21:47.299
یعنی بعد از کاشت پدرم با مرد شریفی ازدواج کردم

00:21:47.299 --> 00:21:49.299
شریا سوار شد

00:21:49.299 --> 00:21:54.299
یعنی با پشتکار و بدون وقفه به راه رفتن خود ادامه می دهد

00:21:54.299 --> 00:21:56.299
و آن را به صورت مکتوب گرفت

00:21:56.299 --> 00:21:58.299
خط نیزه است

00:21:58.299 --> 00:22:01.299
منسوب به مکانی در یمن است

00:22:01.299 --> 00:22:03.299
از او نیزه بیاور

00:22:03.299 --> 00:22:06.390
او به من نعمت های فراوان بخشید

00:22:06.390 --> 00:22:10.390
یعنی برایش شتر زیادی آورد

00:22:10.390 --> 00:22:13.390
فرد ثروتمند پول زیادی دارد و چیزهای دیگر

00:22:13.390 --> 00:22:17.390
از جمله ثروت در پول است که فراوانی آن است

00:22:17.390 --> 00:22:18.390
و بگو

00:22:18.390 --> 00:22:22.390
و از هر بو یک جفت به من داد

00:22:22.390 --> 00:22:25.390
یعنی همه چیز را به او می داد

00:22:25.390 --> 00:22:29.390
او از میان شتر، گاو، گوسفند و برده دو به دو می رود

00:22:29.390 --> 00:22:31.390
یعنی دو به دو

00:22:31.390 --> 00:22:34.390
این احتمال وجود دارد که او شوهر داشته باشد

00:22:34.390 --> 00:22:36.390
هر نوع

00:22:36.390 --> 00:22:37.390
و او گفت

00:22:37.390 --> 00:22:40.390
بخورید یا بکارید و خانواده خود را ببینید

00:22:40.390 --> 00:22:45.390
یعنی برای خانواده خود دعا کنید و با آنها خوب رفتار کنید و به آنها غذای فراوان بدهید

00:22:45.390 --> 00:22:47.490
او گفت

00:22:47.490 --> 00:22:50.490
اگر همه چیز را جمع می کردم به من می داد

00:22:50.490 --> 00:22:53.490
چیزی که کوچکترین گلدان گیاهان پدرم بود

00:22:53.490 --> 00:22:56.490
یعنی هر چه مرا به آن شرفیاب کرد

00:22:56.490 --> 00:22:59.490
هیچ ارزشی به آبروی ابوذر ندارد

00:22:59.490 --> 00:23:02.490
او این شوهر دوم را توصیف کرد

00:23:02.490 --> 00:23:06.490
با افتخار به خود، ثروت و شجاعت

00:23:06.490 --> 00:23:08.490
و لطف و سخاوت

00:23:08.490 --> 00:23:12.490
چون به او اجازه داد از پولش هر چه می خواهد بخورد

00:23:12.490 --> 00:23:17.490
او هر چه بخواهد به خانواده اش می دهد و در آبروی خود مبالغه می کند

00:23:17.490 --> 00:23:21.490
اما محل ابوزرعه در آنجا قرار نداشت

00:23:21.490 --> 00:23:25.490
و مقدار زیادی از آن، نه کم، کاشته می شود

00:23:25.490 --> 00:23:29.490
با بدرفتاری پدرش بالاخره او را طلاق داد

00:23:29.490 --> 00:23:33.490
اما عشق او به او باعث شد شوهرش از او متنفر شود

00:23:33.490 --> 00:23:35.490
همانطور که گفته شد

00:23:35.490 --> 00:23:38.490
عشق فقط برای اولین عاشق است

00:23:38.490 --> 00:23:44.000
پس از مادر مؤمنان، عایشه رضی الله عنها ماجرا را بیان کرد

00:23:44.000 --> 00:23:47.000
این داستان از پیامبر صلی الله علیه و آله است

00:23:47.000 --> 00:23:49.000
او به او گفت

00:23:49.000 --> 00:23:52.000
من برای تو مثل پدر خروس برای مادر خروس بودم

00:23:52.000 --> 00:23:54.000
وی در روایتی افزود

00:23:54.000 --> 00:23:57.000
با این حال من تو را طلاق نمی دهم

00:23:57.000 --> 00:24:01.029
یعنی زندگی من با تو در شرف و عشق بود

00:24:01.029 --> 00:24:05.029
همان گونه که شرح حال ابوذره و ام زرع بود

00:24:05.029 --> 00:24:08.029
این از تواضع او رضی الله عنه است

00:24:08.029 --> 00:24:10.029
و اخلاق خوبش

00:24:10.029 --> 00:24:13.029
وگرنه خدا رحمتش کنه

00:24:13.029 --> 00:24:15.029
او از هیچ کس دیگری تقلید نمی کند

00:24:15.029 --> 00:24:20.029
بلکه از او و صفات و اخلاق نیکوی او تقلید می کند

00:24:20.029 --> 00:24:22.289
او از صحبت کردن سود می برد

00:24:22.289 --> 00:24:26.289
ذکر فضایل زن برای مردان جایز است

00:24:26.289 --> 00:24:28.289
اگر ناشناس باشند

00:24:28.289 --> 00:24:30.289
غیر از کمک ها

00:24:30.289 --> 00:24:33.289
خبر دادن به مردان جایز است

00:24:33.289 --> 00:24:35.289
با عشقش به همسرش

00:24:35.289 --> 00:24:38.349
و در آن فضیلت عایشه رضی الله عنها است

00:24:38.349 --> 00:24:41.349
و ظرفیت حفظ و حافظه آن

00:24:41.349 --> 00:24:43.349
با سن کمش

00:24:43.349 --> 00:24:47.349
و اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای او دعا کرد

00:24:47.349 --> 00:24:49.349
به خاطر او

00:24:49.349 --> 00:24:51.450
و این حدیث

00:24:51.450 --> 00:24:53.450
چندین مزیت دارد

00:24:53.450 --> 00:24:55.450
ذکر آن زمان زیادی می برد

00:24:55.450 --> 00:25:00.450
شاید انشاالله سریال خاصی را به آن اختصاص دهیم

00:25:00.450 --> 00:25:04.789
بقیه صحبت ها انشاالله

00:25:04.789 --> 00:25:06.789
و خدا داناتر است

00:25:06.789 --> 00:25:09.789
صلوات و درود خدا بر پیامبر ما محمد

00:25:09.789 --> 00:25:13.789
و بر همه خانواده و یارانش
