بسم الله الرحمن الرحیم محمد رسول است خلاصه ای از سیره پیامبر حادثه ای که باعث شکستگی سینه او شد در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله با پسران در صحرای بنی سعد بازی می کرد. هنگامی که جبرئیل علیه السلام و فرشته دیگری نزد او آمدند پس سینه شریفش را شکست امام احمد در مسند خود روایت کرده است و الحکیم فی المستدرک با سند حسنه از عتبه بن عبدالسلمی نقل شده است: مردی از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید آغاز شما چگونه بود ای رسول خدا؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند پرستار من از بنی سعد بن بکر بود بنابراین من و بن راه افتادیم تا آنها را پیش خود بیاوریم هیچ غذایی با خود نبردیم پس گفتم برادر برو از مادرمان برایمان غذا بیاور پس برادرم راه افتاد و من در پایین باقی ماندم سپس دو پرنده سفید مانند عقاب پرواز کردند یکی از آنها به دوستش گفت آهو گفت بله پس سریع به من نزدیک شد پس مرا گرفتند و تا پشت سرم صاف کردند شکمم را برید سپس قلبم را بیرون آورد و شکافت از آن دو زالو سیاه بیرون آورد یکی از آنها به دوستش گفت هوس به معنای یک خط است آن را بررسی کرد و بر آن مهر نبوت زد بعد رفت و مرا ترک کرد تفاوت فاحشی بود بعد رفتم پیش مادرم بنابراین آنچه را که پیدا کرده بودم به او گفتم بنابراین برای او متاسف شدم که شوهر من است و او گفت به خدا پناه می برم پس شتری برای او رفت پس مرا به سفر واداشتی و پشت سرم سوار شدم تا اینکه به مادرم رسیدیم و او گفت امانت و وظیفه ام را انجام دادم آنچه را که پیدا کردم به او گفتم این او را نگران نکرد او گفت دیدم نوری از من بیرون می آید کاخ های شام را روشن کرد امام مسلم در صحیح خود روایت کرده است از انس بن مالک رضی الله عنه گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جبرئیل علیه السلام نزد او آمد داره با پسرا بازی میکنه پس او را گرفت و زد دلش را شکست پس قلب را استخراج کنید پس از آن لخته خارج کرد و او گفت این شانس شیطان با شماست سپس آن را در طشت طلایی با آب زمزم شست سپس به مادرش و سپس آن را در جای خود قرار داد پسرها به دنبال مادرش آمدند یعنی پشتش و گفتند محمد کشته شد او را در حالی پذیرفتند که غرق در رنگ بود انس رضی الله عنه گفت می توانستم رد آن را که روی سینه اش بخیه زده بود ببینم خلاصه ای از سیره پیامبر نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی و توسط انجمن مواضع ارائه شد در پادشاهی بحرین محدوده آن احاطه شده است ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد و با بقیه ادامه داد او شفا داد