1 00:00:00,000 --> 00:00:03,180 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:04,009 --> 00:00:06,769 گنجینه های بیوگرافی 3 00:00:09,140 --> 00:00:11,699 تخلیه بنی گریدا 4 00:00:13,980 --> 00:00:16,379 جبرئیل علیه السلام آمد 5 00:00:16,379 --> 00:00:19,059 به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 6 00:00:19,059 --> 00:00:22,079 گفت: سلاحت را زمین گذاشتی؟ 7 00:00:22,339 --> 00:00:25,559 گفت بله جبرئیل گفت 8 00:00:25,559 --> 00:00:28,579 در مورد ما، ما هنوز سلاح خود را زمین نگذاریم 9 00:00:28,579 --> 00:00:31,179 آهی به مردم کشید 10 00:00:31,179 --> 00:00:34,060 خداوند به شما دستور می دهد که این کار را انجام دهید 11 00:00:34,079 --> 00:00:37,259 پس پیامبر صلی الله علیه و آله رفت 12 00:00:37,259 --> 00:00:39,719 به مردم دستور داد و گفت 13 00:00:39,719 --> 00:00:42,219 نماز عصر را کسی نمی خواند 14 00:00:42,219 --> 00:00:44,560 مگر در بنی قریده 15 00:00:44,560 --> 00:00:46,619 مسلمانان در پاسخ بیرون آمدند 16 00:00:46,619 --> 00:00:49,280 به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله 17 00:00:49,280 --> 00:00:51,179 به بنی قریده 18 00:00:51,179 --> 00:00:52,520 و آنها را عجله کنید 19 00:00:52,520 --> 00:00:55,579 پرچم را به علی بن ابی طالب داد 20 00:00:55,579 --> 00:00:59,079 ابن ام مکتوم به عنوان حاکم مدینه منصوب شد 21 00:00:59,079 --> 00:01:01,520 آمد تا در قلعه ای توقف کرد 22 00:01:01,520 --> 00:01:03,039 بنی گریدا 23 00:01:03,039 --> 00:01:06,040 بیست و پنج شب آنها را محاصره کرد 24 00:01:06,040 --> 00:01:09,040 اربابشان کعب پسر اسد را به آنها پیشنهاد داد 25 00:01:09,040 --> 00:01:10,540 و او گفت 26 00:01:10,540 --> 00:01:12,040 یا قبول میکنی 27 00:01:12,040 --> 00:01:15,540 با محمد صلی الله علیه و آله مداخله کردند 28 00:01:15,540 --> 00:01:17,040 در دین او 29 00:01:17,040 --> 00:01:19,540 در مورد کشتن فرزندانت 30 00:01:19,540 --> 00:01:22,540 و شما بیرون می روید و می جنگید تا کشته شوید 31 00:01:22,540 --> 00:01:24,040 در مورد آخرین نفر شما 32 00:01:24,040 --> 00:01:28,540 و اما حمله به رسول خدا صلی الله علیه و آله 33 00:01:28,540 --> 00:01:30,540 و دوستانش در روز شنبه 34 00:01:30,540 --> 00:01:33,540 وقتی مسلمانان به شر تو امید دارند 35 00:01:33,540 --> 00:01:36,040 همه آنها را رد کردند 36 00:01:36,040 --> 00:01:37,540 به آنها گفت 37 00:01:37,540 --> 00:01:40,040 به خدا تو قرمزی 38 00:01:40,040 --> 00:01:42,540 و هیچی قبول نمیکنی 39 00:01:42,540 --> 00:01:45,540 بعد یکی از آنها بیرون آمد و گفت 40 00:01:45,540 --> 00:01:47,040 ای رسول خدا 41 00:01:47,040 --> 00:01:50,040 به حکم سعد بن معاذ می رسیم 42 00:01:50,040 --> 00:01:53,040 زیرا عبدالله بن ابی بن سلول 43 00:01:53,040 --> 00:01:55,040 همانطور که قبلا ذکر شد 44 00:01:55,040 --> 00:01:57,540 او برای بنی قینوقع شفاعت کرد 45 00:01:58,040 --> 00:02:02,040 پس پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را به او واگذار کرد 46 00:02:02,040 --> 00:02:05,540 این مردم خواهان حکومت سعد بن معاذ بودند 47 00:02:05,540 --> 00:02:09,039 چون در دوران جاهلیت هم پیمان آنها بود 48 00:02:09,039 --> 00:02:12,039 گفتند: شاید از ما دفاع کند. 49 00:02:12,039 --> 00:02:15,039 عبدالله بن ابی بن سلول نیز دفاع کرد 50 00:02:15,039 --> 00:02:17,039 عن بنی قینوقع 51 00:02:17,039 --> 00:02:20,539 او فرق بین عبدالله بن ابی بن سلول را نمی دانست 52 00:02:20,539 --> 00:02:22,539 رئیس منافقین 53 00:02:22,539 --> 00:02:24,539 و بین سعد بن معاذ 54 00:02:24,539 --> 00:02:27,539 یکی از پیشوایان صالحین رضی الله عنه 55 00:02:27,539 --> 00:02:31,039 گفتند: به حکومت سعد بن معاذ فرود می آییم. 56 00:02:31,039 --> 00:02:36,039 برادران ما نیز با حکومت عبدالله بن ابی بن سلول موافقت کردند 57 00:02:36,039 --> 00:02:39,039 پس پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد 58 00:02:39,039 --> 00:02:42,039 سعد بن معاذ او را بیاورد 59 00:02:42,039 --> 00:02:45,539 از ناحیه مچ پا مجروح شده بود، خدا از او راضی باشد 60 00:02:45,539 --> 00:02:47,539 وقتی آمد 61 00:02:47,539 --> 00:02:50,539 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 62 00:02:50,539 --> 00:02:53,039 برو پیش استادت 63 00:02:53,039 --> 00:02:56,039 یعنی سعد بن معاذ رضی الله عنه 64 00:02:56,039 --> 00:02:59,539 او را از الاغی که آورده بود پایین آوردند 65 00:02:59,539 --> 00:03:03,039 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 66 00:03:03,039 --> 00:03:05,539 در وفاداری خود عاقل باشید 67 00:03:05,539 --> 00:03:07,539 شروع کردند به فریاد زدن بر سر او 68 00:03:07,539 --> 00:03:10,539 بهترین ابوعمر در وفاداری تو 69 00:03:10,539 --> 00:03:12,539 و همچنین دیگران 70 00:03:12,539 --> 00:03:14,539 سعد بن معاذ گفت 71 00:03:14,539 --> 00:03:19,539 وقت آن است که سعد به خاطر خدا سرزنش کننده را به گردن نگیرد 72 00:03:19,539 --> 00:03:21,039 و او گفت 73 00:03:21,039 --> 00:03:23,039 اگر بر آنها حکومت کند 74 00:03:23,039 --> 00:03:25,039 برای کشتن مبارزشان 75 00:03:25,039 --> 00:03:27,580 نوادگان آنها به اسارت گرفته می شوند 76 00:03:27,580 --> 00:03:31,580 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 77 00:03:31,580 --> 00:03:35,080 من آنها را با قضاوت خدا قضاوت کردم 78 00:03:35,080 --> 00:03:37,580 پس پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد 79 00:03:37,580 --> 00:03:39,580 با کشتن مردانشان 80 00:03:39,580 --> 00:03:42,580 فرزندان و زنان آنها به اسارت درآمدند 81 00:03:42,580 --> 00:03:46,139 گنجینه های بیوگرافی 82 00:03:46,139 --> 00:03:51,439 جنگ ابن المصطلق 83 00:03:51,439 --> 00:03:55,419 در سال ششم هجری قمری 84 00:03:55,419 --> 00:03:58,419 به آن جنگ المریسی می گویند 85 00:03:58,419 --> 00:04:00,919 او سال ششم بود 86 00:04:00,919 --> 00:04:04,509 در اواخر سال چهارم هجری گفته شد 87 00:04:04,509 --> 00:04:06,509 دلیل این تهاجم 88 00:04:06,509 --> 00:04:09,509 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 89 00:04:09,509 --> 00:04:12,009 به او خبر دادند که رئیس بن المصطلق 90 00:04:12,009 --> 00:04:14,009 الحارث بن ابی ضرار 91 00:04:14,009 --> 00:04:17,509 او از قوم خود و اعراب که می توانست پیروی کرد 92 00:04:17,509 --> 00:04:22,009 می خواهند با رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگ کنند 93 00:04:22,009 --> 00:04:25,009 پس پیامبر صلی الله علیه و آله را فرستاد 94 00:04:25,009 --> 00:04:27,009 بریده بن الحصیب 95 00:04:27,009 --> 00:04:29,009 برای بررسی موضوع 96 00:04:29,009 --> 00:04:32,009 نزد آنان آمد و با حارث بن ابی ذرار ملاقات کرد 97 00:04:32,009 --> 00:04:33,509 و باهاش حرف بزن 98 00:04:33,509 --> 00:04:37,009 سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بازگشت 99 00:04:37,009 --> 00:04:41,040 پس به او گفت که قصد دارند با او بجنگند 100 00:04:41,040 --> 00:04:44,040 زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تایید کرد 101 00:04:44,040 --> 00:04:46,040 خبر صحت دارد 102 00:04:46,040 --> 00:04:49,040 بر اصحاب عزادار شد و دستور خروج را داد 103 00:04:49,040 --> 00:04:52,040 گروهی از منافقین با او بیرون رفتند 104 00:04:52,040 --> 00:04:56,040 دلیلش این بود که منافقین اسلام را تبلیغ می کردند 105 00:04:56,040 --> 00:04:58,040 و کفر را پنهان می دارند 106 00:04:58,040 --> 00:05:01,040 وقتی حارث بن ابی ضرار شنید 107 00:05:01,040 --> 00:05:05,040 با ارتحال رسول خدا صلی الله علیه و آله 108 00:05:05,040 --> 00:05:07,040 خیلی ترسید 109 00:05:07,040 --> 00:05:11,079 اعرابى كه با او بودند از او پراكنده شدند 110 00:05:11,079 --> 00:05:14,079 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله آمد 111 00:05:14,079 --> 00:05:16,079 به المریسی 112 00:05:16,079 --> 00:05:18,079 برای بدن او آب است 113 00:05:18,079 --> 00:05:22,079 پرچم مهاجرین با ابوبکر صدیق بود 114 00:05:22,079 --> 00:05:26,079 پرچم انصار با سعد بن عباده بود 115 00:05:26,079 --> 00:05:29,110 ابن قیم رحمه الله گفت 116 00:05:29,110 --> 00:05:32,110 درگیری بین آنها نبود 117 00:05:32,110 --> 00:05:37,110 بلکه پیامبر صلی الله علیه و آله بر روی آب به آنها حمله کرد 118 00:05:37,110 --> 00:05:40,110 پس از فرار اکثر مبارزان آنها 119 00:05:40,110 --> 00:05:43,110 اولاد آنها را به اسارت گرفت و پول آنها را گرفت 120 00:05:43,110 --> 00:05:46,110 همانطور که در صحیح البخاری آمده است 121 00:05:46,110 --> 00:05:51,110 رسول خدا صلی الله علیه و آله به بنی مصطلق یورش برد 122 00:05:51,110 --> 00:05:53,110 و حسادت می کنند 123 00:05:53,110 --> 00:05:56,110 او از جمله اسرای این اعزام بود 124 00:05:56,110 --> 00:05:58,110 جویریه بنت الحارث 125 00:05:58,110 --> 00:06:00,110 ارباب مردمش 126 00:06:00,110 --> 00:06:03,110 در سهم ثابت بن قیس بود 127 00:06:03,110 --> 00:06:05,110 پس آن را نوشت 128 00:06:05,110 --> 00:06:08,110 و نوشتن برای این است که به او بگویم 129 00:06:08,110 --> 00:06:12,110 شما آزادید به من مقداری پول بدهید 130 00:06:12,110 --> 00:06:15,110 مثل صد دینار یا دویست 131 00:06:15,110 --> 00:06:18,110 بر اساس آنچه او و او بر سر آن توافق دارند 132 00:06:18,110 --> 00:06:22,110 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از آن خبر شنید 133 00:06:22,110 --> 00:06:24,110 در مورد آن رهبری کرد 134 00:06:24,110 --> 00:06:28,110 سپس رضی الله عنه در حالی که آزاد بود با او ازدواج کرد 135 00:06:28,110 --> 00:06:32,110 وقتی مسلمانان شنیدند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 136 00:06:32,110 --> 00:06:35,110 با جویریه ازدواج کرد 137 00:06:35,110 --> 00:06:39,110 آنها فرزندان من را که با آنها بودند آزاد کردند و بنی خزاعه را به اسارت گرفتند 138 00:06:39,110 --> 00:06:41,110 و گفتند 139 00:06:41,110 --> 00:06:45,110 خادمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 140 00:06:45,110 --> 00:06:48,110 دو حادثه از سر منافقین رخ داد 141 00:06:48,110 --> 00:06:51,110 عبدالله بن ابی بن سلول 142 00:06:51,110 --> 00:06:53,110 در آن تهاجم 143 00:06:53,110 --> 00:06:56,110 گنجینه های بیوگرافی 144 00:06:56,110 --> 00:07:05,269 شرافتمندتر، پست تر را بیرون بیاورد 145 00:07:05,269 --> 00:07:09,269 نزد عمربن الخطاب رضی الله عنه کارگری بود 146 00:07:09,269 --> 00:07:12,269 او را جهجهان الغفاری می نامند 147 00:07:12,269 --> 00:07:17,269 ججهان با سنان بن وبرن الجهانی روی آب شلوغ شد 148 00:07:17,269 --> 00:07:19,269 پس جنگیدند 149 00:07:19,269 --> 00:07:21,269 الجهانی فریاد زد و گفت: 150 00:07:21,269 --> 00:07:23,269 ای اهل انصار 151 00:07:23,269 --> 00:07:26,269 جهانجهان فریاد زد و گفت: 152 00:07:26,269 --> 00:07:28,300 ای جامعه مهاجران! 153 00:07:28,300 --> 00:07:32,300 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 154 00:07:32,300 --> 00:07:36,300 من ادعای جاهلیت را در حالی که در میان شما هستم رد می کنم 155 00:07:36,300 --> 00:07:39,399 ولش کن، بوی گند میده 156 00:07:39,399 --> 00:07:43,399 وقتی عبدالله بن ابی بن سلول از این خبر شنید 157 00:07:43,399 --> 00:07:44,399 او گفت 158 00:07:44,399 --> 00:07:46,399 یا انجام دادند 159 00:07:46,399 --> 00:07:50,399 آنها ما را از خود بیگانه کرده اند و ما را در کشورمان افزایش داده اند 160 00:07:50,399 --> 00:07:52,399 به خدا ما آنها نیستیم 161 00:07:52,399 --> 00:07:54,399 به جز همان چیزی که اولی گفت 162 00:07:54,399 --> 00:07:57,399 سگت تو را می خورد 163 00:07:57,399 --> 00:08:00,399 به خدا اگر به شهر برگردیم 164 00:08:00,399 --> 00:08:03,490 شرافتمندتر، پست تر را بیرون بیاورد 165 00:08:03,490 --> 00:08:07,490 سپس رو به حاضران کرد و به آنان گفت 166 00:08:07,490 --> 00:08:10,490 این کاریه که با خودت کردی 167 00:08:10,490 --> 00:08:12,490 شما به آنها اجازه ورود به کشورتان را دادید 168 00:08:12,490 --> 00:08:15,490 و شما پول خود را با آنها تقسیم کردید 169 00:08:15,490 --> 00:08:19,490 به خدا سوگند اگر آنها را عقب نگه می داشتی، نمی توانستی آنها را کنترل کنی 170 00:08:19,490 --> 00:08:22,490 به غیر از منازل شما منتقل شود 171 00:08:22,490 --> 00:08:26,490 زید بن ارقم رضی الله عنه این سخنان را شنید 172 00:08:26,490 --> 00:08:29,490 او مرد جوانی بود 173 00:08:29,490 --> 00:08:32,490 پس نزد عمویش رفت و به او گفت 174 00:08:32,490 --> 00:08:36,490 پس عمویش به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت 175 00:08:36,490 --> 00:08:39,490 عمر رضی الله عنه را داشت 176 00:08:39,490 --> 00:08:42,490 عمر گفت یا رسول الله 177 00:08:42,490 --> 00:08:45,490 عباد بن بشر از آنجا گذشت و گذاشت که او را بکشد 178 00:08:45,490 --> 00:08:49,490 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 179 00:08:49,490 --> 00:08:51,490 پس چطور، عمر؟ 180 00:08:51,490 --> 00:08:55,490 اگر مردم بگویند محمد یاران خود را می کشد 181 00:08:55,490 --> 00:08:59,490 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت کرد 182 00:08:59,490 --> 00:09:01,490 وقتی مردم رفتند 183 00:09:01,490 --> 00:09:04,490 سید بن حضیر رضی الله عنه آمد 184 00:09:05,490 --> 00:09:09,490 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 185 00:09:09,490 --> 00:09:13,490 نشنیدی دوستت چی گفت؟ 186 00:09:13,490 --> 00:09:16,490 او گفت و آنچه گفت 187 00:09:16,490 --> 00:09:19,490 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 188 00:09:19,490 --> 00:09:22,490 او ادعا کرد که به شهر بازگشته است 189 00:09:22,490 --> 00:09:25,490 شرافتمندتر، پست تر را بیرون بیاورد 190 00:09:25,490 --> 00:09:28,490 اسيد بن حضير گفت: 191 00:09:28,490 --> 00:09:31,490 تو ای رسول خدا اگر بخواهی می توانی او را از آن خارج کنی 192 00:09:31,490 --> 00:09:34,490 به خدا قسم ذلیل است 193 00:09:34,490 --> 00:09:37,490 و شما به خدای متعال 194 00:09:37,490 --> 00:09:40,490 سپس گفت یا رسول الله 195 00:09:40,490 --> 00:09:43,490 با او مهربان باش، به خدا سوگند خدا تو را نزد ما آورده است 196 00:09:43,490 --> 00:09:46,490 و قومش برای او مهره می چینند 197 00:09:46,490 --> 00:09:49,490 به سوی او روی آوری، زیرا او خواهد دید 198 00:09:49,490 --> 00:09:52,519 شما او را به عنوان یک ملکه گرفتید 199 00:09:52,519 --> 00:09:55,519 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله راه افتاد 200 00:09:55,519 --> 00:09:58,519 با مردم تا اینکه شد 201 00:09:59,519 --> 00:10:02,519 تا زمانی که آفتاب به آنها آسیب برساند 202 00:10:02,519 --> 00:10:05,519 سپس با مردم فرود آمد و آنها به خواب رفتند 203 00:10:05,519 --> 00:10:08,519 دلیلش این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 204 00:10:08,519 --> 00:10:11,519 او نمی خواهد آنها در مورد آن صحبت کنند 205 00:10:11,519 --> 00:10:14,519 بنابراین آنها را از راه رفتن خسته کردم 206 00:10:14,519 --> 00:10:17,519 حتی وقتی رسیدند خوابیدند 207 00:10:17,519 --> 00:10:20,519 و اما عبدالله بن ابی 208 00:10:20,519 --> 00:10:23,519 او می دانست که زید به پیامبر صلی الله علیه و آله رسیده است 209 00:10:23,519 --> 00:10:26,519 با خبر 210 00:10:26,519 --> 00:10:29,519 خدا رحمتش کند و درود فرستد. قسم خورد و گفت 211 00:10:29,519 --> 00:10:32,519 به خدا سوگند یا رسول الله آنچه گفتی 212 00:10:32,519 --> 00:10:35,519 اما او به زید دروغ گفت 213 00:10:35,519 --> 00:10:38,519 انصار حاضر در جلسه گفتند: 214 00:10:38,519 --> 00:10:41,519 ای رسول خدا شاید باشد 215 00:10:41,519 --> 00:10:44,519 پسر در صحبت هایش گمراه کننده بود 216 00:10:44,519 --> 00:10:47,519 او آنچه را که مرد گفته بود به خاطر نمی آورد، بنابراین آن را باور کرد 217 00:10:47,519 --> 00:10:50,519 زید بن ارقم گفت 218 00:10:50,519 --> 00:10:53,519 امثال آن برایم پیش نیامده بود 219 00:10:53,519 --> 00:10:56,519 او متهم است که دروغ می گوید یا نمی فهمد 220 00:10:56,519 --> 00:10:59,519 می گوید در خانه ام نشستم 221 00:10:59,519 --> 00:11:02,519 از غم و اندوه خداوند متعال نازل کرد 222 00:11:02,519 --> 00:11:05,519 اگر او نزد شما بیاید 223 00:11:05,519 --> 00:11:08,519 منافقین گفتند 224 00:11:08,519 --> 00:11:11,519 شهادت بده که تو رسول خدا هستی 225 00:11:11,519 --> 00:11:14,519 و خدا می داند که هستی 226 00:11:14,519 --> 00:11:17,519 به رسولش و خداوند گواهى مى دهد 227 00:11:17,519 --> 00:11:20,519 منافقین 228 00:11:21,519 --> 00:11:24,519 به آنچه خداوند متعال می فرماید 229 00:11:24,519 --> 00:11:27,519 آنها هستند که می گویند 230 00:11:27,519 --> 00:11:30,519 برای کسی خرج نکنید 231 00:11:30,519 --> 00:11:33,519 رسول خدا تا پراکنده شوند 232 00:11:33,519 --> 00:11:36,519 و خداوند گنج هایی دارد 233 00:11:36,519 --> 00:11:39,519 آسمان و زمین 234 00:11:39,519 --> 00:11:42,519 اما منافقین 235 00:11:42,519 --> 00:11:45,519 آنها نمی فهمند 236 00:11:45,519 --> 00:11:48,519 می گویند چون به شهر برمی گردیم 237 00:11:48,519 --> 00:11:51,519 بزرگوارتر ما را از پستی بیرون می آورد 238 00:11:51,519 --> 00:11:54,519 سبحان الله 239 00:11:54,519 --> 00:11:57,519 و به رسولش 240 00:11:57,519 --> 00:12:00,519 و برای مؤمنان 241 00:12:00,519 --> 00:12:03,519 اما منافقین 242 00:12:03,519 --> 00:12:06,679 آنها نمی دانند 243 00:12:06,679 --> 00:12:09,679 در اینجا خداوند تبارک و تعالی به ما نشان داده است 244 00:12:09,679 --> 00:12:12,679 زید، رضی الله عنه دروغ نگفته است 245 00:12:12,679 --> 00:12:15,679 اما او به گفته هایش ایمان داشت 246 00:12:15,679 --> 00:12:18,679 آن عبدالله بن ابی بن سلول 247 00:12:18,679 --> 00:12:21,779 او در ادعای خود دروغ است 248 00:12:21,779 --> 00:12:24,779 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را فرستاد 249 00:12:24,779 --> 00:12:27,779 به زید و آن را برای او خواند 250 00:12:27,779 --> 00:12:30,779 سپس به او گفت که خدا 251 00:12:30,779 --> 00:12:33,779 او تو را باور کرد و او عبدالله بود 252 00:12:33,779 --> 00:12:36,779 بن عبدالله بن ابی بن سلول 253 00:12:36,779 --> 00:12:39,779 مرد صالحی از اصحاب پیامبر 254 00:12:39,779 --> 00:12:42,779 خدا رحمتش کند و درود فرستد 255 00:12:43,779 --> 00:12:46,779 مقابل پدرش ایستاد 256 00:12:46,779 --> 00:12:49,779 وقتی وارد شهر شد 257 00:12:49,779 --> 00:12:52,779 به او گفت: تو همانی که می گویی 258 00:12:52,779 --> 00:12:55,779 چون برای بیرون رفتن به شهر برگشتیم 259 00:12:55,779 --> 00:12:58,779 عزیزتر از پست ترین 260 00:12:58,779 --> 00:13:01,779 شما رسول خدا صلی الله علیه و آله را می خواهید 261 00:13:01,779 --> 00:13:04,779 به خدا سوگند نزد رسول خدا او عزیزترین است 262 00:13:04,779 --> 00:13:07,779 و تو بدبخت ترینی 263 00:13:07,779 --> 00:13:10,779 رژیم ایمان بر رژیم تولد غلبه کرد 264 00:13:10,779 --> 00:13:13,779 سپس فرمود: به خدا سوگند وارد شهر نشوید. 265 00:13:13,779 --> 00:13:16,779 مگر اینکه من تو را بکشم 266 00:13:16,779 --> 00:13:19,779 یا رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما اجازه می دهد 267 00:13:19,779 --> 00:13:22,779 سپس پیامبر به او دستور داد 268 00:13:22,779 --> 00:13:25,779 خدا رحمتش کند و درود فرستد 269 00:13:25,779 --> 00:13:28,779 و وارد شهر شد 270 00:13:28,779 --> 00:13:31,779 در روایتی به خود آمد 271 00:13:31,779 --> 00:13:34,779 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 272 00:13:34,779 --> 00:13:37,779 گفت یا رسول الله 273 00:13:37,779 --> 00:13:40,779 من هستم که پدرم گفت کیت و کیت 274 00:13:40,779 --> 00:13:43,779 اگر می خواهید او را بکشید 275 00:13:43,779 --> 00:13:46,779 پس بگذار او را بکشم 276 00:13:46,779 --> 00:13:50,480 من از دیدن قاتل پدرم می ترسم 277 00:13:50,480 --> 00:13:53,480 من نمی توانم صبور باشم