WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:03.459
توقف کنید

00:00:03.459 --> 00:00:08.460
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد

00:00:12.460 --> 00:00:16.460
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.460 --> 00:00:27.820
من از اصحاب انصار و از رهبران آنها در روز عهد عقبه هستم.

00:00:27.820 --> 00:00:30.820
در دوران پیش از اسلام در نوشتن مهارت داشتم

00:00:30.820 --> 00:00:33.820
من در شنا و پرتاب بهتر هستم

00:00:33.820 --> 00:00:38.780
پس مرا پر صدا کردند

00:00:38.780 --> 00:00:40.780
من تنها یکی از طرفداران هستم

00:00:40.780 --> 00:00:45.780
بلایی که بر من وارد شد همان چیزی بود که به مهاجران مکه آمد

00:00:45.780 --> 00:00:52.780
زیرا قریش پس از موسم حج، شوالیه های خود را برای تعقیب هیئت مدینه فرستادند

00:00:52.780 --> 00:00:57.780
که در آن با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیعت کردیم.

00:00:57.780 --> 00:01:00.780
جز من کسی را نشناختند

00:01:00.780 --> 00:01:03.780
پس مرا گرفتند و دستانم را به گردنم بستند

00:01:03.780 --> 00:01:06.780
مرا به مکه برگرداندند

00:01:06.780 --> 00:01:09.780
دور من جمع شدند و مرا کتک زدند

00:01:09.780 --> 00:01:13.780
هر عذابی بخواهند بر من می آورند

00:01:13.780 --> 00:01:17.780
سپس یکی از آنها مرا تنها گذاشت که گویی به من رحم کرده است

00:01:17.780 --> 00:01:23.780
گفت: وای به امیدت در مکه، از کی پناه می گیری؟

00:01:23.780 --> 00:01:25.780
گفتم نه

00:01:25.780 --> 00:01:31.780
با این حال الاسب نوال در شهر نزد ما می آمد و او را تکریم کردیم

00:01:31.780 --> 00:01:36.780
مردی از مردم گفت: پسر عمویم را ذکر کرد، من همسایه او هستم.

00:01:36.780 --> 00:01:40.780
به خدا هیچ یک از شما به آن نمی رسد

00:01:40.780 --> 00:01:43.900
پس متوقفم کن

00:01:43.900 --> 00:01:51.000
در مدینه تمام سرمایه خود را صرف خدمت به اسلام و تکریم مسلمانان کردم

00:01:51.000 --> 00:01:57.000
مردی از انصار با یکی از مهاجران به سوی خانه اش می رفت

00:01:57.000 --> 00:02:00.000
یا دو سه تا

00:02:00.000 --> 00:02:05.000
همه اهل سفاح را به خانه خود می بردم و آنها را تکریم می کردم

00:02:05.000 --> 00:02:09.000
آنها بین هفتاد تا هشتاد مرد بودند

00:02:09.000 --> 00:02:13.060
من از گوشت در شیشه فرنی درست می کردم

00:02:13.060 --> 00:02:17.060
پس برای پیامبر صلی الله علیه و آله فرستاد

00:02:17.060 --> 00:02:25.099
پلک هایم با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خانه همه همسرانش می چرخید.

00:02:25.099 --> 00:02:27.099
برای این

00:02:27.099 --> 00:02:32.099
همیشه از پروردگارم خیر و روزی بیشتری را طلب می کردم

00:02:32.099 --> 00:02:33.099
و من می گویم

00:02:33.099 --> 00:02:36.099
خدایا به من افتخار بده

00:02:36.099 --> 00:02:39.099
هیچ شکوهی جز با عمل نیست

00:02:39.099 --> 00:02:42.159
هیچ اثری جز با پول نیست

00:02:42.159 --> 00:02:46.159
خدایا پول کم برای من خوب نیست

00:02:46.159 --> 00:02:49.219
و برای او مناسب نیست

00:02:49.219 --> 00:02:51.219
و من خیلی حسودی کردم

00:02:51.219 --> 00:02:54.280
و مردم این را از من می دانستند

00:02:54.280 --> 00:02:56.280
من تا حالا با زنی ازدواج نکردم

00:02:56.280 --> 00:02:58.280
به جز فردا

00:02:58.280 --> 00:03:00.280
من تا به حال زنی را طلاق نداده ام

00:03:00.280 --> 00:03:04.280
بعد از من یکی جرات کرد با او ازدواج کند

00:03:04.280 --> 00:03:12.460
جوانمردی و تجربه نظامی باعث شد که به اسلام هم خدمت کنم

00:03:12.460 --> 00:03:18.460
پرچم مهاجرین در جنگ با علی رضی الله عنه بود

00:03:18.460 --> 00:03:21.490
و پرچم انصار با من است

00:03:21.490 --> 00:03:23.490
و در جنگ بدر

00:03:23.490 --> 00:03:29.490
هنگامی که به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر دادند که کاروان ابوسفیان از دست رفته است.

00:03:29.490 --> 00:03:30.490
او گفت

00:03:30.490 --> 00:03:33.490
مردم من را نصیحت کنید

00:03:33.490 --> 00:03:38.490
مقداد و ابوبکر رضی الله عنه صحبت کردند

00:03:38.490 --> 00:03:42.490
و رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید

00:03:42.490 --> 00:03:45.490
مردم من را نصیحت کنید

00:03:45.490 --> 00:03:47.490
پس بلند شدم و گفتم

00:03:47.490 --> 00:03:51.490
خداوند به تو می گوید که ما را می خواهی ای رسول خدا

00:03:51.490 --> 00:03:54.490
برو ای رسول خدا برای آنچه دوست داری

00:03:54.490 --> 00:03:56.580
ما با شما هستیم

00:03:56.580 --> 00:04:01.580
به خدا سوگند اگر به ما دستور می دادی که اسب هایمان را در دریا فرو ببریم، در آنها فرو می رفتیم.

00:04:01.580 --> 00:04:07.680
اگر دستور می دادید که جگر آنها را به برک الغمدی بزنیم، این کار را می کردیم

00:04:07.680 --> 00:04:12.740
چهره پیامبر صلی الله علیه و آله برق زد

00:04:12.740 --> 00:04:14.740
و هنگامی که درگیری شدید شد

00:04:14.740 --> 00:04:20.740
بر دروازه العریش ایستادم و مشتاق رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودم.

00:04:20.740 --> 00:04:24.810
از ترس اینکه مشرکان به او برسند

00:04:24.810 --> 00:04:28.310
من کی هستم؟

00:04:28.310 --> 00:04:32.540
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:04:32.540 --> 00:04:36.540
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:36.540 --> 00:04:40.540
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله

00:04:40.540 --> 00:04:45.660
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها

00:04:45.660 --> 00:04:50.660
وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد
