1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,289 --> 00:00:18,289 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:18,289 --> 00:00:22,289 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,289 --> 00:00:25,289 اید الرحمن رفاه الپاشا 5 00:00:25,289 --> 00:00:27,320 خدا رحمتش کند 6 00:00:27,320 --> 00:00:33,659 سعید بن عامر الجمهی رضی الله عنه 7 00:00:45,780 --> 00:00:48,780 آن پسر سعید بن عامر الجمهی بود 8 00:00:48,780 --> 00:00:50,780 یکی از هزاران آهنگساز 9 00:00:50,780 --> 00:00:54,780 کسانی که به منطقه تنیم در حومه مکه رفتند 10 00:00:54,780 --> 00:00:56,780 به دعوت پیشوایان قریش 11 00:00:56,780 --> 00:00:59,780 برای شهادت مصر، آخو بیب بن عدی 12 00:00:59,780 --> 00:01:01,780 یکی از یاران محمد 13 00:01:01,780 --> 00:01:03,780 بعد از اینکه خائنانه اسیرش کردند 14 00:01:03,780 --> 00:01:07,030 جوانی فراوان او را توانمند کرد 15 00:01:07,030 --> 00:01:09,030 و جوانی روانش 16 00:01:09,030 --> 00:01:12,030 از شلوغی مردم با قایق 17 00:01:12,030 --> 00:01:14,030 حتی این شیخ قریش است 18 00:01:14,030 --> 00:01:17,030 مانند ابوسفیان بن حرب 19 00:01:17,030 --> 00:01:19,030 صفوان بن امیه 20 00:01:19,030 --> 00:01:22,030 و دیگرانی که راهپیمایی را بر عهده دارند 21 00:01:22,030 --> 00:01:25,030 این به او اجازه داد تا اسیر قریش را ببیند 22 00:01:25,030 --> 00:01:27,030 به زنجیر خود بسته شده است 23 00:01:27,030 --> 00:01:30,030 من زنان، پسران و مردان جوان را ترجیح می دهم 24 00:01:30,030 --> 00:01:33,030 او را به عرصه مرگ سوق می دهد 25 00:01:33,030 --> 00:01:36,030 تا شخصاً از محمد انتقام بگیرد 26 00:01:36,030 --> 00:01:39,030 و انتقام کشته شدگان بدر با کشتن او 27 00:01:39,030 --> 00:01:42,129 وقتی این جمعیت رسید 28 00:01:42,129 --> 00:01:45,129 جمعیت اسیر خود را به محلی که برای کشتن او آماده شده بود بردند 29 00:01:45,129 --> 00:01:48,129 پسر سعید بن عامر الجمهی برخاست 30 00:01:48,129 --> 00:01:52,129 با قامت کشیده اش به خبیب نگاه می کند 31 00:01:52,129 --> 00:01:55,129 او به صلیب معرفی می شود 32 00:01:55,129 --> 00:01:58,129 و صدای آرام و آرام او شنیده شد 33 00:01:58,129 --> 00:02:01,129 از طریق فریاد زنان و پسران 34 00:02:01,129 --> 00:02:04,129 می گوید اگر بخواهی می توانی مرا رها کنی 35 00:02:04,129 --> 00:02:07,129 من قبل از مرگ دو رکعت زانو می زنم پس چنین کن 36 00:02:07,129 --> 00:02:10,129 سپس رو به کعبه به او نگاه کرد 37 00:02:10,129 --> 00:02:13,129 دو رکعت نماز می خواند، چقدر خوب است 38 00:02:13,129 --> 00:02:16,349 چقدر کامل هستند 39 00:02:16,349 --> 00:02:19,349 سپس او را دید که به سران مردم نزدیک می شود 40 00:02:19,349 --> 00:02:22,349 و می‌گوید: به خدا مگر فکر نمی‌کردی. 41 00:02:23,349 --> 00:02:26,349 من زیاد دعا نمیکنم 42 00:02:26,349 --> 00:02:29,449 سپس قومش با چشم سر او شهادت دادند 43 00:02:29,449 --> 00:02:32,449 خوبیب را زنده مثله می کنند 44 00:02:32,449 --> 00:02:35,449 تکه های بدنش را بریدند 45 00:02:35,449 --> 00:02:38,539 و به او می گویند 46 00:02:38,539 --> 00:02:41,539 آیا دوست داری محمد تا زنده ای جای تو باشد؟ 47 00:02:41,539 --> 00:02:44,539 او می گوید: "من نمی خواهم خونریزی کنم." 48 00:02:44,539 --> 00:02:47,539 قسم می خورم که دوست ندارم در امان باشم 49 00:02:47,539 --> 00:02:50,539 و برای خانواده و پسرم دعا کنید 50 00:02:50,539 --> 00:02:53,539 می گوید محمد را چنگال می زنند 51 00:02:53,539 --> 00:02:56,539 مردم دست خود را در فضا تکان می دهند 52 00:02:56,539 --> 00:02:59,539 فریاد آنها برای کشتن او بلندتر می شود 53 00:02:59,539 --> 00:03:02,539 سپس سعید بن عامر بینایی او را دید 54 00:03:02,539 --> 00:03:05,539 خبیبه نگاهش را به آسمان بلند می کند 55 00:03:05,539 --> 00:03:08,539 از بالای چوب می گوید 56 00:03:08,539 --> 00:03:11,539 خدایا تعدادشونو بشمار 57 00:03:11,539 --> 00:03:14,539 و آنها را به صورت بیهوده کشت 58 00:03:14,539 --> 00:03:17,539 و هیچ کدام را ترک نکنید 59 00:03:17,539 --> 00:03:20,539 نفس های آخرش را کشید 60 00:03:20,539 --> 00:03:23,539 و ضربات شمشیر زیادی داشت که نمی توانست بشمارد 61 00:03:23,539 --> 00:03:26,539 و نیزه می زند 62 00:03:26,539 --> 00:03:29,539 قریش به مکه بازگشتند 63 00:03:29,539 --> 00:03:32,539 در ازدحام رویدادهای مهم فراموش کردم 64 00:03:32,539 --> 00:03:35,740 خبیبه و مرگش 65 00:03:35,740 --> 00:03:38,740 اما پسر جوان سعید بن عامر الجمهی 66 00:03:38,740 --> 00:03:41,740 خبیب لحظه ای از ذهنش غافل نشد 67 00:03:41,740 --> 00:03:44,770 وقتی می خوابید او را در خواب می دید 68 00:03:44,770 --> 00:03:47,800 او در حالی که بیدار است با تخیل خود نشان می دهد 69 00:03:47,800 --> 00:03:50,800 هنگام خواندن دو رکعت نماز بر او ظاهر می شود 70 00:03:50,800 --> 00:03:53,800 آن دو آرام و اطمینان بخش 71 00:03:53,800 --> 00:03:56,800 جلوی چوب فولادی 72 00:03:56,800 --> 00:03:59,800 صدایش را می شنود که در گوشش می پیچد 73 00:03:59,800 --> 00:04:02,800 علیه قریش نماز می خواند 74 00:04:02,800 --> 00:04:05,800 او می ترسد که رعد و برق به او اصابت کند یا او را بیمار کند 75 00:04:05,800 --> 00:04:08,800 بر او صخره ای از آسمان است 76 00:04:08,800 --> 00:04:12,020 سپس خوبیب به سعید تعلیم داد 77 00:04:12,020 --> 00:04:15,020 زندگی واقعی یک باور و یک مبارزه است 78 00:04:15,020 --> 00:04:18,060 به خاطر ایمان تا مرگ 79 00:04:18,060 --> 00:04:21,060 این ایمان را نیز به او آموخت 80 00:04:21,060 --> 00:04:24,060 این شرکت معجزه می کند 81 00:04:24,060 --> 00:04:27,060 و معجزه می کند 82 00:04:27,060 --> 00:04:30,120 و چیز دیگری به او یاد داد 83 00:04:30,120 --> 00:04:33,120 او مردی است که دوستانش او را دوست دارند 84 00:04:33,120 --> 00:04:36,410 این همه عشق یک پیامبر است 85 00:04:36,410 --> 00:04:39,410 حمایت از بهشت 86 00:04:40,410 --> 00:04:43,500 پس در میان انبوه مردم برخاست 87 00:04:43,500 --> 00:04:46,500 او بی گناهی خود را از گناهان قریش اعلام کرد 88 00:04:46,500 --> 00:04:49,500 و بارهای او و حذف او 89 00:04:49,500 --> 00:04:52,500 به بت ها و بت هایش 90 00:04:52,500 --> 00:04:55,500 و ورود او به دین خدا 91 00:04:55,500 --> 00:04:58,500 سعید بن عامر به مدینه مهاجرت کرد 92 00:04:58,500 --> 00:05:01,500 رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم تمسک کرد 93 00:05:01,500 --> 00:05:04,569 خیبر با او شهادت داد 94 00:05:04,569 --> 00:05:07,569 و تهاجمات بعدی 95 00:05:07,569 --> 00:05:10,569 پیامبر اکرم در کنار پروردگارش است 96 00:05:10,569 --> 00:05:13,569 و از آن راضی است 97 00:05:13,569 --> 00:05:16,569 پس از او شمشیر کشیده باقی ماند 98 00:05:16,569 --> 00:05:19,660 در دست جانشینانش ابوبکر و عمر 99 00:05:19,660 --> 00:05:22,699 او یک نمونه منحصر به فرد زندگی کرد 100 00:05:22,699 --> 00:05:25,699 این برای مؤمنی است که آخرت را برای دنیا خریده است 101 00:05:25,699 --> 00:05:28,699 و رضایت و ثواب خدا را ترجیح دهید 102 00:05:28,699 --> 00:05:31,759 در مورد تمام خواسته های روح 103 00:05:31,759 --> 00:05:34,759 و خواسته های نفسانی 104 00:05:34,759 --> 00:05:37,759 سعید بن عامر به خاطر صداقت و تقوای او 105 00:05:37,759 --> 00:05:40,759 آنها به توصیه های او گوش می دهند 106 00:05:40,759 --> 00:05:44,139 و به آنچه می گوید گوش می دهند 107 00:05:44,139 --> 00:05:47,139 او در آغاز خلافت خود به عمر بن خطاب پیوست 108 00:05:47,139 --> 00:05:50,139 گفت ای عمر 109 00:05:50,139 --> 00:05:53,139 توصیه می کنم در میان مردم از خدا بترسید 110 00:05:53,139 --> 00:05:56,269 به خاطر خدا از مردم نترسید 111 00:05:56,269 --> 00:05:59,269 و اجازه ندهید که سخنان شما با اعمال شما مغایرت داشته باشد 112 00:05:59,269 --> 00:06:02,399 بهترین بیان آن چیزی است که با عمل تأیید شود 113 00:06:02,399 --> 00:06:06,399 از مسلمانان دور و نزدیک با کسانی که خداوند کارشان را به تو سپرده است، مقابله کن 114 00:06:06,399 --> 00:06:09,399 و آنچه را که برای خود و خانواده ات می پسندی برای آنها دوست بدار 115 00:06:09,399 --> 00:06:12,399 و از آنچه برای خود و خانواده ات بیزاری برای آنها بیزاری 116 00:06:12,399 --> 00:06:15,399 و از اعماق به سوی حقیقت برو 117 00:06:15,399 --> 00:06:18,399 و اگر از خدا سازگار است نترسید 118 00:06:18,399 --> 00:06:21,720 عمر گفت 119 00:06:21,720 --> 00:06:24,720 کی میتونه اینکارو بکنه سعید؟ 120 00:06:24,720 --> 00:06:27,720 و او گفت 121 00:06:27,720 --> 00:06:30,720 مردی مثل شما می تواند این کار را بکند 122 00:06:31,720 --> 00:06:34,720 بین او و خدا کسی نیست 123 00:06:34,720 --> 00:06:38,779 سپس عمر بن خطاب سعید را به حمایت از او دعوت کرد 124 00:06:38,779 --> 00:06:41,779 گفت: ای سعید 125 00:06:41,779 --> 00:06:44,779 ما سرور شما بر مردم حمص هستیم 126 00:06:44,779 --> 00:06:47,850 گفت ای عمر 127 00:06:47,850 --> 00:06:50,850 خدایا از تو می خواهم که مرا وسوسه نکن 128 00:06:50,850 --> 00:06:53,850 عمر عصبانی شد و گفت: صبر کن! 129 00:06:53,850 --> 00:06:56,850 تو این را روی گردن من گذاشتی و بعد مرا رها کردی 130 00:06:56,850 --> 00:06:59,939 به خدا من شما را دعوت نمی کنم 131 00:06:59,939 --> 00:07:02,939 حمص گفت به خدا سوگند 132 00:07:02,939 --> 00:07:05,939 آیا امرار معاش را بر شما تحمیل نکنیم؟ 133 00:07:05,939 --> 00:07:08,939 گفت: با او چه کنم یا امیرالمؤمنین؟ 134 00:07:08,939 --> 00:07:11,939 بخشش من از بیت المال بر نیاز من است 135 00:07:11,939 --> 00:07:14,939 سپس به حمص رفت 136 00:07:14,939 --> 00:07:18,139 همین چند روز پیش بود که هیئتی نزد امیرالمؤمنین(ع) آمد 137 00:07:18,139 --> 00:07:21,139 برخی از افراد مورد اعتماد او اهل حمص هستند 138 00:07:21,139 --> 00:07:24,139 و او گفت 139 00:07:24,139 --> 00:07:27,139 نام بیچارگانت را برایم بنویس 140 00:07:28,139 --> 00:07:31,199 بنابراین آنها کتابی را تهیه کردند 141 00:07:31,199 --> 00:07:34,199 سپس فلانی و فلانی و سعید بن عامر بود 142 00:07:34,199 --> 00:07:37,199 گفت: و از سعید بن عامر. 143 00:07:37,199 --> 00:07:40,199 گفتند: شاهزاده ما. 144 00:07:40,199 --> 00:07:43,199 گفت شاهزاده شما فقیر است 145 00:07:43,199 --> 00:07:46,199 گفتند بله 146 00:07:46,199 --> 00:07:49,199 به خدا روزهای درازی برایش می گذرد 147 00:07:49,199 --> 00:07:52,259 در خانه اش آتش روشن نمی کند 148 00:07:52,259 --> 00:07:55,300 عمر گریست تا اشک ریشش را خیس کرد 149 00:07:55,300 --> 00:07:58,300 سپس هزار دینار گرو گذاشت 150 00:07:58,300 --> 00:08:01,300 پس آن را در بسته ای گذاشت و گفت 151 00:08:01,300 --> 00:08:04,300 درود خدا بر او از من بخوانید 152 00:08:04,300 --> 00:08:07,300 و به او بگویید 153 00:08:07,300 --> 00:08:10,300 امیرالمؤمنین این پول را برای شما فرستاد 154 00:08:10,300 --> 00:08:13,550 تا به شما در رفع نیازهایتان کمک کند 155 00:08:13,550 --> 00:08:16,550 هیئت آمد پیش سعید در سوره 156 00:08:16,550 --> 00:08:19,550 او به آن نگاه کرد و یوغی دید که ما را راهنمایی می کند 157 00:08:19,550 --> 00:08:22,550 بنابراین او شروع به هل دادن او از خود کرد در حالی که او می گفت 158 00:08:23,550 --> 00:08:26,550 انگار بر او نازل شده باشد 159 00:08:26,550 --> 00:08:29,550 یا مشکلی در حیاط او وجود دارد 160 00:08:29,550 --> 00:08:32,549 همسرش ترسیده بود و گفت: 161 00:08:32,549 --> 00:08:35,549 امیرالمومنین (ع) سعید امات چیه؟ 162 00:08:35,549 --> 00:08:38,549 گفت: حتی بزرگتر از آن. 163 00:08:38,549 --> 00:08:41,549 گفت: این بدترین مسلمانان است. 164 00:08:41,549 --> 00:08:44,549 گفت: حتی بزرگتر از آن. 165 00:08:44,549 --> 00:08:47,549 گفت: چه چیزی بالاتر از این؟ 166 00:08:47,549 --> 00:08:50,549 گفت: من وارد دنیا شدم. 167 00:08:50,549 --> 00:08:53,549 برای خراب کردن زندگی پس از مرگم 168 00:08:53,549 --> 00:08:56,549 و در خانه من نزاع در گرفت 169 00:08:56,549 --> 00:08:59,549 گفت ولش کن 170 00:08:59,549 --> 00:09:02,549 او از دینار چیزی نمی داند 171 00:09:02,549 --> 00:09:05,549 گفت: در این کار به من کمک می کنی؟ 172 00:09:05,549 --> 00:09:08,549 گفت بله، پس دینارها را گرفت 173 00:09:08,549 --> 00:09:11,580 پس آن را در بسته‌هایی قرار داد و سپس بین دیگران توزیع کرد 174 00:09:11,580 --> 00:09:14,580 مسلمانان بیچاره 175 00:09:14,580 --> 00:09:17,580 خیلی وقت پیش نبود 176 00:09:18,580 --> 00:09:21,679 او وضعیت او را بررسی می کند 177 00:09:21,679 --> 00:09:24,679 زمانی که در حمص که الکویفه نام داشت، ساکن شد 178 00:09:24,679 --> 00:09:27,679 مصغر کوفه و تشابه به حمص است 179 00:09:27,679 --> 00:09:30,679 زیرا مردم آن از کارگران خود بسیار شکایت دارند 180 00:09:30,679 --> 00:09:33,679 آنها همان گونه که مردم کوفه حکومت می کردند، حکومت کردند 181 00:09:33,679 --> 00:09:36,679 وقتی با آن پایین آمد 182 00:09:36,679 --> 00:09:39,679 اهالی آن برای احوالپرسی با او ملاقات کردند 183 00:09:39,679 --> 00:09:42,679 گفت: شاهزاده خود را چگونه یافتی؟ 184 00:09:42,679 --> 00:09:45,710 پس به او شکایت کردند و چهار مطلب را ذکر کردند 185 00:09:46,710 --> 00:09:49,710 هر کدام از دیگری بزرگتر است 186 00:09:49,710 --> 00:09:52,940 عمر گفت پس او و آنان را با هم آوردم 187 00:09:52,940 --> 00:09:55,940 از خدا خواستم که من را از او ناامید نکند 188 00:09:55,940 --> 00:09:58,940 من به او اعتماد زیادی داشتم 189 00:09:58,940 --> 00:10:02,000 وقتی آنها و شاهزاده شان با من بودند 190 00:10:02,000 --> 00:10:05,000 گفتم: از شاهزاده ات شکایت نکن 191 00:10:05,000 --> 00:10:08,000 گفتند پیش ما بیرون نمی آید 192 00:10:08,000 --> 00:10:11,000 تا آن روز برسد 193 00:10:11,000 --> 00:10:14,000 گفتم سعید در این مورد چه می گویی؟ 194 00:10:14,000 --> 00:10:17,029 مدتی سکوت کرد و بعد گفت 195 00:10:17,029 --> 00:10:20,029 قسم می خورم که از گفتن آن متنفر بودم 196 00:10:20,029 --> 00:10:23,029 اما لازم است 197 00:10:23,029 --> 00:10:26,100 خانواده من خدمتکار ندارند 198 00:10:26,100 --> 00:10:29,100 بنابراین من هر روز صبح بیدار می شوم و خمیر آنها را برای آنها ورز می دهم 199 00:10:29,100 --> 00:10:32,100 سپس کمی صبر می کنم تا تخمیر شود 200 00:10:32,100 --> 00:10:35,100 بعد براشون پختم 201 00:10:35,100 --> 00:10:38,129 سپس خود را فروتن می کنم و به سوی مردم می روم 202 00:10:38,129 --> 00:10:41,129 عمر گفت: به آنها گفتم: دیگر از چه شکایتی دارید؟ 203 00:10:42,129 --> 00:10:45,220 گفتند شب جواب کسی را نمی دهد 204 00:10:45,220 --> 00:10:48,220 گفتم سعید چی میگی؟ 205 00:10:50,220 --> 00:10:53,289 گفت: به خدا سوگند از آن متنفر بودم. 206 00:10:53,289 --> 00:10:56,289 این را هم اعلام کنیم 207 00:10:56,289 --> 00:10:59,320 زیرا من روز را برای آنها ساخته ام 208 00:10:59,320 --> 00:11:02,580 و شب از آن خداوند متعال است 209 00:11:02,580 --> 00:11:05,580 گفتم دیگه از چی شاکی هستی؟ 210 00:11:05,580 --> 00:11:08,580 گفتند پیش ما نمی آید بیرون 211 00:11:08,580 --> 00:11:11,700 یک روز در ماه 212 00:11:11,700 --> 00:11:14,700 گفتم این چیه سعید؟ 213 00:11:14,700 --> 00:11:17,700 گفت: یا امیرالمؤمنین بنده ای ندارم. 214 00:11:17,700 --> 00:11:20,700 من جز لباسی که دارم لباس دیگری ندارم 215 00:11:20,700 --> 00:11:23,700 ماهی یکبار میشورم 216 00:11:23,700 --> 00:11:26,700 و صبر کنید تا خشک شود 217 00:11:26,700 --> 00:11:29,830 سپس در پایان روز پیش آنها می روم 218 00:11:29,830 --> 00:11:32,830 بعد گفتم: دیگه از چی گله داری؟ 219 00:11:32,830 --> 00:11:35,830 گفتند هر از چند گاهی روی او تاثیر می گذارد 220 00:11:35,830 --> 00:11:38,830 تا پایان یک خلسه و او ناپدید می شود 221 00:11:38,830 --> 00:11:41,860 درباره کسانی که در شورای او هستند 222 00:11:41,860 --> 00:11:44,899 گفتم این چیه سعید؟ 223 00:11:44,899 --> 00:11:47,899 گفت: مصر شاهد عبیب بن عدی بود 224 00:11:47,899 --> 00:11:50,899 و من مشرکم 225 00:11:50,899 --> 00:11:53,899 قریش را دیدم که بدن او را می بریدند و می گفتند: 226 00:11:53,899 --> 00:11:56,899 دوست داری محمد جای تو باشه؟ 227 00:11:56,899 --> 00:11:59,899 او می گوید: «به خدا، دوست ندارم باشم.» 228 00:11:59,899 --> 00:12:02,899 ما به خانواده و پسرم ایمان داشتیم 229 00:12:03,899 --> 00:12:06,899 به خدا آن روز را ذکر نکردم 230 00:12:06,899 --> 00:12:09,899 و چگونه حمایت او را رها کردم 231 00:12:09,899 --> 00:12:12,899 جز اینکه فکر می کردم خدا مرا نمی بخشد 232 00:12:12,899 --> 00:12:15,899 این خلسه به من ضربه زد 233 00:12:15,899 --> 00:12:19,019 سپس عمر گفت 234 00:12:19,019 --> 00:12:22,019 الحمدلله که مرا ناامید نکرد 235 00:12:22,019 --> 00:12:25,120 سپس هزار دینار برای او فرستاد 236 00:12:25,120 --> 00:12:28,120 تا برای نیازهایش از آن استفاده کند 237 00:12:28,120 --> 00:12:31,120 وقتی همسرش او را دید به او گفت: 238 00:12:31,120 --> 00:12:34,120 ستایش خدایی را که ما را در خدمت شما توانگر ساخت 239 00:12:34,120 --> 00:12:37,120 برای ما لوازم بخرید و ما را استخدام کنید 240 00:12:37,120 --> 00:12:40,149 خدمتکاری و به او گفت 241 00:12:40,149 --> 00:12:43,149 آیا چیزی بهتر از این دارید؟ 242 00:12:43,149 --> 00:12:46,149 گفت این چیه؟ 243 00:12:46,149 --> 00:12:49,149 ما آن را به هر کسی که آن را برای ما بیاورد پرداخت می کنیم 244 00:12:49,149 --> 00:12:52,279 ما بیش از همه به آن نیاز داریم 245 00:12:52,279 --> 00:12:55,279 گفت این چیه؟ 246 00:12:55,279 --> 00:12:58,279 به خدا قرض الحسنه می دهیم 247 00:12:58,279 --> 00:13:01,279 او گفت بله و من پاداش خوبی گرفتم 248 00:13:01,279 --> 00:13:04,340 شورایی که در آن حضور داشت را ترک نکرد 249 00:13:04,340 --> 00:13:07,340 او حتی دینارها را به صورت بسته درآورد 250 00:13:07,340 --> 00:13:10,340 به یکی از خانواده اش گفت 251 00:13:10,340 --> 00:13:13,340 ببرش پیش بیوه فلانی 252 00:13:13,340 --> 00:13:16,340 و به یتیمان فلانی 253 00:13:16,340 --> 00:13:19,340 و به خانواده فقیر فلانی 254 00:13:19,340 --> 00:13:22,759 و به خانواده نیازمند فلانی 255 00:13:22,759 --> 00:13:25,759 خداوند از سعید بن عامر الجمهی راضی باشد 256 00:13:25,759 --> 00:13:28,759 او یکی از کسانی بود که بر خودشان تأثیر گذاشتند 257 00:13:28,759 --> 00:13:31,759 حتی اگر فقیر بودند 258 00:13:31,759 --> 00:13:35,429 سعید بن عامر 259 00:13:35,429 --> 00:13:38,429 مردی که آخرت را برای این دنیا خرید 260 00:13:38,429 --> 00:13:41,429 خدا و رسولش را بر همه چیز ترجیح داد 261 00:13:41,429 --> 00:13:46,059 دردناک