1 00:00:00,780 --> 00:00:03,779 ریاض الصالحین 2 00:00:03,779 --> 00:00:06,780 از قول استاد رسولان 3 00:00:06,780 --> 00:00:09,779 خدا رحمتش کند و درود فرستد 4 00:00:09,779 --> 00:00:14,960 فصل: دستور اجرای امانت 5 00:00:14,960 --> 00:00:21,719 قال حذیفه و ابوهریره رضی الله عنهم 6 00:00:21,719 --> 00:00:25,719 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 7 00:00:25,719 --> 00:00:29,719 خداوند متعال مردم را گرد هم می آورد 8 00:00:29,719 --> 00:00:31,719 سپس مؤمنان برخیزند 9 00:00:31,719 --> 00:00:34,719 تا اینکه بهشت بر آنها ظاهر شود 10 00:00:34,719 --> 00:00:37,719 سپس نزد آدم رضی الله عنه می آیند 11 00:00:37,719 --> 00:00:39,719 و می گویند 12 00:00:39,719 --> 00:00:43,719 ای پدر، بهشت را به روی ما بگشا 13 00:00:43,719 --> 00:00:44,719 و او می گوید 14 00:00:44,719 --> 00:00:49,719 آیا جز گناه پدرت تو را از بهشت بیرون آورد؟ 15 00:00:49,719 --> 00:00:52,750 من مالک آن نیستم 16 00:00:52,750 --> 00:00:56,780 برو پیش پسرم ابراهیم خلیل الله 17 00:00:56,780 --> 00:00:57,780 او گفت 18 00:00:57,780 --> 00:00:59,780 پس نزد ابراهیم می آیند 19 00:00:59,780 --> 00:01:01,780 ابراهیم می گوید: 20 00:01:01,780 --> 00:01:04,819 من مالک آن نیستم 21 00:01:04,819 --> 00:01:08,819 تو فقط از پشت به پشت دوست بودی 22 00:01:08,819 --> 00:01:13,819 موسی را که خدا به طور خاص با او صحبت کرد، تعمید دهید 23 00:01:13,819 --> 00:01:15,819 پس نزد موسی می آیند 24 00:01:15,819 --> 00:01:16,819 و او می گوید 25 00:01:16,819 --> 00:01:19,819 من مالک آن نیستم 26 00:01:19,819 --> 00:01:21,819 برو پیش عیسی 27 00:01:21,819 --> 00:01:24,819 کلام و روح خدا 28 00:01:24,819 --> 00:01:26,819 پس عیسی می گوید 29 00:01:26,819 --> 00:01:28,819 من مالک آن نیستم 30 00:01:28,819 --> 00:01:32,909 سپس نزد محمد صلی الله علیه و آله می آیند 31 00:01:32,909 --> 00:01:34,909 بنابراین او بلند می شود 32 00:01:34,909 --> 00:01:37,040 به او اجازه داده می شود 33 00:01:37,040 --> 00:01:39,040 صداقت و رحمت می فرستد 34 00:01:39,040 --> 00:01:44,040 پس مرا به سمت راست و چپ صراط هدایت می کند 35 00:01:44,040 --> 00:01:47,040 اولین شما مثل برق می گذرد 36 00:01:47,040 --> 00:01:48,099 گفتم 37 00:01:48,099 --> 00:01:50,099 پدر و مادرم 38 00:01:50,099 --> 00:01:53,099 هر چیزی شبیه رعد و برق 39 00:01:53,099 --> 00:01:55,099 او گفت 40 00:01:55,099 --> 00:02:00,170 آیا ندیده ای که چگونه در یک چشم به هم زدن می گذرد و برمی گردد؟ 41 00:02:00,170 --> 00:02:02,170 سپس باد وزید 42 00:02:02,170 --> 00:02:05,170 سپس پرنده پرواز کرد 43 00:02:05,170 --> 00:02:09,169 و سخت ترین مردم اعمالشان است 44 00:02:09,169 --> 00:02:13,169 و پیامبرت بر سر راه ایستاده و می فرماید: 45 00:02:13,169 --> 00:02:16,169 خداوند به شما برکت دهد 46 00:02:16,169 --> 00:02:19,199 تا زمانی که اعمال بندگان ناتوان شود 47 00:02:19,199 --> 00:02:24,199 تا مرد بیاید نمی تواند راه برود مگر با خزیدن 48 00:02:24,199 --> 00:02:28,199 و در هر دو لبه مسیر دو تا خرچنگ آویزان است 49 00:02:28,199 --> 00:02:31,199 به او دستور داده شد که هر کس را که دستور می دهد ببرد 50 00:02:31,199 --> 00:02:33,300 او یک خراش بازمانده دارد 51 00:02:33,300 --> 00:02:36,300 و در آتش فرو رفت 52 00:02:36,300 --> 00:02:39,620 سوگند به کسی که جان ابوهریره در دست اوست 53 00:02:39,620 --> 00:02:43,620 قعر جهنم هفتاد ساله است 54 00:02:43,620 --> 00:02:45,680 به روایت مسلم 55 00:02:45,680 --> 00:02:48,939 پشت سر گفتن 56 00:02:48,939 --> 00:02:52,939 یعنی آنقدر بالا نیستی 57 00:02:52,939 --> 00:02:57,939 کلمه ای است که به عنوان وسیله تواضع ذکر شده است 58 00:02:57,939 --> 00:03:00,960 خداوند مردم را دور هم جمع می کند 59 00:03:00,960 --> 00:03:02,960 یعنی بعد از قیامت 60 00:03:02,960 --> 00:03:05,180 در سرزمین محشر 61 00:03:05,180 --> 00:03:07,180 بهشت بر سرشان حنایی دارد 62 00:03:07,180 --> 00:03:10,379 یعنی آنها را به بهشت نزدیک می کند 63 00:03:10,379 --> 00:03:12,379 باز کن 64 00:03:12,379 --> 00:03:14,379 یعنی از ما خواست باز کنیم 65 00:03:14,379 --> 00:03:17,539 خلیل از خلیل 66 00:03:17,539 --> 00:03:20,699 این بالاترین سطح عشق است 67 00:03:20,699 --> 00:03:21,699 رحم 68 00:03:21,699 --> 00:03:25,699 یعنی خویشاوندی که وصلت آن شرعاً لازم است 69 00:03:25,699 --> 00:03:27,819 کنار من 70 00:03:27,819 --> 00:03:29,819 یعنی طرف من 71 00:03:29,819 --> 00:03:31,050 مسیر 72 00:03:31,050 --> 00:03:35,050 این پلی است که بر روی جهنم کشیده شده است 73 00:03:35,050 --> 00:03:38,370 مردم ماهشهر از آنجا عبور می کنند 74 00:03:38,370 --> 00:03:40,370 پدر و مادرم فدای تو باد 75 00:03:40,370 --> 00:03:43,620 یعنی آنها را فدای تو کنم 76 00:03:43,620 --> 00:03:45,620 یک چشم بر هم زدن 77 00:03:45,620 --> 00:03:48,620 یعنی مدت افتادن پلک روی پلک 78 00:03:48,620 --> 00:03:50,879 سرسخت ترین مردها 79 00:03:50,879 --> 00:03:55,099 یعنی قوی ترین مردان در سرعت سریع خود 80 00:03:55,099 --> 00:03:58,099 تا زمانی که اعمال بندگان ناتوان شود 81 00:03:58,099 --> 00:04:03,099 یعنی حسناتشان با سرعت عبور از صراط ضعیف می شود 82 00:04:03,099 --> 00:04:05,330 کلالب 83 00:04:05,330 --> 00:04:07,330 مجموعه باشگاه 84 00:04:07,330 --> 00:04:10,330 آهنی با توف سر است 85 00:04:10,330 --> 00:04:12,460 گوشت به آن چسبیده است 86 00:04:12,460 --> 00:04:14,460 خراشیده شده 87 00:04:14,460 --> 00:04:16,620 یعنی زخمی و پاره شده 88 00:04:16,620 --> 00:04:18,620 مکراد 89 00:04:18,620 --> 00:04:21,620 یعنی با خشونت رانده شده به جهنم 90 00:04:21,620 --> 00:04:24,620 و مقداری از آن را روی یکدیگر می اندازند 91 00:04:24,620 --> 00:04:26,870 پاییز 92 00:04:26,870 --> 00:04:30,339 یعنی سنت 93 00:04:30,339 --> 00:04:32,569 یکی از فواید صحبت کردن 94 00:04:32,569 --> 00:04:34,569 اطلاعات در مورد سرنوشت مردم 95 00:04:34,569 --> 00:04:39,569 و خداوند آنان را در روزی که شکی در آن نیست به سوی خود محشور می کند 96 00:04:39,569 --> 00:04:43,019 تا آنها را در قبال اعمالشان مسئول بدانند 97 00:04:43,019 --> 00:04:50,529 بهشت گشوده نمی شود مگر با دعوت شفیع رحمت الله علیه. 98 00:04:50,529 --> 00:04:54,529 اصل انسان از حضرت آدم علیه السلام است 99 00:04:54,529 --> 00:04:58,529 این دانش مسلم و بدون شک است 100 00:04:58,529 --> 00:05:01,199 تواضع پیامبران 101 00:05:01,199 --> 00:05:05,199 هر کدام موضوع را به دیگری ارجاع می دهند 102 00:05:05,199 --> 00:05:09,579 به یاد یکی از امور او در این دنیا 103 00:05:09,579 --> 00:05:12,579 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 104 00:05:12,579 --> 00:05:16,579 او شفیعی است که در قیامت شفاعت می کند 105 00:05:16,579 --> 00:05:19,579 این گواه بر فضل و فضیلت اوست 106 00:05:19,579 --> 00:05:23,579 او بر سایر پیامبران تقدم داشت 107 00:05:23,579 --> 00:05:28,899 و مقام والای او نزد پروردگارش منزه است 108 00:05:28,899 --> 00:05:31,899 تجلیل از صداقت و رحمت 109 00:05:31,899 --> 00:05:36,319 آنها در دو طرف مسیر ایستاده اند 110 00:05:36,319 --> 00:05:38,319 شرایط مردم در مسیر 111 00:05:38,319 --> 00:05:42,319 و با اعمال خود از عذاب نجات می یابند 112 00:05:42,319 --> 00:05:45,319 به رحمت خدا وارد بهشت می شوند 113 00:05:45,319 --> 00:05:49,769 شدت وحشت جهنم و عمق آن 114 00:05:49,769 --> 00:05:53,769 جایگاه کافران و منافقان است 115 00:05:56,430 --> 00:06:02,430 از ابوخبیب عبدالله بن الزبیر رضی الله عنهم می فرماید. 116 00:06:02,430 --> 00:06:05,430 هنگامی که زبیر در روز شتر ایستاد 117 00:06:05,430 --> 00:06:08,430 او مرا صدا زد و من کنارش ایستادم 118 00:06:08,430 --> 00:06:11,430 گفت: پسرم. 119 00:06:11,430 --> 00:06:15,430 امروز جز ظالم یا مظلوم کسی نمی کشد 120 00:06:15,430 --> 00:06:20,430 و خود را جز این نمی بینم که امروز به ناحق کشته شوم 121 00:06:20,430 --> 00:06:23,430 یکی از بزرگترین دغدغه های من برای دینم است 122 00:06:23,430 --> 00:06:28,430 فکر می کنید دین ما مقداری از پول ما را پشت سر گذاشته است؟ 123 00:06:28,430 --> 00:06:31,560 سپس گفت: اوه از من. 124 00:06:31,560 --> 00:06:34,560 فروش پول ما و ادای دینم 125 00:06:34,560 --> 00:06:38,560 یک سوم و یک سوم را به پسرم وصیت کرد 126 00:06:38,560 --> 00:06:42,560 این یعنی برای فرزندان عبدالله بن الزبیر یک سوم ثلث 127 00:06:42,560 --> 00:06:48,560 گفت: از مال ما پس از پرداخت قرض چیزی باقی نمی ماند. 128 00:06:48,560 --> 00:06:50,560 یک سوم آن برای فرزندان شماست 129 00:06:50,560 --> 00:06:52,689 هشام گفت 130 00:06:52,689 --> 00:06:56,689 ولد عبدالله با برخی از بن الزبیر مشابهت کرده بود 131 00:06:56,689 --> 00:06:58,689 خبیب و آباد 132 00:06:58,689 --> 00:07:03,689 او در آن زمان نه پسر و نه دختر داشت 133 00:07:03,689 --> 00:07:05,689 عبدالله گفت 134 00:07:05,689 --> 00:07:08,689 پس شروع کرد به توصیه دین خود و گفت: 135 00:07:08,689 --> 00:07:10,689 پسرم 136 00:07:10,689 --> 00:07:12,689 اگر قادر به انجام هیچ یک از آن نیستید 137 00:07:12,689 --> 00:07:15,689 پس پروردگارا از او کمک بخواه 138 00:07:15,689 --> 00:07:16,779 او گفت 139 00:07:16,779 --> 00:07:19,779 به خدا نمی دانستم چه می خواهد 140 00:07:19,779 --> 00:07:21,779 تا اینکه گفتم 141 00:07:21,779 --> 00:07:23,779 ای بابا، ارباب تو کیه؟ 142 00:07:23,779 --> 00:07:24,779 او گفت 143 00:07:24,779 --> 00:07:26,779 خدایا 144 00:07:26,779 --> 00:07:27,910 او گفت 145 00:07:27,910 --> 00:07:31,910 به خدا سوگند من به خاطر دین او هرگز در مضیقه نیفتاده ام 146 00:07:31,910 --> 00:07:32,910 جز اینکه گفتم 147 00:07:32,910 --> 00:07:34,910 ای پروردگار زبیر 148 00:07:34,910 --> 00:07:36,910 بدهی او را بپردازد 149 00:07:36,910 --> 00:07:38,910 و آن را خرج می کند 150 00:07:38,910 --> 00:07:40,040 او گفت 151 00:07:40,040 --> 00:07:42,040 الزبیر کشته شد 152 00:07:42,040 --> 00:07:45,040 و از آتش و درهم دریغ نکرد 153 00:07:45,040 --> 00:07:47,040 به جز دو زمین 154 00:07:47,040 --> 00:07:49,040 از جمله جنگل 155 00:07:49,040 --> 00:07:52,040 یازده خانه در شهر 156 00:07:52,040 --> 00:07:54,040 دو خانه در بصره 157 00:07:54,040 --> 00:07:56,040 به کوفه رفتند 158 00:07:56,040 --> 00:07:58,040 آنها در مصر زندگی می کردند 159 00:07:58,040 --> 00:07:59,170 او گفت 160 00:07:59,170 --> 00:08:03,170 اما این دین او بود که پیرو آن بود 161 00:08:03,170 --> 00:08:06,170 که آن مرد برایش پول می آورد 162 00:08:06,170 --> 00:08:08,170 پس با او خداحافظی می کند 163 00:08:08,170 --> 00:08:10,170 الزبیر می گوید: 164 00:08:10,170 --> 00:08:11,170 خیر 165 00:08:11,170 --> 00:08:13,170 اما او یک جد است 166 00:08:13,170 --> 00:08:16,170 من از دست دادن او می ترسم 167 00:08:16,170 --> 00:08:18,170 او هرگز به امارت منصوب نشده است 168 00:08:18,170 --> 00:08:21,170 نه مالیات و نه هیچ چیز 169 00:08:21,170 --> 00:08:27,170 مگر اینکه با رسول خدا صلی الله علیه و آله در غزوه بود 170 00:08:27,170 --> 00:08:32,169 یا با ابوبکر و عمر و عثمان رضی الله عنهم 171 00:08:32,169 --> 00:08:34,259 عبدالله گفت 172 00:08:34,259 --> 00:08:37,259 من حساب کردم از نظر بدهی چه چیزی داشت 173 00:08:37,259 --> 00:08:42,330 دو هزار و دویست هزار پیدا کردم 174 00:08:42,330 --> 00:08:47,330 حکیم بن حزام با عبدالله بن الزبیر ملاقات کرد و گفت: 175 00:08:47,330 --> 00:08:48,330 برادرزاده ام 176 00:08:48,330 --> 00:08:51,330 برادرم چقدر بدهکار است؟ 177 00:08:51,330 --> 00:08:53,330 پس ساکتش کردم و گفتم 178 00:08:53,330 --> 00:08:55,330 صد هزار 179 00:08:55,330 --> 00:08:57,330 حکیم گفت 180 00:08:57,330 --> 00:09:01,330 به خدا پول شما را برای این کار کافی نمی بینم 181 00:09:01,330 --> 00:09:03,330 عبدالله گفت 182 00:09:03,330 --> 00:09:08,330 دیدی دو هزار و دویست هزار بود؟ 183 00:09:08,330 --> 00:09:09,330 او گفت 184 00:09:09,330 --> 00:09:12,330 من نمی بینم که شما می توانید این را تحمل کنید 185 00:09:12,330 --> 00:09:17,330 اگر قادر به انجام هیچ یک از این کارها نیستید، از من کمک بگیرید 186 00:09:17,330 --> 00:09:18,330 او گفت 187 00:09:18,330 --> 00:09:23,360 الزبیر جنگل را هفتاد و صد هزار خریده بود 188 00:09:23,360 --> 00:09:28,360 عبدالله آن را هزار و ششصد هزار فروخت 189 00:09:28,360 --> 00:09:30,360 بعد بلند شد و گفت 190 00:09:30,360 --> 00:09:33,360 هر که در برابر زبیر چیزی دارد 191 00:09:33,360 --> 00:09:35,360 بگذار در جنگل با ما ملاقات کند 192 00:09:35,360 --> 00:09:38,419 عبدالله بن جعفر نزد او آمد 193 00:09:38,419 --> 00:09:42,419 زبیر چهارصد هزار داشت 194 00:09:42,419 --> 00:09:44,419 به عبدالله گفت 195 00:09:44,419 --> 00:09:47,419 اگه خواستی به خودت میسپارم 196 00:09:47,419 --> 00:09:49,419 عبدالله گفت 197 00:09:49,419 --> 00:09:50,460 خیر 198 00:09:50,460 --> 00:09:51,460 او گفت 199 00:09:51,460 --> 00:09:56,460 در صورت تمایل، می توانید آن را به عنوان بخشی از آنچه در صورت تأخیر به تأخیر می اندازید، قرار دهید 200 00:09:56,460 --> 00:09:58,460 عبدالله گفت 201 00:09:58,460 --> 00:10:00,460 خیر 202 00:10:00,460 --> 00:10:01,460 او گفت 203 00:10:01,460 --> 00:10:03,460 من را تکه ای بریدند 204 00:10:03,460 --> 00:10:05,490 عبدالله گفت 205 00:10:05,490 --> 00:10:08,490 از اینجا به اینجا 206 00:10:08,490 --> 00:10:11,490 پس عبدالله مقداری از آن را فروخت 207 00:10:11,490 --> 00:10:14,490 پس بدهی خود را پرداخت و آن را پرداخت 208 00:10:14,490 --> 00:10:18,490 چهار و نیم سهم باقی مانده است 209 00:10:18,490 --> 00:10:22,549 پس نزد معاویه آمد و عمر بن عثمان با او بود 210 00:10:22,549 --> 00:10:24,549 و المنذر بن الزبیر 211 00:10:24,549 --> 00:10:26,549 و ابن زمعه 212 00:10:26,549 --> 00:10:28,549 معاویه به او گفت 213 00:10:28,549 --> 00:10:30,549 ارتفاع جنگل چقدر است؟ 214 00:10:30,549 --> 00:10:31,549 او گفت 215 00:10:31,549 --> 00:10:34,549 ارزش هر سهم صد هزار است 216 00:10:34,549 --> 00:10:35,549 او گفت 217 00:10:35,549 --> 00:10:37,549 چقدر از آن باقی مانده است؟ 218 00:10:37,549 --> 00:10:38,549 او گفت 219 00:10:38,549 --> 00:10:41,549 چهار و نیم سهم 220 00:10:41,549 --> 00:10:43,649 منذر بن الزبیر گفت: 221 00:10:43,649 --> 00:10:47,649 صد هزار سهم ازش گرفتم 222 00:10:47,649 --> 00:10:49,649 عمر بن عثمان گفت 223 00:10:49,649 --> 00:10:53,649 صد هزار سهم ازش گرفتم 224 00:10:53,649 --> 00:10:55,649 ابن زمه گفت 225 00:10:55,649 --> 00:10:58,649 صد هزار سهم گرفتم 226 00:10:58,649 --> 00:11:00,649 معاویه گفت 227 00:11:00,649 --> 00:11:12,259 چقدر از آن باقی مانده است؟ گفت: یک و نیم سهم. گفت: آن را پنجاه و صد هزار گرفتم. او گفت 228 00:11:12,259 --> 00:11:20,000 عبدالله بن جعفر سهم خود را به ششصد هزار به معاویه فروخت 229 00:11:20,000 --> 00:11:27,679 ابن الزبیر پرداخت بدهی خود را تمام کرده بود. ابن زبیر گفت: میراث ما را بین ما تقسیم کن. 230 00:11:27,879 --> 00:11:37,669 گفت: به خدا سوگند در میان شما سوگند نمی‌خورم تا اینکه فصل را چهار سال اعلام کنم، مگر کسانی که آن را دارند. 231 00:11:37,669 --> 00:11:44,769 الزبیر بدهی دارد، پس بیاید پیش ما و آن را پرداخت کنیم. بنابراین او شروع به تماس هر سال برای من کرد 232 00:11:44,769 --> 00:11:53,559 پس از گذشت چهار سال، بین آنها تقسیم شد و سومی به زبیر داده شد 233 00:11:53,559 --> 00:12:01,480 چهار زن، و هر زن یک هزار و صد هزار، پس تمام پول خود را دریافت کرد 234 00:12:01,480 --> 00:12:12,019 پنجاه هزار و صد هزار روایتی که بخاری در روز شتر نقل کرده است، واقعه است 235 00:12:12,019 --> 00:12:17,419 معروفی که بین علی بن ابی طالب رضی الله عنه و هر که بود 236 00:12:17,419 --> 00:12:24,340 با او و عایشه رضی الله عنها و کسانی که با او هستند و آن را جنگ شتر نامیدند. 237 00:12:24,340 --> 00:12:31,539 زیرا عایشه رضی الله عنها بر شتر بزرگی سوار بود و در آن ایستاد 238 00:12:31,539 --> 00:12:39,610 الصف، و آن در سال سی و شش هجری بود. فقط یک ظالم کشته می شود 239 00:12:39,610 --> 00:12:47,009 یا مظلوم است چون یا صحابی هستند که تعبیر به مظلومیت کرده اند یا نه 240 00:12:47,009 --> 00:12:57,620 همنشینی که در راه دنیا بجنگد، ظالم است، یعنی مساوی مصیبت، یعنی غم و اندوه. 241 00:12:57,620 --> 00:13:06,870 جنگل سرزمین بزرگ نیاکان شهر است، یعنی 242 00:13:06,870 --> 00:13:15,409 من تو را دیدم، یعنی بگو، اگر خواستی می‌توانی آن را به تأخیر بیاندازی 243 00:13:16,409 --> 00:13:23,909 یعنی درخواست تعویق بدهی خود به الزبیر به همراه بدهی هایی که تأخیر در پرداخت آن داشتند. 244 00:13:23,909 --> 00:13:35,250 موسم، یعنی موسم حج، از فواید حدیث است. مقام زبیر بن العوام رضی الله عنه 245 00:13:35,250 --> 00:13:42,970 خداوند بر اوست و او شاگرد و مورد اعتماد ترین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. 246 00:13:42,970 --> 00:13:50,419 در خداوند توسل به او و راضی بودن به حکمت او و یاری گرفتن از او امری سخت است 247 00:13:50,419 --> 00:13:56,820 دین چون مانند الزبیر رضی الله عنه با پیشینه های قبلی خود 248 00:13:56,820 --> 00:14:04,600 ثابت شد که او دارای فضایل بسیار بود و حتی پس از مرگ نیز به دین مبادرت داشت 249 00:14:04,600 --> 00:14:11,370 وصیت در زمان جنگ، چون ممکن است منجر به مرگ شود، جواز عاریه است 250 00:14:11,370 --> 00:14:18,529 قبل از اجرای ترکه و قبل از تقسیم دیون باید توسط ورثه متوفی پرداخت شود. 251 00:14:18,529 --> 00:14:26,279 ارث، جایز بودن مالکیت خانه و زمین، هر اندازه که باشد، در صورت وجود دلیل بر آن است. 252 00:14:26,279 --> 00:14:34,340 قانون حفظ امانت قوت روح عبدالله بن الزبیر رضی الله عنه است. 253 00:14:34,340 --> 00:14:40,820 خداوند با نپذیرفتن آنچه حکیم بن حزام رضی الله عنه از او خواسته آنها و عفت او را حفظ کند. 254 00:14:41,379 --> 00:14:47,179 خداوند او را یاری کند و آنچه عبدالله بن جعفر رضی الله عنه از او خواسته است 255 00:14:47,179 --> 00:14:54,259 برکت در صورتی جایز است که آن را در چیزی قرار دهی و آن را کمی زیاد کند 256 00:14:54,259 --> 00:15:02,200 اگر از چیزی که مصیبت بزرگی است دور شود، باید از آن چیزی که پیش آمده است خودداری کرد 257 00:15:02,200 --> 00:15:08,639 در میان صحابه رضی الله عنه هیچ وسوسه ای نبود، پس همه عادل بودند، به هر حال. 258 00:15:08,679 --> 00:15:16,950 از جمله در این امر کوشا هستند و حسن نیت را به پاداش تعبیر می کنند 259 00:15:16,950 --> 00:15:23,190 با صاحبش برای تسهیل امور و پرداخت بدهی هایش، چنانکه برای زبیر اتفاق افتاد. 260 00:15:23,190 --> 00:15:30,730 ابن العوام رضی الله عنه ریاض الصالحین